Cudras

Tag: زنان

  • چرا زنان کمتر برای ترک سیگار تلاش می کنند؟

    معاون اجتماعی موسسه کادراس با اشاره به اینکه زنان بیشتر به دنبال مصرف داروهای آرام‌بخش مانند داروهای ضد اضطراب و بی‌خوابی به سوی مصرف مواد مخدر اعتیادآور کشیده می‌شوند، گفت: در مجموع اختلالات مصرف مواد برای زنان نسبت به مردان متفاوت است.

    فرزانه سهرابی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به نقش جنسیت در درمان اختلال سوء مصرف مواد مخدر می‌گوید: امروزه جنسیت در درمان اختلال سوء مصرف مواد نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، تا جایی که امروزه مطالعات گسترده‌ای با تاکید بر تفاوت‌های جنسیتی میان زنان و مردان برای ارائه راهکاری مناسب در درمان اختلال مصرف صورت گرفته است.

    زنان اغلب به دنبال مصرف داروهای آرام‌بخش به سوی مصرف موادمخدر اعتیادآور کشیده می‌شوند

    سرعت وابستگی زنان به مواد مخدر بعد از اولین مصرف بسیار سریع‌تر از مردان است

    وی ادامه می‌دهد: زنان بیشتر به دنبال مصرف داروهای آرام‌بخش مانند داروهای ضد اضطراب و بی‌خوابی به سوی مصرف مواد مخدر اعتیادآور کشیده می‌شوند. در مجموع اختلالات مصرف مواد برای زنان نسبت به مردان متفاوت است. زنان اغلب سابقه کوتاه‌تری در مصرف برخی مواد مانند کوکائین، مواد افیونی، ماری‌جوانا و الکل دارند، اما در صورت مصرف مواد با مشکلات حادتر پزشکی، رفتاری، روانی و اجتماعی روبرو خواهند بود، چراکه سرعت وابستگی زنان به مواد مخدر بعد از اولین مصرف بسیار سریع‌تر از مردان است.

    تفاوت‌های جنسیتی بین زنان و مردان در مصرف انواع موادمخدر 

    معاون اجتماعی موسسه کادراس با بیان اینکه تفاوت‌های جنسیتی میان زنان و مردان در مصرف انواع مواد نیز مشهود است، می‌افزاید: تحقیقات نشان می‌دهد، مردان بیشتر از زنان تقریباً همه انواع مواد را مصرف می‌کنند، تا جایی که میان مردان این احتمال که مصرف مواد کار آنها را به بیمارستان بکشاند یا بیش مصرفی را تجربه کنند، بیشتر گزارش شده است. همچنین برای اکثر گروه‌های سنی مردان، میزان مصرف و در نتیجه وابستگی به انواع مواد و الکل نسبت به زنان بیشتر است. با این حال احتمال ابتلای زنان به اختلال مصرف مواد به اندازه مردان است؛ علاوه بر این زنان ممکن است بیشتر در معرض عود که از مراحل کلیدی درمان اعتیاد است، قرار گیرند.

    بسیاری از زنان مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد همزمان، دارای سایر اختلالات روانی هستند 

    اغلب زنان باردار یا دارای فرزند خردسال درمان را زود رها می‌کنند 

    سهرابی با اشاره به اینکه بسیاری از زنان مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد همزمان، از سایر اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال پرخوری و اختلال استرس  رنج می‌برند، خاطرنشان می‌کند: علاوه بر این زنانی که مصرف‌کننده مواد هستند به طور همزمان با اختلالات دیگری مانند سلامت روان پس از طلاق و از دست دادن حضانت فرزندان روبرو هستند که این موارد درمان اعتیاد را برای آنها سخت‌تر می‌کند. این امر در مورد درمان اختلال سوء مصرف مواد نیز وجود دارد؛ بسیاری از زنان باردار یا دارای فرزند خردسال به دنبال درمان نیستند یا درمان خود را زود رها می‌کنند. همچنین برخی از زنان از ترس از دست دادن فرزند معمولاً یا اعتیاد خود را پنهان کرده یا اصلاً به دنبال درمان نمی‌روند.

    زنان از ترس اضافه وزن کمتر برای ترک سیگار تلاش می‌کنند

    به گفته وی و براساس نتایج تحقیقات انجام شده، زنان کمتر برای ترک سیگار تلاش می‌کنند و در صورت ترک نیز احتمال عود آن بیشتر از مردان است. گزینه جایگزین نیکوتین مانند آدامس در پروسه درمان در مورد زنان به اندازه مردان موثر نیست و ترک نیکوتین اغلب برای زنان سخت‌تر است.

    معاون اجتماعی موسسه کادراس می‌گوید: همچنین برخی از زنان به سیگار کشیدن ادامه می‌دهند، زیرا می‌ترسند وزن‌شان افزایش یابد. با این حال تحقیقات نشان می‌دهد که ترک سیگار تنها کمی باعث افزایش وزن می‌شود.

    بنابر اظهارات سهرابی، یک فرد سیگاری به طور متوسط ​​پس از ترک سیگار بین ۶ تا ۱۰ پوند اضافه وزن پیدا می‌کند، اما برخی تغییرات رژیم غذایی و سبک زندگی می‌تواند خطر افزایش وزن را کاهش دهد. اگر فردی وزن اضافه کند، به طور متوسط ​​در عرض ۶ ماه مقدار زیادی از وزن اضافی خود را از دست می‌دهد. مهمتر از همه، فواید ترک سیگار برای سلامتی بسیار بیشتر از خطرات اضافه کردن چند پوند است. ترک همچنین خطر ابتلا به انواع مختلف سرطان، حمله قلبی و بیماری‌های ریوی را هم کاهش می‌دهد.

     

     

  • زنان و اعتیاد

    در گذشته اعتیاد به مواد مخدر به عنوان مسئله‌ای اجتماعی عموماً مردان را تحت تاثیر قرار می‌داد. اما امروزه با رشد مناسبات جامعه مدرن در ایران نظیر افزایش تحصیلات، رشد شهرنشینی، پدیده مهاجرت و تغییر جایگاه و موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان، اعتیاد از امری مردانه به حوزه زنان نیز گسترش یافته است. از سوی دیگر پدیده اعتیاد از این جهت که مبانی اخلاقی، روحی و روانی، اجتماعی و حتی اقتصادی یک جامعه را سست می کند، پیامدهای رفتاری، اجتماعی و فرهنگی آن مانند، اختلال در شخصیت، آسیب به نقش‌های خانوادگی و اجتماعی، تکدی‌گری، تن فروشی و کودک فروشی و.. به خصوص میان زنان که نقش مهمی در خانواده و جامعه به عهده دارند را بسیار مهم کرده است. نکته مهم این است که بحران اعتیاد در کشور امروزه به عنوان امری اجتماعی از حوزه قدرت و سیاست رسمی خارج شده و تمامی حوزه‌ها و زندگی افراد جامعه را تحت تاثیر قرار داده است و غلبه نگاه مشارکتی و فعال تمامی شهروندان در کنترل آن امری اجتناب‌ناپذیر است.

    در حالی که مصرف و قاچاق مواد میان مردان بسیار بیشتر از زنان است اما در عین حال زنان در کنار مردان به عنوان نقش‌های کلیشه‌ایی و تعریف شده‌ای را در این حوزه برای خود ایجاد کرده‌اند. به گونه‌ای که حتی با اندکی جستجو می‌توان مناسبات قدرت جنسیتی را در حوزه قوانین و سیاست‌های مبارزه با مواد مخدر دید. بر اساس گزارش دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۵، از هر سه نفری که در جهان مواد مصرف کرده، یک نفر آنها زن بوده است. در حالی‌که از هر ۵ نفر که به مراکز درمانی برای ترک مواد مخدر مراجعه می کنند، تنها یک نفر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. این گزارش نشان می دهد که در حالی که زنان فعالانه در چرخه مصرف و قاچاق مواد مخدر حضور دارند، اما از  امکانات اجتماعی و قوانین و سیاست های مناسب برای درمان برخوردار نمی‌باشند. از این رو ضرورت بازنگری در قانون مبارزه با مواد مخدر به صورتی که زنان و نیازمندی‌های آنان لحاظ شود، ضرورتی انکارناپذیر است.

    استفان بروان[۱] در زمینه اعتیاد زنان، به بررسی سازوکار کسب قدرت از سوی زنان و نقش آن بر اعتیاد زنان پرداخته است. بروان معتقد است « زنان در کشمکش برای به دست آوردن قدرت در برابر مردان هستند و برای اینکه ثابت کنند که آنها برنده‌های قدرتمندی همانند مردان و حتی در بعضی مواقع قدرتمند‌تر از آنها هستند، ممکن است مواد مصرف کنند و بخواهند اراده و کنترل خود را در حو.زه‌ای که مردان بر آن کنترل ندارند به اثبات برسانند.» اما این کسب قدرت از نظر او، در ذات خود یک تناقض را خلق می‌کند؛ بدین معنا که زنان در فرایند مبارزه برای کسب قدرت در مقابل مردان  و گرفتاری در دام مواد، دچار نوعی تضاد خواهند شد: از یک سو حاضر به پذیرش شکست در مقابل مواد و احساس ضعف نشان دادن نیستند و از سوی دیگر برای رهایی از این درد، چاره‌ای جز پذیرش این شکست ندارند د این امر منجر به ادامه برچسب بی‌قدرتی بر زنان خواهد شد.

    گفتنی است، روند افزایشی اعتیاد با چنین شیب تندی، توجه ویژه به مسئله اعتیاد زنانه را ضروری ساخته و لازم است ویژگی‌های متفاوت جنسیتی مؤثر در ابتلا به وابستگی به مواد مخدر مشخص شده و مداخلات پیشگیرانه، متناسب با جنسیت زنانه بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی طراحی و اجرا شود. مطالعات یکی دهه اخیر نشان می‌دهد نسبت زنان معتاد در مجموع افزایش یافته است و با وجود روند رو به افزایش تعداد معتادان در کشور، سرعت رشد اعتیاد زنان نگران کننده است. البته بیشتر صاحبنظران معتقدند آمارهای منتشر شده درباره اعتیاد زنان نمی‌تواند واقعی باشد، چرا که بسیاری از زنان به خاطر ترس از ابرو و انگ اجتماعی تا حد ممکن اعتیادشان را پنهان می‌کنند.

    زنان مصرف کننده مواد از نظر زمینه‌های ایجاد کننده اعتیاد، دلایل مصرف مواد و نیازهای روانی- اجتماعی خود با مردان معتاد تفاوت دارند. به ویژه از آنجا که نگاه جامعه به زنان معتاد در مقایسه با مردان معتاد، متفاوت است، احتمال بیشتری وجود دارد که زنان وابسته به سوء مصرف مواد بیشتر از مردان دارای اختلالات مصرف مواد در معرض برچسب‌های اجتماعی قرار گیرند. این امر به‌ویژه زمانی اهمیت دوچندان می‌یابد که بدانیم به‌لحاظ فیزیولوژیک که مرتبط با جنس است، زنان مقاومت کمتری نسبت به مردان در برابر آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر دارند و همچنین مدت زمان اعتیاد و وابستگی کامل آنان از اولین مصرف بسیار کوتاه‌تر از مردان است. در عین حال به‌دلیل ویژگی‌های جنسیتی مثل مشکلات جسمی و عدم حمایت همسر و خانواده آنها، درمان بسیار دشوارتر است. 

    کلی بودن قوانین مبارزه با مصرف مواد مخدر در ایران یکی از مهمترین مشکلاتی است که همواره مطرح بوده است، بدین معنا که نیاز است تا قوانین، سیاست‌ها و راهبردهای متناسب با ملاحظات جنسیتی برای پیشگیری از افزایش نرخ اعتیاد میان زنان در نظر گرفته شود؛ در واقع آسیب‌شناسی این حوزه نشان می‌دهد با توجه به تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد قوانین و سیاست هایی که بتواند ملاحظات جنسیتی را در این حوزه در نظر بگیرد، مردمحور نباشد و به تفاوت های بنیادی خاص زنان معتاد برای بازگشت به زندگی عادی توجه نماید، بسیار کم است.


    [۱] Stephan Brown

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • خانواده، اقشار آسیب‌پذیر و اعتیاد (یکشنبه ۱ تیر)

    یکی از مهم‌‌ترین سوالات در حوزه اعتیاد این است که «خانواده چه نقشی در گرایش فرد به سوی اعتیاد دارد؟» در این زمینه پژوهش های زیادی انجام شده و شواهد حاکی از آن است که خانواده می تواند نقش مهمی در شکل گیری الگوهای ذهنی که منجر به رفتار و تفکر اعتیادآور در فرد می‌شود، داشته باشد. اما نکته مهمی که باید بدان تاکید کرد نقش و جایگاه خانواده در راهبردهای کنترل اعتیاد در کشورها است. بر اساس تحقیقات خانواده می‌تواند به عنوان اولین و مهمترین رکن تربیتی و پرورشی افراد از رویکردهای مقابله با عرضه تا کاهش تقاضا و پیشگیری و درمان اعتیاد نقش کلیدی داشته باشد؛ از این رو ضروری است تا متولیان امر ضمن اولویت گفتمان اجتماعی شدن مبارزه با اعتیاد در کشور هم در سیاستگذاری ها و هم در اجرای آنها از نقش مهم خانواده‌ها استفاده کنند. در کنار نقش مهم خانواده‌ها، امروزه بر اساس تحقیقات جهانی کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان به عنوان اقشاری آسیب‌پذیر که بیش از دیگران در معرض آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد قرار دارند، ضرورت توجه به آنها و برنامه‌ریزی به ویژه در حوزه پیشگیری از اعتیاد بسیار بیش از گذشته احساس می‌شود. آمارها نشان می‌دهند، اعتیاد در کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان روز به روز در حال گسترش است و علاوه بر دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که برای آنها وجود دارد، مشکلات حوزه سلامت روح و روان بسیار مورد توجه قرار گرفته و باز هم در یک سر این موضوع نقش مهم خانواده ها پررنگ می‌شود.

    مطلب روز (یکشنبه ۱ تیر) :
    مقدمه

    از دل مطالب پر تکرار حوزه مواد مخدر و اعتیاد سوالی کلیشه ای وجود دارد و آن این است که « آیا خانواده در گرایش فرد به اعتیاد نقش دارد؟» به دنبال پاسخ به این سوال با طیف وسیعی از پژوهش ها روبرو خواهیم شد اما هنوز هم نمی توان به طور قاطع  و محکم شکل خانواده را به عنوان اصلی ترین دلیل گرایش افراد به اعتیاد عنوان کرد. اما نکته بسیار مهم شکل گیری افکار و باورهایی است که منتج به تفکر و  رفتار اعتیادآور می شود. در واقع الگوهای ذهنی که افکار و باورهای یک فرد را می سازد، حاصل پیام هایی است که از والدین، خواهر، برادر و اطرافیان فرد در سال های اولیه زندگی اش شکل گرفته است؛ در این میان حتی نوع افکار و الگوهای ذهنی افراد نیز سازنده شیوه زندگی آنها در آینده خواهد بود. به عنوان مثال شکل الگوهای ذهنی یک فرد ممکن است منطقی یا تحریف شده باشد؛ افکار منطقی و واقع گرایانه بر منطق و حقایق عقلی استوار است، در حالی که افکار منحرف، منطق و شواهد عقلی را تا حدودی نادیده می گیرد. به عبارتی افکار پراکنده و منحرف ممکن است ناشی از تصورات غلطی باشد که از آموزش ناقص، ارتباط شکننده با والدین و خانواده، عدم جامعه‌پذیری و … حاصل شده است. از این رو افراد مبتلاء به رفتارهای اعتیادی مانند اعتیاد به مصرف انواع مواد از نوعی سبک تفکر به نام تفکر اعتیادآور[۱] می‌گویند؛ امروزه توجه ویژه ای به پیشگیری از گسترش تفکر و رفتار اعتیادآور در فرد به ویژه از سنین پایین یعنی میان کودکان، نوجوانان و جوانان و زنان به عنوان اقشار آسیب‌پذیر می شود تا از گرایش آنها به مصرف مواد پیشگیری شود.

    سبک فرزندپروری  و تاثیر آن بر اعتیاد اقشار آسیب‌پذیر

    خانواده به عنوان خاستگاه اول تربیت و پرورش افراد نقش مهمی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی اعضای خود دارد. در عین حال برخی از اقشار مانند نوجوانان، جوانان و زنان در جامعه هستند که به دلیل شرایط خاص در برخورد با آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد باید آنها را در دسته اقشار آسیب‌پذیر قرار داد.

    در واقع، نوجوانی مرحله‌ای از زندگی افراد که با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی زیادی به دلیل رشد سریع جسمی و روانی همراه است و این دوره می‌تواند نقش مهمی در گرایش یا عدم گرایش فرد به اعتیاد داشته باشد. نیاز به استقلال فردی مقاوم‌ترین خواسته هر نوجوان برای استقلال و ورود به جامعه است و گاهی منجر به مقاومت در مقابل والدینش نیز می‌شود. بر اساس نتایج مطالعات، فقدان نزدیکی عاطفی و عدم مشارکت والدین در فعالیت‌های فرزندان با آغاز مصرف مواد در نوجوانان مرتبط است به گونه ای که پیوند عاطفی خانواده می‌تواند مانع درگیر شدن نوجوان با مواد شود. در واقع دلبستگی عاطفی به خانواده می‌تواند به درونی‌سازی هنجارها و رفتارهای سنتی توسط کودک کمک کرده و باعث شود نوجوان کمتر با همسالان مصرف کننده مواد معاشرت کنند.

    روش‌هــای فرزندپــروری نیــز در ابتــلاء افراد بــه اعتیــاد نقــش دارنــد. در خانواده‌هایــی کــه روش فرزنــد پــروری آنهــا آســان‌گیری اســت و فرزنــد در ایــن خانواده‌هــا حکومــت می‌کنـد، خطـر ابتـلاء بـه اعتیـاد بیشـتر اسـت، زیـرا کنترل خانواده بـر فرزنـد خـود کم است. همچنیــن در خانواده‌هایــی کــه بســیار ســخت‌گیری می‌کننــد و شــرایط ســختی را بــرای فرزنــدان بــه وجــود می‌آورنــد، خطــر ابتــلاء فرزنــد بــه ســوءمصرف مــواد بیشــتر اســت. پـس محیـط خانـواده بـا توجـه بـه شـرایط فعلـی زندگـی اجتماعـی بایـد از تعــادل برخــوردار باشــد نــه مســتبد باشــد و نــه آســان‌گیر. همچنین والدین باید مهارت‌های زندگی اجتماعی را مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاری محیطی، انتخاب دوستان و… را آموزش و گسترش این امر نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتیاد بر عهده دارد.

    در مقابل، وجود پیوند عاطفی قوی بین فرزندان و والدین به ویژه مادر باعث رشد شخصیتی مناسب و سازش‌یافته در نوجوان می‌شود و می‌تواند به عنوان نیرویی قوی از نوجوان در برابر مصرف مواد محافظت کند. والدینی که ارزش‌های مشخصی ندارند و مهربانی و عطوفت کمتری دارند یا مادرانی که آرامش روانی کافی ندارند و کنترل کمی بر کودکانشان دارند، فرزندانی تربیت می‌کنند که ممکن است در دوره نوجوانی در معرض مشکلات متفاوتی قرار گیرند. بنابراین فقدان حمایت والدین و نظارت آنها منجر به پیوند خانوادگی ضعیف، مشکلات شخصیتی، ارتباط با همسالان مصرف کننده مواد و سوء مصرف مواد می‌شود.

    بنابراین، فرزندان به شدت به نظارت والدین وابسته‌اند؛ تحقیقات نشان داده است نظارت ضعیف والدین، ساعت‌های طولانی تنها در خانه ماندن به شدت با مصرف مواد در ارتباط است. اما نظارت زمانی می‌تواند موثر باشد که زمینه ارتباطی مناسب والدین با فرزندان فراهم شده باشد. زمانی نظارت می‌تواند مفید باشد که روابط گرم و صمیمانه‌ای بین والدین و فرزندان وجود داشته باشد؛ اعمال نظارت در غیر این شرایط نتیجه مناسبی نخواهد داد و منجر به عکس‌العمل‌های شدیدی در نوجوان می‌َشود. نظارت بر رفتار فرزندان، یکی از مهارت‌های ارتباطی است که والدین متناسب با رشد فرزندان به کار می‌برند تا با آنها در مورد نگرانی‌های خود از بعضی رفتارها صحبت و از رفتار و فعالیت‌های فرزندشان آگاه باشند. اما نظارت به مفهوم مراقبت از فرزندان است، مراقبت از اینکه فرزندشان با چه کسی در ارتباط است و در طی روز چه کارهایی انجام می‌دهد، در این معنا نظارت مهارتی است که دربردارنده‌ی ارتباطات و نظم خانوادگی صحیح است. این کار شامل تبادل اطلاعات، شفاف سازی انتظارات از فرزندان، تعیین حد و حدود در مواقع لازم و انتخاب شیوه‌ی صحیح برای نگه داشتن آن حد و حدود می‌ باشد.

    خانواده، زنان و اعتیاد

    اعتیاد زنان امروزه به عنوان گروهی که بسیار حساس و آسیب‌پذیر است ابعاد متفاوتی را دربرگرفته است. به طور کلی اعتیاد زنان در مقایسه با مردان به دلیل اختلافات جنسیتی و اجتماعی، متفاوت و دارای اثرات شدیدتری بر فرد و جامعه است. بر اساس مطالعات انجام شده مردان بیشتر از زنان گرایش به مصرف مواد دارند؛ مطالعات نشان داده اند که در مقایسه با مردان ، زنان بیشتر تحت تأثیر عواقب سوء مصرف مواد قرار می گیرند. زنان با سرعت بیشتری در نتیجه افزایش استرس و اضطراب پس از سوانح و رویدادهای سخت به احتمال زیاد وابسته به انواع مواد می‌شوند. از این رو زنانی که دچار سوء مصرف مواد می شوند مشکلات روحی و جسمی شدیدتری را تجربه و نسبت به مردان با عواقب منفی بیشتری در حوزه سلامت فردی و اجتماعی مواجه می‌شوند. همچنین، زنان اغلب در قطع مصرف مواد اعتیاد آور با مشکلات بیشتری روبرو و مستعد عود مجدد هستند.[۲]

    در ایران نیز در دو دهه گذشته شاهد تغییر ناگهانی در تعداد زنان معتاد هستیم ، به گونه ای که  در سال ۱۳۸۰ ، حدود سی و پنج هزار زن معتاد وجود داشت که متاسفانه در سال ۱۳۸۵ این رقم دو برابر شد.  در سال ۱۳۹۲ و پس از بررسی های کارشناسی تعداد معتادان زن نسبت به سال ۱۳۸۰ چهار برابر و نسبت به سال ۱۳۸۵  دو برابر شده است. این روند افزایش دو برابری به هر پنج سال ختم نشد و در آماری نگران کننده که در سال ۱۳۹۳ اعلام شد، تعداد معتادان زن در جامعه به صدو سی و هشت هزار نفر رسید که این خود می تواند زنگ خطر جدی باشد.

    با تاکید بر تفاوت‌های جنسیتی میان زنان و مردان باید گفت وضعیت زنان در بحث گرایش به انواع مواد و حتی پروسه ترک آن به مراتب دشوارتر و خطرناک‌تر نسبت به مردان است. سازگاری بیشتر برخی مواد با هورمون‌های زنانه احتمال افزایش اعتیاد در شرایط یکسان برای زنان را تا ۱۹ برابر بیشتر از مردان کرده است. علاوه بر این تحقیقات نشان می‌دهد، زنانی که مواد محرک استفاده می‌کنند، خیلی زود مهارت‌ها و کارایی‌شان را از دست می‌دهند؛ چرا که اگر مصرف مواد سنتی ۸ تا ۱۰ سال زمان می‌برد تا فرد معتاد به آخر خط برسد، در مورد مواد محرک و روان‌گردان این زمان به ۲ تا ۴ سال کاهش یافته است. از طرفی ناهنجاری‌های مصرف مواد در زنان مانند تغییر زودهنگام چهره، از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعی و خانوادگی، طرد شدگی، روسپیگری و غیره از موانع پیش روی این گروه است[۳].

    نتیجه گیری

    روند مصرف انواع مواد از مصرف تفننی تا رسیدن به اختلال سوء مصرف معمولاً تحت تاثیر عواملی است که عموماً از حیطه کنترل افراد خارج است. از علل شخصیتی (مانند، سلامت رفتاری و روحی، رشد عصبی و تفاوت‌های ژنتیکی که از تاثیرات اجتماعی حاصل می‌شود) تا عوامل میانی ( مانند، شرایط خانوادگی، مدرسه و تاثیر گروه‌های همسالان) و عوامل گسترده‌تر (مانند شرایط اقتصادی و اجتماعی و محیط فیزیکی اطراف) را می‌توان برای ارزیابی آسیب پذیری در برابر مصرف مواد برشمرد. مجموع این عوامل از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد و نمی‌توان تصور کرد همه افراد در گروه سنی به ویژه جوان به یکسان در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر هستند. به طور کلی ترکیب عوامل آسیب پذیر و پرخطر ، فقدان عوامل محیطی و حفاظتی، عوامل خانوادگی و روش های فرزندپروری از جمله عواملی هستند که حساسیت‌های متفاوتی در برابر مصرف مواد مخدر در افراد ایجاد می کند.

    اینکه جوانان به یک میزان در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیرند، تصوری غلط است. چرا که حساسیت افراد به‌ویژه در آغاز مصرف مواد متفاوت است. در حالی که عوامل اثرگذار در افراد مختلف، متفاوت است و هیچ عاملی به تنهایی سبب مصرف مواد مخدر نمی‌َشود؛ وجود مجموع عوامل تحریک کننده در مصرف مواد و فقدان عوامل پیشگیرانه موثر، سبب بروز تفاوت در میزان تحریک ذهن جوانانی می‌َشود که برخی از آنان روی به مصرف مواد آورده و برخی دیگر تمایلی به مصرف نداشته باشند. در نتیجه، از منظر رویکرد پیشگیری مهم است که درک درستی از بافت و زمینه‌های مصرف مخدرها و نیز عوامل تاثیرگذار شخصی، اجتماعی و محیطی داشته تا بتوان اختلالاتی که منجر به آغاز مصرف مواد در میان جوانان می‌شَوند را شناسایی کرد.

    پی‌نوشت‌ها:

    [۱] Addictive Thinking

    [۲] Amaro, H., Blake, S. M., Schwartz, P. M., Flinchbaugh, L. J., Developing theory-based substance abuse prevention programs for young adolescent girls, Journal of Early Adolescence, 2001, 21(3), 256-293

    [۳] National Institute on Drug Abuse (NIDA) (2015). National Institutes of Health; U.S. Department of Health and Human Services. Substance Use in Women

    مقالات مرتبط :

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • پیامدهای نوین اعتیاد زنان

    پژوهشگران حوزه اعتیاد، پدیده اعتیاد را امری پیچیده و چند وجهی می دانند و این امر در خصوص اعتیاد زنان به مراتب پررنگ تر است. اعتیاد زنان تبعات مستقیم و غیرمستقیمی بر خانواده و جامعه تحمیل می کند که نیازمند برنامه‌ریزی ها و تدوین سیاست های پیشگیرانه است. اگر سالیان سال در جامعه ایران طول کشید تا نگاه جرم انگارانه به فرد معتاد به نگاه بیمارگونه تغییر یابد؛ اکنون درباره زنان در ابتدای راه هستیم. نگاه جرم انگارانه در اعتیاد زنان و از سوی دیگر طرد شدگی و عدم پذیرش اعتیاد زنان موجب شده تا نهادها و متولیان امر به سوی تدوین سیاست های همزمان با هدف کاهش اعتیاد میان زنان حرکت کنند. بر اساس آمار و اطلاعات رسمی اکنون حدود ۱۰ درصد جمعیت معتادان را زنان تشکیل می دهند. به گونه ای که زنان طی دو سال مصرف به طور کامل به مصرف مواد وابسته و این اتفاق در مردان طی هشت سال است.

     بررسی تحلیلی «کتاب سال ۱۳۹۴» ستاد مبارزه با مواد مخدر نشان می دهد، تعداد زنان معتاد بین سال های ۸۶ تا ۹۲ ، ۷۳ درصد افزایش و تعداد زنانی که در اثر سوءمصرف جان خود را از دست داده اند نیز ۱۵ درصد رشد داشته است. از سوی دیگر ما شاهد کاهش سن اعتیاد میان زنان نیز هستیم، به طوری که میانگین سن اعتیاد زنان در رده سنی ۲۰ تا ۳۶ سال است که اغلب آنها مواد مخدر تریاک، شیشه، الکل و کراک مصرف می کنند. بر این اساس می توان گفت ۴۹ درصد از زنان مصرف کننده مواد مخدر  و روان گردان ها زیر ۳۵ سال سن دارند.

        تغییرات هویتی زنان و درک آنـان از خود اجتماعی و فردی و بازتعریف نقش های زنانه و دخترانه در نتیجه تحولات جامعه مدرن از دلایل اصلی تغییرات مداوم الگوی مصرف در چهار دوره اصلی است که در ادامه بدان اشاره خواهم کرد. همچنین، زنان ایرانـی نسـبت بـه گذشـته بیشتر در محیط های اجتماعی مدرن حضور دارند و در ارتباط با مردان هستند. بالا رفـتن تحصـیلات و اشتغال آنـان در کنـار دگرگـونی هـا و تحولات ارزشی جامعه ایرانی، بر حضور زنان در جامعه افزوده و گاه آنان را در برخـی رفتارهـا و اعمال به مردان نزدیک ساخته است. عـلاوه بـرفـراهم تـر شـدن فضــاها و محــیط هــای تجربــه وتغییــردر اجتماعــات کوچــک و چنــدنفره دخترانــه و در دسترسی آسان تر به مواد برای دختران، حضور زنان در دورهمی های مختلف کـه در آن مواد مصرف می شود نیز به عنوان عاملی مهم در میانه علل نوظهور اعتیاد زنان معرفی می شود. یکـی دیگـر از عوامل مهمی که نمی توان آن را نادیده گرفت، اعتیاد همسران اسـت کـه مستقیم یا غیرمستقیم می تواند بر مصرف مواد میان زنان و آسیب های بعدی اثرگذار باشد.

    مهمترین پیامدهای نوظهور اعتیاد میان زنان که می توان بر آن ادعا نمود و در سال های اخیر بسیار مشهود است، عبارتند از:

    • افزایش آمار زنان مصرف کننده به مواد

    بر اساس طرح پیمایش ملی اعتیاد در سال ۹۵ توسط «سازمان بهزیستی کشور» ، آمار زنان مصرف کننده مواد مدام در حال تغییر و افزایش است. این موضوع امری طبیعی در روند ملی و جهانی شیوع شناسی اعتیاد است، به این معنا که افزایش آمار اعتیاد در زنان دائم در حال تغییر و چون در این حوزه آمار دقیق نداریم  و دسترسی به آمار به روز در این حوزه بسیار سخت است، می توان ادعا کرد، اعتیاد میان زنان از جنبه آماری در حال افزایش و با عوامل نوظهوری در حال نمایان شدن است. بیشترین اطلاعات و آمار مربوط به اعتیاد در زنان در سال های اخیر مربوط به اطلاعات افرادی است که به مراکز درمانی سازمان بهزیستی مراجعه کرده اند، بر اساس این گزارش ها زنان بین ۲ تا ۶ درصد مراجعه کنندگان را تشکیل می دهند. اما نکته بسیار مهم این است که بخش مهمی از زنان مصرف کننده به دلایلی مانند،  مشکلات اجتماعی و اقتصادی، طردشدگی اجتماعی و خانوادگی و به طورکلی قبح اعتیاد زنان در جامعه، چندان تمایلی به بیان وضعیت خود ویا مراجعه به مراکز درمانی جهت بهبودی ندارند و همین امر از یک سو، دسترسی به آمار واقعی را با مشکل مواجه کرده و از سوی دیگر، سیاستگذاری و طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه از اعتیاد را برای زنان به حاشیه رانده است.

    • کاهش سن شروع اعتیاد میان زنان

    با کاهش سن شروع اعتیاد میان زنان در سال های اخیر جدیدتریت آمارها میانگین مصرف مواد میان زنان را در سنین ۱۵ تا ۲۹ سال معرفی کرده و زنان در این گروه سنی بیشتر به مصرف مواد مخدر گرایش دارند .در این میان تریاک بیشترین ماده مصرفی در کشور است. همچنین  ۵۱ ‌درصد از مصرف‌کنندگان گل بین سنین ۱۵ تا ۲۹ سال قرار دارند. به طور میانگین ۲ درصد از زنان مصرف‌کننده تفننی و آزمایشی مواد مخدر که حداقل تجربه یک بار مصرف داشته‌اند، به ترتیب تریاک، حشیش و  هروئین مصرف می‌کنند و این امر نشان از تغییرات الگوی مصرف و همچنین کاهش سن اعتیاد دارد. از جمله دلایل کاهش سن شروع اعتیاد و همچنین شروع مصرف مواد میان زنان را می توان در کسب لذت و کنجکاوی، به ویژه در گروه های سنی جوانان یعنی همان سنین ۱۵ تا ۲۹ سال دانست. همچنین می توان عوامل دیگری هم‌چون رفع مشکلات روحی، فشار دوستان و همسر، اختلافات خانوادگی و رفع مشکلات جسمی را هم اضافه کرد.

    • تغییرات الگوی مصرف میان جامعه زنان مصرف کننده مواد

    به طور کلی الگوی مصرف مواد میان زنان ایرانی مصرف کننده مواد با چهار دوره اصلی شناخته می شود. از الگوی مصرف تریاک به سوی الگوی مصرف هرویین و کراک، سپس به سوی الگوی مصرف شیشه و اکنون الگوی مصرف گل و حشیش . بر اساس اعلام سازمان بهزیستی کشور، ماده «گل» پرمصرف ترین ماده مخدر میان زنان بوده است، از بین معتادان زن کشور، ۱۵ درصد آنان مصرف کننده گل هستند. بر این اساس تغییرات الگوی مصرف مواد میان زنان حکایت از دو نکته بسیار مهم دارد: اول اینکه، بر اساس آمار و پژوهش های انجام شده، شروع اعتیاد زنان با ماده خطرناکی مثل شیشه و هرویین است و ممکن است زنی که در تمام عمرش حتی لب به قلیان و سیگار هم نزده، به شیشه معتاد شود. در مقابل مردانی که به مواد مخدر روی می آوردند، از مواد مخدر سبک مانند: سیگار و قلیان و حشیش شروع می کنند و بعد به مصرف مواد پر خطر مانند: شیشه و کراک می رسند. دوم اینکه، تغییرات الگوی مصرف در جامعه زنان مصرف کننده حکایت از شیوع چند ماده مصرفی دارد. جدیدترین آمار سازمان بهزیستی حکایت از آن دارد که حدود ۸۰ درصد مصرف کنندگان «گل» به طور همزمان مصرف قلیان، سیگار و خصوصاً مشروبات الکی را تجربه کرده اند. بررسی ها و پژوهش ها نشان می دهد ۲۰ درصد افراد مصرف کننده، تجربه مصرف بیش از دو نوع ماده مخدر، ۱۵ درصد مصرف سه نوع ماده مخدر، ۵ درصد مصرف بیش از پنج نوع ماده مخدر را دارند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • کاهش گرایش به اعتیاد در زنان با بهبود سطح سلامت روانی

    اختلال مصرف مواد به عنوان یکی از مهمترین مشکلات بهداشت روان در کشور شناخته می‌شود و اختلال مصرف میان زنان با توجه به تفاوت‌های جنسیتی زنان با مردان پیامدها و عوارض بیشتری در حوزه بهداشت روان دارد. تجربه ثابت کرده زنان معتاد به مواد بیش از مردان مورد بدرفتاری‌ها و قضاوت‌های نامناسب قرار می‌گیرند و برچسب اعتیاد روی زنان باعث می‌شود فرصت‌های شغلی، تحصیلی و اقتصادی از آنها گرفته شود؛ در نتیجه حمایت‌های اجتماعی کمتری نیز دریافت می‌کنند. در خانواده با توجه به نقش بسیار مهم زنان، اعتیاد آنها باعث می‌شود تا خانه و خانواده که از امن‌ترین کانون‌های زندگی اجتماعی است آسیب دیده  و اثر آن بر کل خانواده ادامه یابد.

    عوامل روانشناختی متعددی در شکل‌گیری اعتیاد زنان موثر هستند؛ بر اساس مطالعات انجام شده شیوع بالای اختلالات خلقی و اضطرابی در زنان می‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد باشد و همچنان برای زنان آسیب‌روانی بسیاری را رقم زند. به طور کلی مهمترین انگیزه زنان از مصرف مواد کنجکاوی و تمایلات شخصی است اما این تصور که همه زنان و دختران به دنبال کسب لذت و کنجکاوی و تفریح به مصرف مواد روی می‌آورند، شاید دقیق نباشد، به نظر می‌رسد زنان بیشتر مصرف مواد را جهت رفع مشکلات روانی مصرف می‌کنند.

    بنابراین، طراحی و اجرای هر برنامه‌ای در حوزه درمان و پیشگیری اعتیاد زنان باید با توجه به انگیزه آنها در ارتباط با مصرف مواد انجام شود. ویژگی هیجان‌خواهی یکی از مهمترین ویژگی‌هایی است که زنان را به سوی مصرف مواد می‌برد؛ شخصیت‌هایی که به دلیل نیاز به هیجان، کسب تجربه‌های جدید و متنوع، ماجراجویی و گریز از عادی شدن و یکنواختی زندگی، مصرف مواد را انتخاب می‌کنند، شخصیت‌های خودمحوری هستند که شروع مصرف را به عنوان تجربه جدید برای خود انتخاب کرده‌اند. تعارض‌های روانشناختی مانند تعارض‌های درون فردی و میان فردی موجب احساس فشار در زنان می‌شود؛ تعارض‌هایی مانند اختلاف با خانواده، تعارض با محیط اجتماعی، اقتصادی و جنسیتی منجر به ناکامی و ناامیدی می‌شود حتی گاهی عدم تعادل در رشد ابعاد جنسیتی شخصیت فرد و ناتوانی در دستیابی به هنجارهای جنسیتی موجب احساس اضطراب، افسردگی و ناکامی می‌شود. تعارض بین خود واقعی و خود آرمانی نیز از تعارض‌های درون فردی است که برخی از زنان به دلایل فردی یا اجتماعی و فرهنگی مانند تحصیلات پایین و مهارت‌های ضعیف ارتباطی  امکان رسیدن به خود آرمانی را نداشته و دچار تعارض جدی شده‌اند  و در نتیجه مشکلات رفتاری و عاطفی زیادی را تجربه می‌کنند.

    تعارض در اهداف و نقش جنسیتی زنان ریشه در تعارض‌های محیطی و خانوادگی دارد که می‌تواند منجر به سوء مصرف مواد شود. تعارض و اختلاف در خانواده موجب احساس خشم در افراد می‌شود و در خانواده‌های جمع‌گرا  با وابستگی بالای اعضا نسبت به هم، شکل ویژه‌‌ای از تعارض یعنی تعارض در ارزش‌ها موجب کاهش رضایت از زندگی در دختران و در نتیجه افزایش تنش و استرس شود و این کاهش رضایت می‌تواند در فرد موجب اعتیاد شود. تجربه نشان داده، افرادی که دچار تعارض نقش جنسیتی هستند، ممکن است به مصرف مواد اعتیادآور کشیده شوند، از آنجا که افراد نیاز دارند در ویژگی‌های جنسیتی زنانه و مردانه به تعادل مناسب برسند، افرادی که این تعادل را به دست نیاورند، سلامت روانی کمتری را تجربه خواهند کرد. از طرفی افرادی که سلامت روانی کمتری دارند، جهت مقابله با وسوسه مصرف مواد، چاره‌ای جز مدیریت مشکلات حوزه سلامت روان خود ندارند.

    همچنین تجربه‌های عاطفی و روانی در زنان موجب احساس اضطراب، افسردگی، درماندگی و آسیب‌پذیری بیشتر می‌شود؛ اغلب ضربه‌های روانی در سنین کودکی  و با نوجوانی تجربه می‌شود و چنان در فرد تاثیرگذار است که می‌تواند زمینه‌ساز مصرف مواد شود. یکی از عوامل مهم شکل‌گیری اعتیاد زنان تفاوت در ویژگی‌های شخصیتی مانند هیجان‌خواهی است. هیجان‌خواهی به تفاوت‌های شخصیتی جهت تجربه‌های غیرمعمول اشاره دارد که مربوط به سطح بالای دوپامین[۱] و افزایش فعالیت سیستم دوپامینرژیک[۲] مغز است که با آسیب‌شناسی روانی ارتباط مستقیم دارد و منجر به هزینه‌های بالا می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند، هیجان‌خواهی و جستجوی رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد ارتباط مستقیمی با هم دارند. افراد معتاد در هیجان‌خواهی و موضوعات مربوط بدان مانند تجربه طلبی، ماجراجویی، ملال‌پذیری و تنوع طلبی سطح بالاتری نسبت به افراد عادی دارند. هر چه میزان هیجان‌خواهی فرد بالاتر باشد، احتمال ابتلای او به اختلال مصرف مواد بیشتر است. حتی برخی از مطالعات نشان می‌دهند زنان معتاد ممکن است ویژگی شخصیتی هیجان‌خواهی بیشتری نسبت به مردان داشته باشند.

    اعتیاد زنان می‌تواند نتیجه تجربه آسیب‌هایی باشد که موجب احساس منفی و هیجان دردآور شده و در نهایت در رفتار فرد خود را بروز دهد. این ضربه‌ها انواع مختلفی مانند، تجربه خشونت و سوءرفتارهایی در زندگی زنان به صورت آسیب‌های روانی،از دست دادن افراد مهم زندگی به دلیل مرگ، طلاق والدین  و تجربه طرد شدن را پوشش می‌دهند که زمینه‌ساز اعتیاد در زنان است. در واقع زنانی که این تجربه‌ها را دارند، احساس می‌کنند توانایی دریافت عشق و محبت و یا اعتماد به دیگران را ندارند و خود را قربانی می‌پندارند  و ممکن است برای فرار از این شرایط به مصرف مواد روی آورند؛ به ویژه اگر مشکلات روانی فرد مربوط به سال‌های نخستین زندگی فرد باشد، سطح بیشتری از اضطراب و ناامنی احساسی در فرد شکل خواهد گرفت.

    بهبود سلامت حوزه روان برای زنان می‌تواند انگیزه قوی در پیشگیری از مصرف مواد و درمان آن شود؛ زنان ممکن است برای رفع نیازهای هیجانی خود مانند کنجکاوی مواد را تجربه کنند یا ممکن است برای تسکین فشار و استرس و فرار از واقعیت زندگی و رسیدن به آرامش به مصرف روی آورند. همچنین کاهش وزن سریع و رسیدن به لاغری و تناسب اندام به همراه تسکین درد و درمان اختلال‌های جسمانی می‌تواند انگیزه مصرف مواد در زنان باشد.

    [۱] Dopamin

    [۲] Dopaminergic

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • تفاوت ترک اعتیاد در زنان و مردان

    به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، مجتبی غالبی با بیان اینکه برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اعتیاد در زنان رو به افزایش است، اظهار کرد: براساس تحقیقات حدود ۱۰ درصد مراجعان به مراکز درمان اعتیاد، زن هستند.

    مسائل اجتماعی؛ یکی از عوامل موثر در اعتیاد زنان

    وی مسائل اجتماعی، مسائل روانی، آگاهی کم، باور اشتباه نسبت به مصرف مواد مخدر، استفاده بیش از حد از مسکن‌ها و عدم آگاهی نسبت به عوارض آن و تغییرات فرهنگی را از عوامل موثر در گرایش زنان به مصرف مواد مخدر دانست و گفت: امروزه برخی افراد جامعه بر این موضوع متمرکز شده‌اند که زنان باید اندام مناسبی داشته باشند، از همین رو برخی زنان به سمت کشیدن سیگار و مصرف مواد محرک متمایل می‌شوند. در این میان برخی دیگر از زنان نیز برای تفریح و اوقات فراغتشان به سمت کشیدن قلیان روی می‌آورند، این درحالیست که قلیان به مراتب وابستگی سریع‌تری نسبت به بعضی از مواد مخدر دارد.

    این درمانگر اعتیاد ادامه داد: در فرهنگ جامعه ما اگر زنان سیگار بکشند آن را امری ناپسند می‌دانند، اما تغییر فرهنگی ایجاد شده در ایران موجب شده کشیدن قلیان حتی در منظر عمومی امر ناپسندانه‌ای شمرده نشود. این تغییرات فرهنگی موجب شده گرایش برخی زنان به مصرف مواد مخدر نسبت به قبل بیشتر شود.

    غالبی همچنین استرس و خلق منفی را نیز از عوامل موثر در اعتیاد برشمرد و یادآور شد: زنانی که از نظر روانی دارای خلق منفی و استرس هستند، بیشتر از مردان به سمت مصرف مواد مخدر گرایش پیدا می‌کنند. در این میان وجود تفاوت‌های ژنتیکی بین زنان و مردان نیز باعث می‌شود آن‌ها زودتر از مردان وابسته به مواد مخدر شوند، اما در عین حال مسائل محیطی و اجتماعی نیز بسیار مهم‌تر از مسائل ژنتیکی است.

    تاثیر ازدواج در سن پایین در گرایش به مواد مخدر

    این درمانگر اعتیاد تاکید کرد: برخی نیز تحقیقات نشان داده زنانی که در سن پایین ازدواج می‌کنند، به ویژه اگر ازدواج‌شان اجباری و با رضایت خودشان نباشد احتمال گرایش به مواد مخدر آن‌ها نیز بیشتر است.

    زنان سریعتر از مردان به مخدر وابسته می‌شوند

    وی در ادامه با اشاره به تاثیر مصرف مواد مخدر در زنان گفت: مصرف مواد مخدر در بدن زنان به گونه‌ای اثرگذاری دارد که آن‌ها سریعتر از مردان و با مصرف ماده بسیار کمی به آن وابستگی پیدا می‌کنند، البته وابستگی آن‌ها نیز شدیدتر از وابستگی مردان به مواد مخدر است. برخی پژوهش‌ها نیز حاکی از آن است که زنانی که به مصرف مواد مخدر گرایش دارند به طور متوسط نسبت به مردان سن کمتری دارند و از آنجایی که در سنین کم احتمال آسیب‌پذیری و تغییرات مغز بیشتر است، وابستگی آن‌ها نیز شدیدتر خواهد بود.

    غالبی با تاکید بر اینکه بعد از سیگار و دخانیات، اعتیاد به مواد مخدر سنتی بیشتر است، گفت: البته برخی زنان به دلیل حفظ اندام و جلوگیری از افزایش وزن به طور خواسته یا ناخواسته به سمت محرک‌ها گرایش پیدا می‌کنند، به طوری که برخی آرایشگاه‌ها یا انستیتو‌های پرورش اندام دارو‌های ترکیبی و دست‌ساز عرضه می‌کنند که در بسیاری از مواقع در ترکیب آن، مواد یا دارو‌های محرک مشاهده می‌شود، این درحالیست که مصرف این مواد موجب سوء تغذیه، مسائل روانی، پوکی استخوان، سرطان سینه، ناباروری و بیماری‌های جنسی، قلبی و عروقی خواهد شد.

    به گفته رئیس کانون سراسری درمانگران اعتیاد کشور، زنانی که مخدر شیشه مصرف می‌کنند نسبت به مردان بیشتر و با شدت بیشتری دچار تغییرات خلقی، افسردگی، اضطراب، قفل شدن فک، بی‌اشت‌هایی و… می‌شوند، تشدید عوارض مواد مخدر در زنان نسبت به مردان موجب شده تا اهمیت درمان اعتیاد در آن‌ها بیشتر باشد.

    وی در ادامه با اشاره به تفاوت‌های ترک اعتیاد در زنان و مردان تصریح کرد: ترک اعتیاد در زنان و مردان متفاوت است. به طور مثال پزشکان برای تجویز دارو‌های ترک اعتیاد برای مردان محدودیتی ندارند، اما در زنان به ویژه زنان باردار محدودیت‌هایی وجود دارد. براین اساس پزشکان هنگام تجویز دارو برای زنان باردار دارای اعتیاد به مواد مخدر، داروی متادون که نسبت به سایر دارو‌های ترک اعتیاد برای این افراد بی‌ضررتر است را تجویز می‌کنند.

    این درمانگر اعتیاد درباره نحوه ترک اعتیاد زنان باردار نیز خاطرنشان کرد: درمان اعتیاد در زنان به ویژه زنان باردار بسیار سخت است، زیرا نمی‌توان پاک بودن مطلق را برای زنان بارداری که به ماده مخدر اعتیاد دارند در نظر گرفت و ترجیح بر این است که داروی مخدری مانند متادون جایگزین مواد آن‌ها شود، این درحالیست که برای ترک سیگار در زنان باردار توصیه می‌شود آن‌ها از کشیدن هرگونه سیگار به طور کامل پرهیز کنند و داروی جایگزینی مانند نیکوتین استفاده نکنند. همچنین برای ترک مصرف قرص‌های خواب‌آور باید، قرص خواب‌آور طولانی اثر، برای مصرف آن‌ها جایگزین شود و به تدریج نیز مصرف آن کاهش یابد.

    ۷۰ درصد زنان پس از مصرف مواد مخدر دچار مشکلات روانی می‌شوند

    غالبی ادامه داد: بسیاری از بیماری‌های اعصاب و روان در زنان با اعتیاد بروز می‌یابد. برخی پژوهش‌ها حاکی از آن است که ۷۰ درصد زنان معتاد همزمان با اعتیاد دچار بیماری اعصاب و روان می‌شوند که در این میان خودکشی، افسردگی و اختلال شخصیتی در زنان معتاد، بیشتر از مردان معتاد است؛ لذا لازم است آن‌ها هنگام درمان از مشاوران و روانشناسان نیز بهره بگیرند.

    زنان معتاد هنگام ترک اعتیاد با چه مشکلاتی مواجه‌اند؟

    وی در ادامه با اشاره به موانعی که زنان معتاد هنگام ترک اعتیاد با آن روبه رو هستند، یادآور شد: برخی زنان دارای اعتیاد برای دسترسی به درمان با موانعی مانند رفت و آمد، ناتوانی مالی، کسب اجازه از شوهر برای درمان و… مواجه هستند. از سوی دیگر نیز آن‌ها در ماندگاری درمان نیز دچار مشکلاتی هستند، زیرا برای افزایش ماندگاری درمان باید مراجعه مداوم و طولانی مدت داشته باشند.

    وی معتقد است: مختلط بودن کلاس‌های مشاوره‌ای و روانشناسی نیز مشکلاتی را برای زنان به وجود آورده است که موجب می‌شود آن‌ها از مراجعه به مراکز درمانی امتناع کنند. جامعه اعتیاد زنان را نمی‌پذیرد و همین امر موجب می‌شود که زنان دارای اعتیاد از مراجعه به مراکز درمان امتناع کنند.

    این درمانگر اعتیاد در ادامه با اشاره به مسائل مالی هنگام ترک اعتیاد نیز گفت: هم اکنون سازمان‌های حمایتی مانند سازمان بهزیستی که باید مبلغی را به درمان معتادان اختصاص دهد، این کار را به درستی انجام نمی‌دهد. در این میان بیمه سلامت نیز که در سال ۹۷ خدمات مالی برای افراد معتاد در نظر داشت، در سال ۹۸ این بودجه قطع شد و امید است دوباره برقرار شود.

    منبع:ایسنا

  • ریشه‌های اعتیاد زنان در افغانستان

    گسترش مصرف انواع مواد امروزه در بیشتر نقاط دنیا همراه با مشکلات عدیده اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به ویژه در میان جوانان و زنان همراه است. در میان افغانستان به عنوان بزرگترین تولیید‌کننده مواد مخدر دنیا که حدود 90 درصد تریاک جهان را تولید می‌کند با مشکلات بزرگی از جمله اعتیاد کودکان و زنان دست به گریبان است.

    زنان که بیشتر از نیمی از جمعیت جامعه سنتی افغانستان را تشکیل می‌دهند، با مشکلات جنسیتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و ساختاری بیشتری نسبت به مردان روبرو هستند. یکی از مشکلاتی که در سال‌های اخیر جامعه افغانستان را به شدت تحت تاثیر قرار داده، وجود بیش از هشتصد هزار زن معتاد در جامعه سه ونیم میلیونی معتادان افغانستانی خود زنگ خطر جدی در سیوع اعتیاد زنان است. . بر اساس گزارش‌های موجود تنها تعداد معتادان زن در ولایت بلخ این کشور حدود 7 هزار نفر است. در ریشه‎یابی دلایل شیوع اعتیاد  زنان افغانستانی چند عامل مهم دخیل است.

    از مهمترین دلایل شیوع اعتیاد در زنان افغانستانی می‌توان به جامعه سنتی و بسته، چند دهه جنگ و کشمکش داخلی، بیسوادی،‌بیکاری، خشونت گسترده علیه زنان، فقر، نابرابری شدید میان زنان و مردان در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، آموزشی اشاره کرد.

    جنگ

    ادامه بیش از چهار دهه جنگ و ویرانی تاثیر زیادی بر زندگی، کار و فعالیت زنان و دختران افغانستانی داشته است. به ویژه اینکه در جنگ بیشتر مردان به کام مرگ می‌روند و زنان مجبور به ادامه زندگی و تامین معاش خانواده خود می‌شوند. در بسیاری از موارد ناتوانی زنان در مبارزه با مشکلات اقتصادی  و خانوادگی آنان را بدون اینکه خود بخواهند به اعتیاد می‌کشاند و این وضع به به طور مستقیم در تربیت و پرورش فرزندان تاثیر می‌گذارد. ادامه جنگ نیز خود باعث شیوع مصرف مواد در زنان شده است. بر اساس گزارش سال 2018 دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل متحد، کشت و تولید گسترده تریاک در مناطقی از افغانستان شیوع گسترده دارد که در آن زنان از نظام آموزشی و حقوق اجتماعی محروم‌اند؛ همچنین آنها به عنوان نیروی کار بدون مزد تنها برای تامین معاش خانواده خود و داشتن سرپناهی در مزارع کشت تریاک مشغول به کارند که از منظر برابری حقوقی و دستمزد با مردان قابل مقایسه نمی‌باشد.

    بی‌سوادی

    گرچه بی‌سوادی در افغانستان در میان زنان و مردان نسبت به دیگر کشورهای جهان در سطح بالایی قرار دارد، اما نداشتن سواد کافی و بی‌سوادی عمده‌ترین چالش دختران و زنان را تشکیل می‌دهد. اما مشکل مهمتر برخوردهای سنتی، مذهبی و سطح پایین فرهنگ و درک نادرست جامعه مردانه افغانستان از آموزش و سوادآموزی زنان است که همین مانع بزرگی در سوادآموزی زنان به شمار می‌رود. نتیجه این امر برای زنانی که از آموزش و سواد دورند، عدم آگاهی از حقوق، نحوه تربیت و پرورش فرزندان است. به نظر می‌رسد قدم اول در پیشگیری از شیوع مصرف مواد در زنان افزایش سوادآموزی و سپس ارائه آموزش‌های لازم در مورد مضرات مصرف مواد است.

    بیکاری

    بیکاری یکی از مهمترین مشکلات کشور افغانستان محسوب می‌شود. در این میان بیکاری در زنان به دلیل جامعه سنتی افغانستان و اعطای نقش‌های کلیشه‌ای همواره چالشی جدی به شمار می‌رفته است. در حال حاضر در افغانستان از هر 30 نفر یک فرد معتاد به مواد مخدر وجود دارد و بیکاری و مشکلات روانی عامل اصلی اعتیاد به ویژه در جوانان است. در افغانستان ادامه جنگ و ناامنی، زمینه بیکار شدن و تعطیلی پروژه‌های بزرگ زیرساختی و پیشرفت کشور را رقم زده است. در واقع بیکاری گسترده موجب شده تا بسیاری به کشت و زرع کوکنار بپردازند و به صورت خانوادگی بر روی مزارع کار کنند. بخشی از نیروی کار این مزارع زنان هستند و در مواقعی از آنجا که آنها امور مربوط به خانواده و فرزندآوری و فرزندپروی را بر عهده دارند و توانایی کافی را برای رسیدگی به همه این امور ندارند به مصرف تریاک می‌پردازند و حتی در گزارش‌ها آمده است کودکان برخی از خانواده‌ها نیز به واسطه خوراندن تریاک توسط والدینشان معتاد هستند.

    از سوی دیگر با توجه به سنتی و بسته بودن جامعه افغانستان، زنان به راحتی نمی‌توانند در مشاغل اجتماعی فعالیت کنند و مجبورند فعالیت‌های خود را محدود به خانه کنند. در واقع در فرهنگ افغانستان کار بیرون از خانه تنها به طور مطلق متعلق به مردان است و زنان نمی‌توانند مشترک با مردان در بنیه اقتصادی خانواده و کشور نیز شریک شوند. تعداد کمی از زنان که به کارهای صنعتی مانند قالی‌بافی، خیاطی، دست دوزی و غیره مشغولند، به دلیل نداشتن شرایط مناسب کاری  و حمایت اجتماعی مانند نبود مهدهای نگه‌داری کودکان، طولانی بودن ساعات کار،نبود تجهیزات مدرن کاری و غیره، مجبوراً برای حل مشکلات و تقویت بنیه جسمی خود در کوتاه‌مدت به مواد روی آورند که نتیجه بلند مدت آن صدمه‌های غیرقابل جبران به زنان و بنیان خانواده است. به عنوان مثال بر اساس گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، زنانی افغانستانی که در کار قالین بافی فعالیت دارند، جهت رسیدگی به کلیه امور زندگی خود و رفع خستگی هم خودشان تریاک می‌خورند و هم به کودکانشان تریاک می‌خورانند. نتیجه این امر گسترش اعتیاد در بین زنان سنتی افغانستان و شیوع اعتیاد کودکان است.

    عواملی مانند بی‌سوادی و ناآگاهی والدین، نبود آموزش  و پرورش جمعی و دولتی گسترده برای همه کودکان و ضعف اقتصادی خانواده‌ها از دلایل مهمی است که کودکان به کارهای سخت اقتصادی گمارده می‌شوند و حتی برای انجام آنها توسط والدین یا به خواست خودشان به مصرف تریاک روی می‌آورند.

    بر اساس برنامه‌های پیشگیرانه و کمک‌های بین‌المللی به افغانستان جهت کنترل قاچاق مواد و اعتیاد در این کشور؛ از دولت خواسته شده تا برنامه‌های پیشگیرانه را به ویژه برای جوانان با قدرت طراحی و اجرا کند. همچنین در زمینه درمان معتادان در سال‌های اخیر مراکز دارای امکانات نسبی تاسیس شده است؛ اما همچنان برای جامعه افغانستان کم و ناکافی است.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • جایگاه زنان در پیشگیری و درمان اعتیاد

    امروزه در سطح جهان اعتیاد به انواع مواد و الکل به عنوان یک معضل جهانی مطرح است و واحدها و سازمان‌های ملی و بین‌المللی برای کنترل آن افزایش همکاری‌ها و مراودات را مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند در حال افزایش این بحران می‌دانند. بر اساس آمارهای جهانی مصرف مواد  والکل به میزان زیادی در بین زنان در حال افزایش است. در سال ۲۰۰۹ تخمین زده شد که ۱/۶ درصد از زنان ایالات متحده آمریکا اختلالات مصرف مواد را تجربه کرده‌اند. همچنین نتایج بررسی‌های بین‌المللی سوء مصرف مواد نشان می‌دهد، زنان درگیر با این بحران ۱۰ درصد جمعیت بالقوه بسیاری از کشورهای آسیایی، ۲۰ درصد کشورهای جداشده از اتحاد جماهیر شوری و آمریکای لاتین و ۴۰ درصد آمریکای شمالی و برخی کشورهای اروپایی را تشکیل می‌دهند[۱]. به طور کلی زنان در مقایسه با مردان هنوز الکل و مواد کمتری مصرف می‌کنند، اما محققیان معتقدند، مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد در زنان نسبت به مردان با شدت و سرعت بیشتری روبروست.

    استفاده زنان از مواد و الکل مشکلات و پیامدهای متعدد و خاصی به همراه دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی مختص زنان است. اختلالات و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان یک نتیجه همبسته مصرف مواد تقریباً تمامی حوزه‌های زندگی زنان مبتلا به سوء مصرف مواد را پوشش می‌دهد. کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد ناکافی است. امروزه بخش مهمی از مطالعات حوزه اعتیاد زنان، به زنان باردارِ درگیر مواد مربوط می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، اعتیاد در دوران بارداری پیامدهای عاطفی، اجتماعی، روحی و اقتصادی بر فرزند و به طور کلی خانواده دارد.

    اثرات جدی ذکر شده باعث شده تا بسیاری از متخصصان به دنبال یافتن علل گرایش زنان به انواع مواد و الکل و در ادامه با مصرف مواد به عوارض جانبی آن باشند. در بررسی‌های انجام شده برخی از عوامل خطر که منجر به سوء مصرف مواد در زنان می‌شود به مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، هنجارهای اجتماعی و مذهبی، خشونت و اعتیاد شریک زندگی، سابقه سوء مصرف و اختلال شناختی مربوط می‌شود. بررسی چندین دهه مطالعات اعتیاد حوزه زنان به شروع مکانیزهای متعددی پرداخته است، اما امروزه نقش خانواده به عنوان اولین عامل خطر در توسعه و حفظ وابستگی به مواد و به عنوان یک مانع در درمان اعتیاد و عامل محافظتی جهت پیشگیری از آن  بسیار تاثیرگذار است.

    در این نوشتار قصد آن دارم تا به پیامدها و مشکلات مربوط به اعتیاد زنان در سه دسته اصلی بپردازم. به طور کلی در بررسی علل شیوع اعتیاد زنان سه عامل مهم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    • فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی
    • عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری والدین
    • متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

     

    ۱: فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد به این معنی که یکی از والدین یا هر دو آنها با سوء مصرف مواد درگیر باشند، ممکن است یکی از عوامل مهم اعتیاد در کودکان باشد. مکانیزم این امر شامل فرایندهای ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات، کودکان والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و ریسک‌های بالای مصرف مواد و الکل قرار دارند. این خطر حتی در مورد کودکانی که والدین آنها به صورت بیولوژیکی از اعتیاد رنج می‌برند نیز صادق است. محققان معتقدند، مادر خانواده مهمترین عضوی است که در صورت ابتلاء به سوء مصرف سیگار قوی‌ترین تاثیر را بر دیگر اعضای خانواده دارد. همچنین وجود سابقه سوء مصرف در یک خانواده می‌تواند بیشتر به اختلالات مصرف مواد و مشکلات روان‌شناختی منجر شود.

    یکی از محققان پیشرو در این حوزه «نورتن» معتقد است، به طور کلی چهار فرایند سیستماتیک منجر به نابودی یا حفظ هویت و انسجام یک خانواده می‌شود. وجود یا عدم وجود این فرایندها موجب بروز مشکلات مربوط به اعتیاد همراه با استرس‌های ناگزیر، تروما و محرومیت در یک خانواده می‌شود. این فرایندها عبارتند از: انزوا[۲]، درمان غیرانسانی[۳]، تناقض یا بی‌ثباتی[۴] و نحوه آموزش یا تعلیم و تربیت[۵]. همه این چهار فرایند به عنوان اعضای یک سیستم در ارتباط مستمر با هم عمل می‌کنند. به اعتقاد نورتن این چهار فرایند سیستماتیک مسئول ایجاد اعتیاد و مشکلات روان‌شناختی مرتبط هستند. مطالعات تجربی نشان از ارتباط اختلال عملکرد خانواده با استراتژی‌های رفتارهای عاطفی دارد؛ مانند ارتباط بین فرایند تناقض و بی‌ثباتی با مصرف مواد و الکل[۶]. تحقیقات نشان داده، افرادی که در زندگی خود معتاد به مواد یا الکل بوده، اغلب با اختلالات خانوادگی مانند از دست دادن والدین، ضعف و اختلافات والدین و جدایی آنها تا قبل از ۱۱ سالگی را تجربه کرد ه‌اند.

    ۲: عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری

    سبک فرزندپروی خانواده نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر و انعطاف‌پذیری افراد در برابر اعتیاد دارد. کم توجهی و توجه بسیار زیاد والدین دو عامل مهم سبک فرزندپروی در ارتباط با سوء مصرف مواد است. بررسی سازه‌ها و سوء مصرف مواد در جوانان نشان می‌دهد، دخالت و سبک تربیتی خانواده‌ها نقش بسیار مهمی در ابتلاء یک فرد جوان به اعتیاد دارد.

    نتیجه مطالعات هارتمن و همکارانش بر روی ۴۱۹ نفر، با ۲۲۳ مرد و ۱۹۶ زن نشان می‌دهد، سطح بالایی از اقتدارگرایی مادر به طور غیرمستقیم با افزایش مصرف الکل در فرزندان در ارتباط است؛ از سوی دیگر سطح بالای اقتدارگرایی در پدر به طور غیرمستقیم مصرف کمتر الکل یا عدم گرایش فرزاندان به الکل به همراه دارد[۷].

    ۳: متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی، به ویژه برای زنان در شروع مصرف مواد، سوء مصرف و پس از آن درمان و بهبودی را بسیار برجسته می‌دانند. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بین سال‌های ۲۰۰ تا ۲۰۰۳ با بررسی ۲۴۰۹۷ زن ۱۴ تا ۴۹ ساله از کشورهای بنگلادش، برزیل، اتیوپی، ژاپن، نامیبا، پرو، صربستان، مونته‌نگرو، تایلند و تانزانیا نشان داد که شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی یا هر دوی اینها بین زنان در این مطالعه از ۱۵ تا ۷۱ درصد، متغییر بوده است. در دو مورد از این کشورها شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی کمتر از ۲۵ درصد، در هفت کشور بین ۲۵ تا ۵۰ درصد، در شش کشور بین ۵۰ تا ۷۰ درصد و به طور کلی بین ۴ تا ۵۴ درصد شرکت‌کنندگان در این مطالعه گزارش خشونت جنسی یا فیزیکی شریک زندگی خود را در سال تایید کرده‌اند[۸]. مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد، زنان دارای شوهران معتاد دارای علایم و نشانه‌های روان‌پزشکی مانند شخصیت ضداجتماعی، شخصیت فردی، افسردگی، استرس و علایم مرتبط با خشونت هستند.

    باید متذکر شد خانواده اساسی‌ترین محیط زندگی یک فرد است؛ محیطی که کودکان در آن رشد می‌کنند و تاثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان برای ورود به نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان‌شناختی اعضای آن تاثیرگذار است. در سال‌های اخیر با توجه به نقش مهم خانواده در این حوزه استراتژی‌های پیشگیری و درمان اعتیاد بر خانواده استوار است و به طور ویژه در حوزه درمان به خانواده‌های دارای زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد برنامه‌ها و سیاست‌هایی با توجه به تفاوتهای جنسیتی زنان در نظر گفته شده است؛ هر چند در بسیاری از کشورها هنوز برنامه‌های حمایتی  و پیشگیرانه از اعتیاد برای زنان تحت سایه و قدرت مردانه تعریف می‌شود، اما تجربه و مطالعات نشان از تدوین برنامه‌هایی متناسب با نیازها و تفاوت‌های زنان در این حوزه دارد.

     

    [۱]Drugs UNO . Substance abuse treatment and care for women: Case studies and lessons learned. New York: 2004.

    [۲] Isolation

    [۳] Inhuman Treatment

    [۴] Inconsistency

    [۵] Indoctrination

    [۶] Norton JH. Addiction and family issues. Alcohol. ۱۹۹۴;۱۱(۶):۴۵۷–۶۰٫ doi: 10.1016/0741-8329(94)90066-3. [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]

    [۷]  Mohammad Khani P, Asgari A, Frouzan SA, Moumeni F, Delavar B. The expression of psychiatric symptoms among women with addicted husbands. Develop Psychol. ۲۰۱۰;۲۲:۲۳۷–۴۵٫

    [۸] Garcia-Moreno C, Jansen HA, Ellsberg M, Heise L, Watts CH, W. H. O. Multi-country Study on Women’s Health, et al. Prevalence of intimate partner violence: findings from the WHO multi-country study on women’s health and domestic violence. Lancet. ۲۰۰۶;۳۶۸(۹۵۴۳):۱۲۶۰–۹٫ doi: 10.1016/S0140-6736(06)69523-8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • خانواده و اعتیاد زنان

    اعتیاد یکی از سه بحران مهم جهانی است که با افزایش آمار آن طی سال‌های اخیر در بین گروه‌های آسیب‌پذیر مانند کودکان، نوجوانان و زنان طیف وسیعی از برنامه‌ها از کاهش عرضه، کاهش تقاضا (پیشگیری)، الگوی های کاهش آسیب و درمان را به خود اختصاص داده است. بر اساس آمار دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، هرچند در سطح جهان آمار اعتیاد در زنان نسبت به مردان پایین‌تر است، اما پیش بینی شده با افزایش آمار اعتیاد در کودکان، نوجوانان و زنان مشکلات و پیامدهای مربوط به سوء مصرف با شدت و سرعت بیشتری همراه باشد.

    بر اساس اطلاعات موجود، مصرف انواع مواد در زنان، مشکلات و پیامدهای خاصی را به دنبال دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی اختصاص به زنان دارد. تقریباً اختلال در تمام حوزه های زندگی به عنوان یک نتیجه همبسته از مصرف مواد و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصدی ذکر می شود. همچنین کیفیت زندگی یکی از شاخص های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به اعتیاد حکایت از ناکافی بودن این شاخص دارد. از این رو فرزندان زنان معتاد  و به طور کلی خانواده معتاد در معرض خطر بدرفتاری و توسعه مشکلات هنجاری و روانی مربوط به اعتیاد والدین خود قرار دارند. امروزه نقش مهم زنان در خانواده و جامعه روشن است، خانواده به عنوان اولین نهاد جامعه‌پذیری که فرد در آن متولد و رشد می‌یابد نقش مهمی در امر آموزش و پرورش فرد دارد[۱].

    اثرات بلند مدت سوء‌مصرف مواد در زنان برای خانواده و جامعه بسیاری از محققان را بر آن داشت تا به دنبال بررسی علل گرایش زنان به سوء مصرف مواد باشد. در این میان عوامل خطر مانند مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، سابقه سوء مصرف، خشونت شریک زندگی و اختلال شناختی باعث شده تا نقش خانواده به عنوان عامل مهمی در توسعه و پیشگیری شرایط اعتیادساز برجسته شود. بررسی مشکلات مرتبط با اعتیاد زنان، با سه دسته عامل مهم روبروست.

    ۱)فرایندهای مرتبط با اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد که در آن ثبات عاطفی و روانی وجود ندارد، یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند به اعتیاد کودکان و نوجوانان منجر شود. مکانیزم این اثر شامل فرایند ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات کودکان والدین معتاد بهطور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و مصرف مواد قرار دارند. به عنوان مثال سیگار کشیدن مادر نسبت به پدر فاکتور اصلی گرایش زنان به سیگار است. همچنین افراد معتادی که دارای سابقه خانوادگی هستند، وابستگی‌شان به مصرف مواد بیشتر  و مشکلات روان‌شناختی پیچیده تر دارند.

    چهار فرایند استرس، افسردگی، تروما(ضربه روحی) و محرومیت از مهمترین عوامل شروع اعتیاد در زنان است. این چهار فرایند سیستماتیک می‌توانند مسئول اعتیاد یا مشکلات روان‌شناختی باشدکه منجر به اعتیاد اعضای خانواده و زنان شود. به عنوان مثال اختلافات خانوادگی  و جدایی از متغییرهایی است که در خانواده‌های ناکارآمد می‌تواند به اعتیاد منتهی شود. به توجه به نظریه‌های رفتاری بعضی از این مکانیسم ها می تواند به دلیل یادگیری مشاهدات در یک خانواده باشد. تحقیقات نشان می دهد افرادی که در آینده زندگی خود به سوء مصرف سیگار و مواد روی می‌آورند، اغلب اختلال‌های خانوادگی مانند از دست دادن، ضعف، اختلاف و جدایی والدین تا قبل از یازده سالگی را تجربه کرده‌اند. همچنین مشخص شده اثر اختلافات خانوادگی در ابتلاء زنان به اعتیاد بیشتر از مردان است[۲].

    ۲)عوامل مرتبط با سبک و روش‌های والدین

    روشهــای فرزندپــروری نیــز در ابتــلاء زنان و  نوجــوان بــه اعتیــاد نقــش دارنــد. در خانواده‌هایــی کــه روش فرزنــد پــروری آنهــا آســان‌گیری اســت و فرزنــد در ایــن خانواده‌هــا حکومــت می‌کنـد، خطـر ابتـلاء بـه اعتیـاد بیشـتر اسـت. زیـرا خانـواده هیـچ کنترلـی بـر فرزنـد خـود نـدارد. همچنیــن در خانواده‌هایــی کــه بســیار ســختگیری می‌کننــد و شــرایط ســختی را بــرای فرزنــدان بــه وجــود می‌آورنــد، خطــر ابتــلاء فرزنــد بــه ســوءمصرف مــواد بیشــتر اســت. پـس محیـط خانـواده بـا توجـه بـه شـرایط فعلـی زندگـی اجتماعـی بایـد از تعــادل برخــوردار باشــد نــه مســتبد باشــد و نــه آســان‌گیر. همچنین والدین باید مهارتهای زندگی اجتماعی را مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاری محیطی، انتخاب دوستان و… را آموزش دهند و همین امر نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتیاد بر عهده دارد. سردی روابط والدین و جدایی والدین دو عامل بسیار مهم در ارتباط با مصرف مواد است. سردی و جدایی والدین به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بر روی زوجین و فرزندانشان می گذارد. پژوهش ها نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضطراب، دلتنگی و اندوه می کنند. در اغلب خانواده های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می کنند و ضمن جذب باندهای انحراف، به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد روی می آورند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری به ویژه برای زن بر جای می گذارد؛ به گونه ای که ممکن است به اعتیاد روی آورد. اعتیاد مادر خانواده به مواد ، علاوه بر آسیب های جسمی و روانی که برای خود مادر در پی دارد، موجب تزلزل نظام خانوادگی و عدم انجام وظایف مادری و همسری از سوی او می شود. اغلب فرد معتاد بی عاطفه، خودخواه و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است. این خصوصیات برای یک زن که نقش مادر در خانواده را برعهده دارد سازگار نیست. زن معتاد به خاطر وابستگی که به مواد مخدر پیدا می کند، اولویت هایش تغییر یافته و به جای توجه به تربیت فرزندان و تحکیم نظام و چهارچوب خانواده، هر لحظه به تهیه مواد مخدر و مصرف آن می اندیشد و دیگر جایی برای تدبیر امور خانواده و سامان دهی به آن به عنوان مدیر داخلی خانه باقی نمی گذارد.

    ۳)متغییرهای مرتبط با دوستان و شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی زنان در شروع مصرف مواد و پس از درمان را بسیار برجسته می‌دانند. زنان دارای همسران معتاد دارای علائم و نشانه های روانپزشکی مانند، شخصیت ضداجتماعی، افسردگی، استرس و علائم مرتبط با خشونت هستند. در نهایت دو عامل اختلال خوردن و نوشیدن به طور غیرمستقیم در گرایش زنان و نوجوانان به اعتیاد مطرح می شود. اختلال‌های خوردن مانند پرخوری یا بی‌اشتهایی در نتیجه دورنی شدن شخصیت اعتیادآور مانند احساس ناسازگاری، شخصیت ضداجتماعی، عدم اعتماد به نفس و اطمینان به دیگران و… اگر به اعتیاد منجر نشود، می‎‌تواند اختلال های اعتیادآور مربوط به خوردن، قمار، بازی‌های یارانه‌‌ای و اینترنت را به وجود آورد.

    خانواده اساسی ترین محیط زندگی است که در آن کودکان رشد می کنند و تأثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان به سمت نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان شناختی اعضای آن اثر می گذارد. از این رو پیشنهاد می شود استراتژی های حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد ، به طور جدی بر خانواده های زنان، کودکان و نوجوانان مبتلا به مشکلات مربوط به اعتیاد متمرکز شود. رویکرد خانواده محور موجب می شود تا با درمان و پیشگیری از مهمترین عوامل خطر بروز اعتیاد، هم صرفه اقتصادی و هم کارآمدی بیشتری حاصل شود.

     

    [۱].http://www.ccsa.ca/Resource%20Library/ccsa-011142-2005.pdf

    [۲] Ibid, page 4-6

    
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • اعتیاد شوهران، دامن زنان را می‌گیرد/ ۶ درصد بانوان کُردستانی معتاد هستند

    چه تصویر تلخی است که، زن باشی اما خماری، زنانگی کردن را از یادت ببرد. وقتی به جای مهر و ناز زنانه، صدایی خش دار پیدا کنی و در لابلای شادی های زنانه دیگران، چشمانت جز دود سفید چیزی را دنبال نکند.

     چه تصویر تلخی است که، زن باشی اما خماری، زنانگی کردن را از یادت ببرد. وقتی به جای مهر و ناز زنانه، صدایی خش دار پیدا کنی و در لابلای شادی های زنانه دیگران، چشمانت جز دود سفید چیزی را دنبال نکند

    مسیر خانه به منزل را هر روز طی می کنم، نگاهم به دیده های زنانگی زنانی می خورد که از روی ناآگاهی در مسیر دام اعتیاد افتاده اند، کت های آبی و روسری نامرتبی که موهای مشکی و پریشانش را بیرون آمده است نشان از آشفتگی درونی دارد، نمی دانم به فکر که فرو می روم از دید خود یا خانواده را مقصر می دانم و یا جامعه را ، اما بیشتر که فکر می کنم هر کسی مسئول اعمال خویش است شاید اگر خودش هم به گذشته اش فکر کند دقیقا خودش را مسئول این چنین وضعیتی بداند.
    شاید هم در نگاه خود همسرانشان را دلیل اعتیاد بدانند چرا که به گفته ی دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کردستان 60 درصد اعتیاد در زنان به پیشنهاد همسرانشان است چرا که که مرد معتاد برای اینکه مورد اعتراض همسر واقع نشود با روش های گوناگون از جمله مصرف قرص، زن را معتاد و به مواد مخدر آلوده می کند.
    وی می گوید: 10 درصد زنان در کشور و 6 درصد در کردستان اعتیاد دارند و افسردگی و نبود نشاط اجتماعی را یکی از دلایل اصلی اعتیاد در میان زنان است.
    دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کردستان با بیان اینکه در آیتم اعتیاد فردی، اولین عامل برای آلوده شدن کنجکاوی، دوم کسب لذت و تفریح و در نهایت مشکلات روحی و روانی است، افزود: سیستم آموزشی کشورمان نیز استرس و اضطراب زیادی به دانش آموز و دانشجو وارد می کند و این هم در اعتیاد تاثیر زیادی دارد.
    حریری شکست های عاطفی را موجب استرس، افسردگی و روی آوردن به مصرف مواد مخدر دانست و اظهار داشت: از آنجایی که مصرف شیشه لذت کاذبی به فرد می دهد تمایل زنان افسرده به مصرف آن افزایش یافته است.
    چند قبرستان موجود در داخل شهر سنندج از جمله تایله که قدیمی است امروز به محل سکونت، مصرف و حتی فروش مواد مخدر تبدیل شده اند و این موضوع مردم را نگران کرده است.
    راهم را به سمت قبرستان تایله سنندج کج می کنم، جایی که معتادین زیادی در آنجا شب را به روز می رسانند ، همکلام‌شدن با معتادان سکنی گزیده در قبرستان تایله سنندج تنها می‌تواند بخشی از رنج و مشقت‌های خانماسوز این قشر را بازنمایی کند، وگرنه همیشه در فرآیند تولید گزارش‌های اجتماعی پرده از کشف و شهود حقیقت‌ها برنمی‌افتد.
    درگوشه‌ای از این قبرستان ، زنی با هویت «مریم» سر درگریبان تنهایی فرو برده و هنگام نزدیک‌شدن  افراد، اورکت کِرِمی چرکین را برسر می‌کشد و چهره نهان می‌کند و هرچه می‌گوییم را عامدانه نمی‌شنود و لب به سخن با ما نمی‌گشاید؛ اما یکی از دوستانش می‌گوید که مریم به دلیل آلودگی شوهرش معتاد شده و او ٥‌سال است که شب‌ها همراه با ما در این گورستان سر بر بالین سنگ‌مزارهای ناشناخته می‌گذارد و از دوری دو فرزند چهره‌اش هر روز فرتوت‌تر می‌شود.
    گورهای این قبرستان بسیار قدیمی هستند و اکثر آنها نام و نشان متوفی را هم ندارند؛ کمی که جلوتر می‌رویم آلونکی از دور مشخص است که محل زندگی چندین کارتن خواب است.
    با زن کارتن خوابی که به گفته خودش از سه ماه پیش در این قبرستان روزگار خود را سپری می‌کند، هم کلام می‌شوم…
    زن بابایش را دلیل افتادن خودش در این وادی می‌داند و می‌گوید: دو سال ترک کردم اما متاسفانه دوباره به سمت آن رفتم و حالا هیچ‌کس حتی خانواده‌ام هیچ سراغی از من نمی‌گیرند و من را طرد کرده‌اند.
    او که به گفته خودش دوا(هروئین) و شیشه مصرف می‌کند، اضافه می‌کند: تصمیم به ترک دارم، اما کمپ را دوست ندارم، می‌ترسم، اذیت می‌شوم، دوست دارم که من را در بیمارستان قدس بستری کنند و در آنجا ترک کنم.
    براساس نتایج این شیوع شناسی شیوع مصرف سیگار در طول عمر در استان کردستان 24 درصد بود ضمن اینکه در هفته گذشته 18 درصد اعلام شده  این را باقر کرمی معاون امور پیشگیری بهزیستی کردستان می گوید.
    وی میانگین سن شروع مصرف سیگار در استان براساس این شیوع شناسی را 19 سالگی اعلام کرد و افزود: شیوع مصرف قلیان در طول عمر در استان 20 درصد و در هفته گذشته 4.8 درصد اعلام شده است.
    وی تاکید کرد: در این شیوع شناسی تعداد زنان مصرف کننده در استان کردستان 1.1 دهم درصد بوده است
    وی با اشاره به وجود یک کمپ ترک اعتیاد مخصوص بانوان در استان اظهار داشت: سال گذشته 93 نفر از زنان معتاد در این کمپ پذیرش شدند که 54 نفر از این تعداد در ردیف سنی 18 تا 35 سال و 39 نفر نیز در ردیف سنی 35 تا 55 سال بودند.