Cudras

Tag: اضطراب

  • رمزگشایی از عوامل اجتماعی اعتیاد

    عواملی مانند تاثیر همسالان، والدین معتاد به الکل و مواد، نظارت و شیوه تربیتی والدین مهم‌ترین عوامل فردی  و اجتماعی مصرف مواد هستند. نهاد خانواده در بسیاری از روابط متاثر از نهاد اقتصادی است، فقر مادی همراه با فشار روانی در خانواده باعث سخت‌ گیری‌های بی ‌مورد توسط پدر و مادر بر فرزندان می‌شود. خانواده از هم‌ گسیخته به هر دلیل طلاق، غیبت ‌های طولانی، فوت والدین و.. باعث اختلال در کارکرد صحیح خانواده و جلوگیری از رشد شخصیتی فرزندان آن خانواده می‌شود. در زمینه نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت در گرایش افراد به اعتیاد می‌توان به این نتیجه رسید که در شهرهای مرزی امکان انتقال مواد به راحتی صورت می‌گیرد و در محل سکونت این مسئله اهمیت دارد که غالب افراد معتاد در مناطق حاشیه‌ای و مناطق قدیمی زندگی می‌کنند. واقعیت این است محیط‌های آلوده می‌توانند زمینه مساعد شکوفایی استعدادهای موجود در افراد برای ارتکاب به جرم و اعتیاد را ایجاد نمایند.

    روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی از آغاز تاریخ بشر برای اعضای جامعه امری روشن بوده است. محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده‌ها است. بر اساس قدیمی ‌ترین نوشته‌های اخلاقی، جامعه هنگامی نیروی خود را از دست می‌دهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند. مثلاً کنفوسیوس اعتقاد داشت که خوشبختی و ترقی از آن جامعه‌ ای است که افراد به عنوان یک عضو خانواده، رفتاری صحیح و کامل داشته باشند، بدین معنی که هیچ کس از وظایف خود نسبت به فرزندانش روگردان نباشد. زیرا خانواده پایه اساسی و سازنده مهم‌ ترین ساخت اجتماع است و وجود همه نظام‌های دیگر اجتماعی بستگی به مشارکت در نظام خانوادگی دارد. رفتار ناشی از نقشی که در خانواده آموخته می‌شود، نمونه رفتار در سایر قسمت‌های جامعه خواهد بود.

    یافته ‌های پژوهشی نشان می‌دهد جوانانی که سازگاری کم ‌تری دارند با مشکلات بسیاری رو‌به‌رو هستند و غالباً مورد خشونت، خصومت، آزار و اذیت و بی‌اعتنایی قرار گرفته و از پذیرش همراه با احترام، اعتماد و محبت محروم بوده‌اند. یکی از جنبه ‌های مهم رفتار پدر و مادر، اقتدار و کنترل صحیح در مقابل خودمختاری است. والدینی که از قاطعیت همراه با محبت و اعتماد برخوردارند، در هدایت، نظارت و تربیت فرزندان موفق‌ترند. یک نوجوان در سن بحرانی عمیقاً به راهنمایی، حمایت و همکاری، اعتماد، انضباط، درک متقابل، دلسوزی، محبت و احترام نیازمند است و کوتاهی پدر و مادر در هریک از جنبه‌ها موجب گرایش فرزندان به گروه ‌های ناسالم یا وابستگی به دوست و همسالان نامناسب خواهد شد.، وابستگی‌هایی که آغاز بسیاری از ناهنجاری‌هاست. والدین آگاه و عاقل با رفتار همدلانه و صمیمانه خود سعی می‌کنند از بروز ناهنجاری‌ها پیشگیری کنند.

    تقریباً در تمام پژوهش‌ها نقش موثر روابط خانوادگی در پدید آمدن اعتیاد و تداوم آن یا درمان اعتیاد و پیشگیری از آن مورد تایید قرار گرفته است. همه افراد شخصیت و رفتار مبارز ندارند که بتوانند هنگام بروز مشکلات با موفقیت عمل کنند و بحران‌های زندگی را به خوبی پشت سر بگذارند. بعضی از انسان‌ها در برابر موقعیت‌های استرس‌زا به شدت احساس درماندگی می‌کنند، در چنین موقعیت‌ هایی خانواده دارای روابط خوب و عاطفی رضایت ‌بخش می‌تواند تکیه گاه مطمئنی برای فرد باشد. افزایش حضور والدین در منزل، تقویت ارتباط‌های عاطفی میان اعضای خانواده، توجه به ارزش ‌های اخلاقی و معنوی در زندگی و اهمیت قائل شدن پدر و مادر برای مبانی اعتقادی، ارزشی و مذهبی کمک می‌کند که فرد با به کارگیری راه‌کارهایی از جانب خانواده، بتواند زندگی خویش را کنترل کند.

    هر نوع کمبود عاطفی یا روابط آشفته در خانواده، فرد را به دنبال عامل تسکین ‌دهنده می‌ کشاند و این خطر بزرگ به ویژه وقتی جدی می‌شود که گروه‌های سودجو به آسانی مواد مخدر را توزیع می‌کنند و باندهای قاچاق به این فاجعه دامن می‌زنند. در خانواده‌های امن، آرامش دهنده و اطمینان بخش، نوجوان می‌آموزد که هر خطری را نباید در زندگی تجربه کرد و می ‌پذیرد که تحت هیچ شرایطی و حتی در اوج مشکلات، مواد را تجربه نکند. بنابراین خانواده را می‌توان جایگاهی دانست که اعضای آن در یک تعامل پیچیده بسیاری از الگوهای رفتاری، عاطفی و هیجانی خود را با یکدیگر مبادله نموده و به انتقال حالات و نشانه‌ها و حساسیت‌های خود می‌پردازد. بر اساس دیدگاه‌های غالب در روان‌شناسی خانواده، سازمان روانی و شخصیتی فرد در درون خانواده شکل گرفته و به رشد  و کمال می‌رسد. از این نظر خانواده را جایگاه اولیه یادگیری‌ها و خاستگاه بسیاری از تنش ‌ها، ناکامی‌ ها، موفقیت‌ ها و انحرافات دانست و یکی از عمده عوامل موثر در شرایط اعتیاد زا قلمداد می ‌نمایند. با توجه به اینکه اعتیاد به عنوان یک مشکل و یک آسیب اجتماعی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده است به موازات افزایش دانش انسان، اعتیاد نیز گسترش یافته و از پیچیدگی بیشتری برخوردار شده است.

    مصرف مواد چه به صورت تفریحی و چه به صورت مداوم، می‌توان به عنوان رفتاری که به وسیله پیامدهایش تداوم می‌یابد، نگریست. هر رخدادی که یک الگوی رفتاری را نیرومند می‌کند، می‌تواند به عنوان تقویت‌کننده گرایش به مصرف مواد قلمداد شود و در واقع آن را تقویت می‌کند. مواد همچنین می‌تواند از طریق پایان دادن حالاتی از قبیل درد، اضطراب یا افسردگی رفتاری پیشایند را تقویت کنند. در برخی از موقعیت‌های اجتماعی رفتار مصرف کننده مواد چنانچه به موقعیت اجتماعی خاصی یا پذیرش از سوی دوستان منجر شود، تقویت می‌شود. این نوع تقویت کننده کاملاً جدا از اثرات دارویی است. تا زمانی که اثرات تقویت‌کننده اولیه یا تقویت ایجاد شده به وسیله تخفیف علایم بازگیری شروع شود، تقویت‌کننده اجتماعی می‌تواند تداوم بخش مصرف مواد باشد. هر بار مصرف مواد، تقویت مثبت را برمی‌انگیزد. این تقویت می‌تواند از سرِ خوشی ایجاد شده، کاهش عواطف دارای اختلال و تخفیف علایم بازگیری یا تلفیقی از این موارد ناشی شود. در مورد مواد با اثر کوتاه‌مدت مانند هروئین، کوکائین، نیکوتین و الکل این تقویت چند بار در روز تکرار می‌شود.

  • اعتیاد رفتاری و اعتیاد شیمیایی

    در دو دهه اخیر به دنبال تغییرات ناگهانی که در تمام زمینه‌های زندگی رخ داده، باعث شده اعتیاد دیگر به مصرف مواد مختلف مخدر / محرک محدود نباشد و بلکه این مفهوم امروزه شامل رفتارهای پرخطر دیگری نیز می‌شود که از حد طبیعی و عادی فراتر رفته است. این دل بستگی به طور فزاینده ای در فرد اختلال فکری و وسواسی ایجاد کرده و منجر به بروز اختلال در سیستم عصبی حالت بیوشیمیایی و زندگی شخصی افراد می گردد. این نوع عمل توام با تکرار اعتیاد رفتاری نامیده می شود. تکرار این نوع اعمال را اصطلاحاً «اعتیاد رفتاری» می‌گویند و در فعالیت هایی نظیر عشق‌ورزیدن، قمار، غذا خوردن، روابط جنسی، کار کردن، خرید کردن، بازی‌های رایانه ای، ورزش، استفاده از اینترنت و تلفن همراه بروز پیدا می کند. تکرار این اعمال شکلی از اعتیاد است که فرد در هر حالت اجبار برای انجام آنها پیدا می‌کند که وابسته به مصرف مواد نیست  و حتی گاهی از لحاظ روحی و جسمی برای فرد پاداش طبیعی به شمار می‌رود.

     به طور خلاصه، اعتیاد رفتاری شامل بیماری‌هایی است که فرد به جای مواد مخدر, ویژگی های شخصیتی خود را به رفتاری خاص یا شخص دیگری وابسته می‌کند در نتیجه فرد مبتلا به این نوع اعتیاد در دام یک چرخه مدور می افتد که دیگر راه خروج از آن را نمی تواند یابد و با احساس تجربه شکست،  شرم و ناراحتی قادر به یافتن راه حل نخواهد بود. بنابراین لازم است کسی که به آموزش، مراقبت و سلامت فرد می پردازد با عوامل خطر و اقدامات پیشگیرانه جهت مدیریت مشکلات پیچیده عصر حاضر آشنا باشد.

    مفهوم اعتیاد رفتاری، دهه‌ها است که مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. تحقیقات و تجربیات بالینی نشان می‌دهد، هر رفتاری طرف نظر از ماهیت خاص آن، اگر در انجام آن افراط و تفریط اتفاق افتاد، می‌تواند منجر به مشکلات اساسی شود. شواهد در حال رشد نشان می‌دهد، مشارکت گسترده و مشکل ساز افراد در فعالیت‌هایی مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، مصرف انواع مواد، قمار کردن، مشغول شدن به بازی‌های کامپیوتری، گذراندن وقت در اینترنت، اعتیاد جنسی، خرید کردن و حتی ورزش زیاد می‌تواند دارای برخی شباهت‌ها در ماهیت رفتار با اختلالات مصرف مواد باشد. به عنوان مثال از منظر پدیدارشناسانه وجود سه مرحله  ولع، تحمل و ترک در تمامی این رفتارها و طی دوره‌های شروع، مزمن بودن و روند عود بیماری و پاسخ به درمان دارای همپوشانی زیادی است. با افزایش هر کدام از این رفتارها در مدت زمان مشخص و با شدت و ضعف، می‌تواند منجر به روان‌پریشی، افسردگی و حتی گاهی اختلالات جسمی و کاهش عملکرد اجتماعی، مالی و شغلی شود[1].

    اعتیاد  اصطلاحی است که برای افراد مختلف معنای متفاوتی دارد؛ و تعریف این اصطلاح  به استفاده بیش از حد یک ماده یا دارو و یا مشارکت در یک رفتار برمی‌گردد و از نظر پزشکی می‌توان آن را به از دست دادن کنترل و اختلال در عملکرد تعبیر کرد. اختلالات مصرف مواد اغلب «اعتیاد» نامیده و سال‌هاست به عنوان یک بیماری روانی و ذهنی شناخته می‌َشود. در واقع می‌توان گفت اصطلاح «اعتیاد» به ماهیت هر رفتاری که با اختلال در مصرف مواد و الکل و سایر رفتارها همراه است، به کار می‌رود.

    در سال 2013، انتشار پنجمین نسخه از دفترچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی(DSM-5) بابی را جهت طبقه‌بندی انواع اعتیادهای غیرماده (انواع مواد) یعنی اعتیادهای رفتاری گشود. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی اولین سیستم طبقه‌بندی تشخیصی روان‌پزشکی اولیه در ایالات متحده آمریکا است که برای اولین بار راهنمای اعتیادهای رفتاری در آن منتشر و پزشکان و محققان بسیاری از کشورها نیز از آن استفاده کردند. اگرچه DSM-5 به طور رسمی برای حوزه «اعتیاد به انواع مواد» به کار نمی‌رود، اما در فصولی از آن به اختلالات مصرف مواد و اعتیاد پرداخته شده است[2].

    هرچند، برخی از محققان و پزشکان از گسترش مفهوم اعتیاد به عنوان یک برساخت[3] حمایت می‌کنند، اما گسترش شرایط روانی و ذهنی این حوزه می‌تواند در مشروعیت حوزه روانپزشکی موثر باشد. به این معنا که باید اختلالات روانی واقعی را از سطوح بالای الگوهای رفتاری طبیعی متمایز کنیم. چرا که نمی‌توان تمامی اختلالات رفتاری را به اختلالات روانی پیوند زد؛ در این صورت باید گفت بیشتر افراد دچار اختلالات روانی هستند؛ این نگرانی به ویژه در مورد اعتیاد رفتاری نیز صادق است. به عنوان مثال خوردن بیش از حد شکلات، حتی اگر باعث افزایش وزن و ایجاد پریشانی شود، اختلال روانی محسوب نمی‌شود بلکه می‌توان آن را نوعی اختلال رفتاری دانست[4].

    از این رو به نظر می‌رسد اعتیاد چه به صورت مصرفی(مصرف انواع مواد مخدر و روان‌گردان) و چه به صورت رفتاری (قمار، اعتیاد جنسی، نوشیدن و خوردن و…) به حوزه سلامت روان افراد یک جامعه و پشیبرد برنامه‌های توسعه پایدار ارتباط بسیار قوی دارد. نکته بسیار مهمی که می‌توان در اختلالات مصرفی و رفتاری به عنوان وجه اشتراک این دو بیان کرد، برخی ویژگی‌های مشترک  این رفتارهای اعتیادآور است که در نهایت در رفتار و واکنش‌های افراد نمایان می‌شود.

    به طور کلی هرگاه رشد روانی فرد تحت تاثیر عوامل فردی و اجتماعی به موازات رشد جسمی صورت نگیرد و شخصت فرد تکامل نیابد، فرد در معرض ابتلاء به بیماری‌ها و اختلال‌های روانی قرار می‌گیرد و در مقابل مشکلات تاب مقاومت ندارد یا برای مقابله با اختلال رفتاری، رفتار دیگری را جایگزین می‌کند. می‌توان گفت چنین افرادی در معرض خطر رفتارهای اعتیادی مانند اعتیاد به انواع مواد، داروهای آرام‌بخش، رفتارهای جنسی، پرخوری، قمار و.. قرار دارند.

    به نظر می‌رسد، رفتارهایی که در نهایت به انواع اعتیاد منجر می‌شوند، با نشانه‌هایی در فرد همراه است که عبارتند از:

    • فرار از واقعیت: بیشتر به صورت شرم بیش از اندازه و در خود فرو رفتن و به خیالات پناه بردن و عدم توانایی در تصمیم‌گیری دیده می‌شود.
    • خودخواهی و زیاده‌خواهی: برخی دیگر انتظار دارند دیگران تمام توجه و و قت خود را برای آنها صرف کنند.
    • حالت بدبینی و رفتار تهاجمی: فرد نسبت به دیگران به شدن بدبین است، همه را بدخواه خود می‌بیند و در این صورت رفتار تهاجمی و تلافی‌جویانه در پیش می‌گیرد.
    • تشویش خاطر و اضطراب: چنین افرادی بدون دلیل مشخصی نگران، مصظرب و از وقوع اتفاقات ناگوار خیلی هراسان است.
    • افسردگی و اندوه: افسردگی فرد را به گوشه‌نشینی و از دست دادن نشاط و ممکن است برای رهایی از این احساس به رفتارهای اعتیادآور روی آورد.

     

    پی‌نوشت‌ها

    [1] Nanncy  M . Petry. Behavioral Addictions, Oxford University Press is a department of the University of ,  New York. 2016. Page 1-5.

    [2] Ibid, page 2.

    [3] .Construct

    [4] Ibid, page 3.

     

    برای مطالعه مقالات کادراس با موضوع «اعتیاد رفتاری» کلیک کنید
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • رفتار درمانی شناختی روشی موثر در درمان اعتیاد

    رفتار درمانی شناختی[1] نوعی گفتار درمانی است که بر اساس اصول روانشناختی رفتارگرایی بر چگونگی کنترل یا اصلاح رفتارها تمرکز دارد و نیز استوار بر نظریه‌های شناخت با توجه به درک نحوه تفکر، احساس و دنیای اطراف فرد است، در واقع نوعی درمان روانشناختی در اعتیاد است که هدفش تغییر الگوهای رفتاری و تفکر متمرکز بر روی فرد معتاد است.

    رفتار درمانی شناختی بر تقویت رفتارها تمرکز دارد، در مقابل نظریه های شناخت که بر ادراک فرد تاکید می‌کنند، تجربه رفتار درمانی شامل همه چیزهایی است که از طریق تفکر و احساس در مورد تجربیات گذشته در ذهن فرد خطور می‌کند. افزودن تجزیه و تحلیل شناختی به رفتار درمانی، با در نظر گرفتن افکار و احساسات فرد در مورد رفتارهایشان منجر به توسعه نوعی از درماناعتیاد شده است که در آن به جای مشاهده و کنترل رفتار فرد، به آنچه در ذهن او می‌گذرد توجه می‌شود و در پی پاسخ به این مسئله مهم است که ادراکات، افکار و احساسات چگونه فردی را به شیوه‌های رفتاری خاص سوق می‌دهد.

    این شیوه درمانی به ویژه رابطه بین افکار، احساسات و رفتارهای افراد و تفاوت بین باورهای اساسی و تعارضات بین آنها آنچه می‌خواهیم انجام دهیم و آنچه در واقع انجام می‌دهیم را مورد بررسی قرار می‌دهد. اعتیاد مثال خوبی برای این نوع رفتارهای متناقض است. گرچه هر فردی می‌داند، پیشگیری از رفتارها  و حتی مصرف مواد اعتیادآور امری منطقی و ایمن است اما ممکن است در طول زندگی خود به دنبال تجربه آن برود. این امر در نهایت می‌تواند پیامدهای بسیار ناراحت کننده‌ای برای فرد و اطرافیان او داشته باشد. پس از گذشت مدت زمانی افراد مبتلاء به اعتیاد ممکن است از رفتار خود پشیمان شوند اما توقف این رفتار عملی دشوار است.

    اعتیاد نمونه بارزی از الگوی رفتاری است که با آنچه شخص واقعا می‌خواهد انجام دهد در تناقض با رفتار و تفکراتش است. افرادی که سعی در غلبه بر رفتارهای اعتیادگونه خود دارند اغلب ابراز می‌کنند که می‌خواهند این رفتار خود را تغییر دهند اما انجام این عمل برای آنها بسیار سخت است. بر اساس رویکرد رفتار درمانی شناختی، رفتارهای اعتیادآور مانند نوشیدن الکل، مصرف انواع مواد، قمار، اعتیاد به بازی‌های کامپیوتری، پرخوری و غیره، نتیجه افکار نادرست و احساسات منفی افراد است.

    رفتار درمانی شناختی این موضوع را با روشن کردن نحوه تعامل افکار و عواطف افراد توضیح می‌دهد. روان‌شناسان دریافته‌اند که بسیاری از ما رفتار خود را در زندگی‌مان بر پایه عقایدی خلاف واقع تعریف می‌کنیم، در مرحله بعد از این افکار خلاف واقع  احساس منفی ایجاد می‌شود که اضطراب، افسردگی و اختلالات سوء مصرف الکل و مواد مخدر در این بستر شکل و قوت می‌گیرد.

    در درمان اعتیاد، رفتار درمانی شناختی کمک می‌کند تا با ضبط منظم افکار، احساسات و رویدادهایی که باعث ایجاد افکار و احساسات منفی شده‌اند و تمرکز بر روی آنها، رفتاری که در نتیجه این نوع تفکر ایجاد شده را رهیابی کرده و با تغییر و ترمیم آن به طور خودکار از رفتارهای مضر بعدی نیز پیشگیری شود.

    [1] Cognitive Behavioral Therapy

  • 10 مورد از خطرات و آسیب های سوء مصرف مواد

    اکثر ما  بارها شنیده ایم که سوء مصرف مواد مفید و ثمر بخش نیست. گذشته از همه این ها، معنای واژه “سوء مصرف” از خود این واژه مشخص است. اما بسیاری از مردم قادر به تشخیص این موضوع نیستند که مصرف مواد چقدر می تواند برای خود فرد مصرف کننده و همچنین بر افرادی که وی را دوست دارند و به او اهمیت می دهند، خطرناک باشد.

    یکی از موثرترین روش هایی که می توانید برای جلوگیری از خطرات سوء مصرف مواد استفاده کنید، یادگیری دقیق آن خطرات و درک بهتر ماهیت مسئله و به اشتراک گذاری شناخت این خطرات و اطلاعات پیرامون آن با اطرافیان خود است.

    شناخت خطرات سوء مصرف مواد نیمی از راه مبارزه با مصرف مواد محسوب می شود.

    به منظور سهولت در این امر، به تشریح برخی از رایج ترین خطرات سوء مصرف مواد خواهیم پرداخت که می تواند برای شما، جامعه خود و افرادی که دوستشان دارید، بسیار زیان بار باشد. با این اطلاعات، شما بهتر می توانید از خود و عزیزان خود، که در معرض خطر  هستند، محافظت کنید.

    این خطرات شامل موارد زیر است:

    • آسیب به سلامت جسمی

    اول و مهمترین چیز این است که سوء مصرف مواد برای بدن شما به معنای واقعی کلمه مضر و زیان بار است. بسته به ماده ای که برای مصرف انتخاب کرده اید، سوء مصرف مواد می تواند منجر به بیماری های ریوی و قلبی عروقی، سكته های مغزی، انواع مختلف سرطان ها ، اچ آی وی / ایدز و هپاتیت B و C گردد.

    متأسفانه ، این موارد قید شده، تنها عوارض مصرف بلند مدت مصرف مواد نیست. مثلاً، مصرف فقط یکبار مواد، می تواند منجر به بیش مصرفی مُهلک، آسیب مغزی و یا آلوده شدن فرد به بیماری هایی گردد که تا آخر عمر گریبان گیر وی می شود.

    • لطمه به شغل وجایگاه شغلی

       مهم نیست چه نوع ماده ای مصرف می کنید، سوء مصرف آن ماده، عواقب جدی برای یافتن شغل و حفظ جایگاه آن،  می تواند به همراه آورد. در کوتاه مدت، اختلال در قضاوت و کمبود خواب ناشی از مصرف مواد، می تواند شما را در انجام وظایف خود تضعیف کند. در بلند مدت، ناامیدی ناشی از اعتیاد می تواند منجر به سرقت، دروغ، غیبت بیش از حد و سایر رفتارهای غیرقابل اعتماد گردد.

     

    • آسیب به سلامت روان

    سوء مصرف مواد علاوه بر این که بر سلامت جسمی شما اثر می گذارد، می تواند تأثیر جدی نیز بر سلامت روان شما بگذارد. افسردگی ، اضطراب ، پارانویا (روان پریشی) ، توهم ، هذیان گویی و بی خوابی همه این ها می تواند ناشی از سوء مصرف مواد باشد یا در صورت وجود مشکلات روحی و روانی قبل از مصرف، با مصرف مواد این مشکلات اغلب تشدید می گردد. در بعضی موارد، اگر فرد مصرف کننده، مصرف مواد را قطع نکند، این مشکلات قابل برگشت خواهد بود.

    • زیان مالی

    به عبارت ساده تر، تهیه مواد هزینه زیادی دارد. هرچه بیشتر از مواد سوء مصرف کنید، برای به دست آوردن اثر اولیه لذت و همچنین تأمین عادت مصرف خود، ناگزیر می بایست پول بیشتری بپردازید. همراه با زیان مالی قید شده در اثر سوء مصرف مواد و همچنین از دست رفتن جایگاه شغلی خود، تداوم این عادت می تواند تأثیر منفی جدی بر آینده مالی شما بگذارد.

    • محدودیت آزادی

    مشکلات مالی و شغلی و نیز مشکلات روحی و روانی از جمله مواردی است که در نهایت می تواند یک فرد را به سوی زندان سوق دهد. هر روش غیرقانونی برای سوء مصرف مواد، از جمله، راه های غیرقانونی برای کسب منافع مالی، ارتکاب جرم به دلیل توهمات پارانوئیدی (روان پریشی)، سرقت از دیگران برای تأمین عادت مصرف خود، همه این ها می تواند به فعالیت های مجرمانه کمک کند، هر کدام از این مسیرها می تواند شما را به زندان منتهی کند.

    • صدمه به روابط زوجین

    روابط عاشقانه سالم بر پایه اعتماد ساخته می شود. متاسفانه، سوء مصرف مواد، معمولاً افراد را به سمت رفتارهای فریبنده ای که باعث نقض اعتماد می شود، سوق می دهد. عدم صداقت در مورد پول صرف شده برای مواد، دروغ گفتن در مورد محل نگهداری آن یا عدم صداقت در مصرف آن، از مواردی است که منجر به سلب اعتماد می گردد و در نهایت، روابط عاشقانه بین زوجین به دلیل سوء مصرف مواد، می تواند از بین برود.

    • تضعیف روابط دوستی

    علاوه بر فریبکاری که معمولاً با سوء مصرف مواد همراه است، تغییرات شخصیتی مخرب نیز ممکن است بوجود بیاید. داشتن خلق و خوی کوتاه مدت، عدم صبر، کاهش علاقه به دیگران و عادتهای خود مراقبتی، همگی رفتارهای شایع ناشی از سوء مصرف مواد مخدر هستند که می تواند روی دوستی شما تأثیر منفی بگذارد.

    • خدشه دار شدن روابط خانوادگی

    به طور کلی ، بیشتر افرادی که از مواد سوء مصرف می کنند، اولویت های زندگی آنها بیشتر به سمت انتخاب مواد مصرفی خود تغییر می کند. به عنوان مثال ، در یک رویداد مهم خانوادگی مثلاً شب عروسی، فرد به جای این که مشغول امورات خود باشد به فکر مصرف مواد در خلوت و تنهایی خود است. اولویت قرار دادن مصرف مواد نسبت به عزیزان خود، می تواند خیلی سریع منجر به خود بیگانگی و تضعیف یا تخریب روابط خانوادگی گردد.

    • صدمه و آسیب زدن به اطرافیان

    حتی افرادی که هیچ ارتباطی با فرد مصرف کننده ندارند، می توانند به شدت تحت تأثیر مصرف وی قرار بگیرند. تصادفات رانندگی ناشی از مصرف مواد، سرقت ، تجاوز و سایر رفتارهای خطرناک که در بین افراد سوء مصرف مواد بسیار متداول و شایع است، باعث می شود که افراد بی گناه بیشتر در معرض خطر این اقدامات افراد قرار گیرند.

    • تخریب و تضعیف سلامت و امنیت جامعه

    شایعات درباره مصرف و سوء مصرف مواد در جوامع، باعث انعکاس مشکلات از طریق راه های منفی می شود. تعداد زیادی از فروشندگان مواد، ناقضان قانون، موارد فحشا و سایر رفتارهای جنایتکارانه وجود دارند که سلامت و امنیت یک جامعه را تهدید می کنند.

    منبع:

    https://drugabuse.com/10-ways-drug-abuse-hurts-you-and-those-around-you

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • آیا گل اعتیاد آور است؟

    «گل» یا ماری‌جوانا از قسمت‌های مختلف گیاه شاهدانه (Cannabis) بدست می‌آید. ماری‌جوانا که امروزه با نام‌های گوناگون شناخته می‌شود، با نام «گل» در ایران شیوع یافته است. این گیاه با دارا بودن حداقل ۲۴ درصد ماده مخدر تتراهیدروکانابینول[۱] و مواد شیمیایی اثرات اعتیادآوری برای مصرف‌کننده به دنبال دارد. مطالعات گوناگون نشان می دهد که میانگین میزان ایزومرهای کانابینوئید(THC)، (مولفه اصلی «تغییر ذهن» در ماری جوانا )، طی چند دهه گذشته ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش یافته است . بر اساس اعلام رییس سازمان بهزیستی کشور، در حال حاضر گل بعد از تریاک بیشترین شیوع مصرف را در ایران دارد و به دنبال تغییرات الگوی مصرف حتی شیوع این ماده بین زنان و نوجوانان به سرعت در حال افزایش است.

    تحقیقات نشان می دهد بین ۹ تا ۳۰ درصد افرادی که از ماری جوانا استفاده می کنند، ممکن است برخی از اختلالات مصرف مانند، بی خوابی، کاهش اشتها، اضطراب و.. در آنها توسعه یابد. بر اساس همین مطالعه افراد مبتلا به سوءمصرف گل، که از سنین پایین یعنی قبل از ۱۸ سالگی شروع به مصرف کرده اند، چهار تا هفت برابر بیشتر از بزرگسالان در معرض اختلال مصرف ماری جوانا قرار دارند. مصرف گل با وابستگی و اعتیاد همراه است؛ چرا که هنگام ترک این ماده به عدم دریافت آن فرد پس از یک تا دو هفته با مشکلات فیزیکی و روانی، بی حسی و عدم تمرکز و کاهش اشتها مواجه می شود که دلیل آن کاهش تولید THC است، که مغز عادت به دریافت مقادیر بالای آن دارد و خود قادر به تولید THC مورد نیاز نیست.[۲]

    باور عمومی بر این است که گل اعتیادآور نیست؛ اما آنچه امروزه به نام گل در بازار مواد توهم‌‍زا ایران رواج دارد، در واقع همان کانابیس است که در سال‌های اخیر با دستکاری‌های ژنتیکی روی این ماده میزان ایزومرهای کانابینوئید(THC)، که مولفه اصلی “تغییر ذهن” است طی چند دهه گذشته ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش یافته و این امر نشان از قدرت بالای اعتیادآوری گل دارد. تبلیغات گسترده و غلط از طریق فضای مجازی، گروه همسالان، تصوری که از «گل» در اذهان متبادر می‌شود و عوارض و پیامدهای مصرف این ماده نشان از اعتیادآور بودن آن دارد. تحقیقات نشان می‎دهد، تتراهیدروکانابینول موجود در گل پس از مصرف به طور مستقیم بخش‌های مسئول آرام‌بخشی مغز را فلج می‌کند و به ویژه در بلند مدت جایگزین آن می‌شود و بعد از مدتی مغز قادر به تولید آن نیست و فرد وابستگی شدید به مصرف پیدا می‌کند. به گونه‌ای که در صورت عدم مصرف گل دچار اضطراب شدید، بی‌قراری، وحشت‌زدگی، تپش قلب شدید و در بلند مدت با نقص سیستم ایمنی بدن، کاهش تمرکز، مشکلات تحصیلی و شغلی و کاهش سطح هوشیاری مواجه می‌شود.

    چرا گل بین نوجوانان و جوانان شیوع بیشتری دارد؟

    بر اساس تحقیقات انجام شده رواج باور اعتیادآور نبودن ، کنجکاوی و اصرار گروه دوستان و همسالان، قیمت پایین و دسترسی آسان و تبلیغات گسترده در فضای مجازی از مهمترین دلایل شیوع مصرف گل در کشور است. مهترین دلایل شیوع مصرف گل بین نوجوانان و جوانان عبارتند از:

    • ناآگاهی خانواده ها و مردم به ویژه اقشار آسیب پذیر مانند نوجوانان و زنان از مضرات این ماده و باور به اعتیادآور نبودن آن.
    • وجود خلاء قانونی در برخی مواد مخدر صنعتی، روان گردان و برخی داروها. نامی گل یا ماری جوانا به عنوان یک ماده خطرناک اعتیادآور در قانون مبارزه با مواد مخدر و حتی در مواد ۴، ۵ و ۸ این قانون که مربوط به جرایم است، وجود ندارد. همین خلاء قانونی موجب شده تا تبلیغات گسترده ای در خصوص اعتیادآور نبودن این ماده و عدم منع قانونی آن به وجود آید. و اقشار حساس نگرانی بابت منع قانونی و اعتیادآور بودن آن نداشته باشند.
    • رواج کاشت گل به صورت گلخانه ای در سال های اخیر و عرضه راحت آن از طریق فضای مجازی، از سویی زمان دسترسی و نحوه دسترسی را بسیار آسان و سریع کرده و از سوی دیگر قیمت آن را به نسبت مواد دیگر کاهش داده است و همین امر موجب شده تا گروه‌های حساس مانند دانش‌آموزان با وجود قیمت پایین این مادف بدان دسترسی آسانی داشته و نگرانی هم بابت نحوه مصرف آن نداشته باشند.
    • بیشترین مکان های عرضه این ماده در اطراف مدارس، دانشگاه ها، سینماها، پارک ها، آموزشگاه ها و به طور خلاصه مکان هایی که نوجوانان و جوانان بیشترین حضور را دارند، است؛ چراکه برای فروشندگان و قاچاقچیان مواد، درونی شدن شیوع مصرف یک ماده به خصوص در نوجوانان و جوانان، سود اقتصادی بیشتر و طولانی تری به همراه خواهد داشت. هر چقدر سن اعتیاد پایین تر آید، طول مصرف فرد افزایش و در بلند مدت دوز مصرفی هم با شیب تند بالا می رود، بنابراین سود بیشتری برای فروشندگان و قاچاقچیان به همراه خواهد داشت.
    
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است

  • همه چیز درباره داروی زنکس (xanax)

    اگرچه مصرف داروهای آرام بخش با تجویز دستور پزشک برای بیماران بسیار شایع شده است و روز به روز افزایش یافته است اما مصرف خودسرانه آن ها عواقب خطرناکی به همراه دارد. مصرف هم‌زمان آلپرازولام با داروهایی نظیر (استامینوفن، کتوکانازول، آسپرین) باعث ایجاد تداخل شدید دارویی خواهد شد. بنابراین در این گزارش مختصر جهت آگاهی و اطلاع رسانی پیرامون  داروی آرام بخش از جمله «زنکس» خواهیم پرداخت:

    «زنکس» نام تجاری آلپرازولام است که یک داروی بنزودیازپین است که به عنوان یک عامل کاهش دهنده سیستم عصبی مرکزی و برای درمان اضطراب و اختلالات ترس عمل می کند. آلپرازولام‌  در واقع دارویی است که به‌ عنوان‌ ضد اضطراب‌ برای‌ دوره‌ های‌ کوتاه‌ مدت‌ مصرف‌ می‌شود و علاوه بر این دارای اثرات ضد افسردگی نیز می باشد. بنزودیازپین مُسکن، عامل خواب، تسکین دهنده اضطراب و اسپاسم عضلانی را فراهم می کند و از تشنج جلوگیری می کند. بنزودیازپین ها را نیز تحت عنوان «آرام بخش» ها می شناسند.

    زنکس به صورت قرص یا محلول مصرف می شود. این دارو برای اختلالات اضطراب عمومی تجویز می شود، اضطرابی که با اختلال افسردگی و ترس همراه باشد. نحوه سوء مصرف به صورت بلعیدن یا تزریق انجام می شود[1].

    داروهای آرام بخش تجویزی از جمله زنکس می تواند منجر به سرخوشی گردد.

    زنکس و دیگر آرام بخش های تجویزی می توانند عملکرد طبیعی مغز را کاهش دهند که ممکن است به گفتار خشن، تنگی نفس، تنش، خستگی، عدم تمرکز و عدم هماهنگی و گشادی مردمک منجر شود. مصرف در دوزهای بالاتر موجب اختلال حافظه، قضاوت و هماهنگی، کج خلقی، پارانویا و افکار خودکشی می شود. مصرف این دارو در بعضی از افراد می تواند فرد را دچار اضطراب یا پرخاشگر نماید. مصرف آرام بخش های تجویزی با سایر داروها- به ویژه الکل – می تواند تنگی نفس را به همراه آورد یا ضربان قلب و تنفس را کاهش دهد و ممکن است منجر به مرگ گردد.

    ادامه مصرف زنکس وابستگی جسمی را به همراه می آورد – زمانی که مصرف آن ناگهان کم یا متوقف می شود – در واقع علائم ترک آن بروز می کند. زمانی که یک فرد مصرف آن را متوقف می کند، می تواند یک اثر بازگشتی داشته باشد، احتمالاً منجر به تشنج و سایر عواقب مضر می شود به دلیل این که همه آرام بخش های تجویزی از طریق کاهش فعالیت مغز عمل می کنند. همچنین مقاومت در برابر اثرات این دارو نیز ممکن است رخ دهد، این یعنی این که فرد مصرف کننده برای رسیدن به اثرات مشابه  دوران ابتدای مصرف ، نیازمند مصرف دوزهای بیشتر می گردد. این موضوع ممکن است مصرف کنندگان را به سمت مصرف در دوزهای بالاترسوق دهد و خط ابتلاء به یک بیش مصرفی را فراهم کند. آرام بخش های تجویزی می تواند اعتیادآور باشد یعنی یک فرد ممکن است با وجود عواقب مضر آن، به مصرف این داروها ادامه دهد[2].

    بعضی از داروهای خواب نیز جزء این دسته از داروهای آرام بخش قرار می گیرند.

     

    منبع :

    “Benzodiazepines.” DEAhttps://www.dea.gov/factsheets/benzodiazepines.
    “Get Smart About Drugs.” Find Help | Get Smart About Drugshttps://www.getsmartaboutdrugs.gov/drugs/benzodiazepines.

    [1] “Alprazolam.” MedlinePlus, U.S. National Library of Medicine, 15 Sep. 2017, https://medlineplus.gov/druginfo/meds/a684001.html.

    [2] “Alprazolam.” MedlinePlus, U.S. National Library of Medicine, 15 Sep. 2017, https://medlineplus.gov/druginfo/meds/a684001.html.