Cudras

Tag: طرد اجتماعی

  • آموزش های پیشگیرانه والدین به کودکان

    اگر پدر و مادر هستید به احتمال زیاد در مورد چگونگی آموزش آشنایی با مواد و مضرات آن با فرزند خود فکر کرده‌اید. اگر در خانه‌ای رشد و پرورش داشتید که فقط منع مصرف آموزش داده شده و در مدارس تنها برنامه آموزش « مقاومت در برابر سوء مصرف مواد»[۱] آموخته باشید، خوب می‌دانید تجربه شما از مواد درباره آنچه به شما گفته شده یا آنچه آموخته‌اید بسیار متفاوت است.

    داشتن اطلاعات و باور غلط در مورد مواد در بهترین حالت آزار دهنده و در بدترین حالت کشنده است. کودکی را تصور کنید که به او گفته می‌شود فقط به هروئین و بنزودیازپین‌ها نه بگویید. در ادامه برای آن کودک چه اتفاقی می‌افتد اگر خود را یک روز در یک مهمانی یا در جمع دوستانش پیدا کند در حالی که مصرف زاناکس و اکسی‌کدین به او پیشنهاد می‌شود؟ آنها از کجا می‌دانند مصرف ترکیبی این دو دارو خطر مرگ را برای او به همراه خواهد داشت؟ امروزه در بسیاری از جوامع به دلیل عدم آموزش کافی در مورد داروهای اعتیادآور و طراحی برنامه‌های ناقص، مشاهده شده مشکلات بسیاری در خانواده و جامعه به ویژه برای نوجوانان در حال ظهور است.

    کودکان اغلب از والدین خود سوالاتی در مورد مصرف کنندگانی از مواد که در رسانه ها و تلویزیون می‌بینند، می‌پرسند. برای والدین این سوالات باید به مثابه فرصتی برای گفتگو درمورد چگونگی درک منفی جامعه از افراد مصرف کننده مواد مخدر باشد. این مکالمات در خانواده معمولاً توسط فرزندان با دیدن تصویری از شخصی که اخبار نادرست در مورد او وجود دارد یا با انگ و طرد اجتماعی روبرو شده است، شروع می‌شود؛ در این شرایط والدین باید توضیحاتی دقیق و صحیح در مورد مشکلی که فرد با آن درگیر است، بدهند.

    در این شرایط از آنجا که خود والدین هم آگاهی و آموزش دقیق از این حوزه ندارند، معمولاً با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اگر والدین کودک دارای تحصیلات و ارتباطات مرتبط با افراد معتاد باشند، مجموعه‌ای از روش‌ها را فرا خواهد گرفت که با استفاده از آنها می‌تواند اطلاعات خود را تکمیل کند. در مقابل اگر والدین کودکی آگاه نباشند و در عین حال والدین او معتاد نیز باشند، به او احساس ریاکاری از رفتار والدین دست می‌دهد، چرا که اکثر والدین در این شرایط سعی دارند تا اعتیاد خود را پنهان کنند یا اینکه در مورد مضرات و پیامدهای مصرف مواد به صورت منع‌گرایانه صحبت می‌کنند که نتیجه آن بی‌اعتمادی فرزندان به والدینشان است. در واقع فرزندان با دریافت اطلاعات متناقض و گیج کننده از والدین، معلمان، رسانه ها، همسالان و فرهنگ عامه جامعه خودشان را در برابر چالشی می‌بینند که نگرش دقیق در مورد اعتیاد و مواد برای آنها حاصل نشده است.

     

     

    والدین چگونه با فرزندانشان درباره محافظت از خود در برابر مصرف مواد سخن بگویند:

    همانطور که به فرزندان خود درباره نحوه دوچرخه سواری، درست غذا خوردن و نحوه استفاده از کلاه ایمنی آموزش می‌دهید، به آنها نیز در مورد انواع مواد و داروهای اعتیادآور آموزش دقیق بدهید.
    از آنجا که ریسک‌پذیری بخشی از زندگی کودکان و نوجوانان است، اغلب آنچه را آنها نیاز دارند بیان نمی‌کنند و تنها درصدد تامین آن برمی‌آیند، آنها از قضاوت هراس دارند. از این رو نباید طوری رفتار کرد تا فرزندان مخفیانه کارهای خود را انجام دهند، به کودکان باید این اطمینان را داد که بدون اینکه مجازات شوند می‌توانند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند.
    باید دانست بحث در مورد اعتیاد و مواد مخدر با هر فردی به ویژه کودکان ممکن است خودمختاری، استقلال و رضایت شخصی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید در مورد مصرف مواد یا نوشیدن الکل به نحوی صحبت کرد که تاثیر مصرف آنها بر زندگی کودکان مجسم شود. به عنوان مثال لازم است تا آنها اطلاعاتی در مورد نالوکسون و زاناکس داشته باشند و بدانند چه میزان از مصرف ممکن است به اعتیاد یا مرگ منجر شود.
    والدین زمانی که می‌خواهند در مورد مضرات مصرف مواد سخن گویند، بهتر است با استفاده از سوالاتی از فرزندان به او کمک کنند تا رفتار و دیدگاهش را با ارزش‌ها و اهداف خود در زندگی مطابقت دهد؛ به نحوی که عدم مصرف مواد برای او امری درونی شود.

    [۱] DARE: Drug Abuse Resistance Education

    بازنشر مطلب با ذکر منبع «MasireRahai» بلامانع است.

  • خانواده و آموزش پیشگیرانه کودکان

    اگر پدر و مادر هستید به احتمال زیاد در مورد چگونگی آموزش آشنایی با مواد و مضرات آن با فرزند خود فکر کرده‌اید. اگر در خانه‌ای رشد و پرورش داشتید که فقط منع مصرف آموزش داده شده و در مدارس تنها برنامه آموزش « مقاومت در برابر سوء مصرف مواد»[1]  آموخته باشید، خوب می‌دانید تجربه شما از مواد درباره آنچه به شما گفته شده یا آنچه آموخته‌اید بسیار متفاوت است.

    داشتن اطلاعات و باور غلط در مورد مواد در بهترین حالت آزار دهنده و در بدترین حالت کشنده است. کودکی را تصور کنید که به او گفته می‌شود فقط به هروئین و بنزودیازپین‌ها نه بگویید. در ادامه برای آن کودک چه اتفاقی می‌افتد اگر خود را یک روز در یک مهمانی یا در جمع دوستانش پیدا کند در حالی که مصرف زاناکس و اکسی‌کدین به او پیشنهاد می‌شود؟ آنها از کجا می‌دانند مصرف ترکیبی این دو دارو خطر مرگ را برای او به همراه خواهد داشت؟ امروزه در بسیاری از جوامع به دلیل عدم آموزش کافی در مورد داروهای اعتیادآور و طراحی برنامه‌های ناقص، مشاهده شده مشکلات بسیاری در خانواده و جامعه به ویژه برای نوجوانان در حال ظهور است.

    کودکان اغلب از والدین خود سوالاتی در مورد مصرف کنندگانی از مواد که در رسانه ها و تلویزیون می‌بینند، می‌پرسند. برای والدین این سوالات باید به مثابه فرصتی برای گفتگو درمورد چگونگی درک منفی جامعه از افراد مصرف کننده مواد مخدر باشد. این مکالمات در خانواده معمولاً توسط فرزندان با دیدن تصویری از شخصی که اخبار نادرست در مورد او وجود دارد یا با انگ و طرد اجتماعی روبرو شده است، شروع می‌شود؛ در این شرایط والدین باید توضیحاتی دقیق و صحیح در مورد مشکلی که فرد با آن درگیر است، بدهند.

    در این شرایط از آنجا که خود والدین هم آگاهی و آموزش دقیق از این حوزه ندارند، معمولاً با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اگر والدین کودک دارای تحصیلات و ارتباطات مرتبط با افراد معتاد باشند، مجموعه‌ای از روش‌ها را فرا خواهد گرفت که با استفاده از آنها می‌تواند اطلاعات خود را تکمیل کند. در مقابل اگر والدین کودکی آگاه نباشند و در عین حال والدین او معتاد نیز باشند، به او احساس ریاکاری از رفتار والدین دست می‌دهد، چرا که اکثر والدین در این شرایط سعی دارند تا اعتیاد خود را پنهان کنند یا اینکه در مورد مضرات و پیامدهای مصرف مواد به صورت منع‌گرایانه صحبت می‌کنند که نتیجه آن بی‌اعتمادی فرزندان به والدینشان است. در واقع فرزندان با دریافت اطلاعات متناقض و گیج کننده از والدین، معلمان، رسانه ها، همسالان و فرهنگ عامه جامعه خودشان را در برابر چالشی می‌بینند که نگرش دقیق در مورد اعتیاد و مواد برای آنها حاصل نشده است.

    والدین چگونه با فرزندانشان درباره محافظت از خود در برابر مصرف مواد سخن بگویند:

    • همانطور که به فرزندان خود درباره نحوه دوچرخه سواری، درست غذا خوردن و نحوه استفاده از کلاه ایمنی آموزش می‌دهید، به آنها نیز در مورد انواع مواد و داروهای اعتیادآور آموزش دقیق بدهید.
    • از آنجا که ریسک‌پذیری بخشی از زندگی کودکان و نوجوانان است، اغلب آنچه را آنها نیاز دارند بیان نمی‌کنند و تنها درصدد تامین آن برمی‌آیند، آنها از قضاوت هراس دارند. از این رو نباید طوری رفتار کرد تا فرزندان مخفیانه کارهای خود را انجام دهند، به کودکان باید این اطمینان را داد که بدون اینکه مجازات شوند می‌توانند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند.
    • باید دانست بحث در مورد اعتیاد و مواد مخدر با هر فردی به ویژه کودکان ممکن است خودمختاری، استقلال و رضایت شخصی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید در مورد مصرف مواد یا نوشیدن الکل به نحوی صحبت کرد که تاثیر مصرف آنها بر زندگی کودکان مجسم شود. به عنوان مثال لازم است تا آنها اطلاعاتی در مورد نالوکسون و زاناکس داشته باشند و بدانند چه میزان از مصرف ممکن است به اعتیاد یا مرگ منجر شود.
    • والدین زمانی که می‌خواهند در مورد مضرات مصرف مواد سخن گویند، بهتر است با استفاده از سوالاتی از فرزندان به او کمک کنند تا رفتار و دیدگاهش را با ارزش‌ها و اهداف خود در زندگی مطابقت دهد؛ به نحوی که عدم مصرف مواد برای او امری درونی شود.

    [1] DARE: Drug Abuse Resistance Education

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • زنانِ قربانی اعتیاد

    موانع فرهنگی و اجتماعی و نقش های «سنتی» زنان و طرد اجتماعی سنگین در صورت مصرف مواد توسط خانواده و جامعه عوامل مهمی هستند که هم در شروع اعتیاد زنان و هم درمان و بهبودی آن باید مورد توجه قرار گیرد. اما نکته مهم در مورد زنانی است که اعتیاد خود را در نتیجه اعتیاد همسر، پدر، برادر و غیره.. تجربه کرده‌اند آن است که این زنان بیشتر قربانی شرایط زندگی خود بوده‌اند تا به صورت آگاهانه مصرف مواد را شروع کرده باشند.  زنانی که کار نمی کنند یا درآمد ناکافی دارند ، معمولا وابستگی شدیدی به همسران خود دارند و در این شرایط اعتیاد همسر می‌تواند زنگ خطر جدی برای آنان باشد. علاوه بر این شهرنشینی و صنعتی شدن از عواملی است که همزمان با ورود زنان به محیط‌های کاری، اجتماعی و اقتصادی تمایل به مصرف مواد را بیشتر کرده است. با این حال ، با شکستن موانع جنسیتی در بسیاری از کشورها و گسترش خدمات آموزشی و مهارتی در حوزه پیشگیری از اعتیاد و درمان آن و بهبود دسترسی زنان به امکانات بیشتر می‌توان امیدوار به درمان زنان معتاد بود.

     زنان به عنوان عضو مهم بنیان خانواده و به طور کلی در جامعه باید آموزش‌های صحیح و مهارت‌های زندگی را فرا بگیرند، اگر آموزش‌ها در مسیری باشد که منجر به توانمندسازی زنان و آگاهی آنها هنگام مواجهه با مشکلات و سختی‌های زندگی باشد در آن صورت می‌توان امیدوار بود بخش مهمی از آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد کنترل شود. در واقع اعتیاد زنان ریشه در بسترهای خانوادگی دارد؛ به گونه‌ای که بر اساس مطالعات انجام شده اغلب زنان معتاد مجرد درگیر خانواده‌های معتاد بوده‌اند، یعنی یا پدر و  برادر معتاد داشته‌اند  و اکثر زنان معتاد متاهل توسط همسرانشان معتاد شده‌اند. زنان بسیاری وجود دارند که تمام تلاش خود را برای درمان شوهر معتاد خود صرف کرده‌اند ولی در نهایت به دلیل مشکلات متعدد خود نیز معتاد شده‌اند.

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی زنان در شروع مصرف مواد و پس از درمان را بسیار برجسته می‌دانند. زنان دارای همسران معتاد دارای علائم و نشانه های روانپزشکی مانند، شخصیت ضداجتماعی، افسردگی، استرس و علائم مرتبط با خشونت هستند. در نهایت دو عامل اختلال خوردن و نوشیدن به طور غیرمستقیم در گرایش زنان به اعتیاد مطرح می شود. اختلال‌های خوردن مانند پرخوری یا بی‌اشتهایی در نتیجه درونی شدن شخصیت اعتیادآور مانند احساس ناسازگاری، شخصیت ضداجتماعی، عدم اعتماد به نفس و اطمینان به دیگران و… اگر به اعتیاد منجر نشود، می‎‌تواند اختلال های اعتیادآور مربوط به پرخوری، قمار، بازی‌های یارانه‌‌ای و اینترنت را به وجود آورد.

    اثرات بلند مدت سوء‌مصرف مواد در زنان برای خانواده و جامعه بسیاری از محققان را بر آن داشته تا به دنبال بررسی علل گرایش زنان به سوء مصرف مواد باشد. در این میان عوامل خطر مانند مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، سابقه سوء مصرف، خشونت شریک زندگی و اختلال شناختی باعث شده تا نقش خانواده به عنوان عامل مهمی در توسعه و پیشگیری شرایط اعتیادساز برجسته شود. بررسی مشکلات مرتبط با اعتیاد زنان و خانواده آنها، با دو عامل مهم روبروست.

    وجود یک خانواده معتاد که در آن ثبات عاطفی و روانی وجود ندارد، یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند به اعتیاد زنان منجر شود. مکانیزم این اثر شامل فرایند ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات کودکان دارای والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و مصرف مواد قرار دارند. به عنوان مثال سیگار کشیدن مادر نسبت به پدر فاکتور اصلی گرایش زنان به سیگار است. همچنین افراد معتادی که دارای سابقه خانوادگی هستند، وابستگی‌شان به مصرف مواد بیشتر  و مشکلات روان‌شناختی پیچیده تر دارند.

    چهار فرایند استرس، افسردگی، تروما (ضربه روحی) و محرومیت از مهمترین عوامل شروع اعتیاد در زنان است. این چهار فرایند سیستماتیک می‌توانند مسئول اعتیاد یا مشکلات روان‌شناختی باشد که منجر به اعتیاد اعضای خانواده و زنان شود. به عنوان مثال اختلافات خانوادگی  و جدایی از متغییرهایی است که در خانواده‌های ناکارآمد می‌تواند به اعتیاد منتهی شود. به توجه به نظریه‌های رفتاری بعضی از این مکانیسم ها می تواند به دلیل یادگیری مشاهدات در یک خانواده باشد. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در آینده به سوء مصرف سیگار و مواد روی می‌آورند، اغلب اختلال‌های خانوادگی مانند از دست دادن، ضعف، اختلاف و جدایی والدین تا قبل از یازده سالگی را تجربه کرده‌اند. همچنین مشخص شده اثر اختلافات خانوادگی در ابتلاء زنان به اعتیاد بیشتر از مردان است.

    همچنین والدین باید مهارت‌های زندگی اجتماعی را مانند آموزش «نه گفتن»، اعتماد به نفس، سازگاری محیطی، انتخاب دوستان و… را آموزش دهند و همین امر نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر ابتلاء به اعتیاد بر عهده دارد. سردی روابط والدین و جدایی والدین دو عامل بسیار مهم در ارتباط با مصرف مواد است. سردی و جدایی والدین به عنوان آسیبی اجتماعی، آثار روانی نامطلوبی بر روی زوجین و فرزندانشان می‌گذارد.

    بر اساس اطلاعات موجود، مصرف انواع مواد توسط زنان، مشکلات و پیامدهای خاصی را به دنبال دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی اختصاص به زنان دارد. تقریباً اختلال در تمام حوزه‌های زندگی به عنوان یک نتیجه همبسته از مصرف مواد و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی ذکر می‌شود. همچنین کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به اعتیاد حکایت از ناکافی بودن این شاخص دارد. از این رو فرزندان زنان معتاد  و به طور کلی خانواده معتاد در معرض خطر بدرفتاری و توسعه مشکلات هنجاری و روانی مربوط به اعتیاد والدین خود قرار دارند. امروزه نقش مهم زنان در خانواده و جامعه روشن است، خانواده به عنوان اولین نهاد جامعه‌پذیری که فرد در آن متولد و رشد می‌یابد نقش مهمی در امر آموزش و پرورش فرد دارد.

    پژوهش‌ها نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از زنان بعد از طلاق نسبت به آینده ناامید بوده و احساس اضطراب، دلتنگی و اندوه می‌کنند. در اغلب خانواده‌های طلاق، فرزندان به ویژه دختران، از منزل و مدرسه فرار می‌کنند و ضمن جذب باندهای انحراف، به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتیاد روی می‌آورند. طلاق و جدایی از همسر همچنین اثرات سوء و ناگواری به ویژه برای زن بر جای می‌گذارد؛ به گونه‌ای که ممکن است به اعتیاد روی آورد. اعتیاد مادر خانواده به مواد ، علاوه بر آسیب‌های جسمی و روانی که برای خود مادر در پی دارد، موجب تزلزل نظام خانوادگی و عدم انجام وظایف مادری و همسری از سوی او می‌شود. اغلب فرد معتاد بی‌عاطفه، خودخواه و دارای شخصیت نامتعادل و ناموزون است. این خصوصیات برای یک زن که نقش مادر در خانواده را برعهده دارد سازگار نیست. زن معتاد به خاطر وابستگی که به مواد مخدر پیدا می‌کند، اولویت‌هایش تغییر یافته و به جای توجه به تربیت فرزندان و تحکیم نظام و چهارچوب خانواده، هر لحظه به تهیه مواد مخدر و مصرف آن می‌اندیشد و دیگر جایی برای تدبیر امور خانواده و سامان‌دهی به آن به عنوان مدیر داخلی خانه باقی نمی‌گذارد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.