Cudras

Tag: روانپزشکی

  • جست‌وجوی درمان کاذب برای بیماری‌ها عامل اعتیاد برخی افراد است

    موسسه کادراس در راستای اهداف پژوهشی خود، به منظور آگاهی رسانی موثر در مورد تاثیر مداخلات روانپزشکی و روانشناسی بر درمان اعتیاد، گفت‌وگوی مفصلی با آقای دکتر شریفی، روانپزشک و رئیس انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران انجام داده که بخش‌های این گفت‌وگو به صورت پیاپی در روزهای آینده منتشر خواهد شد. در ادامه به بخش اول این گفتگو خواهیم پرداخت.

    به نظر شما ارائه خدمات روان‌درمانی و مشاوره درمانی در کاهش آمار عود اعتیاد در کشور برای افراد در حال درمان چقدر موثر است؟

    دکتر علی شریفی: من اعتقاد دارم که در اکثریت قریب به اتفاق مبتلایان به سوء مصرف مواد، یک اشکال روانپزشکی (اضطراب، افسردگی، ترس اجتماعی، وسواس فکری،…) وجود دارد و فرد برای رهایی از رنج یک «بیماری واقعی» دست به دامان یک «درمان کاذب» می‌شود و به دلیل رفع موقت علائم بیماری عصبی‌اش و خاصیت اعتیادآوری مواد مخدر، در دام اعتیاد می‌افتد. بنابراین مهم است که بیماری واقعی شخص، تشخیص داده شود و مورد درمان قرار گیرد. حتی گاهی بیماری یک فرد دیگر خانواده که درمان نشده باعث فشار به اعصاب فرد در معرض اعتیاد می‌شود و برای رهایی از فشار عصبی، پای مواد مخدر به زندگی فرد باز می‌شود.
    در جواب سوال شما می‌شود گفت که خدمات روان‌درمانی  و روانپزشکی می‌تواند در اکثریت معتادان باعث جلوگیری از عود اعتیاد شود، مگر در کسانی که وضعیت محیطی و خانوادگی‌شان مجدداً بیماری عصبی در فرد سابقاً معتاد ایجاد کند.

    همین جا گلایه‌ای را که از رسانه ملی دارم، تکرار می‌کنم در فرهنگ‌سازی برای مراجعه به روانشناسان و روانپزشکان از طریق فیلم‌ها، سریال، … کم‌کاری شده است بلکه در زمان‌هایی دقیقاً نقض غرض شده است مثلاً استفاده مکرر از کلمه بسیار توهین‌آمیر «روانی» در بسیاری از برنامه‌های تولیده شده رسانه ملی باعث تشدید «انگ» بیماری روانپزشکی می‌شود و هزینه معنوی مراجعه به روان‌شناسان و روانپزشکان را افزایش می‌دهد، گویی همه ارگان‌های بدن انسان حق مریض شدن دارند ولی « مغز » ندارد.

    دکتر علی شریفی، روانپزشک و رئیس انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران، در بخش دوم گفت‌و‌گو با موسسه کادراس در پاسخ به این سوال که چطور می‌توان مراکز درمان در ایران را از ارائه خدمات درمانی صرف پزشکی و جسمی به سوی درمان ذهنی و رفتاری سوق داد، گفت:

    یک اشکال جدی که در سیستم مراکز ترک اعتیاد (سوء مصرف مواد) در ایران وجود دارد، همین « تک بعدی» نگاه کردن به موضوع و کم اهمیت شمردن وضعیت روانپزشکی فرد است، اینکه گمان کنیم با صرف « اصطلاحاً سم‌زدایی» یا « جایگزین یک مخدر ضعیف به‌جای مخدر قوی» (مثلاً متادون به جای هروئین) فرد معتاد را «درمان» کرده‌ایم اشتباه بزرگی است و همانطور که در سوال قبلی عرض شد، مهمترین مطلب، تشخیص «گرفتاری عصبی» شخص است که برای تخفیف علائم آن بیماری، شخص به دام اعتیاد افتاده است.

    به نظرم باید هنگام دادن مجوز جهت تاسیس «مراکز ترک سوء مصرف مواد»، حضور روان‌شناس بالینی در کنار پزشک به عنوان شرط اساسی مدنظر قرار گیرد. (علت تاکید بر گرایش بالینی، توانایی روان‌شناس برای تشخیص اضطراب، افسردگی، وسواس، فوبی‌ها، …. است). به این ترتیب می‌توان همزمان با کارهای فیزیکی و مکانیکی ( مثل جایگزینی مواد کم ضررتر به جای مواد خطرناک ) اساس موضوع نیز درمان شود.

    پیشنهاد دیگرم، حضور « مددکار اجتماعی» (Social Worker) در مراکز است که بتوانند به بهبود وضعیت محیطی بیمار ( از راه آگاهی دادن به خانواده و همکاران فرد ) کمک کنند تا احتمال عود اعتیاد کاهش یابد.

     

     

     

  • زنانِ قربانی اعتیاد

    موانع فرهنگی و اجتماعی و نقش های «سنتی» زنان و طرد اجتماعی سنگین در صورت مصرف مواد توسط خانواده و جامعه عوامل مهمی هستند که هم در شروع اعتیاد زنان و هم درمان و بهبودی آن باید مورد توجه قرار گیرد. اما نکته مهم در مورد زنانی است که اعتیاد خود را در نتیجه اعتیاد همسر، پدر، برادر و غیره.. تجربه کرده‌اند آن است که این زنان بیشتر قربانی شرایط زندگی خود بوده‌اند تا به صورت آگاهانه مصرف مواد را شروع کرده باشند.  زنانی که کار نمی کنند یا درآمد ناکافی دارند ، معمولا وابستگی شدیدی به همسران خود دارند و در این شرایط اعتیاد همسر می‌تواند زنگ خطر جدی برای آنان باشد. علاوه بر این شهرنشینی و صنعتی شدن از عواملی است که همزمان با ورود زنان به محیط‌های کاری، اجتماعی و اقتصادی تمایل به مصرف مواد را بیشتر کرده است. با این حال ، با شکستن موانع جنسیتی در بسیاری از کشورها و گسترش خدمات آموزشی و مهارتی در حوزه پیشگیری از اعتیاد و درمان آن و بهبود دسترسی زنان به امکانات بیشتر می‌توان امیدوار به درمان زنان معتاد بود.

     زنان به عنوان عضو مهم بنیان خانواده و به طور کلی در جامعه باید آموزش‌های صحیح و مهارت‌های زندگی را فرا بگیرند، اگر آموزش‌ها در مسیری باشد که منجر به توانمندسازی زنان و آگاهی آنها هنگام مواجهه با مشکلات و سختی‌های زندگی باشد در آن صورت می‌توان امیدوار بود بخش مهمی از آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد کنترل شود. در واقع اعتیاد زنان ریشه در بسترهای خانوادگی دارد؛ به گونه‌ای که بر اساس مطالعات انجام شده اغلب زنان معتاد مجرد درگیر خانواده‌های معتاد بوده‌اند، یعنی یا پدر و  برادر معتاد داشته‌اند  و اکثر زنان معتاد متاهل توسط همسرانشان معتاد شده‌اند. زنان بسیاری وجود دارند که تمام تلاش خود را برای درمان شوهر معتاد خود صرف کرده‌اند ولی در نهایت به دلیل مشکلات متعدد خود نیز معتاد شده‌اند.

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی زنان در شروع مصرف مواد و پس از درمان را بسیار برجسته می‌دانند. زنان دارای همسران معتاد دارای علائم و نشانه های روانپزشکی مانند، شخصیت ضداجتماعی، افسردگی، استرس و علائم مرتبط با خشونت هستند. در نهایت دو عامل اختلال خوردن و نوشیدن به طور غیرمستقیم در گرایش زنان به اعتیاد مطرح می شود. اختلال‌های خوردن مانند پرخوری یا بی‌اشتهایی در نتیجه درونی شدن شخصیت اعتیادآور مانند احساس ناسازگاری، شخصیت ضداجتماعی، عدم اعتماد به نفس و اطمینان به دیگران و… اگر به اعتیاد منجر نشود، می‎‌تواند اختلال های اعتیادآور مربوط به پرخوری، قمار، بازی‌های یارانه‌‌ای و اینترنت را به وجود آورد.

    اثرات بلند مدت سوء‌مصرف مواد در زنان برای خانواده و جامعه بسیاری از محققان را بر آن داشته تا به دنبال بررسی علل گرایش زنان به سوء مصرف مواد باشد. در این میان عوامل خطر مانند مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، سابقه سوء مصرف، خشونت شریک زندگی و اختلال شناختی باعث شده تا نقش خانواده به عنوان عامل مهمی در توسعه و پیشگیری شرایط اعتیادساز برجسته شود. بررسی مشکلات مرتبط با اعتیاد زنان و خانواده آنها، با دو عامل مهم روبروست.

    وجود یک خانواده معتاد که در آن ثبات عاطفی و روانی وجود ندارد، یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند به اعتیاد زنان منجر شود. مکانیزم این اثر شامل فرایند ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات کودکان دارای والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و مصرف مواد قرار دارند. به عنوان مثال سیگار کشیدن مادر نسبت به پدر فاکتور اصلی گرایش زنان به سیگار است. همچنین افراد معتادی که دارای سابقه خانوادگی هستند، وابستگی‌شان به مصرف مواد بیشتر  و مشکلات روان‌شناختی پیچیده تر دارند.

    چهار فرایند استرس، افسردگی، تروما (ضربه روحی) و محرومیت از مهمترین عوامل شروع اعتیاد در زنان است. این چهار فرایند سیستماتیک می‌توانند مسئول اعتیاد یا مشکلات روان‌شناختی باشد که منجر به اعتیاد اعضای خانواده و زنان شود. به عنوان مثال اختلافات خانوادگی  و جدایی از متغییرهایی است که در خانواده‌های ناکارآمد می‌تواند به اعتیاد منتهی شود. به توجه به نظریه‌های رفتاری بعضی از این مکانیسم ها می تواند به دلیل یادگیری مشاهدات در یک خانواده باشد. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در آینده به سوء مصرف سیگار و مواد روی می‌آورند، اغلب اختلال‌های خانوادگی مانند از دست دادن، ضعف، اختلاف و جدایی والدین تا قبل از یازده سالگی را تجربه کرده‌اند. همچنین مشخص شده اثر اختلافات خانوادگی در ابتلاء زنان به اعتیاد بیشتر از مردان است.

    همچنین والدین باید مهارت‌های زندگی اجتماعی را مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاری محیطی، انتخاب دوستان و… را آموزش دهند و همین امر نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتیاد بر عهده دارد. سردی روابط والدین و جدایی والدین دو عامل بسیار مهم در ارتباط با مصرف مواد است. سردی و جدایی والدین به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بر روی زوجین و فرزندانشان می‌گذارد.

    بر اساس اطلاعات موجود، مصرف انواع مواد توسط زنان، مشکلات و پیامدهای خاصی را به دنبال دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی اختصاص به زنان دارد. تقریباً اختلال در تمام حوزه‌های زندگی به عنوان یک نتیجه همبسته از مصرف مواد و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی ذکر می‌شود. همچنین کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به اعتیاد حکایت از ناکافی بودن این شاخص دارد. از این رو فرزندان زنان معتاد  و به طور کلی خانواده معتاد در معرض خطر بدرفتاری و توسعه مشکلات هنجاری و روانی مربوط به اعتیاد والدین خود قرار دارند. امروزه نقش مهم زنان در خانواده و جامعه روشن است، خانواده به عنوان اولین نهاد جامعه‌پذیری که فرد در آن متولد و رشد می‌یابد نقش مهمی در امر آموزش و پرورش فرد دارد.

    پژوهش‌ها نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضطراب، دلتنگی و اندوه می‌کنند. در اغلب خانواده‌های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می‌کنند و ضمن جذب باندهای انحراف، به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد روی می‌آورند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری به ویژه برای زن بر جای می‌گذارد؛ به گونه‌ای که ممکن است به اعتیاد روی آورد. اعتیاد مادر خانواده به مواد ، علاوه بر آسیب‌های جسمی و روانی که برای خود مادر در پی دارد، موجب تزلزل نظام خانوادگی و عدم انجام وظایف مادری و همسری از سوی او می‌شود. اغلب فرد معتاد بی‌عاطفه، خودخواه و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است. این خصوصیات برای یک زن که نقش مادر در خانواده را برعهده دارد سازگار نیست. زن معتاد به خاطر وابستگی که به مواد مخدر پیدا می‌کند، اولویت‌هایش تغییر یافته و به جای توجه به تربیت فرزندان و تحکیم نظام و چهارچوب خانواده، هر لحظه به تهیه مواد مخدر و مصرف آن می‌اندیشد و دیگر جایی برای تدبیر امور خانواده و سامان‌دهی به آن به عنوان مدیر داخلی خانه باقی نمی‌گذارد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • توجه خانواده‌ها ضرورت مبارزه با کرونا میان معتادین

    گفتگوی اختصاصی کادراس با دکتر شریفی رئیس انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران و متخصص اعصاب و روان

    کرونا تهدیدی که سلامتی همه افراد را فارغ از جنست، موقعیت اجتماعی و اقتصادی تحت تاثیر قرار داده، تهدیدی برای سلامتی جسم که به دلیل علایم و عوارض آن تاثیر بسیار زیادی بر سلامت روان و روح افراد داشته و ضرورت مراقبت‌های بهداشت روان را دوچندان کرده است. در این میان معتادین به دلیل آسیب‌پذیری بیشتر جسمی و روانی در مقابل همه‌گیری ویروس کرونا نیاز به مراقبت و اعمال برنامه‌ها و سیاست‌های دقیق‌تری نسبت به سایر اقشار دارند.

    کادراس: جناب آقای دکتر شریفی پرسش نخست این است که چگونه می‌توان در مواجهه با ویروس کرونا بهداشت و سلامت روانی شهروندان و به ویژه افراد معتاد را تامین کرد؟

    دکتر شریفی: موضوع ابتلاء به بیماری‌های عفونی ( اخیراً کرونا ) برای معتادان اهمیتی شاید بیشتر از بقیه افراد جامعه دارد و این گروه به دلایل زیر در زمره آسیب‌پذیرترین اقشار قرار می‌گیرند:

    اولاً، مواد ( به ویژه مواد افیونی) باعث تضعیف سیستم ایمنی  و نیز اختلال در سیستم تنفسی می‌شوند، لذا در صورت بروز عفونت تنفسی، امکان عدم پاسخگویی ایمنی بدن و در نتیجه مرگ فرد افزایش می‌یابد.

    ثانیا، معتادان نسبت به اغلب امور ( منجمله مراقبت بهداشتی از خود) بی‌توجه هستند، چون قسمت مهمی از توجه‌شان صرف تهیه و مصرف مواد می‌شود، بنابراین رعایت مواردی مانند، فاصله‌گذاری اجتماعی، پرهیز از ازدحام، شست‌و‌شوی اشیای مشکوک به آلودگی و … از آنها انتظار نمی‌رود.

    ثالثاً، ممکن است افراد خانواده و مراقبان دیگر به دلیل توجه به سلامتی خودشان که اولویت اول زندگی همه انسانهاست نسبت به معتادان مورد مراقبتشان کمتر توجه کنند، لذا ریسک ابتلاء باز هم افزایش یابد.، نتیجه اینکه وظیفه حاکمیت، جامعه و خانواده در مورد معتادان مضاعف است.

    کادراس: با این وجود، نقش خانواده معتادین در کنترل و پیشگیری فرد معتاد از کرونا چقدر مهم است؟

    دکتر شریفی: در مورد معتادانی که خانواده دارند وظیفه خانواده بسیار سنگین‌تر از قبل است، چون باید علاوه بر مراقبت خودشان از فرد معتاد نیز مراقبت مضاعف کنند و از حضور او در مناطق پرخطر ( مثل ازدحام معتادان که متاسفانه در محله‌هایی نظیر جنوب شهر هر روز قابل مشاهده است) ممانعت کنند. در واقع معتقدم «مراقبت از قرنطینه معتادان در خانواده» اهمیتی دوچندان دارد، چون فرد معتاد اگر به مکان‌های تجمع معتادان رفت و آمد کند، می‌تواند به عنوان ناقل کل افراد خانواده خود را مبتلا کند.

    کادراس: با توجه به تجربه چندین ساله جنابعالی، مداخله‌های روانی و اجتماعی مقابله با کرونا برای افراد معتاد چقدر ضرورت دارد؟

    دکتر شریفی: از نظر مداخله روانی (شامل درمان روانپزشکی و مداخله روانشناختی) کار همکاران من در این ایام سخت‌تر شده است، چون بسیاری از افراد سابقاً سالم نیز به دلیل « بار فکری بیماری همه‌گیر » مشکلاتی پیدا کرده‌اند و برای آنها درمان شروع شده است. در مورد معتادان تحت درمان روانپزشکی و روانشناسی انتظار تشدید علائم می‌رود؛ لذا همکاران ما از دور و نزریک در حال ارائه مشاوره و تغییرات دارویی برای مراجعه‌کنندگان معتاد هستند. از نظر مداخله اجتماعی با توجه به تعطیل شدن اکثر کمپ‌های ترک اعتیاد و مراکز نگهداری معتادان متجاهر ( یا کاهش تعداد افراد حاضر در آنها ) مشکل مضاعفی ایجاد شده، چون بسیاری از این افراد خانواده حمایت‌گری ندارند؛ بنابراین تکلیف نیروی انتظامی و سازمان بهزیستی برای فراهم کردن اقامتگاه، گرمخانه و تامین مواد بهداشتی برای آنها بسیار سنگین شده است.

    کادراس: آیا غربالگری و شناسایی زودرس معتادان مشکوک به کرونا و ارائه مشاوره‌های مربوط به سلامت روان می‌تواند از انتقال و شیوع ویروس کرونا میان معتادان پیشگیری کند؟

    دکتر شریفی: تاجایی که می‌دانم دستورالعمل غربالگری و شناسایی موارد مشکوک  و انتقال به سرویس درمانی به مراکز نگهداری معتادان و کمپ‌ها ابلاغ شده و در حال اجرا است. همانطور که قبلاً گفته شده برعکس شایعات ساده‌لوحانه در مورد « مقاوم بودن معتادان نبست به کرونا » موضوع کاملاً برعکس است و این گروه جزء گروه‌های شدیداً آسیب‌پذیر نسبت به بیماری‌های عفونی هستند ( هم به دلیل ضعف سیستم ایمنی و هم به دلیل بی‌توجهی ناشی از اعتیاد).

    خوشبختانه مراکز مسئول موضوع در ناجا  و سازمان بهزیستی مجهز به تیم‌های روانشناسی هستند و این خدمات مانند قبل ارائه می‌شود، ولی نقطه ضعف موضوع در آنجاست که برعکس معتادان حاضر در خانواده، در مورد معتادان بی‌خانمان در اغلب موارد، خود بیمار از نیازش به کمک‌های بهداشتی و روانی آگاه نیست و باید این سرویس‌ها اجباراً به فرد ارائه شود .

    کادراس: در نهایت، اگر توصیه و رهنمودی در جهت کمک به افراد معتاد و خانواده‌های آنها در برابر ویروس کرونا دارید، بفرمایید؟

    دکتر شریفی: در مجموع توصیه من به خانواده‌ها آن است که اگر فرد گرفتار به اعتیاد در جمع خود دارند، توجه بیشتری به خرج دهند تا بیمارشان گرفتار کرونا نشود، چون در این صورت سلامت کل افراد خانواده به خطر می‌افتد و در صورت ابتلاء ، فوراً اقدامات درمانی شامل مراجعه به مراکز اعلام شده بیمار را انجام دهند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • روغن کانابیدیول CBD

    کانابیدیول[۱] یا CBD یک عنصر فعال در گیاه کانابیس ( معروف به ماری جوانا) می باشد. بعد از دلتا-۹- تتراهیدروکانابینول یا (THC)،      کانابیدیول دومین عنصر معروف در ماری جوانا است. ماری جوانا حاوی بیش از ۴۰۰ ماده فعال در خود است، THC و CBD تنها ۲ مولکول از ۶۰ مولکول مختلف کانابینوئید می باشد.

    اثرات کانابیدیول

    بیشتر مطالعاتی که تا کنون در این زمینه انجام شده روی حیوانات بوده است و تنها چند مطالعه‌ی محدود روی انسان صورت گرفته است.

    شواهد رو به گسترشی وجود دارد که کانابیدیول مزایای بالقوه ای دارد، از جمله خاصیت ضد تشنج، آرام بخش، خواب آور، ضد درد و محافظت کننده عصبی. همچنین کانابیدیول یک اثر ضد التهابی دارد که مطالعه بر روی حیوانات نشان داد که اثر آن چندین صد برابر از آسپرین (استیل سالیسیلیک اسید) است. مطالعات اخیر بر روی انسان و حیوان نشان داد که کانابیدیول بر مسیر دریافت درد، التهاب و اضطراب اثر می‌گذارد. دانشمندان گیرنده‌هایی را در سیستم عصبی شناسایی کرده‌اند که کانابیدیول در آنجا فعال می‌شود. آنطور که پیداست کانابیدیول خاصیت ضد التهابی دارد و می‌تواند فعالیت برخی از گیرنده‌های سروتونین را افزایش بدهد. به دلیل این که کانابیدیول اثرات بیولوژیکی خود را به وجود می آورد بدون این که بر روی گیرندگان عصبی کانابینوئیدی مغز بطور قابل توجهی عمل کند، لذا این امر منجر به اثرات روانگردان نامطلوب نمی گردد که  این اثرات از ویژگی های سایر مشتقات ماری جوانا است. این موضوع پتانسیل بالقوه بالایی را برای استفاده در تولید انواع مختلف ماری جوانا پزشکی فراهم می آورد.

    پژوهشی که به مقایسه THC و CBD پرداخته است، نشان می‌دهد که برخی از حالت های ناخوشایند نشئگی با ماری جوانا از جمله اضطراب و پارانویا که در نتیجه THC به وجود می‌آید را می‌توان با CBD تعدیل کرد. در بعضی مطالعات اثرات محافظت کننده عصبی CBD اثبات شده است، اگرچه این موضوع پیچیده و مبهم است. تحقیقات انجام شده بر روی مقایسه مغز مصرف کنندگان مزمن ماری جوانا و میزان THC و CBD  بر روی نمونه های آزمایش مو نشان داد که THC دارای اثر مخدر اعصاب است که ماده خاکستری در مناطقی از مغز را کاهش می دهد  درحالی که CBD دارای یک اثر محافظت کننده عصبی در همان مناطق مغز است.

    مطالعه دیگری که در مورد تأثیر داروهای مختلف بر روی پیشرفت زوال عقل انجام شد ، نشان داد که CBD ممکن است اثرات مثبتی داشته باشد، مثلاً کاهش علائم روانپزشکی در افراد مبتلاء به بیماری پارکینسون[۲]. اما بسیار زود است که بگوییم آیا می توان از CBD برای جلوگیری از زوال عقل استفاده کرد، شرایطی که نظام سلامت می کوشد خود را با آن وفق دهد به ویژه در میان جمعیت سالخورده. همچنین بعضی تحقیقات نشان داد که CBD ممکن است علائم روانپزشکی در افراد مبتلاء به بیماری پارکینسون را کاهش دهد.

    مقدار کانابیدیول موجود در کانابیس

    با وجود دیدگاه فعلی، به نظر می رسد CBD که به خودی خود یک عامل مثبت و اصلاح کننده بالقوه بعضی از جنبه های منفی THC  باشد، گزارش هایی درباره نحوه تغییر ترکیبات کانابیس در دهه اول قرن ۲۱ وجود دارد. گزارشات معمول درباره مقدار THC و CBD در کانابیس، حدود ۴٪ از هر یک بوده است. در مقابل، “پتانسیل بالای” انواع ماری جوانا که اخیراً گسترش یافته اند، از جمله سیسملیا (راسو) که گزارش شده است که حاوی ۱۶-۲۲%  THC  است و همچنین کمتر از ۰٫۳۱% درصد CBD در آن وجود دارد. این موضوع می تواند افزایش اخیر روان پریشی های ناشی از کانابیس را آشکار کند.

     

    [۱] Cannabidiol

    [۲] Parkinson

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • راه های حفظ سلامت روان پس از ترک مواد

    به لحاظ روانشناسی و روانپزشکی، ارتقاء روحیه مصرف کننده پس از ترک مصرف مواد، برای بازگشت به زندگی عادی و جامعه امری ضروری و مهم می باشد. جهت ارتقاء سلامت روانی و همچنین بهتر شدن احساسات روحی و عملکرد فرد مصرف کننده، گام هایی نیز باید برداشته شود. در این مقاله به این اهم خواهیم پرداخت:

     

    اصطلاح سلامت روانی در حقیقت به توصیف سلامت روحی و عملکرد کلی فرد اشاره دارد. نویسنده یک پژوهش منتشر شده در روانشناسی کاربردی: بهداشت و سلامت رون را این گونه توصیف می کند ” ترکیبی از احساس خوب و عملکرد مؤثر “.

    محققان همچنین دریافتند که عدم وجود استرس لزوماً نشانگر آن نیست که فرد از سلامت روانی بالایی برخوردار است. سلامت روانی بالا یعنی احساس خوشبختی و خوب بودن است. افرادی که از سلامت روانی بالایی برخوردارند، دارای یک حس توانمندی، شادی، با انگیزه بالا و رضایت از زندگی هستند.

    چرا سلامت روان مهم است؟

    مطالعات و پژوهش ها نشان داد که افرادی که از سلامت روان بالایی برخوردارند، عمر سالمتر و طولانی تری را دارند. این افراد از کیفیت بهتر زندگی خود لذت می برند. افراد دارای سلامت روان بالا، همواره با مشکلات اجتماعی کمتری روبرو هستند. مثلاً مطالعات نشان داد این افراد بسیار کمتر درگیر فعالیت های جنایی یا دچار سوء مصرف مواد و الکل می شوند.

    افرادی از سلامت روانی مثبت لذت می برند که در واقع نیازهای اولیه آن ها فراهم باشد. زندگی در محل امن، غذای کافی داشتن و همچنین سرپناه کافی همه، جزء فاکتورهای مهم برای سلامت روحی و روانی می باشد.

    اگر در پی ارتقاء و تقویت سلامت روان خود هستید، چند مورد مهم برای بهتر شدن احساسات روانی و عملکرد خود می توانید انجام دهید:

     

    1. ایجاد هدف و انگیزه

    زندگی کردن با هدف و انگیزه امری کلیدی در تقویت سلامت روان است. لزوماً، نیازی نیست که هدف شما شامل تغییر دنیا یا یافتن شغلیدر رابطه با کمک به دیگران باشد. در عوض، شما می توانید هر روز اهداف خود را به درستی معیین کنید. هدف شما باید شامل ایجاد دنیای بهتر از طریق تشویق دیگران به مراقبت از محیط پیرامونی یا سازگاری با محیط اطراف باشد.

    اگر احساس می کنید که زندگی شما بی هدف است، نگران نباشید. راه های بسیاری وجود دارند که می توانید هدف مورد نظر خود را  در زندگی پیدا کنید و زندگی را بگونه ای بسازید که دارای معنا و مفهوم بیشتری باشد. همچنین می توانید با فکر کردن درباره میراثی که دوست دارید از خود بجای بگذارید، آغاز کنید. آنچه را که دوست دارید در پایان زندگی از شما به یادگار بماند، را یادداشت کنید، یا به این موضوع فکر کنید که چه میراثی می خواهید بر روی این کره خاکی بگذارید.

    کار کردن برای اهداف خود، به شما انگیزه ای می دهد تا هر روز از خواب بیدار شوید، این انگیزه حتی می تواند فراتر از کسب پول باشد.

     

    1. مثبت فکر کردن

    مثبت فکر کردن سلامت روان شما را ارتقاء می دهد. به این ترتیب، از آنجایی که سلامت روان شما ارتقاء می یابد، مثبت فکر کردن آسان تر و راحت تر صورت می گیرد و به طور کلی احساس خوبی دارید. خوشبختانه، با چند راهکار ساده می توانید چرخه، مثبت فکر کردن را آغاز کنید.

     

    1. تهیه یادداشتی برای آینده ای بهتر

    چند دقیقه وقت بگذارید و همه چیزهای خوبی که می تواند در آینده برای شما اتفاق بیفتد را یادداشت کنید. تصور کنید اگر بهترین زندگی را داشتید، چگونه و با چه کسی می توانید زمان خود را صرف کنید.

     

    1. یادآوری اتفاقات مثبت و خوب زندگی

    وقت خود را صرف فکر کردن در مورد برخی از بهترین خاطرات زندگی خود کنید. مثلاً یک تعطیلات خانوادگی که 10 سال پیش به آنجا رفتید یا دو سال پیش برنده یک جایزه در محل کار شدید. همچنین به یاد آوردن شادترین زمانهای زندگی خود می تواند باعث ایجاد نگرش بهتر در طرز فکر شما خواهد شد.

     

    1. محبت کردن

    کمک به دیگران به شما این موضوع را یادآوری می کند که شما قدرت ایجاد تغییر در جهان را دارید. همچنین کمک به دیگران در شما انرژی مثبت و حس خوشحالی ایجاد می کند . کمک به همسایه در صورت نیاز، داوطلب شدن در فعالیت های انجمنی یا جمع آوری پول برای امور خیریه، تنها چند روش ساده برای بهبود سلامت روانی شما است.

     

    1. تمرین ذهن آگاهی

    ذهن آگاهی با فواید زیادی همراه است، از افزایش خوشبختی گرفته تا تاب آوری بیشتر. ذهن آگاهی ، مهارتی است که به تمرین و فداکاری می پردازد، اما با گذشت زمان، می توانید در یادگیری نحوه حضور و در لحظه بودن بهتر عمل کنید.

     

    1. بیان تشکر

    چه با نوشتن نامه از افراد تقدیر و تشکر کنید و یا ابراز تشکر خود را در دفتر وقایع روزانه خود یادداشت کنید، ابراز قدردانی شما، تمرکز شما را بر روی موضوعات و مسایل خوب زندگی حفظ خواهد کرد. این روشی ساده اما مؤثر برای تقویت سلامت روانی شما در هر روز می باشد.

     

    1. شناسایی نقاط قوت

    حس توانمندی و اعتماد به نفس مقوله مهمی است. یکی از بهترین راه ها برای انجام این کار یادآور اموری هست  که به  آن حس خوبی دارید یا نقاط قوت شخصیتی  خود را در آن میبینید. سعی کنید در مورد دستاوردهای گذشته خود و ویژگی هایی که به شما در موفقیت کمک کرده اند، تأمل کنید.

     

    1. تمرین گذشت و بخشش

    فراموش کردن سختی ها و ناملایمت های گذشته عامل مهم در سلامت روانی است. بخشش افراد به این معنی نیست که باید به آن شخص اجازه دهید تا به شما آسیب وارد کند. بلکه، در مورد آزاد کردن خشن خود شما است که می تواند انرژی شما را به سمت مسایل مثبت سوق دهد.

     

    1. ارتقاء و تقویت روابط

    مطالعات نشان می دهد تنهایی مفرط عوارض جدی بر روی سلامت روحی و جسمی دارد. در واقع، تنهایی به اندازه استعمال 15 عدد سیگار در هر روز مرگبار است.

     

    اگرچه در میان مردم بودن، تنها راه حل ممکن نیست. در عوض، ایجاد رابطه عمیق با سایر افراد، موضوعی مهمی است. کیفیت رابطه مهم تر از کمیت آن است به ویژه زمانی که به سلامت روانی شما کمک کند. در زمانی که نمی توانید دوست خود را به صورت حضوری دیدار کنید، استفاده از رسانه های اجتماعی می تواند یک راه خوب برای ارتباط گیری باشد، اما هیچ جایگزینی برای مزایای دیدار چهره به چهره وجود ندارد.

    دعوت دوست به یک فنجان قهوه، ناهار خوردن با خانواده، تماس یا چت کردن با فردی که دوستش دارید، همه این ها می تواند به ارتقاء و تقویت روابط اجتماعی شما کمک می کند. حمایت اجتماعی قوی عامل کلیدی و مهم برای حفظ سلامت روانی شما است. اگر از یک سیستم حمایتی برخوردار نیستید، برای دیدار و ملاقات با افراد بیشتر، میبایست قدم هایی بردارید. پیوستن به فعالیت های انجمنی، کسب آشنایی  با همسایگان یا دیدار با دوستان قدیمی از جمله گام هایی است که می توانید در این راستا بردارید.

    نتیجه

    سلامت روانی یک عامل مهم و کلیدی برای ایجاد حس خوشحالی و ارتقاء توانایی عملکرد روزانه هر فردی دارد. راحت تر از آن که فکرش را بکنید تکرار عادت های مربوط به سلامتی، می تواند سلامت روانی شما را رشد دهد. از کارهای کوچک آغاز کنید و تلاش کنید که یک یا دو راهکار فوق را تمرین کنید تا سلامت روانی شما به حداکثر ممکن برسد، از جمله، چند مورد از نقاط قوت یا خاطرات خوب را یادداشت نمایید. در طول زمان، آثار آن را خواهید دید که این نوع از اقدامات و فعالیت ها، بر روی جنبه مثبت سلامت روحی، روانی و تداوم آن تأثیر خواهد داشت.

    منابع:

    • Chen H-T, Li X. The contribution of mobile social media to social capital and psychological well-being: Examining the role of communicative use, friending and self-disclosure. Computers in Human Behavior. 2017;75:958-965. DOI: 1016/j.chb.2017.06.011
    • Huppert FA: Psychological well-being: Evidence regarding its causes and consequences. Applied Psychology: Health and Well‒Being2009, 1: 137–164. DOI: 1111/j.1758-0854.2009.01008.x
    • Kubzansky LD, Huffman J, Boehm J, Hernandez R, et al. Positive Psychological Well-Being and Cardiovascular Disease: JACC Health Promotion Series. Journal of the American College of Cardiology. 2018;72:1382-1396. DOI: 1016/j.jacc.2018.07.042
    • McNulty JK, Fincham FD: Beyond positive psychology? Toward a contextual view of psychological processes and well-being. American Psychologist2012, 67: 101–110. DOI: 1037/a0024572
    • Tiwari SC. Loneliness: A disease? Indian Journal of Psychiatry. 2013;55(4):320-322. DOI: 4103/0019-5545.120536
    • https://www.verywellmind.com/improve-psychological-well-being-4177330
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.