Cudras

Tag: سم زدایی

  • تاثیر بنیادهای معنوی و دینی در درمان اعتیاد

    پذیرش و مبارزه با اعتیاد برای هر کسی فرآیندی سخت و زمان بر است. یادگیری نحوه صحبت با خانواده و دوستان در مورد اعتیاد به مواد مخدر می تواند استرس زا باشد، اما امری ضروری است. فردی که با اعتیاد روبروست و خود را مذهبی می داند، موانع منحصر به فرد بسیاری برای بهبودی پیش رو دارد. افراد مذهبی که با بحران مصرف مواد روبرو هستند، عموما با تقویت عامل معنوی در خود می توانند فرآیند درمان را با موفقیت سپری کنند.

    سالانه میلیون ها نفر با اعتیاد به مواد مخدر و الکل دست و پنجه نرم می کنند. اعتیاد می تواند هر کسی را بدون توجه به بنیادهای  معنوی و مذهبی او تحت تاثیر قرار دهد. باید دانست معتاد شدن یک شکست اخلاقی یا مذهبی نیست، موضوع مهم غلبه بر اعتیاد و کنترل آن است. یکی از روش‌هایی که مذهب به وسیله آن مصرف مواد را می‌تواند کاهش دهد، پرورش جنبه‌های بهداشت روانی است. مذهب به زندگی فرد جهت می‌دهد و از او به هنگام فشارهای روانی روزمره حمایت می‌کند. از این رو، تأمین بهداشت روانی می‌تواند فرد را از مصرف تفریحی یا اعتیاد به مواد مخدر بازدارد و از طرف دیگر  به کاهش مشکلاتی مانند افسردگی، احساس از خودبیگانگی، تنهایی و عزت نفس منجر شود. بروز چنین مشکلاتی در زندگی افراد می‌تواند استعداد گرایش به سوء مصرف مواد را تقویت کند.

    درمان اعتیاد بر اساس ایمان می تواند به افراد مذهبی کمک کند تا با قدرت بالاتر خود برای غلبه بر سوء مصرف مواد آماده کنند. در عین حال این نوع نگاه تخصصی به درمان باعث می شود باورهای مذهبی مصرف کنندگان در طول درمان نیز تقویت شود. در منابع دینی، راهکارهایی برای ترک اعتیاد تشریح شده است. امیدآفرینی و رفع ضعف اراده به ترتیب، مراحل ترک اعتیاد هستند. به منظور رفع ضعف اراده، راهکارهایی برای تقویت اراده وجود دارد که عبارتند از نماز اول وقت، تکرار ذکرهای ساده به طور دائم و … . همچنین برای از بین بردن ضعف اراده باید موانع اراده را رفع کنیم به طور مثال برای معتادان یک دوره تهذیب نفس برگزار شود. سایر راهکارها برای رفع ضعف اراده، از بین بردن مقتضیات خلاف اراده و ایجاد اراده در معتاد نسبت به انجام کارهای ضد اعتیاد است.

    مراکز و برنامه های درمانی مبتنی بر ایمان به نیازهای پزشکی و معنوی معتاد در حال بهبودی رسیدگی می کنند. تقویت عنصر معنوی و مذهب بخش مهمی از درمان است، در عین حال توجه به  تکنیک‌های سنتی و پزشکی درمان نیز بسیار مهم هستند. روش‌های درمانی مانند سم‌زدایی با کمک پزشکی و رفتار درمانی به ترتیب برای کمک به مدیریت علائم ترک و هوس بسیار ضروری است.

    درمان های پزشکی و روانشناختی می تواند شامل موارد زیر باشد:

    • سم زدایی مواد مخدر
    • درمان فردی و گروهی
    • دارو تحت نظارت برای علائم ترک
    • آموزش مهارت های زندگی و مقابله هیجانی

    حضور مشاوران معنوی با تجربه برای مشاوره و راهنمایی در طول دوره درمان در کنار جلسات فردی و گروهی کمک می کند تا افراد در حال بهبود آرامش بیشتری از طریق بنیادهای معنوی به دست آورند. حمایت عاطفی که در جلسات گروهی و مکالمات خصوصی انجام می شود می تواند به افزایش شانس بهبودی طولانی مدت کمک کند. تأمل معنوی و بحث با همسالان همفکر می تواند توانایی معتادان در حال بهبودی را در برابر احساس شرم که اغلب منجر به عود می شود، تقویت کند.

    درمان مبتنی بر ایمان به افرادی که به دنبال بهبودی هستند این امکان را به فرد می دهد که عبادت را به عنوان بخشی از برنامه بهبودی خود در نظر بگیرند. وجود فضاهایی برای خواندن نماز و عبادت برای میزبانی مراسم مذهبی در مراکز درمانی بسیار مهم است. خواندن کتاب مقدس، برگزاری جلسات و آیین های مذهبی باید بخش مهمی از مراقبه درمانی باشد تا موجب تقدیت عامل معنایی در افراد در حال بهبودی شود.

    مطالعه انجام شده توسط دانشگاه بیلور نشان می‌ دهد انجام و تقویت مناسک مذهبی می تواند به کاهش رفتارهای پر خطر مانند سوء مصرف مواد مخدر و الکل کمک کند. سم زدایی بدن فرد مصرف کننده از مواد مخدر تحت نظارت مشاوران سلامت روان  و مشاوران مذهبی می تواند در عین حال که باعث درمان جسمی می شود به تقویت درمان مبتنی بر ایمان کمک کند. مراقبت های جسمی، عاطفی و معنوی که این برنامه ها ارائه می دهند، عامل مهمی در دستیابی به بهبودی طولانی مدت هستند.

    همچنین، آموزش‌مذهبی در مورد منع مصرف مواد باید از دوران کودکی از طریق شیوه‌های مناسبی در تمامی سطوح سنی به عنوان یک راهکار مداخله‌ای در پیشگیری از اعتیاد مورد توجه قرار گیرد. یکی از عوامل مرتبط با اعتیاد  افراد، خانواده است. خانواده به طرق مختلف نقش اساسی در گرایش یا عدم گرایش فرزندان به سمت مواد دارد. از آنجایی که فرزندان عموماً از تربیت مذهبی والدینشان تاثیر می‌پذیرند، می‌توان به مسأله ارتباط میان میزان دینداری خانواده و گرایش فرزندان به مصرف مواد نیز اشاره کرد. تحقیقات اندک انجام شده در این حوزه نشان از وجود رابطه معنادار بین دینداری خانواده و مصرف مواد دارد. بنابراین، در این میان نقش خانواده‌ها به عنوان اولین نهاد تربیتی فرد بسیار مهم است؛ خانواده‌ها باید با به کارگیری روش‌های مناسب  به پرورش اصول دینی  و مذهبی در کودکان و نوجوانان خود بپردازند و ارزش‌های سازنده اجتماعی را به آنان آموخته تا از آسیب‌پذیری در برابر اعتیاد کاسته شود.

  • چگونگی اجتماعی سازی مبارزه با اعتیاد در ایران

    سیاست‌های مواد مخدر در ایران همواره در زمره سیاست‌های سخت‌گیرانه و در چارچوب جهانی کنوانسیون‌های سه‌گانه شناسایی شده است. این رویکرد معمولاً با عنوان کاهش عرضه و مقابله با عرضه  و مبارزه با ورود انواع مواد به داخل کشور در ادبیات سیاستگذاری مواد مخدر شناخته می‌شود. ایران بعد از دهه 1380 به دنبال افزایش آمار اعتیاد در کشور، شیوع بیماری‌های واگیردار دست به شروع برنامه‌های کاهش آسیب زد تا بتواند تا حدود زیادی از رویکرد کاهش عرضه که به سیاست رسمی کشور در سیاستگذاری مواد تبدیل شده بود، فاصله گیرد.

    از این رو مسئله اعتیاد از موضوعی صرفاً امنیتی به موضوعی اجتماعی در داخل زندان‌ها و خانواده‌ها تبدیل و به یکی از دغدغه‌های سلامت عمومی به ویژه بر سر شیوع بیماری ایدز در کشور تبدیل شد. دوره‌های که از آن به عنوان «بیمارانگاری اعتیاد» یا «جرم‌زدایی» از مصرف مواد نام برده می‌شود. در این دهه نهادهای بین‌المللی همچون دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی، خواستار توجه به مسئله درمان و ارائه خدمات پزشکی و بهداشتی به جامعه مصرف‌کنندگان بودند. با توجه به خطرات گسترش بیماری‌های واگیردار، تصمیم‌گیران و سیاستگذاران کشور به سوی اتخاذ برنامه‌های کاهش آسیب هدایت شدند. این تصمیم‌گیری زنجیره‌ای برنامه‌های کاهش آسیب مانند، برنامه توزیع سرنگ، درمان‌های نگهدارند یا سم‌زدایی با انواع داروها، ایجاد مراکز گذری کاهش آسیب را شکل داد.

    نتیجه این برنامه‌ها در دهه 90 غلبه گفتمان پزشکی در کلیت سیاست‌گذاری‌های مواد مخدر در کشور بود. امری که با تفوق پزشکان در این حوزه،  و اهمیت برنامه‌های کاهش آسیب، برنامه‌های پیشگیرانه که موضوعی عمومی و ضروری بود در حاشیه قرار داد. نتیجه این امر حاکم شدن نگاه تک بعدی یعنی پزشکی به پدیده‌ای چند بعدی یعنی اعتیاد در کشور بوده است. در واقع نبود نگاه جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، روان‌پزشکی، انسان‌شناسی و غیره، استفاده از رویکرد اجتماعی کردن کنترل اعتیاد در کشور کم‌رنگ و فضای عمومی جامعه و رسانه‌ها بر راه‌حل‌های پزشکی و دارویی متمرکز شد. باید توجه کرد ماهیت اعتیاد و اتخاذ راههای کنترل آن متفاوت از سایر مسائل اجتماعی است و باید سیاستگذاری در این حوزه با در نظر گرفتن منافع اکثریت مردم در حوزه عمومی انجام شود. از این رو نیاز به نگاهی جامع امری ضروری است. اما وضعیت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و وجود ساختارهای موازی در کشور بر پیچیدگی این معضل افزوده است.

    تفوق رویکرد پزشکی در امر کنترل اعتیاد در کشور، نتیجه‌ای جز نگاه تک بعدی به پدیده‌ای جامع و پیچیده و همچنین توجه به عوامل فردی و عدم توجه به نقش عوامل پدیدآورنده آن نداشته است. در این شرایط امکان رشد سازمان‌های مردم نهاد با محوریت مردم و جامعه مدنی سخت می‌َشود. اخیراً در برنامه اجتماعی شدن کنترل اعتیاد در کشور که توسط ستادم بارزه با مواد مخدر مطرح شده است. گامی مهم در جهت اتخاذ نگاه و رویکردی جامع‌تر در این عرصه است. در این نگاه بر ضرورت تغییر از سیاست تجویزی دولتی به سیاست مشارکتی و واگذاری تدریجی امور به مردم  و مشارکت گسترده‌تر سازمان‌های مردمی در بخش‌های پیشگیری، درمان، صیانت اجتماعی از بهبودیافتگان با رعایت تخصص‌گرایی و ملاحظات فنی و نیز تغییر رویکرد از توجه به راه‌حل‌های دولت محور به شیوه‌های حل مسئله بر پایه ابتکارات جامعه مدنی تاکید می‌شود.

    اگرچه مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد در همه کشورهای جهان به عنوان امری ضروری پذیرفته شده است، اما بر حسب سطح توسعه یافتگی کشورها، سیاست‌ها و رهبردهای متفاوت در ارتباط با مبارزه با مواد مخدر در حوزه‌هایی نظیر: مبارزه با عرضه، مبارزه با تقاضا، پیشگیری، درمان، تحقیق و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، مرکز کاهش آسیب و موسسه بورنت[1] برنامه‎‌های مبارزاتی کشورهایی مانند افغانستان و مغولستان را با ویژگی‌های محدود، غیرفراگیر و با حداقل امکانات و منابع، و برخی از کشورهای دیگر مانند ژاپن، مالزی و سنگاپور را با مشخصاتی مانند، برنامه محوری، جامع و فراگیری معرفی می‌کند. این امر نشان می‌دهد، با توجه به ماهیت همه‌گیری اعتیاد در جهان، اما وجوه تفاوت میان کشورها بر اساس وضعیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی باعث می‌شود تا بر پیچیدگی این حوزه افزوده شود.

    در ایران اعتیاد متاثر از عوامل، نیروهای محرک، شرایط و رخدادهای  مختلف بین‌الملل، ساختاری، نیروهای تعیین کننده بازار، نظام دارویی، سازمان‌های غیردولتی، نظام مدیریت، توسعه شهری، رسانه‌ها و غیره است. به عبارتی هر کدام از عوامل ذکر شده بر طراحی برنامه‌های این حوزه تاثیر جدی دارند. به نظر می‌رسد مسائل مهمی همچون اعتیاد در کشور شاید به ظاهر دارای راه‌حل‌های فنی باشد، که مثلاً بتوان برای دوره‌هایی از گفتمان‌های نظامی و پزشکی استفاده کرد، اما اکنون روشن شده است که سیاستی به ویژه در مورد ایران پاسخگو خواهد بود که در درون خود توازنی از تلاش‌های نظامی، پزشکی، اجتماعی، هویتی و منزلتی را در کنار هم داشته باشد.

    پی‌نوشت

    [1] Bournt Institution

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • عود اعتیاد یا بازگشت به مصرف مواد

    عود اعتیاد یا بازگشت به مصرف یکی از مراحل بسیار مهم درمان اعتیاد به حساب می‌آید. عود اعتیاد زمانی رخ می‌دهد که یک نفر با سابقه اعتیاد در گذشته، پس از مدتی رفتار اعتیادآور خود را از سر بگیرد. اگر فردی که در تلاش برای ترک اعتیاد است، حتی یکبار اقدام به مصرف کند دچار عود شده است.

    موضوع عود اعتیاد یا بازگشت به مصرف در زمینه درمان این معضل از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا نرخ بازگشت به مصرف در میان متقاضیان ترک اعتیاد نسبتاً در جهان بالاست. به گفته مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران، این نرخ در ایران حدود 90 درصد است. یعنی 90 درصد افرادی که در کشور اقدام به ترک اعتیاد می کنند، به مصرف مجدد باز می‌گردند. از این رو به نظر می‌رسد فرایند درمان معتادان را نباید به صرف طی دوره سم‎‌زدایی و خروج فیزیکی مواد از بدن فرد محدود دانست؛ بلکه کنار گذاشتن سوء مصرف مواد نیازمند تصمیم، تغییر در نگاه و سپس اصلاح افکاری است که موجد اعتیاد هستند.

    البته نباید تصور کرد که عود اعتیاد صرفاً به مصرف مجدد گفته می‌شود. برای افرادی که به انجام یک رفتار خاص – مثلاً بازی های کامپیوتری، روابط جنسی، قمار و … – اعتیاد پیدا کرده اند نیز، عود مصداق می‌یابد و در قبال آنان به بازگشت بی ضابطه به رفتار یاد شده، عود گفته می‌شود. همچنین درباره افرادی که بنا دارند یک رفتار خاص (از جمله مصرف یک ماده یا انجام رفتار مشخصی) را کنترل کنند و به طور کامل کنار بگذارند، نیز عود به معنای از دست دادن برنامه آگاهانه برای مصرف و غرق شدن بی‌ضابطه در آن رفتار خواهد بود.

    البته گفتنی است عود اعتیاد یا بازگشت به مصرف لزوماً به معنای شکست فرد در ترک اعتیاد یا قطع شدن این فرایند نیست، بلکه معمولاً افراد متقاضی ترک تا پیش کامل کردن فرایند ترک، چند بار دچار لغزش و بازگشت به مرف می‌شوند. در واقع باید گفت که عود را لزوماً نباید منفی در نظر گرفت، بلکه در برخی مواقع عود یکی از مراحل طبیعی فرایند ترک اعتیاد است. در واقع معمولاً معتادان این مراحل را به ترتیب از سر می گذرانند؛ 1- انکار نیاز به کمک و ترک، 2- فکر کردن به مشکلات ناشی از مصرف 3- فکر کردن به ترک اعتیاد 4- اقدام عملی برای ترک اعتیاد 5- عود اعتیاد 6- تصمیم مجدد به ترک و … اگر مراحل ذیل به صورت یک چرخه درآمده و مدام تکرار شوند، فرد شانس کنار گذاشتن کامل مواد را از دست می‌دهد، اما اگر این وضعیت با تصمیم دوباره برای ترک همراه شود و به اقدام مجدد برای کنار گذاشتن بیانجامد فرد می تواند از دفعه قبل فراتر رفته و به نتایج بهتری نیز دست پیدا کند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.