Cudras

Tag: بندر کراچی

  • افغانستان چه زمانی به قطب تولید مواد مخدر جهان مبدل شد؟

    بنابر گزارش­ های دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد نخستین نشانه ­ها از کشت خشخاش در افغانستان به قرن هجدهم میلادی باز می­گردد، اما مستندات قابل اتکا در این زمینه بسیار اندک است و تنها پس از شکل گیری اولین «نظام بین‌المللی کنترل مواد مخدر» در چارچوب جامعه ملل شاهد نخستین گزارش­های رسمی دولت افغانستان در این باره هستیم. در سال ۱۹۲۴ دولت وقت افغانستان در گزارشی به جامعه ملل از سطح نازل کشت خشخاش در این کشور خبر داد و همین ترتیب میزان کشت تا سال ۱۹۴۵ که کشت خشخاش در افغانستان به طور کلی غیر قانونی اعلام شد به طور مداوم افزایش یافت[۱].

    از سوی دیگر نیز راهیابی به آب­های آزاد یکی از رویاهای دولت­های متوالی حاکم بر افغانستان در پی استقلال این کشور از بریتانیا در ۱۹ اوت ۱۹۱۹ بوده است. از آنجا که افغانستان کشوری محصور در خشکی[۲] به حساب می­آید از آغازین سال‌های استقلال، سعی وافری برای دستیابی به توافق با دولت­های همسایه خود به منظور رفع موانع صادرات از طریق بنادر نزدیک انجام داد. به این ترتیب بندر کراچی که کمترین فاصله را با مرز افغانستان دارد همواره مورد توجه دولت این کشور بوده است. اما نخستین توافق قابل توجه در این زمینه تا پس از استقلال رسمی پاکستان  و سال‌های آغازین دهه ۱۹۵۰ به تعویق افتاد. در دهه ۱۹۵۰ رئوس اصلی «توافق تجارت ترانزیتی پاکستان و افغانستان[۳]» ترسیم شد و صادرات چند محصول افغانستان از طریق بندر کراچی معاف از مالیات اعلام شد. یکی از محصولاتی که صادرات آن در توافقات دو طرف معاف از مالیات شد خشخاش بود[۴]. بدین ترتیب ظرف چند سال کشت خشخاش در افغانستان گسترش زیادی پیدا کرد و توافقی که قرار بود چشم اندازه­ای توسعه افغانستان را ترسیم کند سنگ بنای تغییراتی بنیادین در حوزه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور را به وجود آورد که باعث شد افغانستان پس از چند دهه به بزرگترین تولید کننده خشخاش و تریاک جهان مبدل شود.

    همچنین با تصویب شدن «قانون منع کشت خشخاش واستعمال تریاک[۵]» در ایران توسط مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۵ (مصادف با اول آبان ماه ۱۳۳۴) تقاضا برای تریاک افغانستان و پاکستان در منطقه روندی فزاینده یافت، به ویژه بازار قاچاق تریاک افغانستان به ایران نیز به دلیل از بین رفتن عمده مزارع داخلی به شدت رونق یافته و ایران به بازار ویژه تریاک افغانستان مبدل شد[۶]. نهایی شدن توافق تجارت ترانزیتی با پاکستان در سال ۱۹۶۵ نیز بیش از پیش بر کشت و تولید خشخاش در افغانستان موثر واقع شد.

    سومین عاملی که منجر به رشد هرچه بیشتر کشت و صادرات خشخاش و تریاک در افغانستان شد، بروز خشکسالی از یکسو و بی ثباتی­های سیاسی در میانمار و منطقه موسوم به «مثلث طلایی[۷]» در دهه ۱۹۷۰ بود، به طوری که رفته رفته افغانستان جایگاه میانمار را که در صدر تولید کنندگان مواد جهان بود،گرفت و از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا کنون رکوردهای جدیدی در این زمینه به نام خود ثبت کرد. مثلاً در سال ۱۹۷۲ دفتر بین‌المللی کنترل مواد مخدر (مستقر در وین) با مشکوک اعلام کردن روند افزایش تولید تریاک در سراسر افغانستان، این کشور را بزرگ‌ترین «تهدید فوری» موجود در جهان برای کنترل قاچاق مواد مخدر غیرقانونی توصیف کرد.[۸]

    دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل همچنین اعلام کرده که تا دهه ۱۹۷۰ به ترتیب ترکیه، پاکستان و ایران نیز دیگر منابع اصلی تریاک غیرقانونی جهان به شمار می آمده‌اند و کاهش قابل توجه میزان تولید تریاک از این سه کشور در دهه ۱۹۷۰ بیش از پیش نیاز به منبع جایگزینی را برای تولید تریاک تشدید ساخت. همچنین در سال ۱۹۸۲ سرانجام کنوانسیون حقوق دریاها برای کشورهای محصور در خشکی حقوقی در مورد دسترسی آزاد به دریا اعطا کرد که این هنجارسازی در زمینه حقوق بین الملل نیز منجر به فراهم تر شدن زمینه­ها برای صادرات تریاک و سایر محصولات افیونی افغانستان به اقصی نقاط جهان گشت[۹].

    همچنین گزارش نهاد مزبور در سال ۲۰۱۰ «بازار جهانی هروئین[۱۰]» درباره میزان افزایش تولید تریاک افغانستان طی ۲۰ سال منتهی به سال ۲۰۰۰ به ذکر این جمله بسنده می کند: «تولید تریاک در افغانستان از ۲۰۰ تن در سال ۱۹۸۰ به بیش از ۳٫۳۰۰ تن در سال ۲۰۰۰ بالغ می شود.» بدین ترتیب از هنگام هجوم قوای اشغالگر اتحاد شوروی سابق به افغانستان (۱۹۷۹) تا هنگام خروج آنها در ماه فوریه ۱۹۸۹ میـزان تولید تریاک در این کشور سالانه ۱۵ درصد افـزایش می­یابد و در نهایت به بیش از ۵ برابر میزان پیش از سال ۱۹۷۹ بالغ می­شود. با خروج نیروهای روسیه درگیری میان نیروهای دولت ملی جدید این کشور و طالبان منجر به سال­ها خلأ قدرت شد و سرانجام ۵ سال پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، طالبان موفق به تسخیر بیشتر مناطق این کشور بجز شمال و شمال شرقی شد. در همین گزارش روند جالب توجهی از افزایش تولید تریاک در افغانستان و کاهش آن در کشورهای مثلث طلایی پس از سال ۲۰۰۰ را بدین ترتیب توصیف می کند: «در سال ۲۰۰۷ میزان تولید به رقم بی سابقه ۸٫۲۰۰ تن می رسد و البته در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ به ترتیب به ۷٫۷۰۰ و ۶٫۹۰۰ تن کاهش می یابد.

    در واقع سهم افغانستان از تولید تریاک جهان از ۲۰ درصد در دهه ۱۹۸۰ به ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۰ و سپس ۹۰ درصد در سال ۲۰۰۶ بالغ شده است. این امر پیش از هر عاملی به دلیل کاهش محصولات افیونی مثلث طلایی به دلیل خشکسالی شدید بود. میان سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ تولید تریاک میانمار دچار کاهش ۵۹ درصدی شد و از ۸۱۰ تن به ۴۱۰ تن رسید. تولید افیون در جمهوری خلق لائوس نیز شاهد تنزلی چشمگیر بود و از ۱۲۰ تن در دهه ۱۹۹۰ به تنها حدود ۱۰ تن در سال‌های اخیر کاهش یافت. تولید افیون در تایلند نیز ناچیز بوده است، گزارش­هایی که این کشور پس از سال ۲۰۰۳ به مجامع جهانی داده نشان می­دهد کشت قابل توجهی در آن صورت نمی­ گیرد.»

    شکل ۸) میزان تولید تریاک در افغانستان از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹ [۱۱]

     

     در ۹ سال بعد از سال ۲۰۰۷ هیچ گاه میزان تولید خشخاش افغانستان به عدد ثبت شده برای این سال نرسید و حتی در سال‌های ۲۰۰۹، ۲۰۱۰، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۰۷ به یک دوم کاهش یافت. در سال ۲۰۱۶ اما دیگر بار روند افزایشی تولید تریاک از سر گرفته شد و با اختلافی ۱٫۵۰۰ تنی نسبت به سال ۲۰۱۵، به ۴٫۸۰۰ تن بالغ شد. اما در سال ۲۰۱۷ تناژ کشت خشاش افغانستان با جهشی غیرقابل باور به حدود ۹ هزار تن رسید، افزایشی که رشد ۸۸ درصدی را نشان می­ داد.

    همچنین بررسی متوسط قیمت هر کیلوگرم تریاک افغانستان در سرِ زمین، در حدود ۳۰ سال اخیر نشان می­دهد هجوم آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۱ که منجر به کاهش شدید ولی موقتی کشت خشاش شده بود، قیمت متوسط سرِ زمین تریاک را از هر کیلوگرم ۸۷ دلار آمریکا در سال ۲۰۰۰ به هر کیلو ۲۹۵ دلار در سال ۲۰۰۱ و سپس ۳۸۲ دلار در سال ۲۰۰۲ رساند که بالاترین قیمت تریاک در تاریخ افغانستان به حساب می­آید.

     اما افزایش مجدد میزان تولید و در نتیجه آن افزایش عرضه تریاک متوسط قیمت سرِ زمین را کم کرد و از هر کیلو ۱۸۷ دلار در سال ۲۰۰۴ به ۸۰ دلار در سال ۲۰۰۹ تنزل داد. اما به کارگیری سیاست­های امحاء و جایگزینی محصول در دو سال بعد بار دیگر متوسط قیمت را به ۲۴۱ دلار در سال ۲۰۱۱ رسانید. تا سال ۲۰۱۶ متوسط قیمت تریاک افغانستان حدود ۱۷۵ دلار ثابت بود و با جهش بی ­سابقه میزان کشت در سال ۲۰۱۷ میانگین بهای تریاک افغانستان به ۱۵۵ دلار در هر کیلو تنزل یافت.

     

     

     

    پی‌نوشت‌ها

     

    [۱].UNODC (2003a). The opium economy in Afghanistan: An international problem (pp. 213–۲۱۵). Vienna: United Nations

    [۲].Landlocked Country

    [۳].Afghanistan- Pakistan Transit Trade

    [۴]. Shoaib Rahim , Afghanistan- Pakistan Transit Trade, Background and Legal Perspective and Agonies of a Land-locked Country, October 2017

    [۵].http://rc.majlis.ir/fa/law/show/94407

    [۶] . Vanda Felbab-brown, Shooting Up: Counterinsurgency and the War on Drugs, 2009

    [۷]– منطقه معروف به مثلث طلایی (Golden Triangle) شامل تایلند،جمهوری خلق لائوس و میانمار می شود که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پیشگامان تولید افیون جهان به شمار می‌آمدند.

    [۸] .UNODC (2003a), Ibid

    [۹].Shoaib Rahim, Ibid

    [۱۰].The global heroin market, 2010

    [۱۱]– گزارش بازار جهانی هروئین ۲۰۱۰

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • آمار کشت و مصرف مواد مخدر در افغانستان

    بنابر گزارش­های دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد نخستین نشانه ­ها از کشت خشخاش در افغانستان به قرن هجدهم میلادی باز می­گردد، اما مستندات قابل اتکا در این زمینه بسیار اندک است و تنها پس از شکل گیری اولین «نظام بین المللی کنترل مواد مخدر» در چارچوب جامعه ملل شاهد نخستین گزارش­های رسمی دولت افغانستان در این باره هستیم. در سال ۱۹۲۴ دولت وقت افغانستان در گزارشی به جامعه ملل از سطح نازل کشت خشخاش در این کشور خبر داد و همین ترتیب میزان کشت تا سال ۱۹۴۵ که کشت خشخاش در افغانستان به طور کلی غیر قانونی اعلام شد به طور مداوم افزایش یافت[۱].

    از سوی دیگر نیز راهیابی به آب­های آزاد یکی از رویاهای دولت­های متوالی حاکم بر افغانستان در پی استقلال این کشور از بریتانیا در ۱۹ اوت ۱۹۱۹ بوده است. از آنجا که افغانستان کشوری محصور در خشکی[۲] به حساب می­آید از آغازین سال­های استقلال، سعی وافری برای دستیابی به توافق با دولت­های همسایه خود به منظور رفع موانع صادرات از طریق بنادر نزدیک انجام داد. به این ترتیب بندر کراچی که کمترین فاصله را با مرز افغانستان دارد همواره مورد توجه دولت این کشور بوده است. اما نخستین توافق قابل توجه در این زمینه تا پس از استقلال رسمی پاکستان  و سال­های آغازین دهه ۱۹۵۰ به تعویق افتاد. در دهه ۱۹۵۰ رئوس اصلی «توافق تجارت ترانزیتی پاکستان و افغانستان[۳]» ترسیم شد و صادرات چند محصول افغانستان از طریق بندر کراچی معاف از مالیات اعلام شد. یکی از محصولاتی که صادرات آن در توافقات دو طرف معاف از مالیات شد خشخاش بود[۴]. بدین ترتیب ظرف چند سال کشت خشخاش در افغانستان گسترش زیادی پیدا کرد و توافقی که قرار بود چشم اندازه­ای توسعه افغانستان را ترسیم کند سنگ بنای تغییراتی بنیادین در حوزه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور را به وجود آورد که باعث شد افغانستان پس از چند دهه به بزرگترین تولید کننده خشخاش و تریاک جهان مبدل شود.

    همچنین با تصویب شدن «قانون منع کشت خشخاش واستعمال تریاک[۵]» در ایران توسط مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۵ (مصادف با اول آبان ماه ۱۳۳۴) تقاضا برای تریاک افغانستان و پاکستان در منطقه روندی فزاینده یافت، به ویژه بازار قاچاق تریاک افغانستان به ایران نیز به دلیل از بین رفتن عمده مزارع داخلی به شدت رونق یافته و ایران به بازار ویژه تریاک افغانستان مبدل شد[۶]. نهایی شدن توافق تجارت ترانزیتی با پاکستان در سال ۱۹۶۵ نیز بیش از پیش بر کشت و تولید خشخاش در افغانستان موثر واقع شد.

    سومین عاملی که منجر به رشد هرچه بیشتر کشت و صادرات خشخاش و تریاک در افغانستان شد، بروز خشکسالی از یکسو و بی ثباتی­های سیاسی در میانمار و منطقه موسوم به «مثلث طلایی[۷]» در دهه ۱۹۷۰ بود، به طوری که رفته رفته افغانستان جایگاه میانمار را که در صدر تولید کنندگان مواد جهان بود،گرفت و از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا کنون رکوردهای جدیدی در این زمینه به نام خود ثبت کرد.مثلاً در سال ۱۹۷۲ دفتر بین المللی کنترل مواد مخدر (مستقر در وین) با مشکوک اعلام کردن روند افزایش تولید تریاک در سراسر افغانستان، این کشور را بزرگ ترین «تهدید فوری» موجود در جهان برای کنترل قاچاق مواد مخدر غیرقانونی توصیف کرد[۸].

    دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل همچنین اعلام کرده که تا دهه ۱۹۷۰ به ترتیب ترکیه، پاکستان و ایران نیز دیگر منابع اصلی تریاک غیرقانونی جهان به شمار می آمده اند و کاهش قابل توجه میزان تولید تریاک از این سه کشور در دهه ۱۹۷۰ بیش از پیش نیاز به منبع جایگزینی را برای تولید تریاک تشدید ساخت. همچنین در سال ۱۹۸۲ سرانجام کنوانسیون حقوق دریاها برای کشورهای محصور در خشکی حقوقی در مورد دسترسی آزاد به دریا اعطا کرد که این هنجارسازی در زمینه حقوق بین الملل نیز منجر به فراهم تر شدن زمینه­ها برای صادرات تریاک و سایر محصولات افیونی افغانستان به اقصی نقاط جهان گشت[۹].

    همچنین در گزارش نهاد مزبور در سال ۲۰۱۰ «بازار جهانی هروئین[۱۰]» درباره میزان افزایش تولید تریاک افغانستان طی ۲۰ سال منتهی به سال ۲۰۰۰ به ذکر این جمله بسنده می کند: «تولید تریاک در افغانستان از ۲۰۰ تن در سال ۱۹۸۰ به بیش از ۳٫۳۰۰ تن در سال ۲۰۰۰ بالغ می شود.» بدین ترتیب از هنگام هجوم قوای اشغالگر اتحاد شوروی سابق به افغانستان (۱۹۷۹) تا هنگام خروج آنها در ماه فوریه ۱۹۸۹ میـزان تولید تریاک در این کشور سالانه ۱۵ درصد افـزایش می­یابد و در نهایت به بیش از ۵ برابر میزان پیش از سال ۱۹۷۹ بالغ می­شود. با خروج نیروهای روسیه درگیری میان نیروهای دولت ملی جدید این کشور و طالبان منجر به سال­ها خلع قدرت شد و سرانجام ۵ سال پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، طالبان موفق به تسخیر بیشتر مناطق این کشور بجز شمال و شمال شرقی شد. در همین گزارش روند جالب توجهی از افزایش تولید تریاک در افغانستان و کاهش آن در کشورهای مثلث طلایی پس از سال ۲۰۰۰ را بدین ترتیب توصیف می کند: «در سال ۲۰۰۷ میزان تولید به رقم بی سابقه ۸٫۲۰۰ تن می رسد و البته در سال­های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ به ترتیب به ۷٫۷۰۰ و ۶٫۹۰۰ تن کاهش می یابد.

    در واقع سهم افغانستان از تولید تریاک جهان از ۲۰ درصد در دهه ۱۹۸۰ به ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۰ و سپس ۹۰ درصد در سال ۲۰۰۶ بالغ شده است. این امر پیش از هر عاملی به دلیل کاهش محصولات افیونی مثلث طلایی به دلیل خشکسالی شدید بود. میان سال­های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ تولید تریاک میانمار دچار کاهش ۵۹ درصدی شد و از ۸۱۰ تن به ۴۱۰ تن رسید. تولید افیون در جمهوری خلق لائوس نیز شاهد تنزلی چشمگیر بود و از ۱۲۰ تن در دهه ۱۹۹۰ به تنها حدود ۱۰ تن در سال­های اخیر کاهش یافت. تولید افیون در تایلند نیز ناچیز بوده است، گزارش­هایی که این کشور پس از سال ۲۰۰۳ به مجامع جهانی داده نشان می­دهد کشت قابل توجهی در آن صورت نمی­گیرد.»

     در ۹ سال بعد از سال ۲۰۱۷ هیچ گاه میزان تولید خشخاش افغانستان به عدد ثبت شده برای این سال نرسید و حتی در سال­های ۲۰۰۹، ۲۰۱۰، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۰۷ به یک دوم کاهش یافت. در سال ۲۰۱۶ اما دیگر بار روند افزایشی تولید تریاک از سر گرفته شد و با اختلافی ۱٫۵۰۰ تنی نسبت به سال ۲۰۱۵، به ۴٫۸۰۰ تن بالغ شد. اما در سال ۲۰۱۷ تناژ کشت خشاش افغانستان با جهشی غیر قابل باور به حدود ۹ هزار تن رسید، افزایشی که رشد ۸۸ درصدی را نشان می­داد.

    همچنین بررسی متوسط قیمت هر کیلوگرم تریاک افغانستان در سرِ زمین، در حدود ۳۰ سال اخیر نشان می­دهد هجوم آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۱ که منجر به کاهش شدید ولی موقتی کشت خشاش شده بود، قیمت متوسط سرِ زمین تریاک را از هر کیلوگرم ۸۷ دلار آمریکا در سال ۲۰۰۰ به هر کیلو ۲۹۵ دلار در سال ۲۰۰۱ و سپس ۳۸۲ دلار در سال ۲۰۰۲ رساند که بالاترین قیمت تریاک در تاریخ افغانستان به حساب می­آید.

     اما افزایش مجدد میزان تولید و در نتیجه آن افزایش عرضه تریاک متوسط قیمت سرِ زمین را کم کرد و از هر کیلو ۱۸۷ دلار در سال ۲۰۰۴ به ۸۰ دلار در سال ۲۰۰۹ تنزل داد. اما به کارگیری سیاست­های امحاء و جایگزینی محصول در دو سال بعد بار دیگر متوسط قیمت را به ۲۴۱ دلار در سال ۲۰۱۱ رسانید. تا سال ۲۰۱۶ متوسط قیمت تریاک افغانستان حدود ۱۷۵ دلار ثابت بود و با جهش بی­سابقه میزان کشت در سال ۲۰۱۷ میانگین بهای تریاک افغانستان به ۱۵۵ دلار در هر کیلو تنزل یافت.

    شکل شماره ۱: میزان تولید سالانه تریاک افغانستان و میانگین بهای سرِ زمین [۱۱]

     

    همچنین مساحت کشت تریاک در افغانستان از سال ۱۹۹۴ تا کنون (بجز سال ۲۰۰۱) هیچگاه کمتر ۵۴ هزار هکتار نبوده است. در سال ۲۰۰۴ برای نخستین بار به بیش از ۱۰۰ هزار هکتار بالغ می­شود. همچنین سال ۲۰۰۷ مساحت کشت تنها ۷ هزار هکتار کمتر از رکورد ۲۰۰ هزار هکتاری قرار گرفته و در سال ۲۰۱۷ با افزایشی ۱۲۷ هزار هکتاری به میزان حیزت انگیز ۳۲۸ هزار هکتار می­رسد.

    شکل شماره ۲: مساحت کشت خشخاش افغانستان ۱۹۹۴ ۲۰۱۷[۱۲]

     

    به طور عمده افزایش کشت خشخاش در سال ۲۰۱۷ در ولایت­هایی انجام شده که مرکز کشت به حساب می­آیند. از این میان بیشترین افزایش کشت در ولایت هلمند اتفاق افتاده که نسبت به سال گذشته ۶۳٫۷۰۰ هکتار افزایش (بیش از ۷۹ درصد) را نشان می­دهد. این ولایت به تنهایی نیمی از افزایش کشت کلی افغانستان در سال­های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ به خود اختصاص داده است. ولایت بلخ از این حیث در جایگاه دوم قرار می­گیرد که سطح کشت در آن ۱۰ هزار هکتار زیادتر شده است (۵ برابر بیشتر از سال ۲۰۱۶). ولایت­های قندهار، نیمروز، اورزگان نیز در رده­های بعدی قرار گرفته اند. در ولایت قندهار ۷۵۰۰ هکتار افزایش (۳۷ درصد) گزارش شده و ولایت نیمروز نیز که تا سال ۲۰۱۶ در زمره ولایت­های عاری از کشت خشخاش به شمار می­آمد، با ۶۲۰۰ هکتار (۱۱۶ درصد افزایش) رکورد جدیدی را ثبت کرده است. در ولایت ارزگان نیز کشت خشخاش تریاک ۳۹ درصد (۶ هزار هکتار) افزایش یافته است. بیش از ۵۷ درصد تولید در مناطق جنوبی، ۱۶ درصد در شمال، ۱۳ درصد در غرب و ۹ درصد نیز در شرق این کشور انجام پذیرفته است[۱۳]. گفتنی است شمار ولایاتی که عاری از مواد مخدر بودن در سال ۲۰۱۷ با اضافه شدن ولایات نیمروز، نورستان و سمنگان به رقابت کشت، از ۱۳ به ۱۰ کاهش یافته است. همچنین دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل تخمین زده که با توجه به افزایش قابل توجه کشت خشخاش، در سال ۲۰۱۷ احتمالاً بین ۷٫۶۰۰ تا ۷٫۹۰۰ تن هروئین نیز از تریاک خام افغانستان تولید شده است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱].UNODC (2003a). The opium economy in Afghanistan: An international problem (pp. 213–۲۱۵). Vienna: United Nations

    [۲].Landlocked Country

    [۳].Afghanistan- Pakistan Transit Trade

    [۴] .Shoaib Rahim , Afghanistan- Pakistan Transit Trade, Background and Legal Perspective and Agonies of a Land-locked Country, October 2017

    [۵].http://rc.majlis.ir/fa/law/show/94407

    [۶] . Vanda Felbab-brown, Shooting Up: Counterinsurgency and the War on Drugs, 2009

    [۷]– منطقه معروف به مثلث طلایی (Golden Triangle) شامل تایلند،جمهوری خلق لائوس و میانمار می شود که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پیشگامان تولید افیون جهان به شمار میآمدند.

    [۸] .UNODC (2003a), Ibid

    [۹].Shoaib Rahim, Ibid

    [۱۰].The global heroin market, 2010

    [۱۱].Afghanistan Opium Survey 2017

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • وضعیت و مسیرهای قاچاق مواد در پاکستان

    پاکستان به سبب کمربند طولانی ساحلی و مرزهای متخلخل با ایران و افغانستان به کشوری آسیب‌پذیر از منظر ترانزیت و قاچاق تبدیل‌شده است. این کشور ۲۴۳۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان مهم‌ترین تولیدکننده مواد مخدر غیرقانونی در جهان در سه منطقه رسمی- تورخم در ننگرهار، خوستین غلام خان و اسپین بولدک در ولایت قندهار- دارد. توپوگرافی مناطق حاشیه ای شامل رشته‌کوه‌های شمال – جنوب که راه‌های قاچاق طبیعی را فراهم آورده در کنار گذرگاه‌های طبیعی، مسیرهای کوهستانی و جاده‌های بیابانی بدون سکنه خود فراهم‌کننده شرایط مساعد برای قاچاق است.

    پاکستان به دلایل متعدد از مسیرهای اصلی ترانزیت مواد مخدر به شمار می‌آید. در مناطق قبایلی پاکستان زمینه کشت مهیاست، چرا که به سبب ضعف نهاد دولت و گسترش حضور سران گروه‌های تندرو در این مناطق مواد مخدر و ترانزیت آن به‌عنوان منبع اصلی درآمد این گروه‌ها درآمده است. از این ‌رو، این گروه‌ها برای تأمین منابع مالی خویش و تبدیل‌شدن به یکی از مهم‌ترین بازوان قدرت در حوزه سیاست و اقتصاد به‌شدت روی ترانزیت آن تمرکز کرده‌اند. مرزهای ناهموار، ناامن و دور از نظارت مقام‌های دولتی در کنار نیروهای رشوه‌گیر سبب شده این مرزها تبدیل به موقعیتی ایده‌آل برای قاچاقچیان مواد مخدر گردد.

    در دهه ۱۹۹۰ تنگه خیبر به دلیل نزدیکی به مناطق کشت خشخاش در استان‌های شرقی افغانستان به‌عنوان شاهراه حیاتی در تجارت بین‌المللی مواد مخدر شناخته شد. اگرچه راه‌های متعددی برای ترانزیت هروئین افغان وجود دارد اما بسیاری از مقامات انتظامی باور دارند که بیشترین هروئین تولیدشده در افغانستان همچنان از مسیرهای سنتی جابه‌جا می‌شوند و رجوع به مسیر شمال از طریق آسیای مرکزی و روسیه هنوز آن‌چنان مورد اقبال قرار نگرفته است.

    بر اساس گزارش سال ۲۰۱۵ unodc راه‌های متعدد و شناخته‌شده‌ای برای انتقال مواد مخدر از افغانستان و پاکستان وجود دارد اما سه مسیر محوری برای دسترسی به بازارهای اروپای غربی به‌قرار ذیل هستند:

    • مسیر غرب از طریق ایران
    • مسیر جنوب از طریق پاکستان
    • و مسیر شمال از طریق آسیای میانه[۱]

    بر اساس گزارش سال ۲۰۱۷ صندوق مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل حدود ۹ هزار تن تریاک در افغانستان تولید می شود که برای ۵۰۰ تن هروئین هدف‌گذاری می­شود و حدود ۹۰ درصد از تریاک جهان در افغانستان تولید می‌شود.[۲] ترانزیت مواد مخدر بر اساس گزارش سال ۲۰۱۵ دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل در پاکستان در سه مسیر زیر جای گرفته است:

    1. به‌طور سنتی مسیر انتقال مواد مخدر افغانستان از مرز تورخم،[۳] غلام خان،[۴] دره خنجراب، وابگه[۵] و کراچی پاکستان به‌سوی دیگر کشورهای جهان است.
    2. به دلیل افزایش ترتیبات امنیتی در مرزها اکنون بیشترین جابه‌جایی‌ها از منطقه مرزی بلوچستان صورت می‌گیرد و سپس به ایران، ترکیه و اروپا منتقل می‌شود. بخش دیگری از طریق دریا به امارات متحده عربی، عربستان سعودی، افریقا و آسیای جنوبی منتقل می­شود. مناطق چمن، نودشکی، تربت، دالبندین، جیونی،[۶] چاغی[۷] و گوادر[۸] از مهمترین مبادی ترانزیت مواد مخدر در بلوچستان هستند.
    3. مبادی فرودگاهی دیگر مسیر مهم ترانزیت مواد مخدر از پاکستان است.[۹]

    برابر گزارش جهانی مواد مخدر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۱ حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کارخانه تولید هروئین در استان‌های هلمند و نیمروز در نزدیکی مرز افغانستان و پاکستان وجود داشته است. بر اساس گزارش UNODC ارزش صادرات تریاک عددی بالغ‌ بر ۴ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که یک‌چهارم آن عاید کشاورزان و مابقی میان مقامات منطقه، شورشیان، جنگ‌سالاران و قاچاقچیان مواد مخدر تقسیم می‌شود. نکته حائز اهمیت در مورد کشت خشخاش ایجاد امنیت برای این محصول استراتژیک است، ازاین‌رو طالبان در افغانستان برای حفظ امنیت مناطق فوق از کشاورزان مالیات‌های بسیار سنگینی دریافت می‌کنند. بسیاری از گزارش‌ها نیز همراهی ۳۰ درصدی نیروهای امنیتی افغانستان با این موضوع را تائید می‌کنند.[۱۰]

    راه‌های انتقال مواد مخدر از خاک پاکستان نیز متعدد است. معمولاً کشتی‌های حمل بار بندر کراچی را به مقصد یمن ترک می‌کنند و از طریق دریای سرخ خود را به جنوب اروپا می‌رسانند و گاهی اوقات نیز از مسیر آفریقایی استفاده کرده و از طریق سومالی و اتیوپی به کنیا و سپس ساحل مکران- که سواحل طولانی که محافظت جدی از آن نمی‌شود- وارد عمل می‌شوند. همچنین جاده‌های طولانی بلوچستان نیز از این منظر اهمیت استراتژیک دارند اما به دلیل ناهمواری مسیر دشواری برای قاچاقچیان است اما گذر از این جاده‌ها درعین‌حال خطر کمتری برای دستگیری از سوی سازمان‌های اجرایی پاکستانی دارد. از دیگر مسیرها می‌توان به مسیر کویته یا حیدرآباد به لاهور اشاره کرد جایی که به‌طور مستقیم و گاه غیرمستقیم محموله‌ها را به غرب از طریق کشورهای مختلفی نظیر هند – پنجان و راجستان به‌ویژه بلمر و جیسالمر، دهلی، بمبئی و گجرات منتقل می‌کنند.[۱۱]

    پی‌نوشت‌ها:

    برگرفته از اطلس مخدری پاکستان تولید شده توسط موسسه کادراس- مرداد ۱۳۹۸

    [۱] www.ndu.edu.pk/issra/issra_pub/articles/issra- paper/ISSRA_Papers_ Vol7_IssueI_2015/09-Drug-Trafficking.pdf

    [۲] http://www.UNODC..org/pdf/research/WDR-2017.pdf

    [۳] تورخم منطقه مرزی میان جلال آباد افغانستان و خیبر ایجنسی شهر پیشاور پاکستان است. ساکنان این منطقه و دره خیبر پشتون هستند که توسط خط دیورند از هم جداشده اند. تورخم شلوغ ترین منطقه مرزی افغانستان است.

    [۴] غلام خان شهری در منطقه وزیرستان شمالی (مناطق قبایلی) پاکستان است. غلام خان سومین مرز مهم میان افغانستان و پاکستان بعد از چمن و تورخم است

    [۵] Wahga

    [۶] jiwani

    [۷] شهرستان چاغی Chagaghi در شمال غربی ایالت بلوچستان واقع است و مرز مشترک با ایران و افغانستان دارد. اهمیت این شهر به سبب آزمایش جنگ افزارهای هسته ای پاکستان در سال ۱۹۹۸ و در تپه های راس کوه است.

    [۸] Gawadar

    [۹] https://blogs.voanews.com/durand/2015/04/30/afghanistan-pakistan-drug-transit-routes/

    [۱۰] http://www.ndu.edu.pk/issra/issra_pub/articles/issra-paper/ISSRA_Papers_Vol7_IssueI_2015/09-Drug-Trafficking.pdf

    [۱۱] http://www.ndu.edu.pk/issra/issra_pub/articles/issra-paper/ISSRA_Papers_Vol7_IssueI_2015/09-Drug-Trafficking.pdf

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • منطقه مکران و مسیرهای قاچاق مواد (۲)

    موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان که به منطقه هلال طلایی معروفند و به دنبال آن دو بندر چابهار و گوادر در امتداد سواحل مکران و دریای عمان به دلیل قرارگیری در مسیر خطوط دریایی اصلی کشتیرانی به آفریقا، آسیا و اروپا  و به عنوان کوتاه‌ترین راه‌های ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اما در عین حال مخاطراتی را ممکن است برای کشورهای ساحلی خود مانند ایران و پاکستان به همراه داشته باشند. مخاطراتی مانند رقابت قدرت‌ها مانند هند و چین برای به دست آوردن موقعیت بهتر، گسترش شورش‌ها و درگیری‌های طایفه‌ای برای به دست آوردن قدرت و پول بیشتر، قاچاق انواع کالا و اسلحه و از همه مهمتر قاچاق مواد مخدر. با توجه به اینکه ایران و پاکستان در مسیر ترانزیت مواد و همچنین در همسایگی بزرگترین تولید‌کننده تریاک دنیا یعنی افغانستان قرار دارند، ضروری است، توجه ویژه‌ای به تامین امنیت سواحل مکران به ویژه دو بندر مهم چابهار و گوادر و افزایش همکاری‌های منطقه‌ای جهت جلوگیری از ترانزیت مواد داشته باشند. در این میان بندر گوادر به دلیل حجم بالای ترانزیت مواد و معضل امنیتی بسیار بیشتر مورد توجه است و باید به عنوان هشداری برای بندر چابهار دریاها به دو دلیل جذاب‌تر است؛ اول، در مسیرهای دریایی نظارت حقوقی و قانونی و نظامی دولت‎ها ضعیف‌تر و در عین حال مسیر امن‌تری جهت ترانزیت و دسترسی به مناطق مهم است؛ دوم، دریاها مسیری بسیار کوتاه در ترانزیت مواد به شمار می‌روند و اگر بندری در مسیر کریدورهای جهانی باشد قطعاً برای گروه‌های سازمان‌یافته تجارت مواد بسیار جذاب‌تر است.

    منطقه هلال طلایی

    میزان ترانزیت مواد همواره در بندر گوادر بسیار بیشتر از بندر چابهار بوده است. پاکستان اصلی‌ترین مسیر ترانزیت مواد تولید شده در افغانستان است. مسیری که ایران را به دلیل قرار گیری در مجاورت محور هلال طلایی، و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در مسیر مبدأ (افغانستان و پاکستان) و مقصد (عراق،ترکیه و اروپا) مواد مخدر و نزدیک ترین مسیر بین افغانستان و اروپا در جایگاه ویژه‌ای قرار داده است. از این رو مرزهای شرقی ایران با فشار بسیار زیادی از سوی قاچاقچیان بین المللی روبرو است. طویل بودن مرزهای شرقی کشور با حدود ۲۰۰۰ کیلومتر طول، چالش بزرگی از منظر قاچاق و ترانزیت مواد مخدر محسوب می‌َشود. از سوی دیگر، وضعیت طبیعی و انسانی مناطق مرزی بین ایران،پاکستان و افغانستان، مسأله‌ی مبارزه و کنترل مواد را با مشکل مواجه کرده است. علاوه بر این مسیرهای پنهانی در مرز وجود دارد که مورد استفاده قاچاقچیان است. بیشترین ارتباطات و تعاملات غیرقانونی در چارچوب قاچاق مواد مخدر از طریق همین مسیر مرزی انجام شده که بدون همکاری‌های مرزی و بین المللی کشورهای درگیر امکان مبارزه با قاچاق مواد به تنهایی برای ایران میسر نیست.

    باید خاطر نشان کرد، با وجود تعدد مسیرهای قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از افغانستان، بیش از نیمی از کشفیات هروئین جهان، در جنوب غرب آسیا و به ویژه در ایران است. ترانزیت نزدیک به ۹۰ درصد کشفیات هروئین در اروپا، از مبدأ افغانستان عنوان نزدیک ترین و سودمندترین مسیر دسترسی به انواع مواد، مخاطراتی و سختی‌های ویژه ای را برای ایران در مبارزه با تجارت مواد و کنترل آن رقم زده است. افزایش کشفیات هروئین و مرفین در ایران، حاکی از رشد بی سابقه سطح زیر کشت تریاک در افغانستان  و همچنین رشد ترانزیت مواد مخدر در منطقه هلال طلایی دارد. در حوزه موضوعات امنیت بین الملل، همواره باید تاثیر مشکلات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی قاچاق مواد را در نظر بگیرم؛ به عنوان مثال، انبارهای مواد مخدر در افغانستان، بیشتر در استان‌های نیمروز، فراه و هرات متمرکز است، این مناطق با استان‌های خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در ایران هم مرز هستند، و این هم‌جواری مشکلات امنیتی و اجتماعی فراوانی را ایجاد کرده است.

    قابل ذکر است، بیش از ۹۰ درصد از کل تجارت جهانی از طریق جابجایی دریایی کانتینرها صورت می گیرد. سالانه به طور متوسط ۵۰۰ میلیون کانتینر در زنجیره تأمین کالایی جهان جابجا می شوند و تنها کمتر از ۲ درصد از این میزان مورد بازرسی و بررسی پلیس یا گمرک قرار می گیرند. حجم بالای تجارت کانتینری که از کشوری به کشور و از قاره ای به قاره دیگر می روند، مسیر دریایی را به مقصد اصلی تجارت مواد مخدر  و رونگردان و اسلحه تبدیل کرده است. وابستگی جهانی به تجارت دریایی تنها به شیوه پیچیده پنهان سازی مورد استفاده قاچاقچیان کالا و مواد مخدر محدود نمی شود، بلکه مسیرهای مختلف دریایی برای قاچاق، حتی تجارت جهانی را مورد هدف قرار داده است و مسیر دریایی به ویژه جنوب ایران از طریق خلیج فارس و دریای عمان جهت قاچاق انواع مواد مخدر با وجود نظارت های شدید در بستن مرزهای شرقی، بسیار فعال است و امنیت ایران را با چالش جدی مواجه کرده است. همچنین عدم کنترل بر ترانزیت آبی یکی از ابعاد فراموش شده مبارزه با مواد مخدر است. مسئولیت ایران و پاکستان به عنوان دو کشوری که در کنار مرزها و بنادر خشکی، دسترسی های فراوانی نیز به آب های آزاد دارند، در همه گزارش ها خطیرتر ارزیابی می شوند.بندر کانتینری پورت قاسم و گوادر از مناطق جنوبی مهم در قاچاق مواد به حساب می‌آیند. این بنادر، در کنار بنادر کوچک ماهیگیری و مناطق بدون نظارت سواحل مکران نقش مهمی را در مسیر جنوبی بازی می‌کنند. در گزارش ۲۰۱۲ دفتر مقابله با جرم سازمان ملل کراچی به عنوان مهم ترین بندر تجارت قاچاق مواد مخدر افغانستان مورد شناسایی قرار گرفته است.[۱]

    ملاحظات
    • هدف از بازسازی موقعیت جغرافیایی و راهبردی دو بندر چابهار و گوادر با قرارگیری این دو بندر در کریدور جهانی ترانزیت کالا، بررسی نقش آنها در تسهیل قاچاق مواد مخدر و آینده‌پژوهی در خصوص ترسیم مسیرهای جدید قاچاق انواع مواد از مسیر بنادر استراتژیک دریای عمان است. اصلی‌ترین مسیر ورود مواد به بندر گوادر از افغانستان است؛ درست جایی که مواد مخدر افغانستان از ولایت‌های هلمند و نیمروز به ایالت بلوچستان منطقه چاغی منتقل می‌شود، سپس از طریق سه نقطه مرزی غیررسمی اصلی یعنی گردی جنگل، براب‌‌چه و رباط که به مرز ایران و سواحل مکران نزدیک است، بخش اعظم آن از طریق گوادر به دیگر مناطق حاشیه خلیج فارس قاچاق و بخش بسیار کمی نیز از طریق بندر چابهار وارد ایران و سپس به مناطق مرکزی کشور جهت ترانزیت یا حتی مصرف داخلی منتقل می‌شود.
    • عمدتاً مواد از دوطریق توسط قاچاقچیان پاکستانی ترانزیت می‌شود. روش اول، عمدتاً با دواب به صورت پیاده حمل می‌شود و یا در مناطق کم ارتفاع و دارای مناطق مسطح، شبکه‌های سازمان یافته قاچاق مواد با نگه‌داری مواد در خانه‌ها و انبارهای امن ایالت بلوچستان، برای توزیع بیشتر و امن‌تر در مناطق کویته و دالبدین مستقر می‌شوند. پس از ورود مواد به بلوچستان پاکستان، گروه‌های بسیار حرفه‌ای سازمان یافته و تروریستی با تجهیزاتی مانند وسایل نقلیه، سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین  و با قابلیت انهدام هواپیما در قالب کاروان‌ حرکت می‌کنند که هر کاروان شامل بیش از ۲۰ کامیون است. روش دوم، که شامل کاروان‌های کوچکتر قاچاق مواد است، کار انتقال مواد را در امتداد سواحل مکران و از طریق دریا انجام می‌دهند. نقاط اصلی ترانزیت مواد از بلوچستان تالار،اورماره،سوربندر و هینگوله به حساب می‌آید و همچنین مهمترین اسکله‌های طبیعی اما غیررسمی قاچاق مواد مخدر عبارت از کوند مالیر در ولایت لاسبلا و جیوانی در گوادر از طریق دریا هستند.
    • گزارش‌ها نشان می‌دهند، تجارت مواد مخدر در طول سواحل مکران تحت حمایت روسای طوایفی مانند کلماتی، بیزنجو و دشتی از مناطق آواران و لاسبلا و با تبانی قبایل سواحل مکران و معمولاً از طریق قایق‌های کوچک به آبهای بین‌المللی منتقل و از آنجا توسط کشتی‌های بزرگتر توسط گروه‌های سازمان‌یافته بین‌المللی به نقاط دیگر دنیا قاچاق می‌َشود. [۲]
    • نکته بسیار مهمی که سیاست‌گذاران و متولیان امر باید بدان توجه و برای آینده‌ای نزدیک برنامه‌هایی طراحی و اجرا کنند، توجه به بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان در زمینه ترانزیت و قاچاق مواد است. هر چند حجم کشفیات و قاچاق مواد از طریق این بندر کم است، اما ظهور مسیرهای جدید و تمایل قاچاقچیان به ترانزیت مواد از طریق محورهای دریایی و بندری به ویژه در مناطق محروم و حاشیه‌ای که موضوع امنیت، اختلافات قومی و طایفه‌ای و مشکلات اقتصادی سایه انداخته، ضرورت توجه و برنامه‌ریزی جهت افزایش امنیت از این مسیر را دو چندان کرده است.
    پی‌نوشت‌ها

    [۱] https://www.unodc.org/documents/crop-monitoring/Afghanistan/Afghanistan_OS_2012_FINAL_web.pdfhttps://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/WDR2012/WDR_2012_web_small.pdf

    [۲] Sandhya Jain (2018) Balochistan: On The International Drugs Superhighway,

    Strategic Analysis, 42:5, 545-553, DOI: 10.1080/09700161.2018.1523077

    برای مطالعه بخش نخست این مقاله کلیک کنید

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • اهمیت منطقه مکران در قاچاق مواد (۱)

    در دهه‎ های اخیر دریاها به دنبال پیشرفت در ساخت کشتی‌های اقیانوس‌پیما و تجهیزات مدرن دریایی نقش بی‌بدیلی در افزایش و تثبیت قدرت کشورها و جایگاه آنان در جامعه بین‌المللی ایفا می‌کنند. هر کشوری که در مسیر کریدورهای بین‌المللی قرار دارد، قطعاً از نقش ممتازی در منطقه خود و جهان برخوردار است. در این میان موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان که به منطقه هلال طلایی معروفند و به دنبال آن دو بندر چابهار و گوادر در امتداد سواحل مکران و دریای عمان به دلیل قرارگیری در مسیر خطوط دریایی اصلی کشتیرانی به آفریقا، آسیا و اروپا  و به عنوان کوتاه‌ترین راه‌های ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اما در عین حال مخاطراتی را ممکن است برای کشورهای ساحلی خود مانند ایران و پاکستان به همراه داشته باشند. مخاطراتی مانند رقابت قدرت‌ها مانند هند و چین برای به دست آوردن موقعیت بهتر، گسترش شورش‌ها و درگیری‌های طایفه‌ای برای به دست آوردن قدرت و پول بیشتر، قاچاق انواع کالا و اسلحه و از همه مهمتر قاچاق مواد مخدر. با توجه به اینکه ایران و پاکستان در مسیر ترانزیت مواد و همچنین در همسایگی بزرگترین تولید‌کننده تریاک دنیا یعنی افغانستان قرار دارند، ضروری است، توجه ویژه‌ای به تامین امنیت سواحل مکران به ویژه دو بندر مهم چابهار و گوادر و افزایش همکاری‌های منطقه‌ای جهت جلوگیری از ترانزیت مواد داشته باشند. در این میان بندر گوادر به دلیل حجم بالای ترانزیت مواد و معضل امنیتی بسیار بیشتر مورد توجه است و باید به عنوان هشداری برای بندر چابهار دریاها به دو دلیل جذاب‌تر است؛ اول، در مسیرهای دریایی نظارت حقوقی و قانونی و نظامی دولت‎ها ضعیف‌تر و در عین حال مسیر امن‌تری جهت ترانزیت و دسترسی به مناطق مهم است؛ دوم، دریاها مسیری بسیار کوتاه در ترانزیت مواد به شمار می‌روند و اگر بندری در مسیر کریدورهای جهانی باشد قطعاً برای گروه‌های سازمان‌یافته تجارت مواد بسیار جذاب‌تر است.

    منطقه مکران و چابهار از موقعیت استراتژیک ویژه‌ای در جنوب شرق کشور  و ارتباط با کریدورهای جهانی برخوردار است. نوار ساحلی منطقه چابهار از طرفی با نوار ساحلی هرمزگان و شمال خلیج فارس و از طرف دیگر با نوار ساحلی پاکستان و منطقه کراچی هم‌جوار است. این منطقه به وسیله دریای عمان، خلیج عدن و کانال سوئز، به دریای مدیترانه و اروپا، به وسیله اقیانوس هند به آفریقا و دماغه امیدنیک و در نتیجه مدیترانه و همچنین به اقیانوس اطلس و قاره آمریکا راه می‌یابد. از منظر امنیت ملی، موقعیت استراتژیک منطقه چابهار که ناشی از قرارگیری آن در مدخل ورودی دریای عمان و خلیج فارس و داشتن خورهای شرقی است  و نیز نقش بندرگاهی آن به دلیل نزدیکی به شبه قاره هند و توان طبیعی آن در ایفای نقش پوشش بر بنادر خلیج از نظر کنترل تنگه هرمز و اشراف آن بر سواحل جنوبی دریای عمان، امکان کنترل دقیق بر خطوط نظامی در اقیانوس هند و تنگه باب‌المندب را به منطقه داده است. به لحاظ وضعیت سیاسی، سیستان و بلوچستان به واسطه همسایه بودن با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز قرارگیری در حاشیه آب‌های آزاد دریای عمان به لحاظ استراتژیکی و سیاسی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. در این میان بندر چابهار یکی از ۱۴ منطقه مهم و استراتژیک دنیا محسوب می‌شود، همچنین، به عنوان یکی از ۱۰ بندر مهم جهان با موقعیت‌ها و چالش‌های مهمی روبرو است.

    گوادر در جنوب غربی پاکستان در ساحل خلیج گوادر  و هم‌جوار دریای عمان قرار گرفته و فاصله این بندر تا کراچی ۸۰۰ کیلومتر است. بندر گوادر در مسیر  بزرگترین راه دریایی و تجاری جهان با داشتن حدود ۶۰ کیلومتر نوار ساحلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین بندر گوادر نه تنها برای پاکستان بلکه به عنوان مرکزی برای تجارت دریایی افغانستان، چین و کشورهای آسیای میانه شناخته می‌شود.به دلیل فاصله زیاد این بندر با مرکز سیاسی، اقتصادی و جمعیتی پاکستان و همچنین محدود شدن کلیه فعالیت‌های اقتصادی  و تجاری پاکستان به بندر بزرگ کراچی، توسعه بندر گوادر در حاشیه قرار گرفته بود. اما از سال ۱۹۹۹ توسعه این بندر در دستور کار قرار گرفت  و در سال ۲۰۰۲ یک توافقنامه مشارکت  و سرمایه‌گذاری کشور چین تعریف شد. این توافقنامه شامل دو طرح اصلی بود، اول، ایجاد منطقه آزاد تجاری و صنعتی گوادر؛ دوم، ایجاد بزرگراه ساحلی مکران است.

     

    دلایل اهمیت دو بندر چابهار و گوادر

    دو بندر چابهار و گوادر در فاصله ۷۰ کیلومتری از یکدیگر قرار دارند. موقعیت جغرافیایی دو کشور افغانستان و پاکستان، دسترسی کشورهای آسیای میانه و رقابت چین و هند و نیز اختلافات موجود میان هند و پاکستان موجب شده تا این دو بندر در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گیرد. بندر چابهار ایران برای هند اهمیت زیادی دارد  و مهمترین دلیل آن موقعیت راهبردی این بندر است ؛ برای هند که سالیان سال است با پاکستان مشکلات متعددی دارد و از طرفی خواهان کنترل قدرت گرفتن بیشتر چین در منطقه مکران و بنادر مهم این منطقه است، از این رو به ویژه در سال‌های اخیر با ادامه اختلافات هند با کشورهای همسایه خود مانند پاکستان، چین و هند خواهان افزایش قدرت و نفوذ خود از طریق یک مسیر جدید برای دسترسی به کشورهای غرب و آسیای مرکزی ایجاد و از این طریق منافع خود در افغانستان را گسترش دهد. از این رو بندر چابهار به عنوان بندری استراتژیک، دسترسی هند به افغانستان را از طریق دریا آسان می‌کند. بندر چابهار دسترسی راهبردی به افغانستان را برای هند و چین فراهم می‌کند. اما از طرفی پاکستان همواره با دسترسی هند به خاک این کشور جهت تجارت با افغانستان مخالفت کرده و همین باعث شده هند به دنبال مسیرهای جایگزین باشد. بنابراین حضور پررنگ هندی‌ها در بندر چابهار هدفی جز ایستادن در مقابل پاکستان در تجارت و دسترسی آسان به افغانستان ندارد.

    یکی از مهمترین رقبای بندر چابهار، بندر گوادر پاکستان است. در دهه‌های اخیر منافع اقتصادی پاکستان در کنار دغدغه‌های نظامی و  امنیتی آن،موجب توجه جدی این کشور به توسعه گوادر شده است. از سویی بلوچستان پاکستان در موقعیت استراتژیک ویژه‌ای قرار دارد و همین امر کشور چین را ترغیب کرده که در بندر گوادر سرمایه‌گذاری کند و تجارت و بازرگانی را در منطقه رونق دهد و در دریای عمان قدرتمند شود. از عمده‌ترین اهداف چین جهت توسعه بندر گوادر را به طور خلاصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:۱- افزایش فشار ژئوپلتیکی بر هند؛ ۲- رهایی از وابستگی به تنگه مالاکا؛ ۳- تامین انرژی مورد نیاز خود با هزینه کمتر؛ ۴- اتصال مناطق غربی چین به بازارهای جهانی.

    به نظر می‌رسد با توجه به مخاطرات امنیتی و راهبردی که در منطقه خلیج‌فارس هم برای کشورهای حاشیه آن و همین‌طور دیگر قدرت‌ها پیش آمده، توجه به خط ساحلی منطقه مکران و بنادر مهم در دریای عمان بسیار افزایش یافته است. در واقع مزیت‌های دو بندر گوادر و چابهار موجب شده تا چین، پاکستان، هند و ایران هر کدام به دنبال افزایش منافع خود باشند و در این میان موقعیت ژئوپلتیک ایران و پاکستان نقش تعیین‌کننده‌ای برای دو کشور هند و  چین دارد. مقایسه مزیت‌های دو بندر چابهار و گوادر ، گواه اهمیت این منطقه است.

    اولین مزیت این دو بندر به فاصله آن‌ها تا آسیای میانه مربوط می‌شود، از آنجا که بندر گوادر تنها از نظر تجارت ترانزیتی با ازبکستان و تاجیکستان می‌تواند با چابهار رقابت کند و دیگر مناطق این ناحیه در فاصله خیلی دوری از گوادر قرار دارند، ترانزیت از طریق گوادر برای دیگر کشورها اصلاً به صرفه نیست. دوم، ترکمنستان کوتاه‌ترین مسیر جاده‌ای بین گوادر و عشق آباد است؛ بنابراین بندر گوادر از این نظر نسبت به چابهار و بندرعباس دارای عدم مزیت است. سوم، ازبکستان کوتاه‌ترین مسیر مواصلاتی بین گوادر و تاشکند، مسافتی نزدیک به ۲۹۱۲ کیلومتر دارد که نسبت به چابهار  و بندرعباس به ترتیب ۱۹۸ و ۲۶۶ کیلومتر از لحاظ فاصله دارای مزیت است. چهارم، تاجیکستان کوتاه‌ترین مسیر جاده‌ای بین گوادر تا دوشنبه نسبت به چابهار و بندرعباس دارای مزیت است. بنابراین گوادر برای ترانزیت به تاجیکستان و ازبکستان، از لحاظ مسافت جاده‌ای نسبت به چابهار دارای مزیت است، اما در مورد ترکمنستان و افغانستان شرایط به نفع چابهار است.

    مقایسه نسبی دو بندر نشان می‌دهد که از نظر وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، امنیت منطقه‌ای در بندر، امنیت راه‌های ارتباطی، ترانزیت مواد مخدر و تهدید از طرف کشورهای همسایه، بندر چابهار وضعیت بهتری دارد، از نظر موقعیت استراتژیک هر دو بندر وضعیت یکسانی دارند و از نظر زیرساخت‌های حمل و نقلی و تجهیزات بندری، بندر گوادر در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری گسترده چینی‌ها وضعیت بهتری پیدا کرده است.

    فاکتورها بندر گوادر بندر چابهار
    موقعیت استراتژیک     دارد    دارد
    زیرساخت‌های حمل و نقل در حال توسعه   ضعیف
    تاسیاست و تجهیزات بندری درحال توسعه   ضعیف
    وضعیت سیاسی آرام       ندارد   دارد
    وضعیت اجتماعی-فرهنگی مناسب        ندارد   دارد
    امنیت منطقه‌ای در بندر       ندارد   دارد
    ترانزیت مواد مخدر   خیلی زیاد    کم
    تهدید از طرف کشورهای همسایه   وجود دارد وجود ندارد
    اختلاف با کشورهای همسایه دارد  ندارد

                                                              جدول ۱) فاکتورهای مقایسه‌ای دو بندر گوادر و چابهار

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.