شکنندگی دولت‌ها در قاب شکسته خاورمیانه

شکنندگی دولت‌ها

شکنندگی دولت‌ها از مفاهیم نسبتا جدید در علوم سیاسی و روابط بین الملل است که افزارها و امکاناتی کاربردی را برای تحلیل عملکرد دولت‌های مختلف در زمینه‌های گوناگون فراروی پژوهشگران قرار می‌دهد.

این مفهوم که در سال‌های اخیر به صورت یک شاخص درآمده است، سالانه از سوی بنیاد صلح با وضعیت ۱۷۸ کشور جهان تطبیق داده می‌شود. این شاخص با محاسبه نمره هر واحد سیاسی در حوزه‌های مختلفِ مورد بررسی، نمره میانگین و رتبه شکنندگی دولت‌ها را محاسبه می‌کند.

معیارهای شاخص دولت شکننده

شاخص دولت شکننده (Fragile State Index) که تا چند سال پیش با عنوان شاخص دولت درمانده (Failed State Index) نیز شناخته می‌شد، میزان شکست‌ یا موفقیت دولت‌ها در اجرای موثر وظایف خود در زمینه‌های گوناگون، از جمله حفظ امنیت و جلوگیری از مداخلات خارجی، ارتقای مشروعیت سیاسی، توسعه اقتصادی، ارائه خدمات عمومی، حاکمیت قانون، مطالبات اقوام و .. را ارزیابی می‌کند. هرچه واحدهای سیاسی رتبه پایین‌تری از منظر شکنندگی به دست آورند، وضعیت بغرنج‌تری خواهند داشت و هرچه رتبه آن‌ها از ۱ دورتر شود، وضعیت بهتری پیدا خواهند کرد. برای نمونه در این شاخص، دولت‌های یمن، سوریه و افغانستان معمولا رتبه اول تا سوم‌اند و کشورهای اروپایی و آمریکا رتبه‌های بالای ۱۰۰ را به خود اختصاص می‌دهند.

معیارهای این شاخص به سه دسته کلی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تقسمی می‌شوند. معیارها در دسته اجتماعی شامل این موارد است:

  • فشارهای جمعیتی (Demographic Pressures): منظور فشارهایی است که از سوی جمعیت ساکن در مرزهای هر دولت و محیط داخلی به آن وارد می‌شود. مثلاً نیاز مردم به غذا، آب آشامیدنی سالم، بهداشت و…
  • تعداد پناهجویان و افراد بی‌خانمان درون مرزها: این معیار بیشتر در کشورهایی موضوعیت پیدا می‌کند که به طور کامل و یا در برخی مناطق درگیر جنگ، جنگ داخلی یا منازعات قومی است. در نتیجه این منازعات، تعداد افرادی که خانمان خود را از دست می‌دهند و ناچار از فرار از محل زندگی خود می‌شوند به شدت افزایش می‌یابد. در حال حاضر، سوریه، عراق و یمن چنین شرایطی دارند.
  • شکایات گروهی: مقصود از شکایات گروهی، اختلافات و تعارضاتی است که میان گروه‌های مختلف قومی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی به‌وجود می‌آید. برای مثال اختلافات موجود میان شیعیان، سُنی‌ها و کُردها در عراق از این قسم است. در هر دوره از تاریخ این کشور یکی از گروه‌ها نسبت به دیگران از امتیازات بیشتری برخوردار شده است، مثلاً در دوره حکومت صدام حسین، اقلیت سنُی از امتیازات بیشتری برخوردار بود و پس از سقوط وی امتیازات شیعیان افزایش یافته است.
  • فرار مغزها و نیروی انسانی.

در حوزه اقتصادی معیارهایی همچون این موارد مبنا قرار می‌گیرد:

  • توسعه نامتوازن (Uneven Economic Development)؛
  • فقر و تنزل اقتصادی (Economic Decline and Poverty).

در دسته سیاسی نیز این معیارها ارزیابی می‌شود و کارنامه سالانه هر واحد سیاسی را تشکیل می‌دهد:

  • مشروعیت سیاسی؛
  • خدمات عمومی؛
  • حقوق بشر و حاکمیت قانون؛
  • ساختار امنیتی: این معیار به طور عمده تهدیدات امنیتی موجود علیه یک دولت را بررسی می‌کند. شورش، بمب‌گذاری، جنبش‌های اعتراضی، کودتاها، گسترش تروریسم و افزایش تلفات ناشی از این دست حملات و رویدادها در این معیار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
  • چند‌دستگی نخبگان (Factionalized Elites): یعنی عملکرد نهادهای سیاسی تحت‌الشعاع مسائل قومی، طبقه‌ای، نژادی، مذهبی و … قرار گیرد. در این مورد نیز عراق مثال گویایی است، زیرا در این کشور حتی تقسیم پست‌های مدیریتی و سیاسی نیز از طریق دسته‌بندی‌های چندپارگی طایفه‌ای و مذهبی انجام می‌شود.
  • مداخلات خارجی.

ارتباط شکنندگی دولت‌ها و جرایم سازمان‌یافته

تجربه ثابت کرده است که هرچه میزان شکنندگی دولت‌ها افزایش می‌یابد جرایم سازمان‌یافته، تروریسم و نیز جرایم سایبری نیز درون مرزهای آن‌ها افزایش می‌یابد؛ قاچاق مواد، قاچاق انسان، جرایم رایانه‌ای و تروریسم از جمله مواردی به شمار می‌آیند که به طور مستقیم با مسائلی نظیر، فساد دولتی، حاکمیت قانون و نیز برقراری امنیت در مرزها و داخل کشورها مرتبط هستند. یافته‌های پژوهشی در «مرکز مطالعات استراتژیک کلیگندال» نشان از آن دارد که دولت‌های شکست خورده، به مثابه مأمنی برای سازمان‌های تروریستی و خرابکار عمل می کند، زیرا این سازمان‌ها می‌توانند به خوبی در چنین کشورهای اقدام به برنامه‌ریزی، اجرا، حمایت و فعالیت‌های مالی تروریستی کنند. زیرا یا اصولاً حکومت‌های درمانده یا از حضور و فعالیت‌های این سازمان‌ها مطلع نمی‌شوند و یا در صورت اطلاع قادر به تضعیف و نابودسازی آن‌ها نیستند.

پناهگاه‌های سازمان‌های تروریستی در این کشورها را سیاه‌چاله‌های تروریستی (Terrorist Black Hole) می‌خوانند. البته شکل‌گیری این سیاه‌چاله‌ها فراتر از ضعف‌های حکومت‌ها نیازمند «مزیت‌های نسبی تروریستی» است که عبارت‌اند از تنش‌های اجتماعی، منازعات داخلی، شکست‌ در اجرای سیاست‌های کلان، فساد، فرصت‌های اقتصادی نامتوازن، توسعه‌نیافتگی اقتصادی و نیز پاره‌ای عوامل خارجی. در واقع هرجا ضعف‌های حکومت و مزیت‌های نسبی تروریستی با هم جمع شوند، سیاه‌چاله‌های تروریستی پدیدار می‌گردند.

همچنین تجربه کشورهایی همچون افغانستان و عراق به خوبی بازنمایاننده این واقعیت است که سازمان‌های تروریستی در فقدان دولت‌های کارآمد آزادانه به اعمال قدرت بر مناطق مختلف این کشورها پرداخته و فوراً وارد روندهای کشت، تولید و حتی تجارت مواد مخدر نیز شده‌اند.

خاورمیانه و دولت‌های شکننده

خاورمیانه یکی از مراکز مهم گروه‌های تروریستی و فعالیت‌های مخرب سازمان‌یافته است و در عین حال دولت‌های این منطقه از جهان عمدتاً با مشکلاتی نظیر بی‌ثباتی، جنگ داخلی، فساد دولتی، ضعف اقتصادی  درگیرند. تعداد دیکتاتوری‌های بی‌اعتنا به قوانین اساسی، دموکراسی و حاکمیت قانون در این منطقه از معدود نظام‌های مردم‌سالار بسیار بیشتر است.  در نمودار زیر، رتبه جهانی هر یک از دولت‌های خاورمیانه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ از منظر شکنندگی دولت‌ها جمع آوری شده است و میانگین رتبه هر دولت نیز محاسبه شده است تا نهایتاً رتبه هر یک از ۱۶ کشور در این ۸ ساله مشخص شود. جمع‌آوری رتبه این کشورها ۸ سال گذشته و گرفتن میانگین آن نکات جالب توجهی را برای پی دارد که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم. البته دو کشور افغانستان و پاکستان را نیز به دلیل اهمیت آن‌ها در حوزه جرایم سازمان‌یافته در این جدول زیر منظور کرده‌ایم.

کشور20112012201320142015201620172018
عراق99111312111011
یمن138687743
سوریه492321159654
ایران3534374444474952
لبنان4345464640404344
مصر4531343129383636
لیبی11150544125252328
اردن9690878381777167
عربستان سعودی93100102961059710199
الجزایر8177737165767772
مراکش8787939289908483
بحرین129125124120116121118104
کویت128128127127128126126126
عمان141137136135136137133129
قطر139142143139154142146140
امارات متحده عربی138140142143154145147146
جدول رتبه‌بندی کشورهای خاورمیانه از منظر شکنندگی دولت

نخستین نکته قابل توجه آنکه یمن در ۸ سال گذشته، شکننده‌ترین دولت خاورمیانه بوده است و امارات متحده عربی از این نظر بهترین وضعیت را داشته‌است. یمن و امارات همچنان عنوان بدترین و بهترین رتبه از منظر شکنندگی دولت در بین کشورهای خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند؛ یمن از منظر شکنندگی دولت در سال ۲۰۱۸ پس از سودان و سومالی در جایگاه سومین دولت شکننده جهان قرار گرفته است و در سوی دیگر طیف، امارات متحده عربی در سال ۲۰۱۷ رتبه ۱۴۷ جهان را به دست آورد که بهترین رتبه یک کشور خاورمیانه‌ای در ۸ سال اخیر به حساب می‌آید و به رتبه کشورهای اسلواکی، اسپانیا و لهستان نزدیک است.

نکته جالب دیگر این است که با وجود جنگ دخلی گسترده و عدم وجود دولت در بخش‌های وسیعی از سوریه طی چند سال گذشته، میانگین رتبه این کشور هنوز هم به دلیل رتبه‌ نسبتاً مناسب در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ از پاکستان، عراق، افغانستان و یمن بهتر است. عراق نیز با وجود روند نسبتاً صعودی از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴، با ظهور داعش مجدداً دچار تنزل جایگاه شده و رتبه‌ای بهتر از سومی را به‌دست نمی‌آورد. افغانستان نیز در سال‌های اخیر تنها ۳ رتبه جایگاه خود را بهبود بخشیده که چندان محلی از اعراب پیدا نمی‌کند.

جمهوری اسلامی پاکستان نیز که بهترین رتبه خود را در سال ۲۰۱۸ به دست آورده در مسیر رو به رشد به پیش می‌رود. در این میان اما جمهوری اسلامی ایران تنها کشور خاورمیانه‌ای به حساب می‌آید که از سال ۲۰۱۲ به بعد به طور مداوم در مسیر ارتقا به پیش رفته و از رتبه ۳۴ در این سال به رتبه ۵۲ جهان رسیده و به طور میانگین در جایگاه هفتم خاورمیانه قرار دارد. اما رتبه ایران براساس آمار سال ۲۰۱۸ هشتم است و وضعیت بهتری از لبنان دارد.

به‌جز دولت‌های یاد شده سه کشور ترکیه، اردن و مصر، به ترتیب با بیشترین میزان تنزل، رکورددار بیشترین افت در جایگاه هستند؛ به طوری‌که ترکیه ۴۶ رده، اردن ۱۵ رتبه و مصر ۹ رتبه افت کرده‌اند. با این وجود میانگین رتبه دو کشور ترکیه و اردن همچنان قابل قبول است. دولت عمان نیز اگرچه در مجموع جزء بهترین کشورهای خاورمیانه از منظر شکنندگی دولت به حساب می آید اما به ۸ رتبه تنزل از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ روبه‌رو شده است.

از سوی دیگر اما رژیم صهیونیستی و کرانه باختری، جمهوری اسلامی ایران، امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز به ترتیب با ۲۴، ۱۷، ۸ و ۶ رتبه ارتقای جایگاه در طول ۸ سال گذشته بیشترین عملکرد مثبت را به خود اختصاص داده اند.

کویت نیز که وضعیت نسبتاً خوبی داشته، در ۸ سال گذشته چندان تغییری نکرده است. دولت قطر نیز که ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ روندی رو به رشد را طی کرده، به دلیل محاصره پنج کشور عربی در ژوئن ۲۰۱۷ دچار ۶ رده تنزل شده ولی با این وجود همچنان در جایگاه پانزدهم خاورمیانه قرار دارد و تنها امارات وضعیت بهتری از این کشور دارد. چه‌بسا در صورت حل و فصل بحران قطر این کشور بتواند به سرعت جایگاه امارات متحده عربی را نیز درنوردد و بهترین وضعیت را در بین واحد‌های سیاسی خاورمیانه به دست آورد.

 

منابع

برای مطالعه سایر مقالات کادراس با موضوع «دولت‌های شکننده» کلیک کنید