Cudras

Tag: سرمایه‌گذاری‌های بین المللی

  • ارتباط شورش و کشت بی‌رویه خشخاش در جنوب افغانستان

    شورش و یاغی‌گری[۱] حداقل در مناطق جنوبی افغانستان، به ویژه در استان هلمند، عامل اصلی کشت بی‌رویه خشخاش به شمار می‌رود. تصادفی نیست که استان هلمند، مرکز شورش در افغانستان است. در هلمند به‌طور ویژه که در سال ۲۰۱۷ شاهد افزایش ۷۹ درصدی سطح زیر کشت خشخاش بوده است، دولت کنترل بالغ بر ۲۶ درصد (۱۷ روستا از ۲۲ مورد) از روستاهای نمونه پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷) را از دست داد.

    به نظر یک رابطه عمیق و بدیهی میان نبود کنترل دولتی و ناامنی از یک سو و کشت خشخاش از سوی دیگر وجود دارد. در مقایسه با روستاهای دارای کشت خشخاش با روستاهای عاری از کشت خشخاش، سهم روستاهایی که از کنترل دولت خارج هستند بسیار بیشتر است. بنابر گزارش پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷: ۸)، ۵۴ درصد از کدخایان و رؤسای روستاهای دارای کشت خشخاش اعلام کردند روستاهایشان در تسلط و کنترل گروه‌های غیردولتی و یا شورشی بوده است. در حالی که در روستاهای عاری از کشت خشخاش، این سهم تنها ۲۳ درصد بوده است. بر اساس مصاحبه‌هایی که در این پیمایش صورت پذیرفته است، دولت در میان سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، کنترل اندکی بیش از ۵ درصد از روستاها را از دست داده است، حال آن که، در همین دوره تنها کنترل کمتر از یک درصد از روستاها را بدست آورده است. در بیشتر از دو سوم (۶۸ درصد) روستاهایی که دولت کنترلش را در آن‌ها از دست داده است، تریاک کشت و تولید می شود.[۲] بنابراین رابطه تنگاتنگی میان ناامنی و نبود و یا ضعف کنترل دولتی و وقوع کشت خشخاش برقرار است. هرچند استثنائاتی نیز در میان است. به عنوان نمونه، منطقه مرکزی، مساحتی بسیاری خارج از کنترل دولت است حال آن‌که دارای وضعیت عاری از کشت است؛ در حالی که در شمال شرقی این کشور، و استان بدخشان که تحت کنترل دولت است، مقدار قابل توجهی از تریاک کشت و تولید می‌شود.[۳] این موضوع بر پیچیدگی شاخص‌ها و عوامل درگیر در کشت خشخاش می‌افزاید.

     آن‌چنان که بحث شد، یکی از شاخص‌های مهم در ایجاد و تشدید کشت خشخاش، مسئله یاغی‌گری (شورش) و ناامنی است. از سوی دیگر، در چرخه‌ تضعیف حاکمیت و نهاد اقتصاد، کشت خشخاش خود می‌تواند منجر به تهییج ناامنی از طریق تأمین مالی گروه‌های شورشی باشد.

    شکل شماره ۷: چرخه تقویت شورش و اقتصاد نامشروع مبتنی بر تریاک

    کشت خشخاش نه‌تنها در نواحی که دولت حضور فعال ندارد و سطح امنیت پایین‌تر است رخ می‌دهد، بلکه این فعالیت از طریق تقویت شورش و گروه‌های ضددولتی کشور را ناپایدارتر می‌کند. عواید حاصل از کشت خشخاش تنها منبع تأمین مالی گروه‌های شورشی نیست. در گزارش پیمایش‌ روستایی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان آمده است مقامات غیردولتی[۴]  از جمله طالبان علاوه بر بهره‌گیری سنتی از عشر[۵]، از درآمدهای مربوط به کشت خشخاش برای تأمین مالی فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند.

    بر اساس داد‌ه‌های گردآوری شده، تخمین زده‌شده است که طالبان در حدود ۷ درصد از روستاها عشر جمع می‌کند و عناصر ضددولتی/یاغی‌گری در ۳ درصد دیگر روستاها. گروه‌ طالبان اغلب در نواحی شرقی و غربی (به ترتیب در ۱۳ و ۹ درصد از همه روستاها) و پس از آن در مناطق مرکزی و شمالی با ۷ درصد در هر منطقه به عنوان عنصری که به جمع‌آوری عشر می‌پردازد نامیده شده است. در نواحی شمال شرقی و شمالی، عناصر ضددولتی/شورشی به عنوان جمع‌کننده عشر معرفی شده اند. در نواحی جنوبی، به دلیل حضور فرماندهان محلی بسیار قدرتمند، نه طالبان و نه شورشی‌ها هیچکدام حضور پررنگی در جمع‌آوری عشر ندارند؛ بلکه این «مستضعفان» و « ملاها» هستند که عشر به آن‌ها تعلق می‌گیرد.[۶]

    پس از سال‌ها تحمل جنگ، افغانستان به کشوری بدل شده است که همواره در یک آشفتگی فزاینده به‌سر می‌برد. نزاع میان دولت و نیروهای ضد دولت در اقصی نقاط این کشور به‌نوعی دیده‌ می‌شود. طالبان از یک سو و داعش، ولایت خراسان از سوی دیگر بر این آشفتگی افزوده است. در این میان حملات هوایی بین‌المللی نیز وضع موجود را تشدید کرده ‌است. بر اساس گزارش مأموریت همیاری سازمان ملل در افغانستان موسوم به محافظت از شهروندان در برابر نزاع مسلحانه، گزارش سالانه[۷]، ۱۰۴۵۳ نفر تلفات شهروندی به‌واسطه نزاع داخلی در سال ۲۰۱۷ رخ داده است که هم‌چنان آمار بسیار بالایی است.[۸] این حجم از ناپایداری و ناامنی در کنار شرایط بی‌رونقی اقتصادی (رشد اقتصادی از ۹٫۴ درصد در میان سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲ به ۲٫۱ درصد در میان سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ رسیده است) آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را دربرابر تکانه‌های اقتصادی زیست‌محیطی افزایش داده است.

    در مجموع می‌توان گفت، کشت خشخاش تریاک رابطه بسیار نزدیکی با حاکمیت ضعیف، نبود امنیت، نبود خدمات و زیرساخت‌های رفاهی اساسی در جامعه دارد. افزون بر آن، عوامل اقتصادی اجتماعی، به عنوان نمونه، فرصت‌های شغلی بسیار اندک، نبود نظام آموزشی باکیفیت، و دسترسی محدود به بازار و خدمات مالی و وابستگی شدید کشاورزان به کشت خشخاش به لحاظ معیشتی در میزان کشت و تولید تریاک سهیم هستند.

    وضعیت امنیت در کشور افغانستان به واسطه تنازع میان دولت و نیروهای ضددولتی هم‌چنان بسیار متزلزل است[۹]. وضعیت ناپایدار کنونی، امرار معاش و معیشت پایدار را از مسیرهای قانونی بسیار دشوار ساخته است و آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را در برابر تکانه‌های اقتصادی و زیست محیطی بسیار تشدید کرده است[۱۰].  از سوی دیگر، تمایل جامعه بین‌الملل برای مشارکت مالی در امور افغانستان از آغاز بازگشت نیروهای امنیتی بین‌الملل از افغانستان در سال ۲۰۱۲ به شدت کاسته‌شده است[۱۱]. کاهش سرمایه‌گذاری‌های بین المللی، که منجر به کاهش فرصت‌های شغلی و تقاضای کاری در بخش غیرکشاورزی شده است، جمعیت روستایی را در وضعیتی وخیم با فرصت‌های شغلی به‌مراتب کمتر برای تأمین پایدار معیشت قرار داده و در نتیجه این جمعیت بیش از پیش به کشت غیرقانونی خشخاش سوق داده‌شده است.

    به نظر می‌رسد موفقیت در کاهش کشت خشخاش در افغانستان به میزان تحقق اهداف توسعه‌محور گسترده‌تر نظیر تقویت زیرساختی نهادهای دولتی و حاکمیت اثربخش، و عملکرد کم عیب و نقص سازوکارهای حمایت اجتماعی در چارچوب راهبرد متوازن توسعه در افغانستان بستگی دارد. ضروری است تنوع شرایط و عوامل دخیل در سطوح مختلف توسعه و کشت خشخاش در سیاست‌گذاری‌های مخدری در کشور افغانستان لحاظ گردد.

    تنوع اجتماعی اقتصادی و زیست فیزیکی در کشور افغانستان نیازمند اتخاذ رویکرد‌هایی است که ملاحظات محلی را در تمام سطوح طرح برنامه در نظر بگیرد. تنوع در راهبردهای معیشتی و تقویت و توسعه اقتصاد مشروع یقیناً به بهبود وضعیت موجود می‌انجامد. سیاست‌های کشت جایگزین با هدف شکست حلقه شوم تشریح‌شده در این بخش شاید بر توان جذب سرمایه و توسعه زیرساخت‌های لازم بیافزاید و نهایتاً به بهبود معیشت جوامع روستایی کمک شایان کند.[۱۲]

    پی‌نوشت‌ها

    برگرفته از اطلس مخدری افغانستان تولید شده توسط موسسه کادراس_ ۱۳۹۸

    [۱] insurgency

    [۲]. UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research.  P. 8

    [۳]. Ibid: 9

    [۴].Non-state authorities

    [۵]– عشر در سنت دینی، به ده درصد از درآمدهای حاصل از تولید کشاورزی در فصل برداشت اشاره دارد.

    [۶]. ibid

    [۷]. United Nation Assistance Mission in Afghanistan (2018). “Protection of Civilians in Armed Conflict- Annual Report 2017”. February 2018.

    [۸]. cited in UNODC/MCN, 2017: 12

    [۹] -مجمع عمومی سازمان ملل، هفتادو دومین نشست. ” وضعیت افغانستان و ملاحظات بین‌المللی صلح و امنیت”. گزارش دبیرکل

    به نقل از گزارش پیمایش تریاک افغانستان ۲۰۱۷b

    [۱۰].(UNODC, 2017 (b): 10)

    [۱۱].Joya, Mohammad Omar; Farahi, Mohammad Aman; Wieser, Christina; & Nassif, Calaudia (2017). Afghanistan Development Update. Washington DC: World Bank Group.

    [۱۲].ibid

  • ناامنی و کشت خشخاش در افغانستان

    این موضوع که افغانستان، به لحاظ اقتصادی و سطح کیفی زیستن یکی از فقیرترین کشورهای جهان است بدیهی می‌نماید، اما مسئله کلیدی این است که آیا فقر مهمترین عامل رانشی در سیر صعودی کشت و تولید تریاک به‌عنوان یک صنعت نامشروع در این کشور است یا خیر. به‌نظر می‌رسد پدیده کشت و تولید بی‌رویه تریاک در این کشورچندبعدی و پیچیده است. عواملی نظیر فقر، ناامنی، عدم حضور موثر حاکمیت در سطوح مختلف، چندپارگی و چنددستگی قومیتی و عدم یکپارچگی اجتماعی از جمله این عوامل هستند. از سوی دیگر ارزیابی فقر به‌عنوان یکی از علل برجسته در افزایش میزان تمایل و گرایش کشاورزان به کشت غیرقانونی بسیار سخت می‌نماید. بر اساس پیمایش وضعیت زندگی افغانستان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ که توسط سازمان آمار این کشور در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است، وضعیت سطح رفاه جمعیت کشور افغانستان به‌ویژه در دو سال اخیر به شدت رو به وخامت گذاشته است. میزان جمعیت زیر خط فقر از ۳۴ درصد در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ به ۵۵ درصد در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ رسیده است. افزایش نرخ فقر در سراسر کشور، چه در نواحی شهری و چه در نواحی روستایی مشاهده شده است.

    بر اساس گزارش‌های پیمایش تریاک افغانستان در دو سال گذشته ، هم‌چنان مناطق جنوبی افغانستان بالاترین سطح زیر کشت و تولید (۶۹ درصد) را به‌خود اختصاص داده اند. استان‌ هلمند در صدر تولید‌کننده‌های تریاک قرار دارد و پس از آن قندهار و ارزگان در رتبه‌های بعدی قرار دارند[۱]. پس از منطقه جنوب، در منطقه غربی افغانستان با ۱۲ درصد بیشترین کشت خشخاش رخ می‌دهد. با در نظر گرفتن شاخص‌های ثروت، از جمله تجمیع و تخمین دارایی‌ها این‌گونه برداشت می‌شود که در استان‌های جنوبی به ویژه استان هلمند، نه‌تنها به نسبت میانگین ثروت در نقاط دیگر افغانستان شاهد فقر بیشتری نیستیم، که این استان به لحاظ شاخص دارایی‌های خانگی (وسیله نقلیه، تراکتور، کامیون، موتور سیکلت و…) وضعیت به مراتب بهتری به نسبت دیگر استان‌های کشور افغانستان دارد.[۲] البته این وضعیت شاید به دلیل این واقعیت باشد که تریاک ارزشی معادل محصول نقدی دارد، و پر واضح است که معیشت مردم این منطقه به نوعی وضعیت بهتری داشته باشد. از این روی، با بهره‌گیری از روش‌های کمی محض شاید نتوان به ارتباط مستقیم فقر و سطوح و میزان کشت خشخاش  پی برد. بنابراین به‌نظر می‌رسد عوامل دیگری نیز به عنوان پیش‌ران در رونق کشت خشخاش دخیل هستند.

    بر اساس گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، یازده درصد از کشاورزان برای نخستین بار در سال ۲۰۰۷ مبادرت به کشت خشخاش در این کشور کردند. بیشترین میزان تازه‌واردان به این فعالیت در مناطق شمالی این کشور رخ داده است که به نوعی حکایت از فعال شدن محور شمالی قاچاق مواد از مبدأ افغانستان دارد. شاید به‌طور قطعی نتوان شواهدی مبنی بر ارتباط مستقیم فقر با گرایش به کشت خشخاش ارائه داد، اما می‌توان اثبات کرد میان کشت خشخاش با فرصت‌های محدود توسعه ارتباط برقرار است؛ به بیان دیگر کشت خشخاش در نواحی با فرصت‌های اندک و محدود توسعه محتمل‌تر بوده است.

    به نظر می‌رسد حداقل در مناطق جنوبی مورد بحث، به ویژه در استان هلمند، عامل اصلی کشت بی‌رویه، پدیده­ای به نام شورش باشد. تصادفی نیست که استان هلمند، مرکز شورش در افغانستان است. در هلمند به‌طور ویژه که در سال ۲۰۱۷ شاهد افزایش ۷۹ درصدی سطح زیر کشت خشخاش بوده است، دولت کنترل بالغ بر ۲۶ درصد (۱۷ روستا از ۲۲ مورد) از روستاهای نمونه پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷) را از دست داد. گویی یک رابطه عمیق و بدیهی میان نبود کنترل دولتی و ناامنی از یک سو و کشت خشخاش از سوی دیگر وجود دارد. در مقایسه با روستاهای دارای کشت خشخاش با روستاهای عاری از کشت خشخاش، سهم روستاهایی که از کنترل دولت خارج هستند بسیار بیشتر است. بنابر گزارش پیمایش تریاک افغانستان ۵۴ درصد از کدخدایان و رؤسای روستاهای دارای کشت خشخاش اعلام کردند روستاهایشان در تسلط و کنترل گروه‌های غیردولتی و یا شورشی بوده است، در حالی که در روستاهای عاری از کشت خشخاش، این سهم تنها ۲۳ درصد بوده است. بر اساس مصاحبه‌هایی که در این پیمایش صورت پذیرفته است، دولت در میان سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، کنترل اندکی بیش از ۵ درصد از روستاها را از دست داده است، حال آن که، در همین دوره تنها کنترل کمتر از یک درصد از روستاها را بدست آورده است. در بیشتر از دو سوم (۶۸ درصد) روستاهایی که دولت کنترلش را در آن‌ها از دست داده، تریاک کشت و تولید می شود.[۳] بنابراین رابطه تنگاتنگی میان ناامنی و نبود و یا ضعف کنترل دولتی و وقوع کشت خشخاش برقرار است. هرچند استثنائاتی نیز در میان است. به عنوان نمونه، منطقه مرکزی، مساحتی بسیاری خارج از کنترل دولت است حال آن‌که دارای وضعیت عاری از کشت است؛ در حالی که در شمال شرقی این کشور، و استان بدخشان که تحت کنترل دولت است، مقدار قابل توجهی از تریاک کشت و تولید می‌شود. این موضوع بر پیچیدگی شاخص‌ها و عوامل درگیر در کشت خشخاش می‌افزاید.

    در مجموع می‌توان گفت، کشت خشخاش تریاک رابطه بسیار نزدیکی با حاکمیت ضعیف، نبود امنیت، نبود خدمات و زیرساخت‌های رفاهی اساسی در جامعه دارد. افزون بر آن، عوامل اقتصادی اجتماعی، به عنوان نمونه، فرصت‌های شغلی بسیار اندک، نبود نظام آموزشی باکیفیت، و دسترسی محدود به بازار و خدمات مالی و وابستگی شدید کشاورزان به کشت خشخاش به لحاظ معیشتی در میزان کشت و تولید تریاک سهیم هستند. وضعیت امنیت در کشور افغانستان به واسطه تنازع میان دولت و نیروهای ضددولتی هم‌چنان بسیار متزلزل است. وضعیت ناپایدار کنونی، امرار معاش و معیشت پایدار را از مسیرهای قانونی بسیار دشوار ساخته است و آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را در برابر تکانه‌های اقتصادی و زیست محیطی بسیار تشدید کرده است.  از سوی دیگر، تمایل جامعه بین‌الملل برای مشارکت مالی در امور افغانستان از آغاز بازگشت نیروهای امنیتی بین‌الملل از افغانستان در سال ۲۰۱۲ به شدت کاسته‌شده است.. کاهش سرمایه‌گذاری‌های بین المللی، که منجر به کاهش فرصت‌های شغلی و تقاضای کاری در بخش غیرکشاورزی شده است، جمعیت روستایی را در وضعیتی وخیم با فرصت‌های شغلی به ‌مراتب کمتر برای تأمین پایدار معیشت قرار داده و در نتیجه این جمعیت بیش از پیش به کشت غیرقانونی خشخاش سوق داده‌ شده است.

     

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] (UNODC/MCN, 2018: 6)

    [۲] NRVA (2007). The National Risk and Vulnerability Assessment 200.Afghanistan: Ministry of Rural Rehabilitation and Development.

    [۳] UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research.  P. 8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.