Cudras

Tag: خانواده

  • پیشگیری از اعتیاد در میان جوانان

    در قرن بیست و یکم اقتصاد مخدری پس از اسلحه دومین تجارت پر سود در سراسر جهان است. متاسفانه میلیون‌ها نفر تحت تاثیر فرهنگ بومی، تبلیغات کمپانی‌های بزرگ، تسکین دردهای جسمی- روحی ، کسب تجربه‌های جدید و … روی به مصرف انواع مواد مخدر و محرک می‌آورند. در چنین شرایطی بسباری از افراد به دلیل اعتیاد یه یک یا جند مواد مخدر نه تنها خود را تبدیل به شهروندی غیر مسئول و بیمار برای جامعه می‌کنند، بلکه حکومت، خانواده و گروه دوستان نیز به شکل مستقیم و غیر مستقیم درگیر این پدیده مخرب می‌شوند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که برای پیشگیری از این بیماری مخرب لازم است تا پیش از شکل‌گیری شخصیت فرد، یعنی در سنین نوجوانی و جوانی جلوی ایجاد میل یا مصرف مواد در ایشان گرفته شود. سوال کلیدی این یادداشت آن است که کدام نهادهای اجتماعی می‌توانند نقش بازدارنده در گرفتار شدن نوجوانان و جوانان نسبت به پدیده اعتیاد ایفا کنند؟ در ادامه این یادداشت سعی خواهیم کرد عوامل موثر در ایمن سازی نسل جدید در برابر انواع اعتیار را بررسی کنیم.

    شاید نخستین گروه اجتماعی که می‌تواند فرد را نسبت به مصرف انواع مواد مصون نگه دارد، کانون خانواده است. والدین، برادران و خواهران بزرگ فرد نوجوان یا جوان باید با تامین نیازهای عاطی- شخصیتی، کنترل روابط اجتماعی، ایجاد آگاهی در برابر افراد ناسالم و خطرات مصرف مواد و حمایت از روند درمان شخص در صورت گرفتار شدن وی به اعتیاد به عنوان اولین سنگر مبارزه با مواد مخدر به ایفا نقش بپردازند. بی‌شک اعضای خانواده به دلیل نزدیکی خونی و عاطفی که به جوان در معرض اعتیاد یا شخص معتاد دارند می‌توانند نقش مهمی در جلوگیری از پیش‌روی پدیده شوم اعتیاد و یا ترک فرد معتاد ایفا کنند.

    دومین نهادی که نقش مهمی در شکل گیری شخصیت افراد و جامعه‌پذیری شهروندان ایفا می‌کند، نهاد آموزشی کشور است. ایرانیان دوازده سال در نظام آموزش و پرورش (6 الی 18 سالگی) تحت آموزش انواع علوم و آموزه‌های اخلاقی- تربیتی قرار می‌گیرند. در این بازه سنی افراد بیشترین پذیرش را نسبت به نهادنیه سازی ویژگی‌های مثبت اخلاقی و کنار گذاشتن ناهنجاری‌های رفتاری- اجتماعی دارند. در عین حال سن بلوغ بیشترین کشش را در افراد کم تجربه برای امتحان رفتارهای پر خطر مانند مصرف انواع مواد مخدر، الکل یا روابط جنسی خارج از چهارچوب ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی لازم است تا نظام آموزشی کشور با سختگیری نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی دانش آموزان و ارائه آموزش مناسب، مبارزه با مواد مخدر را در سنین پایین آغاز کند.

    دیگر گروه اجتماعی موثر در جلوگیری از گرفتاری افراد به دام اعتیاد، گروه دوستان است. دوستان نزدیک فرد می‌توانند نقش مهمی در شکل گیری شخصیت شخص نوجوانان یا جوان و پذیرش عادت‌های رفتاری (خوب یا بد) ایفا کند. برهمین اساس لازم است تا افراد جوان با سخت گیری در انتخاب دوست در محله، مدرسه، باشگاه و … زمینه رشد فردی خود را فراهم آورند. بی‌شک تصمیم غلط در خصوص انتخاب دوست می‌تواند تاثیرات جبران ناپذیری بر روی شکل‌گیری شخصیت فرد و آینده او داشته باشد. در این مسیر لازم است تا حانواده‌ها با نظارت نامحسوس و ارائه مشورت در انتخاب دوستان فرزند خود نقشی بازدارنده ایفا کرده و جلوی ایجاد هرگونه انحراف اخلاقی را در سنین ابتدایی بگیرند.

  • رمزگشایی از عوامل اجتماعی اعتیاد

    عواملی مانند تاثیر همسالان، والدین معتاد به الکل و مواد، نظارت و شیوه تربیتی والدین مهم‌ترین عوامل فردی  و اجتماعی مصرف مواد هستند. نهاد خانواده در بسیاری از روابط متاثر از نهاد اقتصادی است، فقر مادی همراه با فشار روانی در خانواده باعث سخت‌ گیری‌های بی ‌مورد توسط پدر و مادر بر فرزندان می‌شود. خانواده از هم‌ گسیخته به هر دلیل طلاق، غیبت ‌های طولانی، فوت والدین و.. باعث اختلال در کارکرد صحیح خانواده و جلوگیری از رشد شخصیتی فرزندان آن خانواده می‌شود. در زمینه نقش محیط جغرافیایی و محل سکونت در گرایش افراد به اعتیاد می‌توان به این نتیجه رسید که در شهرهای مرزی امکان انتقال مواد به راحتی صورت می‌گیرد و در محل سکونت این مسئله اهمیت دارد که غالب افراد معتاد در مناطق حاشیه‌ای و مناطق قدیمی زندگی می‌کنند. واقعیت این است محیط‌های آلوده می‌توانند زمینه مساعد شکوفایی استعدادهای موجود در افراد برای ارتکاب به جرم و اعتیاد را ایجاد نمایند.

    روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی از آغاز تاریخ بشر برای اعضای جامعه امری روشن بوده است. محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده‌ها است. بر اساس قدیمی ‌ترین نوشته‌های اخلاقی، جامعه هنگامی نیروی خود را از دست می‌دهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند. مثلاً کنفوسیوس اعتقاد داشت که خوشبختی و ترقی از آن جامعه‌ ای است که افراد به عنوان یک عضو خانواده، رفتاری صحیح و کامل داشته باشند، بدین معنی که هیچ کس از وظایف خود نسبت به فرزندانش روگردان نباشد. زیرا خانواده پایه اساسی و سازنده مهم‌ ترین ساخت اجتماع است و وجود همه نظام‌های دیگر اجتماعی بستگی به مشارکت در نظام خانوادگی دارد. رفتار ناشی از نقشی که در خانواده آموخته می‌شود، نمونه رفتار در سایر قسمت‌های جامعه خواهد بود.

    یافته ‌های پژوهشی نشان می‌دهد جوانانی که سازگاری کم ‌تری دارند با مشکلات بسیاری رو‌به‌رو هستند و غالباً مورد خشونت، خصومت، آزار و اذیت و بی‌اعتنایی قرار گرفته و از پذیرش همراه با احترام، اعتماد و محبت محروم بوده‌اند. یکی از جنبه ‌های مهم رفتار پدر و مادر، اقتدار و کنترل صحیح در مقابل خودمختاری است. والدینی که از قاطعیت همراه با محبت و اعتماد برخوردارند، در هدایت، نظارت و تربیت فرزندان موفق‌ترند. یک نوجوان در سن بحرانی عمیقاً به راهنمایی، حمایت و همکاری، اعتماد، انضباط، درک متقابل، دلسوزی، محبت و احترام نیازمند است و کوتاهی پدر و مادر در هریک از جنبه‌ها موجب گرایش فرزندان به گروه ‌های ناسالم یا وابستگی به دوست و همسالان نامناسب خواهد شد.، وابستگی‌هایی که آغاز بسیاری از ناهنجاری‌هاست. والدین آگاه و عاقل با رفتار همدلانه و صمیمانه خود سعی می‌کنند از بروز ناهنجاری‌ها پیشگیری کنند.

    تقریباً در تمام پژوهش‌ها نقش موثر روابط خانوادگی در پدید آمدن اعتیاد و تداوم آن یا درمان اعتیاد و پیشگیری از آن مورد تایید قرار گرفته است. همه افراد شخصیت و رفتار مبارز ندارند که بتوانند هنگام بروز مشکلات با موفقیت عمل کنند و بحران‌های زندگی را به خوبی پشت سر بگذارند. بعضی از انسان‌ها در برابر موقعیت‌های استرس‌زا به شدت احساس درماندگی می‌کنند، در چنین موقعیت‌ هایی خانواده دارای روابط خوب و عاطفی رضایت ‌بخش می‌تواند تکیه گاه مطمئنی برای فرد باشد. افزایش حضور والدین در منزل، تقویت ارتباط‌های عاطفی میان اعضای خانواده، توجه به ارزش ‌های اخلاقی و معنوی در زندگی و اهمیت قائل شدن پدر و مادر برای مبانی اعتقادی، ارزشی و مذهبی کمک می‌کند که فرد با به کارگیری راه‌کارهایی از جانب خانواده، بتواند زندگی خویش را کنترل کند.

    هر نوع کمبود عاطفی یا روابط آشفته در خانواده، فرد را به دنبال عامل تسکین ‌دهنده می‌ کشاند و این خطر بزرگ به ویژه وقتی جدی می‌شود که گروه‌های سودجو به آسانی مواد مخدر را توزیع می‌کنند و باندهای قاچاق به این فاجعه دامن می‌زنند. در خانواده‌های امن، آرامش دهنده و اطمینان بخش، نوجوان می‌آموزد که هر خطری را نباید در زندگی تجربه کرد و می ‌پذیرد که تحت هیچ شرایطی و حتی در اوج مشکلات، مواد را تجربه نکند. بنابراین خانواده را می‌توان جایگاهی دانست که اعضای آن در یک تعامل پیچیده بسیاری از الگوهای رفتاری، عاطفی و هیجانی خود را با یکدیگر مبادله نموده و به انتقال حالات و نشانه‌ها و حساسیت‌های خود می‌پردازد. بر اساس دیدگاه‌های غالب در روان‌شناسی خانواده، سازمان روانی و شخصیتی فرد در درون خانواده شکل گرفته و به رشد  و کمال می‌رسد. از این نظر خانواده را جایگاه اولیه یادگیری‌ها و خاستگاه بسیاری از تنش ‌ها، ناکامی‌ ها، موفقیت‌ ها و انحرافات دانست و یکی از عمده عوامل موثر در شرایط اعتیاد زا قلمداد می ‌نمایند. با توجه به اینکه اعتیاد به عنوان یک مشکل و یک آسیب اجتماعی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده است به موازات افزایش دانش انسان، اعتیاد نیز گسترش یافته و از پیچیدگی بیشتری برخوردار شده است.

    مصرف مواد چه به صورت تفریحی و چه به صورت مداوم، می‌توان به عنوان رفتاری که به وسیله پیامدهایش تداوم می‌یابد، نگریست. هر رخدادی که یک الگوی رفتاری را نیرومند می‌کند، می‌تواند به عنوان تقویت‌کننده گرایش به مصرف مواد قلمداد شود و در واقع آن را تقویت می‌کند. مواد همچنین می‌تواند از طریق پایان دادن حالاتی از قبیل درد، اضطراب یا افسردگی رفتاری پیشایند را تقویت کنند. در برخی از موقعیت‌های اجتماعی رفتار مصرف کننده مواد چنانچه به موقعیت اجتماعی خاصی یا پذیرش از سوی دوستان منجر شود، تقویت می‌شود. این نوع تقویت کننده کاملاً جدا از اثرات دارویی است. تا زمانی که اثرات تقویت‌کننده اولیه یا تقویت ایجاد شده به وسیله تخفیف علایم بازگیری شروع شود، تقویت‌کننده اجتماعی می‌تواند تداوم بخش مصرف مواد باشد. هر بار مصرف مواد، تقویت مثبت را برمی‌انگیزد. این تقویت می‌تواند از سرِ خوشی ایجاد شده، کاهش عواطف دارای اختلال و تخفیف علایم بازگیری یا تلفیقی از این موارد ناشی شود. در مورد مواد با اثر کوتاه‌مدت مانند هروئین، کوکائین، نیکوتین و الکل این تقویت چند بار در روز تکرار می‌شود.

  • چگونه می‌توان به افراد معتاد کمک کرد؟

    وقتی فردی از اعتیاد رنج می برد نه تنها خود فرد بلکه اطرافیانش نیز تحت تاثیر قرار می گیرند، به ‌ویژه اعضای نزدیک خانواده مانند همسر یا فرزندان. همچنین تعارضات خانوادگی می تواند ضربه بزرگی به سلامت روان افراد وارد کند. این امر به ویژه در مورد مادر و فرزندش صادق است. باید دانست مهارت های فرزندپروری بخش مهمی از رفتارهای خانواده درمانی را تشکیل می دهد. سوء مصرف مواد مخدر میان نوجوانان در حال افزایش است و لازم است خدمات بهداشت روانی برای درمان افراد نیازمند در دسترس باشد. درمان سوء مصرف مواد به ویژه برای خانواده هایی که با آن روبرو هستند، فرصت هایی را برای کل خانواده جهت آشنایی با خطرات اعتیاد و اختلالات همراه آن مانند اختلالات سلامت روان فراهم می کند. در این میان مداخلات پیشگیرانه از دوران کودکی عوامل خطر بروز اعتیاد را برای خانواده ها و همچنین کودکان کاهش می دهد. به عنوان مثال، مادران کم درآمدی که برای اولین بار تحت مداخله ی کمک ملی قرار گرفتند و هم در دوران بارداری و هم دو سال اول زندگی کودک تحت حمایت بوده بد رفتاری کمتری با کودکان خود داشتند. همچنین مشخص شده است که برخی از این مداخلات اولیه از طیف گسترده ای از سایر رفتارهای منفی پیشگیری می کنند و باعث ترویج طیف گسترده ای از رفتارهای مثبت که به طور خاص هدف برنامه های پیشگیرانه نبوده، شده است.در برخی موارد، مطالعات نشان داده‌اند که مداخله اولیه در دوران کودکی حتی بر عملکرد بیولوژیکی کودکان، مانند حساسیت آن‌ها به استرس، تأثیر می‌گذارد.

    امروزه در کل جهان به ویژه زنان از سیستم حمایتی مناسبی برای مقابله با اعتیاد و مراقبت از فرزندان خود برخوردار نیستند. چه مادران سرپرست خانواده و چه زنانی که دارای همسر معتاد هستند در بسیاری از مواقع به دلیل سایه اعتیاد بر زندگی خانوادگی شان مراقبت مناسبی از فرزندشان انجام نمی دهند. در این میان خانواده درمانی فرصتی مناسب برای درمان اعتیاد به شمار می رود و نقش کل خانواده در دوره ترک اعتیاد مهم است. همه اعضای خانواده می توانند به عنوان نظام حمایتی برای فرد معتاد باشند، اما باید درک کنند که اعتیاد یک بیماری است. اغلب اوقات، اعضای خانواده به جای کمک به بهبودی معتاد، وضعیت را سخت تر و گاهی با حمایت مالی از آنها باعث افزایش مصرف فرد مصرف کننده می شوند. نقش های خانوادگی ممکن است در طول دوره سوء مصرف مواد در خانواده تغییر کند و قوانین خانواده زیر سوال برود، زیرا سوء مصرف مواد یک بیماری خانوادگی است و درمان آن نیازمند همراهی همه اعضای خانواده است.

    از سوی دیگر،  مداخلات پیشگیرانه از اعتیاد در اوایل دوران کودکی به طور کلی در دوره رشد کودک، خطر خاصی که باید مورد توجه قرار گیرد و افرادی که کودک در محیط های نزدیک خود با آنها تعامل دارد را مورد توجه قرار می دهد. مداخلات معمولاً همزمان با دوره انتقال است، زیرا تغییراتی که در داخل و اطراف کودک در طول این انتقال‌ها رخ می‌دهد، عوامل خطر خاص و همچنین فرصت‌هایی را برای افزایش عوامل مصونیت بخش ایجاد می‌کند. در اغلب موارد تغییرات غیرمنتظره بزرگ زندگی مانند طلاق، غم و اندوه یا ضربه روحی می تواند بسیار چالش برانگیز باشد و مدیریت آن به شیوه ای سالم بسیار سخت است؛ به نحوی که برخی از افراد برای مقابله با آن به مصرف الکل یا مواد روی می آورند. هدف رفتار درمانی شناختی، شناسایی منبع مشکل و یافتن راه هایی برای جایگزینی روش های مقابله ای غیرمولد با عادات و مهارت های سالم تر است. هنگامی که محرک شناسایی شد، می توان از محرک اجتناب کرد یا روش موثرتری برای غلبه بر محرک تعیین و برای رسیدن بدان مهارت لازم را شناسایی کرد. باید گفت، مداخلات پیشگیرانه برای دوره قبل از تولد و نوزادی معمولاً بر روی مادران بسیار جوان و خانواده هایی متمرکز می شود که به دلیل فقر در معرض خطر اعتیاد هستند. هدف این است که شرایطی فراهم شود تا با بارداری سالم، رشد سالم مادران و فرزندانشان و رابطه سالم والدین و فرزند همراه باشد. برنامه‌ها متفاوتند اما معمولاً مادران از نظر مصرف مواد غربالگری می‌شوند، به آنها آموزش داده می شود تا اقدامات درمانی و آموزشی را انجام دهند،  . اینکه چگونه و چطور به خدمات اجتماعی مناسب متصل شوند. برنامه ها معمولاً بر پیوند مادر و کودک، استفاده از نظم و انضباط دائمی، ارائه نمونه ای از رفتار اجتماعی و آمادگی کودک برای ورود به دوره پیش دبستانی متمرکز است.

    همچنین در صورت ابتلای یکی از اعضای خانواده به اعتیاد، مهم است اعضای دیگر او را درک کنند،زیرا اعتیاد یک بیماری خانوادگی است که قابل درمان است. مشارکت خانواده می تواند تعاملات موثر خانوادگی را شکل داده و درست مانند هر بیماری مزمن دیگری، مانند دیابت یا بیماری قلبی، معتادان باید یاد بگیرند که چگونه بیماری خود را مدیریت کنند و شیوه زندگی خود را تغییر دهند تا بتوانند به درمان آن امیدوار باشند. از این رو، خانواده درمانی نوعی درمان است که می تواند به اعضای خانواده کمک کند اعتیاد و اثرات آن بر خانواده را درک کنند و راهی مشترک برای درمان آن بیابند. همچنین می تواند به سیستم خانواده کمک کند تا مهارت های ارتباطی و حل مسئله جدید را بیاموزند.

    اخیراً مطالعات انجام شده در میان انواع رویکردهای درمانی، روش «رفتار درمانی شناختی» امیدهای روشنی را به درمان اعتیاد به ویژه میان زنان پیش روی مصرف کنندگان و درمان گران قرار داده است. رفتار درمانی شناختی، رویکرد درمانی کوتاه مدت است که به شناخت افکار و الگوهای رفتاری غیر مفید یا منفی کمک می کند. درمانگران با کمک به شناسایی افکار منفی و برخورد با آنها به صورت رفتار سازنده جایگزین، به بهبود رفتارهای منفی درونی شده در فرد کمک می کنند. این افکار اغلب از احساسات درونی مانند، ترس، شک و تردید به خود ناشی می شوند که غالباً افراد با روی آوردن به اعتیاد سعی در تسکین چنین افکار و احساسات ناخوشایندی دارند. در این روش معتادان در حال بهبودی می توانند در مورد تجربیات دردناک خود در یک محیط امن صحبت کنند و درمان به آنها کمک می کند تا راه هایی برای مدیریت مثبت این احساسات پیدا کنند. در نهایت، آنها می توانند عادات مخرب را با مهارت های مقابله ای مثبت جایگزین کنند.

    رفتار درمانی شناختی، با شناسایی علل و پیامدهای یک رفتار خاص با تحلیل عملکردی از دو جزء اصلی درمانگر و درمان جو تشکیل شده است؛ قدم اول در این روش شناسایی شرایط، احساسات و افکاری است که از سوء مصرف مواد یا نوشیدن الکل ناشی شده است، می باشد. همچنین ورود به این فرآیند به تعیین خطراتی که احتمالاً باعث عود اعتیاد نیز می شود، کمک می کند. به صورتی که، درمان گر برای درک باورها یا افکار منفی از بیمار سوالاتی می پرسد و سپس به دنبال راه های بهتری برای مدیریت موقعیت ها، افکار یا احساسات دشوار می گردد.

  • اعتیاد و خانواده

    نویسنده: عباس محمدی اصل
    انتشارات: آرمان رشد
    سال نشر: 1395

     

    توضیحات

    کتاب اعتیاد و خانواده نوشته‌ی عباس محمدی اصل، تلاش دارد به جای نسبت دادن مسئله اعتیاد به شخص معتاد، آن را از جنبه‌ی شرایط اجتماعی حاکم بر زندگی او بررسی نماید. معتاد یکباره معتاد نمی‌شود، بلکه دسترسی‌های معینی را طی زمانی طولانی تجربه کرده و آن را در تعاملات اجتماعی می‌آموزد. او می‌تواند در معرض بهبود و ترک اعتیاد قرار گیرد. به همین علت معتاد نه مجرم که بیمار خوانده می‌شود و عمل انحرافی او قابل اصلاح است. باز گرداندن معتاد به راه راست منوط به تقویت عزت نفس و مناعت طبع اوست. مسئله معتاد نه صرفا به خود او، بلکه به دیگران و از جمله خانواده او مرتبط است. اعتیاد معضلی است که حل آن در گرو اصلاح روابط اجتماعی است. استفاده از مواد مخدر توسط یکی از اعضای خانواده، نه تنها معتاد که کلیت این نهاد را به مخاطره می‌افکند. آنان خود را مستغرق امواج خشم، سرخوردگی، ترس و انزوا دیده و نمی‌توانند از کسانی دل بکنند که در آن دست و پای دائم می‌زنند.

  • والدین سمی

    نویسنده: سوزان فوروارد

    مترجم: پروین طلی

    انتشارات: آرایان

    سال نشر: 1398

     

    توضیحات

    خانواده‌ی سالم، خانواده‌ای است که میان اعضای آن به ویژه والدین و فرزندان رابطه‌ی دوستی حاکم باشد. برای رسیدن به رابطه‌ی انسانی سالم، شیوه‌هایی وجود دارد که والدین باید دانایی و مهارت لازم را داشته باشند تا بتوانند با این اصول پیوند روحی و فکری با اعضای خانواده برقرار نموده، نقش تربیتی خود را اعمال نمایند. والدین باید از شیوه‌ها و راهکارهای مناسب در برقراری ارتباط با فرزندان آگاهی داشته باشند. برای مثال در دوران کودکی با محبت کردن، بازی کردن و… می توان به کودک شخصیت داد و با ایجاد امنیت روحی و روانی ارتباط موثری با او برقرار کرد، در حالی که در دوران نوجوانی وضع به گونه‌ای دیگر است و با ایجاد عزت نفس، تقویت اعتماد به نفس و… می توان زمینه‌های رشد و کمال نوجوان را فراهم نمود و راه ارتباط با او را فراهم کرد.

    سوزان فوروارد در مقدمه‌ی کتاب روانشناسی خود مواردی چون اهمیت بررسی گذشته، تعریف والد سمی، بلایی که والدی سمی بر سر کودکانشان می‌آورند اشاره می‌کند و چگونگی کمک کتاب به خوانندگان را شرح می‌دهد. بر این اساس، این کتاب نوعی سفر است که هدف آن آگاهی از این است که بر خواننده چه گذشته است. خواننده در پایان این کتاب به این بینش خواهد رسید که چگونه از تاثیر رفتارهای بد و غلط والدین ناآگاهش رها شود. در تمام فصل‌های این کتاب برای کمک به درک بهتر مطالب، مثال‌های گوناگونی ارئه شده است. فرایند کاهش یا خنثی‌سازی تاثیرات منفی والدین سمی، فرایندی تدریجی است و اراده‌ای قوی می‌طلبد. ولی این تلاش بلاخره به ثمر می‌نشیند و نیروهای درونی خواننده از بند عادت ازاد شده و خود واقعی آن‌ها که در پس این‌سال‌ها از رفتار والدین آسیب می‌دیده، آشکار می‌شود.

    بخش اول کتاب با عنوان «والدین سمی» شامل فصل‌های «والدین خداگونه»، «والدین بی‌کفایت»، «والدین سلطه‌جو»، «والدین معتاد»، «والدین بدزبان»، «والدین کتک‌زن»، «والدین متجاوز» و «نظام خانواده» است که با ذکر مثال‌های گوناگون انواع والدین سمی را با طرز رفتار غلط آن‌ها با فرزندانشان معرفی می‌کند.

    بخش دوم کتاب والدین سمی با عنوان «کنترل زندگی‌تان را در دست بگیرید» تلاش می‌کند تا به فرزندان والدین سمی نشان دهد با انجام چه کارهایی می‌توانند تاثیر مشکلات ناشی از تربیت آن‌ها را در زندگی خود کاهش دهند. «شما مجبور نیستید ببخشید»، «من دیگر بزرگ شده‌ام» و «معنا بخشیدن به خویشتن خویش» از جمله فصل‌های این بخش است.

  • تاثیر خانواده درمانی در رهایی از اعتیاد

    خانواده، بنیان تشکل اجتماعی و اصلی‌ترین جزء یک جامعه است. دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و خانواده سالم در گرو برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن ارتباطات مطلوب با یکدیگر است؛ چرخه حیات خانواده به عنوان مرحله‌ی پیوسته‌ای شناخته می‌شود و هر مرحله مجموعه‌ای از وظایف اعضای خانواده را دربرمی‌گیرد که باید برای ورود به مرحله بعدی رشد آن وظایف را به طور کامل انجام دهند. شکست در انجام وظایف منجر به ایجاد مشکلات سازگاری می‌شود. بنابراین توجه به خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات  و معضلات این سازمان بنیادی می‌تواند جامعه‌ای موفق را به وجود آورد.

    در این میان یکی از اصلی‌ترین بحران‌هایی که خانواده‌ها با آن درگیرند، اعتیاد است. سوء مصرف مواد بحرانی جهانی است و هر جامعه با توجه به ویژگی‌های خاص فرهنگی و اقتصادی خود به نحوی با آن روبرو است. گرایش به سوء مصرف مواد مانند سایر آسیب‌های اجتماعی تک علتی نیست بلکه مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز موثر هستند، اما خانواده نقش عمده‌ای در بروز و تداوم اعتیاد بر عهده دارد. در مطالعات متعددی که بر روی نقش خانواده به ویژه همبستگی خانواده در بروز مشکلات ناشی از مصرف مواد انجام شده، عوامل خانوادگی و روانشناختی نقش برجسته‌ای در بروز و تداوم اعتیاد در خانواده داشته است.

    آمادگی برای درمان به عنوان دلایل و اهداف فرد تلقی می‌شود که به انجام رفتارهای خاص مرتبط با درمان منجر می‌شود؛ سوء مصرف کنندگان مواد غالباً به دلایل جمعیت‌شناختی، خصوصیات بالینی، وجود انگیزش ضعیف، درمان را پیگیری نمی‌کنند یا درمان را نیمه تمام رها می‌سازند. در این میان برخی عوامل نقش مهمتری در موفقیت سوء مصرف مواد دارند. بر اساس مطالعات انجام شده، تشخیص مسئله و میل به تغییر، خصوصیات بیماری نظیر شدت اثرات ماده‌ی مورد سوء مصرف، مواد ادراک شده درمان، سن، جنسیت، میل به دریافت کمک همه از عواملی هستند که نقش مهمی در آمادگی فرد معتاد به تغییر و درمان بر عهده دارند.

    همچنین فهم سوء مصرف مواد به عنوان یک مشکل روانی – اجتماعی توسط فرد معتاد باعث ورود وی به فرآیند درمان و تداوم منظم برنامه درمانی می‌شود. خصوصیات بالینی همراه با مواد، نوع ماده مصرفی و شرایط مصرف نیز نقش مهمی در آمادگی برای درمان و موفقیت برنامه درمانی دارد. بر اساس مطالعات انجام شده، موانع ادراک شده برای شروع تداوم برنامه درمان و نیز وجود برخی خصوصیات جمعیت‌شناختی و اجتماعی نامناسب آمادگی انگیزه‌ی ورود به درمان را کاهش می‌دهد و به استمرار سوء مصرف مواد می‌انجامد. تلاش برای درمان بدون بحث انگیزش کافی نیست، بنابراین باید از طریق مداخلاتی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد انگیزه لازم را جهت ترک مواد فراهم کرد؛ از جمله این مداخلات، مداخلات خانواده درمانی[۱] است. منظور از خانواده درمانی آن دست از رویکردهای درمانیست که به جای جدا کردن افرادی خاص برای درمان انفرادی همه خانواده را به عنوان یک کل در درمان شرکت می دهند. خانواده درمانی در برانگیختن افراد برای وارد شدن به درمان که در کل حوزه درمان سوء مصرف مواد یک موضوع عمده به حساب می‌آید، موثر است.

    خانواده درمانی موثر می‌تواند به عنوان یک رویکرد انگیزشی در درمان افراد وابسته با مواد به کار رود، به گونه‌ای که باعث ایجاد انگیزه و آمادگی لازم برای تغییر در رفتار فرد مصرف‌کننده مواد شود. در سه دهه گذشته مداخلات مبتنی بر خانواده در درمان سوء مصرف مواد گسترش چشمگیری داشته است. هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل نموده و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد.

    خانواده درمانی در افراد مبتلاء به اعتیاد کمک می‌کند تا چرخه اعتیاد به ویژه در افرادی که با یک خانواده معتاد روبرو هستند، به نوعی قابل درمان باشد. چرا که بر اساس تحقیقات، چرخه نسبی اعتیاد از والدین به فرزندان و سپس از فرزندان به دوستان و اطرافیان، همان جامعه نزدیک فرد، شکل می گیرد. در این چرخه اعضای خانواده «زبان اعتیاد» را یاد گرفته و هنگامی که آنها روابط خود را به خارج از خانواده گسترش می دهند، با افرادی که با زبان آنها آشنا هستند و به گونه ای آنها را درک می‌کنند، ارتباط برقرار می‌کند. نکته مهم در این است که جستجوی افرادی که دارای این زبان مشترک هستند انتخابی آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه عمیق عاطفی است. به عنوان مثال وقتی از شخص پرسیده می شود، چرا با فرد معتاد ارتباط برقرار می کنی؟ پاسخ این است: او با همان زبان من صحبت می کند. زبان او، همان جهان ذهنی فرد است که تفکر اعتیادآور از دوران کودکی به واسطه والدین در او شکل گرفته است.

    اخیراً نتیجه تحقیقات نشان داده، مشکلات بیولوژیکی والدین و اعتیاد والدین، به خصوص والدین مصرف کننده الکل، نقش مهمی در شکل گیری مشکلات کودکان و وابستگی آنها به الکل دارد. موضوع قابل توجه وجود والدین معتاد یا والدینی که مستعد اعتیاد هستند. اگر فرد در خانواده‌ای رشد یابد که یکی از والدین او معتاد باشد احتمال اینکه او به اعتیاد روی آورد نسبت به دیگران افزایش می‌یابد. والدین درگیر با اعتیاد اغلب فرزندانی را بزرگ می‌کنند که شاخص‌های تفکر اعتیادآور در آنها دیده می شود. برخی معتقدند، اعتیاد، طرز تفکر مختص به آن و شکل گیری شخصیت اعتیادآور از والدین به فرزندان منتقل می شود. به گونه ای که منطق  و تفکر اعتیادآور از کودکی در این خانواده‌ها آموزش داده می‌شود و فرد در دوران مهم زندگی خود یعنی کودکی ثانویه و نوجوانی مستعد ارتباط با افراد معتاد می شود. از این رو، یکی از رویکردهای مهم در خانواده درمانی، رویکرد خانواده درمانی ساختاری[۲] است. این رویکرد یکی از پرکاربردترین رویکردها در زمینه درمان سوء مصرف مواد به شمار می‌رود. تجربیات نشان داده‌اند، خانواده درمانی ساختاری تاثیر مثبت و معناداری در عملکرد خانواده داشته و این تاثیر در پیگیری پس از یک سال نیز مشهود بود. پایه‌گذار این دیدگاه سالوادور منوچین[۳]، روان‌شناس معاصر آرژانتینی است.

    بنابراین، عوامل خانوادگی و حمایت خانواده در الزام و تعهد فرد مصرف کننده به درمان یک متغییر موثر در باقی‌ماندن فرد در پرهیز از مصرف است. مصرف مواد توسط یکی از اعضای خانواده بر تمامی اعضاء تاثیر می‌گذارد و استرس در روابط خانوادگی را تسریع می‌کند. در واقع حمایت بالای والدین، والدین تشویق‌کننده همراه با نظارت گسترده آنان، عامل بازدارنده مهمی در گرایش نوجوانان به مصرف مواد و الکل است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] .Family Therapy

    [۲] .Structural Family Therapy

    [۳] .Salvador Menuchin

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • اعتیاد و فرزندان ما

    نویسنده: محمدرضا محمدی، حامد اختیاری، فاطمه دهقانی آرانی

    انتشارات: مهر و ماه نو

    سال نشر: 1390

    توضیحات

    راهنمای حاضر با هدف آموزش خانواده‌ها، جوانان، آموزگاران و دیگر گروه‌های در معرض آسیب‌های اجتماعی برای دور نگه داشتن کودکان سنین 18-7 سال از خطر اعتیاد نگاشته شده و در آن بر هفت نکته‌ی کلیدی تاکید شده است که عبارت‌اند از: لزوم آشنایی والدین با عوارض سوء مصرف مواد و آموزش آن‌ها به فرزندان، تلاش برای شناخت فرزندان و دنیای آن‌ها، روابط والدین با فرزندان، والدین و کشمکش‌های زندگی فرزندان، الگوسازی برای فرزندان، و آموزش فرزندان برای برقراری روابط و دوستی‌ها. برخی از راه‌کارهای پیش‌گیری از معضل اعتیاد در فرزندان که در کتاب از آن‌ها یاد شده عبارت است از: تشویق فرزند به انجام ورزش و فعالیت‌های مفرح، وضع قوانینی جدی در خانواده به منظور پیش‌گیری از اعتیاد فرزند، استفاده نکردن از مواد مخدر به وسیله‌ی خود والدین، آوردن مثال‌هایی از رفتارهای بد مرتبط با مصرف غیرقانونی مواد و الگوی اعتقادی مناسب برای فرزند خود بودن.

  • مسئله درمان اعتیاد در ایران

    مواجهه با پدیده یکسانی مانند اعتیاد با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی کشورها با یکدیگر امری غیرممکن است. هر کشوری دارای حافظه تاریخی و ویژگی‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مختص به خود است که تفاوت‌های میان کشورها را رقم زده است. اما در حوزه درمان اعتیاد بیشتر روش‌های درمانی برگرفته از دیگر کشورها است؛ جدای از تفاوت‌های کلی ایرانیان با مردمان سایر کشورها، این تفاوت‌ها میان استان‌ها، شهرها و مناطق مختلف کشور نیز مشهود است. بنابراین عدم توجه کافی به ویژگی‌ها و خصایص عمومی ایرانیان  و خاص مردم هر منطقه در برنامه‌های طراحی شده حوزه درمان اعتیاد، منجر به هدر رفتن هزینه‌های بسیار شده است. در واقع زمانی که فردی وارد مسیر درمان اعتیاد می‌شود، نگرش و دیدگاه او تحت تاثیر روش درمانی  قرار می‌گیرد، بنابراین اگر این روش‌ها متناسب با ویژگی‌های خاص مانند خصایص فرهنگی و اجتماعی‌اش نباشد، ممکن است با مشکلات جدی روبرو شود. به عنوان مثال برخی از روش‌های درمانی که در بسیاری از کشورها انجام و در کشور ما هم طرفدار دارد، در برخی از حوزه‌ها با فرهنگ  و اجتماع ما ناهمخوان است و بدون لحاظ کردن چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه در اجرای این روش‌ها عدم تناسبی در باور  و عمل افراد متقاضی ترک شکل می‌گیرد که مشارکت آنها در فرایند درمان را با مشکل روبرو می‌کند.

    یکی از مهمترین ویژگی فرهنگی ایرانیان این است که انعکاس رفتارشان نزد دیگران بسیار مهم و در مواقعی رفتارشان را بر اساس عکس‌العمل دیگران تنظیم می‌کنند. همین امر در مورد افراد معتاد نیز صادق است؛ پیش‌بینی افراد وابسته به مواد از نحوه مواجهه اعضای خانواده و اجتماع، دوستان؛ همسایه‌ها و اعضای فامیل و … در برابر اعتیادشان  و نیز پیامدهایی که به تبع آن رخ می‌دهد، آنها را به ظاهر سازی وامی‌دارد، انکار مصرف یکی از نمودهای این ظاهرسازی است. به نوعی می‌توان گفت این رفتار آنها برای دور نگه‌ داشتن خود از خطراتی که تصور می‌کنند با آشکارشدن آنچه در درون واقعیت آنها وجود دارد، ممکن است در رفتار دیگران با آنها تاثیر گذارد و در نتیجه پیامدهای بیشتری داشته باشد. پیش‌بینی در مورد نحوه برخورد اعضای خانواده در مورد اعتیاد یکی از اعضاء مانند جدایی همسر، طرد توسط خانواده؛ اجبار برای ترک، اخراج از محل کار و غیره.. از جمله موقعیت‌هایی است که می‌تواند افراد وابسته به مواد را وادار به ظاهرسازی و کتمان اعتیاد ‌کند.

    این ویژگی فرهنگی و اجتماعی می‌تواند تبعات گوناگونی در درمان اعتیاد در کشور داشته باشد، به ویژه این امر زمانی آشکار می‌شود که فرد معتاد مجبور ‌شود برای بهبودی مشکل خود را بروز دهد و تجربه درمان‌گران نشان داده حتی در مواردی که در مورد ماده مصرفی فرد معتاد از او سوال می‌شود نیز سعی می‌کند با پنهان‌سازی نوع مواد مصرفی، موادی مانند تریاک و متادون را که با پذیرش بیشتری از سوی جامعه و دوستان مواجهه است به عنوان ماده مصرفی خود معرفی کند. همچنین حتی در مواقعی که لازم است فرد در مورد خساراتی که به تبع مصرف مواد به وجود آورده و یا حوادثی خصوصی که مصرف مواد برای او خانواده‌اش ایجاد کرده، صحبت کند احتمال کتمان و ظاهرسازی بسیار بالا است.

    در واقع افرادی که برای درمان و ترک به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می‌کنند، چون با دیگر افراد معتاد احساس همدردی و یک تجربه مشترک دارند، صمیمیت بیشتری بین این افراد به وجود می‌آید و در نتیجه ارتباط دوستانه افراد در حال درمان بیشتر می‌شود، اما نکته بسیار مهم در روابط نابرابر  بین افراد در حال ترک با روان‌پزشکان، پزشکان، روانشناسان، درمان‌گران و مشاورانی است که در کلینیک‌های درمان سوء مصرف مواد  کار می‌کنند. در واقع این رابطه میان معتادان در حال درمان و درمان‌گردان مانند رابطه فرادست و فرودستی است که باعث شد تا افراد معتاد نتوانند با آنها ارتباط موثری بگیرند و مدام در تلاشند تا رابطه خود را کنترل کرده و از پاسخ‌های دقیق طفره و حتی برخی از مشکلات خود را کتمان و در این شرایط جلب اعتماد بیمار و هدایت او به سمت درمانی موثر و پایدار سخت خواهد بود.

    نکته بسیار مهمی که در درمان اعتیاد همواره به عنوان موضوعی که در شکست پروسه درمان مورد اغفال قرار گرفته، عدم آموزش صحیح و مهارت کافی به افراد در حال درمان برای ورود به جامعه است. افراد معتاد  و حتی پس از بهبودی خود را جدای از سایر افراد جامعه می‌بینند، در نتیجه نیاز به افراد یا گروه‌هایی دارند که خود را در آن آشنا و بتوانند حرف دل را بزنند و این نشان از نقص برنامه‌های حوزه درمان دارد.

    رویکرهای درمانی کاهش آسیب نیز در کشور مبین فضایی از بهبودی و ادامه اعتیاد اما به شکل دارویی برای بیماران و خانواده‌های آنها نیز همواره باعث مشکلات متعددی شده است. در واقع این دوگانگی ناشی از محدودیت‌های درمان است، چرا که اغلب بیمارانی که به کلینیک‌های درمان سوء مصرف مواد مراجعه می‌کنند، عملا در همین حوزه کاهش آسیب و نه درمان قطعی اعتیاد خود باقی می‌مانند. در حالی که مراجعین به ترک و خانواده‌های آنها با انگیزه درمان قطعی مراجعه  و پس از مدتی که سیر بهبودی مشاهده نمی‌شود، اشتیاق خود را برای ترک از دست می‌دهند، در نتیجه این مراکز با کاهش تعداد بیماران مراجعه کننده و افزایش غیرواقعی از پرونده‌های فعال، عدم انگیزه کارکنان به جهت عدم خروج بیماران خود از چرخه اعتیاد و تمایل ناخواسته  و ناخودآگاه برای حفظ و باقی ماندن بی‌ثمر برخی در درمان شده و همین موجب می‌شود چرخه سیکل معیوب درمان ادامه و متعاقب آن عود در اعتیاد افزایش یابد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • اصول مربوط به کاهش تقاضا اپیدمیولوژی، پیشگیری و درمان

    نویسنده: برنامه بین المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل

    ترجمه: اداره کل روابط بین الملل دبیرخانه ستاد

    سال انتشار: 1382

     

    توضیحات

    در این گزارش به وضعیت برنامه های کاهش و تقاضا در کشورهای صنعتی همچون استرالیا و ایالات متحده پرداخته شده است. دلیل توجه به کشورهای حوزه شمال و پیشرفته درگیری بیشتر آن ها با پدیده مواد مخدر است. این اثر به دنبال تمرکز بر روی مسئله کاهش تقاضا در میان معتادین به انواع مواد مخدر است. البته این کتاب به این  نکته نیز توجه دارد که نمی توان یک برنامه واحد را برای تمام کشورهای جهان اجرایی کرد. طبیعتاً اگر برنامه ای در کشوری با موفقیت همراه شود، باید بی شک اجرای آن در کشورهای دیگر با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور میزبان انجام شود. این کتاب در سه فصل اپیدمیولوژی، پیشگیری و درمان به ابعاد مختلف اصول مربوط به کاهش تقاضا مواد می پردازد و سعی می کند تا طرحی برای پیشگیری از گرایش به پیشگیری از مواد مخدر ارائه دهد. در سه فصل این کتاب در پیمایش  آماری و اطلاعاتی به عواملی همچون شاخص های اجتماعی، خانواده، مدارس، رسانه های جمعی و گروه های مذهبی نیز توجه می گردد. در فصل آخر نیز به انواع روش های درمان سنتی، روانشناختی، جدید و … اشاره می شود.

  • پیشگیری از اعتیاد در خانواده و محیط‌های آموزشی

    دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۱ جهانیان را با شعار «برای نجات زندگی، حقایق درباره مواد مخدر را به اشتراک بگذاریم.» به مبارزه با مواد مخدر دعوت کرده است. به این معنا که حقایق و واقعیت واقعی در مورد مواد مخدر را ار منابع مورد اعتماد کسب کرده و سپس جامعه جهانی آنها را به اشتراک گذارد. در همین راستا ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران نیز روز یک‌ شنبه 6 تیر ماه به عنوان دومین روز هفته مبارزه با مواد مخدر با نام «یاریگران زندگی- خانواده و محیط‌های آموزشی- پیشگیری از اعتیاد» انتخاب شده است. موسسه کادراس نیز سومین مقاله ویژه خود برای هفته مبارزه با مواد مخدر را تحت عنوان « پیشگیری از اعتیاد در خانواده  و محیط‌های آموزشی» به انتشار می‌رساند.

    یکی از مهم‌‌ترین سوالات در حوزه اعتیاد این است که «خانواده چه نقشی در گرایش فرد به سوی اعتیاد دارد؟»؛ شواهد نشان می دهد خانواده می‌تواند نقش  مهمی در شکل‌گیری الگوهای ذهنی که منجر به رفتار و تفکر اعتیادآور می‌شود،داشته باشد. چرا که این  الگوها در ذهن فرد بر اساس تجارب گذشته شکل گرفته و حاوی  پیام‌هایی از والدین، خواهر، برادر، همسر یا حتی دوستان است. برخی از این الگوها به عنوان افکار و الگوهای تحریف شده ذهنی هستند که می‌توان به آن تفکر اعتیادآور گفت، در واقع با ابتلاء فرد به سوء مصرف مواد یا وابستگی به هر رفتار اعتیادآوری مانند، پرخوری، اینترنت، بازی های رایانه ای، قمار و… نوعی از سبک خاص تفکر در او درونی می‌شود که می توان از زمان کودکی  و نحوه ارتباط فرد با خانواده آن را دنبال کرد.

    اخیراً نتیجه تحقیقات نشان داده، مشکلات بیولوژیکی والدین و اعتیاد والدین، به خصوص والدین مصرف کننده الکل، نقش مهمی در شکل گیری مشکلات کودکان و وابستگی آنها به الکل دارد. موضوع قابل توجه وجود والدین معتاد یا والدینی که مستعد اعتیاد هستند. اگر فرد در خانواده‌ای رشد یابد که یکی از والدین او معتاد باشد احتمال اینکه او به اعتیاد روی آورد نسبت به دیگران افزایش می‌یابد. والدین درگیر با اعتیاد اغلب فرزندانی را بزرگ می‌کنند که شاخص‌های تفکر اعتیادآور در آنها دیده می شود. برخی معتقدند، اعتیاد، طرز تفکر مختص به آن را دارد و شکل گیری شخصیت اعتیادآور از والدین به فرزندان منتقل می شود. به گونه ای که منطق  و تفکر اعتیادآور از کودکی در این خانواده‌ها آموزش داده می‌شود و فرد در دوران مهم زندگی خود یعنی کودکی ثانویه و نوجوانی مستعد ارتباط با افراد معتاد می شود.

    بر این اساس، اهداف اصلی برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد معمولا به دو موضوع مهم مربوط می‌شود: اول تاخیر در شروع مصرف مواد؛ دوم، کاهش دفعات و میزان مصرف مواد میان کسانی که شروع به مصرف کرده‌اند. مصرف زود هنگام انواع مواد، شانس گرایش فرد به اعتیاد را افزایش می‌دهد. چرا که مصرف مواد عملکرد مغز را تغییر می‌دهد و همین امر شکل‌گیری تفکر اعتیادآور را در فرد تقویت می‌کند. بنابراین، پیشگیری از مصرف زود هنگام انواع مواد و نوشیدنی‌های الکلی ممکن است در کاهش خطرات ناشی از مصرف انواع مواد بسیار موثر باشد. در نوجوانان طلاق و جدایی والدین و مشکلات اقتصادی خطر مصرف مواد را افزایش می‌دهد و مهمترین عوامل خطری که می‌تواند موجبات گرایشات آنها به مصرف مواد را فراهم کند، عبارتند از: طلاق والدین و جابجایی و تغییر مدرسه.

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر یافته‌های علمی به دست آمده و مدل‌های جدیدی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطر و حفاظت کننده اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که کودکان و نوجوانانی که در معرض عوامل خطرساز بیشتری مانند، مشکلات مربوط به خانواده، نگرش‌ها و رفتارهای والدین به مواد و اختلافات خانوادگی قرار دارند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند. همچنین تقویت عوامل محافظتی مانند تقویت مهارت‌های زندگی مانند مهارت تاب‌آوری، دلبستگی و پیوند عاطفی قوی با والدین، ارتباط قوی بین والدین و فرزندان و غیره نیز می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به اعتیاد داشته باشد.

    همچنین، تغییر مقطع آموزشی موقعیت‌های اجتماعی، خانوادگی و آموزشی جدیدی روبروی نوجوان می‌گشاید که نقطه شروع آن می‌تواند ورود به مقطع راهنمایی باشد، چرا که اغلب در این دوره فرد در معرض موادی مانند سیگار و الکل قرار می‌گیرد. هنگامی که نوجوان وارد دبیرستان می‌شود، ممکن است با همسالانی آشنا شود که او را در معرض مستقیم مصرف مواد مخدر قرار دهند. وقتی افراد به پایان دوره دبیرستان می‌رسند، مستقل‌تر زندگی می‌کنند با ورود آنها به دانشگاه، به طور کامل از ساختار محافظتی خانواده و حتی مدرسه جدا و وارد دنیای جدیدی می‌شوند که تنها ایستارها و مهارت‌های آموزش دیده در آنها می‌تواند راهگشا باشد.

    باید گفت، میزان مشخصی از ریسک‌پذیری امری طبیعی در پروسه رشد به سوی بزرگسالی است. میل به تجربه چیزهای جدید  و حرکت به سوی مستقل شدن امری سالم و پذیرفته شده است، اما همین امر هم می‌تواند فرد را به سوی مصرف مواد کشانده و برای او جذابیت ایجاد کند. بر اساس مطالعات، قسمت‌هایی از مغز انسان که قسمت قضاوت و تصمیم‌گیری را کنترل می‌کنند، تا زمانی که افراد در اوایل و حتی اواسط دهه ۲۰ زندگی خود نباشند به طور کامل توسعه و تکامل نمی‌یابند و همین امر توانایی یک نوجوان را در ارزیابی دقیق خطرات مصرف مواد را محدود خواهد کرد و باعث می‌شود فرد در برابر فشار همسالان مصرف کننده مواد آسیب‌پذیرتر باشد. در نتیجه گرایش به اعتیاد در این مقطع از آنجا که هنوز قسمت‌هایی از مغز در حال توسعه و تکامل است، توانایی بیشتری برای اختلال و حتی تخریب عملکرد مغزی به ویژه در مناطقی که وظیفه ایجاد انگیزه، حافظه، یادگیری و قضاوت دارد را ایجاد می‌کند.

    افسردگی، عدم موفقیت در مدرسه، بیکاری، روابط ناخوشایند با همسالان و اعضای خانواده و اعتما به نفس پایین در دوره بلوغ و حتی بزرگسالی به ویژه در گروه‌های پرخطر مانند مهاجران، افراد بی خانمان و نوجوانان تحت درمان دارویی و یا مبتلا به اختلالات روانی از عوامل مهمی است که آنها را به سوی مصرف مواد  و الکل سوق می‌دهد.

    بر این اساس، خانواده به عنوان نهادی که زمینه و بستر آموزش  و رشد روانی و اجتماعی فرزندان را فراهم می‌سازد نقش مهمی در وضعیت روانی فرزندان دارد و از اعضایی تشکیل شده که به یکدیگر وابسته‌اند و رفتارشان به صورت کاملاً مجزا از کل سیستم خانواده قابل بررسی نیست. همچنین والدین به عنوان قوی‌ترین عوامل موثر بر الگوهای تعاملی خانواده به شمار می‌آیند. آنها با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش تعاملات صحیح و شیوه‌های برخورد مناسب می‌توانند بهترین و موثرترین شیوه اجتماعی شدن و مبنای یک تربیت صحیح را فراهم آورند. از طرفی، ریشه بسیاری از نابهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتامعی را می‌توان در روابط اعضای خانواده و روش‌های تربیتی والدین جستجو کرد. اکثر مشکلات رفتاری فرزندان در خانواده منعکس‌کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به ویژه والدین است. به عبارتی، وجود مشکلات رفتاری فرزندان به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و به روش‌های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنان با فرزندان ارتباط دارد.آمارها نشان از آن دارد که بخش مهمی از افرادی که گرایشات مصرف مواد و رفتارهای پرخطر در آنها بیشتر است از ناکارآمدی خانواده و روابط خانوادگی رنج می‌برند. بررسی دلایل شروع مصرف مواد و همچنین الگوهای درمانی موجود حکایت از نقش بالای خانواده  و ارتباط والدین در فرزندان دارد. تا جایی که امروزه تحت از خانواده درمانی در درمان بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد استفاده می‌شود.

    امروزه مدل خانواده درمانی در افراد مبتلاء به اعتیاد کمک می‌کند تا چرخه اعتیاد به ویژه در افرادی که با یک خانواده معتاد روبرو هستند، به نوعی قابل درمان باشد. چرا که بر اساس تحقیقات، چرخه نسبی اعتیاد از والدین به فرزندان و سپس از فرزندان به دوستان و اطرافیان، همان جامعه نزدیک فرد، شکل می گیرد. در این چرخه اعضای خانواده «زبان اعتیاد» را یاد گرفته و هنگامی که آنها روابط خود را به خارج از خانواده گسترش می دهند، با افرادی که با زبان آنها آشنا هستند و به گونه ای آنها را درک می‌کنند، ارتباط برقرار می‌کند. نکته مهم در این است که جستجوی افرادی که دارای این زبان مشترک هستند انتخابی آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه عمیق عاطفی است. به عنوان مثال وقتی از شخص پرسیده می شود، چرا با فرد معتاد ارتباط برقرار می کنی؟ پاسخ این است: او با همان زبان من صحبت می کند. زبان او، همان جهان ذهنی فرد است که تفکر اعتیادآور از دوران کودکی به واسطه والدین در او شکل گرفته است.

    خانواده درمانی موثر می‌تواند به عنوان یک رویکرد انگیزشی در درمان افراد وابسته با مواد به کار رود، به گونه‌ای که باعث ایجاد انگیزه و آمادگی لازم برای تغییر در رفتار فرد مصرف‌کننده مواد شود. در سه دهه گذشته مداخلات مبتنی بر خانواده در درمان سوء مصرف مواد گسترش چشمگیری داشته است. هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل نموده و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد.

    با توجه به اینکه جوانان در این دوره از زندگی علاقه زیادی به تجربه‌ی هیجانات جدید و احتمالاً خطرناک دارند؛ این احتمال وجود داردکه زندگی آنها تحت تاثیر عوامل آسیب‌زای اجتماهی و محیطی قرار گیرد. از این رو آموزش مهارت‌های زندگی شامل، مهارت‌های مدیریت خود و مهارت‌های اجتماعی می‌تواند بسیار موثر باشد. مهارت‌های خود مدیریت انفرادی شامل، قدرت تصمیم‌گیری و حل مسئله، آگاهی از تاثیرهای اجتماعی و مقاومت در برابر آنها، مقابله با اضطراب، افسردگی، خشم و ناکامی، مشخص نمودن هدف، خود رهبری و تقویت خویشتن می‌باشد. به نظر می‌رسد آموزش مهارت‌های زندگی تاثیر مثبت در پیشگیری از گرایش به مصرف انواع مواد به ویژه میان جوانان و نوجوانان داشته باشد. به نحوی که با افزایش دانش درباره مضرات مواد و کسب مهارت‌های مناسب، مقابله با مواد به امری ضروری در زندگی تبدیل می‌شود. آموزش مهارت‌های زندگی برای مقابله در برابر مشکلات زندگی، به ویژه کاهش مصرف مواد که از برنامه‌های پیشگیری اولیه از اعتیاد است، لازم و ضروری است. کسانی که رضایت را به دست نمی‌آورند و کیفیت زندگی خود را نامطلوب می‌دانند، مطمئناً از روابط اجتماعی و دوستانه خود با دیگران در بیشتر محیط‌های کاری ناراضی و زمینه را برای مصرف مواد مساعد می‌کنند.

    آموزش مهارت‌های زندگی، توانایی لازم برای کسب مهارت بالا را از طریق فنونی مانند، خودآگاهی، مثبت‌اندیشی، ابراز وجود، رشد و افزایش اعتماد به نفس و عزت به نفس، مهار و پایش خشم، حل مسئله و تصمیم‌گیری، مدیریت تنش، ایجاد محیطی مثبت و انعطاف‌پذیری در اختیار افراد قرار داده است. توانایی در کسب مهارت‌های زندگی در برابر مشکلات و رضایت مندی از زندگی به فرد کمک می‌کند تا از عهده مشکلات به خوبی برآید. به این معنا که، در بستری سالم  و مثبت، بسیاری از مشکلات کوچک به خودی خود برطرف می‌شود و به تعارض‌ها نیز به عنوان یک مسئله نگاه می‌شود که افراد می‌توانند این مشکلات  و ناراحتی‌ها را با کم کردن توقعات خود برطرف نمایند. تاثیر مستقیم مولفه‌های مهارت زندگی در پایش شرایط ناخوشایند زندگی و بحران‌زا باعث ارائه راهکارهای موثر در هنگام وقوع مشکل و در نتیجه بهبود عملکرد خانواده می‌شود.