Cudras

Tag: درمان

  • هسته مرکزی اعتیاد چیست؟

    در رویارویی با فردی که در حال مصرف مواد است یا فردی که به تازگی مصرف خود را قطع کرده و در حال گذراندن مراحل بهبودی و درمان می‌باشد، با رفتاری ذهنی به نام ولع مصرف روبرو هستیم که در افراد مختلف نشانه‌های ایجاد کننده ولع مصرف متفاوت است. در واقع ولع مصرف یکی از پرفشارترین مباحثی است که در علم اختلال‌های اعتیادی از آن نام برده می‌شود. ولع مصرف طیف وسیعی از پدیده‌‍‌ها را از  انتظار تاثیرات تقویت کننده مواد و گرایش شدید به مواد را شامل می‌شود. به عبارتی ولع عبارت است از « احساس بسیار قوی و خواستن فوری یک چیز، به طوری که امکان هرگونه تمرکز بر موضوعی غیر از موضوع خواسته شده ناممکن باشد».

    بررسی‌ها نشان داده‌اند که برخی از افراد نسبت به نشانه‌های مرتبط با تجارب یا تخیلات فرد بیمار از شرایط مربوط به لذت مصرف پدید می‌آید. همچنین، برخی از افراد نسبت به نشانه‌های ایجاد کننده ولع مصرف واکنش بیشتری نشان می‌دهند. احتمال ایجاد اختلال مصرف مواد تا حدودی وابسته به ویژگی‌های ژنتیکی و زیست‌شناختی است که در خانواده‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. محیط، ویژگی‌های روان‌شناختی و میزان استرس در مصرف الکل و مواد نقش اساسی دارد. انواع استرس‌های اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی در زمینه‌سازی  و بروز اعتیاد نقش دارند.  بنابراین ناتوانی در رویارویی با عوامل استرس‌زا و این باور که مصرف الکل و مواد نتایح مطلوبی خواهد داشت پایه گسترش و روی آوردن به مصرف مواد است.

    زمانی که فردی مواد و حتی داروهای اعتیادآور مصرف می‌کند، عملکردهای طبیعی بدن فرد مختل و باعت ارسال فرکانس‌های کسب لذت به بدن می‌شود و مواد شیمیایی موجود در مواد، بدن را فریب می‌دهد تا به طور غیر طبیعی احساس لذت کند، در این شرایط فرد احساس لذت و سرخوشی کاذب می‌کند. در این شرایط بدن شروع به تولید برخی از هورمون‌ها به واسطه مصرف مواد می‌کند ؛ به همین دلیل است که برخی از افراد احساس ترس شدیدی از ترک مواد دارند و  بنابراین کنترل شوق و ولع مصرف یکی از سخت‌ترین مراحل درمان اعتیاد است؛ به نحوی که اگر این ولع به مصرف کنترل شود می‌توان امید به ترک افراد بیشتری داشت.

    ولع مصرف به عنوان مهمترین عامل بازگشت به مصرف مواد هسته مرکزی اعتیاد است، در واقع ولع مصرف القایی هنگام مواجهه با نشانه‌ها در عود و مصرف مجدد مواد بعد از درمان عامل مهمتری به شمار می‌رود. در ارزیابی ولع مصرف دو بعد اصلی قابل بررسی است؛ اولی، میزان ولع مصرف کلی فرد در حال حاضر یا بازه زمانی مشخص و دوم، میزان القاپذیری فرد در ایجاد ولع مصرف می‌باشد؛ به این معنا که ولع مصرف فرد را تاچه میزان می‌تواند تحریک کند. ظاهراً القاپذیری ولع مصرف، در عود و مصرف مجدد مواد بعد از درمان و در هنگان مواجهه با شرایط مختلف محیط بیرونی، عامل مهمی در شروع مجدد مصرف مواد به شمار می‌رود.

    بررسی‌ها نشان داده‌اند که یک نشانه تصویری یا غیرتصویری برای نمونه، صوتی یا بویایی در محیط خارجی و یا یک تخیل دورن‌راد می‌تواند عامل القای ولع مصرف گردد. با توجه به اینکه هر یک از انواع مواد و روش‌های مصرف با شرایط محیطی و روانی ویژه‌ای همراه است، نشانه‌هایی که در مصرف‌کنندگان بنا به نوع روش مصرف، ولع مصرف می‌کند متفاوت است. فرض اساسی بررسی باز فعال‌سازی نشانه، این است که الگوی پاسخ‌ها به محرک‌های القای ولع مصرف، تحت تاثیر تجربیات اولیه هر فرد از آن محرک به طورم متفاوت ایجاد می‌شود. تفاوت در واکنش به محرک‌های مربوط به مواد احتمالاً از تجربیاتی شرطی شده سرچشمه می‌گیرند.

    بر این اساس نشانه‌های اصلی القای ولع مصرف شامل موارد زیر است:

    • به یادآوری خاطرات شخصی از مصرف مواد که می‌تواند نقش موثری در القای ولع مصرف داشته باشد؛
    • القای خلق منفی: با توجه به نقش خلق‌های منفی (مانند اضطراب و افسردگی) در شروع و ادامه سوء مصرف بسیاری از مواد مانند هروئین، الکل و کوکائین، مطالعات مختلف ثابت کرده‌اند که القای خلق منفی می‌تواند ولع مصرف را افزایش دهد؛
    • استفاده از طعم یا بوی مواد: بو یا طعم الکل و مواد می‌تواند موجب القای ولع مصرف شود. به عنوان مثال تجارب بالینی در کینیک‌های درمان اعتیاد در کشور نشانگر نقش بوی تریاک در ایجاد ولع مصرف است.
    • نمایش علائم تصویری و صوتی: نشانه‌های محیطی مانند تصاویر، صداها یا محیط فیزیکی که به نوعی با مواد مخدر ارتباط داشته باشند، می‌توانند نیاز مقاومت ناپذیری به سوء مصرف مواد ایجاد کنند. این وضعیت حتی ماه‌ها و سال‌ها پس از پایان سوء مصرف مواد ادامه یافته و می‌تواند عامل اصلی بازگشت به اعتیاد باشد. به عنوان مثال، مشاهد فیلم مصرف مواد نیز می‌تواند نقش موثری در القای ولع مصرف داشته باشد.
    • ارایه لغات مرتبط به سوء مصرف مواد: کلمات مرتبط با سوء مصرف مواد مانند نام مواد یا ابزار مصرف می‌تواند با فعال کردن حافظه‌های مرتبط با مصرف مثل علایم تصویری، صوتی و بویایی موجب القای ولع مصرف شود.

    بررسی‌های انجام شده در ایران در زمینه بررسی نشانه‌های تصویری القاء کننده ولع مصرف در معتادان تزریقی هروئین نشان داده‌اند که از میان نشانه‌های احتمالی ایجاد کننده ولع مصرف در افراد یاد شده، ابزارهای بسته‌بندی شده یا آماده مصرف در جهت مصرف مواد مانند سرنگ با سوزن بدون پوشش، به ویژه در شرایط پرشده از مواد، مراحل تهیه ماده تزریقی  و تصاویر عمل تزریق، تاثیرگذارترین شاخص‌های تصویری القا کننده ولع مصرف می‌باشد.[1]

    [1] اختياري، حامد؛ بهزادي، آرين؛عقابيان، محمدعلي؛عدالتي، هانيه؛ مكـري،آذرخـش. (1385)نشانه هاي تصويري القاءكننده ولع مصرف درمعتادان تزريقـي هـروئين . فصلنامه تازه هاي علوم شناختي، سال هشتم، شماره 3 ،51-43.

  • دارک نت و قاچاق مواد در دوره کرونا

    بر اساس گزارش جهانی مواد سال 2021 دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، در بستر اینترنت و به ویژه دارک نت به طور چشم‌گیری فروش و تبلیغات انواع مواد غیرقانونی، مواد پیش‌ساز و روان‌گردان‌های جدید همزمان با پاندمی کووید 19 افزایش یافته است.

    همه‌گیری کووید-19 و محدویت‌های ایجاد شده متعاقب آن برای جلوگیری از شیوع ویروس، دسترسی افراد مصرف کننده مواد مخدر را محدود کرده است. حتی این محدودیت‌ها تا حدی درمان اختلالات مصرف مواد مخدر و پیشگیری از پیامدهای منفی وارده بر حوزه سلامتی و درمان بیماری‌های وابسته بدان مانند ایدز و هپاتیت را مختل کرده است. همچنین در این دوره محدویت‌های ترددی منجر به افزایش تحویل انواع مواد به درب منازل شده است؛ این امر در کشورهایی مانند الجزایر، ایرلند، مالزی، اسپانیا، انگلستان و کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب دیده شده است. توزیع کنندگان مواد با استفاده از این موقعیت که در تردد وسایل حمل مواد غذایی و خوراکی مشکلی وجود ندارد در پوشش این امکان مواد را به درب منازل مشتریان خود رسانده‌اند. به عنوان مثال در برخی از کشورهای آمریکای لاتین، توزیع کنندگان مواد مخدر در قالب پیک‌های تحویل غذا یا رانندگان آمبولانس مواد را توزیع می‌کنند.

    همچنین در دوران پاندمی کرونا نیز روش‌های جدید انتقال مواد نیز پدیدار شده است؛ به عنوان مثال در جنوب شرقی آسیا و آسیای مرکزی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین برای حمل مواد و مخفی کردن مواد در محموله‌های حمل میوه و سبزیجات افزایش یافته است. از زمان شروع پاندمی در هلند افزایش 59 درصدی کشفیات مواد مخدر در کامیون‌ها و وسایل حمل داروهای درمان کووید 19 دیده شده است، چرا که قاچاقچیان می‌توانند امیدوار باشند در چارچوب این پوشش‌ها ماموران گمرکی بازرسی‌های دقیقی از این دست از کالا نداشته باشند.

    در برخی از کشورها مانند لتونی، تایلند، فیلیپین، قرقیزستان و نیجریه افزایش استفاده از خدمات پستی برای محموله‌های کوچک و بزرگ نیز گزارش شده است. در اروپا موارد بالای کشفیات مواد مخدر از طریق محموله‌های پستی، زمینی و در مقابل کاهش کشفیات هوایی مواد مخدر گزارش شده است.

    همه‌گیری کووید-19 با تغییر الگوهای رفتاری خریداران به سمت تجارت الکتریکی و ایجاد تغییر در خرید اینترنتی حرکت کرده است. مصادیق نشان از آن دارند که این روند نه تنها بر کالاهای مجاز بلکه بر خرید داروهای کنترل شده نیز نوآوری‌هایی در زمینه عرضه جهانی داروها ایجاد کرده است. در بستر اینترنت به طور فزاینده‌ای راهی برای تبلیغات و فروش انواع مواد غیرقانونی، مواد پیش‌ساز و مواد روانگردان جدید ایجاد شده است.

    تجزیه و تحلیل گزارشات مربوط به خریداران در بستر دارک نت‌ها، نشان از افزایش استفاده از این بستر به ویژه خرید از بازارهای کوچک دارد. به عنوان مثال مصرف کنندگان کانابیس از 14000 نفر در ژانویه 2020 به 18000 نفر در مارچ 2020 رسیده‌اند. هرچند انتظارات بر این بود که با اقدامات فاصله‌گذاری اجتماعی فروش مواد مخدر و کانابیس کاهش یابد اما دیده شده افرادی که کانابیس را برای استفاده شخصی مصرف می‌کرده‌اند، فعالیت خود را در دارک نت افزایش داده‌اند.

    تا پیش از پاندمی کرونا ویروس، رشدی قابل توجه در فروش انواع مختلف مواد مخدر در بازارهای سیاه اینترنتی اتفاق افتاده است. این افزایش به دنبال گسترش دسترسی‌های اینترنتی، تحولات تکنولوژیکی و افزونی پیچیدگی‌های رسانه‌ای تشدید شده است. فروش اینترنتی مواد مخدر به ویژه در مرحله خرده فروشی به صورت گسترده مطرح است. این وضعیت نه تنها خطر و تهدیدی برای نیروهای مقابله‌ای به حساب می‌آید بلکه سیستم بین‌المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد و ساختارهای قانونی را نیز تهدید می‌کند به نحوی که موجب ایجاد وقفه و مناع جدی در انجام عملیات توسط سازمان‌های عمل کننده می‏گردد.

    برای فروشندگان و خریدارانی که از این روش و ابزار پیچیده استفاده می‌کنند، هر روز محیط استفاده امن تر و مناسب تر از قبل گردیده و امنیت آن بیش از پیش تامین می‌گردد به نحویکه آنها در انجام معاملات خود هر روز بیش از روز دیگر احساس ایمنی می‌نمایند. این موضوع در مورد کاهش خطرات مربوط به اعمال زور، خشونت، دستگیری و موارد دیگر مطرح است. در واقع نه فروشنده و نه خریدار در معرض این تهدیدات در هنگام معامله نیستند. هر چند که اقدامات نیروهای مقابله‌ای در برخورد با این سایت‌های اینترنتی از طریق کنترل محیطی، هک کردن و دیگر شکل‌های ردیابی و رهگیری ممکن است در مورد یک سایت مشخص موفقیت‌آمیز باشد اما باید این نکته را نیز مد نظر قرار داد که این اقدامات موجب ایجاد سایت‌های مشابه و تعدد و تنوع آنها در تعداد و عملکرد گردیده و انگیزه را برای یافتن راه‌های بیشتر و بهتر ابتکاری در بین فروشندگان مواد تشدید می‌نماید.

  • تاثیر خانواده درمانی در رهایی از اعتیاد

    خانواده، بنیان تشکل اجتماعی و اصلی‌ترین جزء یک جامعه است. دستیابی به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و خانواده سالم در گرو برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن ارتباطات مطلوب با یکدیگر است؛ چرخه حیات خانواده به عنوان مرحله‌ی پیوسته‌ای شناخته می‌شود و هر مرحله مجموعه‌ای از وظایف اعضای خانواده را دربرمی‌گیرد که باید برای ورود به مرحله بعدی رشد آن وظایف را به طور کامل انجام دهند. شکست در انجام وظایف منجر به ایجاد مشکلات سازگاری می‌شود. بنابراین توجه به خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات  و معضلات این سازمان بنیادی می‌تواند جامعه‌ای موفق را به وجود آورد.

    در این میان یکی از اصلی‌ترین بحران‌هایی که خانواده‌ها با آن درگیرند، اعتیاد است. سوء مصرف مواد بحرانی جهانی است و هر جامعه با توجه به ویژگی‌های خاص فرهنگی و اقتصادی خود به نحوی با آن روبرو است. گرایش به سوء مصرف مواد مانند سایر آسیب‌های اجتماعی تک علتی نیست بلکه مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز موثر هستند، اما خانواده نقش عمده‌ای در بروز و تداوم اعتیاد بر عهده دارد. در مطالعات متعددی که بر روی نقش خانواده به ویژه همبستگی خانواده در بروز مشکلات ناشی از مصرف مواد انجام شده، عوامل خانوادگی و روانشناختی نقش برجسته‌ای در بروز و تداوم اعتیاد در خانواده داشته است.

    آمادگی برای درمان به عنوان دلایل و اهداف فرد تلقی می‌شود که به انجام رفتارهای خاص مرتبط با درمان منجر می‌شود؛ سوء مصرف کنندگان مواد غالباً به دلایل جمعیت‌شناختی، خصوصیات بالینی، وجود انگیزش ضعیف، درمان را پیگیری نمی‌کنند یا درمان را نیمه تمام رها می‌سازند. در این میان برخی عوامل نقش مهمتری در موفقیت سوء مصرف مواد دارند. بر اساس مطالعات انجام شده، تشخیص مسئله و میل به تغییر، خصوصیات بیماری نظیر شدت اثرات ماده‌ی مورد سوء مصرف، مواد ادراک شده درمان، سن، جنسیت، میل به دریافت کمک همه از عواملی هستند که نقش مهمی در آمادگی فرد معتاد به تغییر و درمان بر عهده دارند.

    همچنین فهم سوء مصرف مواد به عنوان یک مشکل روانی – اجتماعی توسط فرد معتاد باعث ورود وی به فرآیند درمان و تداوم منظم برنامه درمانی می‌شود. خصوصیات بالینی همراه با مواد، نوع ماده مصرفی و شرایط مصرف نیز نقش مهمی در آمادگی برای درمان و موفقیت برنامه درمانی دارد. بر اساس مطالعات انجام شده، موانع ادراک شده برای شروع تداوم برنامه درمان و نیز وجود برخی خصوصیات جمعیت‌شناختی و اجتماعی نامناسب آمادگی انگیزه‌ی ورود به درمان را کاهش می‌دهد و به استمرار سوء مصرف مواد می‌انجامد. تلاش برای درمان بدون بحث انگیزش کافی نیست، بنابراین باید از طریق مداخلاتی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد انگیزه لازم را جهت ترک مواد فراهم کرد؛ از جمله این مداخلات، مداخلات خانواده درمانی[۱] است. منظور از خانواده درمانی آن دست از رویکردهای درمانیست که به جای جدا کردن افرادی خاص برای درمان انفرادی همه خانواده را به عنوان یک کل در درمان شرکت می دهند. خانواده درمانی در برانگیختن افراد برای وارد شدن به درمان که در کل حوزه درمان سوء مصرف مواد یک موضوع عمده به حساب می‌آید، موثر است.

    خانواده درمانی موثر می‌تواند به عنوان یک رویکرد انگیزشی در درمان افراد وابسته با مواد به کار رود، به گونه‌ای که باعث ایجاد انگیزه و آمادگی لازم برای تغییر در رفتار فرد مصرف‌کننده مواد شود. در سه دهه گذشته مداخلات مبتنی بر خانواده در درمان سوء مصرف مواد گسترش چشمگیری داشته است. هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل نموده و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد.

    خانواده درمانی در افراد مبتلاء به اعتیاد کمک می‌کند تا چرخه اعتیاد به ویژه در افرادی که با یک خانواده معتاد روبرو هستند، به نوعی قابل درمان باشد. چرا که بر اساس تحقیقات، چرخه نسبی اعتیاد از والدین به فرزندان و سپس از فرزندان به دوستان و اطرافیان، همان جامعه نزدیک فرد، شکل می گیرد. در این چرخه اعضای خانواده «زبان اعتیاد» را یاد گرفته و هنگامی که آنها روابط خود را به خارج از خانواده گسترش می دهند، با افرادی که با زبان آنها آشنا هستند و به گونه ای آنها را درک می‌کنند، ارتباط برقرار می‌کند. نکته مهم در این است که جستجوی افرادی که دارای این زبان مشترک هستند انتخابی آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه عمیق عاطفی است. به عنوان مثال وقتی از شخص پرسیده می شود، چرا با فرد معتاد ارتباط برقرار می کنی؟ پاسخ این است: او با همان زبان من صحبت می کند. زبان او، همان جهان ذهنی فرد است که تفکر اعتیادآور از دوران کودکی به واسطه والدین در او شکل گرفته است.

    اخیراً نتیجه تحقیقات نشان داده، مشکلات بیولوژیکی والدین و اعتیاد والدین، به خصوص والدین مصرف کننده الکل، نقش مهمی در شکل گیری مشکلات کودکان و وابستگی آنها به الکل دارد. موضوع قابل توجه وجود والدین معتاد یا والدینی که مستعد اعتیاد هستند. اگر فرد در خانواده‌ای رشد یابد که یکی از والدین او معتاد باشد احتمال اینکه او به اعتیاد روی آورد نسبت به دیگران افزایش می‌یابد. والدین درگیر با اعتیاد اغلب فرزندانی را بزرگ می‌کنند که شاخص‌های تفکر اعتیادآور در آنها دیده می شود. برخی معتقدند، اعتیاد، طرز تفکر مختص به آن و شکل گیری شخصیت اعتیادآور از والدین به فرزندان منتقل می شود. به گونه ای که منطق  و تفکر اعتیادآور از کودکی در این خانواده‌ها آموزش داده می‌شود و فرد در دوران مهم زندگی خود یعنی کودکی ثانویه و نوجوانی مستعد ارتباط با افراد معتاد می شود. از این رو، یکی از رویکردهای مهم در خانواده درمانی، رویکرد خانواده درمانی ساختاری[۲] است. این رویکرد یکی از پرکاربردترین رویکردها در زمینه درمان سوء مصرف مواد به شمار می‌رود. تجربیات نشان داده‌اند، خانواده درمانی ساختاری تاثیر مثبت و معناداری در عملکرد خانواده داشته و این تاثیر در پیگیری پس از یک سال نیز مشهود بود. پایه‌گذار این دیدگاه سالوادور منوچین[۳]، روان‌شناس معاصر آرژانتینی است.

    بنابراین، عوامل خانوادگی و حمایت خانواده در الزام و تعهد فرد مصرف کننده به درمان یک متغییر موثر در باقی‌ماندن فرد در پرهیز از مصرف است. مصرف مواد توسط یکی از اعضای خانواده بر تمامی اعضاء تاثیر می‌گذارد و استرس در روابط خانوادگی را تسریع می‌کند. در واقع حمایت بالای والدین، والدین تشویق‌کننده همراه با نظارت گسترده آنان، عامل بازدارنده مهمی در گرایش نوجوانان به مصرف مواد و الکل است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] .Family Therapy

    [۲] .Structural Family Therapy

    [۳] .Salvador Menuchin

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • مسئله درمان اعتیاد در ایران

    مواجهه با پدیده یکسانی مانند اعتیاد با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی کشورها با یکدیگر امری غیرممکن است. هر کشوری دارای حافظه تاریخی و ویژگی‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی مختص به خود است که تفاوت‌های میان کشورها را رقم زده است. اما در حوزه درمان اعتیاد بیشتر روش‌های درمانی برگرفته از دیگر کشورها است؛ جدای از تفاوت‌های کلی ایرانیان با مردمان سایر کشورها، این تفاوت‌ها میان استان‌ها، شهرها و مناطق مختلف کشور نیز مشهود است. بنابراین عدم توجه کافی به ویژگی‌ها و خصایص عمومی ایرانیان  و خاص مردم هر منطقه در برنامه‌های طراحی شده حوزه درمان اعتیاد، منجر به هدر رفتن هزینه‌های بسیار شده است. در واقع زمانی که فردی وارد مسیر درمان اعتیاد می‌شود، نگرش و دیدگاه او تحت تاثیر روش درمانی  قرار می‌گیرد، بنابراین اگر این روش‌ها متناسب با ویژگی‌های خاص مانند خصایص فرهنگی و اجتماعی‌اش نباشد، ممکن است با مشکلات جدی روبرو شود. به عنوان مثال برخی از روش‌های درمانی که در بسیاری از کشورها انجام و در کشور ما هم طرفدار دارد، در برخی از حوزه‌ها با فرهنگ  و اجتماع ما ناهمخوان است و بدون لحاظ کردن چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه در اجرای این روش‌ها عدم تناسبی در باور  و عمل افراد متقاضی ترک شکل می‌گیرد که مشارکت آنها در فرایند درمان را با مشکل روبرو می‌کند.

    یکی از مهمترین ویژگی فرهنگی ایرانیان این است که انعکاس رفتارشان نزد دیگران بسیار مهم و در مواقعی رفتارشان را بر اساس عکس‌العمل دیگران تنظیم می‌کنند. همین امر در مورد افراد معتاد نیز صادق است؛ پیش‌بینی افراد وابسته به مواد از نحوه مواجهه اعضای خانواده و اجتماع، دوستان؛ همسایه‌ها و اعضای فامیل و … در برابر اعتیادشان  و نیز پیامدهایی که به تبع آن رخ می‌دهد، آنها را به ظاهر سازی وامی‌دارد، انکار مصرف یکی از نمودهای این ظاهرسازی است. به نوعی می‌توان گفت این رفتار آنها برای دور نگه‌ داشتن خود از خطراتی که تصور می‌کنند با آشکارشدن آنچه در درون واقعیت آنها وجود دارد، ممکن است در رفتار دیگران با آنها تاثیر گذارد و در نتیجه پیامدهای بیشتری داشته باشد. پیش‌بینی در مورد نحوه برخورد اعضای خانواده در مورد اعتیاد یکی از اعضاء مانند جدایی همسر، طرد توسط خانواده؛ اجبار برای ترک، اخراج از محل کار و غیره.. از جمله موقعیت‌هایی است که می‌تواند افراد وابسته به مواد را وادار به ظاهرسازی و کتمان اعتیاد ‌کند.

    این ویژگی فرهنگی و اجتماعی می‌تواند تبعات گوناگونی در درمان اعتیاد در کشور داشته باشد، به ویژه این امر زمانی آشکار می‌شود که فرد معتاد مجبور ‌شود برای بهبودی مشکل خود را بروز دهد و تجربه درمان‌گران نشان داده حتی در مواردی که در مورد ماده مصرفی فرد معتاد از او سوال می‌شود نیز سعی می‌کند با پنهان‌سازی نوع مواد مصرفی، موادی مانند تریاک و متادون را که با پذیرش بیشتری از سوی جامعه و دوستان مواجهه است به عنوان ماده مصرفی خود معرفی کند. همچنین حتی در مواقعی که لازم است فرد در مورد خساراتی که به تبع مصرف مواد به وجود آورده و یا حوادثی خصوصی که مصرف مواد برای او خانواده‌اش ایجاد کرده، صحبت کند احتمال کتمان و ظاهرسازی بسیار بالا است.

    در واقع افرادی که برای درمان و ترک به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می‌کنند، چون با دیگر افراد معتاد احساس همدردی و یک تجربه مشترک دارند، صمیمیت بیشتری بین این افراد به وجود می‌آید و در نتیجه ارتباط دوستانه افراد در حال درمان بیشتر می‌شود، اما نکته بسیار مهم در روابط نابرابر  بین افراد در حال ترک با روان‌پزشکان، پزشکان، روانشناسان، درمان‌گران و مشاورانی است که در کلینیک‌های درمان سوء مصرف مواد  کار می‌کنند. در واقع این رابطه میان معتادان در حال درمان و درمان‌گردان مانند رابطه فرادست و فرودستی است که باعث شد تا افراد معتاد نتوانند با آنها ارتباط موثری بگیرند و مدام در تلاشند تا رابطه خود را کنترل کرده و از پاسخ‌های دقیق طفره و حتی برخی از مشکلات خود را کتمان و در این شرایط جلب اعتماد بیمار و هدایت او به سمت درمانی موثر و پایدار سخت خواهد بود.

    نکته بسیار مهمی که در درمان اعتیاد همواره به عنوان موضوعی که در شکست پروسه درمان مورد اغفال قرار گرفته، عدم آموزش صحیح و مهارت کافی به افراد در حال درمان برای ورود به جامعه است. افراد معتاد  و حتی پس از بهبودی خود را جدای از سایر افراد جامعه می‌بینند، در نتیجه نیاز به افراد یا گروه‌هایی دارند که خود را در آن آشنا و بتوانند حرف دل را بزنند و این نشان از نقص برنامه‌های حوزه درمان دارد.

    رویکرهای درمانی کاهش آسیب نیز در کشور مبین فضایی از بهبودی و ادامه اعتیاد اما به شکل دارویی برای بیماران و خانواده‌های آنها نیز همواره باعث مشکلات متعددی شده است. در واقع این دوگانگی ناشی از محدودیت‌های درمان است، چرا که اغلب بیمارانی که به کلینیک‌های درمان سوء مصرف مواد مراجعه می‌کنند، عملا در همین حوزه کاهش آسیب و نه درمان قطعی اعتیاد خود باقی می‌مانند. در حالی که مراجعین به ترک و خانواده‌های آنها با انگیزه درمان قطعی مراجعه  و پس از مدتی که سیر بهبودی مشاهده نمی‌شود، اشتیاق خود را برای ترک از دست می‌دهند، در نتیجه این مراکز با کاهش تعداد بیماران مراجعه کننده و افزایش غیرواقعی از پرونده‌های فعال، عدم انگیزه کارکنان به جهت عدم خروج بیماران خود از چرخه اعتیاد و تمایل ناخواسته  و ناخودآگاه برای حفظ و باقی ماندن بی‌ثمر برخی در درمان شده و همین موجب می‌شود چرخه سیکل معیوب درمان ادامه و متعاقب آن عود در اعتیاد افزایش یابد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • اصول مربوط به کاهش تقاضا اپیدمیولوژی، پیشگیری و درمان

    نویسنده: برنامه بین المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل

    ترجمه: اداره کل روابط بین الملل دبیرخانه ستاد

    سال انتشار: 1382

     

    توضیحات

    در این گزارش به وضعیت برنامه های کاهش و تقاضا در کشورهای صنعتی همچون استرالیا و ایالات متحده پرداخته شده است. دلیل توجه به کشورهای حوزه شمال و پیشرفته درگیری بیشتر آن ها با پدیده مواد مخدر است. این اثر به دنبال تمرکز بر روی مسئله کاهش تقاضا در میان معتادین به انواع مواد مخدر است. البته این کتاب به این  نکته نیز توجه دارد که نمی توان یک برنامه واحد را برای تمام کشورهای جهان اجرایی کرد. طبیعتاً اگر برنامه ای در کشوری با موفقیت همراه شود، باید بی شک اجرای آن در کشورهای دیگر با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور میزبان انجام شود. این کتاب در سه فصل اپیدمیولوژی، پیشگیری و درمان به ابعاد مختلف اصول مربوط به کاهش تقاضا مواد می پردازد و سعی می کند تا طرحی برای پیشگیری از گرایش به پیشگیری از مواد مخدر ارائه دهد. در سه فصل این کتاب در پیمایش  آماری و اطلاعاتی به عواملی همچون شاخص های اجتماعی، خانواده، مدارس، رسانه های جمعی و گروه های مذهبی نیز توجه می گردد. در فصل آخر نیز به انواع روش های درمان سنتی، روانشناختی، جدید و … اشاره می شود.

  • مدیریت بدن و اعتیاد

    فراز و نشیب اعتیاد زنان در سه دهه اخیر نشان می‌دهد، نسل اول زنان مصرف کننده مواد مخدر به واسطه باور غلط تسکین بخشی و خاصیت درمانی برخی مواد، نسل دوم زنان مصرف کننده بیشتر به واسطه همراهان خود از جمله همسران، شرکای جنسی و پدران و نسل سوم زنان مصرف کننده مواد همزمان با گسترش حضور زنان در محیط‌های عمومی و اجتماعی پدیدار شده‌اند. در واقع شکل و الگوی مصرف مواد در این سه نسل تابعی از شرایط اجتماعی، فرهنگی واقتصادی زنان بوده است.

    حتی وضعیت اعتیاد زنان در دو دهه اخیر با معرفی برخی مواد تحت عنوان موادی که خاصیت اعتیادآوری ندارد موجب تشدید و گسترش گرایش بسیاری از زنان و دختران جوان به مصرف انواعی از مواد شده است. بنابراین می‌توان اذعان کرد الگوهای رایج اعتیاد میان زنان در حال دگرگونی است و نمودهای جدیدی از آن در حال بروز و ظهور است. افزایش گرایش اقشاری از دختران و زنان جوان به مصرف مواد و تبلیغ و معرفی برخی مواد در اماکن زنانه مانند آرایشگاه‌ها و دورهمی‌های زنانه از جمله این نمودهای جدید به شمار می‌رود. بیشتر تحقیقات جدید نشان از آن دارد که شروع مصرف مواد امروزه میان زنان بر خلاف نسل اول و دوم زنان مصرف کننده مواد در محیط‌های بیرون از خانه مانند آرایشگاه‌ها، باشگاه‌ها، استخر و جمع‌های زنان است.

    از سوی دیگر سودجویان و فروشندگان مواد با شناسایی این محیط‌های زنانه با معرفی موادی با تحت عناوین غیراعتیادآور، بی‌ضرر، کاهش دهنده سریع وزن باعث ترغیب زنان به مصرف موادی می‌شوند که از خاصیت شدیداً اعتیادآوری آنها اطلاعی ندارند و درست زمانی که دچار گرفتاری جسمی و روانی به مصرف مواد شده‌اند به عمق ماجرا پی می‌برند. همچنین برخی از مطالعات حاکی از افزایش شیوع مصرف داروهای روان‌گردان بدون تجویز پزشک میان زنان نیر است. بر اساس گزارش‌ها مصرف خودسرانه داروهای آرام‌بخش میان زنان ایرانی بسیار شایع است؛ هرچند در مراحل ابتدایی مصرف، اثرات زودگذری مانند کاهش وزن و شفافیت پوست و افزایش نشاط و امید در افراد با مصرف این داروها ایجاد می‌شود اما در موارد بسیاری ثابت شده که در چنین ترکیباتی مقادیری از مواد محرک استفاده شده است. استمرار مصرف چنین موادی در مراحل اولیه زمینه آشنایی و آمادگی بیولوژیکی افراد با مواد اعتیادآور و در مراحل بعدی موجب افزایش گرایش و وابستگی افراد به مصرف مواد می‌شود.

    نوگرایی و دگرگونی نقشی و محیطی در جامعه ایران تاثیرات خود را در شیوه زندگی جوانان و به ویژه زنان بر جای گذاشته است. امروزه بدن زنان بخش عظیمی از اشتغالات زندگی آنها را تشکیل می‌دهد و آنها همواره با تصاویری زیبا از زنانگی خود مواجه هستند که مدام خود را در معرض آن می‌بینند. این تصاویر زیبا که همواره با زنان فاصله دارند و این فاصله را با واقعیت جسم زنان حفظ می‌‌کنند برای آنان در حکم الگوهای زیبایی و زنانگی است که در تلاشند به این الگوها برسند. به ویژه زنانی که خواهان اعمال قدرت یا تاثیر بر دیگران هستند بیشتر از مردان و حتی سایر زنان به مدیریت بدن خود اهمیت می‌دهند.

    مدیریت بدن امروزه اصطلاحی جاافتاده است که به انواع دستکاری‌ها و مداخلات انسانی بر بدن اطلاق می‌شود که بر اساس آن یا هویت واقعی خود برای دیگران تعریف می‌نمایند یا از طریق آن هویت دلخواه و نه واقعی خود را به نمایش در می‌آورند. از آنجایی که این مداخلات بر اساس نوعی تصورات بدنی افراد از خود حاصل می‌شود از این رو مهمترین محرک چنین امری تصور بدنی منفی و مبتنی بر نارضایتی است. همین احساس نارضایتی آن‌ها را به اشکال مختلف مدیریت بدن از قبیل آرایش، تناسب اندام، جراحی‌های زیبایی و انواع دیگر برنامه‌های مدیریت بدن سوق می‌دهد.

    این پدیده منجر به نوعی احساس ناکارآمدی و فرودستی دائمی در زنان می‌شود که آنها را وا می‌دارد تا با نزدیک‌تر کردن هر چه بیشتر خود به الگوهای زیبایی زنانه در کنار فقدان و عدم دسترسی آنها به سایر منابع قدرت و تشخیص و اعتماد به نفس به نوعی درصدد جبران بخشی از این احساس ناخوشایند تلاش کنند.

    اشاره به سرمایه جنسی و بسط آن به محیط‌های زنانه نظیر دورهمی‌ها استخر، باشگاه‌ها و سالن‌های ورزشی به دلیل نوع حضور و گفتمان غالب زنان شرکت کننده در این مجامع که موجبات تسهیل امکان مقایسه آشکارتر بدن افراد با یکدیگر را فراهم می‌کند، اشتیاق زنان به مصرف این نوع مواد را بیشتر می‌کند. به نظر می‌رسد شکل‌گیری نگرش جدیدی از زنانگی در این محیط‌ها سبب گرایش افراطی گروه قابل توجهی از زنان به این باشگاه‌ها و سالن‌ها شده است. به نظر می‌رسد تغییرات اجتماعی، اقتصادی، رشد فناوری  و مانند آن با ایجاد تحرک، تغییر سبک زندگی و تغییر روند فعالیت‌های معمول افراد در زندگی، نابسامانی اجتماعی ایجاد می‌کند. این نابسامانی با ایجاد فرصت و موقعیت، ایجاد جذابیت در رفتار نابهنجار، از بین بردن و کاهش موانع اجتماعی و فرهنگی و در نهایت ایجاد وسوسه و انگیزه کافی در عامل، شرایط نابهنجاری و انحراف را برای وی فراهم می‌کند. نتایج پژوهش‌ها در حوزه اعتیاد زنان نشان می‌دهد، زنان مراجعه کننده به سالن‌های ورزشی و زیبایی عمدتاً به دلیلی نظیر غلبه بر هنجارهای مردانه، اضطراب‌های اجتماعی، دیدگاه ظاهرگرایانه، تاثیرپذیری از رسانه‌ها و فقدان پایگاه اجتماعی مناسب در جامعه به مصرف مواد گرایش پیدا می‌کنند.

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • پیشگیری موثرترین روش کنترل اعتیاد

    برنامه‌های مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد در کشور عموماً تحت تاثیر دو جریان اصلی است: اول، «مبارزه بی‌امان با قاچاق انواع مواد در مرزها و داخل کشور» که همواره یکی از مهمترین استراتژی‌های کلان ملی مبارزه با عرضه مواد و استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان مسیر ترانزیت جهانی مواد است. دوم، با افزایش شیوع اعتیاد در کشور از اواخر دهه ۷۰ ، «درمان و بازپروری معتادان» به اولویت اصلی سیاستمداران و درمانگران ایرانی تبدیل شد. در این میان همواره طرح‌های متعددی مطرح و بعد از اجرایی شدن نتایج نشان دهنده آن بود که نواقص‌شان بیشتر از فوایدشان بوده است. از طرح توزیع دولتی تریاک و حتی کاشت دولتی تریاک قبل از انقلاب تا توزیع انواع داروهای نگهدارنده مانند متادون و شربت تریاک و حتی پیشنهاد طرح توزیع تریاک جهت مدیریت مصرف مواد بعد از انقلاب از جمله اقدامات متعددی است که برخی انجام و برخی در حد طرح باقی مانده‌اند. نگاهی اجمالی به روند تاریخی اقدامات انجام شده در حوزه درمان، کاهش آسیب و کنترل اعتیاد در کشور نشان از مغفول ماندن حوزه پیشگیری دارد.

    بر اساس آمارهای مستند موجود، در کشور ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار مصرف‌کننده مستمر مواد و بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار مصرف‌کننده تفننی وجود دارد و ۵٫۴ درصد جمعیت فعال درگیر مصرف انواع مواد هستند و هر ساله این آمارها با توجه به رشد جمعیت در کشور روند افزایشی دارد. آمارها حکایت از افزایش نرخ شیوع مصرف مواد در کشور، به ویژه میان اقشار آسیب‌پذیر مانند نوجوانان، جوانان و زنان است؛ هرچند اقدامات بسیاری در حوزه مبارزه با عرضه صورت گرفته و برای ایران نیز ضروری است، اما سوال اصلی این است که مشکل کنترل و مبارزه با اعتیاد در داخل چیست که به رغم مبارزه قابل ستایش نیروهای نظامی و انتظامی با قاچاقچیان، همچنان آمار اعتیاد در کشور صعودی است؟ چرا درمان‌های نگهدارنده در کشور چندان موفقیت‌آمیز نیست و پس از گذشت سال‌ها از اجرای آنها، ضعف‌ها و کاستی‌های این طرح‌ها بیشتر از فوایدشان است؟ چرا به جای تدوین برنامه‌های دقیق برای گروه‌های خطر در معرض اعتیاد و پیشگیری از افزایش آمار اعتیاد و در واقع کنترل معضل اعتیاد در کشور که می تواند تمامی گروه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، عمده دغدغه مسئولان و متولیان امر معطوف به درمان معتادان و تنها اقشار درگیر اعتیاد در کشور است؟

    وضعیت موجود اعتیاد در کشور نشان از چند نکته مهم دارد: اول، افزایش شیوع اعتیاد سالانه و به دنبال آن کاهش سن شروع اعتیاد در کشور؛ دوم، تغییرات الگوی مصرف مواد از مواد مخدر سنتی به سوی مواد روان‌گردان و محرک؛ سوم، افزایش تولید تریاک در کشورهای همسایه وگسترش قاچاق مواد از مسیر ترانزیتی ایران و همچنین تولید بی‌سابقه مواد صنعتی مانند شیشه که ذائقه مصرف بسیاری از مصرف‌کنندگان ایرانی است؛ چهارم، گسترش طرح‌های حوزه درمان و کاهش آسیب در مقابل طرح‌های حوزه پیشگیری. تمامی موارد بالا نشان می‌دهد وضعیت موجود نیاز به بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌ها دارد. هرچند برنامه‌های حوزه درمان و به‌ویژه مبارزه با عرضه باید ادامه یابد. اما آسیب‌شناسی این برنامه‌ها نشان داد، اگر در حوزه پیشگیری طرح‌ها و برنامه‌های جدی انجام می‌شد، وضعیت موجود بسیار بهتر بود. به ویژه پیشبرد برنامه‌های پیشگیرانه در خانواده‌ها و مدارس می‌تواند برای افراد در معرض اعتیاد بسیار کارساز باشد. تجربه ثابت کرده بسیاری از افرادی که در نوجوانی روی به مصرف تفنیی مواد  وسیگار می‌آورند، دارای خانواده‌های ناکارآمد یا والد معتاد بوده‌اند، انجام برنامه‌های پیشگیرانه برای این دسته می‌تواند در پیشگیری از اعتیاد در آینده بسیار مفید باشد. غفلت از حوزه پیشگیری به ویژه پیشگیری اولیه از مصرف مواد سبب شده تا شیوع مصرف مواد در دهه هشتاد از نیم درصد به ۲٫۱ درصد در دهه نود برسد. از این رو پیشنهاد می‌شود، متولیان، سیاستگذاران و برنامه‌ریزان اولویت را در تدوین و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه قرار دهند.

    سیاستگذاری‌ها در حوزه اعتیاد در کشور نیاز به توجه به چند نکته مهم و ضروری دارد:

    • مهمترین علل و عوامل افزایش شیوع اعتیاد در کشور در وجود مشکلات ساختاری، اقتصادی و اجتماعی به ویژه وجود انواع نابرابری‌ها، بیکاری و فقر است. به نظر می‌رسد مدیریت مصرف مواد توسط دولت به دلیل مشکلات ساختاری و تعدد مراکز تصمیم‌گیری و قدرت مراکز درمانی در نهایت بسیار پرهزینه و دشوار خواهد بود. تجربه توزیع دولتی متادون و شربت تریاک در کشور نشان از افزایش دسترسی آسان‌تر به مواد و در نتیجه شیوع بالای اعتیاد، افزایش قاچاق و نشت این داروها در بازار آزاد داشته است، مسئله‌ای که باعث شده حتی مصرف‌کنندگان تفننی نیز به مصرف متادون روی آورند.
    • به نظر می‌رسد بهتر است متخصصان، پژوهشگران و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی بیش از این‌که به دنبال تدوین و اجرای طرح‌های جدید در حوزه درمان و کاهش آسیب باشند، به حوزه پیشگیری بپردازند. در واقع اگر به جای صرف زمان و هزینه در حوزه درمان به حوزه پیشگیری، به جای کنترل و مدیریت و توزیع مواد دولتی به مدیریت و برنامه‌ریزی در حوزه پیشگیری پرداخته میشد، اکنون وضعیت کنترل اعتیاد در کشور بسیار بهتر بود. هر چند نمی‌توان برنامه‌ها و سیاست‌های اعمال شده در حوزه پیشگیری در کشور را نادیده گرفت اما حجم این برنامه‌ها در مقابل حوزه درمان بسیار کمتر است. امروزه با برخی تغییرات ساختاری و بینشی طرح‌هایی توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر در حوزه پیشگیری در حال انجام است در این میان می‌توان به طرح یاریگران ستاد اشاره کرد که امید می‌رود در آینده در کنترل و پیشگیری از اعتیاد به ویژه در دانش‌آموزان و جوانان موثر باشد.
  • جایگاه خانواده درمانی در درمان اعتیاد

    بر اساس مطالعات انجام شده، خانواده درمانی در افراد مبتلاء به اعتیاد کمک می‌کند تا چرخه اعتیاد به ویژه در افرادی که با یک خانواده معتاد روبرو هستند، به نوعی قابل درمان باشد. چرا که بر اساس تحقیقات، چرخه نسبی اعتیاد از والدین به فرزندان و سپس از فرزندان به دوستان و اطرافیان، همان جامعه نزدیک فرد، شکل می گیرد. در این چرخه اعضای خانواده «زبان اعتیاد» را یاد گرفته و هنگامی که آنها روابط خود را به خارج از خانواده گسترش می دهند، با افرادی که با زبان آنها آشنا هستند و به گونه ای آنها را درک می‌کنند، ارتباط برقرار می‌کند. نکته مهم در این است که جستجوی افرادی که دارای این زبان مشترک هستند انتخابی آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه عمیق عاطفی است. به عنوان مثال وقتی از شخص پرسیده می شود، چرا با فرد معتاد ارتباط برقرار می کنی؟ پاسخ این است: او با همان زبان من صحبت می کند. زبان او، همان جهان ذهنی فرد است که تفکر اعتیادآور از دوران کودکی به واسطه والدین در او شکل گرفته است.

    خانواده درمانی موثر می‌تواند به عنوان یک رویکرد انگیزشی در درمان افراد وابسته با مواد به کار رود، به گونه‌ای که باعث ایجاد انگیزه و آمادگی لازم برای تغییر در رفتار فرد مصرف‌کننده مواد شود. در سه دهه گذشته مداخلات مبتنی بر خانواده در درمان سوء مصرف مواد گسترش چشمگیری داشته است. هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل نموده و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • سیاست های دولت افغانستان برای مقابله با مواد مخدر

    می ­توان سیاست­های مقابله ای با مواد که از سوی دولت­ها دارای وجاهت بین المللی است به طور کلی به چهار دسته «ممنوع سازی و تقویت ضمانت اجرای قوانین»، «امحاء و ریشه‌کنی فیزیکی مزارع خشخاش»، «برنامه ­های معطوف به کشت جایگزین» و نهایتاً «نهادسازی و جلب حمایت سیاسی نهادهای بومی» تقسیم نمود.

    با وجود قول مساعد دولت­های فرامنطقه ای و سازمان­های بین المللی برای کمک به دولت نوپای افغانستان در جهت تغییر دادن وضعیت اقتصادی این کشور و از میان بردن تولید مواد مخدر، مشخص بود که این کشور نیازمند یک استراتژی و عزم ملی و بومی برای به نتیجه رساندن این پروژه­های دشوار است. با این وجود ناکارآمدی، ضعف مفرط و نیز فساد موجود در دولت افغانستان نیز مزید بر علت شده و اجازه نداد تصمیمات اتخاذ شده و قوانینی که از تصویب گذشته بودند در عمل تأثیر چندانی ایجاد کنند. در سال ۲۰۰۶ نخستین استراتژی ملی کنترل مواد مخدر توسط دولت افغانستان تدوین شد. این سند ۸ اصل را مبنای کار خود معرفی می­کرد: آگاهی بخشی عمومی،  همکاری­های بین المللی و منطقه ای، امرار معاش جایگزین، کاهش تقاضا، تضمین اجرای قوانین، عدالت کیفری و نهادسازی.این اصول برای حمایت از چهار اولویت استراتژی تعریف شده بودند: قطع کردن تجارت مواد مخدر، تقویت کردن و تنوع بخشیدن به روش­های امرار معاش قانونی روستایی، کاهش تقاضا برای مواد مخدر غیرقانونی و درمان مصرف کنندگان مواد مخدر و نیز نهایتاً توسعه نهادهای دولتی[۱].

    این استراتژی سپس و در سال ۲۰۱۵ مورد بازنگری قرار گرفت و سه هدف اصلی را برای خود تعیین کرد: اولاً کاهش سطح کشت خشخاش، ثانیاً کاهش تولید و قاچاق تریاک و ثالثاً کاهش تقاضای مواد مخدر غیرقانونی در افغانستان.این اهداف در واقع بازتاب دهنده اصول استراتژی پیشین بود، از جمله نهادینه کردن جایگزین­های قانونی به جای خشخاش، امحای هدفمند، افزایش ظرفیت­های ممنوعیت و ضمانت اجرای قوانین، اقدامات ضد پولشویی، همکاری­های بین المللی و منطقه ای و نیز گسترش درمان و پیشگیری از مصرف مواد مخدر و نیز تشکیل پویش­های اطلاع رسانی عمومی.

     

    سال میزان امحاء مزارع خشخاش (به هکتار)
    ۲۰۰۳ ۲۱٫۴۳۰
    ۲۰۰۴ -*
    ۲۰۰۵ ۵٫۱۰۳
    ۲۰۰۶ ۱۵٫۳۰۰
    ۲۰۰۷ ۱۹٫۰۴۷
    ۲۰۰۸ ۵٫۴۸۰
    ۲۰۰۹ ۵٫۳۵۱
    ۲۰۱۰ ۲٫۳۱۶
    ۲۰۱۱ ۳٫۸۱۰
    ۲۰۱۲ ۹٫۶۷۲
    ۲۰۱۳ ۷٫۳۴۸
    ۲۰۱۴ ۲٫۶۹۲
    ۲۰۱۵ ۳٫۷۶۰
    ۲۰۱۶ ۳۵۵
    ۲۰۱۷ ۷۵۰
    ۲۰۱۸ ۴۰۶

    جدول ۴: مقایسه میزان اجرای سیاست امحاء در سال­های مختلف در افغانستان

    در سال ۲۰۱۸ نیز روی هم رفته ۴۰۶ هکتار خشخاش توسط استانداری­های افغانستان امحاء شده، که این میزان نسبت به سال ۲۰۱۷، ۴۶ درصد کاهش را نشان می­دهد. گزارش UNODC در سال ۲۰۱۸ به طور کلی ۴۸۸۵ مزرعه در ۱۵۲ روستا که در ۴ ولایت (کنر، ننگرهار، قندهار و بدخشان) واقع شده بودند مورد امحاء قرار گرفته اند. در سال  ۲۰۱۷ اما سیاست ریشه کنی در ۳۱۷ روستا (۷٫۲۷۱ مزرعه) به اجرا درآمده بود که ۱۴ ولایت را شامل می­شد. بیشترین میزان امحاء در سال ۲۰۱۸ در ولایت ننگرهار با ۳۰۱ هکتار به ثبت رسیده و پس از آن بدخشان با ۸۵ هکتار در جایگاه دوم قرار دارد. در سال ۲۰۱۸ نیز ولایت هلمند که در صدر ولایات تولید کننده خشخاش قرار دارد، برای دومین سال پیاپی به دور از سیاست ریشه کنی ماند[۲].

    به رغم این‌که مساحت زیرکشت خشخاش در سال ۲۰۱۷ با افزایش ۶۳ درصدی به‌نسبت سال ۲۰۱۶ میلادی به یک رکورد جدید (۳۲۸ هزار هکتار) دست یافت[۳]، در سال ۲۰۱۸ سطح زیر کشت با سیر نزولی روبه‌رو بود و با کاهش ۲۰ درصدی به مرز ۲۶۳ هزار هکتار رسید[۴]. با نگاهی اجمالی به مطالعات و سنجش‌های نظام‌‌مند صورت‌گرفته پیرامون میزان کشت و تولید مواد در افغانستان از آغاز (۱۹۹۴) تا کنون، درمی‌یابیم طی دو سال پیاپی گذشته، نه‌تنها اقدامات و برنامه‌های بین‌المللی در راستای کاهش کشت و تولید مواد در افغانستان با موفقیت همراه نبوده، بلکه تا حد قابل توجهی با شکست مواجه شده است. اما این‌که چه عواملی دست ‌به دست هم داده که کشت خشخاش چنین رشد بی‌سابقه­ای را تجربه کردهاست، بی شک نمی‌توان تنها از یک علت خاص نام برد. این عوامل ماهیتی پیچیده و متنوع دارند. عوامل جغرافیایی، چالش‌های مرتبط با حاکمیت قانون از جمله بی‌ثباتی سیاسی،  فقدان و ضعف کنترل دولتی، عوامل اجتماعی اقتصادی از جمله کمبود فرصت‌های شغلی و کاریابی، مشکلات معیشتی، عدم نظام آموزش و پرورش با کیفیت و دسترسی به بازار و خدمات مالی از جمله عواملی هستند که دست به دست هم‌داده میزان آسیب‌پذیری کشاورزان افغانستانی را در برابر کشت خشخاش افزایش داده­اند[۵]. از دیگر عواملی که منجر به تشدید وضعیت موجود در افغانستان شده‌است، تغییر راهبرد دولت افغانستان در معطوف‌سازی تلاش‌ها در مقابله با عناصر ضددولت[۶] (AGE) در نواحی پرجمعیت است. این دگردیسی راهبردی جمعیت روستایی را در برابر نفوذ عناصرضد دولت آسیب‌پذیرتر کرده‌است[۷].

    پی‌نوشت‌ها:

    برگرفته از اطلس مخدری افغانستان تولید شده توسط موسسه کادراس _ مرداد ۱۳۹۸

    [۱] .The Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction (SIGAR) quarterly report, June 2018

    *برای سال ۲۰۰۴ در هیچ یک از گزارش های UNODC و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان رقم دقیقی از مزارع امحاء شده ارائه نشده است.

    [۲].Afghan Opium Survey, 2018

    [۳]  کادراس (۱۳۹۷). برگردان ۳  پیشمایش تریاک افغانستان ۲۰۱۷: کشت و تولید. تهران: هم‌اندیشی جهانی راه برتر

    [۴].UNODC/ MCN (2018). Afghanistan Opium Survey 2018 Cultivation and Production. UNODC Research

    [۵].UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research

    [۶].Anti-government element

    [۷].ibid: 4

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • تعداد معتادان جهان به ۲۶۹ میلیون نفر رسید

    همه ساله همزمان با روز جهانی مبارزه با مواد، دفتر مقابله با جرم  و مواد سازمان ملل بر اساس تحولات و روندهای جهانی گزارشی تحت عنوان «گزارش جهانی مواد» منتشر می‌کند. گزارش سال ۲۰۲۰ این دفتر با توجه به همه‌گیری جهانی کرونا ویروس، علاوه بر اینکه گزارشی جامع از تاثیر کرونا ویروس بر بازار مواد روندهای جهانی آن ارائه داده است، کتابچه‌ی دوم را به بررسی روند و تحولات انواع مواد مصرفی، شیوع آنها، میانگین سنی و تاثیر مصرف مواد بر سلامتی  برای سال ۲۰۲۰ اختصاص داده است. همچنین طبق آمار این گزارش تعداد مصرف‌کنندگان جهان دست‌کم ۲۶۹ میلیون نفر هستند.

     بر اساس اطلاعات این کتابچه، در سال ۲۰۱۸، ۲۶۹ میلیون نفر در سراسر جهان حداقل یکبار در سال گذشته انواع مواد را مصرف کرده‌اند. این آمار دربرگیرنده ۵٫۴ درصد جمعیت جهانی بین ۱۵ تا ۶۴ است و تقریباً از هر ۱۹ نفر ۱ نفر تجربه مصرف مواد را داشته است. از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸، تعداد تقریبی مصرف‌کنندگان مواد از ۲۱۰ میلیون به ۲۶۹ میلیون رسیده است، به عبارتی بیش از یک‌چهارم یا ۲۸ درصد افزایش آمار مبتلایان در این فاصله زمانی بوده که البته باید عامل رشد جمعیت جهانی را هم در نظر گرفت. در نتیجه آمار مصرف کنندگان مواد در جهان بیش از ۱۲ درصد رشد داشته و از ۴٫۸ درصد جمعیت بزرگسالان مصرف کننده مواد در سال ۲۰۰۹ به ۵٫۴ درصد در سال ۲۰۱۸ رسیده است.

    در طول یک دهه گذشته، تنوع مواد موجود در بازار انواع مواد، موجب شده تا علاوه بر مواد سنتی گیاه‌پایه مانند کانابیس، کوکائین و هروئین، استفاده از مواد صنعتی و استفاده غیر پزشکی از داروهای تجویزی گسترش یابد. در دسترس بودن مواد بسیار قوی، افزایش و ظهور انواع مواد جدید و استفاده دائمی از آنها توسط مصرف کنندگان، چالشی جدید در حوزه پیشگیری و درمان مصرف کنندگان ایجاد کرده و اختلالات مربوط به مصرف مواد را نسبت به گذشته افزایش داده است.

    در سال های اخیر صدها مورد NPS  تولید شده است. اکثریت آنها را محرک های مبتنی بر گیرنده های آگونیست کانابیوئید مصنوعی تشکیل می‌دهند. این درحالیست که اوپیوئیدها (مشابه فنتانیل و اوپیوئیدهای تحقیقی)  نیز شمار فزاینده ای از NPS ها را تشکیل می دهد. هر گروه از NPS ها (مثلاً محرک ها) شامل طیف وسیعی از مواد شیمیایی است. بنابراین پیامدها و اثرات تخریبی مصرف آنها غیرقابل پیش‌بینی  و گاهی عواقب جدی بر سلامت انسان مانند افزایش مرگ و میرها دارد. تقاضا برای مصرف بیشتر مواد روان‌گردان جدید با توجه به ظهور انواع جدید آنها گذرا  و موقتی است و به غیر از مصرف میان برخی از مردم گروه‌های حاشیه‌ای ، جایگاه چندانی در بازار مصرف جهانی مواد ندارد. با این حال، الگوی مصرف مواد روان‌گردان‌ جدید، به ویژه گیرنده‌های آگونیستی کانابینوئید مصنوعی[۱] میان گروه‌های حاشیه‌ای، آسیب‌پذیر اجتماعی مانند افرادی بی‌خانمان و افرادی که در زندان به سر می‌برند یا به صورت مشروط بیرون از زندان هستند، مشاهده شده است.

    امروزه یکی از نگرانی‌‌های اصلی کشورها، مصرف غیرپزشکی داروهای تجویزی و دیگر مواد اپیوئید مصنوعی مانند فنتانیل است که منجر به افزایش مداوم مرگ و میر ناشی از بیش‌ مصرفی اوپیوئیدها در سال ۲۰۱۸ شده است. به نظر می‌رسد در مناطق فرعی مانند غرب، مرکز و شمال آفریقا، بازار مصرف غیرپزشکی ترامادول رشد چشمگیری داشته است.

    بیش از ۳۵ میلیون نفر از اختلالات مصرف مواد رنج می‌برند

    از بین ۲۶۹ میلیون نفری که در سال ۲۰۱۸ از انواع مواد مصرف کرده‌اند، حدود ۳۵٫۶ میلیون نفر از اختلالات مصرف مواد رنج می‌برند. به این معنا که از الگوی خطرناک مصرف مواد پیروی یا اینکه برای مدتی آن را تجربه کرده‌اند و در نتیجه نیاز به درمان دارند. این موضوع مربوط به شیوع جهانی اختلالات مصرف مواد بین جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال است که شیوع آن بین این گروه سنی حدود ۰٫۷ درصد است.

    کانابیس رایج‌ترین ماده مصرفی در جهان

    در سال ۲۰۱۸، حدود ۱۹۲ میلیون نفر حدود ۳٫۹ درصد جمعیت جهانی بین ۱۵ تا ۶۴ سال مصرف‌ کننده کانابیس بوده‌اند. مصرف کانابیس در سال ۲۰۱۸ در آمریکای شمالی با ۱۴٫۶ درصد، استرالیا و نیوزلند با ۱۰٫۶ درصد و غرب و آفریقای مرکزی با ۳٫۳ درصد به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی مصرف بوده است.

    در سال ۲۰۰۹، گزارش شده است که مصرف کانابیس در  آمریکای مرکزی، آمریکای شمالی، استرالیا و نیوزلند که بازار مصرف دارند، تثبیت یا کاهش یافته است، اما با افزایش استفاده در بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیا این روند کاهشی در همان سال جبران شد. یک دهه بعد و امروز بر اساس گزارش ۲۰۲ دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، روند استفاده از کانابیس در اروپای غربی و مرکزی به طور کلی ثابت بوده و در آمریکای شمالی، آفریقا و آسیا به طور قابل توجهی با افزایش روبرو بوده است. [۲]

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] Synthetic Cannabinoid Receptor:

    نوعی از گیرنده‌های سطح سلول هستند که به خانواده گیرنده‌های پروتیین جی تعلق دارند. به وسیله سه گروه از لیگاندها فعال می‌شوند. اندوکانابینوئیدها (در بدن پستانداران ساخته می‌شود), کانابینوئیدهای گیاهی مانند تتراهیدروکانابینول و کانابینوئیدهای سنتتیک مانند HU-210. همه انواع کانابینویید محلول در چربی هستند.

    [۲] United Nation Office on Drugs and Crime,  “World Drug Report 2020”, Booklet_2. P .10-11. https://wdr.unodc.org/wdr2020/field/WDR20_Booklet_2.pdf

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است