Cudras

Tag: هلمند

  • بررسی مقایسه‌ای کشت تریاک در افغانستان (2021- 2022)

    کشت تریاک در افغانستان با 32 درصد افزایش، نسبت به سال قبل به 233000 هکتار رسیده است. این محصول در سال 2022 بزرگ‌ترین محصول بزرگ زیر کشت از زمان سلطه طالبان بر افغانستان بوده است.در آوریل 2022 پس ازاعلام ممنوعیت کشت تریاک، قیمت این ماده افزایش یافت.میزان درآمد کشاورزان از فروش تریاک از 425 میلیون دلار در سال 2021 به 1.4 میلیارد دلار در سال 2022 رسیده است. (معادل 29 درصد ارزش بخش کشاورزی در سال 2022). این مبلغ تنها بخشی از درآمد حاصل از تولید و تجارت مواد در داخل افغانستان را نشان می‌دهد. این آمار به شکل تصاعدی در طول زنجیره تامین مواد مخدر غیرقانونی در خارج از کشور گردآوری می‌شود. کشف 7 هزار اوپیوئید در افغانستان نشان می‌دهد که مصرف تریاک و هروئین این کشور متوقف نشده است. افغانستان 80 درصد تقاضای جهانی اوپیوئیت‌ها را تامین می‌کند.بیشتر محصول تریاک 2023 باید تا اوایل نوامبر کاشته شود. این کشاورزان هستند که تصمیم خواهند گرفت تا آیا تریاک خواهد کاشت یا چه مقدار از این گیاه را به زیر کشت خواهند برد. چالش‌های اصلی در این مسیر مشکلات شدید اقتصادی، بحران مسائل بشردوستانه، تداوم قیمت بالای تریاک و عدم اطمینان در خصوص اجرای قانون ممنوعیت کشت توسط مقامات طالبان است.

     

    از زمان تسخیر افغانستان توسط طالبان در اوت 2021، کشت تریاک در مقایسه با سال گذشته 32 درصد (معادل 56000 هزار هکتار) افزایش یافته است. این سومین کشت تریاک از زمان شروع نظارت بر آن است. سطح زیر کشت تریاک در فصل زراعی 2022 بالغ بر 233000 هکتار برآورد شده است. کشت تریاک در نواح جنوب غربی کشور (با 73 درصد) متمرکز بوده که بیشترین افزایش را در این نقطه به ثبت رسانده است. پس از این نقطه استان‌های غربی (با 14 درصد) در رتبه دوم قرار دارند. در برخی مناطق نیز کشت خشخاش بخش قابل توجهی از کل زمین‌های کشاورزی را اشغال می‌کند. به عنوان مثال در استان هلمند یک پنجم زمین‌های قابل کشت به تولید خشخاش اختصاص داده شده و در برخی ولسوالی‌ها این نسبت با از بین بردن محصولات غذایی مهم مانند گندم، بیشتر بوده است. به دنبال وضعیت خشکسالی در اوایل سال 2022، میزان کشت تریاک از میانگین 38.5 کیلوگرم در هکتار در سال 2021 به 26.7 کیلوگرم در هکتار در سال 2022 کاهش یافت. این کاهش سبب 6200 تن از 68200 تن تریاک در سال گذشته میلادی شود. محصولات 2022 را می‌توان به 350 تا 380 تن هروئین با کیفیت صادراتی (50 الی 70 درصد خلوص) تبدیل کرد.

     

    قیمت تریاک پس از اعلام ممنوعیت کشت این ماده و سایر مواد مخدر در ماه آوریل افزایش یافت. برداشت تریاک در سال 2022 به سودآورترین محصول از 2017 تاکنون تبدیل شد. با این حال مهلت دو ماهه داده شده و برداشت محصول امسال تا حد زیادی تحت تاثیر این ممنوعیت قرار نگرفت، اگرچه برخی برخوردها و انهدام محصولات تریاک گزارش شده است. این ممنوعیت‌ها سبب شد تا قیمت‌ها به شکل چشم گیری افزایش یابد و قیمت هر کیلوگرم مواد دو برابر شود. این قیمت از 116 دلار در سال 2021 به 203 دلار در سال 2022 افزایش یافته است. به عبارت دیگر قوانینی که از سوی دولت جدید افغانستان وضع شده است تاثیر محدودی بر روی میزان تولید تریاک گذاشته است و در مقابل سبب افزایش قیمت این ماده مخدر در سطح بازارهای منطقه‌ای و جهانی شده است.

  • مسیرهای قاچاق مواد مخدر در خاورمیانه

    در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، بامنازعات و مخاصمات گوناگونی روبرو هستیم که نه تنها بر مسیرها،  الگو‌های مصرف مواد مخدر در این منطقه تاثیر گذاشته بلکه بر دیگر مناطق نیز موثر بوده است. در شرق ایران، افغانستان و پاکستان دو کشوری هستند که با شورش‌ طالبان مواجه هستند. این حضور این نیروی شورشی در جنوب افغانستان خصوصا استان هلمند و در شمال پاکستان سبب شده است تا پاکستان به عنوان مسیری برای صدور هروئین تولید افغانستان بدل شود از سوی دیگر حضور جنبش‌های جدایی طلب بلوچ در غرب پاکستان و گروه‌های شورشی بلوچ مانند جیش العدل در منطقه بلوچستان ایران سبب شده تا مسیرهای قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ایران از گوناگونی بیشتری برخوردار شود. این تنوع در مسیرها سبب فعال‌تر شدن مسیر صدور هروئین افغانستان به ترکیه، سوریه، لبنان یا اردن و در نهایت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس شده است.

    از سوی دیگر با گسترش مناطق تحت کنترل داعش در عراق و سوریه، این گروه مسیرهای امنی برای برای قاچاق مواد مخدر فراهم کرده است. با توجه به اعلام بیعت گروه‌های تروریستی در شمال آفریقا، مسیرهای قاچاق مواد مخدری که در اختیار این گروه است افزایش یافته است. گسترش ناامنی ناشی از فعالیت این گروه در منطقه و تضعیف ساختارهای حکومت‌های درگیر با این گروه شورشی سبب شده است مناطق این تحت کنترل این گروه به عنوان مسیرهای مناسب و کم خطر برای ترانزیت مواد مخدر مطرح شوند. از سوی دیگر، با توجه به سابقه موجود از گروه‌های وابسته به داعش در آفریقا که در قاچاق مواد مخدر از غرب این قاره به مقصد جنوب اروپا فعالیت داشته‌اند، درآمدهای این گروه از طریق ترانزیت مواد افزایش یافته است.

    وضعیت امنیتی عراق، به عنوان کشوری که در سال‌های اخیر به دلیل فعالیت داعش در این کشور رو به وخامت گذاشته است. این امر سبب شده است تا تمرکز مسئولین کشور متوجه مبارزه با گروه‌های تروریستی شوند، در نتیجه، عراق به یکی از مسیرهای و مقاصد ترانزیت مواد مخدر بدل شده است. همانطور که اشاره شد، در مناطق تحت کنترل داعش ترانزیت مواد مخدر به راحتی انجام می‌گیرد. همچنین، با توجه به وجود گزارش‌هایی از کشت خشخاش در عراق از سال 2007 و تلاش داعش برای کشت مواد مخدر در مناطق تحت کنترل خود در عراق این کشور می‌تواند به از وضعیت ترانزیت و مصرف مواد به تولید کننده مواد نیز بدل شود.

    در جنوب خلیج فارس نیز، با افزایش موارد کشف محموله‌های کوکائین از مبدا آمریکا جنوبی مواجه هستیم، که این امر نشان دهنده شکل گرفتن مسیرهای هوایی جدید برای ترانزیت کوکائین آمریکای جنوبی است. از سوی دیگر گزارش‌هایی از ایجاد مسیر جدیدی از آمریکای جنوبی به مقصد کشورهای عربی منطقه از طریق اروپا و اسرائیل یا بندر عقبه وجود دارد. معمولا کوکائین به اسرائیل یا لبنان وارد شده و سپس در کشورهای عربی همسایه آنها توزیع می‌شود.

    در شمال شرقی کشور، ترکمنستان به عنوان یکی از مسیرهای ترانزیت هروئین تولید شده در افغانستان به ترکیه، روسیه و اروپاست. اگر چه در مورد ترکمنستان نمی‌توان به آمارهای دقیق در مورد میزان کشف و یا مصرف مواد دست یافت اما بر اساس آمار موجود، میزان کشف مواد در این کشور در سال‌های 2013 و 2014 روندی نزولی را نشان داده‌است. با توجه به این که ترکمنستان مکررا مرزهای خود را با ایران و افغانستان از مبادی اصلی ورود مواد مخدر به این کشور مطرح کرده است و از سوی دیگر با توجه به فساد موجود در این کشور، به نظر می‌سد خط آهن اینچه برون-گرگان، جدای از این که می‌تواند به روابط اقتصادی دو کشور کمک کند اما از سوی دیگر می‌تواند به مسیری برای ترانزیت مواد مخدر از ترکمنستان به ایران و بالعکس شود.

    ترکیه در شمال غربی ایران، یکی از مسیرهای ترانزیت انواع مواد مخدر و متامفتامین‌ها به اروپا و شرق آسیا است. گزارش‌های از ترانزیت آمفتامین‌های تولید شده در ایران به ترکیه و از آنجا به شرق آسیا وجود دارد.

    آذربایجان به دلیل موقعیت استراتژیک خود در منطقه، همچنان به عنوان یکی از کشورهای ترانزیت مواد محسوب می‌شود. مواد از ایران،به مقصد ترکیه ابتدا به آذربایجان و از آنجا به گرجستان رفته و سپس به ترکیه ترانزیت می‌شوند.

    با توجه به بدل شدن کشورهای جنوب خلیج فارس به هاب ترانزیت هوایی کوکائین آمریکای جنوبی و همچنین ایجاد مسیرهای ورود کوکائین به منطقه از طریق شرق آفریقا و اروپا به منطقه، با در نظر داشتن گسترش طبقه متوسط در کشورهای منطقه و ایران، باید سناریوهای لازم برای مبارزه با قاچاق این ماده و همچنین کاهش آسیب‌های ناشی از اعتیاد به این مواد را در نظر گرفت.در گسترش کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب کشور باید مسائل مربوط به نظارت و کنترل قاچاق مواد مخدر در نظر گرفته شود.

  • روند قاچاق استیک انیدرید به افغانستان

    برای تولید هروئین نیاز به دو ماده ضروری تریاک و استیک انیدرید است. تریاک و استیک انیدرید بخش عمده هزینه تولید هروئین را تشکیل می‌دهند. ارزیابی صورت گرفته در ولایت ننگرهار بیانگر این بود که تریاک شامل 73 درصد، استیک انیدرید 26 درصد و دیگر موارد فقط یک درصد از کل هزینه ساخت هروئین را تشکیل می‌دهد.تولید هروئین شامل یک سلسله مراحل دقیق است و نیاز به چندین ماده ضروری در تولید آن ضروری است. بعضی از این مواد به صورت گسترده در دسترس است و برخی تحت نظارت کنترل بین‌المللی قرار دارد. یکی از این مواد استیک انیدرید است که قابل جایگزین با هیچ ماده دیگری در تولید هروئین نیست. این ماده پیش‌ساز در جدول اول کنوانسیون 1088 مبارزه با قاچاق مواد مخدر و روان‌گردان سازمان ملل متحد قرار دارد. گرچه استیک انیدرید در سراسر جهان کاربردهای فراوان قانونی دارد اما در افغانستان نه کاربرد قانونی دارد و نه به صورت قانونی وارد می‌شود.

    از سال 2009 دولت افغانستان واردات قانونی استیک انیدرید را ممنوع کرده است و این ماده از مبادی غیرقانونی به این کشور قاچاق می‌شود. بر اساس گزارش سال‌های 2011 تا 2014 کمتر از نصف تمام موارد کشف استیک اندرید در مرزهای افغانستان بوده است. بیشتر این محموله‌ها در مسیرهای قاچاق زمینی در حال انتقال از انبارهای موقتی به لابراتورهای تولید هروئین کشف و ضبط شده‌اند.

    بیشترین کشفیات استیک اندرید در افغانستان در ولایات ننگرهار در شرق، قندهار و هلمند در جنوب، فراه، هرات و نیمروز در غرب و به تناسب کمتر در بغلان و بدخشان در شمال و شمال شرق صورت گرفته است. قیمت استیک انیدرید به دلیل قاچاق آن بسیار بالاتر از قیمت جهانی آن است. افزایش و یا کاهش قیمت این ماده در افغانستان به طور مستقیم به عرضه و تقاضای هروئین و استیک انیدرید در افغانستان و در نتیجه کاهش فعالیت نیروهای مبارزه با مواد ربط دارد.

    در دهه اول سال 2000، قیمت استیک انیدرید در این کشور به طور چشمگیری افزایش یافت. اما در سال 2012 قیمت‌ها کمی کاهش و تا سال 2016 ثابت ماند و در سال 2017 مجدداً به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد. در ماه اگوست سال 2017 یک لیتر استیک انیدرید با کیفیت مرغوب ( کیفیت مرغوب به نوع الف این پیش‌ساز گفته می‌شود که جهت تولید هروئین با کیفیت بالا که معمولاً به کشورهای اروپایی قاچاق می‌شود، مورد استفاده قرار می‌گیرد) بیشتر از 700 دلار بود و این مبلغ خیلی بیشتر از قیمت استیک انیدریدی است که در بازارهای قانونی به فروش می‌رسد و به طور متوسط قیمت جهانی قانونی هر لیتر آن معادل یک دلار می‌باشد.

    افزایش قیمت استیک انیدرید بین سال‌های 2006 و 2011 در افغانستان احتمالاً به افزایش تلاش‌های جامعه جهانی برای کنترل زنجیره عرضه و افزایش تقاضا به استیک انیدرید در نتیجه افزایش تولید تریاک و هروئین در افغانستان مرتبط باشد. همچنین کاهش قیمت استیک انیدرید بین سال‌های 2011 و 2015 مصادف با کاهش کشت و تولید تریاک در افغانستان و همزمان با کاهش کشفیات تریاک، هروئین و استیک انیدرید بوده است؛ در نتیجه بین سال‌های 2011 تا 2015 خطر قاچاق این ماده پیش‌ساز کمتر بوده است.

    کاهش کشفیات مواد در سال‌های ذکر شده همراه با خروج بخش بزرگی از نیروهای بین‌المللی از افغانستان بوده است. در این سال‌ها حملات نیروهای شورشی در نقاط مختلف افغانستان افزایش و کشورهای کمک کننده در بازسازی افغانستان ناامید از ادامه کمک به نیروهای دولتی این کشور بودند. همزمان در این دوره کاهش قابل توجهی در کشفیات  مورفین، هروئین و استیک انیدرید در افغانستان صورت گرفته که نتیجه آن کاهش قیمت این ماده بوده است.

    با افزایش میزان کشفیات استیک انیدرید در سال 2017، قیمت نوع مرغوب این ماده برای تولید هروئین با کیفیت بالا جهت قاچاق به کشورهای اروپایی افزایش داشته است. بر اساس گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد در تابستان سال 2017 قیمت یک لیتر استیک انیدرید مرغوب بین 1000 تا 1250 دلار رسیده بود، در حالی که در تابستان سال 2016 قیمت آن 250 دلار بوده است. در مناطق غرب و شمال افغانستان در تابستان 2017، قیمت استیک انیدرید بین 1000 تا 1050 دلار بوده در حالی که در حوزه شرق کشور قیمت‌ها حتی بالاتر از آن در حدود 1250 دلار بود.

    در امر در حالی است که قیمت استیک انیدرید با کیفیت پایین که برای تولید هروئین ارزان و نامرغوب مورد استفاده قرار می‌گیرد و معمولاً مصرف محلی و منطقه‌ای دارد، در سال 2017 به طور نسبی ثابت مانده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت استیک اندریدی که برای تولید هروئین قیمت پایین استفاده می‌شود به سادگی در داخل افغانستان قابل دسترس بوده است. در حالیکه دسترسی به استیک اندرید مرغوب برای تولید هروئین مرغوب جهت صادرات به بازارهای پرسود اروپای غربی مشکل‌تر بوده است.کشف محموله‌های بزرگ استیک انیدرید توسط کشورهای منطقه در سال‌ 2016 و 2017 و افزایش تقاضا برای این ماده به دلیل افزایش تولید تریاک و هروئین در این دوره عامل عمده افزایش قیمت می‌باشد.[1]

     

    [1] https://www.unodc.org/documents/publications/AOTP_Update_volume1_09May_web.pdf

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • آمار کشت و مصرف مواد مخدر در افغانستان

    بنابر گزارش­های دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد نخستین نشانه ­ها از کشت خشخاش در افغانستان به قرن هجدهم میلادی باز می­گردد، اما مستندات قابل اتکا در این زمینه بسیار اندک است و تنها پس از شکل گیری اولین «نظام بین المللی کنترل مواد مخدر» در چارچوب جامعه ملل شاهد نخستین گزارش­های رسمی دولت افغانستان در این باره هستیم. در سال ۱۹۲۴ دولت وقت افغانستان در گزارشی به جامعه ملل از سطح نازل کشت خشخاش در این کشور خبر داد و همین ترتیب میزان کشت تا سال ۱۹۴۵ که کشت خشخاش در افغانستان به طور کلی غیر قانونی اعلام شد به طور مداوم افزایش یافت[۱].

    از سوی دیگر نیز راهیابی به آب­های آزاد یکی از رویاهای دولت­های متوالی حاکم بر افغانستان در پی استقلال این کشور از بریتانیا در ۱۹ اوت ۱۹۱۹ بوده است. از آنجا که افغانستان کشوری محصور در خشکی[۲] به حساب می­آید از آغازین سال­های استقلال، سعی وافری برای دستیابی به توافق با دولت­های همسایه خود به منظور رفع موانع صادرات از طریق بنادر نزدیک انجام داد. به این ترتیب بندر کراچی که کمترین فاصله را با مرز افغانستان دارد همواره مورد توجه دولت این کشور بوده است. اما نخستین توافق قابل توجه در این زمینه تا پس از استقلال رسمی پاکستان  و سال­های آغازین دهه ۱۹۵۰ به تعویق افتاد. در دهه ۱۹۵۰ رئوس اصلی «توافق تجارت ترانزیتی پاکستان و افغانستان[۳]» ترسیم شد و صادرات چند محصول افغانستان از طریق بندر کراچی معاف از مالیات اعلام شد. یکی از محصولاتی که صادرات آن در توافقات دو طرف معاف از مالیات شد خشخاش بود[۴]. بدین ترتیب ظرف چند سال کشت خشخاش در افغانستان گسترش زیادی پیدا کرد و توافقی که قرار بود چشم اندازه­ای توسعه افغانستان را ترسیم کند سنگ بنای تغییراتی بنیادین در حوزه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این کشور را به وجود آورد که باعث شد افغانستان پس از چند دهه به بزرگترین تولید کننده خشخاش و تریاک جهان مبدل شود.

    همچنین با تصویب شدن «قانون منع کشت خشخاش واستعمال تریاک[۵]» در ایران توسط مجلس شورای ملی در سال ۱۹۵۵ (مصادف با اول آبان ماه ۱۳۳۴) تقاضا برای تریاک افغانستان و پاکستان در منطقه روندی فزاینده یافت، به ویژه بازار قاچاق تریاک افغانستان به ایران نیز به دلیل از بین رفتن عمده مزارع داخلی به شدت رونق یافته و ایران به بازار ویژه تریاک افغانستان مبدل شد[۶]. نهایی شدن توافق تجارت ترانزیتی با پاکستان در سال ۱۹۶۵ نیز بیش از پیش بر کشت و تولید خشخاش در افغانستان موثر واقع شد.

    سومین عاملی که منجر به رشد هرچه بیشتر کشت و صادرات خشخاش و تریاک در افغانستان شد، بروز خشکسالی از یکسو و بی ثباتی­های سیاسی در میانمار و منطقه موسوم به «مثلث طلایی[۷]» در دهه ۱۹۷۰ بود، به طوری که رفته رفته افغانستان جایگاه میانمار را که در صدر تولید کنندگان مواد جهان بود،گرفت و از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا کنون رکوردهای جدیدی در این زمینه به نام خود ثبت کرد.مثلاً در سال ۱۹۷۲ دفتر بین المللی کنترل مواد مخدر (مستقر در وین) با مشکوک اعلام کردن روند افزایش تولید تریاک در سراسر افغانستان، این کشور را بزرگ ترین «تهدید فوری» موجود در جهان برای کنترل قاچاق مواد مخدر غیرقانونی توصیف کرد[۸].

    دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل همچنین اعلام کرده که تا دهه ۱۹۷۰ به ترتیب ترکیه، پاکستان و ایران نیز دیگر منابع اصلی تریاک غیرقانونی جهان به شمار می آمده اند و کاهش قابل توجه میزان تولید تریاک از این سه کشور در دهه ۱۹۷۰ بیش از پیش نیاز به منبع جایگزینی را برای تولید تریاک تشدید ساخت. همچنین در سال ۱۹۸۲ سرانجام کنوانسیون حقوق دریاها برای کشورهای محصور در خشکی حقوقی در مورد دسترسی آزاد به دریا اعطا کرد که این هنجارسازی در زمینه حقوق بین الملل نیز منجر به فراهم تر شدن زمینه­ها برای صادرات تریاک و سایر محصولات افیونی افغانستان به اقصی نقاط جهان گشت[۹].

    همچنین در گزارش نهاد مزبور در سال ۲۰۱۰ «بازار جهانی هروئین[۱۰]» درباره میزان افزایش تولید تریاک افغانستان طی ۲۰ سال منتهی به سال ۲۰۰۰ به ذکر این جمله بسنده می کند: «تولید تریاک در افغانستان از ۲۰۰ تن در سال ۱۹۸۰ به بیش از ۳٫۳۰۰ تن در سال ۲۰۰۰ بالغ می شود.» بدین ترتیب از هنگام هجوم قوای اشغالگر اتحاد شوروی سابق به افغانستان (۱۹۷۹) تا هنگام خروج آنها در ماه فوریه ۱۹۸۹ میـزان تولید تریاک در این کشور سالانه ۱۵ درصد افـزایش می­یابد و در نهایت به بیش از ۵ برابر میزان پیش از سال ۱۹۷۹ بالغ می­شود. با خروج نیروهای روسیه درگیری میان نیروهای دولت ملی جدید این کشور و طالبان منجر به سال­ها خلع قدرت شد و سرانجام ۵ سال پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، طالبان موفق به تسخیر بیشتر مناطق این کشور بجز شمال و شمال شرقی شد. در همین گزارش روند جالب توجهی از افزایش تولید تریاک در افغانستان و کاهش آن در کشورهای مثلث طلایی پس از سال ۲۰۰۰ را بدین ترتیب توصیف می کند: «در سال ۲۰۰۷ میزان تولید به رقم بی سابقه ۸٫۲۰۰ تن می رسد و البته در سال­های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ به ترتیب به ۷٫۷۰۰ و ۶٫۹۰۰ تن کاهش می یابد.

    در واقع سهم افغانستان از تولید تریاک جهان از ۲۰ درصد در دهه ۱۹۸۰ به ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۰ و سپس ۹۰ درصد در سال ۲۰۰۶ بالغ شده است. این امر پیش از هر عاملی به دلیل کاهش محصولات افیونی مثلث طلایی به دلیل خشکسالی شدید بود. میان سال­های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ تولید تریاک میانمار دچار کاهش ۵۹ درصدی شد و از ۸۱۰ تن به ۴۱۰ تن رسید. تولید افیون در جمهوری خلق لائوس نیز شاهد تنزلی چشمگیر بود و از ۱۲۰ تن در دهه ۱۹۹۰ به تنها حدود ۱۰ تن در سال­های اخیر کاهش یافت. تولید افیون در تایلند نیز ناچیز بوده است، گزارش­هایی که این کشور پس از سال ۲۰۰۳ به مجامع جهانی داده نشان می­دهد کشت قابل توجهی در آن صورت نمی­گیرد.»

     در ۹ سال بعد از سال ۲۰۱۷ هیچ گاه میزان تولید خشخاش افغانستان به عدد ثبت شده برای این سال نرسید و حتی در سال­های ۲۰۰۹، ۲۰۱۰، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۰۷ به یک دوم کاهش یافت. در سال ۲۰۱۶ اما دیگر بار روند افزایشی تولید تریاک از سر گرفته شد و با اختلافی ۱٫۵۰۰ تنی نسبت به سال ۲۰۱۵، به ۴٫۸۰۰ تن بالغ شد. اما در سال ۲۰۱۷ تناژ کشت خشاش افغانستان با جهشی غیر قابل باور به حدود ۹ هزار تن رسید، افزایشی که رشد ۸۸ درصدی را نشان می­داد.

    همچنین بررسی متوسط قیمت هر کیلوگرم تریاک افغانستان در سرِ زمین، در حدود ۳۰ سال اخیر نشان می­دهد هجوم آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۱ که منجر به کاهش شدید ولی موقتی کشت خشاش شده بود، قیمت متوسط سرِ زمین تریاک را از هر کیلوگرم ۸۷ دلار آمریکا در سال ۲۰۰۰ به هر کیلو ۲۹۵ دلار در سال ۲۰۰۱ و سپس ۳۸۲ دلار در سال ۲۰۰۲ رساند که بالاترین قیمت تریاک در تاریخ افغانستان به حساب می­آید.

     اما افزایش مجدد میزان تولید و در نتیجه آن افزایش عرضه تریاک متوسط قیمت سرِ زمین را کم کرد و از هر کیلو ۱۸۷ دلار در سال ۲۰۰۴ به ۸۰ دلار در سال ۲۰۰۹ تنزل داد. اما به کارگیری سیاست­های امحاء و جایگزینی محصول در دو سال بعد بار دیگر متوسط قیمت را به ۲۴۱ دلار در سال ۲۰۱۱ رسانید. تا سال ۲۰۱۶ متوسط قیمت تریاک افغانستان حدود ۱۷۵ دلار ثابت بود و با جهش بی­سابقه میزان کشت در سال ۲۰۱۷ میانگین بهای تریاک افغانستان به ۱۵۵ دلار در هر کیلو تنزل یافت.

    شکل شماره ۱: میزان تولید سالانه تریاک افغانستان و میانگین بهای سرِ زمین [۱۱]

     

    همچنین مساحت کشت تریاک در افغانستان از سال ۱۹۹۴ تا کنون (بجز سال ۲۰۰۱) هیچگاه کمتر ۵۴ هزار هکتار نبوده است. در سال ۲۰۰۴ برای نخستین بار به بیش از ۱۰۰ هزار هکتار بالغ می­شود. همچنین سال ۲۰۰۷ مساحت کشت تنها ۷ هزار هکتار کمتر از رکورد ۲۰۰ هزار هکتاری قرار گرفته و در سال ۲۰۱۷ با افزایشی ۱۲۷ هزار هکتاری به میزان حیزت انگیز ۳۲۸ هزار هکتار می­رسد.

    شکل شماره ۲: مساحت کشت خشخاش افغانستان ۱۹۹۴ ۲۰۱۷[۱۲]

     

    به طور عمده افزایش کشت خشخاش در سال ۲۰۱۷ در ولایت­هایی انجام شده که مرکز کشت به حساب می­آیند. از این میان بیشترین افزایش کشت در ولایت هلمند اتفاق افتاده که نسبت به سال گذشته ۶۳٫۷۰۰ هکتار افزایش (بیش از ۷۹ درصد) را نشان می­دهد. این ولایت به تنهایی نیمی از افزایش کشت کلی افغانستان در سال­های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ به خود اختصاص داده است. ولایت بلخ از این حیث در جایگاه دوم قرار می­گیرد که سطح کشت در آن ۱۰ هزار هکتار زیادتر شده است (۵ برابر بیشتر از سال ۲۰۱۶). ولایت­های قندهار، نیمروز، اورزگان نیز در رده­های بعدی قرار گرفته اند. در ولایت قندهار ۷۵۰۰ هکتار افزایش (۳۷ درصد) گزارش شده و ولایت نیمروز نیز که تا سال ۲۰۱۶ در زمره ولایت­های عاری از کشت خشخاش به شمار می­آمد، با ۶۲۰۰ هکتار (۱۱۶ درصد افزایش) رکورد جدیدی را ثبت کرده است. در ولایت ارزگان نیز کشت خشخاش تریاک ۳۹ درصد (۶ هزار هکتار) افزایش یافته است. بیش از ۵۷ درصد تولید در مناطق جنوبی، ۱۶ درصد در شمال، ۱۳ درصد در غرب و ۹ درصد نیز در شرق این کشور انجام پذیرفته است[۱۳]. گفتنی است شمار ولایاتی که عاری از مواد مخدر بودن در سال ۲۰۱۷ با اضافه شدن ولایات نیمروز، نورستان و سمنگان به رقابت کشت، از ۱۳ به ۱۰ کاهش یافته است. همچنین دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل تخمین زده که با توجه به افزایش قابل توجه کشت خشخاش، در سال ۲۰۱۷ احتمالاً بین ۷٫۶۰۰ تا ۷٫۹۰۰ تن هروئین نیز از تریاک خام افغانستان تولید شده است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱].UNODC (2003a). The opium economy in Afghanistan: An international problem (pp. 213–۲۱۵). Vienna: United Nations

    [۲].Landlocked Country

    [۳].Afghanistan- Pakistan Transit Trade

    [۴] .Shoaib Rahim , Afghanistan- Pakistan Transit Trade, Background and Legal Perspective and Agonies of a Land-locked Country, October 2017

    [۵].http://rc.majlis.ir/fa/law/show/94407

    [۶] . Vanda Felbab-brown, Shooting Up: Counterinsurgency and the War on Drugs, 2009

    [۷]– منطقه معروف به مثلث طلایی (Golden Triangle) شامل تایلند،جمهوری خلق لائوس و میانمار می شود که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پیشگامان تولید افیون جهان به شمار میآمدند.

    [۸] .UNODC (2003a), Ibid

    [۹].Shoaib Rahim, Ibid

    [۱۰].The global heroin market, 2010

    [۱۱].Afghanistan Opium Survey 2017

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • ارتباط شورش و کشت بی‌رویه خشخاش در جنوب افغانستان

    شورش و یاغی‌گری[۱] حداقل در مناطق جنوبی افغانستان، به ویژه در استان هلمند، عامل اصلی کشت بی‌رویه خشخاش به شمار می‌رود. تصادفی نیست که استان هلمند، مرکز شورش در افغانستان است. در هلمند به‌طور ویژه که در سال ۲۰۱۷ شاهد افزایش ۷۹ درصدی سطح زیر کشت خشخاش بوده است، دولت کنترل بالغ بر ۲۶ درصد (۱۷ روستا از ۲۲ مورد) از روستاهای نمونه پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷) را از دست داد.

    به نظر یک رابطه عمیق و بدیهی میان نبود کنترل دولتی و ناامنی از یک سو و کشت خشخاش از سوی دیگر وجود دارد. در مقایسه با روستاهای دارای کشت خشخاش با روستاهای عاری از کشت خشخاش، سهم روستاهایی که از کنترل دولت خارج هستند بسیار بیشتر است. بنابر گزارش پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷: ۸)، ۵۴ درصد از کدخایان و رؤسای روستاهای دارای کشت خشخاش اعلام کردند روستاهایشان در تسلط و کنترل گروه‌های غیردولتی و یا شورشی بوده است. در حالی که در روستاهای عاری از کشت خشخاش، این سهم تنها ۲۳ درصد بوده است. بر اساس مصاحبه‌هایی که در این پیمایش صورت پذیرفته است، دولت در میان سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، کنترل اندکی بیش از ۵ درصد از روستاها را از دست داده است، حال آن که، در همین دوره تنها کنترل کمتر از یک درصد از روستاها را بدست آورده است. در بیشتر از دو سوم (۶۸ درصد) روستاهایی که دولت کنترلش را در آن‌ها از دست داده است، تریاک کشت و تولید می شود.[۲] بنابراین رابطه تنگاتنگی میان ناامنی و نبود و یا ضعف کنترل دولتی و وقوع کشت خشخاش برقرار است. هرچند استثنائاتی نیز در میان است. به عنوان نمونه، منطقه مرکزی، مساحتی بسیاری خارج از کنترل دولت است حال آن‌که دارای وضعیت عاری از کشت است؛ در حالی که در شمال شرقی این کشور، و استان بدخشان که تحت کنترل دولت است، مقدار قابل توجهی از تریاک کشت و تولید می‌شود.[۳] این موضوع بر پیچیدگی شاخص‌ها و عوامل درگیر در کشت خشخاش می‌افزاید.

     آن‌چنان که بحث شد، یکی از شاخص‌های مهم در ایجاد و تشدید کشت خشخاش، مسئله یاغی‌گری (شورش) و ناامنی است. از سوی دیگر، در چرخه‌ تضعیف حاکمیت و نهاد اقتصاد، کشت خشخاش خود می‌تواند منجر به تهییج ناامنی از طریق تأمین مالی گروه‌های شورشی باشد.

    شکل شماره ۷: چرخه تقویت شورش و اقتصاد نامشروع مبتنی بر تریاک

    کشت خشخاش نه‌تنها در نواحی که دولت حضور فعال ندارد و سطح امنیت پایین‌تر است رخ می‌دهد، بلکه این فعالیت از طریق تقویت شورش و گروه‌های ضددولتی کشور را ناپایدارتر می‌کند. عواید حاصل از کشت خشخاش تنها منبع تأمین مالی گروه‌های شورشی نیست. در گزارش پیمایش‌ روستایی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان آمده است مقامات غیردولتی[۴]  از جمله طالبان علاوه بر بهره‌گیری سنتی از عشر[۵]، از درآمدهای مربوط به کشت خشخاش برای تأمین مالی فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند.

    بر اساس داد‌ه‌های گردآوری شده، تخمین زده‌شده است که طالبان در حدود ۷ درصد از روستاها عشر جمع می‌کند و عناصر ضددولتی/یاغی‌گری در ۳ درصد دیگر روستاها. گروه‌ طالبان اغلب در نواحی شرقی و غربی (به ترتیب در ۱۳ و ۹ درصد از همه روستاها) و پس از آن در مناطق مرکزی و شمالی با ۷ درصد در هر منطقه به عنوان عنصری که به جمع‌آوری عشر می‌پردازد نامیده شده است. در نواحی شمال شرقی و شمالی، عناصر ضددولتی/شورشی به عنوان جمع‌کننده عشر معرفی شده اند. در نواحی جنوبی، به دلیل حضور فرماندهان محلی بسیار قدرتمند، نه طالبان و نه شورشی‌ها هیچکدام حضور پررنگی در جمع‌آوری عشر ندارند؛ بلکه این «مستضعفان» و « ملاها» هستند که عشر به آن‌ها تعلق می‌گیرد.[۶]

    پس از سال‌ها تحمل جنگ، افغانستان به کشوری بدل شده است که همواره در یک آشفتگی فزاینده به‌سر می‌برد. نزاع میان دولت و نیروهای ضد دولت در اقصی نقاط این کشور به‌نوعی دیده‌ می‌شود. طالبان از یک سو و داعش، ولایت خراسان از سوی دیگر بر این آشفتگی افزوده است. در این میان حملات هوایی بین‌المللی نیز وضع موجود را تشدید کرده ‌است. بر اساس گزارش مأموریت همیاری سازمان ملل در افغانستان موسوم به محافظت از شهروندان در برابر نزاع مسلحانه، گزارش سالانه[۷]، ۱۰۴۵۳ نفر تلفات شهروندی به‌واسطه نزاع داخلی در سال ۲۰۱۷ رخ داده است که هم‌چنان آمار بسیار بالایی است.[۸] این حجم از ناپایداری و ناامنی در کنار شرایط بی‌رونقی اقتصادی (رشد اقتصادی از ۹٫۴ درصد در میان سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲ به ۲٫۱ درصد در میان سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ رسیده است) آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را دربرابر تکانه‌های اقتصادی زیست‌محیطی افزایش داده است.

    در مجموع می‌توان گفت، کشت خشخاش تریاک رابطه بسیار نزدیکی با حاکمیت ضعیف، نبود امنیت، نبود خدمات و زیرساخت‌های رفاهی اساسی در جامعه دارد. افزون بر آن، عوامل اقتصادی اجتماعی، به عنوان نمونه، فرصت‌های شغلی بسیار اندک، نبود نظام آموزشی باکیفیت، و دسترسی محدود به بازار و خدمات مالی و وابستگی شدید کشاورزان به کشت خشخاش به لحاظ معیشتی در میزان کشت و تولید تریاک سهیم هستند.

    وضعیت امنیت در کشور افغانستان به واسطه تنازع میان دولت و نیروهای ضددولتی هم‌چنان بسیار متزلزل است[۹]. وضعیت ناپایدار کنونی، امرار معاش و معیشت پایدار را از مسیرهای قانونی بسیار دشوار ساخته است و آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را در برابر تکانه‌های اقتصادی و زیست محیطی بسیار تشدید کرده است[۱۰].  از سوی دیگر، تمایل جامعه بین‌الملل برای مشارکت مالی در امور افغانستان از آغاز بازگشت نیروهای امنیتی بین‌الملل از افغانستان در سال ۲۰۱۲ به شدت کاسته‌شده است[۱۱]. کاهش سرمایه‌گذاری‌های بین المللی، که منجر به کاهش فرصت‌های شغلی و تقاضای کاری در بخش غیرکشاورزی شده است، جمعیت روستایی را در وضعیتی وخیم با فرصت‌های شغلی به‌مراتب کمتر برای تأمین پایدار معیشت قرار داده و در نتیجه این جمعیت بیش از پیش به کشت غیرقانونی خشخاش سوق داده‌شده است.

    به نظر می‌رسد موفقیت در کاهش کشت خشخاش در افغانستان به میزان تحقق اهداف توسعه‌محور گسترده‌تر نظیر تقویت زیرساختی نهادهای دولتی و حاکمیت اثربخش، و عملکرد کم عیب و نقص سازوکارهای حمایت اجتماعی در چارچوب راهبرد متوازن توسعه در افغانستان بستگی دارد. ضروری است تنوع شرایط و عوامل دخیل در سطوح مختلف توسعه و کشت خشخاش در سیاست‌گذاری‌های مخدری در کشور افغانستان لحاظ گردد.

    تنوع اجتماعی اقتصادی و زیست فیزیکی در کشور افغانستان نیازمند اتخاذ رویکرد‌هایی است که ملاحظات محلی را در تمام سطوح طرح برنامه در نظر بگیرد. تنوع در راهبردهای معیشتی و تقویت و توسعه اقتصاد مشروع یقیناً به بهبود وضعیت موجود می‌انجامد. سیاست‌های کشت جایگزین با هدف شکست حلقه شوم تشریح‌شده در این بخش شاید بر توان جذب سرمایه و توسعه زیرساخت‌های لازم بیافزاید و نهایتاً به بهبود معیشت جوامع روستایی کمک شایان کند.[۱۲]

    پی‌نوشت‌ها

    برگرفته از اطلس مخدری افغانستان تولید شده توسط موسسه کادراس_ ۱۳۹۸

    [۱] insurgency

    [۲]. UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research.  P. 8

    [۳]. Ibid: 9

    [۴].Non-state authorities

    [۵]– عشر در سنت دینی، به ده درصد از درآمدهای حاصل از تولید کشاورزی در فصل برداشت اشاره دارد.

    [۶]. ibid

    [۷]. United Nation Assistance Mission in Afghanistan (2018). “Protection of Civilians in Armed Conflict- Annual Report 2017”. February 2018.

    [۸]. cited in UNODC/MCN, 2017: 12

    [۹] -مجمع عمومی سازمان ملل، هفتادو دومین نشست. ” وضعیت افغانستان و ملاحظات بین‌المللی صلح و امنیت”. گزارش دبیرکل

    به نقل از گزارش پیمایش تریاک افغانستان ۲۰۱۷b

    [۱۰].(UNODC, 2017 (b): 10)

    [۱۱].Joya, Mohammad Omar; Farahi, Mohammad Aman; Wieser, Christina; & Nassif, Calaudia (2017). Afghanistan Development Update. Washington DC: World Bank Group.

    [۱۲].ibid

  • سیاست های دولت افغانستان برای مقابله با مواد مخدر

    می ­توان سیاست­های مقابله ای با مواد که از سوی دولت­ها دارای وجاهت بین المللی است به طور کلی به چهار دسته «ممنوع سازی و تقویت ضمانت اجرای قوانین»، «امحاء و ریشه‌کنی فیزیکی مزارع خشخاش»، «برنامه ­های معطوف به کشت جایگزین» و نهایتاً «نهادسازی و جلب حمایت سیاسی نهادهای بومی» تقسیم نمود.

    با وجود قول مساعد دولت­های فرامنطقه ای و سازمان­های بین المللی برای کمک به دولت نوپای افغانستان در جهت تغییر دادن وضعیت اقتصادی این کشور و از میان بردن تولید مواد مخدر، مشخص بود که این کشور نیازمند یک استراتژی و عزم ملی و بومی برای به نتیجه رساندن این پروژه­های دشوار است. با این وجود ناکارآمدی، ضعف مفرط و نیز فساد موجود در دولت افغانستان نیز مزید بر علت شده و اجازه نداد تصمیمات اتخاذ شده و قوانینی که از تصویب گذشته بودند در عمل تأثیر چندانی ایجاد کنند. در سال ۲۰۰۶ نخستین استراتژی ملی کنترل مواد مخدر توسط دولت افغانستان تدوین شد. این سند ۸ اصل را مبنای کار خود معرفی می­کرد: آگاهی بخشی عمومی،  همکاری­های بین المللی و منطقه ای، امرار معاش جایگزین، کاهش تقاضا، تضمین اجرای قوانین، عدالت کیفری و نهادسازی.این اصول برای حمایت از چهار اولویت استراتژی تعریف شده بودند: قطع کردن تجارت مواد مخدر، تقویت کردن و تنوع بخشیدن به روش­های امرار معاش قانونی روستایی، کاهش تقاضا برای مواد مخدر غیرقانونی و درمان مصرف کنندگان مواد مخدر و نیز نهایتاً توسعه نهادهای دولتی[۱].

    این استراتژی سپس و در سال ۲۰۱۵ مورد بازنگری قرار گرفت و سه هدف اصلی را برای خود تعیین کرد: اولاً کاهش سطح کشت خشخاش، ثانیاً کاهش تولید و قاچاق تریاک و ثالثاً کاهش تقاضای مواد مخدر غیرقانونی در افغانستان.این اهداف در واقع بازتاب دهنده اصول استراتژی پیشین بود، از جمله نهادینه کردن جایگزین­های قانونی به جای خشخاش، امحای هدفمند، افزایش ظرفیت­های ممنوعیت و ضمانت اجرای قوانین، اقدامات ضد پولشویی، همکاری­های بین المللی و منطقه ای و نیز گسترش درمان و پیشگیری از مصرف مواد مخدر و نیز تشکیل پویش­های اطلاع رسانی عمومی.

     

    سال میزان امحاء مزارع خشخاش (به هکتار)
    ۲۰۰۳ ۲۱٫۴۳۰
    ۲۰۰۴ -*
    ۲۰۰۵ ۵٫۱۰۳
    ۲۰۰۶ ۱۵٫۳۰۰
    ۲۰۰۷ ۱۹٫۰۴۷
    ۲۰۰۸ ۵٫۴۸۰
    ۲۰۰۹ ۵٫۳۵۱
    ۲۰۱۰ ۲٫۳۱۶
    ۲۰۱۱ ۳٫۸۱۰
    ۲۰۱۲ ۹٫۶۷۲
    ۲۰۱۳ ۷٫۳۴۸
    ۲۰۱۴ ۲٫۶۹۲
    ۲۰۱۵ ۳٫۷۶۰
    ۲۰۱۶ ۳۵۵
    ۲۰۱۷ ۷۵۰
    ۲۰۱۸ ۴۰۶

    جدول ۴: مقایسه میزان اجرای سیاست امحاء در سال­های مختلف در افغانستان

    در سال ۲۰۱۸ نیز روی هم رفته ۴۰۶ هکتار خشخاش توسط استانداری­های افغانستان امحاء شده، که این میزان نسبت به سال ۲۰۱۷، ۴۶ درصد کاهش را نشان می­دهد. گزارش UNODC در سال ۲۰۱۸ به طور کلی ۴۸۸۵ مزرعه در ۱۵۲ روستا که در ۴ ولایت (کنر، ننگرهار، قندهار و بدخشان) واقع شده بودند مورد امحاء قرار گرفته اند. در سال  ۲۰۱۷ اما سیاست ریشه کنی در ۳۱۷ روستا (۷٫۲۷۱ مزرعه) به اجرا درآمده بود که ۱۴ ولایت را شامل می­شد. بیشترین میزان امحاء در سال ۲۰۱۸ در ولایت ننگرهار با ۳۰۱ هکتار به ثبت رسیده و پس از آن بدخشان با ۸۵ هکتار در جایگاه دوم قرار دارد. در سال ۲۰۱۸ نیز ولایت هلمند که در صدر ولایات تولید کننده خشخاش قرار دارد، برای دومین سال پیاپی به دور از سیاست ریشه کنی ماند[۲].

    به رغم این‌که مساحت زیرکشت خشخاش در سال ۲۰۱۷ با افزایش ۶۳ درصدی به‌نسبت سال ۲۰۱۶ میلادی به یک رکورد جدید (۳۲۸ هزار هکتار) دست یافت[۳]، در سال ۲۰۱۸ سطح زیر کشت با سیر نزولی روبه‌رو بود و با کاهش ۲۰ درصدی به مرز ۲۶۳ هزار هکتار رسید[۴]. با نگاهی اجمالی به مطالعات و سنجش‌های نظام‌‌مند صورت‌گرفته پیرامون میزان کشت و تولید مواد در افغانستان از آغاز (۱۹۹۴) تا کنون، درمی‌یابیم طی دو سال پیاپی گذشته، نه‌تنها اقدامات و برنامه‌های بین‌المللی در راستای کاهش کشت و تولید مواد در افغانستان با موفقیت همراه نبوده، بلکه تا حد قابل توجهی با شکست مواجه شده است. اما این‌که چه عواملی دست ‌به دست هم داده که کشت خشخاش چنین رشد بی‌سابقه­ای را تجربه کردهاست، بی شک نمی‌توان تنها از یک علت خاص نام برد. این عوامل ماهیتی پیچیده و متنوع دارند. عوامل جغرافیایی، چالش‌های مرتبط با حاکمیت قانون از جمله بی‌ثباتی سیاسی،  فقدان و ضعف کنترل دولتی، عوامل اجتماعی اقتصادی از جمله کمبود فرصت‌های شغلی و کاریابی، مشکلات معیشتی، عدم نظام آموزش و پرورش با کیفیت و دسترسی به بازار و خدمات مالی از جمله عواملی هستند که دست به دست هم‌داده میزان آسیب‌پذیری کشاورزان افغانستانی را در برابر کشت خشخاش افزایش داده­اند[۵]. از دیگر عواملی که منجر به تشدید وضعیت موجود در افغانستان شده‌است، تغییر راهبرد دولت افغانستان در معطوف‌سازی تلاش‌ها در مقابله با عناصر ضددولت[۶] (AGE) در نواحی پرجمعیت است. این دگردیسی راهبردی جمعیت روستایی را در برابر نفوذ عناصرضد دولت آسیب‌پذیرتر کرده‌است[۷].

    پی‌نوشت‌ها:

    برگرفته از اطلس مخدری افغانستان تولید شده توسط موسسه کادراس _ مرداد ۱۳۹۸

    [۱] .The Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction (SIGAR) quarterly report, June 2018

    *برای سال ۲۰۰۴ در هیچ یک از گزارش های UNODC و وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان رقم دقیقی از مزارع امحاء شده ارائه نشده است.

    [۲].Afghan Opium Survey, 2018

    [۳]  کادراس (۱۳۹۷). برگردان ۳  پیشمایش تریاک افغانستان ۲۰۱۷: کشت و تولید. تهران: هم‌اندیشی جهانی راه برتر

    [۴].UNODC/ MCN (2018). Afghanistan Opium Survey 2018 Cultivation and Production. UNODC Research

    [۵].UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research

    [۶].Anti-government element

    [۷].ibid: 4

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • قاچاق انیدرید استیک در منطقه هلال طلایی

    انیدرید استیک پیش سازی که برای تولید هروئین ضروری است. تولید انیدرید استیک سالانه به ۲میلیون تن نیز می رسد، اما تنها مقداری ناچیز از این حجم تولید یعنی چیزی در حدود ۴۷۵ تن یا حدود ۲% برای برطرف کردن نیاز تولیدکنندگان هروئین افغانستان کافی است. بازار اروپا در سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ به شدت از جانب قاچاقچیان مورد توجه قرار گرفت و به عنوان ناحیه ای آسیب پذیر در مقابل انحرافات باقی ماند. گروه های جرایم سازمان یافته افغان در نواحی متعددی در آسیا نفوذ و با همکاری گروه های بومی آن نواحی، قاچاق مواد شیمیایی واسطه (مورد نیاز برای تولید هروئین) به افغانستان را انجام می دادند. در سال ۲۰۰۹ در خود افغانستان قاچاقچیان یک بازار داخلی انیدرید استیک به ارزش تقریبی   ۱۳۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار را در دست داشته اند.

    قاچاق انیدرید استیک برای تولیدات هروئین در افغانستان چندوجهی است، اینگونه به نظر می رسد که اروپای مرکزی و جنوب شرقی یک شریان اصلی خروج انیدرید استیک از اتحادیه اروپا را باز گذاشته اند. در سال ۲۰۰۸ اسلوونی و مجارستان به تنهایی ۱۵۶ تن، معادل دو سوم کشفیات جهانی و بیش از یک سوم نیاز غیر قانونی افغانستان در آن سال را کشف و ضبط کردند. در سوی دیگری از جهان، انحراف و تغییر سوی توجه در مورد تجارت داخلی نیز از اهمیت برخوردار است: تغییر و توجه به جمهوری کره و آسیای جنوب شرقی، مقادیر قابل ملاحظه ای از ترانزیت انیدرید استیک از راه جمهوری اسلامی ایران و پاکستان را به دنبال داشته است.

    با قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران و پاکستان ما بین نواحی تولید کننده ی انیدرید استیک و کشور مصرف کننده ی آن( افغانستان)، ترانزیت این ماده از داخل مرزهای این کشورها اجتناب ناپذیر است. جمهوری اسلامی ایران مقادیری از مواد شیمیایی مورد نیاز برای تولید هروئین را از مرز خود با ترکیــه، شمال عراق و بندرگاههای جنوبی اش هر ساله کشف می کند. پاکستان انیدرید استیک قاچاق را از مبادی متعددی دریافت می کند و از لحاظ توقیف انیدرید استیک در میان کشورهای همجوار با افغانستان (غیر از چین)، ۷۰% این کشفیات را به خود اختصاص داده است. اینطور به نظر می رسد که بیشترین مقدار انیدرید استیک در مرز جنوبی افغانستان با پاکستان و به علت وجود منافذ متعدد رسوخ و نیز محدودیت ظرفیت های قانونی و تجسسی در آن منطقه وارد کشور می گردد.

    افغانستان، مرکز تولید هروئین جهان، تقریباُ ۳۰۰ تا ۵۰۰ لابراتوار در حال فعالیت دارد که هر ساله بروندادی حدود  ۳۸۰تن هروئین دارند. در “مرکز تولید هرویین”، ۵۰% تولید در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ برای جنوب افغانستان بوده است. الگوها و راهکارهای توقیف انیدرید استیک که در سال های اخیر در افغانستان توسعه یافته اند، حاکی از آنند که تمرکز بر باراندازهای بنادر (باراندازهای دریاِیی) می بایستی مورد توجه قرار گیرند. در کشورهایی مثل جمهوری اسلامی ایران و پاکستان که کشفیات انیدرید استیک زیادی دارند، ۸۰% انیدرید استیک توقیف شده در سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ در باراندازهای دریایی(بنادر) صورت گرفته اند.

    بر اساس دستگیری هایی که متعاقب این کشفیات انجام می گیرند، اینگونه می توان اظهار داشت که شبکه هایی با ملیت های افغانی و پاکستانی نقش مهمی در قاچاق انیدرید استیک دارند، حتی در کشورهای تولید کننده ی دور، مثل جمهوری کره و ژاپن، که پراکندگی و تراکم افراد مشابه با قاچاقچیان مربوطه به نسبت اندک و ناچیز است. در عوض به نظر می رسد که اکثر گروهای دخیل در قاچاق انیدرید استیک از اروپـا و مسـیر بالـکان شبکه های چند ملیتی و نه چندان مستحکم، متشکل از ملیت های محلی و غالباُ  شهروندان ترکیه ای (ترک تبار) ، هســتند. غالباَ هروئین به عنوان وجه مورد استفاده در خریـد انیدرید استیک، در مسیر بالکان و خصوصاَ در افغانستان میان عدم وجود امنیت و کشت خشخاش و قاچاق آن رابطه ای محکم وجود دارد.

    عناصر و نیروهای ضد حکومت بخشی از هــزینه ی فعالیت ها و عملیات خود را از تجارت مخدرها تاُمین می کنند. در آن دسته از استان های افغانستان که وضع امنیت بهتر است، کشت خشخاش یا وجود نـدارد یا اینکه بسیــار محدود است. در عوض عمده ترین نواحی کشت خشخاش در استان های جنوبی افغانستان که امنیت خوبی ندارند، قرارگرفته اند. بنابراین می توان چنین نتیجه گیری کرد که امنیت در افغانستان یک پیش شرط مهــّم برای کنترل کشت خشخاش است.

    قاچاق هرویین در افغانستان بیشتر در استان های مرزی که کنترل مرزها و قوانین بازدارنده و قاطع کمرنگ هستند، روی می دهد. گرچه اوضاع کنترل مرزی کمی سر و سامان و بهبود یافته است، اما کماکان بسیاری از نواحی مرزی افغانستان مثل مرزهای میان استان های جنوبی و بلوچستان پاکستان هستند که به خوبی حفاظت و رصد نمی‏گردند ( مانند هلمند، قندهار و نیمروز). قاچاقچیان از چنین وضعیتی سود برده و از این مرزها برای قاچاق تریاک، هروئین و انیدرید استیک از یک کشور به دیگری، استفاده می کنند.

    افزون بر مرزهای زمینی،  باراندازهای دریایی و فرودگاه های کشورهای همسایه افغانستان نیــز جهت قاچاق هروئین و انیدرید استیک به صورت فزاینده ای مورد استفاده قرار گرفته اند. به نظر می رسد که به ویژه حمل و نقل دریایی برای قاچاقچیانی که در صدد صادر کردن هروئین به مسیر نوظهور آفـریقا و وارد کردن انیدرید استیک به لابراتوارهای تولید هروئین افغانستان هسـتند؛ اهمیت پـیدا کرده است. متعاقباُ می بایستی ظرفیت های بازدارندگی در باراندازهای دریایی و غیردریایی که آسیب پذیر هستند به خصوص در جمهوری اسلامی ایران و پاکستان بهبود و افزایش یابند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • ناامنی و کشت خشخاش در افغانستان

    این موضوع که افغانستان، به لحاظ اقتصادی و سطح کیفی زیستن یکی از فقیرترین کشورهای جهان است بدیهی می‌نماید، اما مسئله کلیدی این است که آیا فقر مهمترین عامل رانشی در سیر صعودی کشت و تولید تریاک به‌عنوان یک صنعت نامشروع در این کشور است یا خیر. به‌نظر می‌رسد پدیده کشت و تولید بی‌رویه تریاک در این کشورچندبعدی و پیچیده است. عواملی نظیر فقر، ناامنی، عدم حضور موثر حاکمیت در سطوح مختلف، چندپارگی و چنددستگی قومیتی و عدم یکپارچگی اجتماعی از جمله این عوامل هستند. از سوی دیگر ارزیابی فقر به‌عنوان یکی از علل برجسته در افزایش میزان تمایل و گرایش کشاورزان به کشت غیرقانونی بسیار سخت می‌نماید. بر اساس پیمایش وضعیت زندگی افغانستان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ که توسط سازمان آمار این کشور در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است، وضعیت سطح رفاه جمعیت کشور افغانستان به‌ویژه در دو سال اخیر به شدت رو به وخامت گذاشته است. میزان جمعیت زیر خط فقر از ۳۴ درصد در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ به ۵۵ درصد در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ رسیده است. افزایش نرخ فقر در سراسر کشور، چه در نواحی شهری و چه در نواحی روستایی مشاهده شده است.

    بر اساس گزارش‌های پیمایش تریاک افغانستان در دو سال گذشته ، هم‌چنان مناطق جنوبی افغانستان بالاترین سطح زیر کشت و تولید (۶۹ درصد) را به‌خود اختصاص داده اند. استان‌ هلمند در صدر تولید‌کننده‌های تریاک قرار دارد و پس از آن قندهار و ارزگان در رتبه‌های بعدی قرار دارند[۱]. پس از منطقه جنوب، در منطقه غربی افغانستان با ۱۲ درصد بیشترین کشت خشخاش رخ می‌دهد. با در نظر گرفتن شاخص‌های ثروت، از جمله تجمیع و تخمین دارایی‌ها این‌گونه برداشت می‌شود که در استان‌های جنوبی به ویژه استان هلمند، نه‌تنها به نسبت میانگین ثروت در نقاط دیگر افغانستان شاهد فقر بیشتری نیستیم، که این استان به لحاظ شاخص دارایی‌های خانگی (وسیله نقلیه، تراکتور، کامیون، موتور سیکلت و…) وضعیت به مراتب بهتری به نسبت دیگر استان‌های کشور افغانستان دارد.[۲] البته این وضعیت شاید به دلیل این واقعیت باشد که تریاک ارزشی معادل محصول نقدی دارد، و پر واضح است که معیشت مردم این منطقه به نوعی وضعیت بهتری داشته باشد. از این روی، با بهره‌گیری از روش‌های کمی محض شاید نتوان به ارتباط مستقیم فقر و سطوح و میزان کشت خشخاش  پی برد. بنابراین به‌نظر می‌رسد عوامل دیگری نیز به عنوان پیش‌ران در رونق کشت خشخاش دخیل هستند.

    بر اساس گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، یازده درصد از کشاورزان برای نخستین بار در سال ۲۰۰۷ مبادرت به کشت خشخاش در این کشور کردند. بیشترین میزان تازه‌واردان به این فعالیت در مناطق شمالی این کشور رخ داده است که به نوعی حکایت از فعال شدن محور شمالی قاچاق مواد از مبدأ افغانستان دارد. شاید به‌طور قطعی نتوان شواهدی مبنی بر ارتباط مستقیم فقر با گرایش به کشت خشخاش ارائه داد، اما می‌توان اثبات کرد میان کشت خشخاش با فرصت‌های محدود توسعه ارتباط برقرار است؛ به بیان دیگر کشت خشخاش در نواحی با فرصت‌های اندک و محدود توسعه محتمل‌تر بوده است.

    به نظر می‌رسد حداقل در مناطق جنوبی مورد بحث، به ویژه در استان هلمند، عامل اصلی کشت بی‌رویه، پدیده­ای به نام شورش باشد. تصادفی نیست که استان هلمند، مرکز شورش در افغانستان است. در هلمند به‌طور ویژه که در سال ۲۰۱۷ شاهد افزایش ۷۹ درصدی سطح زیر کشت خشخاش بوده است، دولت کنترل بالغ بر ۲۶ درصد (۱۷ روستا از ۲۲ مورد) از روستاهای نمونه پیمایش تریاک افغانستان (۲۰۱۷) را از دست داد. گویی یک رابطه عمیق و بدیهی میان نبود کنترل دولتی و ناامنی از یک سو و کشت خشخاش از سوی دیگر وجود دارد. در مقایسه با روستاهای دارای کشت خشخاش با روستاهای عاری از کشت خشخاش، سهم روستاهایی که از کنترل دولت خارج هستند بسیار بیشتر است. بنابر گزارش پیمایش تریاک افغانستان ۵۴ درصد از کدخدایان و رؤسای روستاهای دارای کشت خشخاش اعلام کردند روستاهایشان در تسلط و کنترل گروه‌های غیردولتی و یا شورشی بوده است، در حالی که در روستاهای عاری از کشت خشخاش، این سهم تنها ۲۳ درصد بوده است. بر اساس مصاحبه‌هایی که در این پیمایش صورت پذیرفته است، دولت در میان سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷، کنترل اندکی بیش از ۵ درصد از روستاها را از دست داده است، حال آن که، در همین دوره تنها کنترل کمتر از یک درصد از روستاها را بدست آورده است. در بیشتر از دو سوم (۶۸ درصد) روستاهایی که دولت کنترلش را در آن‌ها از دست داده، تریاک کشت و تولید می شود.[۳] بنابراین رابطه تنگاتنگی میان ناامنی و نبود و یا ضعف کنترل دولتی و وقوع کشت خشخاش برقرار است. هرچند استثنائاتی نیز در میان است. به عنوان نمونه، منطقه مرکزی، مساحتی بسیاری خارج از کنترل دولت است حال آن‌که دارای وضعیت عاری از کشت است؛ در حالی که در شمال شرقی این کشور، و استان بدخشان که تحت کنترل دولت است، مقدار قابل توجهی از تریاک کشت و تولید می‌شود. این موضوع بر پیچیدگی شاخص‌ها و عوامل درگیر در کشت خشخاش می‌افزاید.

    در مجموع می‌توان گفت، کشت خشخاش تریاک رابطه بسیار نزدیکی با حاکمیت ضعیف، نبود امنیت، نبود خدمات و زیرساخت‌های رفاهی اساسی در جامعه دارد. افزون بر آن، عوامل اقتصادی اجتماعی، به عنوان نمونه، فرصت‌های شغلی بسیار اندک، نبود نظام آموزشی باکیفیت، و دسترسی محدود به بازار و خدمات مالی و وابستگی شدید کشاورزان به کشت خشخاش به لحاظ معیشتی در میزان کشت و تولید تریاک سهیم هستند. وضعیت امنیت در کشور افغانستان به واسطه تنازع میان دولت و نیروهای ضددولتی هم‌چنان بسیار متزلزل است. وضعیت ناپایدار کنونی، امرار معاش و معیشت پایدار را از مسیرهای قانونی بسیار دشوار ساخته است و آسیب‌پذیری جمعیت افغانستان را در برابر تکانه‌های اقتصادی و زیست محیطی بسیار تشدید کرده است.  از سوی دیگر، تمایل جامعه بین‌الملل برای مشارکت مالی در امور افغانستان از آغاز بازگشت نیروهای امنیتی بین‌الملل از افغانستان در سال ۲۰۱۲ به شدت کاسته‌شده است.. کاهش سرمایه‌گذاری‌های بین المللی، که منجر به کاهش فرصت‌های شغلی و تقاضای کاری در بخش غیرکشاورزی شده است، جمعیت روستایی را در وضعیتی وخیم با فرصت‌های شغلی به ‌مراتب کمتر برای تأمین پایدار معیشت قرار داده و در نتیجه این جمعیت بیش از پیش به کشت غیرقانونی خشخاش سوق داده‌ شده است.

     

    پی‌نوشت‌ها

    [۱] (UNODC/MCN, 2018: 6)

    [۲] NRVA (2007). The National Risk and Vulnerability Assessment 200.Afghanistan: Ministry of Rural Rehabilitation and Development.

    [۳] UNODC/ MCN (2017). Afghanistan Opium Survey 2018 Challenges to sustainable development, peace and security. UNODC Research.  P. 8

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • فقر و کشت خشخاش در افغانستان

    خشخاش به این دلیل که سهم قابل ملاحظه‌­ای در اقتصاد افغانستان ( ۴٫۱ تا ۶٫۶ میلیارد دلار) دارد امنیت شغلی و معیشت بسیاری از کشاورزان و کارگران در این کشور را تأمین می‌کند. این ماده، منبع تأمین مالی خانوارهای روستایی فقیر و تهیدست به‌ویژه در مناطق روستایی است و همچنین معیشت حداقلی بسیاری از کارگران مهاجر بی‌بضاعت فاقد زمین را که به‌نوعی تنها در فصل برداشت از این محل تحصیل درآمد می‌کنند تأمین می‌نماید. به‌نظر می‌رسد تعداد انگشت‌شماری از روستاها در اقصی نقاط این کشور باشند که از کشت خشخاش به‌طور کامل مصون و در امان بوده باشند. سهم درآمد کشاورزان افغان حدود ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور و حدود ۳۰ درصد از ارزش بخش کشاورزی قانونی در افغانستان است. به‌نظر می‌رسد تقویت و رشد کشت غیرقانونی تریاک در این کشور به‌ویژه در دهه‌های اخیر جدی‌ترین صدمات و ضربه‌ها را به بدنه اقتصادی این کشور از طریق تضعیف سرمایه‌گذاری در بخش اقتصاد قانونی وارد آورده است و چرخه‌ اقتصاد بیمار و حاکمیت معیوب را تقویت بخشیده است. تریاک و مشتقات آن چنان در دل جوامع روستایی ریشه دوانده است که استقلال معیشیتی بسیاری را از آن‌ها ربوده و وابسته خود ساخته است. تنها محل مواجهه با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی برای جمعیت روستایی مستضعف از درآمد تریاک حاصل می‌شود. از آن‌جایی که اقتصاد نامشروع و غیرقانونی منجر به تقویت خشونت، ناامنی و شورش می‌گردد، یکی از مهمترین پیامدها و هزینه‌های این روند تضعیف سرمایه‌گذاری خصوصی و عمومی است. این چنین شرایطی چرخه‌ معیوبی را بازمی‌آفریند که شکستش بسیار دشوار است.

     

    فقر، شاخصی پیچیده در تحولات کشت خشخاش

     این موضوع که افغانستان، به لحاظ اقتصادی و سطح کیفی زیستن[۱] یکی از فقیرترین کشورهای جهان است بدیهی می‌نماید، اما مسئله کلیدی این است که ایا فقر مهمترین عامل رانشی در سیر صعودی کشت و تولید تریاک به‌عنوان یک صنعت نامشروع در این کشور است یا خیر. به‌نظر پدیده کشت و تولید بی‌رویه تریاک در این کشورچندبعدی است و از پیچیدگی بسیاری برخوردار است. عواملی نظیر فقر، ناامنی، عدم حضور حاکمیت در سطوح مختلف، چندپارگی و چنددستگی قومیتی و عدم یکپارچگی اجتماعی از جمله این عوامل هستند. از سوی دیگر ارزیابی فقر به‌عنوان یکی از علل برجسته در افزایش میزان تمایل و گرایش کشاورزان به کشت غیرقانونی بسیار سخت می‌نماید. بر اساس پیمایش وضعیت زندگی افغانستان[۲] (ALCS)2016 تا ۲۰۱۷ که توسط سازمان آمار این کشور در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است، وضعیت سطح رفاه جمعیت کشور افغانستان به‌ویژه در دو سال اخیر به شدت رو به وخامت گذاشته است. میزان جمعیت زیر خط فقر از ۳۴ درصد در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ به ۵۵ درصد در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ رسیده است. افزایش نرخ فقر در سراسر کشور، چه در نواحی شهری و چه در نواحی روستایی مشاهده شده است. بنابر آمار ارائه‌شده در گزارش پیش‌گفته، در زمان اجرای پیمایش، نزدیک به ۱۶ میلیون افغانی زیر خط فقر زندگی می‌کردند. نمودار خطی ذیل، سیر جمعیت زیرخط فقر را نمایان می‌سازد.

    به‌نظر می‌رسد با یک تحلیل روساختی می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که رابطه‌های میان افزایش فقر و گرایش کشاورزان و کارگران به فعالیت در حوزه کشت خشخاش و حصول معیشت از این راه وجود دارد، چرا که در دو سال گذشته (۲۰۱۶ و ۲۰۱۶) شاهد روندی مشابه در میزان کشت خشخاش (بالاترین میزان کشت خشخاش و افزایش سطوح زیر کشت) بودیم[۳]. هرچند، برای ارائه تحلیلی متقن در باب ارتباط پیچیده میان فقر و گرایش به کشت خشخاش باید به بررسی دقیق توزیع استانی کشت خشخاش در افغانستان و ارتباط آن با توزیع فقر پرداخت. بر اساس گزارش‌های پیمایش تریاک افغانستان در دو سال گذشته[۴]، هم‌چنان مناطق جنوبی افغانستان بالاترین سطح زیر کشت و تولید (۶۹ درصد) را به‌خود اختصاص دادهاند. استان‌ هلمند در صدر تولید‌کننده‌های تریاک قرار دارد و پس از آن قندهار و ارزگان در رتبه‌های بعدی قرار دارند . پس از منطقه جنوب، در منطقه غربی افغانستان با ۱۲ درصد بیشترین کشت خشخاش رخ می‌دهد. با در نظر گرفتن شاخص‌های ثروت، از جمله تجمیع و تخمین دارایی‌ها این‌گونه برداشت می‌شود که در استان‌های جنوبی به ویژه استان هلمند، نه‌تنها به نسبت میانگین ثروت در نقاط دیگر افغانستان شاهد فقر بیشتری نیستیم، که این استان به لحاظ شاخص دارایی‌های خانگی (وسیله نقلیه، تراکتور، کامیون، موتور سیکلت و…) وضعیت به مراتب بهتری به نسبت دیگر استان‌های کشور افغانستان دارد.[۵] البته این وضعیت شاید به دلیل این واقعیت باشد که تریاک ارزشی معادل محصول نقدی دارد، و پر واضح است که معیشت مردم این منطقه به نوعی وضعیت بهتری داشته باشد. از این روی، با بهره‌گیری از روش‌های کمی محض شاید نتوان به ارتباط مستقیم فقر و سطوح و میزان کشت خشخاش  پی برد. بنابراین به‌نظر می‌رسد عوامل دیگری نیز به عنوان پیش‌ران در رونق کشت خشخاش دخیل هستند.

    بر اساس گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، یازده درصد از کشاورزان برای نخستین بار در سال ۲۰۱۷ مبادرت به کشت خشخاش در این کشور کردند. بیشترین میزان تازه‌واردان به این فعالیت در مناطق شمالی این کشور رخ داده است[۶] که به نوعی حکایت از فعال شدن محور شمالی قاچاق مواد در از مبدأ افغانستان دارد ( برای اطلاعات بیشتر ر. ک. قاچاق تریاک افغانستان از مسیر شمالی، ۲۰۱۸)[۷]. شاید به‌طور قطعی نتوان شواهدی مبنی بر ارتباط مستقیم فقر با گرایش به کشت خشخاش ارائه داد، اما می‌توان اثبات کرد میان کشت خشخاش با فرصت‌های محدود توسعه ارتباط برقرار است؛ به بیان دیگر کشت خشخاش در نواحی با فرصت‌های اندک و محدود توسعه محتمل‌تر بوده است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱]  به لحاظ شاخص نرخ میرایی در نوزادان در سال ۲۰۱۸ این کشور با نرخ ۱۰۸٫۴۶ مرگ در هر هزار بالاترین آمار را به خود اختصاص داده‌است و پس از آن کشورهای نیجر، مالی و سومالی قرار دادند. همچنین به لحاظ شاخص متوسط طول عمر، با متولد ۶۲٫۷ سال، این کشور جایگاه ۱۵۷ را در دنیا دارد.

    http://www.geoba.se/population.php?pc=world&type=19

    [۲] Islamic Republic of Afghanistan Central Statistics Organization (2018). Afghanistan Living conditions survey 2016 – ۲۰۱۷٫

    [۳]  UNODC/MCN (2017/2018) Afghanistan Opium Poppy Cultivation Survey. Vienna; UNODC

    [۴] ibid

    [۵] NRVA (2007). The National Risk and Vulnerability Assessment 200.Afghanistan: Ministry of Rural Rehabilitation and Development.

    [۶]  ۲۵ درصد از مصاحبه‌شوندگان در پیمایش سال ۲۰۱۷ در منطقه شمالی برای نخستین بار اقدام به کشت خشخاش کردند

    گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، صفحه ۷

    [۷] UNODC Research (2018). Afghan Opiate Trafficking along the Northern Route. Vienna: UNODCپ

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • ایران و قاچاق مواد در منطقه خاورمیانه

    منطقه خاورمیانه یکی از مناطق حساس در تجارت بین المللی مواد مخدر محسوب می‌شود.  منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، با منازعات و مخاصمات گوناگونی عجین شده که نه تنها بر مسیرها،  الگو‌های مصرف مواد مخدر در این منطقه تاثیر گذاشته، بلکه بر دیگر مناطق نیز موثر بوده است. در شرق ایران، افغانستان و پاکستان دو کشوری هستند که با ظهور گروه‌های تروریستی مواجه هستند. به ویژه حضور طالبان  در جنوب افغانستان خصوصا استان هلمند و در شمال پاکستان سبب شده تا پاکستان به عنوان مسیری برای صدور هروئین تولید افغانستان بدل شود؛ از سوی دیگر حضور جنبش‌های جدایی طلب بلوچ در غرب پاکستان و گروه‌های شورشی بلوچ مانند جیش العدل در منطقه بلوچستان ایران سبب شده تا مسیرهای قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ایران از گوناگونی بیشتری برخوردار شود. این تنوع در مسیرها سبب فعال‌تر شدن مسیر صدور هروئین افغانستان به ترکیه، سوریه، لبنان یا اردن و در نهایت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس شده است.

    وضعیت امنیتی عراق، که در سال‌های اخیر به دلیل فعالیت داعش در این کشور رو به وخامت گذاشته عملاً سبب شده است تا تمرکز مسئولین کشور متوجه مبارزه با گروه‌های تروریستی شوند، در نتیجه، عراق به یکی از مسیرها و مقاصد ترانزیت مواد مخدر بدل شده است. همانطور که اشاره شد، در مناطق تحت کنترل داعش ترانزیت مواد مخدر به راحتی انجام می‌شد. همچنین، با توجه به وجود گزارش‌هایی از کشت خشخاش در عراق از سال ۲۰۰۷ و تلاش داعش برای کشت مواد مخدر در مناطق تحت کنترل خود در عراق این کشور می‌تواند به از وضعیت ترانزیت و مصرف مواد به تولید کننده مواد نیز بدل شود.

    در جنوب خلیج فارس نیز، با افزایش موارد کشف محموله‌های کوکائین از مبدا آمریکای جنوبی مواجه هستیم، که این امر نشان دهنده شکل گرفتن مسیرهای هوایی جدید برای ترانزیت کوکائین آمریکای جنوبی است. از سوی دیگر گزارش‌هایی از ایجاد مسیر جدیدی از آمریکای جنوبی به مقصد کشورهای عربی منطقه از طریق اروپا و اسرائیل یا بندر عقبه وجود دارد. معمولا کوکائین به اسرائیل یا لبنان وارد شده و سپس در کشورهای عربی همسایه آنها توزیع می‌شود.

    در شمال شرقی کشور، ترکمنستان به عنوان یکی از مسیرهای ترانزیت هروئین تولید شده در افغانستان به ترکیه، روسیه و اروپاست. اگر چه در مورد ترکمنستان نمی‌توان به آمارهای دقیق در مورد میزان کشف و یا مصرف مواد دست یافت اما بر اساس آمار موجود، میزان کشف مواد در این کشور در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ روندی نزولی را نشان داده‌است. با توجه به این که ترکمنستان مکرراً مرزهای مشترک خود را با ایران و افغانستان از مبادی اصلی ورود مواد مخدر به این کشور می‌داند و از سوی دیگر با توجه به فساد موجود در این کشور، به نظر می‌ر‌سد خط آهن اینچه برون-گرگان، جدای از این که می‌تواند به روابط اقتصادی دو کشور کمک کند، اما از سوی دیگر می‌تواند به مسیری برای ترانزیت مواد مخدر از ترکمنستان به ایران و بالعکس تبدیل شود.

    ترکیه در شمال غربی ایران، یکی از مسیرهای ترانزیت انواع مواد مخدر و متامفتامین‌ها به اروپا و شرق آسیا است. گزارش‌های از ترانزیت آمفتامین‌های تولید شده در ایران به ترکیه و از آنجا به شرق آسیا وجود دارد.

    آذربایجان به دلیل موقعیت استراتژیک خود در منطقه، همچنان به عنوان یکی از کشورهای ترانزیت مواد محسوب می‌شود. مواد از ایران،به مقصد ترکیه ابتدا به آذربایجان و از آنجا به گرجستان رفته و سپس به ترکیه ترانزیت می‌شوند.

    پیشنهادها:

    با توجه به مسائل مطرح شده در زمینه مسیر‌های ترانزیت مواد مخدر در منطقه باید به نکات زیر توجه کرد:

    1. با توجه به بدل شدن کشورهای جنوب خلیج فارس به مسیر ترانزیت هوایی کوکائین آمریکای جنوبی و همچنین ایجاد مسیرهای ورود کوکائین به منطقه از طریق شرق آفریقا و اروپا به منطقه، با در نظر داشتن گسترش طبقه متوسط در کشورهای منطقه و ایران، باید سناریوهای لازم برای مبارزه با قاچاق این ماده و همچنین کاهش آسیب‌های ناشی از اعتیاد به این مواد را در نظر گرفت.
    2. در گسترش کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب کشور باید مسائل مربوط به نظارت و کنترل قاچاق مواد مخدر در نظر گرفته شود.
    3. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، باید جدای از سیاست‌های مبارزه با مواد مخدر، به سیاست‌های کنترل مصرف و لذا کاهش آسیب به شدت توجه نماید. و در عین حال با اولویت در طراحی و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه از تجارب موفق جهانی در این حوزه استفاده و آمار شیوع اعتیاد و ظهور مواد صنعتی را کاهش دهد.
    4. با توجه به تولید مواد صنعتی مانند شیشه در افغانستان و کاهش قیمت آن، انتظار می‌رود همکاری‌های کشور افغانستان با دیگر کشور جهت قاچاق شیشه افزایش یابد، و در عین حال قوانین و سیاست‌های مبارزه با قاچاق و تولید مواد به ویژه صنعتی به روز شده تا جنبه بازدارندگی حقوقی و قانونی آن نیز افزایش یابد.
    5. با توجه به وضعیت امنیتی در شرق و غرب کشور، برای انسداد مرزها و کاهش امکان نفوذ شبکه‌های قاچاق مواد مخدر مهم‌ترین امر، بهبود روابط میان دولت و اقوام مرزنشین و بهبود شرایط اقتصادی این مناطق است. این سیاست از یک سو مانع جذب افراد در گروه‌های مختلف شورشی و قاچاقی شده و از سوی دیگر در میان جامعه نوعی واکنش منفی نسبت به این گروه‌ها را ایجاد می‌کند.
    6. با توجه به شکل‌گیری مسیرهای دریایی از آسیای جنوب غربی به سوی شرق آفریقا، و همچنین وجود مسیرهای دریایی فعال بین ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس، نیاز به افزایش توانایی‌های دریایی برای جلوگیری از ورود این مواد به ایران از طریق مرزهای دریایی بسیار بیشتر از گذشته ضروری است.

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.