Cudras

Tag: عوامل محافظتی

  • اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر یافته‌های علمی به دست آمده و مدل‌های جدیدی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطر و حفاظت کننده اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که کودکان و نوجوانانی که در معرض عوامل خطرساز بیشتری مانند، مشکلات مربوط به خانواده، نگرش‌ها و رفتارهای والدین به مواد و اختلافات خانواداگی قرار بگیرند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند. همچنین تقویت عوامل محافظتی مانند تقویت مهارت‌های زندگی مانند مهارت تاب‌آوری، دلبستگی و پیوند عاطفی قوی با والدین، ارتباط قوی بین والدین و فرزندان و غیره نیز می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به اعتیاد داشته باشد.

    از این رو تجربیات موفق جهانی در حوزه پیشگیری از اعتیاد نشان می‌دهد، با فراگیری و به کار بستن اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد می‌توان امیدوار به کاهش نرخ شیوع اعتیاد در جوامع بود؛ این اصول عبارتند از:

    اصل اول در برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد عبارت است از تقویت عوامل محافظتی و تضعیف عوامل خطر در زندگی کودکان و نوجوانان است:

    • خطر تبدیل شدن به یه سوء مصرف کننده مواد مخدر بر اساس فرمول رابطه بین تعداد و نوع عوامل خطر (مثل نگرش‌ها و رفتارهای انحرافی) و عوامل محافظتی ( مثل، حمایت والدین) بسیار محتمل است؛
    • تاثیر بالقوه عوامل خطر و عوامل محافظتی با متغییر سن رابطه تنگاتنگی دارد؛ بدین معنا که عوامل خطر و محافظتی با افزایش سن نیز تغییر می‌کنند. به عنوان مثال، وجود عوامل خطر در خانواده تاثیر بیشتری بر کودک خردسال دارد، در حالی که ارتباط با همسالان دارای سوء مصرف مواد ممکن است یک عامل خطر قابل توجه میان نوجوانان باشد؛
    • مداخله زودهنگام در بروز عوامل خطر مانند رفتار پرخاشگرانه و عدم کنترل بر نوجوان، اغلب با تغییر مسیر زندگی او به سمت رفتارهای مثبت تاثیر بسیار بیشتری بر مداخلات بعدی خواهد داشت. باید گفت اگرچه عوامل خطر و حفاظتی می‌توانند افراد مختلف را تحت تاثیر قرار دهند اما این عوامل بسته به سن، جنس، نژاد، فرهنگ و محیط خانوادگی و اجتماعی فرد می‌تواند تاثیر متفاوتی داشته باشد.

    اصل دوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید همه اشکال سوء مصرف انواع مواد مانند مصرف مواد غیرقانونی مانند ماری جوانا و هروئین و مصرف نادرست و نامناسب مواد و داروهای قانونی مانند داروهای آرام‌بخش  و حتی داروهای اعتیادآور مانند مصرف زیر سن قانونی تنباکو و الکل را تحت پوشش قرار دهد.

    اصل سوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید به نوع مشکل سوء مصرف مواد در جامعه محلی بپردازد، عوامل خطر قابل توجه را اصلاح و عوامل محافظتی مشخص شده را تقویت کند.

    اصل چهارم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید متناسب با مخاطرات و اختلالات خاص جمعیت یا ویژگی‌های مخاطبان خود مانند سن، جنسیت و قومیت طراحی شوند تا اثربخشی آنها تقویت شود.

    اصل پنجم: برنامه های پیشگیری از اعتیاد باید به طور ویژه برای خانواده نیز تدوین شوند، به نحوی که پیوندهای خانوادگی را تقویت کرده و این امر با تقویت مهارت‌های فرزندپروری والدین مانند تمرین، بحث و اجرای سیاست‌های خانواده در مورد سوء مصرف مواد و آموزش در زمینه آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی نسبت به مواد مخدر و مضرات آن امکان‌پذیر است.

    اصل ششم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد را می‎‌توان با هدف مداخله در دوره‌های آموزشی اوایل دوره پیش دبستانی برای آشنایی با عوامل خطر و تقویت آنها مانند پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه، حل مشکلات تحصیلی و ارتباطی ضعیف طراحی کرد.

    اصل هفتم: طراحی برنامه‌های پیشگیرانه با هدف اجرای آنها میان گروه‌ها و مقاطع مهم مانند دوره گذر از دبستان به راهنمایی می‌تواند اثرات مفیدی حتی میان خانواده‌ها و کودکان در معرض خطر اعتیاد ایجاد کند. چنین مداخلاتی، گروه‌های در معرض خطر اعتیاد را از دیگر گروه‌ها جدا نمی‌کند و بنابراین انگ برچسب‌گذاری را کاهش می‌دهد و پیوند میان مدرسه و جامعه را تقویت می‌کند.

    اصل هشتم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیادی که با ترکیب دو یا چند جامعه هدف بوده و در واقع برنامه‌ای است که با ترکیب برنامه‌های خانواده محور و مدرسه محور اجرا می‌شود، بسیار موثرتر از یک برنامه واحد  و متمرکز است.

    اصل نهم: برنامه‌ای پیشگیری از اعتیاد در سطح اجتماع زمانی که در چندین جامعه هدف مانند مدارس، دانشگاه‌ها و نهادهای مذهبی ارائه شود، بسیار موثرتر خواهد بود.

  • عوامل خانوادگی موثر بر مصرف مواد

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری مبتنی بر یافته های علمی در حوزه اعتیاد به دست آمده و مدل های جدیدی در عرصه پیشگیری مطرح شده است که می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطرساز و حفاظت کننده و تعامل میان آنها اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که هر چه کودکان و نوجوانان در معرض عوامل خطرساز زیادی قرار گیرند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند.
    در این میان خانواده به عنوان یک نظام طبیعی و اجتماعی که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته‌اند، اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می‌کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می‌گیرد. ساخت و فضای خانواده نقش مهمی در عملکرد و رفتار افراد ایفا می‌کند. والدین از آن جهت اهمیت دارند که خانواده اولین منبع اجتماعی شدن محسوب می‌شود و همچنین عقاید والدین می‌تواند پیام‌های آموزشی برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد را تقویت کرده یا تضعیف کنند. والدین از این رو نیز مهم هستند که عقایدشان هنجارهای اجتماعی در مورد مصرف مواد و حمایت اجتماعی جهت آموزش برای برنامه‌های پیشگیری را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
    پژوهش‌ها در مورد عوامل خطرزا و محافظت کننده‌ی خانوادگی، روندی را نشان می‌دهد که برای طراحی برنامه‌های پیشگیری موثر، ضروری هستند. زمانی که شمار مشکلات خانوادگی یا عوامل خطرزا افزایش می‌یابند، احتمال بروز مشکلات رشدی کودک نیز به سرعت افزایش می‌یابند. به طور کلی، کودکان و نوجوانان توان ایستادگی در برابر فشار یک یا دو مشکل خانوادگی در زندگی را دارند؛ با این حال، هنگامی که به طور پیوسته مورد هجوم مشکلات خانوادگی قرار می‌گیرند، احتمال تبدیل آنها به افراد سوء مصرف کننده مواد افزایش می‌یابد.
    بر اساس تجربیات، بیشتر عوامل خطرزای خانواده در خانواده‌های در معرض خطر جمع می‌شوند. کودکان فقیر باید با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کنند، از جمله غیبت والدین به دلیل وجود والدین شاغل، یا پدرانی که به خاطر زندانی بودن در خانه حضور ندارند یا حتی اگر چنین نباشند از عهده‌ی پشتیبانی و تامین مالی خانواده برنمی‌آیند. دیگر مشکلات خانوادگی که از فقر سرچشمه می‌گیرند، عبارتند از: والدین یا سرپرستان تندخو و افسرده، نداشتن پول برای استفاده از امکانات اجتماعی یا تحصیلی و در موارد جدی‌تر، بی‌خانمانی، نداشتن غذا، لباس یا مراقبت‌های پزشکی، کشمکش والدین و فرزندان بر سر منابع ضروری ناکافی مانند پول و در موارد جدی‌تر فشار و استرس خانوادگی می‌تواند به دشمنی والدین، بی‌اعتنایی و سوء رفتار با کودک و رفتارهای جامعه‌ستیزی نوجوانان و افسردگی منجر شود.
    طی سال‌های گذشته پژوهشگران عوامل خانوادگی متعددی را شناسایی کرده‌اند که می‌توانند به عنوان عامل خطرساز یا محافطت کننده مصرف مواد عمل کنند. در زیر برخی از این عوامل عبارتند از:

    ۱- مشکلات مربوط به مدیریت خانواده

    مدیریت ضعیف خانواده، شامل فقدان انتظارات روشن درباره رفتار، عدم نظارت و کنترل والدین بر رفتار کودکان و تنبیه شدید و بی ثبات است. بر اساس یافته‌های پژوهشی میزان مصرف مواد و سایر رفتارهای پرخطر در نوجوانانی که والدینشان کنترل و نظارت کمتری بر آنان دارند، افزایش می‌یابد.
    بر اساس نتایج مطالعات، دخالت بیش از حد یکی از والدین و دوری یا آسان‌گیری والد دیگر از مهمترین عوامل خطرساز مرتبط با مصرف مواد در نوجوانان است. الگوهای ارتباطی منفی مانند انتقاد، متهم کردن، فقدان تحسین و تمجید، وجود مرزهای ناهمخوان و مبهم برای رفتار و انتطارات غیرواقعی والدین از فرزندان از ویژگی‌های مشترک خانواده‌هایی است که نوجوانان شان به مصرف مواد می‌پردازند.
    مهارت‌های انضباطی ناکارآمد، از جمله انضباط سهل‌گیرانه، ناهماهنگ یا سخت‌گیرانه، سطوح بالای تقویت منفی، کشمکش‌های والدین بر سر تربیت فرزند، شکست در وضع قوانین صریح و روشن و بروز پیامدهایی برای سوء مصرف مواد، توقعات والدین که برای سطح رشد کودک غیرواقعی می‌توانند باعث ایجاد سندرم شکست و احساس لیاقت پایین شوند.

    ۲- تعارضات و اختلافات خانوادگی

    اختلاف دائمی و شدید بین والدین و مراقبان کودک، خطر سوء مصرف مواد را در کودکان افزایش می‌دهد. کودکانی که در خانواده‌های پرتعارض بزرگ می‌شوند در معرض خطر بزه‌کاری و مصرف مواد قرار دارند. کشمکش فراوان خانوادگی، اختلافات زناشویی و خشونت خانگی با ناسزاگویی و بددهنی فزاینده و سوء رفتار فیزیکی و جنسی مربوط است و می‌تواند به راه حل‌های ناکارآمد یا مهارت‌های کنترل خشم ضعیف، روندهای خانوادگی سرکوبگرانه، خشونت جوانان، همکاری با همسالان دارای شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد غیرقانونی منجر شود.

    ۳- نگرش‌ها و رفتارهای والدین درباره مواد

    نگرش‌ها و رفتارهای والدین درباره مواد بر نگرش‌ها و رفتارهای کورکان تاثیر می‌گذارد. تایید مصرف خفیف الکل تحت نظارت والدین، خطر مصرف حشیش را افزایش می‌دهد. همچنین در خانواده‌هایی که والدین کودکان را درگیر رفتار مواد و الکل خود می‌کنند، برای مثال درخواست از کودک برای روشن کردن سیگار یا آوردن مشروب، احتمال اینکه بچه‌های آنان دچار سوء مصرف مواد باشند، زیاد است.

    ۴- پیوند عاطفی و تعهد اندک به خانواده

    بر اساس نتایج مطالعات، فقدان نزدیکی عاطفی و عدم مشارکت والدین در فعالیت‌های فرزندان با آغاز مصرف مواد در نوجوانان مرتبط است. پیوند عاطفی با خانواده می‌تواند مانع درگیر شدن نوجوانان با مواد شود. دلبستگی عاطفی به خانواده به درونی‌سازی هنجارها و رفتارهای سنتی توسط کودک می‌انجامد که به نوبه خود باعث می‌شود نوجوانان کمتر با همسالان مصرف کننده مواد معاشرت نموده و در نتیجه کمتر در معرض خطر مصرف مواد قرار می‌گیرند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • چشم اندار مصرف مواد در تاریخ اسلام

    نگاه اسلام به مصرف انواع مواد چگونه است؟ از منظر اسلام روح فرد مبتلاء به سوء مصرف مواد دچار چه تحولی می‌َشود؟ در رابطه او با خدا چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ اینها برخی از سوالاتی‌اند که در این نوشتار سعی در پاسخگویی به آنها داریم. سه مدل اعتقادی در مورد اعتیاد به مواد از دیدگاه کلامی اسلام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. دو مورد از آنها مربوط به مدل‌های پیشگیری مبنی بر فهم جامعه است که ریشه در فرهنگ شرم و حیا دارد، در حالی که مدل سوم با نام ملت یا امت اسلامی (millati islami) مبتنی بر فهم اسلامی از توبه است و در ایالات متحده آمریکا نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به طور کلی، مدل‌های مورد بحث در نوشتار پیش‌رو نشان می‌دهند، که الهیات اسلامی از ابزارهای عقلی و نظری کافی برای توسعه مدل‌های کلامی در مورد اعتیاد برخوردار است .

    سه مدل مورد بررسی در نوشتار بر اساس تاملات کلامی در مورد آنچه اسلام درباره سوء مصرف مواد می‌گوید و اینکه چرا افراد معتاد می‌َشوند مبتنی است و نقطه شروع خوبی برای متخصصان مذهبی جهت حمایت از مسلمانانی که از سوء مصرف مواد رنج می‌برند، فراهم می‌کند. شناسایی نظام اعتقادی و موضع کلامی و الهی مبتلایان به سوء مصرف مواد ممکن است نکات سودمندی برای شروع به کار به منظور درک چگونگی و نحوه کمک به معتادان ایجاد کند.

    استدلال بر این است که برای مصرف انواع مواد وجود دو پیش شرط، تمایل به مصرف و در دسترس بودن مواد ضروری است. نظریه‌های مختلفی در توضیح علل مصرف مواد در زیست‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی ارائه شده است، یکی از مدل‌های بحث‌برانگیز در بین دانشمندان «مدل بیماری[۱]» است. تز اصلی این مدل این است که اعتیاد یک پدیده بیولوژیکی است و بنابراین از نظر ژنتیکی از والدین به فرزندان منتقل می‌َشود. یکی از جنبه‌های مثبت این مدل کمک به رفع طرد و سرزنش اجتماعی فرد معتاد است و این دیدگاه را تقویت می‌کند که که مصرف‌کنندگان مواد قربانیانی هستند که نیاز به کمک دارند نه سرزنش. بر خلاف مدل بیماری در اعتیاد، مدل کمتر نام‌آشنای اخلاقی با مولفه کلیدی تاکید بر اراده افراد در اعتیاد نیز دارای اعتبار است. بر اساس « مدل اخلاقی[۲]» افراد به اراده خود معتاد می‌َشوند. این مدل به دلیل تعصب و قضاوت کورکورانه مورد انتقاد جدی قرار گرفته، هر چند از نکات برجسته مدل اخلاقی این است که مسئولیت توانبخشی را هم بر عهده فرد معتاد می‌داند و اراده او را در بهبودی از اعتیاد بسیار مهم می‌داند.

    این مدل‌ها مبتنی بر نظریه تمایز دکارتی بین بدن و ذهن – روح هستند و موضوعات وجودی مربوط به ماهیت، دینداری و معنویت انسان‌ها را در نظر نمی‌گیرند. تحقیقات نشان می‌دهند، معنویت و دینداری از عوامل محافظتی هستند که می‌تواند سوء مصرف مواد را کاهش داده و کارکرد برنامه‌های عود اعتیاد را تقویت کنند. کوک معتقد است رابطه ذاتی بین وابستگی به مواد و معنویت وجود دارد. اعتیاد یک مسئله ذهنی است ، به این معنا که بر روابط، ارزش‌ها و عقاید افراد تاثیر می‌گذارد. همچنین، دین با نتایج مثبتی در رابطه با مواد مانند تغییر در رفتار یا عملکرد اثرگذار به عنوان فاکتورهای کنترل بیرونی همراه است.  تحقیقات انجام شده بر روی افرادی که معتقد به دین هستند، نشان می‌دهد که آنها کمتر از دخانیات، الکل و مواد غیرقانونی استفاده می‌کنند. تحقیقات انجام گرفته بر روی مسلمانان تایید می‌کند که مذهب و معنویت‌گرایی به نفع سلامت روان مسلمانان بوده است. مسلمانانی که در دوران بهبودی  و ترک مصرف مواد به سر می‌برند، دریافتند که تحول دوباره در ایمان و اعتقادشان اغلب به عنوان عاملی مهم در عدم عود  و بازگشت اعتیاد عمل می‌کند.

    اما سوال مهم این است، فهم دین از اعتیاد چگونه حاصل می‌َشود؟ چه مدل‌های کلامی برای توضیح اعتیاد در دسترس است؟ برای پاسخ به این سوالات باید نگاهی به چشم‌اندار مذاهب مختلف داشته باشیم. می‌توان گفت بیشتر نظریات در این حوزه از داخل سنت مسیحیت به دست می‌آید. کوک تعدادی از این موارد مانند « اعتیاد به عنوان گناه[۳] » را که شبیه مدل اخلاقی است، شناسایی می‌کند و معتقد است اعتیاد افراد در نتیجه گناهان آنها است. بدری مدلی را ارائه می‌دهد که در آن نگرش لیبرال غربی درباره رابطه جنسی را مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را عاملی در اعتیاد به انواع مواد و حتی بحران ایدز می‌داند. او معتقد است استفاده بد و نابجا از کلمه سوء مصرف[۴] منجر به مدارا با سوء مصرف مواد شده که تنها با تدوین برنامه‌هایی خارج از مدل‌های غربی درمان غیردارویی اعتیاد اصلاح می‌َشوند و این برنامه‌ها باید مبتنی بر مبانی محکم اسلامی باشند. بدری معتقد است، نباید موضع ناداورانه درباره بی‌قیدی در امور اخلاقی و جنسی و سوء مصرف مواد اتخاذ کرد. او معتقد است، هدف اصلی  اسلام از مداخله در امور بشری، بهبودی و اصلاح جامعه است. برخی رویکرد بدری را به عنوان یک اصولگرا و نقابی برای اسلامی کردن دانش مورد انتقاد قرار داده‌اند.

    تمام مسکرات حرامند : مسکرات در قرآن و جامعه اسلامی

    قرآن در مورد مصرف مواد با احتیاط و کم سخن گفته، اگرچه در مورد مسکرات و به طور خاص الکل بحث‌های جدی مطرح کرده است. هر بحثی در مورد مواد مخدر و اعتیاد باید از قرآن شروع شود، زیرا قرآن پایه و اساس قوانین، شرع و اخلاق است. الکل در قرآن حتی برای مصرف تفریحی حرام است؛ در قرآن استفاده از الکل به عنوان عملی که شیطان آن را انجام و می‌پسندد معرفی می‌َشود. قبل از آنکه با حکم الهی و از طریق وحی شراب و الکل حرام اعلام شود، مسلمانان شرب خمر داشتند اما این امر به تدریج به دستور الهی در سه مرحله ممنوع اعلام شد که آیات مربوط به ممنوعیت نهایی در قرن پنجم هجری پس از محاصره مدینه، تقریباً هفده سال پس از آغاز اسلام نازل شد. در ابتدا اعراب در مجالس و مهمانی‌های خود مشروبات الکلی مصرف می‌کردند، برخی از مسلمانان با دیدن تاثیراتی که مصرف الکل بر رفتار یک فرد و پیامدهای اجتماعی آن داشت، از حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام، خواستند برخی راهنمایی‌هایی از قرآن در مورد آنها ارائه دهند. خداوند در قرآن در پاسخ به درخواست آنها اینطور فرموده‌اند: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ ۖ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا ۗ وَیَسْأَلُونَکَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ- درباره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: ‘در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربر دارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.’ این چنین خداوند آیات را برای شما روشن می‌سازد، شاید اندیشه کنید! سوره بقره آیه ۲۱۹». پس از نازل شدن این آیه، برخی از پیروان حضرت محمد(ص) از روی تقوی شخصی، از نوشیدن الکل خودداری می‌کردند، زیرا در آیه ۲۱۹ بقره تاکید شده که ضرر نوشیدن مشروبات الکلی از فایده آن بسیار بیشتر است؛ ضمن اینکه تصدیق می‌کند که منعی در مصرف مشروبات الکلی وجود ندارد، به گونه‌ای که حتی پس از نزول این آیه بسیاری از صحابه پیامبر هنوز مشروبات الکلی مصرف می‌کردند. مرحله دوم از منع مصرف مشروبات الکلی در اسلام هنگامی آشکار شد که شخصی که جلوتر از همه در صف نماز بود (امام جماعت) پس از مصرف زیاد مشروبات الکلی، نماز را به طور نادرست تلاوت کرد و این عمل کفرآمیز بود. در این شرایط خداوند آیه ۴۳ سور نساء را نازل کردند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاهَ وَأَنْتُمْ سُکَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا غَفُورًا – ای کسانی که ایمان آورده‌اید در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گوئید و همچنین هنگامی که جنب هستید، مگر این که مسافر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید یا مسافر و یا ‘قضای حاجت’ کرده‌اید و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌اید و در این حال آب (برای وضو و غسل) نیابید با خاک پاکی تیمم کنید به این طریق که صورتها و دستها را با آن مسح کنید، خداوند بخشنده و آمرزنده است». نزول این آیه دومین مرحله از ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی بود که مسمانان تا زمانی که در نماز هوشیار بودند می‌توانستند مشروبات الکلی بنوشند. صحابه پیامبر در این شرایط قبل از نماز شب جلسات نوشیدن مشروبات الکلی را برگزار می‌کردند تا زمان کافی برای رسیدن به هوشیاری قبل از نماز صبح را داشته باشند. در چنین جلسات شبانه‌ای، تحت تاثیر نوشیدن مشروبات الکی، شخصی از یک قبیله شعرهای توهین‌آمیزی را درباره قبیله دیگر تلاوت کرد، اعضای قبیله دوم عصبانی شدند و به درگیری منجر شد به طوری که یکی با استخوان شتر بر صورت دیگری کوبید، در این شرایط وحی نهایی نازل شد که مصرف مشروبات الکل تحت هر شرایطی حرام و ممنوع است؛ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الأَنْصابُ وَ الأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ عَنِ الصَّلاهِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ-اى کسانى که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعى بخت آزمائى)، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید! * شیطان مى‌خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد(آیات ۹۰ و ۹۱ سوره نساء)»

    در آیات ۹۰ و ۹۱ سوره نساء چندین نکته وجود دارد که می‌توان برای بهبودی الگوی اعتیاد از آنها استفاده کرد. در واقع ممنوعیت تدریجی مصرف مشروبات الکلی، منعکس‌کننده درک عمیق اسلام از ماهیت انسانی است و همین روند را می‌توان در مورد ترک اعتیاد به کار بست. پزشکان و متخصصان اسلامی با الهام از سه مرحله تدریجی ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی، توجیهی قرآنی برای ترک اعتیاد و توانبخشی ایجاد کردند؛ به گونه‌ای که با کاهش تدریجی مصرف انواع مواد و مشروبات الکلی می‌توان به توانبخشی و ترک اعتیاد کمک زیادی کرد[۵].

    [۱] Disease Model

    [۲] Moral Model

    [۳] Addiction as a Sin

    [۴] Abuse

    [۵] Mansur Ali, “Perspectives on Drug Addiction in Islamic History and Theology” Centre for the Study of Islam in the UK, School of History, 18 September 2014.

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • جوانان و اعتیاد

    کتابچه شماره ۴ دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد با عنوان انواع مواد و گروه سنی به بررسی مسائل مرتبط با مواد در جوانان و افراد مسن پرداخته است. این کتابچه حاوی یافته‌های کلیدی است که در ادامه به طور مفصل می‌آید.

    مصرف مواد و و پیامدهای آن روی سلامت عمومی افراد در میان جوانان بسیار بالاست؛ بررسی‌های مربوط به مصرف مواد در بین عموم مردم نشان می‌دهد که میزان مصرف مواد بین جوانان نسبت به افراد مسن بیشتر است. اگر چه استثنائاتی در مورد مصرف سنتی اوپیوئیدها وجود دارد. بیشتر تحقیقات نشان می‌دهند، شروع دوره نوجوانی از ۱۲ تا ۱۴ سالگی تا اواخر ۱۵ تا ۱۷ سالگی دوره‌ای خطرناک برای شروع مصرف مواد است و اوج مصرف مواد در بین جوانان بین سنین ۱۸ تا ۲۵ ساله می‌باشد.

    کانابیس از جمله مواد مصرفی رایج در بین جوانان به شمار می‌رود؛ شواهدی از کشورهای غربی وجود دارد که دسترسی آسان به کانابیس همراه با این برداشت عمومی که مصرف آن آسیب کمتری دارد، باعث شده کانابیس رایج‌ترین ماده مصرفی در بین جوانان باشد. کانابیس اغلب در کنار سایر مواد مصرف می‌شود و  و معمولاً استفاده از سایر مواد مقدم بر مصرف کانابیس است.

    در گونه‌شناسی مصرف مواد، دو گونه رایج مصرف مواد در جوانان وجود دارد: مواد مصرفی در کلاب‌های شبانه و مصرف به صورت استنشاقی بین کودکان خیابانی؛ مصرف مواد بین جوانان از کشوری به کشور دیگر تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی آن کشور متفاوت است. از یک طرف، مصرف مواد در برخی جنبه تفریحی و خوش‌گذرانی دارد که برای افزایش هیجان و تجربه جدیدی بدان روی می‌آورند. از طرف دیگر، جوانانی که در شرایط سختی زندگی می‌‌کنند از مصرف مواد برای کنار آمدن و تحمل شرایط دشوار خود استفاده می‌کنند.

    نوع مواد مصرفی در دو گروه ذکر شده در بالا کاملاً متفاوت است. مواد مورد استفاده در کلاب‌های شبانه در کشورهای با درآمد بالا شامل اکستازی، متامفتامین، کوکائین، کتامین، ال اس دی و GHB می‌شود، نحوه مصرف این افراد ابتدا به صورت انفرادی و تنها است اما بعداً با حضور در جمع از بارهای کالج گرفته تا پارتی‌های شبانه در خانه، مکان‌های متفاوتی را برای مصرف تجربه می‌کنند. نوع مواد و مکان‌های مصرف ذکر شده در بالا در بین جوانان بسیار شایع است. در بین جوانانی که در خیابان زندگی می‌کنند، شایع‌ترین مواد مصرفی شامل مواد استنشاقی مانند بنزین، رنگ، تینر و چسب است.

    بسیاری از کودکان خیابانی در معرض سوء استفاده‌های جسمی و جنسی هستند و مصرف مواد در آنها به عنوان مکانیسمی عمل می‌کند تا با محیط و شرایط سخت زندگی خود کنار آیند. آنها معمولاً موادی برای مصرف انتخاب می‌کنند که دارای قیمت پایین، دسترسی آسان و قانونی و توانایی القای حس سرخوشی سریع داشته باشد.

    همچنین، طریقه مصرف مواد پرخطر در جوانان پیچیده است؛ از شروع به مصرف تا مصرف پرخطر انواع مواد در جوانان تحت تاثیر عواملی است که اغلب خارج از کنترل و اراده آنها می‌باشد.  عوامل شخصی مانند، سلامت روان و رفتار، واکنش‌های عصبی و تغییرات ژنی ناشی از تاثیرات اجتماعی، عوامل در سطح خرد مانند عملکرد والدین و خانواده و تاثیرات گروه‌های همسالان و مدارس و عوامل موثر در سطح کلان مانند، محیط اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی می‌توانند نوجوانان را در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر کند. این عوامل در بین افراد متفاوت است و همه جوانان به یک اندازه در برابر مصرف مواد آسیب‌پذیر نیستند. در واقع هیچ عاملی به تنهایی در استفاده از مواد کافی نیست و در بسیار مواقع تاثیرات عوامل ذکر شده با گذشت زمان تغییر می‌کنند. به طور کلی، ترکیب وجود عوامل خطرزا و عوامل محافظتی موجود در مرحله‌ای خاص از زندگی یک فرد جوان می‌تواند باعث ایجاد تفاوت‌هایی در گرایش آنها به مصرف مواد شود. وجود مشکلات مربوط به سلامت رفتار و روان، فقر، عدم وجود فرصت، انزوا، عدم رابطه با والدین و حمایت‌های اجتماعی، تاثیرات منفی همسالان و امکانات پایین مدارس منجر به ناتوانی و ضعف بیشتر در برابر مصرف مواد در مقایسه با افرادی که این مشکلات را ندارند، می‌َشود.

    استفاده پرخطر از مواد تاثیرات گوناگون مستقیمی بر نوجوانان دارد. احتمال بیکاری، مشکلات مربوط به سلامت جسمانی، روابط اجتماعی ناکارآمد، تمایل به خودکشی، بیماری‌های روانی و حتی امید به زندگی پایین  در نوجوانانی که مصرف مواد دارند، افزایش می‌یابد. در شرایط حادتر، استفاده پرخطر از مواد می‌تواند فرد را به سوی چرخه‎ای هدایت کند که در آن با وضعیت بد اقتصادی و استفاده بیشتر از مواد گوناگون مواجه شود.

    یافته‌های کلیدی کتابچه شماره ۴ نشان می‌دهد، بسیاری از جوانان به دلیل فقر و فقدان فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی درگیر زنجیره تامین مواد می‌شوند؛ در این گزارش جوانانی مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که در زمینه کاشت، تولید و فرآوری و قاچاق مواد فعالیت می‌کنند. این جوانان به دلیل عدم وجود فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی، ممکن است برای کسب درآمد یا افزایش درآمد ناچیز خود به سوی مواد جذب شوند. جوانان تحت تاثیر فقر یا دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر مانند مهاجران، جذب گرو‌ه‌های جرایم سازمان‌یافته شده و مجبورند در کار کشت، تولید و قاچاق مواد با گرو‌های محلی وابسته کار کنند. در برخی محیط‌ها، جوانان درگیر در شبکه‌های تامین مواد می‌شوند، زیرا به دنبال هیجان و کسب هویت و شهرت به واسطه گروه‌های محلی درگیر در قاچاق و تهیه مواد هستند. گروه‌های جرم و جنایت سازمان‌یافته برای قاچاق مواد به دو دلیل از جوانان استفاده می‌کنند: اول، بی‌باکی و بی‌پروایی در ارتباط با جوانان؛ دوم  اطاعت و فرمانبری آنها. جوانان درگیر در تجارت غیرقانونی مواد  اغلب جزئی از گروهای بزرگ جرایم سازمان‌یافته در بازرهای بین‌المللی هستند که از آنها به صورت حمل‌کننده غیرقانونی قاچاق مواد در مرزها استفاده می‌َشود.

     

    منبع: UNODC

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • جایگاه زنان در پیشگیری و درمان اعتیاد

    امروزه در سطح جهان اعتیاد به انواع مواد و الکل به عنوان یک معضل جهانی مطرح است و واحدها و سازمان‌های ملی و بین‌المللی برای کنترل آن افزایش همکاری‌ها و مراودات را مهمترین عامل تاثیرگذار بر روند در حال افزایش این بحران می‌دانند. بر اساس آمارهای جهانی مصرف مواد  والکل به میزان زیادی در بین زنان در حال افزایش است. در سال ۲۰۰۹ تخمین زده شد که ۱/۶ درصد از زنان ایالات متحده آمریکا اختلالات مصرف مواد را تجربه کرده‌اند. همچنین نتایج بررسی‌های بین‌المللی سوء مصرف مواد نشان می‌دهد، زنان درگیر با این بحران ۱۰ درصد جمعیت بالقوه بسیاری از کشورهای آسیایی، ۲۰ درصد کشورهای جداشده از اتحاد جماهیر شوری و آمریکای لاتین و ۴۰ درصد آمریکای شمالی و برخی کشورهای اروپایی را تشکیل می‌دهند[۱]. به طور کلی زنان در مقایسه با مردان هنوز الکل و مواد کمتری مصرف می‌کنند، اما محققیان معتقدند، مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد در زنان نسبت به مردان با شدت و سرعت بیشتری روبروست.

    استفاده زنان از مواد و الکل مشکلات و پیامدهای متعدد و خاصی به همراه دارد که برخی از آنها برای هر دو جنس مشترک و برخی مختص زنان است. اختلالات و مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی به عنوان یک نتیجه همبسته مصرف مواد تقریباً تمامی حوزه‌های زندگی زنان مبتلا به سوء مصرف مواد را پوشش می‌دهد. کیفیت زندگی یکی از شاخص‌های مهم سلامت روان است که در زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد ناکافی است. امروزه بخش مهمی از مطالعات حوزه اعتیاد زنان، به زنان باردارِ درگیر مواد مربوط می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، اعتیاد در دوران بارداری پیامدهای عاطفی، اجتماعی، روحی و اقتصادی بر فرزند و به طور کلی خانواده دارد.

    اثرات جدی ذکر شده باعث شده تا بسیاری از متخصصان به دنبال یافتن علل گرایش زنان به انواع مواد و الکل و در ادامه با مصرف مواد به عوارض جانبی آن باشند. در بررسی‌های انجام شده برخی از عوامل خطر که منجر به سوء مصرف مواد در زنان می‌شود به مشکلات مرتبط با اضافه وزن، گرایش جنسی، هنجارهای اجتماعی و مذهبی، خشونت و اعتیاد شریک زندگی، سابقه سوء مصرف و اختلال شناختی مربوط می‌شود. بررسی چندین دهه مطالعات اعتیاد حوزه زنان به شروع مکانیزهای متعددی پرداخته است، اما امروزه نقش خانواده به عنوان اولین عامل خطر در توسعه و حفظ وابستگی به مواد و به عنوان یک مانع در درمان اعتیاد و عامل محافظتی جهت پیشگیری از آن  بسیار تاثیرگذار است.

    در این نوشتار قصد آن دارم تا به پیامدها و مشکلات مربوط به اعتیاد زنان در سه دسته اصلی بپردازم. به طور کلی در بررسی علل شیوع اعتیاد زنان سه عامل مهم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    • فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی
    • عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری والدین
    • متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

     

    ۱: فرایندهای مربوط به اختلالات خانوادگی

    وجود یک خانواده معتاد به این معنی که یکی از والدین یا هر دو آنها با سوء مصرف مواد درگیر باشند، ممکن است یکی از عوامل مهم اعتیاد در کودکان باشد. مکانیزم این امر شامل فرایندهای ژنتیکی و محیطی است. بر اساس تحقیقات، کودکان والدین معتاد به طور ژنتیکی در معرض خطر ابتلاء به آلرژی و ریسک‌های بالای مصرف مواد و الکل قرار دارند. این خطر حتی در مورد کودکانی که والدین آنها به صورت بیولوژیکی از اعتیاد رنج می‌برند نیز صادق است. محققان معتقدند، مادر خانواده مهمترین عضوی است که در صورت ابتلاء به سوء مصرف سیگار قوی‌ترین تاثیر را بر دیگر اعضای خانواده دارد. همچنین وجود سابقه سوء مصرف در یک خانواده می‌تواند بیشتر به اختلالات مصرف مواد و مشکلات روان‌شناختی منجر شود.

    یکی از محققان پیشرو در این حوزه «نورتن» معتقد است، به طور کلی چهار فرایند سیستماتیک منجر به نابودی یا حفظ هویت و انسجام یک خانواده می‌شود. وجود یا عدم وجود این فرایندها موجب بروز مشکلات مربوط به اعتیاد همراه با استرس‌های ناگزیر، تروما و محرومیت در یک خانواده می‌شود. این فرایندها عبارتند از: انزوا[۲]، درمان غیرانسانی[۳]، تناقض یا بی‌ثباتی[۴] و نحوه آموزش یا تعلیم و تربیت[۵]. همه این چهار فرایند به عنوان اعضای یک سیستم در ارتباط مستمر با هم عمل می‌کنند. به اعتقاد نورتن این چهار فرایند سیستماتیک مسئول ایجاد اعتیاد و مشکلات روان‌شناختی مرتبط هستند. مطالعات تجربی نشان از ارتباط اختلال عملکرد خانواده با استراتژی‌های رفتارهای عاطفی دارد؛ مانند ارتباط بین فرایند تناقض و بی‌ثباتی با مصرف مواد و الکل[۶]. تحقیقات نشان داده، افرادی که در زندگی خود معتاد به مواد یا الکل بوده، اغلب با اختلالات خانوادگی مانند از دست دادن والدین، ضعف و اختلافات والدین و جدایی آنها تا قبل از ۱۱ سالگی را تجربه کرد ه‌اند.

    ۲: عوامل مرتبط با سبک‌های فرزندپروری

    سبک فرزندپروی خانواده نقش مهمی در ایجاد و محافظت از خطر و انعطاف‌پذیری افراد در برابر اعتیاد دارد. کم توجهی و توجه بسیار زیاد والدین دو عامل مهم سبک فرزندپروی در ارتباط با سوء مصرف مواد است. بررسی سازه‌ها و سوء مصرف مواد در جوانان نشان می‌دهد، دخالت و سبک تربیتی خانواده‌ها نقش بسیار مهمی در ابتلاء یک فرد جوان به اعتیاد دارد.

    نتیجه مطالعات هارتمن و همکارانش بر روی ۴۱۹ نفر، با ۲۲۳ مرد و ۱۹۶ زن نشان می‌دهد، سطح بالایی از اقتدارگرایی مادر به طور غیرمستقیم با افزایش مصرف الکل در فرزندان در ارتباط است؛ از سوی دیگر سطح بالای اقتدارگرایی در پدر به طور غیرمستقیم مصرف کمتر الکل یا عدم گرایش فرزاندان به الکل به همراه دارد[۷].

    ۳: متغییرهای مربوط به شرکای زندگی

    اکثریت مطالعات نقش شرکای زندگی، به ویژه برای زنان در شروع مصرف مواد، سوء مصرف و پس از آن درمان و بهبودی را بسیار برجسته می‌دانند. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بین سال‌های ۲۰۰ تا ۲۰۰۳ با بررسی ۲۴۰۹۷ زن ۱۴ تا ۴۹ ساله از کشورهای بنگلادش، برزیل، اتیوپی، ژاپن، نامیبا، پرو، صربستان، مونته‌نگرو، تایلند و تانزانیا نشان داد که شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی یا هر دوی اینها بین زنان در این مطالعه از ۱۵ تا ۷۱ درصد، متغییر بوده است. در دو مورد از این کشورها شیوع خشونت فیزیکی و جنسی شریک زندگی کمتر از ۲۵ درصد، در هفت کشور بین ۲۵ تا ۵۰ درصد، در شش کشور بین ۵۰ تا ۷۰ درصد و به طور کلی بین ۴ تا ۵۴ درصد شرکت‌کنندگان در این مطالعه گزارش خشونت جنسی یا فیزیکی شریک زندگی خود را در سال تایید کرده‌اند[۸]. مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد، زنان دارای شوهران معتاد دارای علایم و نشانه‌های روان‌پزشکی مانند شخصیت ضداجتماعی، شخصیت فردی، افسردگی، استرس و علایم مرتبط با خشونت هستند.

    باید متذکر شد خانواده اساسی‌ترین محیط زندگی یک فرد است؛ محیطی که کودکان در آن رشد می‌کنند و تاثیرات احساسی، فیزیکی، اجتماعی و روانی کوتاه مدت و طولانی مدت را بر رشد کودکان برای ورود به نوجوانی و بزرگسالی دارد. بنابراین محیط و فضای خانواده بر سلامت روان و رفاه روان‌شناختی اعضای آن تاثیرگذار است. در سال‌های اخیر با توجه به نقش مهم خانواده در این حوزه استراتژی‌های پیشگیری و درمان اعتیاد بر خانواده استوار است و به طور ویژه در حوزه درمان به خانواده‌های دارای زنان مبتلاء به سوء مصرف مواد برنامه‌ها و سیاست‌هایی با توجه به تفاوتهای جنسیتی زنان در نظر گفته شده است؛ هر چند در بسیاری از کشورها هنوز برنامه‌های حمایتی  و پیشگیرانه از اعتیاد برای زنان تحت سایه و قدرت مردانه تعریف می‌شود، اما تجربه و مطالعات نشان از تدوین برنامه‌هایی متناسب با نیازها و تفاوت‌های زنان در این حوزه دارد.

     

    [۱]Drugs UNO . Substance abuse treatment and care for women: Case studies and lessons learned. New York: 2004.

    [۲] Isolation

    [۳] Inhuman Treatment

    [۴] Inconsistency

    [۵] Indoctrination

    [۶] Norton JH. Addiction and family issues. Alcohol. ۱۹۹۴;۱۱(۶):۴۵۷–۶۰٫ doi: 10.1016/0741-8329(94)90066-3. [PubMed] [CrossRef] [Google Scholar]

    [۷]  Mohammad Khani P, Asgari A, Frouzan SA, Moumeni F, Delavar B. The expression of psychiatric symptoms among women with addicted husbands. Develop Psychol. ۲۰۱۰;۲۲:۲۳۷–۴۵٫

    [۸] Garcia-Moreno C, Jansen HA, Ellsberg M, Heise L, Watts CH, W. H. O. Multi-country Study on Women’s Health, et al. Prevalence of intimate partner violence: findings from the WHO multi-country study on women’s health and domestic violence. Lancet. ۲۰۰۶;۳۶۸(۹۵۴۳):۱۲۶۰–۹٫ doi: 10.1016/S0140-6736(06)69523-8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • وابستگی پس از گل

       «گل» ماده ای محرک و روان گردان که در بین نوجوانان و جوانان این روزهای ایران بسیار شایع است. و اثرات تخریبی فردی و اجتماعی آن به ویژه در بلند مدت و در کسانی که در سنین پایین مصرف را شروع کرده اند، گسترده است. تقریبا می توان گفت در باور عمومی گل به عنوان ماده ای اعتیاد آور شناخته نمی شود، به دلایل متعدد که در ادامه بدان اشاره می شود. اما دانستن مکانیزم اثر استفاده آن بر بدن و مغز می تواند راهگشا باشد.

        هنگامی که یک فرد «گل» یا «ماری جوانا» می کشد، THC (تتراهیدروکانابینول[۱]) از ریه ها به جریان خون منتقل می شود، خون این ماده را به مغز  و سایر اعضای بدن می رساند و زمانی که فرد غذا یا نوشیدنی می خورد، بدن THC را به آرامی جذب می کند که بعد از ۳۰ دقیقه تا ۱ ساعت فرد مصرف کننده اثرات مصرف را حس می کند. THC بر روی گیرنده های سلولی خاص مغز که در رشد و عملکرد مغز نقش مهمی دارند، تاثیر می گذارد. در نتیجه مصرف ماری جوانا و آزادی سازی THC، فرد احساس سرخوشی یا اصطلاحاً «بالابودن» پیدا می کند.

        به طور کلی مصرف گل اثراتی نظیر، تغییر در احساس و زمان، تغییر در خلق و خوی، مختل شدن حرکت بدن، مشکل در تفکر، حل مسئله یا موضوعی خاص، اختلال در حافظه، توهم و روان پریشی برای فرد مصرف کننده دارد. همچنین، بر اساس مطالعات انجام شده ماری جوانا بر رشد مغز تاثیر می گذارد، به خصوص استفاده این ماده از سنین نوجوانی  و پایین باعث اختلال در تفکر، حافظه و یادگیری می شود. بر اساس یک مطالعه در نیوزلند، افرادی که در نوجوانی به شدت مصرف گل را شروع می کنند، در بین ۸ تا ۱۳ سال به طور متوسط ۸ امتیاز IQ خود را از دست می دهند[۲]. در باور عمومی و بر اساس تبلیغات انجام شده، گل به عنوان ماده ای که اعتیادآور نیست و تنها باعث افزایش حس سرخوشی می شود شناخته می شود. سوال مهم این است که آیا گل یا ماری جوانا اعتیادآور است؟

       به طوری کلی اختلال مصرف شدید در مورد هر چیزی مانند غذا، دارو، نوشیدنی و مواد به عنوان اعتیاد شناخته می شود. استفاده طولانی مدت گل به دلیل اثراتی که بر مغز دارد منجر به اختلال مصرف می شود و در پزشکی به عنوان یک بیماری شناخته می شود، که فرد مصرف کننده را وابسته می کند و اصطلاحاً معتاد می کند. تحقیقات نشان می دهد بین ۹ تا ۳۰ درصد افرادی که از ماری جوانا استفاده می کنند، ممکن است برخی از اختلالات مصرف مانند، بی خوابی، کاهش اشتها، اضطراب و.. در آنها توسعه یابد. بر اساس همین مطالعه افراد مبتلا به سوءمصرف گل، که از سنین پایین یعنی قبل از ۱۸ سالگی شروع به مصرف کرده اند، چهار تا هفت برابربیشتر از بزرگسالان در معرض اختلال مصرف ماری جوانا قرار دارند[۳]. مصرف گل با وابستگی و اعتیاد همراه است؛ چرا که هنگام ترک این ماده به عدم دریافت آن فرد پس از یک تا دو هفته با مشکلات فیزیکی و روانی، بی حسی و عدم تمرکز و کاهش اشتها مواجه می شود که دلیل آن کاهش تولید THC است، که مغز عادت به دریافت مقادیر بالای آن دارد.

       بر اساس اعلام رییس سازمان بهزیستی کشور، گل بعد از تریاک بیشترین شیوع مصرف را در ایران دارد و به دنبال تغییرات الگوی مصرف حتی شیوع این ماده در زنان و نوجوانان به سرعت در حال افزایش است. چند نکته مهم و اساسی در شیوع مصرف گل وجود دارد:

    • ناآگاهی خانواده ها و مردم به ویژه اقشار آسیب پذیر مانند نوجوانان و زنان از مضرات این ماده.
    • وجود خلاء قانونی در برخی مواد مخدر صنعتی، روان گردان و برخی داروها. نامی گل یا ماری جوانا به عنوان یک ماده خطرناک اعتیادآور در قانون مبارزه با مواد مخدر و حتی در مواد ۴، ۵ و ۸ این قانون که مربوط به جرایم است، وجود ندارد. همین خلاء قانونی موجب شده تا تبلیغات گسترده ای در خصوص اعتیادآور نبودن این ماده و عدم منع قانونی آن به وجود آید.
    • رواج کاشت گل به صورت گلخانه ای در سال های اخیر و عرضه راحت آن از طریق فضای مجازی، از سویی زمان دسترسی و نحوه دسترسی را بسیار آسان و سریع کرده و از سوی دیگر قیمت آن را به نسبت مواد دیگر کاهش داده است.
    • بیشترین مکان های عرضه این ماده در اطراف مدارس، دانشگاه ها، سینماها، پارک ها، آموزشگاه ها و به طور خلاصه مکان هایی که نوجوانان و جوانان بیشترین حظور را دارند، می باشد.
    • برای فروشندگان و قاچاقچیان مواد، درونی شدن شیوع مصرف یک ماده به خصوص در نوجوانان و جوانان، سود اقتصادی بیشتر و طولانی تری به همراه خواهد داشت. هر چقدر سن اعتیاد پایین تر آید، طول مصرف فرد افزایش می یابد و در بلند مدت دوز مصرفی هم با شیب تند بالا می رود، بنابراین سود بیشتری برای فروشندگان و قاچاقچیان به دست می آید.
    • کنجکاوی نوجوانان و جوانان و اصرار گروه دوستان از دلایل مهم شیوع گل می باشد.

         بر اساس تحقیقات انجام شده رواج باور اعتیادآور نبودن ، کنجکاوی و اصرار گروه دوستان و همسالان از مهمترین دلایل شیوع مصرف گل در کشور است. به نظر نگارنده هر چند در حوزه اعتیاد با یک چرخه پیشگیری ،کاهش آسیب، درمان و جلوگیری از عود دوباره روبرو هستیم. اما در مورد شیوع استفاده از گل در کشور نقص برنامه های پیشگیرانه و عدم توجه مسئولین  و سیاستگذاران در تدوین برنامه ای جامع برای کودکان، نوجوانان و زنان بسیار اثرگذار بوده است. در رشته سیاستگذاری، سیاستگذاری عمومی دانشی تخصصی است که امروزه پس از چند دهه بسیاری از کشورها در تدوین برنامه های راهبردی و کشوری خود به طور ویژه بدان اهتمام می ورزند. بر اساس مدل مرحله ای یا چرخه ای، سیاستگذاری مشتمل بر ۱- مسئله یابی ۲- تصمیم سازی ۳- مشروعیت بخشی به تصمیمات ۴- اجرا ۵- نظارت ۶- بازخورد است. بر این اساس اجرای یک برنامه و سیاست کلا ن در سطح ملی نیاز به موفقیت در هر کدام از این بخش ها دارد. سند جامع پیشگیری اولیه از اعتیاد که توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۱۳۹۰ به عنوان نسخه ای که با هدف غایی کاهش میزان بروز اعتیاد به مواد در کشور و هدف کمی قرار دادن حداقل ۴۰ درصد از جمعیت کشور تحت پوشش برنامه های استاندارد پیشگیری در سال های ۱۳۹۰ تا ۹۴ تدوین شد، به نظر می رسد تاکنون نتوانسته تاثیرگذاری جدی داشته باشد.

        دانش پیشگیری در کشور ما نسبت به دیگر کشورها عقب مانده است. بخشی از این عامل بر می گردد به رویکرد سیاستگذاران که اساساً امر پیشگیری را در حوزه اعتیاد و مواد در اولویت قرار نداده اند. بخشی از آن هم در عدم شناخت صحیح مسئله پیشگیری است. فقدان دسترسی به اطلاعات صحیح و عدم استفاده از تجربیات دیگر کشور، حوزه پیشگیری را در کشور ما با معضل بزرگی مواجه کرده است. اکثر سیاستگذاران پیشگیری در ایران از مهارت و دانش کافی برخوردار نیستند، در واقع همان هایی که در حوزه درمان، مقابله با عرضه و کاهش آسیب فعال بوده اند، اکنون به فکر پیشگیری هستند، که نتیجه آن تدوین برنامه های ضعیف  و اجرای ضعیف و ناقص آن در در سطح مدارس و خانواده ها است.

        دانش پیشگیری در کشور ما بیشتر بر کاهش عوامل خطر متمرکز است، مانند جلوگیری از ناکامی تحصیلی برای دانش آموزان مقطع دبستان، در حالی که بر اساس تحقیقات، برنامه پیشگیرانه موثر، برنامه ای است که هر دو عامل اصلی پیشگیری یعنی، ۱- کاهش عوامل خطر و ۲- افزایش عوامل محافظتی، مانند افزایش پیشرفت تحصیلی را در نظر داشته باشد. توجه صرف به کاهش عوامل خطر در برنامه های پیشگیرانه در ایران ، گاهی موجب شده نتیجه معکوس در آگاهی رسانی این قشر مهم داشته باشد و آن ها را کنجکاو در استفاده مواد کند.

       همچنین عدم جلب مشارکت عمومی، بی توجهی به ظرفیت سازمان های مردم نهاد و نهادهای پژوهشی و تحقیقاتی غیر دولتی، محدود بودن امر پیشگیری در اختیار نهادهای ملی و رسمی دولتی، برنامه های ملی و مردمی در حوزه پیشگیری را با مشکل جدی مواجه کرده است. بررسی تجربیات موفق سایر کشورها در امر پیشگیری نشان می دهد، حضور فعال مردم و خانوادها، نهادهای آموزشی، مراکز تحقیقاتی غیر دولتی و سمن ها می تواند نقش بسایر مهمی در امر پیشگیری از اعتیاد داشته باشد.

     

     پی‌نوشت‌ها

    [۱] یکی از گونه‌های کانابینویدها و مادهٔ محرک عصبی اصلی موجود در گل یا ماری جوانا است که سیستم عصبی مرکزی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد.

    [۲]Jackson NJ, Isen JD, Khoddam R, et al. Impact of adolescent marijuana use on intelligence: Results from two longitudinal twin studiesProc Natl Acad Sci U S A.2016;113(5):E500-E508. doi:10.1073/pnas.1516648113

    [۳] Ibid

    
    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است