Cudras

Tag: اوپیوئیدی

  • نسبت پزشکی سازی و درمان اعتیاد

    این روزها اعتیاد به کانون آسیب های اجتماعی تبدیل شده است. آسیب هایی که نیازمند مداخله سریع دستگاههای مسئول و متولیان اجرایی است. اما این مداخلات نمی تواند دیگر متکی به تغییر در رویکردها و سیاست گذاری های مرتبط با آسیب ها بویژه اعتیاد نباشد. در سال های اخیر صرف نظر از آمارهای اعلامی گاه متناقض و متضاد تعداد مصرف کننده ها، شاهد ظهور «شبکه ای» آسیب های اجتماعی مرتبط با اعتیاد هستیم. وضعیتی که موجب پیچیده تر شدن مسئله و البته مشکل تر شدن جستجوی راه حل های متناسب با آن شده است. پرسش تکراری این روزها این است که مسئولیت وضعیت بوجود آمده در مورد موادمخدر و آسیب های فزاینده متصل به آن و از همه مهمتر مسئله افزایش تعداد مصرف کنندگان و تغییرات پیاپی الگوهای مصرف از موادکم خطر در دهه گذشته به مواد پر خطر، از مواد پر خطر به الگوهای چند مصرفی و اخیرا به الگوهای گیاهی مثل حشیش بر عهده چه کسی است؟ چرا سازمان های متولی در سال های گذشته نتوانستند اولاً پیش بینی های معتبری در مورد وضعیت فعلی ارائه دهند و چرا سیاست گذاری هایشان متناسب با رشد این معضلات نبوده است؟

    بروز پدیده کارتن خوابی، روسپی گری خیابانی، فروش کودکان، طلاق های مرتبط با اعتیاد، تکدی گری، فروپاشی خانواده های جوان، بی خانمانی، رشد بزهکاری در مناطق حاشیه ای، بروز چهره های زنانه آسیب و خیابانی شدن آسیب های به این معنا که تظاهرات آسیب در حوزه عمومی براحتی نمایش داده می شود، از جمله این آسیب های زنجیره وار و شبکه ای است.

    با مروری به سیاست گذاری های سه دهه اخیر در کشور، می توان گفت که جهت گیری کلی سیاست های مخدری در ایران با شیب مناسبی تغییرات بنیادینی را تجربه کرده است: این سیاست ها از رویکردهای مقابله ای و کیفرمحور نسبت به مصرف کننده در طی فرآیند مثبتی به سمت سیاست های حمایتی از مصرف کننده به عنوان بیمار [یا قربانی] تغییر مسیر داده است؛ در عین حال ایران در بخش مقابله با موادمخدر یکی از سختگیرانه ترین سیاست های مقابله ای را به مورد اجرا گذاشته است و بزرگترین کشفیات اوپیوئیدی جهان را در کنار بیشترین هزینه انسانی برای مقابله با قاچاق به نام خود ثبت کرده است. در کنار کاهش عرضه [مقابله] ایران موفق شده است یکی از وسیع ترین برنامه های کاهش آسیب جهان را (حتی به قولی بزرگترین آنها) در سطح ملی به مورد اجرا بگذارد. برنامه هایی که گاهی عنوان بهترین تجربه های جهانی را یدک می کشند.اما برغم این موفقیت ها در زمینه «کاهش عرضه» و «کاهش آسیب»، اعتیاد همچنان سرمنشأ آسیب های اجتماعی در ایران است. باید پرسید چرا برغم سرمایه گذاری وسیع در حوزه مقابله و تلاش برای کاهش عرضه، اجرای برنامه های وسیع کاهش آسیب همچنان اعتیاد در حال قربانی گرفتن است؟ پاسخ در ناموزونی سیاست گذاری های مواد مخدر است. ناموزونی ریشه در چند عامل دارد و خود موجب بروز وضعیتی خاص شده است. تجربه جهانی نشان می دهد، برای تدوین استراتژی کلانی که همه اجزا «کاهش عرضه»، «کاهش تقاضا» و «کاهش آسیب» را در خود داشته باشد، نیازمند همگن کردن اجزا بوروکراتیک و تلاش برای فرموله کردن راهکارهایی در سطح ملی هستیم. تنها در چنین وضعیتی است که مرجع ملی مقتدر و خلاق مسئول تدوین «استراتژی ملی مبارزه با موادمخدر» دست به تعیین الویت هایی خاص با توجه به وضعیت کشور می زند. در فقدان چنین استراتژی کلانی است که وجوهی از سیاست های موادمخدر در دوره های مختلف غلبه پیدا می کند و مابقی اضلاع به فراموشی سپرده می شود.

    در واقع، در نتیجه چنین سیاست گذاری های ناموزونی، در دوره ای سیاست های سختگیرانه – مقابله ای با نگاه امنیتی غلبه پیدا می کند و در دوره ای دیگر همه درمان معضل اعتیاد تنها و تنها به پزشکان و روان شناسان سپرده می شود و «پزشکی کردن» اعتیاد محور همه سیاست هایی قرار می گیرد که هیچ نگاهی به آینده ندارد و هیچ فکری برای توقف روند افزایشی جامعه مصرف کنندگان ندارد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.

  • زنان، قربانیان زنجیره مواد

    کتابچه «مواد و زنان» سال ۲۰۱۸[۱] بر تفاوت های جنسیتی در مصرف و خشونت علیه زنان در حوزه مواد مخدر بسیار تاکید کرده و تفاوت های جنسیتی میان زنان و مردان را با نوع و الگوی مواد مصرفی نشان می دهد. در این گزارش ، مصرف مواد زنان در ابعاد وسیع و متعددی از مصرف مردان در دو گروه مصرف غیرپزشکی آرام بخش ها و مواد اوپیوئیدی (تریاک پایه) با هم تفاوت دارد.شیوع استفاده غیر پزشکی از اوپیوئید ها  (آرام بخش ها) در میان زنان با مردان قابل مقایسه است و چندان بالاتر نیست. ازسوی دیگر، مردان بیشتر از زنان حشیش، کوکائین و تریاک استفاده می کنند. در حالی که زنان مصرف کننده بطور خاص دیرتر از مردان مصرف مواد را شروع می کنند. اما زنان به محض شروع استفاده از الکل، حشیش، کوکائین و مشتقات تریاک، مصرف شان را سریع تر از مردان افزایش می دهند.

    یکی دیگر از تفاوت های مهم در الگوی مصرف زنان این است که زنان مصرف مواد را به شرکای عاطفی شان مرتبط می کنند، در حالی که مردان همچنان بیشتر با گروه مردان مصرف می کنند. زنانی که کودکی های دشواری را پشت سر گذاشته اند، رفتارهایی را در خود درونی می کنند که خود درمانی با دارو و افسردگی و اضطراب در میان آنها به مراتب شیوع بالاتری نسبت به مردان دارد. زنان دارای سو مصرف مواد، بیشتر درگیر اختلالات استرس پس از آسیب روانی هستند. و به دلیل مواد مسئولیت های مراقبتی بیشتری که دارند، خانواده هایشان و بویژه فرزندانشان را تحت تاثیر قرار می دهند.

    مطالعات نشان می دهد، پسربچه هایی که کودکی های دشواری را پشت سر گذاشته اند، مصرف مواد برای آنها بیشتر یک فرار اجتماعی ، در حالی که برای دختر بچه ها، استفاده از مواد نتیجه درونی کردن اضطراب وافسردگی و انزوای اجتماعی و بیشتر نوعی خوددرمانی است. همچنین خشونت های جنسیتی در میان زنان مصرف کننده مواد در نسبت های بسیار قابل ملاحظه ای با گروه غیر مصرف کننده گزارش می شود.

    خشونتهای جنسیتی زمینه ساز اشکال پیچیده و متعدد دیگری از خشونت علیه زنان مثل آزارکودکان، خشونت های زناشویی، ضرب و جرح و تجارت انسان بویژه تجارت زنان به قصد بهره کشی جنسی است. مطالعات نشان می دهد، زنان مصرف کننده مواد بین ۲ تا ۵ برابر بیشتر از دیگر زنان درگیر خشونت های جنسیتی و در معرض خطرات بالای ابتلا به بیماری های واگیردار نسبت به مردان هستند. یک سوم کل مجموع معتادان جهان و یک پنجم کل معتادان تزریقی جهان را زنان تشکیل می دهند. به نسبت آسیب پذیری در بیماری های واگیردار بویژه اچ.آی.وی و هپاتیت سی، این سهم از معتادان زن تزریقی در جهان نشان می دهد، پیگیری رویکردهای جنسیتی در سیاست گذری های مواد در همه شئون پیشگیری، مقابله، کاهش آسیب و بازگشت به اجتماع از چه میزان ضرورت و حساسیتی برخوردار است.

    زنان عمدتاً به عنوان قربانیان اعتیاد و قاچاق مواد شناخته می شوند و کمتر حرفی از نقش آنها در تجارت مواد به میان می آید. در حالی که گزارش «زنان و مواد» دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر سازما ملل، نقش زنان را در زنجیره تامین و قاچاق مواد مهم ارزیابی می کند. در عین حال زنانی که در راس شبکه های قاچاق مواد در امریکای لاتین و افریقا مشغول نقش آفرینی هستند، نیازمند توجه جدی موشکافانه ای هستند. نقش زنان در کاشت خشخاش در افغانستان و کاشت گیاه کوکا در کلمبیا و حتی به عنوان «حمال مواد» [۲] نقشی فراتر از تصورات رایج ما از زنان درگیر مواد است. با این حال، اطلاعات موثق کمی از سوی دولت ها برای انجام چنین بررسی هایی ارائه می شود. با وجودی که زنان نقش کانونی در مدیریت و معیشت خانواده های فقیر دارند، نمی توان به تحلیل قطعی از وضعیت آنها در زنجیره قاچاق مواد [کاشت، برداشت و توزیع ] رسید.

    مجموع اطلاعات ۹۸ کشور در مورد جرایم مرتبط با مواد با رویکرد تفکیک جنسیتی سازمان ملل متحد، نشان می دهد ۱۰ درصد کل بزهکاران مرتبط با مواد از میان زنان بوده اند. عمده جرائم زنان بواسطه درگیر بودن در شبکه توزیع مواد بوده و در اکثر موارد آنها برای تامین مصرف مواد وادار به چنین جرائمی شده اند. در مطالعات دیگر شاهد افزایش زنان قربانی تجارت انسان عمدتا به قصد بهره کشی جنسی هستیم. حضور زنان در زنجیره گسترده توزیع مواد را باید در آسیب پذیری آنها در مقابل سرکوب و اجبار و ارعاب برای اطاعت از قاچاق چیان و شرایط وخیم تن دادن به آن ارزیابی کرد. از آن بدتر این است که زنان در مقابل مبالغ کمتر ریسک های بیشتری می کنند و بنابراین وضعیت پرداخت های شغلی به زنان یکی از نکات کلیدی در زمینه سازی ورود آنها به شبکه توزیع مواد است.

    مطالعات کلی نشان می هد که کاشت و گسترش مزارع خشخاش در افغانستان عمدتا در همان مناطقی است که فرهنگ جاافتاده ای از نابرابری جنسیتی بر آن حاکم است. کاشت کوکنار در دهکده هایی اتفاق می افتد که دختران هیچ دسترسی به نظام آموزشی ندارند. فقر موجود در این مناطق و بهره کشی از نیروی کار دختران تنها در عوض تامین نان و آذوقه اولیه برای خانواده ها یکی از دلایل استمرار کشت خشخاش است. بویژه اینکه استثمار زنان و کودکان و بدون هیچ پرداخت حتی روزمره نیز همچنان برقرار و بخش سنگین و مهمی از آماده سازی مزارع، مراقبت از کشت و برداشت بر عهده زنان و کودکان است. در عین حال، مطالعات نشان می دهد که زنان در فرآیند تصمیم گیری برای کاشت خشخاش نیز معمولا دخالتی ندارند. در حالی که نقش زنان در امریکای لاتین در فرآیند کاشت و قبل از آن تصمیم به کاشت کوکا برجسته است، اما در لابراتورهای تولید کوکائین که عمدتا مردانه است، ناروشن و مبهم می باشد.کاشت شاهدانه برای تولید حشیش نیز عمدتا با نیروی کار زنان ولی در مراحل بهره برداری و توزیع چندان با نقش آفرینی آنها همراه نیست. در حالی که لابراتوارهای تولید آمفتامین شاهد حضور پررنگ زنان به عنوان «آشپز» و «خریداران» پیش سازه است.

    بازنشر این مطلب با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است

    [۱] https://www.unodc.org/wdr2018/prelaunch/WDR18_Booklet_5_WOMEN.pdf

    [۲] drug “mules”