Cudras

Tag: مهارت های زندگی

  • نقش آموزش مهارت های زندگی در پیشگیری از اعتیاد

    سازمان بهداشت جهانی هدف از آموزش مهارت‌های زندگی را افزایش توانایی‌های روانی-اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت جسمانی و روانی و ارتقای سطح سلامت افراد معرفی می‌کند. به عبارت دیگر، هدف از آموزش‌ مهارت‌های زندگی، کمک به رشد مهارت‌های روانی- اجتماعی است که برای کنار آمدن با موقعیت‌ها و چالش‌های زندگی روزمره لازم است. از مهمترین اهداف این برنامه‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

    • ارتقای بهداشت روانی و پیشگیری اولیه از آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر که از طریق آموزش دامنه وسیعی از مهارت‌های شخصی و اجتماعی تامین می‌شود.
    • توانمند کردن افراد از طریق افزایش و ارتقای دانش، تغییر نگرش و رفتار و شناخت بهتر از خود، دیگران و محیط حاصل می‌گردد.
    • رشد استعداد انطباق و سازگاری با شرایط متغییر زندگی که از طریق آموزش و تمرین مهارت‌های اساسی فردی و بین فردی انجام می‎شود.

    اهداف جهانی برنامه آموزش مهارت زندگی آن است که هر فرد پس از فراگیری مهارت‌های لازم در نهایت به توانایی‌ها و قابلیت‌های مهم زیر دست یابد:

    • احساس مسئولیت در برابر خود و دیگران، در برابر تصمیم‌ها، انتخاب‌ها و تعهدهای خود در برابر منابع طبیعی و منابع انسانی محیط اطراف خود؛
    • احترام به خود و دیگران بر اساس شناخت خود و دیگران، درک دیگران و ایجاد حس اعتماد در آنان نسبت به خود، احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی؛
    • برقراری روابط مناسب با دیگران، حفظ دوستی‌های مثبت و توانایی رها شدن از شکست‌ها و ناکامی‌ها و توانایی حل مسالمت‌آ آمیز مناقشات و اختلاف‌ها بدون عقب‌شینی؛
    • توانایی اندیشیدن همراه با استدلال، تفکر انتقادی، ارزشیابی انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری صحیح و منطقی و مثبت.

    اجزای مهارت‌های زندگی شامل، مهارت‌های مدیریت خود و مهارت‌های اجتماعی است. مهارت‌های خود مدیریت انفرادی شامل، قدرت تصمیم‌گیری و حل مسئله، آگاهی از تاثیرهای اجتماعی و مقاومت در برابر آنها، مقابله با اضطراب، افسردگی، خشم و ناکامی، مشخص نمودن هدف، خود رهبری و تقویت خویشتن می‌باشد. به نظر می‌رسد آموزش مهارت‌های زندگی تاثیر مثبت در پیشگیری از گرایش به مصرف انواع مواد به ویژه میان جوانان و نوجوانان داشته باشد. به نحوی که با افزایش دانش درباره مضرات مواد و کسب مهارت‌های مناسب، مقابله با مواد به امری ضروری در زندگی تبدیل می‌شود. آموزش مهارت‌های زندگی برای مقابله در برابر مشکلات زندگی، به ویژه کاهش مصرف مواد که از برنامه‌های پیشگیری اولیه از اعتیاد است، لازم و ضروری است. کسانی که رضایت را به دست نمی‌آورند و کیفیت زندگی خود را نامطلوب می‌دانند، مطمئناً از روابط اجتماعی و دوستانه خود با دیگران در بیشتر محیط‌های کاری ناراضی و زمینه را برای مصرف مواد مساعد می‌کنند.

    بنابراین آموزش مهارت‌های زندگی، توانایی لازم برای کسب مهارت بالا را از طریق فنونی مانند، خودآگاهی، مثبت‌اندیشی، ابراز وجود، رشد و افزایش اعتماد به نفس و عزت به نفس، مهار و پایش خشم، حل مسئله و تصمیم‌گیری، مدیریت تنش، ایجاد محیطی مثبت و انعطاف‌پذیری در اختیار افراد قرار داده است. توانایی در کسب مهارت‌های زندگی در برابر مشکلات و رضایت مندی از زندگی به فرد کمک می‌کند تا از عهده مشکلات به خوبی برآید. به این معنا که، در بستری سالم  و مثبت، بسیاری از مشکلات کوچک به خودی خود برطرف می‌شود و به تعارض‌ها نیز به عنوان یک مسئله نگاه می‌شود که افراد می‌توانند این مشکلات  و ناراحتی‌ها را با کم کردن توقعات خود برطرف نمایند. تاثیر مستقیم مولفه‌های مهارت زندگی در پایش شرایط ناخوشایند زندگی و بحران‌زا باعث ارائه راهکارهای موثر در هنگام وقوع مشکل و در نتیجه بهبود عملکرد خانواده می‌شود.

  • رویکردهای مقابله ای با اعتیاد

    در استراتژی های کنترل  و مبارزه با مواد، پیشگیری و مقابله با مصرف مواد از ارزش  و جایگاه ویژه ای برخوردار است و با توجه به گسترش مواد صنعتی و ترکیبات شیمیایی مختلف و آثار تخریبی که بر جسم و روح فرد مصرف کننده دارد، تاکنون کوشش های درمانی در بسیاری از موارد در عمل به نتایج مورد انتظار منجر نشده است. مداخله های درمانی نیازمند انسجام بین مداخله های پزشکی، روان شناختی و اجتماعی هستند  و هماهنگی و همکاری این عوامل در عمل با دشواری هایی روبرو است و تداوم این فرایند آثار بسیار جبران ناپذیری بر سرمایه های انسانی و مادی جامعه دارد. راهکارهای مقابله ای به عنوان عاملی که در ارتباط بین فشار روانی و اختلال های روان پزشکی مداخله می کنند، بیشتر مورد توجه است و از سوی دیگر نداشتن مهارت مقابله ای کافی، یک عامل خطر مهم در شروع مصرف مواد در افراد است.

    بنابراین امروزه یکی از نگرانی های مربوط به حوزه آسیب های اجتماعی، توسعه مصرف مواد مخدر و روان گردان ها است که نوجوانان و جوانان را مورد تهدید جدی قرار داده  و به چالش جدی تبدیل شده است. از آنجا که اعتیاد موضوعی پیچیده و از نظر روان شناختی دارای ابعاد مختلفی است، هر نوع برخورد و مبارزه با رشد بی رویه  و خطرناک مصرف مواد مستلزم اقداماتی فراگیر و گسترده در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روان شناختی است. همچنین عوامل و نابهنجاری های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و خانوادگی می توانند به عنوان یک عامل زمینه ساز  و تقویت کننده در شروع و تشدید مصرف مواد موثر باشند. عوامل مختلفی مانند فقر مالی، مشکلات خانوادگی، اختلافات زناشویی، وجود الگوهای نامناسب برای همسان سازی و در نهایت موضوع مهم بیکاری از عوامل مهم فردی و اجتماعی بروز اعتیاد محسوب می شوند. در واقع نوجوانانی که به راهبردهای مقابله ای کارآمد مجهز نباشند  و توانایی کمی برای درک هیجان های خود  و دیگران داشته باشند، در برخورد با استرس ها و بحران های دوره نوجوانی توان کمتری خواهند داشت و مشکلات رفتاری بیشتری را به صورت پرخاشگری، افسردگی، اضطراب و نگرش به اعتیاد نشان خواهند داد.

    در بررسی دلایل اجتماعی بروز اعتیاد عوامل فرهنگی و اقتصادی بسیار مورد تاکید قرار گرفته اند. فرهنگ و ارزش های موجود در هر جامعه نقش مهمی در گرایش و عدم گرایش افراد به اعتیاد بر عهده دارند. هر انسانی تحت تاثیر ارزش ها، هنجارها، آداب و رسوم و ایده هایی است که در جامعه تبلیغ و منتشر می شود اما در جوامع در حال گذر در نتیجه تغییرات سریع فرهنگی حاصل، فرد دچار از خود گسیختگی فرهنگی و ارزش ها روز به روز تغییر می کنند و اختلال هنجاری ایجاد که همه این موضوعات در ایجاد انحراف ها تاثیر قابل توجهی دارند. از سوی دیگر نوع تربیت خانوادگی و روش های فرزندپروری که در بسیاری از موارد با عدم بروز خلاقیت ها، ایده ها و عدم ابتکار و اعتماد به نفس همراه بوده است، اکثر افراد را در هنگام رویارویی با مسائل مختلف با مشکل مواجه کرده و همین موضوع در گرایش جوانان به مصرف مواد تاثیر دارد.

    عواملی نظیر سطح بالای دینداری در اعضای خانواده و والدین و فراونی بحث های دینی خانوادگی می تواند اثر حمایت کننده در مقابل مصرف مواد در نوجوانان و جوانان داشته باشد. از سوی دیگر بررسی تجارب مهم جهانی نشان می دهد، بیان ساده و نصیحت گونه مطالب به معنای آگاه سازی نیست، بلکه باید از روش های مختلف برای آگاه کردن افراد از عوارض و پیامدهای مواد اعتیادآور استفاده نمود،

     ضرروی است تا در آگاه سازی به سه مقوله تغییر دانش، نگرش و رفتار توجه نمود. بر همین اساس به هر میزان عقلانیت نهفته انسانی تقویت شود و مهارت های او افزایش یابد به همان میزان می توان نسبت به تغییر نگرش افراد و کاهش میل به مصرف مواد اعتیادآور امیدوار بود.

    در کنار عوامل بالا، مشکلات اقتصادی، عدم اطمینان به آینده، بیکاری، فشار اقتصادی و کمبود امکانات رفاهی، نابرابری اقتصادی و شکاف عمیق بین طبقه ها و اقشار مختلف در جامعه از جمله عوامل موثر بر اعتیاد هستند. در مقابل فقر و محرومیت ها، ارائه تصویر آزروهای بلندپروازانه  از یک سو خود عاملی برای کسب ثروت از راه های غیرمجاز  و غیر مشروع مانند تجارت و قاچاق مواد مخدر می شود  و از سوی دیگر کسانی که نتوانسته اند از راه های مشروع و غیر مشروع کسب منزلت و ثروت کنند، در بیشتر مواقع به سرخوردگی دچار شده و ظرفیت بیشتری برای گرایش به مواد مخدر دارند. وجود مشکلات اقتصادی قابل لمس و به عنوان یک نگرانی مهم و عمده در زندگی نوجوانان از مواردی است که در بروز برخی آسیب های اجتماعی نقش فعالی دارد. تحقیقات ثابت کرده اند که گرایش به مواد ارزان قیمت در طبقات فقیر و پایین بیشتر از طبقات متوسط و رو به بالا است. به عبارتی دستمزد کم، نداشتن کار دائمی، نداشتن پس انداز و مانند آن پیامدهایی مانند بیماری های مزمن و طولانی را در پی دارد و در عین حال فرد نسبت به آینده خود نا امید و به دنبال دریچه ای برای آرامش و کاهش استرس خود باشد که تجربه ثابت کرده در مراحل اولیه مصرف مواد افراد این حس را تجربه می کنند.

    از این سو به نظر می رسد رویکرد مقابله ای اجتماع محور و رویکرد مقابله ای خانواده محور می تواند نقش به سزایی در پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان و جوانان داشته باشند. رویکرد مقابله ای خانواده محور دارای شاخصه های مهمی همچون، آلوده نبودن اعضای خانواده به مواد و خودداری از تسکین دردها با مصرف مواد، معاشرت نکردن با خانواده های آلوده به مصرف مواد، تعامل صحیح اعضای خانواده با یکدیگر، متعادل و با ثبات بودن خانواده  ورعایت میانه روی در فراهم کردن امکانات، آموزش مهارت های زندگی و پیشگیری از گسیختگی خانوادگی و آشفتگی و طلاق در خانواده، تقویت مبانی دینی، اعتقادی و معنوی خانواده ها است. در واقع اولین اجتکاعی که فرد در آن پای می گذارد محیط خانواده است. کودک از بدو تولد خود با تقلید از اطرافیان خود زندگی اش را شکل می دهد. بنابراین عوامل مختلفی از جمله تنش در خانواده، کمبود محبت، رفتار والدین و … می تواند روی رفتار او در خانواده تاثیرگذار باشد و گاهی موجب گرایش فرد به مصرف مواد شود.

    همچنین رویکرد مقابله ای اجتماع محور به معنای مداخله در محیط های اجتماعی و شخصی فرد، رویکردی است که به نقش عوامل محیطی و اجتماعی در کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی مردم توجه می کند و امروزه در برنامه های پیشگیری از اعتیاد بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • تجربه متفاوت اعتیاد زنان

    زنان مصرف کننده مواد با مشکلات متعدد و ویژه‌ای فراتر از آنچه مردان مصرف کننده مواد تجربه کرده‌اند، روبرو هستند. برای برخی از زنان این مشکلات می‌تواند تبدیل به مانعی در برابر جستجو، شروع کردن و همچنین ماندن در روند درمان اعتیاد باشد. همچنین احتمال اینکه به زنان مصرف کننده مواد برچسب‌های ننگ اجتماعی به دلیل برعهده داشتن نقش‌های منسوب مانند مادری زده شود، بسیار بیشتر از مردان است. همچنین در موارد بسیاری دیده شده به زنان مصرف کننده مواد که نیاز به خدمات بهداشتی و روانی دارند، پاسخ‌های تبعیض‌آمیز، تحقیرآمیز و بدون پشتیبانی داده می‌شود، امری که همواره برای زنان مصرف کننده مواد اتفاق می‌افتد و آنها تجریه حمایت اجتماعی پایین‌تری را نسبت به مردان دارند. نکته بسیار مهم این است، زنانی که بیشتر در خانواده‌هایشان با مشکلات مصرف مواد رشد کرده‌اند، سوء مصرف مواد در آنها بیشتر و در واقع شروع مصرف آنها با یک شریک در زندگی همراه بوده و این شریک می‌تواند پدر، برادر  و یا همسر او بوده باشد.

    در مقابل تجربه ثابت کرده است، مردان مصرف کننده مواد، نسبت به درمان همسرانشان مقاومت بیشتر و حمایت کمتری نشان دهند و در مواردی زنان به دلیل ترس از دست دادن زندگی و ارتباط با همسر خود ممکن است به مصرف خود ادامه داده و اقدامی برای ترک و درمان نکنند.

    زنان در همه جای دنیا سطح اشتغال و درآمد پایین‌تری نسبت به مردان دارند و بنابراین بار اقتصادی درمان اعتیاد برای آنها نیز سنگین‌تر خواهد بود. همین موضوع می‌تواند مانعی برای دسترسی به خدمات درمانی باشد، خدماتی که بخش مهمی از آنها توسط دولت تامین نمی‌شود و کمبود پوشش بیمه‌ای وجود دارد و در واقع زنان برای دسترسی به درمان به حمایت مالی نیز نیاز دارند. به طور کلی مداخلات اثربخش در حوزه درمان اعتیاد زنان باید با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها انجام شود؛ مداخلاتی که شامل آموزش و پرورش، تقویت مهارت‌های زندگی، اشتغال و مسکن باشد می‌تواند اثر طولانی و ارزشمندی داشته باشد. باید در نظر داشت برای حل مشکلات زنان در حوزه اعتیاد نیاز به مداخلاتی جامع است که طیف وسیعی از خدمات بهداشتی و اجتماعی را پوشش دهد و البته ضروری است تا این خدمات با نیازهای آنها نیز مطابقت داشته باشند.

    برخی از زنانی که مصرف کننده مواد پرخطر هستند با آسیب و خشونت بیشتری روبرو هستند، این گروه شامل زنان باردار، اقلیت های قومی، زنان درگیر در تجارت جنسی، زنان زندانی و زنان درگیر در قاچاق مواد مخدر هستند. ویژگی مشترک این زنان در تجربه خشونت و آسیب متعاقب آن و به طور ویژه تجربه خشونت خانگی خلاصه می‌شود. تجربه نشان داده است زنانی که مواد مصرف می‌کنند بیشتر از مردان دچار اتفاقات آسیب‌زا مانند تجاوز جسمی و جنسی و آزار در کودکی بوده‌اند و ممکن است حتی در معرض خشونت شریک زندگی خود قرار داشته باشند. این گروه از زنان نیاز به مداخلات جسمی و روحی و مداخلات چندبخشی در جهت ارائه خدمات بهداشتی و روانی دارند. بر اساس مطالعات، تقریباً نیمی از مصرف کنندگان مواد چند ماده مصرفی را تجربه کرده‌اند و همین موضوع اختلالات بهداشت روان آنها مانند اضطراب، افسردگی، روان‌پریشی و غیره را پیچیده‌تر کرده است. برای کمک به بهبودی این دسته از زنان معتاد نیاز است تا همزمان با استفاده از یک رویکرد چند رشته‌ای و با همکاری متخصصان از درمان دارویی و مشاوره‌های مربوط به حوزه بهداشت روان استفاده شود.

    در مجموع زنانی که مواد مخدر مصرف می‌کنند در مقایسه با همتایان مرد خود از نظر میزان و ماهیت، تجربه متفاوتی را از سر گذرانده‌اند. این دسته از زنان تجارب بیشتری از انگ و برچسب اجتماعی و واکنش‌های تبعیض‌آمیز دارند و از حمایت اجتماعی کمتری نیز برخوردارند. همچنین آنها در مورد شروع مصرف، درمان و عود اعتیاد به شدت وابسته به شریک زندگی خود هستند و همین امر موضوع اعتیاد زنان را چالشی کرده است. به طور کلی برنامه‌ها و سیاست‌های مربوط به اعتیاد زنان باید با در نظر گرفتن جنسیت  و نیازهای متنوع زنان طراحی و اجرا شود؛ این برنامه‌ها باید در محیط‌هایی پذیرا، به دور از قضاوت و حمایت جسمی و عاطفی ارائه شود. در حوزه مصرف مواد مخدر میان زنان، نیاز به مطالعات شیوع‌شناسی بیشتر و دقیق‌تر، تحقیقات زیست پزشکی خاص جنسیت، مطالعات در مورد شکاف‌های درمانی، ارزیابی نیازها و برنامه‌ها  و مطالعات اثربخش مورد نیاز است.

  • اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر یافته‌های علمی به دست آمده و مدل‌های جدیدی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطر و حفاظت کننده اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که کودکان و نوجوانانی که در معرض عوامل خطرساز بیشتری مانند، مشکلات مربوط به خانواده، نگرش‌ها و رفتارهای والدین به مواد و اختلافات خانواداگی قرار بگیرند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند. همچنین تقویت عوامل محافظتی مانند تقویت مهارت‌های زندگی مانند مهارت تاب‌آوری، دلبستگی و پیوند عاطفی قوی با والدین، ارتباط قوی بین والدین و فرزندان و غیره نیز می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به اعتیاد داشته باشد.

    از این رو تجربیات موفق جهانی در حوزه پیشگیری از اعتیاد نشان می‌دهد، با فراگیری و به کار بستن اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد می‌توان امیدوار به کاهش نرخ شیوع اعتیاد در جوامع بود؛ این اصول عبارتند از:

    اصل اول در برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد عبارت است از تقویت عوامل محافظتی و تضعیف عوامل خطر در زندگی کودکان و نوجوانان است:

    • خطر تبدیل شدن به یه سوء مصرف کننده مواد مخدر بر اساس فرمول رابطه بین تعداد و نوع عوامل خطر (مثل نگرش‌ها و رفتارهای انحرافی) و عوامل محافظتی ( مثل، حمایت والدین) بسیار محتمل است؛
    • تاثیر بالقوه عوامل خطر و عوامل محافظتی با متغییر سن رابطه تنگاتنگی دارد؛ بدین معنا که عوامل خطر و محافظتی با افزایش سن نیز تغییر می‌کنند. به عنوان مثال، وجود عوامل خطر در خانواده تاثیر بیشتری بر کودک خردسال دارد، در حالی که ارتباط با همسالان دارای سوء مصرف مواد ممکن است یک عامل خطر قابل توجه میان نوجوانان باشد؛
    • مداخله زودهنگام در بروز عوامل خطر مانند رفتار پرخاشگرانه و عدم کنترل بر نوجوان، اغلب با تغییر مسیر زندگی او به سمت رفتارهای مثبت تاثیر بسیار بیشتری بر مداخلات بعدی خواهد داشت. باید گفت اگرچه عوامل خطر و حفاظتی می‌توانند افراد مختلف را تحت تاثیر قرار دهند اما این عوامل بسته به سن، جنس، نژاد، فرهنگ و محیط خانوادگی و اجتماعی فرد می‌تواند تاثیر متفاوتی داشته باشد.

    اصل دوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید همه اشکال سوء مصرف انواع مواد مانند مصرف مواد غیرقانونی مانند ماری جوانا و هروئین و مصرف نادرست و نامناسب مواد و داروهای قانونی مانند داروهای آرام‌بخش  و حتی داروهای اعتیادآور مانند مصرف زیر سن قانونی تنباکو و الکل را تحت پوشش قرار دهد.

    اصل سوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید به نوع مشکل سوء مصرف مواد در جامعه محلی بپردازد، عوامل خطر قابل توجه را اصلاح و عوامل محافظتی مشخص شده را تقویت کند.

    اصل چهارم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید متناسب با مخاطرات و اختلالات خاص جمعیت یا ویژگی‌های مخاطبان خود مانند سن، جنسیت و قومیت طراحی شوند تا اثربخشی آنها تقویت شود.

    اصل پنجم: برنامه های پیشگیری از اعتیاد باید به طور ویژه برای خانواده نیز تدوین شوند، به نحوی که پیوندهای خانوادگی را تقویت کرده و این امر با تقویت مهارت‌های فرزندپروری والدین مانند تمرین، بحث و اجرای سیاست‌های خانواده در مورد سوء مصرف مواد و آموزش در زمینه آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی نسبت به مواد مخدر و مضرات آن امکان‌پذیر است.

    اصل ششم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد را می‎‌توان با هدف مداخله در دوره‌های آموزشی اوایل دوره پیش دبستانی برای آشنایی با عوامل خطر و تقویت آنها مانند پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه، حل مشکلات تحصیلی و ارتباطی ضعیف طراحی کرد.

    اصل هفتم: طراحی برنامه‌های پیشگیرانه با هدف اجرای آنها میان گروه‌ها و مقاطع مهم مانند دوره گذر از دبستان به راهنمایی می‌تواند اثرات مفیدی حتی میان خانواده‌ها و کودکان در معرض خطر اعتیاد ایجاد کند. چنین مداخلاتی، گروه‌های در معرض خطر اعتیاد را از دیگر گروه‌ها جدا نمی‌کند و بنابراین انگ برچسب‌گذاری را کاهش می‌دهد و پیوند میان مدرسه و جامعه را تقویت می‌کند.

    اصل هشتم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیادی که با ترکیب دو یا چند جامعه هدف بوده و در واقع برنامه‌ای است که با ترکیب برنامه‌های خانواده محور و مدرسه محور اجرا می‌شود، بسیار موثرتر از یک برنامه واحد  و متمرکز است.

    اصل نهم: برنامه‌ای پیشگیری از اعتیاد در سطح اجتماع زمانی که در چندین جامعه هدف مانند مدارس، دانشگاه‌ها و نهادهای مذهبی ارائه شود، بسیار موثرتر خواهد بود.