Cudras

Tag: ممنوعیت تولید تریاک در افغانستان

  • طالبان و چالش مبارزه با مواد مخدر

    پس از بازگشت طالبان به قدرت در نخستین روزهای دهه سوم قرن بیست و یکم، امیدها برای تکرار حکم ممنوعیت کشت خشخاش در افغانستان و به دنبال کاهش تولید و قاچاق انواع موادمخدر از مبدا این کشور زنده شد. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده بودند که امارت اسلامی افغانستان برخلاف دولت وابسته اشرف غنی اراده و فضای کافی برای مبارزه با اقتصاد مخدری را در اختیار دارد اما وضع تحریم‌های یکجانبه آمریکا و بلوکه کردن اموال این کشور سبب تشدید مشکلات اقتصادی و به دنبال کند شدن مسیر مبارزه با مواد مخدر شد. در این یادداشت سعی می‌کنیم تا نگاهی به مسئله حکومت طالبان و مشکله مبارزه با مواد مخدر داشته باشیم.

     

    ایران به دلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی و قرار گرفتن در مسیر مبدأ و مقصد مواد مخدر به ویژه مسیر ترانزیتی بالکان، قربانی این شرایط محسوب می‌شود. همجواری با هلال طلایی (افغانستان و پاکستان) که بیش از ۸۰ درصد مواد افیونی جهان را تولید و تأمین می‌کنند و دارا بودن کوتاه‌ترین فاصله بین کشورهای فوق با ترکیه و اروپا، باعث جذابیت مسیر ایران برای باندهای مافیایی مواد مخدر و در نتیجه آسیب‌پذیری کشور در جهات مختلف امنیتی شده است. بدین ترتیب، ایران اولین سپر در مسیر قاچاق مواد مخدر به اروپا و امریکا است. برهمین اساس جمهوری اسلامی ایران یکی از نخستین کشورهایی است که از تشدید سیاست جنگ با مواد و کشت خشخاش در افغانستان منتفع می‌شود.

     

    نیروی‌های ائتلاف بین‌‍المللی به رهبری آمریکا در حالی خاک افغانستان را ترک گفتند که بر خلاف وعده‌های آن‌ها (در سال ۲۰۰۱) نه تنها امنیت و دموکراسی بر این کشور حاکم و نهادینه نشد بلکه گروه‌های تروریستی مانند شاخه خراسان داعش نیز در این کشور مستقر شده و به دنبال احیای خلافت ادعایی خود در منطقه آسیای مرکزی هستند. دیگر زخم به جای مانده از زمان اشغال را می‌توان تداوم اقتصاد مخدری در میان کشاورزان و مردم فقیر افغانستان دانست. نتیجه عملی توافق دوحه در افغانستان نه قطع زنجیره کشت، تولید و ترانزیت مواد مخدر نه توانمندی اقتصادی امارت اسلامی برای عبور از اقتصاد سیاسی مخدری بلکه تنها منجر به تداوم مشکلات معیشتی و اقتصاد مخدری در همسایه شرقی کشورمان شد.

     

    براساس آمارهای بین‌المللی منتشر شده، اقتصاد غیرقانونی موادمخدر در افغانستان کاهش ۵ میلیارد دلار (۲۱ درصد) را در مقایسه با سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۲ درآمد کشاورزان افغانستانی از تریاک تنها ۲۹ درصد از ارزش کل تولیدات کشاورزی در این سال بوده است. تبدیل تریاک به مورفین و هروئین، به همراه قاچاق این مواد به خارج از افغانستان، در مقایسه با میزانی که کشاورزان به دست می‌آورند، درآمد بسیاری بالایی ایجاد می‌کند. ارزش کل اقتصاد اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر زمانی محسابه می‌شود که داده‌های سال ۲۰۲۲ به صورت جامع در دسترس قرار بگیرد.

     

    در داده‌های ثبت شده در برنامه‌های نظارتی دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل متحد، فعالیت قاچاق مواد مخدر از اوت ۲۰۲۱ تداوم داشته و این مسئله نشان می‌دهد که تجارت مخدری در افغانستان، از زمان تسلط این گروه بر افغانستان مختل نشده است. افغانستان حدود ۸۰ درصد تقاضای جهانی مواد مخدر را تامین می‌کند. انتظار می‌رود هرگونه تغییر شدید در فعالیت قاچاق مواد در افغانستان در خاور نزدیک، خاورمیانه، آسیای جنوب غربی و اروپا نمایان شود.

     

    تا پیش از پایان سال ۲۰۲۲ میلادی به نظر می‌رسد کشت تریاک ۳۲ درصد افزایش یافته است. سطح زیر کشت تریاک در فصل زراعی ۲۰۲۲ بالغ بر ۲۳۳۰۰۰ هکتار برآورد شده است. کشت تریاک در نواح جنوب غربی کشور (با ۷۳ درصد) متمرکز بوده که بیشترین افزایش را در این نقطه به ثبت رسانده است. پس از این نقطه استان‌های غربی (با ۱۴ درصد) در رتبه دوم قرار دارند. در برخی مناطق نیز کشت خشخاش بخش قابل توجهی از کل زمین‌های کشاورزی را اشغال می‌کند. به عنوان مثال در استان هلمند یک پنجم زمین‌های قابل کشت به تولید خشخاش اختصاص داده شده و در برخی ولسوالی‌ها این نسبت با از بین بردن محصولات غذایی مهم مانند گندم، بیشتر بوده است. به دنبال وضعیت خشکسالی در اوایل سال ۲۰۲۲، میزان کشت تریاک از میانگین ۳۸.۵ کیلوگرم در هکتار در سال ۲۰۲۱ به ۲۶.۷ کیلوگرم در هکتار در سال ۲۰۲۲ کاهش یافت. این کاهش سبب ۶۲۰۰ تن از ۶۸۲۰۰ تن تریاک در سال گذشته میلادی شود. محصولات ۲۰۲۲ را می‌توان به ۳۵۰ تا ۳۸۰ تن هروئین با کیفیت صادراتی (۵۰ الی ۷۰ درصد خلوص) تبدیل کرد.

     

    در سال ۲۰۲۲ تولید تریاک ۶۲۰۰ تن یعنی ۱۰ درصد کمتر از تولید سال قبل آن تخمین زده می‌شود. از این مقدار حدود ۳۵۰ الی ۵۸۰ هروئین صادراتی تولید می‌شود. دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل به دلیل محرومیت از بازرسی میدانی، بررسی تصاویر ماهواره‌ای را در دستور کار خود قرار داده است. براساس اطلاعات به دست آمده از تصاویر ماهواره‌ای نوعی عدم قطعیت را در خصوص تخمین بازه کشت تریاک ایجاد کرده است.

     

    در واکنش به این گزارش وزارت امور داخله افغانستان این گزارش را مطلبی «دور از حقیقت»، «بر خلاف تمام موازین بین‌المللی» و «بدون هماهنگی حکومت مرکزی» دانست.

  • فرمان منع کشت خشخاش طالبان در سال 2001

    طالبان در فاصله تصاحب قدرت تا اعلام فرمان منع عمومی کشت کوکنار، بواسطه سیاست ها و اقدامات ضدانسانی و خشونت آمیز خود علیه شهروندان افغانستان و به‌ویژه زنان، در رقابت با ائتلاف شمال که کرسی های بین‌المللی را در اختیار داشت، به نوعی به‌دنبال دست و پا کردن شکلی از مشروعیت سیاسی بود. در عین حال قول کمک‌های بین‌المللی برای رهبران طالبان آنقدر دلگرم کننده بود که فرمان منع کشت را با شدت هر چه تمام تر به امید بهره بردن از پاداش های احتمالی آن دنبال کنند. (از این نکته می­گذریم که قول‌های مساعد برای کمک در صورت توقف کشت در این مرحله با حمله آمریکا هرگز عملی نشد و عملا مهم‌ترین تجربه مبارزه با کشت بدون هیچ پاداشی متوقف شد.)

    به هر روی اعلام فرمان منع کشت می­توانست چنان امتیاز سیاسی به طالبان دهد تا جامعه بین‌المللی در مسیر شناسایی دوفاکتو[۱] این گروه سریع تر عمل کند[۲]. قبل از فرمان عمومی طالبان در منع کشت، جنگ سالارانی چون «نسیم آخوندزاده» در هلمند (۱۹۸۹/۱۹۹۰) و «حاجی قادر» در ۱۹۹۴/۱۹۹۵ در مقیاس های محدودی مانع کشت خشخاش شده بودند اما تجربه طالبان به گفته بعضی از کارشناسان و مسئولان بین‌المللی مبارزه با مواد مخدرموفق ترین تلاش در تاریخ مدرن کشت خشخاش در دنیا بوده است[۳]. حتی چنین اقدامی را بزرگترین نمایش قدرت «دولت» در افغانستان مدرن می­دانستند. در این میان تحقیقات زیادی برای بررسی چنین تجربه خاصی از منع کشت صورت گرفته است. میزان خشونت بکار گرفته شده و ضمانت اجرای همراه با مجازات و ارعاب گسترده مردم و کشاورزان بدون شک یکی از عوامل موفقیت در منع کشت خشخاش بود[۴]. از شلّاق در ملأعام تا تراشیدن سر و چرخاندن در شهر و روستا، اتمام حجت با شوراهای دهات و تحت فشار گذاشتن بزرگان در قریه ها برای صحبت با مردم و تحت فشار گذاشتن کشاورزان  برای تخریب مزارع، حبس های کوتاه مدت و بلند مدت تنها گوشه ای از تلاش های طالبان برای عملی کردن منع کشت بود. در این دوره مهاجرت­های گسترده به ایران و پاکستان، قحطی، افزایش تعداد خانواده های بدهکار، بالارفتن بدهی های خانواده های فقیر و بی زمین و گسترش پدیده «عروس تریاک» یا دخترانی که در عوض بدهی خانواده ها به عقد مردان طلبکار در می­آمدند، از عوارض ناگفته و خاموش این فرمان بود[۵].

    بنابر گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل در ۲۰۰۱ در مجموع، زمین­های تحت کشت خشخاش از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ با کاهش ۹۱ درصدی روبرو شد. دو ولایت تاریخی کشت خشخاش یعنی هلمند و ننگرهار کاهش ۱۰۰درصدی را تجربه کرد. مهم‌ترین کشت بجا مانده بعد از ۲۰۰۱ مربوط به ولایت بدخشان با ۶۳۴۲ هکتار بود که عملا خارج از کنترل طالبان بود. چنین حدّﹼت و سرسختی در اجرای منع کشت حتی بسیاری از تردید ها را در مورد اقتدار دولت مرکزی در افغانستان کمرنگ کرد.

    در مجموع، فرمان منع کاشت در کنار سایر عوامل به طور موفقیت آمیزی توانست کاشت خشخاش را از ۸۲۰۰۰ هکتار به ۸۰۰۰ هکتار در فاصله ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ و در مناطق تحت کنترل طالبان از ۷۸۸۸۵ هکتار به ۱۲۲۰ هکتار تقلیل دهد [۶]. این کاهش قابل توجه و عمومی در کاهش میزان کشت خشخاش در بررسی های دیگری به عواملی همچون خشکسالی در روستاها نیز مرتبط بوده است[۷] (خشکسالی که عموما از ۱۹۹۵ شروع شد و تا ۲۰۰۱ ادامه داشت). در نهایت نیز فرمان منع کشت خشخاش باعث شد تا جامعه بین‌المللی با طالبان در مقام مخاطبی معتبر وارد گفتگو حتی به شکل پراکنده شود. گفت‌وگوهایی که به طور پراکنده طرح های توسعه کوتاه و بلند مدت را دنبال می­کرد[۸]. با این حال فرمان منع کشت از جنبه استقرار قدرت عمومی سیاسی طالبان چندان سازنده نبود چرا که روستاهایی که تا پیش از این به قول های برقرای صلح  و پایان جنگ داخلی طالبان دلخوش کرده بودند، عملاً تنها منبع تأمین مایحتاج را نیز از دست دادند. این نارضایتی هم در میان زمین داران بزرگ که از منتفعان میانی کشت خشخاش بودند تا روستاییان بی زمین که معمولاً با معضل بدهی های سنگین روبرو بودند را دربر می­گرفت. در نتیجه مناطق جنوبی و روستاهای متعددی که تا پیش از این مشغول کشت خشخاش و گذران زندگی بودند به یکباره در عمل انجام شده منع کشت و از دست دادن امکان بقا روبرو شدند.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] . منظور شناسایی عملی و بالفعل و از روی اضطرار بدون اعتراف به شناسایی است.

    [۲] . چرایی اعلام منع کشت کوکنار در دوره طالبان در منابع زیر با استدلال هایی مشابه مطرح شده است. نگاه کنید به:

    Afghan Narcotrafficking A Joint Policy Assessment, Joint US. Russia Working Group on Afghan Narcotrafficking. August 2017. East West Institute, Availalle on : https://www.eastwest.ngo/sites/default/files/afghan-narcotrafficking-jpa.pdf

    [۴]. Bearak, B. (2001, May 24). Taliban ban on drug crops is working, U.S. concludes. New York Times

    [۵]  فرمان منع کشت خشخاش توسط طالبان از دید ناظران غربی همواره به عنوان اقدامی بی نظیر و موثر بعضا مورد ستایش و توجه بوده است. اما نقد این موفقیت و بررسی هزینه های انسانی  که این شیوه از مقابله با مواد بویژه بعد از ۲۰۰۰ بر مردم افغانستان وارد آورد، برای چشم اندازهای مبارزه ضروری است. گزارش نیوزویک از رواج این شکل از ازدواج های اجباری در میان دخترکان عموما زیر ده سال

    Opium Brides of Afghanistan, Sami Yousefzai, Newsweek, 3.29.2008   see also

    [۶] Afghan Narcotrafficking , A Joint Policy Assessment . Joint US-Russia Working Group, East West Institute, Brussels, August 2017.

    [۷] Adam Pain.”Opium Poppy and Informal Credit”. Afghanistan Research and Evaluation Unit Issue, Paper Series, Oct 2008. P.27.Available : https://www.ecoi.net/en/file/local/1231617/1002_1225125226_afghanistan-poppy.pdf

    [۸] See Afghan Narcotrafficking.

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.