Cudras

Tag: اختلال شناختی

  • مسیر متفاوت اعتیاد زنان

    امروزه حضور گسترده زنان در نقش‌های اجتماعی و اقتصادی جدید، آنها را در مقابل مخاطرات جدی مانند اعتیاد قرار داده است. رشد آمار اعتیاد زنان در سال‌های اخیر همراه با بروز پدیده‌ای به نام زنانه شدن اعتیاد، در این بسترهای جدید اجتماعی و اقتصادی رقم خورده است. گزارش‌های اخیر بیانگر افزایش تعداد زنان معتاد و رشد مرگ و میر آنان در اثر سوء مصرف مواد است. چند الگوی مشخص در خصوص اعتیاد زنان مانند کاهش سن اعتیاد، شروع خطرناک مصرف مواد، کاهش شکاف جنسیتی و تغییر الگوی مصرف از مواد سنتی به مواد محرک و روان‌گردان برجسته شده است.

    بررسی سیر تاریخی اعتیاد زنان در سه دهه اخیر نشان می‌دهد، نسل اول زنان مصرف کننده مواد مخدر به واسطه باور غلط تسکین بخشی و خاصیت درمانی برخی مواد مخدر، نسل دوم، بیشتر به واسطه همراهان خود مانند همسران، شرکای جنسی و پدران و نسل سوم زنان مصرف کننده مواد همزمان با گسترش حضور زنان در فضای عمومی مانند آرایشگاه‌ها، سالن‌های ورزشی و مهمانی‌های دوستانه پدیدار شده‌اند. این روند با معرفی برخی مواد تحت عنوان مواد زنانه که خاصیت اعتیادآوری ندارد موجب گسترش گرایش بسیاری از زنان به مصرف انواع مواد شده است. از این رو می‌توان گفت الگوهای رایج اعتیاد زنان در حال دگرگونی است. به این معنا که افزایش گرایش زنان به مصرف برخی از مواد وابسته به حضور آنها در بعضی از محیط‌ها مانند آرایشگاه‌ها، باشگاه‌ها، استخر و جمع‌های زنانه است؛ حضور بیشتر زنان در این مکان‌های اجتماعی و عمومی موجب شده تا مافیای مواد با معرفی مواد در این محیط‌ها و تبلیغ مبنی بر اعتیادآور نبودن و کاهش دهنده وزن باعث ترغیب بیشتر زنان به مصرف مواد شوند؛ در نتیجه برخی از زنان که با مشکلات روحی و روانی مهمی روبرو هستند، مصرف خودسرانه برخی از مواد تسکین‌دهنده و آرام بخش از دلایل اصلی گرایش آنان به اعتیاد به شمار می‌رود.

    بر اساس گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، نسبت زنان در جمعیت مصرف‌کننده مواد از ۱۰ درصد در کشورهای آسیایی تا ۴۰ درصد در کشورهای اروپایی تخمین زده شده است. بیشترین اطلاعات درباره آمار زنان معتاد در ایران مربوط به گزارش‌های آماری سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر است که اطلاعات تمامی مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی سراسر کشور را شامل می‌شود که در این گزارش‌ها زنان ۶ درصد مراجعه‌کنندگان را تشکیل می‌دهند. با توجه به اینکه مراکز درمانی مهم‌ترین مکان دسترسی به معتادان هستند و بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان در این مراکز است اما شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می‌شود و نادیده گرفتن و توجه اندک به بحث اعتیاد زنان در آینده‌ای نه چندان دور عواقب ناگواری را بر جامعه تحمیل می‌کند.

    بر اساس اطلاعات موجود، مصرف انواع مواد در زنان، مشکلات و پیامدهای خاصی را به دنبال دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی اختصاص به زنان دارد. تقریباً اختلال در تمام حوزه های زندگی به عنوان یک نتیجه همبسته از مصرف مواد و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصدی ذکر می شود. همچنین کیفیت زندگی یکی از شاخص های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به اعتیاد حکایت از ناکافی بودن این شاخص دارد. از این رو فرزندان زنان معتاد  و به طور کلی خانواده معتاد در معرض خطر بدرفتاری و توسعه مشکلات هنجاری و روانی مربوط به اعتیاد والدین خود قرار دارند.

    امروزه نقش مهم زنان در خانواده و جامعه روشن است، خانواده به عنوان اولین نهاد جامعه‌پذیری که فرد در آن متولد و رشد می‌یابد نقش مهمی در امر آموزش و پرورش فرد دارد. اثرات بلند مدت سوء‌مصرف مواد در زنان برای خانواده و جامعه بسیاری از محققان را بر آن داشت تا به دنبال بررسی علل گرایش زنان به سوء مصرف مواد باشد. در این میان عوامل خطر مانند مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، سابقه سوء مصرف، خشونت شریک زندگی و اختلال شناختی باعث شده تا نقش خانواده به عنوان عامل مهمی در توسعه و پیشگیری شرایط اعتیادساز برجسته شود.

     

    گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۸ با استفاده از رویکرد برابری جنسیتی، حوزه اعتیاد و مواد مخدر زنان را به طور ویژه مورد بررسی قرار داده است. نکته بسیار مهم این است که زنان به عنوان قربانیان اعتیاد به مواد مخدر و حتی قاچاق مواد مخدر شناخته می شوند. این امر هم به دلایل فیزیولوژیکی و هم بنا بر محدودیت های اقتصادی و اجتماعی است. باید تاکید کرد که حوزه اعتیاد زنان نیازمند سیاستگذاری هایی بر اساس اهمیت مسائل سنی و جنسی مربوط به حوزه مواد مخدر در زنان است. با کاهش سن اعتیاد در زنان و افزایش آمار مصرف کنندگان ، موضوع ارائه خدمات درمانی و مراقبتی خاص زنان و برنامه های کاهش آسیب و پیشگیری بیش از همیشه ضرورت دارد.

  • جایگاه زنان در پیشگیری و درمان اعتیاد

    امروزه در سطح جهان اعتیاد به انواع مواد و الکل به عنوان یک معضل جهانی مطرح است و واحدها و سازمان‌های ملی و بین‌المللی برای کنترل آن افزایش همکاری‌ها و مراودات را مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند در حال افزایش این بحران می‌دانند. بر اساس آمارهای جهانی مصرف مواد  والکل به میزان زیادی در بین زنان در حال افزایش است. در سال ۲۰۰۹ تخمین زده شد که ۱/۶ درصد از زنان ایالات متحده آمریکا اختلالات مصرف مواد را تجربه کرده‌اند. همچنین نتایج بررسی‌های بین‌المللی سوء مصرف مواد نشان می‌دهد، زنان درگیر با این بحران ۱۰ درصد جمعیت بالقوه بسیاری از کشورهای آسیایی، ۲۰ درصد کشورهای جداشده از اتحاد جماهیر شوری و آمریکای لاتین و ۴۰ درصد آمریکای شمالی و برخی کشورهای اروپایی را تشکیل می‌دهند[۱]. به طور کلی زنان در مقایسه با مردان هنوز الکل و مواد کمتری مصرف می‌کنند، اما محققیان معتقدند، مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد در زنان نسبت به مردان با شدت و سرعت بیشتری روبروست.

    استفاده زنان از مواد و الکل مشکلات و پیامدهای متعدد و خاصی به همراه دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی مختص زنان است. اختلالات و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان یک نتیجه همبسته مصرف مواد تقریباً تمامی حوزه‌های زندگی زنان مبتلا به سوء مصرف مواد را پوشش می‌دهد. کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد ناکافی است. امروزه بخش مهمی از مطالعات حوزه اعتیاد زنان، به زنان باردارِ درگیر مواد مربوط می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، اعتیاد در دوران بارداری پیامدهای عاطفی، اجتماعی، روحی و اقتصادی بر فرزند و به طور کلی خانواده دارد.

    اثرات جدی ذکر شده باعث شده تا بسیاری از متخصصان به دنبال یافتن علل گرایش زنان به انواع مواد و الکل و در ادامه با مصرف مواد به عوارض جانبی آن باشند. در بررسی‌های انجام شده برخی از عوامل خطر که منجر به سوء مصرف مواد در زنان می‌شود به مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، هنجارهای اجتماعی و مذهبی، خشونت و اعتیاد شریک زندگی، سابقه سوء مصرف و اختلال شناختی مربوط می‌شود. بررسی چندین دهه مطالعات اعتیاد حوزه زنان به شروع مکانیزهای متعددی پرداخته است، اما امروزه نقش خانواده به عنوان اولین عامل خطر در توسعه و حفظ وابستگی به مواد و به عنوان یک مانع در درمان اعتیاد و عامل محافظتی جهت پیشگیری از آن  بسیار تاثیرگذار است.

    در این نوشتار قصد آن دارم تا به پیامدها و مشکلات مربوط به اعتیاد زنان در سه دسته اصلی بپردازم. به طور کلی در بررسی علل شیوع اعتیاد زنان سه عامل مهم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    • فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی
    • عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری والدین
    • متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

     

    ۱: فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد به این معنی که یکی از والدین یا هر دو آنها با سوء مصرف مواد درگیر باشند، ممکن است یکی از عوامل مهم اعتیاد در کودکان باشد. مکانیزم این امر شامل فرایندهای ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات، کودکان والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و ریسک‌های بالای مصرف مواد و الکل قرار دارند. این خطر حتی در مورد کودکانی که والدین آنها به صورت بیولوژیکی از اعتیاد رنج می‌برند نیز صادق است. محققان معتقدند، مادر خانواده مهمترین عضوی است که در صورت ابتلاء به سوء مصرف سیگار قوی‌ترین تاثیر را بر دیگر اعضای خانواده دارد. همچنین وجود سابقه سوء مصرف در یک خانواده می‌تواند بیشتر به اختلالات مصرف مواد و مشکلات روان‌شناختی منجر شود.

    یکی از محققان پیشرو در این حوزه «نورتن» معتقد است، به طور کلی چهار فرایند سیستماتیک منجر به نابودی یا حفظ هویت و انسجام یک خانواده می‌شود. وجود یا عدم وجود این فرایندها موجب بروز مشکلات مربوط به اعتیاد همراه با استرس‌های ناگزیر، تروما و محرومیت در یک خانواده می‌شود. این فرایندها عبارتند از: انزوا[۲]، درمان غیرانسانی[۳]، تناقض یا بی‌ثباتی[۴] و نحوه آموزش یا تعلیم و تربیت[۵]. همه این چهار فرایند به عنوان اعضای یک سیستم در ارتباط مستمر با هم عمل می‌کنند. به اعتقاد نورتن این چهار فرایند سیستماتیک مسئول ایجاد اعتیاد و مشکلات روان‌شناختی مرتبط هستند. مطالعات تجربی نشان از ارتباط اختلال عملکرد خانواده با استراتژی‌های رفتارهای عاطفی دارد؛ مانند ارتباط بین فرایند تناقض و بی‌ثباتی با مصرف مواد و الکل[۶]. تحقیقات نشان داده، افرادی که در زندگی خود معتاد به مواد یا الکل بوده، اغلب با اختلالات خانوادگی مانند از دست دادن والدین، ضعف و اختلافات والدین و جدایی آنها تا قبل از ۱۱ سالگی را تجربه کرد ه‌اند.

    ۲: عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری

    سبک فرزندپروی خانواده نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر و انعطاف‌پذیری افراد در برابر اعتیاد دارد. کم توجهی و توجه بسیار زیاد والدین دو عامل مهم سبک فرزندپروی در ارتباط با سوء مصرف مواد است. بررسی سازه‌ها و سوء مصرف مواد در جوانان نشان می‌دهد، دخالت و سبک تربیتی خانواده‌ها نقش بسیار مهمی در ابتلاء یک فرد جوان به اعتیاد دارد.

    نتیجه مطالعات هارتمن و همکارانش بر روی ۴۱۹ نفر، با ۲۲۳ مرد و ۱۹۶ زن نشان می‌دهد، سطح بالایی از اقتدارگرایی مادر به طور غیرمستقیم با افزایش مصرف الکل در فرزندان در ارتباط است؛ از سوی دیگر سطح بالای اقتدارگرایی در پدر به طور غیرمستقیم مصرف کمتر الکل یا عدم گرایش فرزاندان به الکل به همراه دارد[۷].

    ۳: متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی، به ویژه برای زنان در شروع مصرف مواد، سوء مصرف و پس از آن درمان و بهبودی را بسیار برجسته می‌دانند. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بین سال‌های ۲۰۰ تا ۲۰۰۳ با بررسی ۲۴۰۹۷ زن ۱۴ تا ۴۹ ساله از کشورهای بنگلادش، برزیل، اتیوپی، ژاپن، نامیبا، پرو، صربستان، مونته‌نگرو، تایلند و تانزانیا نشان داد که شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی یا هر دوی اینها بین زنان در این مطالعه از ۱۵ تا ۷۱ درصد، متغییر بوده است. در دو مورد از این کشورها شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی کمتر از ۲۵ درصد، در هفت کشور بین ۲۵ تا ۵۰ درصد، در شش کشور بین ۵۰ تا ۷۰ درصد و به طور کلی بین ۴ تا ۵۴ درصد شرکت‌کنندگان در این مطالعه گزارش خشونت جنسی یا فیزیکی شریک زندگی خود را در سال تایید کرده‌اند[۸]. مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد، زنان دارای شوهران معتاد دارای علایم و نشانه‌های روان‌پزشکی مانند شخصیت ضداجتماعی، شخصیت فردی، افسردگی، استرس و علایم مرتبط با خشونت هستند.

    باید متذکر شد خانواده اساسی‌ترین محیط زندگی یک فرد است؛ محیطی که کودکان در آن رشد می‌کنند و تاثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان برای ورود به نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان‌شناختی اعضای آن تاثیرگذار است. در سال‌های اخیر با توجه به نقش مهم خانواده در این حوزه استراتژی‌های پیشگیری و درمان اعتیاد بر خانواده استوار است و به طور ویژه در حوزه درمان به خانواده‌های دارای زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد برنامه‌ها و سیاست‌هایی با توجه به تفاوتهای جنسیتی زنان در نظر گفته شده است؛ هر چند در بسیاری از کشورها هنوز برنامه‌های حمایتی  و پیشگیرانه از اعتیاد برای زنان تحت سایه و قدرت مردانه تعریف می‌شود، اما تجربه و مطالعات نشان از تدوین برنامه‌هایی متناسب با نیازها و تفاوت‌های زنان در این حوزه دارد.

     

    [۱]Drugs UNO . Substance abuse treatment and care for women: Case studies and lessons learned. New York: 2004.

    [۲] Isolation

    [۳] Inhuman Treatment

    [۴] Inconsistency

    [۵] Indoctrination

    [۶] Norton JH. Addiction and family issues. Alcohol. ۱۹۹۴;۱۱(۶):۴۵۷–۶۰٫ doi: 10.1016/0741-8329(94)90066-3. [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]

    [۷]  Mohammad Khani P, Asgari A, Frouzan SA, Moumeni F, Delavar B. The expression of psychiatric symptoms among women with addicted husbands. Develop Psychol. ۲۰۱۰;۲۲:۲۳۷–۴۵٫

    [۸] Garcia-Moreno C, Jansen HA, Ellsberg M, Heise L, Watts CH, W. H. O. Multi-country Study on Women’s Health, et al. Prevalence of intimate partner violence: findings from the WHO multi-country study on women’s health and domestic violence. Lancet. ۲۰۰۶;۳۶۸(۹۵۴۳):۱۲۶۰–۹٫ doi: 10.1016/S0140-6736(06)69523-8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • خانواده و اعتیاد زنان

    اعتیاد یکی از سه بحران مهم جهانی است که با افزایش آمار آن طی سال‌های اخیر در بین گروه‌های آسیب‌پذیر مانند کودکان، نوجوانان و زنان طیف وسیعی از برنامه‌ها از کاهش عرضه، کاهش تقاضا (پیشگیری)، الگوی های کاهش آسیب و درمان را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمار دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، هرچند در سطح جهان آمار اعتیاد در زنان نسبت به مردان پایین‌تر است، اما پیش بینی شده با افزایش آمار اعتیاد در کودکان، نوجوانان و زنان مشکلات و پیامدهای مربوط به سوء مصرف با شدت و سرعت بیشتری همراه باشد.

    بر اساس اطلاعات موجود، مصرف انواع مواد در زنان، مشکلات و پیامدهای خاصی را به دنبال دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی اختصاص به زنان دارد. تقریباً اختلال در تمام حوزه های زندگی به عنوان یک نتیجه همبسته از مصرف مواد و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصدی ذکر می شود. همچنین کیفیت زندگی یکی از شاخص های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به اعتیاد حکایت از ناکافی بودن این شاخص دارد. از این رو فرزندان زنان معتاد  و به طور کلی خانواده معتاد در معرض خطر بدرفتاری و توسعه مشکلات هنجاری و روانی مربوط به اعتیاد والدین خود قرار دارند. امروزه نقش مهم زنان در خانواده و جامعه روشن است، خانواده به عنوان اولین نهاد جامعه‌پذیری که فرد در آن متولد و رشد می‌یابد نقش مهمی در امر آموزش و پرورش فرد دارد[۱].

    اثرات بلند مدت سوء‌مصرف مواد در زنان برای خانواده و جامعه بسیاری از محققان را بر آن داشت تا به دنبال بررسی علل گرایش زنان به سوء مصرف مواد باشد. در این میان عوامل خطر مانند مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، سابقه سوء مصرف، خشونت شریک زندگی و اختلال شناختی باعث شده تا نقش خانواده به عنوان عامل مهمی در توسعه و پیشگیری شرایط اعتیادساز برجسته شود. بررسی مشکلات مرتبط با اعتیاد زنان، با سه دسته عامل مهم روبروست.

    ۱)فرایندهای مرتبط با اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد که در آن ثبات عاطفی و روانی وجود ندارد، یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند به اعتیاد کودکان و نوجوانان منجر شود. مکانیزم این اثر شامل فرایند ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات کودکان والدین معتاد بهطور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و مصرف مواد قرار دارند. به عنوان مثال سیگار کشیدن مادر نسبت به پدر فاکتور اصلی گرایش زنان به سیگار است. همچنین افراد معتادی که دارای سابقه خانوادگی هستند، وابستگی‌شان به مصرف مواد بیشتر  و مشکلات روان‌شناختی پیچیده تر دارند.

    چهار فرایند استرس، افسردگی، تروما(ضربه روحی) و محرومیت از مهمترین عوامل شروع اعتیاد در زنان است. این چهار فرایند سیستماتیک می‌توانند مسئول اعتیاد یا مشکلات روان‌شناختی باشدکه منجر به اعتیاد اعضای خانواده و زنان شود. به عنوان مثال اختلافات خانوادگی  و جدایی از متغییرهایی است که در خانواده‌های ناکارآمد می‌تواند به اعتیاد منتهی شود. به توجه به نظریه‌های رفتاری بعضی از این مکانیسم ها می تواند به دلیل یادگیری مشاهدات در یک خانواده باشد. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در آینده زندگی خود به سوء مصرف سیگار و مواد روی می‌آورند، اغلب اختلال‌های خانوادگی مانند از دست دادن، ضعف، اختلاف و جدایی والدین تا قبل از یازده سالگی را تجربه کرده‌اند. همچنین مشخص شده اثر اختلافات خانوادگی در ابتلاء زنان به اعتیاد بیشتر از مردان است[۲].

    ۲)عوامل مرتبط با سبک و روش‌های والدین

    روشهــای فرزندپــروری نیــز در ابتــلاء زنان و  نوجــوان بــه اعتیــاد نقــش دارنــد. در خانواده‌هایــی کــه روش فرزنــد پــروری آنهــا آســان‌گیری اســت و فرزنــد در ایــن خانواده‌هــا حکومــت می‌کنـد، خطـر ابتـلاء بـه اعتیـاد بیشـتر اسـت. زیـرا خانـواده هیـچ کنترلـی بـر فرزنـد خـود نـدارد. همچنیــن در خانواده‌هایــی کــه بســیار ســختگیری می‌کننــد و شــرایط ســختی را بــرای فرزنــدان بــه وجــود می‌آورنــد، خطــر ابتــلاء فرزنــد بــه ســوءمصرف مــواد بیشــتر اســت. پـس محیـط خانـواده بـا توجـه بـه شـرایط فعلـی زندگـی اجتماعـی بایـد از تعــادل برخــوردار باشــد نــه مســتبد باشــد و نــه آســان‌گیر. همچنین والدین باید مهارتهای زندگی اجتماعی را مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاری محیطی، انتخاب دوستان و… را آموزش دهند و همین امر نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتیاد بر عهده دارد. سردی روابط والدین و جدایی والدین دو عامل بسیار مهم در ارتباط با مصرف مواد است. سردی و جدایی والدین به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بر روی زوجین و فرزندانشان می گذارد. پژوهش ها نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضطراب، دلتنگی و اندوه می کنند. در اغلب خانواده های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می کنند و ضمن جذب باندهای انحراف، به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد روی می آورند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری به ویژه برای زن بر جای می گذارد؛ به گونه ای که ممکن است به اعتیاد روی آورد. اعتیاد مادر خانواده به مواد ، علاوه بر آسیب های جسمی و روانی که برای خود مادر در پی دارد، موجب تزلزل نظام خانوادگی و عدم انجام وظایف مادری و همسری از سوی او می شود. اغلب فرد معتاد بی عاطفه، خودخواه و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است. این خصوصیات برای یک زن که نقش مادر در خانواده را برعهده دارد سازگار نیست. زن معتاد به خاطر وابستگی که به مواد مخدر پیدا می کند، اولویت هایش تغییر یافته و به جای توجه به تربیت فرزندان و تحکیم نظام و چهارچوب خانواده، هر لحظه به تهیه مواد مخدر و مصرف آن می اندیشد و دیگر جایی برای تدبیر امور خانواده و سامان دهی به آن به عنوان مدیر داخلی خانه باقی نمی گذارد.

    ۳)متغییرهای مرتبط با دوستان و شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی زنان در شروع مصرف مواد و پس از درمان را بسیار برجسته می‌دانند. زنان دارای همسران معتاد دارای علائم و نشانه های روانپزشکی مانند، شخصیت ضداجتماعی، افسردگی، استرس و علائم مرتبط با خشونت هستند. در نهایت دو عامل اختلال خوردن و نوشیدن به طور غیرمستقیم در گرایش زنان و نوجوانان به اعتیاد مطرح می شود. اختلال‌های خوردن مانند پرخوری یا بی‌اشتهایی در نتیجه دورنی شدن شخصیت اعتیادآور مانند احساس ناسازگاری، شخصیت ضداجتماعی، عدم اعتماد به نفس و اطمینان به دیگران و… اگر به اعتیاد منجر نشود، می‎‌تواند اختلال های اعتیادآور مربوط به خوردن، قمار، بازی‌های یارانه‌‌ای و اینترنت را به وجود آورد.

    خانواده اساسی ترین محیط زندگی است که در آن کودکان رشد می کنند و تأثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان به سمت نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان شناختی اعضای آن اثر می گذارد. از این رو پیشنهاد می شود استراتژی های حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد ، به طور جدی بر خانواده های زنان، کودکان و نوجوانان مبتلا به مشکلات مربوط به اعتیاد متمرکز شود. رویکرد خانواده محور موجب می شود تا با درمان و پیشگیری از مهمترین عوامل خطر بروز اعتیاد، هم صرفه اقتصادی و هم کارآمدی بیشتری حاصل شود.

     

    [۱].http://www.ccsa.ca/Resource%20Library/ccsa-011142-2005.pdf

    [۲] Ibid, page 4-6

    
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است