Cudras

Tag: هند

  • الزامات تشکیل سازمان منطقه‌ای و مبارزه مشترک با مواد مخدر

    قریب به یک قرن جنگ داخلی و تهاجم خارجی، سبب شکل‌گیری کانون‌های قدرت رسمی و غیر رسمی در همسایه شرقی ایران یعنی افغانستان شده است. در نظر اندیشمندان حوزه روابط بین‌الملل در هنگام بحران امکان فعالیت «اقتصاد قانونی» بسیار محدود می‌شود و افراد مجبورند برای بقاء و تامین نیازهای ابتدایی زندگی به سمت انواع «اقتصاد غیرقانونی» همچون کشت، تولید و قاچاق مواد، انواع کالا، فروش اعضای بدن و … حرکت کنند. به عبارت دیگر به دلیل عدم وجود «امکان‌های لازم» برای زیست قانونی شهروندان افغانستانی، اقتصاد غیر رسمی بدل به بخشی از زندگی ایشان شده است. در چنین شرایطی مواد مخدر تولید شده در افغانستان (به‌ویژه هروئین) توسط کارتل‌های مخدری و گروه‌های مرتبط با جرائم سازمان یافته از طریق سه راه «بالکان»، «مسیر جنوبی» و «مسیر شمالی» راهی بازارهای مصرف در اروپای غربی می‌گردند. براساس آمارهای منتشر شده قریب به 70 درصد مواد مخدر تولید شده در افغانستان راهی بازارهای اروپایی می‌شود.

     

    وجود این «تهدید مشترک» الزام افزایش هماهنگی‌های دو یا چندجانبه برای رصد، کنترل و مقابله با قاچاق مواد مخدر را نشان می‌دهد. این همکاری‌ها می‌تواند تحت نظارت دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل متحد و کمیسیون‌های منطقه‌ای آن شکل بگیرد. با این حال تجربه تاریخی مبارزه با مواد مخدر در منطقه اورسیا اثبات کننده این نکته است که دولت- ملت‌های منطقه تنها زمانی به سمت مبارزه مشترک حرکت خواهند کرد که دیگر نگاهی «ابزاری» به مشکله اپیدمی مواد مخدر نداشته باشند. به عنوان مثال طی سال‌های اخیر یکی از همسایه‌های شمال‌غربی ایران بدون اشاره به نقش مافیا و جرائم سازمان یافته منطقه‌ای- بین‌المللی در زمینه قاچاق مواد مخدر، با گرفتن انگشت اتهام به سمت تهران- ایروان سعی دارد تا از این بحران بهره‌برداری سیاسی انجام دهد. دیگر مثال استفاده ابزاری از مسئله مبارزه با مواد مخدر را می‌توان قاچاق کپتاگون از جغرافیای سوریه دانست. با آنکه همچنان بیش از 30 درصد خاک سوریه تحت نفوذ معارضان مسلح و نیروهای خارجی است اما دستگاه اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی- عربی؛ بدون هیج اشاره‌ای به نقش نارکوتروریسم و گروه‌های تبهکار، سعی می‌کند تا دولت دمشق را در جایگاه متهم قرار دهند.

     

    با این حال افزایش همگرایی و همکاری میان برخی کشورهای مهم منطقه این امید را ایجاد می‌کند که مبارزه با «اقتصاد مواد مخدر» تنها محدود به مرزهای ملی، تفاهم نامه‌های دوجانبه یا برخی همکاری‌های محدود با نهادهای بین‌المللی نشود؛ بلکه زنجیره‌ای پیوسته از مبدا تا بازار مقصد برای ریشه کن کردن این اقتصاد مرگبار شکل بگیرد.

     

    پس از روی کارآمدن طالبان در افغانستان، یکی از وعده‌های اصلی این جریان سیاسی مبارزه با پدیده مواد مخدر بوده است. صدور فتوای هبت‌الله آخوندزاده مبنی بر حرمت شرعی و ممنوعیت کشت، تولید، قاچاق و مصرف انواع مواد مخدر و محرک را می‌توان نقطه عطفی در مسیر مبارزه با مواد مخدر در افغانستان دانست. با این حال به دلیل کمبود منابع مالی دولت، مشکلات معیشتی مردم و تداوم بلوک شدن منابع مالی افغانستان در بانک‌های آمریکایی شرایط لازم برای اجرای موثر این قانون وجود ندارد. در چنین شرایطی حکم ممنوعیت رهبر وقت طالبان نه تنها سبب کاهش کشت و تولید مواد در این کشور نشده بلکه سبب ایجاد تاثیر روانی در بازار و افزایش قیمت تریاک و مشتقات آن در بازارهای مصرف شده است. در چنین شرایطی لازم است تا همسایگان افغانستان علاوه بر تمرکز بر مسائل سیاسی- امنیتی کابل، به سازوکاری مشترک برای مبارزه با مواد مخدر دست یابند. به عنوان مثال در جریان نشست دو روزه سمرقند پس از موضوع تثبیت وضعیت سیاسی در کابل و مبارزه با تروریسم، مسئله کنترل مواد مخدر در دستور کار کشورهای حاضر در نشست بود. برهمین اساس کین گانگ وزیر امور خارجه چین با ارائه طرحی چهار ماده‌ای با محوریت مبارزه با تروریسم، کنترل مواد مخدر و پناهجویان، تقویت کنترل مرزی، و افزایش توانایی‌های ضد تروریسم برای مهار جریان‌های تروریستی فرامرزی ارائه کرد.

     

    به فاصله چندماه یعنی در آوریل 2023، مسعود زاهدیان معاون پلیس با مواد مخدر از آمادگی مسکو برای همکاری با ایران در زمینه مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان خبر داد. دهلی‌نو دیگر شریک تهران در زمینه مبارزه مشترک با پدیده مواد مخدر است. اردیبهشت‌ماه 1401، «ساتیا نارایان پردان» رئیس آژانس مبارزه با مواد مخدر هند در سفر به تهران اقدام به انعقاد تفاهم‌نامه همکاری با سردار مجید کریمی رئیس پلیس مبارزه با فرماندهی کل انتظامی ایران نمود.

     

    دیگر شریک ایران در زمینه مبارزه با مواد مخدر، بغداد است. نخستین تفاهم نامه همکاری دو کشور در زمینه مبارزه با مواد مخدر در سال جاری میلادی به امضاء رسید. براساس این تفاهم نامه ایران و عراق در زمینه کشف مواد مخدر، جلوگیری از  نفوذ قاچاقچیان به ایران- عراق، گسترش همکاری مرزبانان، افزایش همکاری‌های اطلاعاتی، آموزش پرسنل پزشکی و نحوه درمان معتادان  با یکدیگر همکاری خواهند کرد.

     

    ترکیه دیگر شریک ایران در زمینه مبارزه با مواد مخدر است. امضاء موافقتنامه استانبول در زمینه مبارزه علیه قاچاق مواد مخدر، جرائم سازمان یافته و تروریسم (2008) که بعدها با تصویب مجلس شورای اسلامی و با تایید شورای نگهبان (2011) بدل به قانون شد؛ یکی از مهم‌ترین اسناد خارجی کشور در زمینه مبارزه مشترک با پدیده مواد مخدر است. براساس این موافقت‌نامه دو کشور در زمینه تولید، قاچاق و تجارت انواع مواد مخدر، محرک یا روان گردان با یکدیگر تبادل اطلاعات و همکاری خواهند نمود. ارمنستان، امارات عربی متحده و پاکستان دیگر شرکای ایران در زمینه مبارزه با پدیده مواد مخدر هستند.

     

    در سال 2021- 2022 میزان کشفیات مواد در ایران 1080 تن در سراسر کشور اعلام شده که نسبت به سال 2020 افزایش 14 درصدی را نشان می‌دهد. به گفته دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل متحد، ایران قریب به 90 درصد تریاک جهان را به خود اختصاص داده است. کارنامه درخشان ایران در زمینه مبارزه با مواد مخدر این فرصت را برای تهران فراهم می‌کند تا با استناد به توافق‌نامه‌ها و موافقت‌نامه همکاری دوجانبه در زمینه مبارزه با جرائم سازمان یافته و مواد مخدر؛ ایده تشکیل سازمان منطقه‌ای با محوریت مبارزه با «جرائم سازمان یافته فراملی» را دنبال کند. بی‌شک ایجاد چنین سازوکار منطقه‌ای می‌تواند زمینه افزایش تبادل اطلاعات و مبارزه مشترک با پدیده قاچاق مواد مخدر را تسهیل کند.

  • دیپلماسی مخدری و لزوم همکاری مشترک برای مبارزه با مواد مخدر

    در تعریف انواع تهدید برای دولت‌ها، چهار دسته کلی در نظر گرفته شده است. تهدید فروملی، تهدید ملی، تهدید منطقه‌ای و تهدید بین‌المللی چهار دسته اصلی در تقسیم بندی انواع تهدید در روابط بین‌‎الملل هستند. پدیده مواد مخدر و جرائم سازمان یافته از جمله تهدیدات حیاتی محسوب می‌شوند که باید در هر چهار دسته یاد شده مورد رصد، شناسایی و ضربه قرار بگیرند. به عنوان نمونه یک کارتل مخدری یا گروه تروریستی در افغانستان از کشت خشخاش، تولید و بسته‌بندی، قاچاق و رساندن به دست خورده فروش محلی در بازارهای آسیایی و اروپایی نقش دارد. در چنین شرایطی لازم است تا دولت‌ها با ایجاد سازوکارهای مشترک منطقه‌ای و بین‌الملی زمینه لازم برای مقابله موثر با این تهدید مشترک بشری اتخاذ کنند. در ادامه این یادداشت سعی خواهیم کرد تا نگاهی به «دیپلماسی مخدری» در دستگاه سیاست خارجی کشورمان برای مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان یافته داشته باشیم.

     

    جمهوری اسلامی ایران به دلیل قرار داشتن در مرزهای غربی افغانستان (لاجرم) یکی از کشورهای در مسیر ترانزیت مواد از «شرق به غرب» عالم است. نوع مناسبات سیاسی تهران با نظام پیشین افغانستان و امارت اسلامی سایر کشورهای در معرض این پدیده مخرب را بر آن می‌دارد تا برای مبارزه با پدیده قاچاق مواد جمهوری اسلامی را شریکی راهبردی و قابل اعتماد در نظر بگیرند. آمار بالای کشفیات و میزان درگیری‌های نیروهای امنیتی با قاچاقیان مواد مخدر نماد سیاست قطعی کشور در جنگ با مواد مخدر تا ریشه کن کردن این پدیده خانمان سوز است.

     

    در سال 1380 کمیته امنیتی دوجانبه در حوزه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم با حضور مقامات و افسران بلندپایه ایرانی و هندی در دهلی‌نو برگزار شد. تبادل دانشـجو و اعـزام افسران پلیس برای گذراندن دوره های تخصصـی کشف علمی جـرم در مراکز علمی و تحقیقاتی دو کشور ، تبادل تجربیات در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم و کنترل مرزها و بهره گیری از مشارکت مردم در تامین نظم و امنیت عمومی از جمله مفاد توافق شده میان تهران و دهلی‌نو بود.

     

    یکی از بازارهای اصلی مواد قاچاق شده در افغانستان، بازارهای اروپایی است. برهمین اساس کشورهایی که در معرض این تهدید قرار دارند، جمهوری اسلامی را شریک نخست خود برای مبارزه با این پدیده در نظر می‌گیرند. در اردیبهشت ماه 1397 سردار مسعود زاهدیان در دیدار با جوزف گوچیارا رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایتالیا پیش نویس یادداشت تفاهمی در خصوص اقدامات فنی، تبادل اطلاعات و مبارزه با پولشویی جرائم مرتبط با شبکه مافیایی مواد مخدر به امضاء رساندند.

     

    سیاست‌ها، اقدامات میدانی و منافع مشترک می‌توانند دلایل محکمی برای کنار هم قرار دادن کشورهای منطقه و مبارزه مشترک با پدیده مواد مخدر باشد. طی سالهای اخیر رسانه‌های بزرگ جهان مانند «سی ان ان»، «فارن پالیسی» و … پادشاهی سعودی را به عنوان یکی از قطب مصرف و قاچاق مواد مخدر، به ویژه کپتاگون در غرب آسیا معرفی می‌کنند. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران با همراهی دولت‌های منطقه می‌توانند زنجیره‌ای یکپارچه امنیتی از کرانه‌های دریای مدیترانه تا افغانستان ایجاد کنند تا از این طریق زمینه لازم برای هماهنگی اطلاعاتی و مبارزه مشترک با مواد در گام اول و در گام بعدی سازمان منطقه‌ای برای رصد و شناسایی مداوم پدیده مواد مخدر ایجاد کنند.

  • واکاوی شاخص تروریسم در جنوب آسیا در سال 2021

    همواره پیوندی ناگسستنی میان گروه‌های تروریستی فعال در منطقه جنوب آسیا با پدیده مواد مخدر و جرائم سازمان یافته در جریان بوده است. سالها افغانستان به دلیل کشت گسترده خشخاش و تولید انواع پیش‌سازها و مواد مخدر تاثیر شگرفی بر روی گروه‌های جهادی- تروریستی واقع در افغانستان، پاکستان، هند، نپال، سریلانکا و آسیای مرکزی برجای گذاشته است. به عبارت دیگر نیاز گروه‌های فروملی به تامین منابع مالی لازم برای تهیه سلاح، پرداخت حقوق به نیروها، لجستیک و پشتیبانی سبب شده است تا آنها به تدریج تبدیل به بخشی از چرخه کشت، تولید، قاچاق و توزیع مواد مخدر از این منطقه به بازارهای مصرفی در جنوب شرق آسیا یا قاره اروپا شوند. برهمین اساس بررسی سیر صعودی یا نزولی تروریسم در منطقه افرو آسیا ارتباط مستقیمی با رشد یا افول پدیده ناکوتروریسم در این منطقه دارد. در ادامه این گزارش سعی خواهیم کرد ضمن بررسی تعریف علمی نارکوتروریسم به بررسی وضعیت تروریسم در منطقه جنوب آسیا در سال 2021 بپردازیم.

     

    مفهوم «نارکوتروریسم» برای نخستین بار در توصیف آن دسته از شبکه‌های قاچاق مواد مخدر استفاده ‌شد که از روش‌های تروریستی مانند استفاده از  ترور، بمب گذاری و آدم‌ربایی علیه پلیس مبارزه با مواد مخدر در پرو و کلمبیا استفاده می‌کردند. نارکوتروریسم در این مفهوم  به افرادی مانند پابلو اسکوبار رییس کارتل مدلین در کلمبیا و دیگر اعضای کارتل‎‌های بزرگ و خشن مواد مخدر، مافیا و یا دیگر سازمان‌های جنایی اشاره دارد که اقدامات آنها به عنوان «تلاش‌های قاچاقچیان مواد مخدر جهت تاثیرگذاری بر سیاست‌های حکومت با استفاده از  تهدید یا خشونت  سیستماتیک » تعریف شده است. بر اساس این تعریف؛ سازمان‌های قاچاق مواد به عنوان هدف اصلی این تجزیه و تحلیل به کار گرفته می‌شوند که برای تجارت غیرقانونی مواد آن گاهی از انواع روش‌های تروریستی استفاده می‌َشود. بعدها با تشدید ناامنی در منطقه جنوب آسیا و فقدان قدرت مرکزی قوی برای مقابله با پدیده مواد مخدر موجب تا حوزه جنوب آسیا نیز بدل به یکی مکان‌های «رشد نارکوتروریسم» و تهدیدات فراملی در این منطقه شود. این مسئله به قدری سیر صعودی داشته است که بر روی امنیت کشورهای همسایه این منطقه (مانند ایران) نیز تاثیر مخربی برجای گذاشته است.

     

    براساس «گزارش جهانی تروریسم» در سال 2021، آسیای جنوبی بالاترین جایگاه را از نظر رشد تروریسم و پدیده نارکوتروریسم به خود اختصاص داده است؛ با این حال در بازه زمانی 2020 الی 2021 ما شاهد بهبود در روند این شاخص‌ها هستیم. افغانستان همچنان بزرگ‌ترین پایگاه تروریسم در جهان است. همچنین این کشور با ثبت بالاترین حملات و تلفات (پس از فتح کابل به دست طالبان) در صدر این پیمایش قرار دارد. البته ذکر این نکته لازم است که تنها 11 درصد این آمار مربوط به دوره قدرت‌گیری طالبان در افغانستان است. در این سال به دلیل جنگ قدرت میان طالبان و دولت اشرف غنی و بمب گذاری‌های داعش، 31 درصد آمار مربوط به شهر کابل می‌باشد.

     

    در سال 2021 قریب به 23 گروه تروریستی در افغانستان فعال بوده است. طالبان 232 حمله بیشترین آمار را به نام خود ثبت کرده است. داعش با ثبت 555 کشته مرگبارترین گروه این منطقه شناخته می‌شود. نکته جالب توجه آن است که قریب به 54 درصد حملات و 39 درصد از مرگ‌ومیرها را هیچ گروهی بر عهده نگرفته است. بیشترین پیشرفت در شاخص تروریسم مربوط به کشور سریلانکا است که برای دومین سال متوالی هیچ حمله و مرگ ناشی از تروریسمی ثبت نکرده است. نپال دومین کشور از نظر بهبود شاخص تروریسم یود. این کشور برای نخستین بار از سال 2014 تاکنون تنها یک حمله تروریستی و هیچ تلفاتی ثبت نکرده است.

     

    افغانستان و پاکستان دو کشوری هستند که بالاترین آسیب را از پدیده تروریسم متحمل شدند. در بین هفت کشور دیگر این منطقه تنها بوتان است که با ثبت آمار «صفر»، در پنج سال گذشته هیچ حمله تروریستی ثبت نکرده است. در سال 2020 تلفات ناشی از تروریسم 1252 بود که این آمار به 1426 نفر رسید. تلاش طالبان برای فتح کابل و به دست گرفتن قدرت موجب افزایش 29 درصدی تعداد حملات تروریستی در این کشور شد. با این حال پس از فتح کابل اقدامات تروریسنی کاهش یافت و از 102 حمله در ماه (به طور متوسط) به 25 حمله کاهش یافت.

     

  • تروریسم مخدری سلاح استراتژیک پاکستان در کشمیر

    تاریخ تروریسم در دره کشمیر حکایت از آن دارد که گسیختگی اجتماعی کشمیر مستقیماً ناشی از فعالیت های خرابکارانه پاکستان است و احتمالاً جنگ نیابتی به این زودی ها پایان نمی یابد.

    پاکستان دیگر بار در حال احیای تاکتیک های «جنگ ترکیبی» خود را در ایالت های شمال غربی هند، یعنی جامو وکشمیر است. تقریبا دو دهه است که جنگ نیابتیِ پاکستان از طریق نفوذ تروریست های آموزش دیده به دره کشمیر ادامه می یابد. پیدایش اینترنت تلفن همراه و امکانات رسانه های اجتماعی، صفحه جدیدی به روی خشونت های تروریستی باز کرده است.

     پاکستان با استفاده از جهاد الکترونیک (جهاد از طریق وسایل و امکانات رسانه های جمعی و اجتماعی) برای شستشوی مغزی و تبدیل جوانان آسیب پذیر، شورشیانی که درون مرزهای خود پر و بال گرفته اند را به شدت رادیکال می سازد. در آخرین اقدام نیز پاکستان شروع به تأمین مالی سازمان های تروریستی از طریق انتقال پول ناشی از مواد به  ایالات پنجاب و جامو و کشمیر کرده است. از افشاگری های اخیر ارتش و سرویس اطلاعات هند[۱](DRI) و نیز اطلاعات آمارنامه های وزارت بهداشت این کشور که بگذریم، این استراتژی پاکستان نه تنها اقدام به تخصیص منابع مالی از داخل هند برای  تقویت تروریسم در دره کشمیر می کند، بلکه جوانان کشمیری را نیز از داخل به این گروه های تروریسم سوق می دهد.

    اخیراً در عملیات نادر مشترکی که توسط ارتش و سرویس اطلاعات هند انجام شد، یک انبار بزرگ مواد مخدر و تسلیحات از جمله یک اسلحه کلاشینکف ۵۶-KA ، ۱۵ قبضه نارنجک ، ۵ قبضه هفت تیر، ۱۲ چاشنی بمب های کنار جاده ای، ۲۳۴ خشاب مهمات کشف و ضبط شد. انواع مواد مخدر افغانستان از طریق پاکستان به کشمیر انتقال می یابد که بیشتر از راه جامو به پنجاب هدایت می شود. به منابع اطلاعاتی ارتش اعلام شده که  همچنین رابطه ای محکمی میان تروریست های کشمیری و قاچاق مواد مخدر در پنجاب برقرار شده است. حمله تروریستی اخیر در آمریتاسار و گزارش حضور زکیر موسی در این شهر مقدس، بخشی از این زنجیره ترورستی به حساب می آید.

    گزارش های رسانه ای نیز نشان می دهد که کشاورزان کشمیری، به ویژه در کشمیر جنوبی مجبور به کشت خشخاش شده اند که منبع مالی خشونت های خیابانی و تروریستی را تأمین می کند. در حالی که تمرکز رسانه های ملی به طور گسترده بر سوء مصرف مواد در میان جوانان پنجاب است، این سناریو در جامو و کشمیر نیز چیزی کم از پنجاب ندارد. طبق برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل متحد[۲](PCDONU) در دره کشمیر حدود ۷۰ هزار سوء مصرف گر مواد وجود دارد که از این تعداد ۳۱ درصد را زنان تشکیل می دهند. با توجه به اطلاعات منتشر شده توسط بیمارستان روانپزشکی دولتی سرینگر، حدوداً ۹۰ درصد مصرف کنندگان مواد مخدر متعلق به گروه سنی ۱۷ تا ۳۵ سال هستند.

    با توجه به این سابقه بد، اعتقاد به اینکه گرایش خطرناک موجود به سوء مصرف مواد در میان جوانان کشمیری تنها برایند اجتماعی و روانی جنگ های طولانی مدت، بیکاری یا مسائل خانوادگی- اجتماعی است، نادرست به نظر می رسد. بدیهی است که یک طرح بسیار گسترده تری برای این تهدید رو به رشد وجود دارد که به ساختار نابسامان اجتماعی و بافت اخلاقی مردم دره کشمیر فعلی آسیب می رساند.

    اکنون زمان آن فرا رسیده که کریدورهای قدرت در دهلی نو و سرینگر، لابی جدایی طلبان، جامعه کشمیر را به مثابه یک کل را جدی بگیرند و به مسیر پیش روی خود فکر کنند، به ویژه که بیشتر پاسخ های دولت به چهره در حال تغییر تروریسم در کشمیر از دستیابی به اهداف خود عاجز مانده است. اگر شمار کیسه هایی که برای حمل اجساد استفاده می شود را به عنوان تنها شاخص بگیریم، عملیات ضد شورش در کشمیر موفقیت شایانی داشته است. اگرچه  هدف سیاست «گلوله در برابر گلوله» آژانس های امنیتی، محدود کردن تروریسم در دره کشمیر است، اما با حذف فیزیکی فرماندهان گروه های شبه نظامی، این استراتژی هیچ تغییر خاصی به وجود نیاورده است. برعکس، این منجر به بیگانگی بیشتر شده است و زمینه ای مناسب برای جذب نیروی تروریستی آماده به کار ایجاد کرده است. با وجود حذف فیزیکی ۲۴۰ تروریست در سال ۲۰۱۸، مردان جوان محلی فورً جای خالی آنها را پر کرده اند. تا ماه نوامبر ۲۰۱۸ نزدیک به ۱۷۵ نفر از بومیان در این زمینه به کار گرفته شده اند.

    از سوی دیگر، به نظر میرسد تروریسم مواد مخدر تحت حمایت پاکستان، ابعاد تروریسم در دره کشمیر را تغییر داده است و فرصت جدیدی برای بقا به آن داده است. این موضوع در حال حاضر بیشتر به منطقه مرزی پنجاب نیز نفوذ کرده است. گزارش های رسانه ای نیز نشان می دهد که تا ۲۵ درصد از مواد مخدری که وارد جامو و کشمیر می شود، از راه پنجاب به آنجا رسیده است.

    پلیس جامو و کشمیر، برای چند سال گذشته، تهدید رو به رشد تروریسم مواد مخدر را وضعیت قرمز اعلام کرده است. «پائول واید»، مدیر کل پیشین جامو و کشمیر گزارش کرده است که در ماه ژوئیه سال ۲۰۱۸ اعلام شد تهدید مواد مخدر «چالش بزرگتری» نسبت به تروریسم در این ایالت ها بوده است و قاچاق «از بیرون مرزها» توسط «افرادی که می خواهند نسل های آینده ما به مواد مخدر معتاد شوند تا به این ترتیب آنها بتوانند در اقدامات شرورانه خود موفق شوند». سال گذشته ۷۰ کیلوگرم هروئین خالص در دره کشمیر کشف و ضبط شد، در حالی که بیش از ۲۵ کیلوگرم کالای قاچاق در جامو ضبط شد، که ارزش  معادل آن در بازار بین المللی ۵۰۰ کرور می باشد. دولت آن ایالت ها مناطقی را در اختیار پلیس قرارداده است تا یک مرکز ترک اعتیاد کامل را در نزدیکی عیدگاه در سرینگر ایجاد کند. اما هنوز پیشنهاد برای تخصیص زمین برای تسهیلات مشابه در جامو داده نشده است. پلیس ایالت قصد دارد پیشنهادی را به وزارت امور داخلی ارائه دهد تا منطقه ای برای  تسهیلات ترک اعتیاد ۱۰ نفره در هر یک از مناطق آن ایالت اختصاص دهد.  اگرچه همه این اقدامات اولیه معقول هستند، اما به شدت واکنشی و تدافعی به حساب می آیند. برعکس هم اکنون زمان آن است که تهاجمی فعالانه و متمرکز از سوی دولت برای رو به رو شدن با این مسئله در سطح ریشه ای و قطع کردن زنجیره تأمین مواد مخدر انجام پذیرد.

    تاریخچه تروریسم در دره کشمیر نشان می دهد که گسیختگی اجتماعی کشمیر مستقیماً ناشی از فعالیت های خرابکارانه پاکستان می باشد و احتمالاً جنگ نیابتی به زودی پایان نمی یابد. اول اینکه، کشمیر بومیان خود را از دست داد-مانند هندوهای پندت. سپس یک نسل کامل خود را تحت تأثیر فرهنگ نادرست حمل اسلحه از دست داد. اکنون نیز به نظر می رسد کشمیر در راه از دست دادن یک از نسل دیگر به خاطر سوء مصرف مواد مخدر است.

    پاکستان همواره در حال روزآمد کردن استراتژی جنگ نیابتی و ترکیبی خود در کشمیر است و امنیت داخلی هند را دچار چالش کرده است. دولت هند نمی تواند با دست روی دست گذاشتن طرح های شیطانی همسایه خود را خنثی کند.

     

    پی نوشت: این تحلیل توسط یک پژوهشگر هندی نوشته شده که نسبت به پاکستان موضع منفی شدیدی دارد. طبیعتاً همه مواضع اعلام شده مورد تأیید موسسه تحقیقاتی کادراس نیست و برای رعایت امانت داری به طور دقیق ترجمه شده است.

    [۱]  Directorate of Revenue Intelligence

    [۲]  United Nations Drug Control Programme

  • چالش مرزی افغانستان و پاکستان؛ فرصت طلایی قاچاق مواد

    پاکستان و افغانستان دارای ۲۴۳۰ کیلومتر مرز مشترک هستند. بی ثباتی در این مناطق مرزی، ناشی از تداوم بحران در دو کشور، به ویژه در افغانستان، باعث گردیده تا مناسب‌ترین شرایط برای فعالیت گروه‌‌های قاچاق در دو سوی مرز، فراهم شده و مدیریت و کنترل قاچاق از درون پاکستان توسط گروه‌‌های جرایم سازمان یافته، صورت گیرد. استان‌های بدخشان، نورستان، کونار، ننگرهار، پکتیا، خوست، پکتیکا، زابل، قندهار، هلمند و نیمروز در افغانستان در همجواری با مرز با پاکستان قرار دارند.

    در طول نوار مرزی نیز پشتون‌ها در همجواری دو کشور استقرار یافته، و به صورت مؤثر و قابل توجهی بر تحولات غیر قانونی این منطقه تأثیر می‌گذارند. با توجه به نفوذ پاکستان بر قوم پشتون که به صورت سنتی وجود داشته است، اسلام‌آباد به راحتی بر تحولات افغانستان و حتی آسیای مرکزی، اثر گذارده و این در حالی است که به لحاظ دیدگاه کلان ژئوپلیتیکی، رقابت‌‌های کشورهای منطقه در مدیریت و کنترل اقوام مختلف در افغانستان متمرکز بوده، که از جمله می‌توان به رقابت میان پاکستان با کشورهای ایران، روسیه و هند در استفاده از ظرفیت‌‌های تاجیک‌ها در مناطق مرکزی و شمالی اشاره نمود.

    نقاط مرزی عمده‌ی تردد میان دو کشور، غالباً در دو نقطه‌ی تورخام بین پیشاور و جلال‌آباد، و اسپین بولداگ میان قندهار و کویته، قرار گرفته است. خط مرزی دیوراند که در سال ۱۸۹۳ میان افغانستان و حاکم انگلیسی هند تعیین شد، هیچ‌گاه مورد تایید و شناسایی دولت افغانستان قرار نداشته، اما به صورت نیمه رسمی و دو فاکتو، همان کارکرد مرزی را داشته است. اقوام پشتون و بلوچ، دو قومی هستند که عمدتاً و شاید صرفاً در منطقه‌ی مرزی دیوراند سکنا گزیده‌اند. لازم به ذکر است که قوم پشتون با ۴۲ درصد، اکثریت غالب قومی را در افغانستان دارد، اما در پاکستان از ۴/۱۵ درصد فراتر نمی‌رود. قوم پشتون در افغانستان غالباً در استان‌های کابل، قندهار و جلال‌آباد ساکن بوده و در پاکستان نیز عمدتاً در ایالت سرحدغربی استقرار یافته‌اند؛ البته تعداد قابل توجهی از این قوم نیز در ایالت بلوچستان زندگی می‌کنند.

    به لحاظ مذهبی، سنی‌ها در پاکستان و افغانستان در اکثریت هستند، و ۱۹درصد از جمعیت افغانستان و ۲۰ درصد از جمعیت پاکستان را شیعیان تشکیل می‌دهند. در مورد وضعیت قوم پشتون در پاکستان و افغانستان، لازم است به این نکته نیز اشاره گردد که با توجه به وجود اکثریت قوم پشتون در افغانستان و ادعای دائمی آن کشور در مورد نامعتبر بودن مرز دیوراند، اسلام‌آباد همواره از وضعیت مرزی میان دو کشور و اتحاد نهایی اقوام پشتون پاکستان و افغانستان نگران بوده به نحوی که از هیچ اقدامی که بتواند از وقوع این وضعیت جلوگیری نماید، فروگذار ننموده است.

    طبق آمار منتشر شده از سوی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، ۸۰ درصد کشت خشخاش و تولید تریاک در افغانستان، در استان‌های همجوار با پاکستان صورت می‌گیرد که به قرار ذیل‌اند: هلمند، قندهار، ننگرهار، اورزگان، زابل و نیمروز.

    نقشه کشت خشخاش در افغانستان

     

    با نگاهی به نقشه، می‌توان به این نتیجه رسید که بالاترین میزان کشت و تولید تریاک در افغانستان در همجواری با مرزهای پاکستان می‌باشد. به لحاظ وضعیت استراتژیک قاچاق در این شرایط، ایالت بلوچستان پاکستان در توزیع محموله‌‌های زمینی و دریایی قاچاق مواد مخدر تولید شده در افغانستان، نقش به سزایی دارد.

    در این باره باید ایالت‌‌های سرحد غربی و فاتا را نیز به مجموعه‌ی مزبور اضافه کرد. در واقع و به عبارتی، دینامیسم فعالیت قاچاق مواد مخدر (سلاح و انسان) در پاکستان را می‌توان در تعامل و ارتباط میان پنج استان همجوار با پاکستان و سه ایالت یاد شده در همسایگی افغانستان دانست، ضمن آن‌که نباید از نقش ایالت پنجاب در پاکستان در قاچاق انسان و اسلحه در آن کشور غافل بود.

    پاکستان دارای ۲۴۳۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان است. سه نقطه‌ی مرزی اصلی میان دو کشور عبارتند از: تورخم در ننگرهار، غلام خان در خوست و اسپین بولداک در قندهار. به لحاظ توپوگرافیک، این مناطق با ویژگی کوهستانی از مسیرهای اصلی قاچاق مواد مخدر در مرز به شمار می‌روند؛ علاوه بر این، تعداد زیادی گذرگاه عبوری طبیعی در این مناطق وجود دارند که یا فاقد سکنه هستند و یا این‌که نظارت و کنترلی در مورد آن‌ها صورت نمی‌گیرد. خیلی از این گذرگاه‌ها برای قاچاق مواد و اسلحه مورد استفاده قرار می‌گیرند و این کار توسط کامیون‌ها و یا وسائل نقلیه‌ی سبک و همچنین چهارپایان انجام می‌شود. برخی از مسیرهای واقع در شرق، به ایالت بلوچستان پاکستان تغییر یافته است؛ به عبارتی از موقعیت و وضعیت کوهستانی به وضعیت بیابانی تغییر وضعیت داده است.

    بنا به برآورد بانک جهانی، طالبان در سال ۱۹۹۷ بیش از ۷۵ میلیون دلار از محل قاچاق مواد مخدر درآمد داشته است. با حضور طالبان و القاعده در خط مرزی و فرضی دیوراند، موقعیت این منطقه برای قاچاق مواد مخدر تسهیل گردیده است. حضور این دو گروه موجب گردیده تا کنترل قاچاق مواد مخدر با مشکلاتی جدی مواجه گردد. بیش از ۱۵۰ تن هروئین و ۸۰ تن تریاک از این منطقه عبور کرده و در مسیر غربی وارد خاک جمهوری اسلامی ایران می‌گردد. در مسیر کوهستانی، محموله‌های مواد مخدر از شمال به چین وارد می‌شود و در مسیر جنوبی به آب‌های گرم در جنوب پاکستان می‌رسند و از آن‌جا به اروپا، خلیج‌ فارس و امریکا قاچاق می‏گردند.

    ۸۰ درصد قوم پشتون بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر به غیر از ۳ میلیون نفر آواره‌ی افغانی مقیم پاکستان، در این کشور زندگی می‌کنند. تخمین‌های غیر رسمی حاکی از وجود ۴ میلیون پشتون در ایالت قبیله‌ای فدرال پاکستان می‌باشند. برآورد شده که ۷ تا ۱۶ میلیون نفر از پشتون‌ها در ایالت سرحد غربی پاکستان زندگی کنند. دیگر مناطق پشتون نشین در پاکستان بدین قرارند: کویته در ایالت بلوچستان با جمعیت بالغ بر ۴۵۰۰۰۰ نفر، لاهور در ایالت پنجاب با یک میلیون نفر و همچنین کراچی واقع در بندر سند با ۳ میلیون نفر.

    این واقعیت، غیر قابل انکار است که قوم پشتون در مناطق مرزی میان افغانستان و پاکستان، دارای تسلط و کنترل کافی بوده و تجارت منطقه و نقل و انتقالات را نظارت می‌کنند. به استثنای نورستان، تمامی استان‌های مرزی مشترک افغانستان و پاکستان تحت تسلط و کنترل پشتون‌ها می‌باشند. این استان‌ها عبارتند از کونار، ننگرهار، پکتیا، ‌خوست، پکتیکا، ‌زابل، ‌قندهار، هلمند و نیمروز.

    پی‌نوشت:

    برگرفته از اطلس مخدری پاکستان تولید شده توسط موسسه کادراس _ مرداد ۱۳۹۸

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • مساجد و مراکز اسلامی در کارناتاکای هند به مبارزه با مواد مخدر می‌روند

    کمپین جدیدی متشکل از حداقل ۸۰۰ مسجد، مراکز اسلامی و دیگر نهادها در کارناتاکای هندوستان، به منظور مبارزه با مصرف بی رویه مواد مخدر به ویژه در میان جوانان تشکیل شده است.

     مساجد استان کارناتاکای هندوستان، به جنگ با مواد مخدر می روند. مساجد، سازمان های اسلامی و دیگر نهادهای مرتبط با مسلمانان علیه مصرف بی رویه مواد مخدر به ویژه در میان نسل جوان با هم متحد شده اند.

    سیدمحمد بیری محقق و مدیر مرکز بیری که هدایت این کمپین را به عهده دارد روز گذشته خطاب به رسانه ها گفت: ما نیاز بسیار شدیدی به این کمپین داریم وگرنه اوضاع این منطقه نیز مانند پنجاب می شود که به مسئله مواد مخدر رسیدگی نکرده اند.

    وی گفت: برخی از حوادث بد اخیر به منزله مصرف مواد مخدر رخ داده اند و اگر به سرعت اقدامات فوری و موثر در پیش نگیریم، منگلور، (بندر اصلی ایالت کارناتاکای هند) به مرکز اصلی توزیع و مصرف مواد مخدر در ایالت تبدیل می گردد.

    بیری خاطرنشان کرد: من تصمیم گرفتم با ایجاد کمپینی رهبران و پیشوایان مذهبی را نه تنها از جامعه مسلمانان بلکه از اجتماعات مسیحیت و هندوها گردهم جمع کنم.

    بیری با بیان اینکه کمپین در کجاها و چگونه عمل خواهد کرد، اعلام کرد که نزدیک به ۸۰۰ مسجد در مناطق داکشینا کانادا و اودوپی هند در این کمپین فعالیت خواهند کرد.

    آن ها همچنین تصمیم گرفتند که کمپین را به مدت ۱۰۰ روز در سرتاسر این مناطق برگزار کنند که شامل برنامه های اطلاع رسانی مختلف به ویژه در مساجد خواهد بود.

    پلیس منطقه نیز اعلام همکاری کرده است.

    منبع

  • هند محموله مواد مخدر به ارزش 71 میلیون دلار کشف و ضبط کرد

    گارد ساحلی هند اعلام کرد که یک محموله بزرگ مواد مخدر به ارزش 71 میلیون دلار را از یک قایق پاکستانی در نزدیکی آب های ساحلی گجرات کشف و ضبط کرده است .

    نشریه ‘تایمز او ایندیا’ روز پنجشنبه در گزارشی نوشت: به گفته مقامات هندی این قایق از شهر ساحلی کراچی پاکستان حرکت کرده بود و در نزدیکی منطقه کوچ در ایالت گجرات توسط گارد ساحلی متوقف شد.
    گارد ساحلی هند در بیانیه ای گفت: شش خدمه این قایق بازداشت شدند. محموله این قایق شامل 194 بسته مواد مخدر است.
    این دومین کشف محموله مواد مخدر در سواحل گجرات هند در سه ماه گذشته است.
    در سال 2017 میلادی گارد ساحلی هند از یک فروند کشتی پانامایی 1500 کیلوگرم هروئین به ارزش 100 میلیون دلار کشف و ضبط کرد.

     

    منبع