Cudras

Tag: بندر گوادر

  • منطقه مکران و مسیرهای قاچاق مواد (۲)

    موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان که به منطقه هلال طلایی معروفند و به دنبال آن دو بندر چابهار و گوادر در امتداد سواحل مکران و دریای عمان به دلیل قرارگیری در مسیر خطوط دریایی اصلی کشتیرانی به آفریقا، آسیا و اروپا  و به عنوان کوتاه‌ترین راه‌های ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اما در عین حال مخاطراتی را ممکن است برای کشورهای ساحلی خود مانند ایران و پاکستان به همراه داشته باشند. مخاطراتی مانند رقابت قدرت‌ها مانند هند و چین برای به دست آوردن موقعیت بهتر، گسترش شورش‌ها و درگیری‌های طایفه‌ای برای به دست آوردن قدرت و پول بیشتر، قاچاق انواع کالا و اسلحه و از همه مهمتر قاچاق مواد مخدر. با توجه به اینکه ایران و پاکستان در مسیر ترانزیت مواد و همچنین در همسایگی بزرگترین تولید‌کننده تریاک دنیا یعنی افغانستان قرار دارند، ضروری است، توجه ویژه‌ای به تامین امنیت سواحل مکران به ویژه دو بندر مهم چابهار و گوادر و افزایش همکاری‌های منطقه‌ای جهت جلوگیری از ترانزیت مواد داشته باشند. در این میان بندر گوادر به دلیل حجم بالای ترانزیت مواد و معضل امنیتی بسیار بیشتر مورد توجه است و باید به عنوان هشداری برای بندر چابهار دریاها به دو دلیل جذاب‌تر است؛ اول، در مسیرهای دریایی نظارت حقوقی و قانونی و نظامی دولت‎ها ضعیف‌تر و در عین حال مسیر امن‌تری جهت ترانزیت و دسترسی به مناطق مهم است؛ دوم، دریاها مسیری بسیار کوتاه در ترانزیت مواد به شمار می‌روند و اگر بندری در مسیر کریدورهای جهانی باشد قطعاً برای گروه‌های سازمان‌یافته تجارت مواد بسیار جذاب‌تر است.

    منطقه هلال طلایی

    میزان ترانزیت مواد همواره در بندر گوادر بسیار بیشتر از بندر چابهار بوده است. پاکستان اصلی‌ترین مسیر ترانزیت مواد تولید شده در افغانستان است. مسیری که ایران را به دلیل قرار گیری در مجاورت محور هلال طلایی، و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، در مسیر مبدأ (افغانستان و پاکستان) و مقصد (عراق،ترکیه و اروپا) مواد مخدر و نزدیک ترین مسیر بین افغانستان و اروپا در جایگاه ویژه‌ای قرار داده است. از این رو مرزهای شرقی ایران با فشار بسیار زیادی از سوی قاچاقچیان بین المللی روبرو است. طویل بودن مرزهای شرقی کشور با حدود ۲۰۰۰ کیلومتر طول، چالش بزرگی از منظر قاچاق و ترانزیت مواد مخدر محسوب می‌َشود. از سوی دیگر، وضعیت طبیعی و انسانی مناطق مرزی بین ایران،پاکستان و افغانستان، مسأله‌ی مبارزه و کنترل مواد را با مشکل مواجه کرده است. علاوه بر این مسیرهای پنهانی در مرز وجود دارد که مورد استفاده قاچاقچیان است. بیشترین ارتباطات و تعاملات غیرقانونی در چارچوب قاچاق مواد مخدر از طریق همین مسیر مرزی انجام شده که بدون همکاری‌های مرزی و بین المللی کشورهای درگیر امکان مبارزه با قاچاق مواد به تنهایی برای ایران میسر نیست.

    باید خاطر نشان کرد، با وجود تعدد مسیرهای قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از افغانستان، بیش از نیمی از کشفیات هروئین جهان، در جنوب غرب آسیا و به ویژه در ایران است. ترانزیت نزدیک به ۹۰ درصد کشفیات هروئین در اروپا، از مبدأ افغانستان عنوان نزدیک ترین و سودمندترین مسیر دسترسی به انواع مواد، مخاطراتی و سختی‌های ویژه ای را برای ایران در مبارزه با تجارت مواد و کنترل آن رقم زده است. افزایش کشفیات هروئین و مرفین در ایران، حاکی از رشد بی سابقه سطح زیر کشت تریاک در افغانستان  و همچنین رشد ترانزیت مواد مخدر در منطقه هلال طلایی دارد. در حوزه موضوعات امنیت بین الملل، همواره باید تاثیر مشکلات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی قاچاق مواد را در نظر بگیرم؛ به عنوان مثال، انبارهای مواد مخدر در افغانستان، بیشتر در استان‌های نیمروز، فراه و هرات متمرکز است، این مناطق با استان‌های خراسان رضوی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان در ایران هم مرز هستند، و این هم‌جواری مشکلات امنیتی و اجتماعی فراوانی را ایجاد کرده است.

    قابل ذکر است، بیش از ۹۰ درصد از کل تجارت جهانی از طریق جابجایی دریایی کانتینرها صورت می گیرد. سالانه به طور متوسط ۵۰۰ میلیون کانتینر در زنجیره تأمین کالایی جهان جابجا می شوند و تنها کمتر از ۲ درصد از این میزان مورد بازرسی و بررسی پلیس یا گمرک قرار می گیرند. حجم بالای تجارت کانتینری که از کشوری به کشور و از قاره ای به قاره دیگر می روند، مسیر دریایی را به مقصد اصلی تجارت مواد مخدر  و رونگردان و اسلحه تبدیل کرده است. وابستگی جهانی به تجارت دریایی تنها به شیوه پیچیده پنهان سازی مورد استفاده قاچاقچیان کالا و مواد مخدر محدود نمی شود، بلکه مسیرهای مختلف دریایی برای قاچاق، حتی تجارت جهانی را مورد هدف قرار داده است و مسیر دریایی به ویژه جنوب ایران از طریق خلیج فارس و دریای عمان جهت قاچاق انواع مواد مخدر با وجود نظارت های شدید در بستن مرزهای شرقی، بسیار فعال است و امنیت ایران را با چالش جدی مواجه کرده است. همچنین عدم کنترل بر ترانزیت آبی یکی از ابعاد فراموش شده مبارزه با مواد مخدر است. مسئولیت ایران و پاکستان به عنوان دو کشوری که در کنار مرزها و بنادر خشکی، دسترسی های فراوانی نیز به آب های آزاد دارند، در همه گزارش ها خطیرتر ارزیابی می شوند.بندر کانتینری پورت قاسم و گوادر از مناطق جنوبی مهم در قاچاق مواد به حساب می‌آیند. این بنادر، در کنار بنادر کوچک ماهیگیری و مناطق بدون نظارت سواحل مکران نقش مهمی را در مسیر جنوبی بازی می‌کنند. در گزارش ۲۰۱۲ دفتر مقابله با جرم سازمان ملل کراچی به عنوان مهم ترین بندر تجارت قاچاق مواد مخدر افغانستان مورد شناسایی قرار گرفته است.[۱]

    ملاحظات
    • هدف از بازسازی موقعیت جغرافیایی و راهبردی دو بندر چابهار و گوادر با قرارگیری این دو بندر در کریدور جهانی ترانزیت کالا، بررسی نقش آنها در تسهیل قاچاق مواد مخدر و آینده‌پژوهی در خصوص ترسیم مسیرهای جدید قاچاق انواع مواد از مسیر بنادر استراتژیک دریای عمان است. اصلی‌ترین مسیر ورود مواد به بندر گوادر از افغانستان است؛ درست جایی که مواد مخدر افغانستان از ولایت‌های هلمند و نیمروز به ایالت بلوچستان منطقه چاغی منتقل می‌شود، سپس از طریق سه نقطه مرزی غیررسمی اصلی یعنی گردی جنگل، براب‌‌چه و رباط که به مرز ایران و سواحل مکران نزدیک است، بخش اعظم آن از طریق گوادر به دیگر مناطق حاشیه خلیج فارس قاچاق و بخش بسیار کمی نیز از طریق بندر چابهار وارد ایران و سپس به مناطق مرکزی کشور جهت ترانزیت یا حتی مصرف داخلی منتقل می‌شود.
    • عمدتاً مواد از دوطریق توسط قاچاقچیان پاکستانی ترانزیت می‌شود. روش اول، عمدتاً با دواب به صورت پیاده حمل می‌شود و یا در مناطق کم ارتفاع و دارای مناطق مسطح، شبکه‌های سازمان یافته قاچاق مواد با نگه‌داری مواد در خانه‌ها و انبارهای امن ایالت بلوچستان، برای توزیع بیشتر و امن‌تر در مناطق کویته و دالبدین مستقر می‌شوند. پس از ورود مواد به بلوچستان پاکستان، گروه‌های بسیار حرفه‌ای سازمان یافته و تروریستی با تجهیزاتی مانند وسایل نقلیه، سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین  و با قابلیت انهدام هواپیما در قالب کاروان‌ حرکت می‌کنند که هر کاروان شامل بیش از ۲۰ کامیون است. روش دوم، که شامل کاروان‌های کوچکتر قاچاق مواد است، کار انتقال مواد را در امتداد سواحل مکران و از طریق دریا انجام می‌دهند. نقاط اصلی ترانزیت مواد از بلوچستان تالار،اورماره،سوربندر و هینگوله به حساب می‌آید و همچنین مهمترین اسکله‌های طبیعی اما غیررسمی قاچاق مواد مخدر عبارت از کوند مالیر در ولایت لاسبلا و جیوانی در گوادر از طریق دریا هستند.
    • گزارش‌ها نشان می‌دهند، تجارت مواد مخدر در طول سواحل مکران تحت حمایت روسای طوایفی مانند کلماتی، بیزنجو و دشتی از مناطق آواران و لاسبلا و با تبانی قبایل سواحل مکران و معمولاً از طریق قایق‌های کوچک به آبهای بین‌المللی منتقل و از آنجا توسط کشتی‌های بزرگتر توسط گروه‌های سازمان‌یافته بین‌المللی به نقاط دیگر دنیا قاچاق می‌َشود. [۲]
    • نکته بسیار مهمی که سیاست‌گذاران و متولیان امر باید بدان توجه و برای آینده‌ای نزدیک برنامه‌هایی طراحی و اجرا کنند، توجه به بندر چابهار در استان سیستان و بلوچستان در زمینه ترانزیت و قاچاق مواد است. هر چند حجم کشفیات و قاچاق مواد از طریق این بندر کم است، اما ظهور مسیرهای جدید و تمایل قاچاقچیان به ترانزیت مواد از طریق محورهای دریایی و بندری به ویژه در مناطق محروم و حاشیه‌ای که موضوع امنیت، اختلافات قومی و طایفه‌ای و مشکلات اقتصادی سایه انداخته، ضرورت توجه و برنامه‌ریزی جهت افزایش امنیت از این مسیر را دو چندان کرده است.
    پی‌نوشت‌ها

    [۱] https://www.unodc.org/documents/crop-monitoring/Afghanistan/Afghanistan_OS_2012_FINAL_web.pdfhttps://www.unodc.org/documents/data-and-analysis/WDR2012/WDR_2012_web_small.pdf

    [۲] Sandhya Jain (2018) Balochistan: On The International Drugs Superhighway,

    Strategic Analysis, 42:5, 545-553, DOI: 10.1080/09700161.2018.1523077

    برای مطالعه بخش نخست این مقاله کلیک کنید

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • اهمیت منطقه مکران در قاچاق مواد (۱)

    در دهه‎ های اخیر دریاها به دنبال پیشرفت در ساخت کشتی‌های اقیانوس‌پیما و تجهیزات مدرن دریایی نقش بی‌بدیلی در افزایش و تثبیت قدرت کشورها و جایگاه آنان در جامعه بین‌المللی ایفا می‌کنند. هر کشوری که در مسیر کریدورهای بین‌المللی قرار دارد، قطعاً از نقش ممتازی در منطقه خود و جهان برخوردار است. در این میان موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان که به منطقه هلال طلایی معروفند و به دنبال آن دو بندر چابهار و گوادر در امتداد سواحل مکران و دریای عمان به دلیل قرارگیری در مسیر خطوط دریایی اصلی کشتیرانی به آفریقا، آسیا و اروپا  و به عنوان کوتاه‌ترین راه‌های ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اما در عین حال مخاطراتی را ممکن است برای کشورهای ساحلی خود مانند ایران و پاکستان به همراه داشته باشند. مخاطراتی مانند رقابت قدرت‌ها مانند هند و چین برای به دست آوردن موقعیت بهتر، گسترش شورش‌ها و درگیری‌های طایفه‌ای برای به دست آوردن قدرت و پول بیشتر، قاچاق انواع کالا و اسلحه و از همه مهمتر قاچاق مواد مخدر. با توجه به اینکه ایران و پاکستان در مسیر ترانزیت مواد و همچنین در همسایگی بزرگترین تولید‌کننده تریاک دنیا یعنی افغانستان قرار دارند، ضروری است، توجه ویژه‌ای به تامین امنیت سواحل مکران به ویژه دو بندر مهم چابهار و گوادر و افزایش همکاری‌های منطقه‌ای جهت جلوگیری از ترانزیت مواد داشته باشند. در این میان بندر گوادر به دلیل حجم بالای ترانزیت مواد و معضل امنیتی بسیار بیشتر مورد توجه است و باید به عنوان هشداری برای بندر چابهار دریاها به دو دلیل جذاب‌تر است؛ اول، در مسیرهای دریایی نظارت حقوقی و قانونی و نظامی دولت‎ها ضعیف‌تر و در عین حال مسیر امن‌تری جهت ترانزیت و دسترسی به مناطق مهم است؛ دوم، دریاها مسیری بسیار کوتاه در ترانزیت مواد به شمار می‌روند و اگر بندری در مسیر کریدورهای جهانی باشد قطعاً برای گروه‌های سازمان‌یافته تجارت مواد بسیار جذاب‌تر است.

    منطقه مکران و چابهار از موقعیت استراتژیک ویژه‌ای در جنوب شرق کشور  و ارتباط با کریدورهای جهانی برخوردار است. نوار ساحلی منطقه چابهار از طرفی با نوار ساحلی هرمزگان و شمال خلیج فارس و از طرف دیگر با نوار ساحلی پاکستان و منطقه کراچی هم‌جوار است. این منطقه به وسیله دریای عمان، خلیج عدن و کانال سوئز، به دریای مدیترانه و اروپا، به وسیله اقیانوس هند به آفریقا و دماغه امیدنیک و در نتیجه مدیترانه و همچنین به اقیانوس اطلس و قاره آمریکا راه می‌یابد. از منظر امنیت ملی، موقعیت استراتژیک منطقه چابهار که ناشی از قرارگیری آن در مدخل ورودی دریای عمان و خلیج فارس و داشتن خورهای شرقی است  و نیز نقش بندرگاهی آن به دلیل نزدیکی به شبه قاره هند و توان طبیعی آن در ایفای نقش پوشش بر بنادر خلیج از نظر کنترل تنگه هرمز و اشراف آن بر سواحل جنوبی دریای عمان، امکان کنترل دقیق بر خطوط نظامی در اقیانوس هند و تنگه باب‌المندب را به منطقه داده است. به لحاظ وضعیت سیاسی، سیستان و بلوچستان به واسطه همسایه بودن با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز قرارگیری در حاشیه آب‌های آزاد دریای عمان به لحاظ استراتژیکی و سیاسی از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است. در این میان بندر چابهار یکی از ۱۴ منطقه مهم و استراتژیک دنیا محسوب می‌شود، همچنین، به عنوان یکی از ۱۰ بندر مهم جهان با موقعیت‌ها و چالش‌های مهمی روبرو است.

    گوادر در جنوب غربی پاکستان در ساحل خلیج گوادر  و هم‌جوار دریای عمان قرار گرفته و فاصله این بندر تا کراچی ۸۰۰ کیلومتر است. بندر گوادر در مسیر  بزرگترین راه دریایی و تجاری جهان با داشتن حدود ۶۰ کیلومتر نوار ساحلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همچنین بندر گوادر نه تنها برای پاکستان بلکه به عنوان مرکزی برای تجارت دریایی افغانستان، چین و کشورهای آسیای میانه شناخته می‌شود.به دلیل فاصله زیاد این بندر با مرکز سیاسی، اقتصادی و جمعیتی پاکستان و همچنین محدود شدن کلیه فعالیت‌های اقتصادی  و تجاری پاکستان به بندر بزرگ کراچی، توسعه بندر گوادر در حاشیه قرار گرفته بود. اما از سال ۱۹۹۹ توسعه این بندر در دستور کار قرار گرفت  و در سال ۲۰۰۲ یک توافقنامه مشارکت  و سرمایه‌گذاری کشور چین تعریف شد. این توافقنامه شامل دو طرح اصلی بود، اول، ایجاد منطقه آزاد تجاری و صنعتی گوادر؛ دوم، ایجاد بزرگراه ساحلی مکران است.

     

    دلایل اهمیت دو بندر چابهار و گوادر

    دو بندر چابهار و گوادر در فاصله ۷۰ کیلومتری از یکدیگر قرار دارند. موقعیت جغرافیایی دو کشور افغانستان و پاکستان، دسترسی کشورهای آسیای میانه و رقابت چین و هند و نیز اختلافات موجود میان هند و پاکستان موجب شده تا این دو بندر در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گیرد. بندر چابهار ایران برای هند اهمیت زیادی دارد  و مهمترین دلیل آن موقعیت راهبردی این بندر است ؛ برای هند که سالیان سال است با پاکستان مشکلات متعددی دارد و از طرفی خواهان کنترل قدرت گرفتن بیشتر چین در منطقه مکران و بنادر مهم این منطقه است، از این رو به ویژه در سال‌های اخیر با ادامه اختلافات هند با کشورهای همسایه خود مانند پاکستان، چین و هند خواهان افزایش قدرت و نفوذ خود از طریق یک مسیر جدید برای دسترسی به کشورهای غرب و آسیای مرکزی ایجاد و از این طریق منافع خود در افغانستان را گسترش دهد. از این رو بندر چابهار به عنوان بندری استراتژیک، دسترسی هند به افغانستان را از طریق دریا آسان می‌کند. بندر چابهار دسترسی راهبردی به افغانستان را برای هند و چین فراهم می‌کند. اما از طرفی پاکستان همواره با دسترسی هند به خاک این کشور جهت تجارت با افغانستان مخالفت کرده و همین باعث شده هند به دنبال مسیرهای جایگزین باشد. بنابراین حضور پررنگ هندی‌ها در بندر چابهار هدفی جز ایستادن در مقابل پاکستان در تجارت و دسترسی آسان به افغانستان ندارد.

    یکی از مهمترین رقبای بندر چابهار، بندر گوادر پاکستان است. در دهه‌های اخیر منافع اقتصادی پاکستان در کنار دغدغه‌های نظامی و  امنیتی آن،موجب توجه جدی این کشور به توسعه گوادر شده است. از سویی بلوچستان پاکستان در موقعیت استراتژیک ویژه‌ای قرار دارد و همین امر کشور چین را ترغیب کرده که در بندر گوادر سرمایه‌گذاری کند و تجارت و بازرگانی را در منطقه رونق دهد و در دریای عمان قدرتمند شود. از عمده‌ترین اهداف چین جهت توسعه بندر گوادر را به طور خلاصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:۱- افزایش فشار ژئوپلتیکی بر هند؛ ۲- رهایی از وابستگی به تنگه مالاکا؛ ۳- تامین انرژی مورد نیاز خود با هزینه کمتر؛ ۴- اتصال مناطق غربی چین به بازارهای جهانی.

    به نظر می‌رسد با توجه به مخاطرات امنیتی و راهبردی که در منطقه خلیج‌فارس هم برای کشورهای حاشیه آن و همین‌طور دیگر قدرت‌ها پیش آمده، توجه به خط ساحلی منطقه مکران و بنادر مهم در دریای عمان بسیار افزایش یافته است. در واقع مزیت‌های دو بندر گوادر و چابهار موجب شده تا چین، پاکستان، هند و ایران هر کدام به دنبال افزایش منافع خود باشند و در این میان موقعیت ژئوپلتیک ایران و پاکستان نقش تعیین‌کننده‌ای برای دو کشور هند و  چین دارد. مقایسه مزیت‌های دو بندر چابهار و گوادر ، گواه اهمیت این منطقه است.

    اولین مزیت این دو بندر به فاصله آن‌ها تا آسیای میانه مربوط می‌شود، از آنجا که بندر گوادر تنها از نظر تجارت ترانزیتی با ازبکستان و تاجیکستان می‌تواند با چابهار رقابت کند و دیگر مناطق این ناحیه در فاصله خیلی دوری از گوادر قرار دارند، ترانزیت از طریق گوادر برای دیگر کشورها اصلاً به صرفه نیست. دوم، ترکمنستان کوتاه‌ترین مسیر جاده‌ای بین گوادر و عشق آباد است؛ بنابراین بندر گوادر از این نظر نسبت به چابهار و بندرعباس دارای عدم مزیت است. سوم، ازبکستان کوتاه‌ترین مسیر مواصلاتی بین گوادر و تاشکند، مسافتی نزدیک به ۲۹۱۲ کیلومتر دارد که نسبت به چابهار  و بندرعباس به ترتیب ۱۹۸ و ۲۶۶ کیلومتر از لحاظ فاصله دارای مزیت است. چهارم، تاجیکستان کوتاه‌ترین مسیر جاده‌ای بین گوادر تا دوشنبه نسبت به چابهار و بندرعباس دارای مزیت است. بنابراین گوادر برای ترانزیت به تاجیکستان و ازبکستان، از لحاظ مسافت جاده‌ای نسبت به چابهار دارای مزیت است، اما در مورد ترکمنستان و افغانستان شرایط به نفع چابهار است.

    مقایسه نسبی دو بندر نشان می‌دهد که از نظر وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، امنیت منطقه‌ای در بندر، امنیت راه‌های ارتباطی، ترانزیت مواد مخدر و تهدید از طرف کشورهای همسایه، بندر چابهار وضعیت بهتری دارد، از نظر موقعیت استراتژیک هر دو بندر وضعیت یکسانی دارند و از نظر زیرساخت‌های حمل و نقلی و تجهیزات بندری، بندر گوادر در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری گسترده چینی‌ها وضعیت بهتری پیدا کرده است.

    فاکتورها بندر گوادر بندر چابهار
    موقعیت استراتژیک     دارد    دارد
    زیرساخت‌های حمل و نقل در حال توسعه   ضعیف
    تاسیاست و تجهیزات بندری درحال توسعه   ضعیف
    وضعیت سیاسی آرام       ندارد   دارد
    وضعیت اجتماعی-فرهنگی مناسب        ندارد   دارد
    امنیت منطقه‌ای در بندر       ندارد   دارد
    ترانزیت مواد مخدر   خیلی زیاد    کم
    تهدید از طرف کشورهای همسایه   وجود دارد وجود ندارد
    اختلاف با کشورهای همسایه دارد  ندارد

                                                              جدول ۱) فاکتورهای مقایسه‌ای دو بندر گوادر و چابهار

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.