Cudras

Tag: انزوا

  • مصرف کنندگان بی خانمان مواد

    بی‌خانمانی به عنوان یک مشکل اجتماعی مطرح در حوزه سلامت عمومی، امروزه به عنوان یکی از آسیب‌های مهم اجتماعی شناخته می‌شود. شرایط خاص زندگی افراد بی خانمان, تمامی فرصت های مشارکت در زندگی اجتماعی را از میان برده و آنان را در خارج از شبکه های پیوند دهنده اجتماعی قرار داده است. در تحقیقات صورت گرفته مصرف الکل و مواد مخدر به عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده بی‌خانمانی ذکر شده است. افرادی که به چرخه بی خانمانی وارد یا از آن خارج می‌شوند، غالباً همزمان به چرخه سوء مصرف مواد نیز وارد یا از آن خارج می‌شوند. به طوری که تخمین زده می‌شود حدود 50 تا 80 درصد از بی خانمان‌ها، مصرف کننده مواد هستند.

    تعدادی از مصرف کنندگان مواد با از دست دادن کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی خود، به ویژه زمانی که توسط افراد مهم زندگی‌شان طرد می‌شوند، خانه، خانواده و اجتماع خود را ترک می‌کنند. از دست دادن پایگاه شغلی، اجتماعی و به تبع آن از دست دادن منبع درآمد برای مردان، مانعی در راه تامین سرپناه می‌شود. حتی در مواردی این افراد قادر به تامین نیازهای اولیه زندگی خود نمی‌باشند و به دلیل ننگ اجتماعی ناشی از مصرف مواد و درگیری آنها با فعالیت‌های مجرمانه اصولا حتی از محل سکونت خود رانده می‌شوند و در یک بازه زمانی نه چندان طولانی مجبور به زندگی در خیابان‌ها، گرمخانه‌ها و یا سرپناه‌های شبانه می‌شوند.

    جدای از عوامل ایجاد کننده اعتیاد، ضعف مهارت‌های اجتماعی، ضعف کنترل درونی، تضادهای والدینی، وجود الگوی مصرف در خانه، فاصله عاطفی با والدین و پیامدهای حاصل از سوء مصرف مواد، فعالیت‌های مجرمانه، اختلالات روان‌پزشکی، اقدام به خودکشی با بی‌خانمانی و پیامدهای حاصل از آن نیز مواجه بوده‌اند. مطالعات اندک انجام شده در زمینه مصرف کنندگان بی‌خانمان مواد نشان می‌دهند، این دسته از افراد فقر، بیکاری‌های مزمن، حمایت‌های خانوادگی ضعیف و پیگردهای قانونی و قضایی را نیز تجربه کرده‌اند.

    در مجموع درمان مصرف کنندگان بی‌خانمان مواد بسیار سخت و زمان‌بر است و برای آن می‌توان چند دلیل را مورد بررسی قرار داد:

    • ناپیوستگی این افراد با جامعه و خانواده که نشان دهنده تمایل افراد بی‌خانمان به کناره‌گیری از موقعیت‌های اجتماعی است؛
    • انزوا و فقدان پیوندهای اجتماعی یاری‌گر برای این افراد یکی از مهمترین مشکلات و حلقه‌های مفقوده درمان این دسته می‌باشد؛
    • ناتوانی مالی که به شکل قابل توجهی انگیزه و توانایی استفاده از درمان‌های موجود را برای افراد معتاد بی‌خانمان کاهش می‌دهد.

    در مجموع زنجیره‌ای از علل فردی و ساختاری زمینه بی‌خانمانی و گسترش آن را در جامعه فراهم کرده است. شکسته شدن روابط، محرومیت و فقر از مهمترین این عوامل هستند. همچنین تجربه تروما در کودکی و وجود خانواده‌های ناکارا را می‌توان از عوامل زمینه‌ساز سوء مصرف مواد و به تبع آن بی‌خانمانی دانست. بنابراین می‌توان از دست دادن نهادهای حمایتی، احساس تنهایی، قرار گرفتن در موقعیت طرد اجتماعی و دغدغه جدی جهت تامین نیازهای اولیه به هر طریق ممکن است از جمله ویژگی‌های مصرف‌کننده بی‌خانمان دانست.

    افراد بی‌خانمان مصرف کننده مواد جهت تامین هزینه‌های مواد، فرار از تنهایی، سرزنش و تحقیرهایی که روبرو هستند، به راحتی جذب افراد و گروه‌هایی می‌شوند که آنها را مورد پذیرش و حمایت هر چند مخرب قرار می‌دهند. عدم کفایت زیرساخت‌های رفاهی و آموزشی برای جذب  و حمایت این گره، همچون یک فرایند، جذب مصرف کنندگان را به پاتوق‌های مصرف افزایش می‌دهد. با گذشت زمان این پاتوق‌ها تنها دارایی های اجتماعی مصرف کنندگان بی‌خانمان می‌شوند. صرف زمان‌های قابل توجه با اعضای این گروه‌ها، پدیرش بالای آنها و … موجب شکل‌گیری احساس تعلق مصرف کنندگان بی‌خانمان به پاتوق‎‌ها می‌شود.  به عبارتی تنها عامل پیوند دهنده مصرف‌کنندگان به پاتوق‌ها، مصرف مواد نیست که با پرهیز از آن بتوان به تغییر امید داشت. مصرف مواد شایر عامل اثرگذاری در عضویت این گروه‌ها باشد، اما بی تردید گسستن پیوند مصرف‌کنندگان با پاتوق‌ها تنها از این مسیر محقق نخواهد شد.

    شناخت هر چه بیشتر نیازهای افراد بی‌خانمان مصرف‌کننده مواد در کنار تغییر در نحوه نگرش این دسته از افراد با تقویت انگیزه‌های بازگشت به خانواده و جامعه از ضرورت‌های این حوزه است. باید دانست هر نوع اقدام در این حوزه به بسترها و سیاستگذاری‌های موجود در حوزه حمایت‌های اجتماعی، قانونی، اطلاعاتی، آموزشی، اقتصادی، عاطفی و پزشکی از خانواده‌های درگیر با اعتیاد و مصرف کنندگان  نیاز دارد. وجود سرپناه‌های امن برای مصرف کنندگان بهبودیافته بی‌خانمان، فراهم کردن امکانات شغلی با نگاه به اندوخته‌های مهارتی و آموزشی و حمایت‌های خانوادگی به منظور پذیرش مجدد آنها، حمایت‌های بیمه‌ای، خدمات کاهش آسیب از جمله مواردی است که نیازمند توجه بیشتر دارد.

  • پیامدهای مصرف مواد پرخطر میان جوانان

    مصرف مواد و و پیامدهای آن روی سلامت عمومی افراد به ویژه جوانان بسیار بالاست؛ بررسی‌های مربوط به مصرف مواد بین عموم مردم نشان می‌دهد که میزان مصرف مواد بین جوانان نسبت به افراد مسن بیشتر است. اگر چه استثنائاتی در مورد مصرف سنتی اوپیوئیدها وجود دارد. بیشتر تحقیقات نشان می‌دهند، شروع دوره نوجوانی از ۱۲ تا ۱۴ سالگی تا اواخر ۱۵ تا ۱۷ سالگی دوره‌ای خطرناک برای شروع مصرف مواد است و اوج مصرف مواد میان جوانان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ ساله می‌باشد.

    کانابیس از جمله مواد مصرفی رایج بین جوانان به شمار می‌رود؛ شواهدی از کشورهای غربی وجود دارد که دسترسی آسان به کانابیس همراه با این برداشت عمومی که مصرف آن آسیب کمتری دارد، باعث شده کانابیس رایج‌ترین ماده مصرفی در بین جوانان باشد. کانابیس اغلب در کنار سایر مواد مصرف می‌شود و  و معمولاً استفاده از سایر مواد مقدم بر مصرف کانابیس اس؛ .هر چند امروزه با تصویب سازمان ملل متحد کانابیس در دسته مواد کم‌خطر مخدری قرار دارد.

    در گونه‌شناسی مصرف مواد، دو گونه رایج مصرف مواد میان جوانان وجود دارد: مواد مصرفی در مهمانی‌های شبانه و مصرف به صورت استنشاقی بین کودکان خیابانی؛ مصرف مواد بین جوانان از کشوری به کشور دیگر تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی آن کشور متفاوت است. از یک طرف، مصرف مواد در برخی جنبه تفریحی و خوش‌گذرانی دارد که برای افزایش هیجان و تجربه جدیدی بدان روی می‌آورند. از طرف دیگر، جوانانی که در شرایط سختی زندگی می‌‌کنند از مصرف مواد برای کنار آمدن و تحمل شرایط دشوار خود استفاده می‌کنند.

    نوع مواد مصرفی در دو گروه ذکر شده در بالا کاملاً متفاوت است. مواد مورد استفاده در مهمانی‌های شبانه در کشورهای با درآمد بالا شامل اکستازی، متامفتامین، کوکائین، کتامین، ال اس دی و GHB می‌شود، نحوه مصرف این افراد ابتدا به صورت انفرادی و تنها است اما بعداً با حضور در جمع از بارهای کالج گرفته تا پارتی‌های شبانه در خانه، مکان‌های متفاوتی را برای مصرف تجربه می‌کنند. نوع مواد و مکان‌های مصرف ذکر شده در بالا در بین جوانان بسیار شایع است. در بین جوانانی که در خیابان زندگی می‌کنند، شایع‌ترین مواد مصرفی شامل مواد استنشاقی مانند بنزین، رنگ، تینر و چسب است.

    بسیاری از کودکان خیابانی در معرض سوء استفاده‌های جسمی و جنسی هستند و مصرف مواد در آنها به عنوان مکانیسمی عمل می‌کند تا با محیط و شرایط سخت زندگی خود کنار آیند. آنها معمولاً موادی برای مصرف انتخاب می‌کنند که دارای قیمت پایین، دسترسی آسان و قانونی و توانایی القای حس سرخوشی سریع داشته باشد.

    همچنین، طریقه مصرف مواد پرخطر در جوانان پیچیده است؛ از شروع به مصرف تا مصرف پرخطر انواع مواد در جوانان تحت تاثیر عواملی است که اغلب خارج از کنترل و اراده آنها می‌باشد.  عوامل شخصی مانند، سلامت روان و رفتار، واکنش‌های عصبی و تغییرات ژنی ناشی از تاثیرات اجتماعی، عوامل در سطح خرد مانند عملکرد والدین و خانواده و تاثیرات گروه‌های همسالان و مدارس و عوامل موثر در سطح کلان مانند، محیط اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی می‌توانند نوجوانان را در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر کند. این عوامل در بین افراد متفاوت است و همه جوانان به یک اندازه در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر نیستند. در واقع هیچ عاملی به تنهایی در استفاده از مواد کافی نیست و در بسیار مواقع تاثیرات عوامل ذکر شده با گذشت زمان تغییر می‌کنند. به طور کلی، ترکیب وجود عوامل خطرزا و عوامل محافظتی موجود در مرحله‌ای خاص از زندگی یک فرد جوان می‌تواند باعث ایجاد تفاوت‌هایی در گرایش آنها به مصرف مواد شود. وجود مشکلات مربوط به سلامت رفتار و روان، فقر، عدم وجود فرصت، انزوا، عدم رابطه با والدین و حمایت‌های اجتماعی، تاثیرات منفی همسالان و امکانات پایین مدارس منجر به ناتوانی و ضعف بیشتر در برابر مصرف مواد در مقایسه با افرادی که این مشکلات را ندارند، می‌َشود.

    استفاده پرخطر از مواد تاثیرات گوناگون مستقیمی بر جوانان دارد. احتمال بیکاری، مشکلات مربوط به سلامت جسمانی، روابط اجتماعی ناکارآمد، تمایل به خودکشی، بیماری‌های روانی و حتی امید به زندگی پایین  در نوجوانانی که مصرف مواد دارند، افزایش می‌یابد. در شرایط حادتر، استفاده از مواد پرخطر می‌تواند فرد را به سوی چرخه‎ای هدایت کند که در آن با وضعیت بد اقتصادی و استفاده بیشتر از مواد گوناگون مواجه شود.

    بر اساس گزارش سال 2018 دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد،  بسیاری از جوانان به دلیل فقر و فقدان فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی درگیر زنجیره تامین مواد می‌شوند؛ در این گزارش جوانانی مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که در زمینه کاشت، تولید و فرآوری و قاچاق مواد فعالیت می‌کنند. این جوانان به دلیل عدم وجود فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی، ممکن است برای کسب درآمد یا افزایش درآمد ناچیز خود به سوی مواد جذب شوند. جوانان تحت تاثیر فقر یا دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر مانند مهاجران، جذب گرو‌ه‌های جرایم سازمان‌یافته شده و مجبورند در کار کشت، تولید و قاچاق مواد با گرو‌های محلی وابسته کار کنند.

    در برخی محیط‌ها، جوانان درگیر در شبکه‌های تامین مواد می‌شوند، زیرا به دنبال هیجان و کسب هویت و شهرت به واسطه گروه‌های محلی درگیر در قاچاق و تهیه مواد هستند. گروه‌های جرم و جنایت سازمان‌یافته برای قاچاق مواد به دو دلیل از جوانان استفاده می‌کنند: اول، بی‌باکی و بی‌پروایی در ارتباط با جوانان؛ دوم  اطاعت و فرمانبری آنها. جوانان درگیر در تجارت غیرقانونی مواد  اغلب جزئی از گروهای بزرگ جرایم سازمان‌یافته در بازرهای بین‌المللی هستند که از آنها به صورت حمل‌کننده غیرقانونی قاچاق مواد در مرزها استفاده می‌َشود.

  • آسیب‌شناسی اعتیاد جوانان

    روند مصرف انواع مواد از مصرف تفننی تا اعتیاد میان جوانان معمولاً تحت تاثیر عواملی است که عموماً از حیطه کنترل افراد خارج است. از علل شخصیتی (مانند، سلامت رفتاری و روحی، رشد عصبی و تفاوت‌های ژنتیکی که از تاثیرات اجتماعی حاصل می‌شود) تا عوامل میانی ( مانند، شرایط خانوادگی، مدرسه و تاثیر گروه‌های همسالان) و عوامل گسترده‌تر (مانند شرایط اقتصادی و اجتماعی و محیط فیزیکی اطراف) را می‌توان برای ارزیابی آسیب پذیری جوانان در برابر مصرف مواد برشمرد.

    مجموع این عوامل از فردی به فرد دیگر متفاوت است و نمی‌توان تصور کرد همه افراد در گروه سنی جوان به یکسان در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر باشند. به طور کلی ترکیب عوامل آسیب پذیر و پرخطر  و فقدان عوامل محیطی و حفاظتی در شرایط  و وضعیت خاص زندگی جوانان سبب می‌شود، حساسیت‌های متفاوتی در برابر مصرف مواد مخدر در افراد ایجاد شود. مشکلات روحی و رفتاری اولیه، فقر، نبود فرصت‌ها، تنهایی و انزوا، فقدان حمایت‌های خانوادگی  و اجتماعی و تاثیر منفی گروه‌های همسال از علل اصلی است که فرد را به سمت مصرف مواد سوق ‌می‌دهد.

    از سوی دیگر، پیامدهای مصرف مواد بر سلامت روان و جسم جوانان بسیار بالاست؛ چرا که بیشتر تحقیقات نشان می‌دهند، شروع دوره نوجوانی از ۱۲ تا ۱۴ سالگی تا اواخر ۱۵ تا ۱۷ سالگی دوره‌ای خطرناک برای آغاز مصرف مواد است و اوج مصرف مواد در بین جوانان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ سالگی می‌باشد. همچنین، بررسی‌های مربوط به مصرف مواد در بین عموم مردم نشان می‌دهد که میزان مصرف مواد بین جوانان نسبت به افراد مسن بیشتر است، اگر چه استثنائاتی در مورد مصرف سنتی اوپیوئیدها وجود دارد.

    الگوی مصرف مواد میان جوانان

     الگوی مصرف مواد میان گروه‌های سنی جوان، از کشوری به کشور دیگر و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی هر یک از کشورها متفاوت است. از یک سو، مصرف تفریحی مواد باعث افزایش هیجانات روحی و تجربه‌های جدید می‌شود؛ از سوی دیگر جوانانی که در شرایط زندگی دشواری قرار دارند، اغلب تلاش دارند با مصرف انواع مواد بر وضعیت سخت زندگی خود غلبه کنند و در نتیجه الگوی مصرف در هر یکی از این شرایط متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال، موادی که در کلوپ‌های شبانه مصرف می‌شوند، مانند اکستازی، کوکائین، مت‌آمفتامین، ال‌اس‌دی، معمولا در بین جوانانی شایع است که در کشوری با درآمد بالا زندگی می‌کنند و معمولاً مصرف این مواد به صورت مخفیانه و انفرادی صورت می‌گیرد. شواهد به دست آمده در کشورهای غربی نشان می‌دهد، دسترسی آسان به کانابیس و تصوری که در خصوص کم خطر بودن این ماده وجود دارد، سبب شده که کانابیس به معمول‌ترین ماده در دسترس میان کسانی که از نوجوانی خود به مصرف مواد روی آورده‌اند، تبدیل شود.

    مصرف مواد به ویژه مصرف کانابیس به همراه انواع مواد دیگر  و حتی به تنهایی استفاده مزمن و بلندمدت آن می‌تواند پیامدهای منفی بر سلامت انسان در حوزه‌های سلامت جسم (اختلال در هماهنگی حرکتی)، سلامت روان (اختلال در حافظه کوتاه‌مدت)، عملکردهای شناختی و پیشرفت تحصیلی و شغلی فرد  و همچنین اختلال در روابط اجتماعی(مانند قضاوت نادرست و افزایش خطر در رفتار جنسی)  به همراه داشته باشد. مصرف‌کنندگان جوان کانابیس با اختلال در عملکرد مانند عملکرد آموزشی ضعیف و احتمال اخراج شدن از مدرسه یا دانشگاه و اختلال روانی همچون خودکشی نیز ممکن است مواجه شوند؛ در مطالعه ملی که بر روی ۸۵۶۳۸۵ هزار نفر از افراد دارای اختلال مصرف کانابیس در ایالات متحده آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد که ۲۸ درصد پاسخ‌دهندگان از چند اختلالی روانپزشکی رنج می‌برند، به این معنا که فرد در نتیجه مصرف کانابیس همزمان دچار چند اختلال  و بیماری مانند اختلال شناختی و اختلال رشد مغزی می‌شود.

    باید گفت مصرف کانابیس در دوزهای پایین در دوره نوجوانی می‌تواند به عملکرد تحصیلی و روان‌شناختی فرد آسیب جدی زند، به گونه‌ای که فرد با ادامه مصرف به ویژه در جوانی با پیامدهای بلندمدت مصرف کانابیس مانند اختلال در عملکرد در حوزه‌های اجتماعی و شغلی مواجه شود. قابل ذکر است، کانابیس از جمله مواد مصرفی رایج بین جوانان به شمار می‌رود؛ شواهدی از کشورهای غربی وجود دارد که دسترسی آسان به کانابیس همراه با این برداشت عمومی که مصرف آن آسیب کمتری دارد، باعث شده کانابیس رایج‌ترین ماده مصرفی میان جوانان باشد.

     

     

    تحقیقات نشان می‌دهد، میزان و گستره مصرف مواد میان بزرگسالان، کمتر از افراد جوان است. داده‌ها حاکی از آن است که شیوع مصرف مواد میان جوانان در سنین ۱۸ تا ۲۵ سال است و این وضعیت در بسیاری از کشورهای جهان و در ارتباط با انواع مواد مشاهده شده است. همچنین مصرف روان‌گردان‌هایی که به تازگی وارد بازار شده‌اند یا در ارتباط با سبک خاصی از زندگی است، میان جوانان بسیار بالاتر است. به عنوان مثال مصرف اکستازی و مواد روان‌گردان به ندرت توسط افراد مسن و کهنسال گزارش شده، در حالی‌که میان جمعیت جوان شیوع بسیار بالایی دارد.

    داده‌های مربوط به ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا، نروژ و ترکیه نشان می‌دهد، مصرف آمفتامین‌ها  و اکستازی در این کشورها، میان سنین زیر ۳۵ سال، دو تا سه برابر بیشتر از افراد مسن است. در واقع مصرف اکستازی برای گروه‌های سنی ۱۵ تا ۲۴ سال، تا ۲۰ برابر بیشتر از گروه‌ سنی افراد ۴۵ تا ۵۴ سال است. در مقابل مصرف کوکائین در اروپا، برای جمعیت سنی ۱۵ تا ۲۴ سال و نیز جمعیت سنی ۴۵ تا ۵۴ سال تقریباً برابر است، اما مصرف ماری‌جوانا میان جوانان زیر ۳۵ سال به مراتب بیشتر است. علاوه بر تفاوت‌های تاریخی در سطح مصرف مواد میان جمعیت جوان کشورهای اروپایی، این موضوع می‌تواند منعکس‌کننده‌ی تفاوت سنی در شروع به مصرف انواع مواد باشد.

    روشن است، مصرف انواع مواد، زندگی جوانان را در تمامی بخش‌ها و مناطق جهان تحت تاثیر قرار داده است. جوانان ممکن است به مصرف انواع مواد روی آورند، بدون اینکه درگیر کشت، تولید و یا توزیع  و قاچاق مواد شوند. عوامل بسیاری در سطوح فردی، خرد (مانند خانواده، مدارس و گروه‌های همسال) و کلان ( محیط اجتماعی، اقتصادی و پیرامونی) سبب آسیب‌پذیری بیشتر جوانان در برابر مصرف مواد مخدر می‌شوند.اینکه جوانان به یک میزان در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیرند، تصوری غلط است. چرا که حساسیت افراد به‌ویژه در آغاز مصرف مواد متفاوت است. در حالی که عوامل اثرگذار در افراد مختلف، متفاوت است و هیچ عاملی به تنهایی سبب مصرف مواد نمی‌َشود؛ وجود مجموع عوامل تحریک کننده در مصرف مواد و فقدان عوامل پیشگیرانه موثر، سبب بروز تفاوت در میزان تحریک ذهن جوانانی می‌َشود که برخی از آنان روی به مصرف مواد آورده و برخی دیگر تمایلی به مصرف نداشته باشند. در نتیجه، از منظر رویکرد پیشگیری مهم است که درک درستی از بافت و زمینه‌های مصرف انواع مواد و نیز عوامل تاثیرگذار شخصی، اجتماعی و محیطی داشته تا بتوان اختلالاتی که منجر به آغاز مصرف مواد میان جوانان می‌شَوند را شناسایی کرد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • انزوا یا فاصله‌گذاری اجتماعی برای معتادان

    همانطور که کرونا ویروس به سرعت در کارها و زندگی روزمره همه ما تاثیر گذاشته و پروتکل‌های بهداشت فردی  و اجتماعی برای پیشگیری از شیوع آن توصیه شده است، اما نمی‌توان آن را به معنای انزوا  و تنهایی امروز زندگی انسان‌ها دانست. همه این موارد تاکید بر این موضوع دارد که با شیوع کرونا ممکن است افرادی که در مسیر بهبودی از اختلال سوء مصرف قرار داشتند، اکنون با رعایت فاصله و در خانه ماندن احساس  انزوا و تنهایی کنند درست احساسی که فرد با شروع اعتیاد خود و حتی طرد و انزوایی که یک فرد معتاد تجربه کرده بود، در این شرایط فرد معتاد،  دوستان و خانواده خود را به عنوان غریبه و حتی دشمن می‌پندارد. اما مسیر بهبودی وقتی فراهم می‌شود که انزوا و تنهایی او شکسته و وارد جامعه  و زندگی گذشته خود شود.

    اکنون که با همه‌گیری کرونا ویروس رعایت فاصله اجتماعی و در خانه ماندن تشویق شده و حتی در برخی کشورها اجباری است، چالش جدی برای افراد دارای اختلالات سوء مصرف است که در دوران بهبودی و درمان به سر می‌برند. اولین واکنش این افراد به دنبال قطع روابط اجتماعی‌شان، استرس است. درسته رعایت فاصله اجتماعی ضروری است اما لازم نیست به معنای انزوا باشد، بلکه باید برای عبور از این شرایط مسیر بهبودی نیز انتخاب شود تا فرد در حال درمان اعتیاد مانند گذشته بتواند ارتباطات خود را داشته باشد و در این شرایط بازگشت دوباره دوستان و خانواده فرد در حال بهبودی و درمان می‌تواند کمک بسیاری به او کند؛ به گونه‌ای که فرد احساس کند به زندگی گدشته خود پیش از مصرف مواد بازگشته است.

  • جوانان و اعتیاد

    کتابچه شماره ۴ دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد با عنوان انواع مواد و گروه سنی به بررسی مسائل مرتبط با مواد در جوانان و افراد مسن پرداخته است. این کتابچه حاوی یافته‌های کلیدی است که در ادامه به طور مفصل می‌آید.

    مصرف مواد و و پیامدهای آن روی سلامت عمومی افراد در میان جوانان بسیار بالاست؛ بررسی‌های مربوط به مصرف مواد در بین عموم مردم نشان می‌دهد که میزان مصرف مواد بین جوانان نسبت به افراد مسن بیشتر است. اگر چه استثنائاتی در مورد مصرف سنتی اوپیوئیدها وجود دارد. بیشتر تحقیقات نشان می‌دهند، شروع دوره نوجوانی از ۱۲ تا ۱۴ سالگی تا اواخر ۱۵ تا ۱۷ سالگی دوره‌ای خطرناک برای شروع مصرف مواد است و اوج مصرف مواد در بین جوانان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ ساله می‌باشد.

    کانابیس از جمله مواد مصرفی رایج در بین جوانان به شمار می‌رود؛ شواهدی از کشورهای غربی وجود دارد که دسترسی آسان به کانابیس همراه با این برداشت عمومی که مصرف آن آسیب کمتری دارد، باعث شده کانابیس رایج‌ترین ماده مصرفی در بین جوانان باشد. کانابیس اغلب در کنار سایر مواد مصرف می‌شود و  و معمولاً استفاده از سایر مواد مقدم بر مصرف کانابیس است.

    در گونه‌شناسی مصرف مواد، دو گونه رایج مصرف مواد در جوانان وجود دارد: مواد مصرفی در کلاب‌های شبانه و مصرف به صورت استنشاقی بین کودکان خیابانی؛ مصرف مواد بین جوانان از کشوری به کشور دیگر تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی آن کشور متفاوت است. از یک طرف، مصرف مواد در برخی جنبه تفریحی و خوش‌گذرانی دارد که برای افزایش هیجان و تجربه جدیدی بدان روی می‌آورند. از طرف دیگر، جوانانی که در شرایط سختی زندگی می‌‌کنند از مصرف مواد برای کنار آمدن و تحمل شرایط دشوار خود استفاده می‌کنند.

    نوع مواد مصرفی در دو گروه ذکر شده در بالا کاملاً متفاوت است. مواد مورد استفاده در کلاب‌های شبانه در کشورهای با درآمد بالا شامل اکستازی، متامفتامین، کوکائین، کتامین، ال اس دی و GHB می‌شود، نحوه مصرف این افراد ابتدا به صورت انفرادی و تنها است اما بعداً با حضور در جمع از بارهای کالج گرفته تا پارتی‌های شبانه در خانه، مکان‌های متفاوتی را برای مصرف تجربه می‌کنند. نوع مواد و مکان‌های مصرف ذکر شده در بالا در بین جوانان بسیار شایع است. در بین جوانانی که در خیابان زندگی می‌کنند، شایع‌ترین مواد مصرفی شامل مواد استنشاقی مانند بنزین، رنگ، تینر و چسب است.

    بسیاری از کودکان خیابانی در معرض سوء استفاده‌های جسمی و جنسی هستند و مصرف مواد در آنها به عنوان مکانیسمی عمل می‌کند تا با محیط و شرایط سخت زندگی خود کنار آیند. آنها معمولاً موادی برای مصرف انتخاب می‌کنند که دارای قیمت پایین، دسترسی آسان و قانونی و توانایی القای حس سرخوشی سریع داشته باشد.

    همچنین، طریقه مصرف مواد پرخطر در جوانان پیچیده است؛ از شروع به مصرف تا مصرف پرخطر انواع مواد در جوانان تحت تاثیر عواملی است که اغلب خارج از کنترل و اراده آنها می‌باشد.  عوامل شخصی مانند، سلامت روان و رفتار، واکنش‌های عصبی و تغییرات ژنی ناشی از تاثیرات اجتماعی، عوامل در سطح خرد مانند عملکرد والدین و خانواده و تاثیرات گروه‌های همسالان و مدارس و عوامل موثر در سطح کلان مانند، محیط اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی می‌توانند نوجوانان را در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر کند. این عوامل در بین افراد متفاوت است و همه جوانان به یک اندازه در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر نیستند. در واقع هیچ عاملی به تنهایی در استفاده از مواد کافی نیست و در بسیار مواقع تاثیرات عوامل ذکر شده با گذشت زمان تغییر می‌کنند. به طور کلی، ترکیب وجود عوامل خطرزا و عوامل محافظتی موجود در مرحله‌ای خاص از زندگی یک فرد جوان می‌تواند باعث ایجاد تفاوت‌هایی در گرایش آنها به مصرف مواد شود. وجود مشکلات مربوط به سلامت رفتار و روان، فقر، عدم وجود فرصت، انزوا، عدم رابطه با والدین و حمایت‌های اجتماعی، تاثیرات منفی همسالان و امکانات پایین مدارس منجر به ناتوانی و ضعف بیشتر در برابر مصرف مواد در مقایسه با افرادی که این مشکلات را ندارند، می‌َشود.

    استفاده پرخطر از مواد تاثیرات گوناگون مستقیمی بر نوجوانان دارد. احتمال بیکاری، مشکلات مربوط به سلامت جسمانی، روابط اجتماعی ناکارآمد، تمایل به خودکشی، بیماری‌های روانی و حتی امید به زندگی پایین  در نوجوانانی که مصرف مواد دارند، افزایش می‌یابد. در شرایط حادتر، استفاده پرخطر از مواد می‌تواند فرد را به سوی چرخه‎ای هدایت کند که در آن با وضعیت بد اقتصادی و استفاده بیشتر از مواد گوناگون مواجه شود.

    یافته‌های کلیدی کتابچه شماره ۴ نشان می‌دهد، بسیاری از جوانان به دلیل فقر و فقدان فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی درگیر زنجیره تامین مواد می‌شوند؛ در این گزارش جوانانی مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که در زمینه کاشت، تولید و فرآوری و قاچاق مواد فعالیت می‌کنند. این جوانان به دلیل عدم وجود فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی، ممکن است برای کسب درآمد یا افزایش درآمد ناچیز خود به سوی مواد جذب شوند. جوانان تحت تاثیر فقر یا دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر مانند مهاجران، جذب گرو‌ه‌های جرایم سازمان‌یافته شده و مجبورند در کار کشت، تولید و قاچاق مواد با گرو‌های محلی وابسته کار کنند. در برخی محیط‌ها، جوانان درگیر در شبکه‌های تامین مواد می‌شوند، زیرا به دنبال هیجان و کسب هویت و شهرت به واسطه گروه‌های محلی درگیر در قاچاق و تهیه مواد هستند. گروه‌های جرم و جنایت سازمان‌یافته برای قاچاق مواد به دو دلیل از جوانان استفاده می‌کنند: اول، بی‌باکی و بی‌پروایی در ارتباط با جوانان؛ دوم  اطاعت و فرمانبری آنها. جوانان درگیر در تجارت غیرقانونی مواد  اغلب جزئی از گروهای بزرگ جرایم سازمان‌یافته در بازرهای بین‌المللی هستند که از آنها به صورت حمل‌کننده غیرقانونی قاچاق مواد در مرزها استفاده می‌َشود.

     

    منبع: UNODC

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • جایگاه زنان در پیشگیری و درمان اعتیاد

    امروزه در سطح جهان اعتیاد به انواع مواد و الکل به عنوان یک معضل جهانی مطرح است و واحدها و سازمان‌های ملی و بین‌المللی برای کنترل آن افزایش همکاری‌ها و مراودات را مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند در حال افزایش این بحران می‌دانند. بر اساس آمارهای جهانی مصرف مواد  والکل به میزان زیادی در بین زنان در حال افزایش است. در سال ۲۰۰۹ تخمین زده شد که ۱/۶ درصد از زنان ایالات متحده آمریکا اختلالات مصرف مواد را تجربه کرده‌اند. همچنین نتایج بررسی‌های بین‌المللی سوء مصرف مواد نشان می‌دهد، زنان درگیر با این بحران ۱۰ درصد جمعیت بالقوه بسیاری از کشورهای آسیایی، ۲۰ درصد کشورهای جداشده از اتحاد جماهیر شوری و آمریکای لاتین و ۴۰ درصد آمریکای شمالی و برخی کشورهای اروپایی را تشکیل می‌دهند[۱]. به طور کلی زنان در مقایسه با مردان هنوز الکل و مواد کمتری مصرف می‌کنند، اما محققیان معتقدند، مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد در زنان نسبت به مردان با شدت و سرعت بیشتری روبروست.

    استفاده زنان از مواد و الکل مشکلات و پیامدهای متعدد و خاصی به همراه دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی مختص زنان است. اختلالات و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان یک نتیجه همبسته مصرف مواد تقریباً تمامی حوزه‌های زندگی زنان مبتلا به سوء مصرف مواد را پوشش می‌دهد. کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد ناکافی است. امروزه بخش مهمی از مطالعات حوزه اعتیاد زنان، به زنان باردارِ درگیر مواد مربوط می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، اعتیاد در دوران بارداری پیامدهای عاطفی، اجتماعی، روحی و اقتصادی بر فرزند و به طور کلی خانواده دارد.

    اثرات جدی ذکر شده باعث شده تا بسیاری از متخصصان به دنبال یافتن علل گرایش زنان به انواع مواد و الکل و در ادامه با مصرف مواد به عوارض جانبی آن باشند. در بررسی‌های انجام شده برخی از عوامل خطر که منجر به سوء مصرف مواد در زنان می‌شود به مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، هنجارهای اجتماعی و مذهبی، خشونت و اعتیاد شریک زندگی، سابقه سوء مصرف و اختلال شناختی مربوط می‌شود. بررسی چندین دهه مطالعات اعتیاد حوزه زنان به شروع مکانیزهای متعددی پرداخته است، اما امروزه نقش خانواده به عنوان اولین عامل خطر در توسعه و حفظ وابستگی به مواد و به عنوان یک مانع در درمان اعتیاد و عامل محافظتی جهت پیشگیری از آن  بسیار تاثیرگذار است.

    در این نوشتار قصد آن دارم تا به پیامدها و مشکلات مربوط به اعتیاد زنان در سه دسته اصلی بپردازم. به طور کلی در بررسی علل شیوع اعتیاد زنان سه عامل مهم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    • فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی
    • عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری والدین
    • متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

     

    ۱: فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد به این معنی که یکی از والدین یا هر دو آنها با سوء مصرف مواد درگیر باشند، ممکن است یکی از عوامل مهم اعتیاد در کودکان باشد. مکانیزم این امر شامل فرایندهای ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات، کودکان والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و ریسک‌های بالای مصرف مواد و الکل قرار دارند. این خطر حتی در مورد کودکانی که والدین آنها به صورت بیولوژیکی از اعتیاد رنج می‌برند نیز صادق است. محققان معتقدند، مادر خانواده مهمترین عضوی است که در صورت ابتلاء به سوء مصرف سیگار قوی‌ترین تاثیر را بر دیگر اعضای خانواده دارد. همچنین وجود سابقه سوء مصرف در یک خانواده می‌تواند بیشتر به اختلالات مصرف مواد و مشکلات روان‌شناختی منجر شود.

    یکی از محققان پیشرو در این حوزه «نورتن» معتقد است، به طور کلی چهار فرایند سیستماتیک منجر به نابودی یا حفظ هویت و انسجام یک خانواده می‌شود. وجود یا عدم وجود این فرایندها موجب بروز مشکلات مربوط به اعتیاد همراه با استرس‌های ناگزیر، تروما و محرومیت در یک خانواده می‌شود. این فرایندها عبارتند از: انزوا[۲]، درمان غیرانسانی[۳]، تناقض یا بی‌ثباتی[۴] و نحوه آموزش یا تعلیم و تربیت[۵]. همه این چهار فرایند به عنوان اعضای یک سیستم در ارتباط مستمر با هم عمل می‌کنند. به اعتقاد نورتن این چهار فرایند سیستماتیک مسئول ایجاد اعتیاد و مشکلات روان‌شناختی مرتبط هستند. مطالعات تجربی نشان از ارتباط اختلال عملکرد خانواده با استراتژی‌های رفتارهای عاطفی دارد؛ مانند ارتباط بین فرایند تناقض و بی‌ثباتی با مصرف مواد و الکل[۶]. تحقیقات نشان داده، افرادی که در زندگی خود معتاد به مواد یا الکل بوده، اغلب با اختلالات خانوادگی مانند از دست دادن والدین، ضعف و اختلافات والدین و جدایی آنها تا قبل از ۱۱ سالگی را تجربه کرد ه‌اند.

    ۲: عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری

    سبک فرزندپروی خانواده نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر و انعطاف‌پذیری افراد در برابر اعتیاد دارد. کم توجهی و توجه بسیار زیاد والدین دو عامل مهم سبک فرزندپروی در ارتباط با سوء مصرف مواد است. بررسی سازه‌ها و سوء مصرف مواد در جوانان نشان می‌دهد، دخالت و سبک تربیتی خانواده‌ها نقش بسیار مهمی در ابتلاء یک فرد جوان به اعتیاد دارد.

    نتیجه مطالعات هارتمن و همکارانش بر روی ۴۱۹ نفر، با ۲۲۳ مرد و ۱۹۶ زن نشان می‌دهد، سطح بالایی از اقتدارگرایی مادر به طور غیرمستقیم با افزایش مصرف الکل در فرزندان در ارتباط است؛ از سوی دیگر سطح بالای اقتدارگرایی در پدر به طور غیرمستقیم مصرف کمتر الکل یا عدم گرایش فرزاندان به الکل به همراه دارد[۷].

    ۳: متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی، به ویژه برای زنان در شروع مصرف مواد، سوء مصرف و پس از آن درمان و بهبودی را بسیار برجسته می‌دانند. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بین سال‌های ۲۰۰ تا ۲۰۰۳ با بررسی ۲۴۰۹۷ زن ۱۴ تا ۴۹ ساله از کشورهای بنگلادش، برزیل، اتیوپی، ژاپن، نامیبا، پرو، صربستان، مونته‌نگرو، تایلند و تانزانیا نشان داد که شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی یا هر دوی اینها بین زنان در این مطالعه از ۱۵ تا ۷۱ درصد، متغییر بوده است. در دو مورد از این کشورها شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی کمتر از ۲۵ درصد، در هفت کشور بین ۲۵ تا ۵۰ درصد، در شش کشور بین ۵۰ تا ۷۰ درصد و به طور کلی بین ۴ تا ۵۴ درصد شرکت‌کنندگان در این مطالعه گزارش خشونت جنسی یا فیزیکی شریک زندگی خود را در سال تایید کرده‌اند[۸]. مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد، زنان دارای شوهران معتاد دارای علایم و نشانه‌های روان‌پزشکی مانند شخصیت ضداجتماعی، شخصیت فردی، افسردگی، استرس و علایم مرتبط با خشونت هستند.

    باید متذکر شد خانواده اساسی‌ترین محیط زندگی یک فرد است؛ محیطی که کودکان در آن رشد می‌کنند و تاثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان برای ورود به نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان‌شناختی اعضای آن تاثیرگذار است. در سال‌های اخیر با توجه به نقش مهم خانواده در این حوزه استراتژی‌های پیشگیری و درمان اعتیاد بر خانواده استوار است و به طور ویژه در حوزه درمان به خانواده‌های دارای زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد برنامه‌ها و سیاست‌هایی با توجه به تفاوتهای جنسیتی زنان در نظر گفته شده است؛ هر چند در بسیاری از کشورها هنوز برنامه‌های حمایتی  و پیشگیرانه از اعتیاد برای زنان تحت سایه و قدرت مردانه تعریف می‌شود، اما تجربه و مطالعات نشان از تدوین برنامه‌هایی متناسب با نیازها و تفاوت‌های زنان در این حوزه دارد.

     

    [۱]Drugs UNO . Substance abuse treatment and care for women: Case studies and lessons learned. New York: 2004.

    [۲] Isolation

    [۳] Inhuman Treatment

    [۴] Inconsistency

    [۵] Indoctrination

    [۶] Norton JH. Addiction and family issues. Alcohol. ۱۹۹۴;۱۱(۶):۴۵۷–۶۰٫ doi: 10.1016/0741-8329(94)90066-3. [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]

    [۷]  Mohammad Khani P, Asgari A, Frouzan SA, Moumeni F, Delavar B. The expression of psychiatric symptoms among women with addicted husbands. Develop Psychol. ۲۰۱۰;۲۲:۲۳۷–۴۵٫

    [۸] Garcia-Moreno C, Jansen HA, Ellsberg M, Heise L, Watts CH, W. H. O. Multi-country Study on Women’s Health, et al. Prevalence of intimate partner violence: findings from the WHO multi-country study on women’s health and domestic violence. Lancet. ۲۰۰۶;۳۶۸(۹۵۴۳):۱۲۶۰–۹٫ doi: 10.1016/S0140-6736(06)69523-8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.