Cudras

Tag: معتاد

  • طرح پاکسازی شهرهای کهگیلویه و بویراحمد از معتادان خیابانی آغاز شد

    دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کهگیلویه و بویراحمد از آغاز طرح نوروزی پاکسازی شهرهای استان از معتادان خیابانی خبر داد و گفت: در این راستا تاکنون ۲۹ نفر از معتادان متجاهر و غیرمتجاهر جمع‌آوری شده‌اند.

    سید ناصر رضایی ظهر امروز در یازدهمین نشست شورای مبارزه با مواد مخدر کهگیلویه و بویراحمد اظهار داشت: در عملیات‌های مشترک استان با استان‌های بوشهر و کرمانشاه بالغ با 300 کیلوگرم مواد مخدر کشف و ضبط شد.

    وی از آغاز طرح پاکسازی نوروزی خبر داد و افزود: در این راستا، 29 نفر از معتادان متجاهر و کسانی که ممکن بود در ایام نوروز چهره ناخوشی را از استان به گردشگران نشان دهند با کمک پلیس و هماهنگی دستگاه قضایی جمع‌آوری شدند که این افراد به مدت 80 روز در کمپ‌ها و مراکز ترک اعتیاد نگهداری می‌شوند.

    دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه برنامه‌ها در سه محور مقابله‌ای، فرهنگی-پیشگیری و بحث درمانی پیگیری می‌شود، گفت: در بحث مقابله، پاکسازی و کنترل محلات آسیب‌پذیر با همکاری پلیس شروع شده است.

    رضایی عنوان کرد: از ابتدای امسال تاکنون بیش از پنج تن مواد مخدر در استان کشف شد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته افزایش کشفیات داشتیم.

    وی با بیان اینکه درمان‌های غیرقانونی و غیرموثر ترک اعتیاد توسط افراد سودجو  در سطح شهرستان‌های استان گزارش شده است، ابراز کرد: برای برخورد با این افراد سودجو تمیهدات لازم اندیشیده شده که در نشست‌های آینده نتایج برخوردها گزارش می‌شود.

    منبع

  • 156 هزار زن در ایران معتاد هستند

    سرپرست معاونت کاهش تقاضا و توسعه مشارکت های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: اگر جمعیت زنان کشور را 27 میلیون نفر در نظر بگیریم، فقط 6 دهم درصد آنان که معادل 156 هزار نفر و 9 درصد معتادان کشور است، گرفتار اعتیاد هستند.

    حمید صرامی گفت: در ایران دو میلیون و 802 هزار و 800 نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر در سن 15 تا 64 سال هستند و از این تعداد 156 هزار نفر زن هستند.
    وی اظهار داشت: جامعه زنان ایرانی عفیف است و اینکه برخی سیاه نمایی می کنند که خانم ها به شدت به سمت مواد مخدر رفته اند، اصلا زمینه علمی ندارد.
    صرامی خاطرنشان کرد: البته این میزان اعتیاد در زنان هم پذیرفته و پسندیده نیست و اگر اکنون تعداد زنان معتاد را با دهه 70 یا 80 مقایسه کنیم، تعداد زنان گرفتار این آسیب اجتماعی نسبت به گذشته بیشتر شده است.
    سرپرست معاونت ستاد مبارزه با مواد مخدر اضافه کرد: مصرف سیگار، قلیان و مواد در دختران نسبت به پسران کمتر است و نشان می دهد که خانواده ها نسبت به دختران خود حساسیت بیشتری دارند البته انتظار می رود این میزان حساسیت برای پسران هم وجود داشته باشد.
    صرامی پیش از این نیز گفته بود: در سال های اخیر، سن مصرف مواد در جامعه جهانی کاهش و گرایش افراد تحصیلکرده، شاغل و زنان به مصرف مواد مخدر افزایش یافته است.
    وی افزود: ضربه پذیری نهاد خانواده، مراکز آموزشی، مدارس و دانشگاه ها و محیط های کاری از مصرف مواد مخدر بیشتر شده و این در حالی است که با طیف گسترده ای از انواع مواد مخدر و دسترسی آسان به آنها مواجه هستیم.

    * میانگین سن شروع اعتیاد زنان 26 سال است
    سرپرست معاونت کاهش تقاضا و توسعه مشارکت های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنین گفت: میانگین سن شروع مصرف مواد مخدر در جمعیت 15 تا 64 سال، 24 سال و سه ماه است. این میانگین سنی در مردان 24 سال و یک ماه و در زنان 26 سال و دو ماه است.
    صرامی افزود: در ایران دو میلیون و 802 هزار و 800 نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر در سن 15 تا 64 سال هستند و از این تعداد 156 هزار نفر زن هستند.
    صرامی به عوامل موثر در انگیزش شروع به مصرف مواد مخدر اشاره کرد و گفت: 33.8 درصد از کسانی که مواد مصرف می کنند علت آن را تفریح و تفنن اعلام کرده اند همچنین 19. درصد به دلیل جلب توجه، ابراز وجود به سمت مصرف مواد رفته اند.
    معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر ادامه داد: 17.4 درصد علت مصرف مواد را کنار آمدن با مشکلات زندگی، استرس ها، اضطراب ها، افسردگی ها و ناامیدی ها عنوان کرده اند. 13.2 درصد افراد هم فقط برای تجربه کردن، سراغ مواد مخدر رفته اند.

    منبع

  • توضیحات شهردار درباره اجاره ساعتی اتاق به معتادان در شوش، مولوی و هرندی

    شهردار منطقه ۱۲ درباره جمع‌آوری ضربتی معتادان در محله‌های شوش، مولوی و هرندی که اخیرا توسط نیروی انتظامی‌انجام شد، گفت: اگر نهادهایی مثل شهرداری، مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای، آموزش و پرورش و … نسبت به احیای این محلات اقدامات لازم را انجام ندهند، ممکن است دوباره به وضعیت قبلی خود بازگردند.

    علی محمد سعادتی (شهردار منطقه ۱۲) در رابطه با بافت فرسوده‌ محلات شوش، مولوی و هرندی و وضعیت ساکنان آنها، گفت: شهرداری در برنامه‌های خود توجه ویژه‌ای به اقتصاد خانواده‌ها در آن محدوده دارد. همچنین به حضور بنگاه‌های کارآفرین و مجموعه‌هایی که بتوانند به توسعه مشاغل خانگی کمک کنند، توجه می‌کند؛ چراکه بخش عمده‌ای از فساد ناشی از مسائل اقتصادی است.

    شهردار منطقه ۱۲ شهرداری تهران ادامه داد: تسهیلات ویژه‌ای را به حوزه ساخت و ساز اختصاص داده‌ایم. ضمن اینکه توسعه‌گرانی را که تا امروز با ما کار کرده‌اند تشویق می‌کنیم تا به نقاط فرسوده این محلات هم ورود کنند.

    وی افزود: برخی نقاط و ساختمان‌ها که محل رخنه و نفوذ معتادان بوده‌اند، بدون صاحب هستند یا صاحبان آنها در دسترس نیستند یا خود را به روشنی معرفی نمی‌کنند. ضمنا ممکن است تعیین تکلیف قضایی این بناها و ساختمان‌ها زمانبر باشد. در حال برنامه‌ریزی تمهیداتی برای جلوگیری از نفوذ معتادان به این بناها هستیم تا زمانی که از لحاظ قضایی تعیین‌تکلیف شوند.

    سعادتی یادآور شد: در قانون دیده شده که اگر املاکی بلاصاحب باشند یا محلی برای توسعه جرم و فساد باشند، دستگاه قضایی می‌تواند آنها را به نفع دولت ضبط کند. ممکن است بخش کوچکی از این ساختمان‌ها چنین سرنوشتی پیدا کنند. برخی از این ساختمان‌ها هم صاحب دارند و باید آنان را دعوت کنیم ــ‌چه در دستگاه قضایی و چه در شهرداری‌ــ تا از ملک خود به نحو بهتر و شایسته‌تری استفاده کنند.

    شهردار منطقه ۱۲ با بیان اینکه موضوع ساخت و ساز بافت‌های فرسوده امتیازات خاص خود را در قالب ستاد بازآفرینی شهر تهران دارد، عنوان کرد: ضوابط تشویقی و وام‌ها و تسهیلات بانکی از جمله این اقدامات است که دولت هم عزم دارد تا آنها را اجرایی کند. در شهرداری منطقه ۱۲ تمام تسهیلاتی را که در قالب ستاد بازآفرینی شهر تهران به بافت‌های فرسوده تعلق گرفته، چه در حوزه تسهیلات نقدی بانکی، چه در حوزه تسهیلات مرتبط با شبکه زیرساخت‌ها و انشعابات و چه در حوزه عوارض و وجوهی که شهرداری تهران از هر متقاضی ساخت و ساز دریافت می‌کند، اعمال می‌کنیم.

    سعادتی خاطرنشان کرد: عملا تا ۱۸۰ درصد تراکم در جنوب محور خیابان انقلاب بدون هرگونه پرداخت مالی به شهرداری اتفاق می‌افتد و رایگان است. همچنین هزینه انشعابات هم به عهده دستگاه‌های خدمات‌رسان است و بابت آن هم پرداختی نخواهند داشت. اخیرا هم مشوق‌های مالی از طریق وزارت مسکن درخصوص اخذ وام‌های بانکی اعلام شده که آن هم حتما راهگشاست.

    وی اضافه کرد: وقتی این ساختمان‌ها محلی برای اسکان و استقرار باندهای توزیع مواد مخدر بود، ممکن بود مالکان به خود زحمت ندهند تا وارد عرصه نوسازی آنها شوند یا حتی ممکن بود فکر کنند، اقدام به تخلیه این افراد می‌تواند منجر به آزار و اذیتی از سوی آنان شود. اما حال که این شبکه در دل محله تا حدی پاکسازی شده است، فکر می‌کنم انگیزه مالکین اراضی و ساختمان‌ها برای بازسازی و مقاوم‌سازی یا استفاده بهینه از ملکشان بیش از پیش فراهم خواهد بود.

    سعادتی در ادامه گفت: البته برخی از مالکان این بناها هم ملک خود را به افراد معتاد اجاره می‌دهند. اکنون که معتادان جمع‌آوری شده‌اند و برخی گروه‌ها شرایط را برای حضور در این محلات مناسب نمی‌بینند، قاعدتا باید این املاک در اختیار افرادی قرار گیرند که شرایط اجتماعی بهبودیافته‌تری دارند؛ یا خانواده‌اند یا در بازار فعالیت دارند و … . بنابراین مخاطبان جدید، املاک فرسوده را از مالکان اجاره نمی‌کنند. قبلا یک خانه متروکه مخروبه را هم از این مالکان اجاره می‌کردند، اما مخاطبان جدید خواستار شکل و شمایل بهتری هستند و حداقلش این است که مالکان باید خانه را مرمت و مقاوم‌سازی کند.

    شهردار منطقه ۱۲ درخصوص شرایط محلات شوش، مولوی و هرندی پیش از جمع‌آوری ضربتی معتادان که اخیرا از سوی پلیس صورت گرفت، بیان کرد: اینجا محله‌ای بود که فضای بروز جرم و زمینه‌های جزم‌خیزی در آن فراهم بود؛ چه در حوزه اعتیاد، چه سرقت و چه فعالیت شبکه‌های مرتبط با قاچاق و آزار کودکان.

    وی در پاسخ به این پرسش که آیا اجاره ساعتی خانه و اتاق به معتادان در این محلات صحت دارد، گفت: طبیعتا چنین اتفاقی دور از ذهن نیست و ممکن است در این محلات اتفاق افتاده باشد. البته درخصوص قیمت اجاره اتاق نمی‌توانم صحبت کنم و شاید مسئولان پلیس بتوانند دقیق‌تر توضیح دهند.

    سعادتی اظهار کرد: قاچاق و توزیع مواد مخدر در سطح دنیا یکی از پولسازترین و خطرناکترین تجارت‌هاست. ما هم در مجاورت کشوری (افغانستان) قرار داریم که طی سالیان گذشته رشد تولید و توزیع مواد مخدر در آن چند برابر شده است. اینکه فکر کنیم با تلاشی که صورت گرفت می‌توانیم این فرایند را در یک محله یا شهر کاملا خاتمه‌یافته قلمداد کنیم، به نظر من صحیح نیست.محله هرندی هم مثل همه محلات تهران دستخوش این آسیب بود، اما آنچه هرندی را به یک محله برجسته در این حوزه تبدیل کرده بود، کلونی شدن محله و تجمیع بسیاری از آسیب‌ها به صورت توامان، به علاوه فقر موجود در محله بود؛ چه در حوزه اقتصادی و چه در حوزه فرهنگی.

    شهردار منطقه ۱۲ ادامه داد: تحرکی که اکنون صورت گرفته یک روی سکه است و روی دیگرش امنیتی است که ایجاد شده و باید تثبیت شود. مردم همواره درخواست‌شان این بود که بتوانیم شاخصه اول زندگی را به این محله برگردانیم. این شاخصه امنیت است که در هر محله اهمیت ویژه‌ای دارد. حضور شبکه‌های توزیع مواد مخدر و آسایش مثال‌زدنی آنها در ارتکاب فعالیت‌های مجرمانه در این محلات، باعث می‌شد در بقیه حوزه‌ها هم نتوانیم حرکتی کنیم. یعنی اگر مثلا قرار بود کارآفرینان در این منطقه برای توسعه اشتغال فعالیت کنند یا اگر قرار بود در حوزه آموزش مدارس متروکه را احیا کنیم، تا زمانی که ناامنی ناشی از حضور این شبکه‌ها وجود داشت، بقیه فعالیت‌ها هم به درستی ممکن نبود.

    وی گفت: ما می‌خواهیم منطقه هرندی را به شرایط امنیت اجتماعی و محیطی موجود در بقیه محلات تهران نزدیک کنیم. جمع‌آوری معتادان شروعی برای این حرکت اجتماعی بود و به همان اندازه که می‌تواند موثر باشد، اگر نسبت به انجام اقدامات لازم بعدی غفلت کنیم، می‌تواند بی‌اثر شده و باعث بازگشت این محلات به وضعیت قبلی شود.

    سعادتی با بیان اینکه به حرکت اخیر که در زمینه جمع‌آوری معتادان در محله‌های شوش، مولوی و هرندی صورت گرفت خوشبین هستم، اظهار کرد: ما هم در نیروی انتظامی‌اشتیاق خوبی برای پیگیری این موضوع می‌بینیم و هم در دستگاه قضایی شاهد قاطعیت در صدور احکام و حضور در محدوده بودیم. حال که زیرساخت امنیتی در سطحی مناسب برای محله ایجاد شده، سایر نهادها هم باید گام‌های بعدی را بردارند. آموزش و پرورش باید به دنبال توسعه آموزش و فعال‌سازی مدارس متروکه باشد، کمیته امداد باید خانواده‌های مستضعف را شناسایی و حمایت کند، مرکز آموزش فنی و حرفه‌ای روی اشتغال جوانان در این محدوده تمرکز کند، شهرداری دررابطه با نگهداشت و نظافت شهر و مجوزهای مرتبط با ساخت و ساز فعالیت کنیم و درمجموع با یک مدیریت متحد و هماهنگ، محله هرندی را به یکی از محله‌های معمولی شهر تهران تبدیل کنیم.

    وی خاطرنشان کرد: البته ما به دنبال ایجاد یک مدینه فاضله در این محلات نیستیم؛ بلکه می‌خواهیم این برچسب و بدنامی‌که روی محلاتی مثل هرندی است، با اتفاقات خوب کم‌کم به فراموشی سپرده شود و ساکنان ریشه‌دار این محلات به اینکه اهل این محلات هستند افتخار کنند؛ نه اینکه احساس سرشکستگی داشته باشند.

    سعادتی در پاسخ به این سوال که قبول دارید بافت فرسوده موجود و فضاهای بی‌دفاع شهری علتی برای تجمع معتادان در این محلات هستند، گفت: قطعا همه عوامل به صورت توامان سبب ایجاد این بافت شده‌اند.  اکنون فضاهای بی‌دفاع شهری قابل کنترل هستند و بخشی از آنها هم در سالیان گذشته توسط شهرداری تملک شده‌اند و در حال برنامه‌ریزی برای احداث پروژه‌های زیرساختی در محله هستیم. البته ایجاد فضایی مناسب در این محلات باید در همکاری با نهادهای دیگر شکل گیرد و حضور منسجم نیروی انتظامی، نیروهای محلی ازجمله جوانان، مساجد، بسیج و … را هم می‌طلبد.

     

    منبع

  • متادون؛مرگ تدریجی امید

    گوشه ای از حیاط کز کرده و در خلوت خود سکوت کرده است.

    به سراغش رفتم؛خود را اینگونه معرفی می کند،امید 27 ساله ای که 9 سال است در منجلاب اعتیاد است.

    دوست نداشت برایمان از نحوه معتاد شدندش بگوید،ورفت سراغ اینکه 5 بار تصمیم به ترک گرفته اما نتوانسته است.

    من در مرکز ترک اعتیاد استان زنجان و درکنار کسانی که تصمیم به ترک اعتیاد گرفته اند هستم.

    امید از دارویی صحبت می کند که پزشک عمومی برای او تجویز کرد و حالا 6 سالی است با آن دارو، نه راه پیش دارد ، نه راه پس.

    صحبت از متادون است.

    متادون یک داروی مخدر صنعتی می‌باشد که غالباً به عنوان یک داروی نگهدارنده برای مهار اعتیاد به هروئین و مواد مخدر به کار می‌رود.

    گرم صحبت با امید بودم که سه نفر از دوستانش به جمع ما اضافه شدند.

    حمید 29 ساله می گوید،از دوستانمان شنیده بودم متادون به راحتی درمطب ها یافت می شود و ارزانتر از مواد مخدر است  به همین خاطر سراغ یک پزشک عمومی رفتم،او به من قرص متادون داد و حالا 5 سالی است نمیتوانم اعتیاد و این قرص ها را کنار بگذارم و پزشکان می گویند ،روند مثبتی در بهبودی طی نمی کنم.

    سامان هم 32 سال سن دارد او میگوید، برخی پزشکان درمطب های خود متادون تجویز و به فروش می رسانند و بدون هیچ برنامه دارویی آن را در اختیار معتادان قرارمی دهند.

    متادون؛این داروی مخدر در چند کارخانه داروسازی که از وزارت بهداشت مجوز دارند، تولید می شود بعد به شرکت های پخش تحویل می شود و آنها نیز به معاونت های غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی تحویل می دهند سپس بر اساس سهمیه بندی به مراکز درمانی ترک اعتیاد تحت نظر داده می شود .

    چندی پیش رئیس سازمان غذا و دارو اعلام کرده بود: داروی متادون یک داروی خاص و تحت کنترل است که برای ترک اعتیاد و کاهش درد بیماران مبتلا به سرطان کاربرد دارد و فروش آن در داروخانه‌ها و مطب پزشکان ممنوع است.

    دکتر بیگلری،رئیس دانشگاه علوم پزشکی زنجان نیز می گوید:دراستان زنجان هیچ مطب و عطاری مجوز فروش داروی متادون را ندارد.

    اما صحبت های امید و دوستانشان و اسنادی که در دست داشتند من را بر آن داشت تا به صورت میدانی این موضوع را بررسی کنم.

    با کمک همکارم بدون هیچ نسخه و پرونده ای و با دوربین مخفی در چند نقطه مختلف از شهر به مطب چند پزشک عمومی رفتیم.

    ایستگاه اول،مطب پزشک عمومی در جنوب شهر؛وارد که شدیم منشی دلیل حضور ما را پرسید و ما گفتیم به قرص متادون نیاز داریم،از ما کارت ملی خواست و ما گفتیم کارت ملی همراه نداریم،چند لحظه بعد با یک بسته 10 تایی از قرص متادون آمد .قرص را گرفتیم و به ما گفت:نیازی نیست برای تهیه قرص به مطب بیایید ، از دفعه بعد تماس بگیرید تا قرص را برای شما ارسال کنیم.

    قرصی که وزارت بهداشت از ممنوعیت فروش آن خبر می دهد راحت دراختیار ما قرار گرفت،اما این تمام ماجرا نبود.

    سراغ مطب پزشک دیگری در مرکز شهر رفتیم،مطبی که شبیه به یک مرکز فروش بود،دو منشی در کنار پزشک در حال پر کردن شیشه های متادون بودند.

    در مدت زمان کمتر از 10 دقیقه، 5 نفر برای خرید شربت متادون آمدند و بدون نسخه ،دارو تهیه کردند، ما هم با دو شیشه متادون دست پر بازگشتیم.

    از 8 پزشکی که ما انتخاب کردیم،مطبی پیدا نشد که ما را بی متادون راهی کنند.

    سراغ دکتر موسوی زاده،متخصص ترک اعتیاد رفتیم تا از عوارض متادون بپرسیم،دارویی که راحت تر از قرص سرما خوردگی قابل دریافت است.

    وی با اشاره به این که عوارض منفی متادون به مصرف و توزیع غیر قانونی این دارو مربوط می شود، گفت: متاسفانه امروزه دسترسی به داروهایی شبه مخدر مانند ترامادول، دیفنوکسیلات و متادون در کشور افزایش یافته است.

    دکتر موسوی زاده با اشاره به درمان اعتیاد به تریاک با قرص متادون، تصریح کرد: مصرف قرص متادون برای افرادی که تریاک را به صورت تدخینی(دود کردن) مصرف می کنند، می تواند آسیبهای بسیاری را داشته باشند.

    وی گفت: مصرف خودسرانه قرص متادون برای ترک اعتیاد پروسه درمان بیمار را با انحرافات متعددی رو به رو می کند، بر همین اساس بیمار با تکیه بر ناتوانی در درمان از ترک اعتیاد سرخورده می شود.

    این درمانگر اعتیاد با بیان این که توزیع متادون در مراکز فاقد مجوز درمان اعتیاد جرم محسوب می شود، عنوان کرد: به هر میزانی که دسترسی افراد غیر بیمار به متادون افزایش یابد، سطح خطر ابتلا به اعتیاد در عموم مردم ارتقا می‌یابد.

    نشتی متادون به بازار قابل شناسایی نیست

    در ادامه گزارش، باز پی نوشتی از صحبت های رئیس سازمان غذا و دارو می زنم،وقتی که اعلام می شود متادون تولید داخلی است و تنها در وزارت بهداشت توزیع می شود ؛ پس نشتی توزیع کجاست؟ و چرا جلوی نشتی گرفته نمی شود؟

    حالا سراغ محمد تقی فتحی معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان زنجان می روم، او با تایید اینکه متاسفانه متادون به راحتی در مطب ها و عطاری ها یافت می شود گفت:باید منشا توزیع این دارو شناسایی شود و در مرحله بعد با فروشندگان برخورد شود.

    حجت الاسلام صادقی نیارکی ،رئیس دادگستری استان زنجان هم در جلسه شورای پیشگیری از وقوع جرم گفت:در شبکه توزیع دارویی ، درزی وجود دارد که داروهای ممنوعه به راحتی در کف بازار موجود است.

    وی خطاب به مسئولان تاکید کرد:برای اینکه سرمایه های نظام برای ترک اعتیاد جوانان به هدر نرود اقدام فوری برای جلوگیری از فروش این داروها بدون نسخه و پرونده شود.

    باید این معضل را یک درد بزرگ بدانیم که اعتیاد امید و 8 هزار معتاد دیگر  یک هدف برای تجارت نیست، باید برای آن ها راهکاری بدهیم که به آغوش زندگی برگردند نه اینکه غرق در این منجلاب بشوند.

     

    منبع

  • حرف‌های عبرت‌آمیز یک معتاد 21 ساله؛ چگونه به مواد مخدر آلوده شدم؟

    زمانی به خود آمدم که به یک معتاد حرفه ای تبدیل شده بودم و همواره در پی تهیه مواد مخدر بودم. پدرم زمانی که به ماجرای اعتیادم پی برد شروع به نصیحت کرد که از سرنوشت او درس بگیرم و به دنبال اعتیاد و دوستان ناباب نروم!

    دوات آنلایناز پدر و مادرم انتظار محبت بیشتری داشتم اما آن ها آن قدر درگیر گرفتاری ها و مشکلات خودشان بودند که به من توجهی نمی کردند.

    من هم در جست وجوی یافتن محبت در کوچه و خیابان به دنبال رفیق بازی رفتم تا آن که به مواد مخدر آلوده شدم. حالا هم فقط مورد سرزنش قرار می گیرم تا سرگذشت پدرم برایم عبرت شود اما …

    پسر 21 ساله ای که مدعی بود به خاطر ورشکستگی پدرش و قرار گرفتن در یک شرایط خاص نتوانسته است بیشتر از مقطع ابتدایی به تحصیلاتش ادامه بدهد، با بیان این که همه اوقاتم را با دوستانم می گذرانم و علاقه ای به کار کردن ندارم درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: شش ساله بودم که زمزمه شکست اقتصادی پدرم در خانه پیچید.

    آن زمان معنای «ورشکسته شدن» را نمی‌فهمیدم و از حرف های پدر و مادرم فقط متوجه می شدم که باید خانه را بفروشیم و در جای دیگری زندگی کنیم.

    پدرم در سرای بلور مشهد فروشگاه بزرگ لوازم خانگی داشت و ما از امکانات رفاهی خوبی برخوردار بودیم به طوری که من را در بهترین مهد کودک خصوصی ثبت نام کرده بودند و راننده پدرم مرا به مهد می برد.

    خلاصه طولی نکشید که یکی از دوستانش در معاملات لوازم خانگی کلاهش را برداشت و او مجبور شد منزل ویلایی بزرگ و خودروی خارجی گران قیمتش را برای پرداخت مبالغ بدهکاری و حفظ آبرویش بفروشد.

    این گونه بود که پدرم به ناچار با اندک پول باقی مانده منزل کوچکی در حاشیه شهر خرید و به یک باره ما از آن همه امکانات رفاهی و تفریحی به مکانی آمدیم که دیگر از آن همه سفره های رنگین و ناز و نعمت خبری نبود.

    پدرم هر روز افسرده تر می شد تا جایی که برای تامین هزینه های زندگی به عنوان کارگر آهن فروشی شروع به کار کرد این در حالی بود که برای رهایی از سختی های روزگار و فراموش کردن گذشته اش به مصرف مواد مخدر روی آورد.

    او که به قول خودش از عرش به فرش سقوط کرده بود، در محیط آلوده زندگی مان به رفیق بازی پرداخت به طوری که هر روز بیشتر در گرداب مواد افیونی فرو می‌رفت این در حالی بود که من هم به سن نوجوانی رسیده بودم و انتظار محبت از پدر و مادرم داشتم اما آن ها درگیر مسائل و مشکلات خودشان بودند و توجهی به من نمی کردند.

    تا جایی که من هم در همان محیط آلوده و در جست وجوی محبت به دنبال رفیق بازی رفتم چرا که آن ها هیچ وقت مرا سرزنش نمی کردند و به درد دل هایم گوش می‌دادند.

    خلاصه من هم زمانی به خود آمدم که به یک معتاد حرفه ای تبدیل شده بودم و همواره در پی تهیه مواد مخدر بودم. پدرم زمانی که به ماجرای اعتیادم پی برد شروع به نصیحت کرد که از سرنوشت او درس بگیرم و به دنبال اعتیاد و دوستان ناباب نروم!

     اما دیگر کار از کار گذشته و من در سن جوانی به معتادی تبدیل شده ام که نمی توانم لحظه ای بدون مواد مخدر زندگی کنم. از سوی دیگر من فرزند بزرگ خانواده بودم و در شرایطی پدرم ورشکسته شد که نتوانستم بیشتر از مقطع ابتدایی ادامه تحصیل بدهم.

    با این حال برای تامین هزینه های زندگی کارگری می کردم و از پدر و مادرم انتظار داشتم که بیشتر از گذشته مرا تشویق کنند و مورد مهر و محبت خودشان قرار بدهند اما آن ها حرف های مرا درک نمی کنند و مدام به سرزنشم می پردازند.

    من هم برای فرار از سرزنش های آن ها دوباره به آغوش همان دوستان ناباب پناه می برم تا حرف هایم را بشنوند اگرچه می دانم نصیحت های پدرم از سر دلسوزی است و دوست ندارد آینده مرا در سرنوشت تاریک خودش جست وجو کند و …

    ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

    منبع

  • آیا معتاد یک قربانی است؟

    این نوشتار دربرگیرنده سه قسمت اصلی با تاکید بر گفتمان های مسلط در سوء مصرف مواد مخدر است.
    سه گفتمان:
    ۱- قضایی (آیا معتاد یک مجرم است؟)
    ۲- پزشکی (آیا معتاد یک بیمار است؟)
    ۳- اجتماعی ( آیا معتاد یک قربانی است؟)
    با در نظر گرفتن تقدم زمانی و شرایط و مقتضیات زمان و مکان همواره مورد توجه تمامی کشورها و صاحب‌نظران در کنترل معضل مواد مخدر و اعتیاد بوده است. موسسه هم اندیشی جهانی راه برتر (کادراس) ضمن تشریح هر یک از این گفتمان ها و بررسی اصلی ترین مباحث مطرح شده و نظرات منتقدان، قضاوت اصلی در مورد پذیرش هر یک از این گفتمان ها در راهبرد روشی جهت کنترل اعتیاد و اثرات منفی آن را به خوانندگان عزیز می سپرد؛ چرا که در هر یک از مباحث فوق نکات بسیار ظریف و کاربردی وجود دارد که با گرایش فکری هر یک از خوانندگان می تواند نقطه قابل بحثی باشد.

    قسمت سوم: گفتمان اجتماعی در اعتیاد

    گفتمان اجتماعی در اعتیاد به معنای درونی کردن مسئله اعتیاد در جامعه در فرایند شهروند سازی، با ارائه آموزش از خانواده ها و مداس با کمک رسانه ها است. تجویز یک رویکرد ثابت جهت مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد مانند گفتمان های قضایی و پزشکی، از منظر گفتمان اجتماعی، امری تقلیل گرایانه است.
    می توان با یک «شیفت پارادایمی۱» اعتیاد را از یک مشکل فردی و یک بیماری، به عنوان آسیب اجتماعی چند جانبه ای در حوزه های پزشکی، قضایی، روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی و.. معرفی کرد. نقطه کانونی این گفتمان این است که اعتیاد یک انحراف اجتماعی و بنابراین فرد معتاد بیشتر می تواند یک «قربانی» باشد، از این منظر ساختن دوباره زندگی بدون سوء مصرف مواد وکاستن از عوارض آن، نیازمند بازنگری افکار و الگوهای رفتاری قدیمی است. فرد معتاد هر چند خود به صورت فردی نقش مهمی در انتخاب مصرف مواد مخدر دارد، اما تصور بر این است که او خودش را قربانی شرایط فردی و اجتماعی می داند.
    گفتمان اجتماعی به جای تعریف اعتیاد به عنوان یک بیماری مغزی، آشفتگی فزاینده حوزه اعتیاد را ناشی از شکستی می داند که در روابط و معنای زندگی حادث شده است. با جابجایی معنای زندگی، شکست در روابط و معناهایی که موجب هم بستگی جامعه و فرد می شد مسئله اعتیاد وارد صورت بندی جدیدی شده است. امروزه ثابت شده نگاه تک بعدی جهت کنترل معضل اعتیاد نمی تواند پاسخگو باشد. بر اساس نظریه «جابجایی۲» در جامعه شناسی، باید صورت بندی جدیدی از اعتیاد با تاکید بر نابرابری حاصل از شرایط اقتصادی و شکل گیری ساخت های اجتماعی نابرابر گشاده شود. در این صورت بندی جدید، استفاده از مواد مخدر و وابستگی به آن نوعی انحراف از هنجارهای اجتماعی محسوب می شود که عمدتاً از طریق سه منبع جامعه پذیری یعنی خانواده، مدرسه و گروه همسالان شروع می شود. به عبارتی، ویژگی جامعه کوچکتر (منظور محلات) و جامعه گسترده تر (در سطح کشور) نقش مهمی در مصرف مواد مخدر وآموزش و آگاهی رسانی در پیوند سه منبع اولیه اجتماعی شدن (خانواده، مدرسه و گروه همسالان) بر عهده دارد. حتی در این گفتمان منابع دیگر اجتماعی سازی، مانند مذهب، محیط کار و رسانه ها هم نقش مهمی در فرایند اجتماعی شدن و گرایش به مصرف مواد و انحراف فردی و اجتماعی دارد۳.
    مهمترین عناصر گفتمان اجتماعی آگاه سازی و مشارکت است. آگاه سازی افراد و گروه های در معرض خطر مصرف مواد مخدر بهترین شیوه اجتماعی کردن امر اعتیاد است. در این شیوه با تشکیل جلسات گروهی و بحث و تبادل نظر از خانواده ها و مدارس، روند آگاهی سازی با سه محور اعتماد متقابل مردم و گروه ها به یکدیگر، توانمند سازی افراد، تشکیل گروه های دوستی و تقویت حس مسئولیت پذیری در جامعه ادامه می یابد. همچنین گسترش مشارکت های مردمی در غالب تشکیل سازمان های مردم نهاد و مشارکت داوطلبانه مردم در برنامه های پیشگیری از اعتیاد نقش بسیار کلیدی در مشارکت اجتماعی جهت کنترل مسئله اعتیاد دارد. هدف برنامه های اجتماع محور واگذاری فرایندهای خدماتی، رفاهی و ارتقایی و مسئولیت معطوف به آن به افراد، خانواده ها، نهادهای مردمی و جامعه است تا با ایجاد ساختارهای مناسب، مشکل اجتماع شناسایی و اولویت بندی و بر اساس آن برنامه ریزی، سپس به اجرا، تداوم، ارزشیابی، اصلاح و ارتقاء برنامه پرداخته گردد؛ در نهایت این کار به توسعه محلی منتهی می شود. توسعه محلی فرایند پویایی است که در آن افراد در محله ها به رشد و شکوفایی می رسند و می توانند زندگی شادتر و مولدتری داشته باشند.

    در واقع رویکرد اجتماعی با یک تغییر پارادایمی، در پی ارائه برداشت و تعریفی جدید از اعتیاد است. در این تغییر پارادایمی، اعتیاد یک بیماری عارض شده بر افراد جامعه و مشکل مزمن مغزی و عود کننده نیست، بلکه با پذیرش واقعیت بیولوژیک وابستگی به مواد، ظهور و شیوع اعتیاد را در موقعیت های اجتماعی بحران زده، مانند گسترش نابرابری های اجتماعی و جابجایی در معناها و برداشت های زندگی باید جستجو کرد و برای مقابله با آن تدوین برنامه های پیشگیرانه امری ضروری تلقی می شود.
    اما نکته مهم این است، رویکرد اجتماعی کردن اعتیاد که ستاد مبارزه با مواد مخدر سیاست ها و برنامه هایی همسو با آن تدوین و اجرا کرده است؛ امروزه در حوزه سیاستگذاری مواد مخدر و محافل علمی و پژوهشی به عنوان یک رویکرد مسلط در آمده است. همچنین سند ملی مبارزه با مواد مخدر، روان گردان ها و پیش سازها با رویکرد اجتماعی کردن با محوریت برنامه های پیشگیری از اعتیاد تاکید ویژه ای بر همکاری سازمان های دولتی و غیردولتی و نهادهای اجتماع محور دارد. این امر نشان می دهد، کنترل معضل اعتیاد نیاز به حمایت و مشارکت همه جانبه آحاد مردم و جامعه دارد. گفتمان اجتماعی از اعتیاد تنها در صورتی می تواند انتقادات گفتمان های قضایی و پزشکی را در چند سال آینده از خود دور کند که آگاهی سازی و مشارکت جامعه را در چارچوب برنامه های پیشگیرانه قرار دهد.
    موسسه هم اندیشی جهانی راه برتر (کادراس) با بررسی گفتمان های سه گانه اعتیاد پژوهی، بر این امر تاکید دارد؛ معضل اعتیاد که امروزه در مرکز آسیب های اجتماعی است حوزه های مختلفی مانند خانواده، نهادهای آموزشی، فقر، تکدی گری، طلاق، جرایم مرتبط، روسپی گری و .. را تحت تاثیر قرار داده است. نیاز به یک مفاهمه اجتماعی که با در نظر گرفتن خیر و اخلاق عمومی و بر اساس مناسبات خاص جامعه ایران مسئله اعتیاد را مورد توجه قرار دهد، امری ضروری است.
    به نظر می رسد حل معضل اعتیاد نیاز به اجماع و هم فکری نهادهای پژوهشی و سیاستگذاری بر اساس اجماع میان جامعه مدنی، گروه ها و سازمان های پژوهشی و هم اندیشی عالمان علوم اجتماعی و پزشکان و متخصصان زیست پزشکی دارد. ارائه فهمی جدید از زیست فرهنگی و اجتماعی اعتیاد می تواند هم ادعاهای تقلیل گرایانه بیولوژیکی از اعتیاد و هم ادعاهای قضایی و امنیتی را در کنار مفاهیم اجتماعی از اعتیاد تعدیل کند. همچنین استفاده از توان مراکز مطالعاتی و پژوهشی حوزه اعتیاد، ارتباط برقرار کردن با مراکز جهانی در راستای تبادل اطلاعات و تجربیات و استفاده از قدرت رسانه ها در جهت برنامه سازی در حوزه فیلم، مستند۴ و برنامه های ترکیبی نیز می تواند بسیار راهگشا باشد.

     

    پی نوشت ها

    ۱- پارادایم، مجموعه ای از نظریات یا فرضیه ها است که روی دیدگاه و نگرش ما بر زندگی تاثیر می گذارد و تبدیل به یک چارچوب فکری می شود. تغییر پارادایم، به معنای تغییر تدریجی مفروضات پارادایم قبلی است. در حوزه مواد مخدر به نظر می رسد یک تغییر پارادایمی از گفتمان قضایی و پزشکی به گفتمان اجتماعی در اعتیاد صورت گرفته است.
    ۲-Dislocation theory
    ۳-Alexander, B. k. (2012). Addiction: The Urgent Need for a Paradigm Shift. Substanceuse & Misuse, 47(13-14)

    ۴-مستند در حال ساخت «من بازیگر نیستم»، مستندی در این حوزه با مضمون اعتیاد زنان کارتن خواب اثری جهت حضور در جشنواره های داخلی و خارجی است.

     

    بخش اول این مجموعه با عنوان «آیا معتاد یک مجرم است؟» پیشتر منتشر شده است.

     

    بخش دوم این مجموعه با عنوان «آیا معتاد یک بیمار است؟» پیشتر منتشر شده است.

     

    بازنشر این مطلب با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است

  • من اشتباهی زنده‌ام/ سپیده، بمان

    تشویش، می‌نشیند روی تک تک واژه‌های زن. می‌گوید: شیشه، شوهر و پسرم را با خودش برد، و حالا دخترم را اسیر خودش کرده است.

    «سرشان را بلند می کردم و زل می زدم توی صورت تک تک‌شان. هیچ کدام از صورت‌ها مال پسرم نبود. ذله شده بودم اما پیدایش نمی‌کردم.»

    با پریشانی از وارسی صورت‌ها و جست‌وجوی پسرش میان حجم ناهوشیارِ نشئه‌ها مویه می‌کند، اما«آشوبِ روایت» جای دیگری چشم به راه او مانده است، شاید نیم ساعت دیگر، توی خانه‌اش؛ نه اینجا، میان کارتن خواب‌ها و شوریدگیِ مادرانه.

    تشویش، می نشیند روی تک تک واژه‌ها: «همسایه‌ها عادت کرده بودند نیمه شب‌ها بروم و خروس خوان برگردم. یک زن بیوه چرا باید آن وقتِ شب بیرون برود؟ بارها من را دیده بودند و پشت سرم حرف می‌زدند، من اما دنبال پسرم بودم.»

    مثل مرغی شده بود که «آبِ طلب نکرده» توی حلقش ریخته باشند و تیزی چاقو را زیر گلویش حس کرده باشد: «حسابی بی رمق شده بودم. انگار جنازه‌ام را سمت خانه می‌کشیدم. دخترم «سپیده» توی خانه، منتظرم بود. در را که باز کردم، زندگی برای من تمام شد.»

    و شروع می‌کند به ضجه زدن؛ آن گونه که تازه مصیبت زدگان می‌کنند.

    «کابوس» توی خانه نشسته بود.

    هرروزمرگی در خانه‌های قمرخانم

    نامِ خانه‌های قمر خانم که می‌نشیند توی سرگذشتِ «سپیده»، ناگزیر ذهن و روایت را می‌برد به دهه۴۰؛ دروازه‌های چوبی زهواردررفته و نیم گشاده، با کلون آهنی سنگینی که پیوسته«عاطل» می‌ماندند؛ تکرار فریاد کشدارِ «یا الله» برای اهالی خانه، همیشه آشناتر از بانگِ زمختِ تلاقیِ آهن و چوب بوده است.

    و یک حوض بزرگ در میانه حیاط که بچه‌ها دور آن قد می کشیدند، خانه‌های فرتوتِ تک اتاقه که گرداگرد هم متروک‌تر می‌شدند و صدای نزاع جاودانه زنان و مردان، دائم از آن‌ها بیرون می‌زد.

    اما خانه‌های قمرخانم در اواخر دهه ۹۰ داستان دیگری دارد؛ نه از حوض‌های پر آب خبری هست و نه حیاطی که آن طور گشاده، پهن زمین شده باشد.

    ورود دوران «مدرن» به جنوب تهران، بیش از هر چیز، خانه‌ها را آپارتمان کرده است؛ «عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای» و تنگدستی، رنگِ چیره مردمان جنوب پایتخت؛ ماسیده روی پوست، لباس و کوچه‌های کهنسال.

    سوداگران اما اینجا هم از آب، کره می‌گیرند؛ احیای خانه‌های قمرخانم هماهنگ با عصرِ آپارتمان نشینی.

    جایی حوالی خیابان شوش؛ آپارتمان‌ها از بیرون شبیه همتایان خود هستند. ساختمان سفیدِ غبار گرفته با ۴طبقه و ۸ واحد.

    اما پسِ این هیئتِ مرئی، با نخستین گام به درون، خانه قمرخانم با آرایشِ تازه‌اش، بی‌حیا قهقهه می‌زند؛ «هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد»

    داخلِ واحدهای ۶۰متری، چند تیغه می‌کشند، با یک سرویس بهداشتی و آشپزخانه اشتراکی. حالا شما آپارتمانی ۸واحده از بیرون دارید؛ با ۲۴خانواده و بی‌شک ۲۴اجاره.

    تکثیرِ غم انگیزِ مویه

    با همراهی یکی از «بنگاه‌داران املاک»، اذنِ ورود صادر می‌شود.

     با این بهانه که یکی از ۱۲ متری‌ها، مشتریِ نو دارد، درِ «مکتومِ» ساختمان، کنار می‌رود و مفهومِ اتاق- اتاقِ واحدها و روزگارِ پرده نشینان، پدیدار می‌شود.

    وجه غالبِ هر طبقه، درهای ناهمگونی است که تناسبی با هم ندارند؛ با رنگ‌ها و اندازه‌های پریشان.

    پشتِ هر کدام از این درها، عربده‌ها و شیون‌ها، حبس مانده است، کافی است گوش بچسبانی یا رنجیدگی‌هایی را نظاره کنی که جای جایِ ساختمان رسوب کرده‌اند؛ بدهکار، دختر فراری، خرده فروشِ هروئین، و آن یکی معتادی که اتاقش در یک برزخِ همیشگی، میان پر و خالی شدنِ جماعت خمار و نشئه‌بازها، گیر کرده است.

     و زن جوانِ آسمان‌جل، که از پسِ ۶سال خیابان‌گردی، ترکش داده‌اند و یکی از این اتاق‌ها را هبه‌اش کرده‌اند؛ دو دخترش را توی خودش، بغل می‌کند و لبخند می‌زند؛

    «وان که را دستگاه و قوت نیست / شلغم پخته مرغ بُریان است»

    و دندان‌هایی که نیست، روی صورتش، می‌خندند.

    هر چه پله‌ها بالاتر می‌رود، داستان‌های شگفت‌تری احاطه‌مان می‌کنند؛ روایت‌های غمناکی که حتی به پشت بام هم رسیده است؛ که آن جا هم به «تخلف»، واحدهایی ساخته‌اند و زیست‌های به «اجباری» را دور از نظارهِ شهر، جا داده‌اند.

    و توی راهرو، عجیب بانگی زمخت پیچیده است:

    «در اینجا چار زندان است

    به هر زندان دو چندان نقب،

    در هر نقب چندین حجره،

    در هر حجره چندین مرد

    در زنجیر…»

    شوهرم نشئه مُرد

    روایت روی غمناکیِ پرپشتِ اتاق-اتاق‌ها می‌چرخد و بار دیگر زن را پیدا می‌کند؛ این بار کمی عقب‌تر. می‌رسد به سال‌های میانه دهه۶۰

    «مثل همه تازه عروس‌ها، بیشتر توی رویا زندگی می کردم تا روی زمین. اما از همان روزی که دیدم حسین هروئین می‌کشد، خیال بافی‌هایم تمام شد.»

    دل بسته بود به دختر و پسری که به زندگی‌شان اضافه شدند:«همه می‌گفتند بچه‌ها که بیایند، سربه راه می‌شود، اما حسین تزریقی شده بود. از کار هم اخراجش کرده بودند.»

     «واکسی» عنوانی است که زن، به پیشهِ از سرِاجبارِ حسین می‌دهد:«یک جعبه کوچک درست کرده بود، صبح‌ها آن را برمی‌داشت و سرِ گذر، کفش مردم را واکس می‌زد، هر چه هم در می آورد، می داد برای زهرماری خودش»

    و روایت از حسین این گونه به انتها می‌رسد:«بد خُلق آمد خانه، سرنگ را برداشت، جلوی من و بچه ها، توی بازوی چپ تزریق کرد. چند دقیقه بعد احساس کردم چشم‌هایش با همیشه فرق کرده، آرام دراز کشید و خیلی راحت، مرد».

    و حسین، نشئه از سرنوشتِ همسرش خط می‌خورد؛ و از زندگی سپیده و علی که ۲۰سالگی را پشت سر گذاشته بودند.

    دروازه غار؛ ورود به خانه‌های ۱۲متری

    «سرشان را بلند می‌کردم و زل می‌زدم توی صورت تک تک‌شان. هیچ کدام از صورت‌ها مال «پسرم» نبود…»

    اشک‌هایی که زن، پای این روایت ریخته بود، به «علی» می‌رسید.

    این بار «علی» قهرمانِ داستان او می‌شود: «پدر بالای سر پسرم نبود. شب‌ها خیلی دیر می‌آمد. زورم به او نمی رسید که توی خانه نگهش دارم»

    اعتیاد کم کم خودش را روی بدن علی، رونمایی می‌کند؛ خماری از انگشت‌ها تا بازوها بالا می‌رود و چشم‌ها بی‌قراری می‌کنند. زن، پیشتر این نشانه‌ها را توی «حسین» دیده است، با تک تک آن‌ها آشناست.

    «کمپ» هم علاج ماجرا نشد: «بدبخت شده بودم، علی کم سن و سال بود و باید نجاتش می‌دادم؛ به زور سه بار بردیمش کمپ، اما هر بار که بیرون می‌آمد، دوباره خیلی زود شروع می‌کرد»

    تشویشِ«شیشه» و هراس از «شکنجهِ ترک»، علی را گریزپا می‌کند؛ سرگردان در بوستان‌های شوش: «هر چند روز یک بار می آمد خانه. قیافه‌اش شده بود شبیه این معتادهای بدبخت. خون به دل شده بودم. آن قدر رفتم دنبالش که تصمیم گرفتم از سلسبیل بیایم توی یکی از خانه‌های ۱۲ متری دروازه غار»

    سپیده، بمان

    زن، روبه‌روی ما نشسته است، توی یکی از اتاق‌هایِ خانه قمرخانم؛ چادرِ گُل گُلی فرسوده‌ای ناشیانه دورش چنبره زده است.  اشکی که این طور بی ملاحظه می‌ریزد، فقط به پای علی نیست. برای فاجعه مهیب‌تری است؛ برای آخرین فرزند.

    حکایتِ علی اما هنوز به پایان نرسیده است: «۵سال است آواره این محله شدم. برای همین چند متر که اندازه قبر آدم است، ۴میلیون پیش داده‌ام و ماهی ۶۰۰هزار تومان اجاره می‌دهم. علی در به درِ شیشه است و من آواره علی».

    زندگی با «مرده‌ریگِ» پدرش پیش می‌رود، با ۸۰۰هزار تومانی که ماهانه به او می‌رسد، و من به حجمِ نحیف ۲۰۰ هزار تومانی فکر می‌کنم که با آن باید ماه را به سر بیاورد.

     «مرگ» بار دیگر چفت می‌شود به روایت زن: «می‌گفتند کسی که این طور شیشه می‌کشد، حتی اگر زنده باشد، مرده است، و باور نمی‌کردم. من سال‌هاست دنبال یک مرده می گردم. علی خیلی وقت پیش، مرده بود».

    اشک طغیان می‌کند، و او، آن زنِ رنجور، مادری است که این گونه وازده، از جگرپاره‌اش و مرگ حرف می‌زند.

    مرگ این بار خودش را روی تن علی کشیده است و هنوز نامرئی توی داستان پرسه می‌زند.

     روایت از میان انبوه مصیبت، سرانجام به نقطه کابوس می‌رسد:«حسابی بی‌رمق شده بودم. انگار جنازه‌ام را سمت خانه می‌کشیدم. دخترم توی خانه، منتظرم بود. در را که باز کردم، زندگی برای من تمام شد.»

    این بار «جزعی نکرد چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به‌درد»

    زن می‌گریست و التماس با ضجه مادرانه‌اش قاطی شده بود: «سپیده‌ام را نجات دهید، التماستان می‌کنم، او خیلی جوان است»

    این‌بار، نشئه‌گی «سپیده» را با خود برده بود.

    توی خانه ۱۲متری‌اش، سپیده بود که با مردی جوان و هم آغوشی به اجبار، شیشه می‌کشید.

    منبع

  • حرف‌های تکاندهنده مردی که همسر و دختر ۳ ساله‌اش را کشت

    وقتی همسرم متوجه اعتیادم شد بارها به او و خانواده اش قول دادم که اعتیادم را ترک می کنم اما فقط وعده می دادم تا این که چند بار به خاطر بیکاری و اعتیاد من درگیری بین ما به وجود آمد و همسرم قهر کرد ولی به خاطر غروری که داشتم دنبالش نمی رفتم تا این که خودش باز می گشت

    با آن که همسرم 18 سال بیشتر نداشت اما با سرزنش هایش آزارم می داد او به من مشکوک شده بود و هر بار که از بیرون به خانه می آمدم باید پاسخش را می دادم که کجا بودم و چه کردم؟ او فکر می کرد من مواد مخدر صنعتی مصرف می کنم و به همین دلیل چند بار با حالت قهر منزل را ترک کرد تا این که تصمیم به قتل او و دخترم گرفتم و …

    جوان 27 ساله ای که در اقدامی هولناک همسر و دختر سه ساله اش را به قتل رسانده است پس از آن که به سوالات کارآگاه نجفی (افسر پرونده) درباره چگونگی وقوع جنایت پاسخ داد در تشریح ماجرای اعتیاد و سرگذشت خود گفت: دوران دبیرستان در رشته برق صنعتی تحصیل می کردم که در واقع همه بدبختی هایم از همان دوران آغاز شد. آن زمان 17 سال بیشتر نداشتم که با تعارف دوستانم اولین پک را به سیگار زدم از آن روز به بعد کشیدن سیگار به همراه همکلاسی هایم به یک امر عادی تبدیل شد. به طوری که در بیرون از مدرسه بسته سیگار را در جیب مان می گذاشتیم و در کوچه و خیابان استعمال می کردیم. پدرم بنگاه دار بود و وضعیت مالی خوبی داشت به همین دلیل پول رفیق بازی هایم را از او می گرفتم تا این که آرام آرام به خاطر حس کنجکاوی تصمیم به مصرف تریاک گرفتیم.

    آن روز هم به همراه چند تن از دوستانم به باغی در منطقه همت آباد رفتیم و با روشن کردن آتش به استعمال مواد مخدر پرداختیم. آن جا بود که دیگر هر چند روز یک بار و در مکان های مختلف دور هم می نشستیم و بساط مواد مخدر را پهن می کردیم. وقتی تحصیلاتم در دبیرستان به پایان رسید عازم خدمت سربازی شدم چرا که استعدادم کشش ادامه تحصیل در دانشگاه را نداشت و از سوی دیگر نیز خودم هم علاقه ای به ادامه تحصیل نداشتم.

    بعد از پایان سربازی گواهی نامه رانندگی گرفتم و با خودروی پرایدی که پدرم آن را خریده و در اختیارم گذاشته بود به مسافرکشی روی آوردم اما رفیق بازی را فراموش نکردم این در حالی بود که هر روز مواد مخدر بیشتری مصرف می کردم و کمتر می توانستم کار کنم از طرفی هم همواره به خاطر تعمیر خودرو از پدرم پول می گرفتم تا این که صبر پدرم لبریز شد و خودرواش را از من گرفت.

    بعد از آن به دنبال کارگری رفتم تا بتوانم هزینه های اعتیادم را تامین کنم. اما از آن جایی که به دلیل عوارض ناشی از اعتیاد خمار می شدم یا ساعت های زیادی را می خوابیدم خیلی از روزها بیکار بودم و کسی مرا سر کار نمی برد تا این که در سال 1392 با دختر عمویم ازدواج کردم.

    آن ها ساکن یکی از روستاهای قوچان بودند و من دختر عمویم را تا شب خواستگاری ندیده بودم ولی در همان شب اول خواستگاری قرار و مدار ازدواج ما گذاشته شد و من با همسرم که 13 سال داشت ازدواج کردم البته درباره اعتیادم چیزی به او نگفتم چرا که فکر می کردم موضوع با اهمیتی نیست. بعد از ازدواج هم بیکار بودم و پدرم هزینه های زندگی مرا تامین می کرد.

     اما از سال گذشته اختلافات ما شدت گرفت چرا که همسرم برای مصرف شیشه به من مشکوک شده بود به همین دلیل وقتی از بیرون به منزل می آمدم جر و بحث های ما شدت می گرفت تا این که در حالت عصبانیت او و فرزندم را خفه کردم تا … .

    منبع

  • سیر تا پیاز طرح «سیمای زندگی»/ اعتیاد، مشاوره، درمان

    طرح «سیمای زندگی» توسط معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مصوب شده تا آماری از معضلات دانشجویان مخصوصا در زمینه اعتیاد به دست بیاید.

    طرح «سیمای زندگی» توسط معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مصوب شده تا آماری از معضلات دانشجویان مخصوصا در زمینه اعتیاد به دست بیاید.

    جلال نژادجواد، مدیرکل دانشجویی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از اجرای طرح «سیمای زندگی» با هدف بررسی سبک زندگی و ارتقای سلامت روان دانشجویان تمام دانشگاه‌های کشور خبر داد.

    این طرح در دانشگاه‌های زیرمجموعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه‌های علوم پزشکی برگزار شده و اطلاعات ۱۴ هزار دانشجو از ۲۵ هزار دانشجویی که قرار بوده تحت پوشش این طرح باشند، گردآوری شده است.

    این اطلاعات شامل بیش از ۱۴۰ مؤلفه است و معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت در حال تجزیه و تحلیل است تا بعد از آسیب‌شناسی، خدمات موردنیاز را به دانشجویان ارائه دهد.

    پایش‌های متعددی در دانشگاه‌های علوم پزشکی صورت گرفته و انواع آسیب‌های اجتماعی در این محیط‌ها شناسایی شده؛ آسیب‌هایی مثل اعتیاد، اختلالات روانی – بالینی مانند افسردگی و اضطراب، اختلالات وسواسی اجباری، اختلالات متأثر از مشکلات جسمی، اختلالات مربوط به استرس‌ها و تروماها و شکست‌های عاطفی جزو شایع‌ترین آسیب‌های اجتماعی میان دانشجویان علوم پزشکی است.

    درمان؛ فقط مشاوره

    افت تحصیلی و سپس شکست عاطفی از فراگیرترین آسیب‌ها به شمار می‌رود و «اعتیاد» و سایر آسیب‌ها در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرد. ازدواج نیز از جمله موضوعاتی است که به طور جدی و اساسی در طرح سیمای زندگی مورد بررسی قرار گرفته است. البته برنامه وزارتخانه و دانشگاه‌ها برای حل مشکلات در مشاوره‌ها خلاصه می‌شود و سعی شده دفاتر مشاوره در دانشگاه‌ها پویاتر از گذشته فعالیت کنند.

    دانشگاه الزهرا (س) یکی از دانشگاه‌هایی است که اجرای طرح «سیمای زندگی» را به طور جدی در دستور کار داده است؛ اهمیت موضوع زمانی بیشتر پدیدار می شود که دانشگاه الزهرا، دانشگاهی دخترانه است؛ ولی مهناز ملانظری، رئیس این دانشگاه بر اجرای فازهای مختلف طرح «سیمای زندگی» تأکید دارد: «در این طرح بررسی مسائل اعتیاد مورد نظر است. با تشکیل کمیته‌های فرعی و گروه‌های کاری در فاز اول، خط مشی و سیاست برنامه جامع پیشگیری مشخص شد. همچنین در فاز دوم بحث توانمندسازی، اجرای دوره‌های آموزشی، تحلیل وضعیت، نیاز سنجی‌ها و اطلاع رسانی صورت گرفت.»

    ملانظری از اجرای فاز سوم طرح «سیمای زندگی» هم صحبت کرد و گفت: «در فاز سوم ارائه بسته‌های خدماتی آموزشی در قالب سمینار برای دانشجویان و خانواده‌هایشان، ورودی جدید و سال اولی‌ها، کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی و تبلیغات گسترده را در نظر داریم و در نهایت در روز انتهایی برنامه در قالب تعریف همیاران سلامت در دانشگاه و مداخله مرکز مشاوره در صورت وجود نیاز برای آموزش‌های پیشگیرانه بوده است. در راستای سلامت، مهارت و نشاط دانشجویان در سال ۹۶ و ۹۷ کارهای زیادی انجام و برنامه‌‎های متعددی برگزار شد و حرکت به سوی دانشگاه عاری از دخانیات در سطح دانشجویان، کارکنان و استادان صورت گرفته است.»

    رئیس اداره مرکز مشاوره دانشجویان معاونت فرهنگی و امور دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز هم از اجرای طرح «سیمای زندگی» در این دانشگاه خبر داد و گفت: «این طرح در راستای بررسی جامع وضعیت اجتماعی،‌ تحصیلی و سبک زندگی دانشجویان توسط اداره مشاوره و سلامت روان دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز اجرا شد. بلافاصله پس از دریافت دستورالعمل اجرایی از طرف وزارت متبوع در خصوص آغاز اجرایی کردن طرح سیمای زندگی دانشجویان؛ ضمن مکاتبه با معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه، مقدمات تهیه انبوه و توزیع مناسب این پرسشنامه را میان دانشجویان آغاز کردیم.»

    طرح مذکور برای دانشجویان کلیه مقاطع تحصیلی اعم از کارشناسی،‌کارشناسی ارشد، دکترای حرفه‌ای و دکترای تخصصی به اجرا در آمده و در کلیه دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی شیراز توزیع شده است. در ادامه جهت آنالیز اطلاعات،‌ داده‌ها از طریق ایمیل و پرسشنامه ها از طریق پست، به دفتر مرکزی مشاوره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ارسال شد.»

    سال 1394 بود که طرح «سیمای زندگی» برای نخستین بار اجرا شد و بنا بر اعلام حمید یعقوبی، مدیرکل دفتر مشاوره و سلامت سازمان امور دانشجویان در ارتقای جایگاه دفتر مشاوره و سلامت در سطح سازمان و افزایش بودجه، تأثیر داشت؛ طرحی که قرار است سیمای زندگی دانشجویی از نظر روانی، اجتماعی، معنوی، بهداشتی، تحصیلی و اوقات فراغت را بررسی کند و تصویری از نوع زندگی و گذران وقت دانشجویی، نگرانی ها و رغبت های او به دست بدهد.

    پنجم اسفند سال جاری نیز جلسه هماهنگی اجرای طرح های پژوهشی مراکز مشاوره دانشکده ها و دانشگاه های علوم پزشکی کشور در معاونت دانشجویی فرهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار شد. در این جلسه، رؤسای ادارات مشاوره دانشگاه ها و دانشکده های علوم پزشکی قطب پنج کشور حضور داشتند و با تصویب اجرای طرح «بررسی سیمای زندگی دانشجویان» با هدف بررسی رفتار و نگرش دانشجویان و آگاهی از دیدگاه ها و الگوی رفتاری دانشجویان نسبت به مواد مخدر جهت عملیاتی شدن توسط دانشگاه ها و دانشکده های علوم پزشکی قطب 5 کشور تا پایان خردادماه سال 98 موافقت شد.

    اسفندماه سال جاری معاونت دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی به مناسب برگزیده شدن این معاونت بین دانشگاه‌های کشور، گزارشی از عملکرد واحدهای مختلف خود ارائه داد که یکی از طرح های اجرا شده، ابلاغی از دفتر مشاوره و سلامت وزارت علوم بود که سیمای زندگی هزار و 160 دانشجو را بررسی کرد و نتیجه را به وزارتخانه ارجاع داد. سید حسن حسینی، معاون فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف هم امسال اعلام کرد 25 درصد دانشجویان دانشگاه شریف سیگار مصرف می‌کنند، در حالی که این شاخص در دانشگاه‌های دیگر 35 درصد است.

    گرایش به دخانیات در سال های اخیر میان دانشجویان افزایش یافته و بر اساس نتایجی که رئیس سازمان امور دانشجویان قبل از شروع ترم پاییز سال تحصیلی 1395-96 آمار قابل تأملی را اعلام کرد؛ حدود 8.5 درصد دانشجویان بیش از 10 بار در سال قلیان و حدود 7 درصد دانشجویان بیش از 10 بار در سال سیگار مصرف می‌کنند. مجتبی صدیقی به اجرای موج اول طرح «سیمای زندگی دانشجویان» در سال 94 و انجام موج دوم در سال 95 در دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم، دانشگاه‌های علوم پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کرد. در موج اول اجرای طرح «سیمای زندگی» 36 هزار دانشجو و در سال 95، تعداد 80 هزار دانشجو بررسی شدند.

    در نهایت وزارت علوم طرحی را از سه سال پیش آغاز کرده و پیش گرفته تا به جای انکار معضل اعتیادِ دانشجویی، آسیب شناسی کرده و با استخراج آمار واقعی درصدد حل مشکل و کمک به دانشجویانی بربیاید که به دلایل مختلف در دام اعتیاد گرفتار می شوند و حتی به شکل تفریحی، سیگار می کشند چرا که سیگار می تواند دروازه‌ای برای ورود به دنیای بی‌بازگشت اعتیاد باشد.

     

    منبع