نارکوتروریسم به‌مثابه تهدید جهانی

در تعاریف جدید علم روابط بین‌الملل، بازیگران فراملی و فروملی نقش پررنگی در شکل‌دهی به نظم‌ها، روندها و ساختارهای امنیت جهانی و منطقه‌ای دارند. گروه‌های نارکوتروریستی از بازیگرانی‌اند که در دو سطح فروملی و فراملی فعالیت می‌کنند. جریان‌های تروریستی با هدف کسب منابع مالی جدید برای تامین تجهیزات و نیرو به کشت، تولید، ترانزیت و حتی توزیع انواع مواد مخدر و محرک روی می‌آورند. در چنین لحظه‌ای است که گروه‌های نارکوتروریستی متولد می‌شوند. این گروه‌ها با به چالش کشیدن مرزهای ملی، امنیت کشورهای مسیر ترانزیت یا بازار مصرف را تهدید می‌کنند و موجب افزایش خشونت سازمان یافته در این مناطق می‌شوند. در ادامه این یادداشت نگاهی کوتاه به تاریخچه، تعریف و تهدیدات نارکوتروریسم در محیط بین‌المللی خواهیم داشت .

تاریخچه مختصرنارکوتروریسم

اصطلاح نارکوتروریسم در دهه 1980 میلادی در آمریکای لاتین ابداع شد و از آن زمان، توسل به جنایت به صورت عاملی مهم در سیر تکاملی مفهوم تروریسم درآمد. دهه پایانی سده بیستم را می‌توان دهه‌ تقویت پیوند جرم و جنایت با تروریسم توصیف کرد. اما اصطلاح نارکوتروریسم را اولین بار فرناندو بلئونده تری، رییس‌جمهوروقت پرو در سال ۱۹۸۳ برای برچسب زدن به حملات شبه تروریستی علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر  استفاده کرد.

ارائه تعریفی جامع که بتواند نارکوتروریسم را از کلمات شعارگونه امروز در سیاست خارجی و داخلی دور کند، همواره کاری بسیار دشوار بوده است. با این که این کلمه به طور مکرر مورد استفاده قرار می‌گیرد و به عنوان پایه تصمیات سیاسی به کار می‌رود، اما تعریف دقیق آن مبهم است؛ زیرا بسته به اینکه تمرکز بر کدام قسمت این کلمه ترکیبی باشد، پیامدها و نتایج متفاوتی دارد.

مذاکرات کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه جرایم سازمان یافته بین‌المللی، منجر به اجماع کامل در تعریف جرایم سازمان یافته نشد. با این حال، کشورهای حاضر در این مجمع به این تعریف نسبتا جامعه دست یافتند: «گروه ساختار یافته‌ای متشکل از سه نفر یا بیشتر، موجود برای یک دوره زمانی و با هدف ارتکاب جرم یا جرایم جدی بیشتر یا جرایمی که به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم، سود مالی یا سایر مزایای مادی به همراه داشته باشد».

شبکه‌های ترانزیت مواد در منطقه با تجهیز به جدیدترین وسایل ارتباطی و حمل‌ونقل و با استفاده از پوشش‌های مختلف تجاری، سیاسی، قومی و… برای عبور از مرزهای خشکی، دریایی و هوایی برای انتقال مواد به بازارهای مصرف در نقاط مختلف جهان به‌ویژه اروپا بهره می‌برند. یکی از مسیرهای انتقال مواد با عبور از مرزهای شمالی افغانستان وارد آسیای مرکزی شده، از روسیه عبور کرده و سپس وارد بازارهای اروپایی می‌شود. دیگر مسیر از آب‌های خلیج فارس می‌گذرد، خلیج عدن، دریای سرخ و کانال سوئز را رد می‌کند و به جنوب اروپا می‌رسد. یکی دیگر از مسیرهای ترانزیت مواد با عبور (غیرقانونی) از مرزهای ایران وارد ترکیه می‌شود و از آنجا راهی حوزه بالکان می‌شود. نکته قابل ذکر آن است که در این مسیرهای عبور مواد، بازار مصرف نیز شکل گرفته و بخشی از محموله مواد در این مناطق توسط خرده فروش‌های محلی توزیع می‌شود.

در حوزه موضوعات امنیت بین الملل، همواره باید تاثیر مشکلات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی آن را در نظر بگیریم؛ حوزه قاچاق مواد مخدر نیز تحت تاثیر این امر است. به عنوان مثال، انبارهای مواد مخدر در افغانستان، بیشتر در استان های نیمروز، فراه و هرات متمرکز است، این مناطق با استان های خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در ایران هم مرز و این همجواری مشکلات امنیتی و اجتماعی فراوانی را برای ایران ایجاد کرده است؛ علاوه بر این ترانزیت مواد مخدر از مرزهای خروجی ایران به سمت اروپا و افزایش قاچاق هروئین به اروپا، موضوع امنیت بین الملل و به مخاطره افتادن آن را بیش از پیش در مرکز توجه قرار داده است.

امروزه قاچاق مواد مخدر، به عنوان پدیده ای شناخته می‌شود که امنیت ملی کشورها را به امنیت بین المللی پیوند می‌زند. امنیت بین الملل به حالتی گفته می‌شود که در آن قدرت ها و گروه های دارای نفوذ در معاملات رفتاری و سیاستی خود به گونه ای رفتارکنند که پا را از محدوده خود فراتر گذاشته یا موضوع و بحرانی در سطح جهان آن قدر فراگیر شود که کشورها احساس کنند، از سوی گروه‌ها و قدر‌تهای دیگر در خطر افتاده‌اند. بحران قاچاق مواد مخدر برای ایران با وجود اقدامات  و هزینه های مالی  و با وجود کاستی های بسیار، به دلیل موقعیت جغرافیایی  و مرز مشترک با کانون های تولید مواد مخدر، و از سوی دیگر عدم همکاری منطقه ای و بین المللی موثر و سود سرشار تجارت مواد مخدر برای گروه‌های دارای قدرت، موجب شده است تا قاچاق مواد مخدر به عنوان موضوعی مهم در امنیت بین المللی ایران مطرح شود. امنیت بین‌المللی ایران با توجه به جغرافیای امنیتی مرزهای شرقی ایران (به دلیل هم مرز بودن با پاکستان و افغانستان) به شدت تحت تاثیر قرار دارد.