Cudras

Tag: درمانگر

  • تعریف خانواده درمانی

    سابقه مصرف مواد در قشر بزرگی از افرادی که دچار اختلالات مصرف می‌شوند، به سال‌های نوجوانی باز می‌گردد. بر اساس تحقیقات انجام شده در اروپا شیوع مصرف انواع مواد میان جوانان (گروه سنی ۱۵ تا ۳۴ سال) در طول زندگی افراد عبارت است از: کانابیس ۳۲ درصد، کوکائین ۶ درصد، آمفتامین ۵ درصد و اکستازی ۶ درصد. بر اساس پژوهشی که در مدارس اروپا در خصوص مصرف الکل و سایر مواد اعتیادآور انجام شده است، ۱۸ درصد دانش‌آموزان ۱۵ تا ۱۶ ساله مصرف دائمی مواد غیرقانونی را گزارش داده‌اند. علاوه بر این ۵۸ درصد مراجعه کنندگان برای درمان قبل از ۲۰ سالگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده‌اند؛ همچنین شروع اولیه مصرف مواد میان نوجوانان با رفتارهای جنسی پرخطر، بزهکاری  و فرار از مدرسه در ارتباط است.

    افسردگی، عدم موفقیت در مدرسه، بیکاری، روابط ناخوشایند با همسالان و اعضای خانواده و اعتما به نفس پایین در دوره بلوغ و حتی بزرگسالی به ویژه در گروه‌های پرخطر مانند مهاجران، افراد بی خانمان و نوجوانان تحت درمان داروی و یا مبتلا به اختلالات روانی از عوامل مهمی است که آنها را به سوی مصرف مواد  و الکل سوق می‌دهد.

    آمارها نشان از آن دارد که بخش مهمی از افرادی که گرایشات مصرف مواد و رفتارهای پرخطر در آنها بیشتر است از ناکارآمدی خانواده و روابط خانوادگی رنج می‌برند. بررسی دلایل شروع مصرف مواد و همچنین الگوهای درمانی موجود حکایت از نقش بالای خانواده  و ارتباط والدین در فرزندان دارد. تا جایی که امروزه تحت از خانواده درمانی در درمان بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد استفاده می‌شود.

     

    به طور خاص در مورد اعتیاد، خانواده درمانی، درمانی یکپارچه مبتنی بر خانواده است که به ویژه برای نوجوانانی که مصرف مواد را تجربه کرده‌اند و با مشکلات مربوط به این رفتار مواجه بوده‌اند، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از خانواده درمانی کاهش علائم و تقویت عملکرد رشد روانی فرد به همراه ترمیم چندین حوزه رفتاری است.

    در این روش درمان‌گران به طور همزمان در چهار حوزه درمانی وابسته به هم فعالیت می‌کنند؛ این چهار حوزه عبارتند از:

    • حوزه بزرگسالان: با هدف توسعه توانایی های اجتماعی و رفتارهای جایگزین در مصرف مواد؛
    • حوزه والدین: درگیر شدن والدین در پروسه درمان، درگیری عاطفی و رفتاری والدین با فرزندان را افزایش می‌دهد و نظارت و نحوه تنظیم محدودیت والدین را بهبود می‌بخشد.
    • حوزه تعاملات خانوادگی: کمک به اعضای خانواده برای توسعه اجتماعی و ارتباطی مهارت‌ها؛
    • تعاملات خارج از خانواده: توسعه روابط مثبت در تمام سیستم‌های اجتماعی که در آن نوجوان شرکت دارد مانند خانواده، مدرسه و گروه همسالان.

    در واقع خانواده درمانی مجموعه‌ای از رویکردهای درمانی است که اعتقاد به ارزیابی و مداخله در سطح خانواده دارد. در این معنا، خانواده یک سیستم نظامند است که هر قسمتی از آن با قسمت دیگر دارای روابط متقابلی هستند و تغییر در هر قسمت سیستم با تغییر در سایر قسمت‌ها نیز همراه است. از این روش با استفاده از نقاط قوت خانواده برای ایجاد تغییر در طیف وسیعی از موضوعات مختلف از جمله سوء مصرف مواد استفاده می‌شود.

    خانواده درمانی در درمان سوء مصرف مواد دو هدف اصلی دارد. نخست، خانواده درمانی به دنبال استفاده از قدرت و منابع برای کمک به توسعه رفتارها، نگرش‌ها و تحول نحوه استفاده از روش‌های زندگی بدون مصرف مواد است. دوم، خانواده درمانی ارتباط بین فرد دارای وابستگی به مصرف مواد با خانواده را تقویت می‌کند.

    با این دیدگاه در خانواده درمانی واحد درمان، خانواده و یا فرد در متن خانواده است. فرد مبتلا به سوء مصرف مواد به عنوان یک سیستم در واحد خانواده در نظر گرفته می‌شود، چرا که رفتار و تفکرات او تاثیرات شدید و متعددی بر سیستم خانواده دارد. روابط افراد در نظام خانواده ناشی از علاقه و مداخله درمانی خانواده در این شرایط برای فرد معتاد برگرفته از همین علاقه  و تسهیل تعاملات خانوادگی است. به عنوان مثال رویکردهای شناختی_ رفتاری مبتنی بر این ایده است که رفتارهای ناسازگار مانند مصرف و سوء مصرف مواد از طریق تعاملات خانوادگی نامناسب تقویت می‌شود.در این شرایط درمان‌گر سعی در تغییر تعاملات و رفتارهای هدفمندی که باعث سوء مصرف مواد شده، با هدف بهبود ارتباطات و حل مشکلات و تقویت مهارت‌های مقابله‌ای دارد.

  • خانواده درمانی چیست؟

    سابقه مصرف مواد در قشر بزرگی از افرادی که دچار اختلالات مصرف می‌شوند، به سال‌های نوجوانی باز می‌گردد. بر اساس تحقیقات انجام شده در اروپا شیوع مصرف انواع مواد میان جوانان (گروه سنی 15 تا 34 سال) در طول زندگی افراد عبارت است از: کانابیس 32 درصد، کوکائین 6 درصد، آمفتامین 5 درصد و اکستازی 6 درصد. بر اساس پژوهشی که در مدارس اروپا در خصوص مصرف الکل و سایر مواد اعتیادآور انجام شده است، 18 درصد دانش‌آموزان 15 تا 16 ساله مصرف دائمی مواد غیرقانونی را گزارش داده‌اند. علاوه بر این 58 درصد مراجعه کنندگان برای درمان قبل از 20 سالگی مصرف مواد مخدر را شروع کرده‌اند؛ همچنین شروع اولیه مصرف مواد میان نوجوانان با رفتارهای جنسی پرخطر، بزهکاری  و فرار از مدرسه در ارتباط است.

    افسردگی، عدم موفقیت در مدرسه، بیکاری، روابط ناخوشایند با همسالان و اعضای خانواده و اعتما به نفس پایین در دوره بلوغ و حتی بزرگسالی به ویژه در گروه‌های پرخطر مانند مهاجران، افراد بی خانمان و نوجوانان تحت درمان داروی و یا مبتلا به اختلالات روانی از عوامل مهمی است که آنها را به سوی مصرف مواد  و الکل سوق می‌دهد.

    آمارها نشان از آن دارد که بخش مهمی از افرادی که گرایشات مصرف مواد و رفتارهای پرخطر در آنها بیشتر است از ناکارآمدی خانواده و روابط خانوادگی رنج می‌برند. بررسی دلایل شروع مصرف مواد و همچنین الگوهای درمانی موجود حکایت از نقش بالای خانواده  و ارتباط والدین در فرزندان دارد. تا جایی که امروزه تحت از خانواده درمانی در درمان بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد استفاده می‌شود.

    به طور خاص در مورد اعتیاد، خانواده درمانی، درمانی یکپارچه مبتنی بر خانواده است که به ویژه برای نوجوانانی که مصرف مواد را تجربه کرده‌اند و با مشکلات مربوط به این رفتار مواجه بوده‌اند، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از خانواده درمانی کاهش علائم و تقویت عملکرد رشد روانی فرد به همراه ترمیم چندین حوزه رفتاری است.

    در این روش درمان‌گران به طور همزمان در چهار حوزه درمانی وابسته به هم فعالیت می‌کنند؛ این چهار حوزه عبارتند از:

    • حوزه بزرگسالان: با هدف توسعه توانایی های اجتماعی و رفتارهای جایگزین در مصرف مواد؛
    • حوزه والدین: درگیر شدن والدین در پروسه درمان، درگیری عاطفی و رفتاری والدین با فرزندان را افزایش می‌دهد و نظارت و نحوه تنظیم محدودیت والدین را بهبود می‌بخشد.
    • حوزه تعاملات خانوادگی: کمک به اعضای خانواده برای توسعه اجتماعی و ارتباطی مهارت‌ها؛
    • تعاملات خارج از خانواده: توسعه روابط مثبت در تمام سیستم‌های اجتماعی که در آن نوجوان شرکت دارد مانند خانواده، مدرسه و گروه همسالان.

    در واقع خانواده درمانی مجموعه‌ای از رویکردهای درمانی است که اعتقاد به ارزیابی و مداخله در سطح خانواده دارد. در این معنا، خانواده یک سیستم نظامند است که هر قسمتی از آن با قسمت دیگر دارای روابط متقابلی هستند و تغییر در هر قسمت سیستم با تغییر در سایر قسمت‌ها نیز همراه است. از این روش با استفاده از نقاط قوت خانواده برای ایجاد تغییر در طیف وسیعی از موضوعات مختلف از جمله سوء مصرف مواد استفاده می‌شود.

    خانواده درمانی در درمان سوء مصرف مواد دو هدف اصلی دارد. نخست، خانواده درمانی به دنبال استفاده از قدرت و منابع برای کمک به توسعه رفتارها، نگرش‌ها و تحول نحوه استفاده از روش‌های زندگی بدون مصرف مواد است. دوم، خانواده درمانی ارتباط بین فرد دارای وابستگی به مصرف مواد با خانواده را تقویت می‌کند.

    با این دیدگاه در خانواده درمانی واحد درمان، خانواده و یا فرد در متن خانواده است. فرد مبتلا به سوء مصرف مواد به عنوان یک سیستم در واحد خانواده در نظر گرفته می‌شود، چرا که رفتار و تفکرات او تاثیرات شدید و متعددی بر سیستم خانواده دارد. روابط افراد در نظام خانواده ناشی از علاقه و مداخله درمانی خانواده در این شرایط برای فرد معتاد برگرفته از همین علاقه  و تسهیل تعاملات خانوادگی است. به عنوان مثال رویکردهای شناختی_ رفتاری مبتنی بر این ایده است که رفتارهای ناسازگار مانند مصرف و سوء مصرف مواد از طریق تعاملات خانوادگی نامناسب تقویت می‌شود.در این شرایط درمان‌گر سعی در تغییر تعاملات و رفتارهای هدفمندی که باعث سوء مصرف مواد شده، با هدف بهبود ارتباطات و حل مشکلات و تقویت مهارت‌های مقابله‌ای دارد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • برنامه های درمانی برای رهایی و بهبودی از اعتیاد

    مهم نیست که چه نوع اعتیادی داشته باشید، هر روزمی توانید خود را برای مقابله و مبارزه با آن آماده کنید. لذا، یافتن برنامه درمانی مناسب، بسیار مهم است. اگرچه ممکن است احساس کنید که راه دیگری جز درمان وجود نداشته باشد و اگر برنامه صحیحی را برای خود انتخاب کنید، امکان بهبودی و رهایی از اعتیاد برای شما وجود دارد.

    قدم اول، شناخت این که شما یک مشکلی دارید و اینکه می خواهید همه چیز تغییر کند. هنگامی، قادر به پذیرفتن آن هستید که قبل از آن که پا در یک مرکز درمانی یا یک دفتر مشاوره بگذارید، در واقع شما در مسیر بهبودی قدم بر می دارید. فقط بخاطر داشته باشید، هر فردی در مورد بهبودی از اعتیاد به مواد، نیازهای مختلفی دارد. در نتیجه، آنچه ممکن است برای دوست شما مفید باشد لزوماً، برای شما مؤثر نیست.

    در حالت ایده آل، یک متخصص مراقبت درمانی، متخصص درمان سوء مصرف مواد، و همچنین یک فرد قابل اعتماد از خانواده شما،  برای یافتن گزینه مناسب برای شما و تعیین اینکه کدام طرح درمانی برای شما مناسب است، با شما همکاری خواهد کرد. به طور کلی، فرد معتاد  از امکانات، مشاوره و مراکز درمانی که موفقیت را تضمین می کنند، اجتناب و دوری می کند. هم تضمین موفقیت فرد معتاد در درمان به سادگی میسر نیست و همچنین تشویق وی به مراکز درمانی امری ساده نیست. کنترل و تضمین امور فرد دیگر، امری سهل و آسانی نیست.

    انواع درمان اعتیاد

    وقتی به درمان اعتیاد رجوع می کنید، گزینه های مختلفی وجود دارد. اولین قدم برای انتخاب بهترین گزینه درمان برای شما، بررسی انواع مختلف درمان اعتیاد است.

    درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته)

    گاهاً بهترین راه برای درمان اعتیاد، بدون خانواده، دوستان، کار سپری کردن است، و همچنین هر چیزی که شما را از سوء مصرف مواد دور کند. هدف از این کار، ایجاد یک فضایی که بتوان بدون حواس پرتی از زندگی روزانه، در جهت بهتر شدن خود تمرکز کرد. بعلاوه، درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته) غالباً جایی هستند که شما احساس امنیت و حمایت می کنید. معمولاً کادر پزشکی به شما در مدیریت سم زدایی و همچنین مقابله با علائم ترک مصرف به شما کمک خواهد کرد.

    معمولاً شما را یک تیم مراقبت بهداشتی همراهی می کند که به شما در زمینه ارتقاء و تقویت برنامه درمانی کمک می کند که عموماً شامل مشاوره و همچنین جلسات گروه درمانی است. حتی از اعضای خانواده شما در جلسات خانواده درمانی دعوت به عمل می آورند.

    مجموعاً، روانشناسانی که با شما همکاری می کنند، به شما در زمینه شناخت و فهم اعتیاد و همچنین درمان هرگونه مشکلات روانی ناشی از اعتیاد که ممکن است شما به آن مبتلاء باشید، کمک خواهد کرد.

    متأسفانه، اعتیاد و مشکلات سلامت روان از جمله افسردگی یا اختلال دوقطبی، اغلب در اعتیاد هم زمان رخ می دهد. عموماً، افراد معتاد به مدت چند روز، هفته یا ماه در درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته) حضور دارند. موضوعات مهم و کلیدی آموزشی در این درمان شامل، ارتقاء عادت های بهداشتی، فراگیری مهارت های مقابله ای و تعهد به زندگی، آغاز یک زندگی دوباره بدون توجه به اتفاقات و رخدادهای گذشته.

    درمان سرپایی

    برای افرادی که از یک سیستم حمایتی موثق برای اعضای خانواده خود برخوردارند، درمان سرپایی مؤثر خواهد داد. با این روش درمان، شما می توانید در منزل زندگی کنید در حالی که به درمان خود ادامه می دهید. همچنین این درمان یک گزینه خوب برای شما است که قادر به غیبت طولانی مدت از خانه یا محل کار خود نیستید.

    با امکان درمان سرپایی، در طول روز و عصرها، می توانید از درمان بهره مند شوید، اما نه بطور شبانه روزی. در عوض، شما از امکان تیمی برخوردار می شوید که دو الی سه ساعت در هر روز از شما دیدن می کند. در درمان سرپایی، درمان مشابه در برنامه های درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته) را ارائه می دهد. در درمان سرپایی، به دلیل این که در مرکزی مستقر نیستید، رفتن به محل کار و یا مدرسه برای شما آسان تر است در حالی که در کنار آن برنامه های درمانی شما تحقق می یابد.

    چیزی را که باید به خاطر بسپارید این است که محل زندگی می بایست یک محل امنی باشد. اگر به مصرف مواد وسوسه می شوید، در حالی که تحت درمان هستید و در منزل زندگی می کنید، درمان سرپایی ممکن است ثمربخش نباشد و نیازمند یافتن سایر گزینه های درمان باشید.

    درمان روزانه / درمان دوره بستری

    این نوع از برنامه درمانی مشابه برنامه درمانی سرپایی است که به شما اجازه اجرای درمان در منزل را می دهد، اما به طور کلی زمان بیشتری برای اجرای آن وجود دارد. تقریباً مشابه مرکز درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته)، شما همان درمان سم زدایی، ترک مصرف، مشاوره حمایتی به مدت 7 الی 8 ساعت در هر روز را دریافت خواهید کرد. همچنین با پزشک، درمانگر و روانشناس در طول روز سر و کار خواهید داشت.

    در بعد از ظهر، یا در جلسات 12 مرحله ای و یا در کلاس های آموزشی مهارت زندگی شرکت خواهید کرد. والدین یا سرپرستان فرد معتاد، این گزینه را مفید ترین گزینه می دانند.

    انجمن های ترک اعتیاد

    بسیاری اوقات افرادی که با اعتیاد دست و پنجه نرم می کنند، فراموش کردن برنامه درمان شبانه روزی (بازپروری 24 ساعته) بی خطر و ایمن، مشکل است و بهبود یافته محل درمان خود را ترک کرده و فوراً به منزل خود باز می گردند. بعضی اوقات، نیاز است که این افراد به آرامی به گذشته بدون مواد خود باز گردند و انجمن های ترک اعتیاد در این زمینه به این افراد کمک می کنند.

    اگرچه شما ممکن است احساس کنید که تغییر کرده اید، ممارست و تمرین همه مهارت های جدید که فرا گرفته اید، گاهاً در محیط ترک اعتیاد، آسان تر است.

    در این موقعیت، یعنی در یک محیط ترک اعتیاد امن و ایمن، جایی که هیچ موادی شما را وسوسه نمی کند، شما در تمرکز بر حفظ اعتدال خود ادامه می دهید.

    از دیگر مزایای انجمن های ترک اعتیاد این است که شما می توانید به یادگیری زندگی سالم و مهارت های مقابله ای ادامه دهید، در حالی که در جلسات 12 مرحله ای و گروه درمانی مشارکت منظم دارید. در این نوع از انجمن ها، گاهاً در جدایی از دوستان ناباب مفید هستند و یک تعادلی در زندگی شما برقرار می کند که مدیریت و کنترل مطالبات خود به روش سالم را فرا می گیرید.

    چه چیزی درمان اعتیاد را مؤثر می کند؟

    بر اساس مؤسسه ملی سوء مصرف آمریکا، اعتیاد یک اختلال پیچیده است که می تواند تقریباً همه جنبه های زندگی فردی را در بر بگیرد. به دلیل پیچیدگی و فراگیر بودن مقوله اعتیاد، لذا درمان آن نیز چند وجهی می باشد.

    بعضی جنبه های برنامه درمانی مستقیماً بر روی اعتیاد مواد تمرکز دارد در حالی که برخی جنبه های دیگر بر روی این امر تمرکز دارد تا فرد معتاد را به عنوان یک عضو مؤثر جامعه تبدیل کند. این جنبه های برنامه درمانی ممکن است شامل آموزش اشتغال و آموزش اولیه اصول خود مراقبتی باشد مثلاً  این که چگونه بدون گرایش به مصرف مواد، موقعیت های استرس آور را مدیریت و کنترل کنیم.

     

    در این بخش، بعضی اصول اولیه برای درمان مؤثر اعتیاد ارائه شده است:

     

    اعتیاد یک بیماری پیچیده است اما قابل درمان، که بر مغز و رفتار فرد مصرف کننده تأثیر می گذارد. بنابراین، مصرف مواد ساختار و عملکرد مغز یک فرد معتاد را کاملاً تغییر می دهد. در نتیجه، این تغییرات اغلب پس از ترک سوء مصرف مواد، دائمی و بلند مدت هستند. این امر این موضوع را تشریح می کند که چرا افراد معتاد در معرض خطر بازگشت به مصرف مواد هستند.

     

    در زمینه درمان اعتیاد، یک درمان برای همه افراد وجود ندارد. به یاد داشته باشید که درمان بسته به فرد مصرف کننده و همچنین نوع ماده مصرف شده، متفاوت است. بنابراین، مهم است که درمان مدنظر با نیازها و مشکلات فرد مطابقت داشته باشد. انجام این کار به افزایش احتمال موفقیت فرد کمک خواهد کرد.

     

    درمان اعتیاد باید به راحتی در دسترس باشد. برای موفقیت در درمان، در زمانی که شخص عنوان می کند که اعتیاد دارد و آمادگی برای درمان را دارد، خدمات مورد نیاز باید در دسترس باشد. تأخیر در کمک به فرد معتاد باعث می شود که ذهن وی برای ورود به یک برنامه درمانی جهت ترک مصرف، تغییر کند.

     

    یک برنامه درمانی مؤثر به همه جنبه های فرد اشاره می کند و نه فقط به موضوع اعتیاد. افراد مبتلاء به اعتیاد، مشکلات فراتر از اعتیاد دارند. افرادی دارای احساس، امید و نیاز هستند. یافتن یک برنامه درمانی که بیشتر به موضوع اعتیاد بپردازد، امری مهم و حیاتی است. بسیار یاز مواقع، این افراد نیز نیازمند درمان روانی، مشاوره، کمک های حقوقی ، آموزش های حرفه ای و دستورالعمل های تغذیه ای هستند.

     

     درمان اعتیاد یک درمان کوتاه مدت و فوری نیست. لذا، مهم است که افراد معتاد در دوره درمانی خود، زمان مناسب را رعایت کنند. البته هیچ زمانی مشخصی که فرد باید در درمان خود صرف کند، وجود ندارد. اما اکثر مطالعات در این باره نشان می دهد که افراد معتاد حداقل نیازمند 3 ماه دوره درمانی هستند تا سوء مصرف مواد آن ها به طور قابل توجهی کاهش یا متوقف شود.

    بهترین نتایج، زمانی رخ می دهد که درمان بلند مدت صورت گیرد. اعتیاد یک مشکل پیچیده است و بهبودی آن غالباً یک فرآیند بلند مدت و طولانی خواهد بود.

     

    شناخت درمانی (شناخت-رفتار درمانی)، رایج ترین درمان های مورد استفاده برای اعتیاد محسوب می شود. شناخت درمانی می تواند شامل مشاوره فردی، خانوادگی و گروهی باشد. مجموعاً، کانون توجه این درمان ها بسته به هر فردی متفاوت است. مثلاً یک فردی که اعتیاد دارد نیازمند انگیزه برای تغییر می باشد و لذا از طریق این درمان از انگیزه های خودداری و پرهیز از مصرف، بهره مند می شوند.

    همچنین این افراد از وجود مهارت های لازم برای مقاومت در برابر وسوسه های درونی خود بهره مند شوند و همچنین این موضوع را فرا بگیرند که چگونه فعالیتهای انگیزشی دیگر را با مصرف مواد جایگزین کنند.

     

    داروها جزء مهمی از درمان محسوب می شوند. برای بسیاری از بیماران، داروهای تجویزی طبق دستور مشاور و سایر داروهای رفتار درمانی، یک عنصر مهم مؤثر درمانی تلقی می گردد. مثلاً، متادون، بوپرنورفین و نالترکسون اغلب برای افرادی که به هروئین یا دیگر اوپیوئیدها (افیون) اعتیاد دارند، تجویز می شود. این داروها غالباً به این افراد کمک می کند تا زندگی خود را تثبیت کنند بنابراین می توانند الگوهای رفتاری خود را تغییر دهند.

     

    ارزیابی و اصلاح برنامه درمانی، امری ضروری است. یک  فردی که یاد می گیرد که چگونه با اعتیاد مقابله کند و دوباره زندگی خود را مدیریت و کنترل کند، همان فرد نیازهای خود را به دلیل وجود برنامه درمانی، تغییر خواهد داد. در نتیجه،  ارزیابی این که شرایط چگونه پیش می رود و در صورت لزوم چه تغییراتی ایجاد خواهد شد، مهم است.

     

    افراد مبتلاء به اعتیاد با مشکلات مربوط به سلامت روان درگیر هستند. زمانی اعتیاد و مشکلات روانی بروز می  کند که این دو بیماری همزمان رخ دهد. در نتیجه، فردی که اعتیاد دارد، می بایست برای مشکلات سلامت روان خود مورد ارزیابی قرار گیرد. هنگامی که این دو بیماری باهم صورت می گیرد، می بایست هر دو بیماری به عنوان دو بیماری مجزا درمان شوند.

     

    به خاطر بسپارید که سم زدایی با کمک و از طریق پزشک معالج، تنها اولین قدم برای درمان اعتیاد است. به خودی خود، تغییر چندانی در مورد مصرف طولانی مدت مواد وجود ندارد. در نتیجه، افرادی که به مواد اعتیاد دارند می بایست پس از اتمام سم زدایی، یک برنامه درمانی دنبال کنند تا بتوانند مکانیسم های مقابله سالم را یاد بگیرند.

     

    برای اثربخشی، همیشه لازم نیست، درمان، داوطلبانه صورت گیرد. در بعضی موارد، به دلیل سیستم قضایی ، الزامات خانوادگی فرد معتاد یا به دلیل درخواست محل کار وی، درمان به وی تحمیل می شود، در این شرایط، در حقیقت درمان موفق تری صورت خواهد گرفت. فشار بیشتر به بعضی افراد، برای ترک مصرف مواد، لازم است.

     

     اشتباه و لغزش اغلب در طول درمان رخ می دهد. همیشه ایده خوبی است که برنامه درمانی شامل یک عاملی باشد که میزان مصرف مواد در آن پایش و نظارت شود. دانستن این امر که افراد معتاد پایش و نظارت می شوند، می تواند یک انگیزه قوی برای این  افراد باشد که از مصرف مواد اجتناب کنند.

    همچنین نظارت، هشدار اولیه در مورد بازگشت به مصرف مواد را نیز می دهد. زمانی این هشدار داده می شود، که برنامه درمانی به سمت نیازهای فرد معتاد جهت بهتر شدن، تغییر یابد.

     

    برنامه های درمانی، بخاطر بیماری های عفونی، می بایست شامل آزمایشات روزمره باشد. این آزمایشات شامل آزمایشاتی مانند اچ.آی.وی/ایدز، هپاتیت، سل و سایر بیماری ها می شود. برای افراد معتادی که دچار هیچ بیماری عفونی نشده اند، می توانند کاهش خطرات ناشی از بیماری عفونی را فرا بگیرند. برای افراد معتادی که دچار عفونت شده اند، به آن ها آموزش های لازم داده می شود تا بیماری خود را مدیریت کنند.

    سخن آخر

    این که کدام نوع از درمان را انتخاب می کنید، مهم نیست، مهمترین موضوع این است که به برنامه درمانی خود متعهد و پایبند باشید و تصمیم به ترک و پاکسازی مواد از بدن خود کنید. یک برنامه درمانی فقط به اندازه کار و تعهدی که به آن پایبند هستید، می تواند مفید و مؤثر واقع شود. اگر نمی خواهید دستورالعمل های برنامه درمانی را رعایت کنید، گزینه درمانی که انتخاب می کنید، هیچ تأثیر و اثری نخواهد داشت- یعنی جواب نخواهد داد. به همین دلیل، شما باید یک گزینه درمانی که متناسب با زندگی شما و آنچه که نیاز شما برای بهتر شدن دارد، را انتخاب کنید. این امر آسان نخواهد بود،  اما به خاطر بسپارید که همه تلاشهای شما به سمت سالم تر شدن شما گرایش پیدا خواهد کرد.

     

    منابع:

     

    https://www.verywellmind.com/finding-the-right-addiction-recovery-4588438

     

  • رهایی از تفکر اعتیادآور

    در نوشتار قبل با عنوان «تفکر اعتیادآور[۱]»، ویژگی ها و خطاهای ذهنی را برشمردیم و دانستیم که نوع خاصی از طرز فکر اعتیادآور در بیشتر افراد مبتلا به سوءمصرف مواد مشترک است. در واقع آنچه تفکر اعتیادآور را در یک شخص درونی می کند، اتصال بین افکار و احساسات با رفتار یک فرد است. از این رو صاحبنظران حوزه دانش اعتیاد معتقدند، هرچند حوزه ترک و بهبودی با چالش های زیادی مواجه است اما افرادی به بهبودی کامل و بودن بازگشت رسیده اند که توانسته اند رفتارها و تفکرات خود از موضع اعتیاد حتی نحوه زندگی خود را تغییر دهند. درمانگران حرفه ای معتقدند، موفقیت در درمان یک فرد معتاد به کسب اعتماد و تغییر تفکر او وابسته است. از این رو فرمول زیر را در درمان موفق پیشنهاد می دهند:

     

         بهبودی= ترک کردن + تغییر و درمان تفکر اعتیاد آور

    سوال مهم این است که بسیاری از درمانگران  و روان کاوان این حوزه بر این امر آگاهند که رسیدن به بهبودی با تغییر در تفکر و بینش همراه است، اما چرا تاکنون با وجود روش ها و داروهای متعدد برای درمان، مسیر بهبودی و بازگشت فرد به جامعه چندان نتیجه بخش نبوده است؟

    در اینجا ذکر دو نکته ضروری است؛ نخست: فرد مبتلا به سوء مصرف مواد تنها درگیری جسمی ندارد بلکه از لحاظ روحی و روانی به شدت به خصوص با مواد روان گردان و توهم زا در جنگ است. از این رو درمانگران و متخصصان حوزه اعتیاد قبل از هر چیزی باید به ذهن و درگیری های او توجه و سعی در تغییر واقعیت شکل گرفته در ذهن فرد معتاد داشته باشند. دوم: با شناخت ویژگی های طرز فکر اعتیادآور برای هر جامعه ای راهی برای دو حوزه مهم پیشگیری و درمان گشوده می شود. بسیاری از افراد که در بزرگسالی مبتلا به سوءمصرف مواد و عوارض شدید آن هستند مصرف مواد را از نوجوانی و جوانی شروع کرده اند، اینها همان هایی اند که تفکر اعتیادآور درونشان نهادینه شده است. به طور خلاصه عناصر اصلی تفکر اعتیادآور[۲] عبارت است از: تفکر مطلق، تعمیم بیش از حد، شخصی سازی، عدم اعتماد به نفس، بدبینی و عدم اعتماد به دیگران، ارتباط ضعیف و شکننده با خانواده و خویشاوندان، کوچک شمردن استعدادها و بزرگ کردن ناکامی ها و شکست ها و..

    پاسخ به این دغدغه که چطور تفکر اعتیادآور ساخته می شود و در شخصیت یک فرد نهادینه می شود، بسیار سخت و پیچیده است. از آنجا که وابستگی به مواد یا هر چیزی که منجر به اعتیاد شود، یک درگیری چندوجهی که از ترکیب پیچیده ای از عوامل جسمی، روانی و اجتماعی تشکیل شده و درک نحوه پیدایش این تفکر و عوامل شخصیتی آن می تواند نقطه گم شده حوزه درمان و پیشگیری از اعتیاد باشد.

    یکی از قانع کننده ترین نظریه ها در پیدایش تفکر اعتیادآور توسط سدلاک[۳] مطرح شده است. سدلاک تفکر اعتیاد را ناتوانی فرد در اتخاذ تصمیم درست برای خود می داند. اما نکته مهم این است که این وضعیت یک ناتوانی اخلاقی در قدرت اراده فرد نیست، بلکه یک بیماری در اراده فرد و ناتوانی او در استفاده از اراده است. ویژگی خاص تفکر اعتیادآور، ناتوانی در دلیل آوردن برای خود است. اما این ناتوانی چطور ایجاد می شود؟ این ناتوانی در ضعف برای دلیل آوردن است، توانایی دلیل آوردن در مورد هر امری نایازمند عوامل خاصی است. اول اینکه فرد باید از واقعیت آگاهی کافی و مهارت کافی داشته باشد. به عنوان مثال شخصی که از میزان صدمات حاصل از مواد مخدر و الکل آگاهی ندارد و مهارت های آن توسط خانواده و سیستم آموزشی آموخته نشده ، نمی تواند در مورد استفاده از آن به شکلی درست دلیل بیاورد.

    دوم، یک فرد هموراه برای تصمیم گیری هایش با ارزش ها و اصول حاکم بر ذهن و زندگی خود روبرو است. این ارزش ها و اصول از فرهنگ و خانه و خانواده فرد حاصل شده است. خانواده، جامعه و نظام آموزشی نقش مهمی در نهادینه کردن ارزش های حاکم دارند، به عنوان مثال در جامعه ما نوشیدن الکل یا استفاده از مواد با منع شرعی و عرفی همراه است، اگر این امر طوری در فرد نهادینه شود که فرد در صورت استفاده از آنها دچار سرخوردگی از انتظارات و ناامیدی شود، در این صورت بخش مهمی از تفکر اعتیادآور در او پاک شده است.

    سوم، فرد باید تصویری سالم و غیر آشفته از خود داشته باشد. به عنوان مثال کودکان در ابتدا در این دنیای بزرگ احساس ناامنی و تهدید می کنند. منبع اصلی احساس امنیت در کودکان، بزرگسالان یعنی پدر و مادر آنها هستند. اگر رفتار پدر و مادر به گونه ای باشد که کودک آنها را غیرمنطقی، غیر منصف و خودسر ببیند، دچار اظطراب و استرس دائمی می شود که برای او غیر قابل تحمل است. گاهی والدین از کودکان خود توقعاتی دارند که از حد توانایی کودک فراتر است و عدم توانایی در انجام آن توقع در کودک احساس بی لیاقتی ایجاد می کند؛ از طرف دیگر ممکن است والدین بیش از حد برای فرزندشان کار انجام دهند و به کودکان اجازه ندهند روی پای خودشان بایستاند. این کودکان به هیچ وجه قادر نخواهند بود عزت نفس کسب کنند و به هیچ کس جز خانواده و افراد محدودی اعتماد نمی کنند. نتیجه این امر شکل گیری دو ویژگی تفکر اعتیادآور یعنی اعتماد نفس پایین و عدم اطمینان به دیگران است. تحقیقات نشان داده بسیاری از تفکرات آشفته لزوماً با مصرف مواد مرتبط نیست، اما برای مثال ترس از طرد شدن، اظطراب، انزوا، ناامیدی و غزت نفس پایین، اینها بسیاری از ویژگی های طرز تفکر اعتیادآور است که در نتیجه تصویر آشفته ساخته شده فرد در کودکی رشد یافته و به ویژگی شخصیتی او تبدیل شده است[۴].

     

    بهبودی از تفکر اعتیادآور

    در نوشتار «آگاهی والدین و برنامه های پیشگیرانه[۵]» ده روشی به ویژه برای کودکان و نوجوانان معرفی شد که با آموزش آن توسط خانواده و نهادهای آموزشی امر پیشگیری از اعتیاد و شکل گیری از تفکر اعتیادآور به طور نسبی محقق می شود. به طور خلاصه این ده روش شامل، ارتباط مستمر والدین با دوستان فرزندان، نظارت بر زندگی آنها، عدم قضاوت ایجاد ارتباط تعاملی، مشخص کردن حد و مرزهای رابطه والد و فرزندی، مهارت نه گفتن و… است. اما آنچه در این مطلب می گنجد ارتباط بین کیفیت مهارت ها و نحوه تربیت کودکان،آموزش صحیح مهارت های پیشگیرانه توسط خانواده ها و نظام آموزشی و شکل گیری تفکر اعتیادآور است.

    خانواده ها نقش بسیار مهمی در فراهم کردن بستر ویژگی های تفکر اعتیادآور و آموزش مهارت های پیشگیرانه دارند. این آموزش ها در دوران کودکی اولیه و میانه با پرورش رفتارهای هدفمند، آموزش های مهارت تصمیم گیری و حل مسئله و جلوگیری از بروز اختلالات ذهنی مانند، اظطراب، اختلال کنترل  و اختلالات روانی آغاز می شود. بر اساس تحقیقات، آغاز اختلالات ذهنی که از دوران کودکی اولیه در خانواده های مظطرب و آشفته شروع می شود در کودکی میانه که کودک بیشتر وقت خود را در مدرسه  و با همسالان می گذرانند، مانع از ایجاد پیوند سالم کودک با مدرسه، بازی مشارکتی با همسالان و یادگیری تطبیقی می شود. نتیجه تحقیقات نشان داده که کودکان خانواده های ناکارآمد در این دوره اغلب شروع به معاشرت با همسالان منحرف و گروه دوستان پرخطر خود می کنند و هر چه بیشتر در معرض خطر تصمیم های منفی همچون، مصرف مواد، الکی و انجام فعالیت های غیر قانونی قرار دارند.

    در ادامه کودک با ورود به مرحله نوجوانی با گسترش روابط خود با افراد و نهادهایی فراتر از آنچه در کودکی تجربه کرده در معرض رفتارها و عقاید جدید قرا می گیرد و زمان آزمودن نقش ها، مهارت ها و مسئولیت های بزرگسالی که در کودکی آموزش دیده، فرا می رسد. در افرادی که تفکر اعتیادآور شکل گرفته درست در این مرحله که نوجوان به ایفای نقش های بزگسالی و کسب استقلال بیشتر می پردازند، می تواند بستر مناسبی برای اخذ تصمیمات ناگهانی و انجام رفتارهای پر خطر مانند، مصرف سیگار، الکل و مواد غیرقانونی فراهم شود. از سوی دیگر در این دوره اگر نفوذ والدین با آموزش مهارت های زندگی و ارتباطات زندگی که از دوران کودکی شروع شده، چشمگیر باشد و باورهای ایمنی مبتنی بر هنجارهای اجتماعی و نگرشی سالم نسبت به انواع مواد آموزش داده شده باشد، از عوامل مهم محافظتی در برابر مصرف مواد و رفتارهای پرخطر است.

    چطور از تفکر اعتیادآور به طور نسبی بهبودی یابیم؟ همانطور که در بالا گفته شد، یکی از مهمترین وجوه تفکر اعتیادآور، تصویر آشفته فرد از خود است. فرد معتاد از خود تصویری آشفته دارد. به این معنا که به چند شکل مختلف به شدت نسبت به خود احساس بی لیاقتی می کند، بخشی از این احساس حاصل تربیت او در کودکی در نتیجه رفتار والدین او و بخشی دیگر به دلیل برداشت متفاوت او از اعتیاد است. مهمترین ویژگی شخصیتی تفکر اعتیادآور، عزت نفس به شدت پایین است. اگر عزت نفس پایین اصلاح نشود، برای فرد دارای تفکر اعتیادآور مشکل یا حتی غیرممکن است بازپروری را ادامه دهد و ممکن است فرد دچار اختلال روانی و به یک اعتیاد دیگر روی آورد.

    همچنین یک فرد معتاد از خود تصویری منفی در ذهن دارد، لازم است که معتاد باور کند انسان بالیاقتی است. در واقع بسیاری از افراد به مواد وابسته می شوند، چون احساس می کنند نمی توانند با محیط و انسان های اطراف خود سازکار شوند. باید به آنها یاد داد توانایی های سالم و بالقوه ای برای سازگاری با محیط بعد از بهبودی دارند که می تواند واقعیت دیگری از زندگی را به آنها معرفی کند.

    بنابراین آموزش صحیح مهارت های زندگی به کودکان، ارتباط عمیق فرزندان با والدین، آگاهی والدین از روش های تربیتی و پرورشی مانع مهمی در شکل گیری تفکر اعتیادآور است که نقش مهمی در پیشگیری از اعتیاد دارد. در ادامه در مسیر بهبودی معتادان درمان طرز فکر اعتیادآور مهمترین امر در ترک و عدم بازگشت دوباره به مصرف مواد است.

     

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] . http://cudras.ir/1398/02/07/تفکر-اعتیاد‌آور

    [۲]همان

    [۳] David Sedlak

    [۴] نگاه کنید به کتاب: طرز فکر اعتیادآور، ترجمه صرامی و عصاره، انتشارات کتاب ارجمند، سال ۱۳۹۲٫

    [۵]  مراجعه کنید به مطلب آگاهی والدین و برنامه های پیشگیرانه، لینک مطلب: http://cudras.ir/1397/12/27

    برای مطالعه دیگر با موضوع «شخصیت اعتیادآور» کلیک کنید
    
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است