Cudras

Tag: هویت

  • اعتیاد و سبک زندگی

    درک دگرگونی‌های دنیای اجتماعی و اقتصادی امروز انسان‌ها نیاز به مفاهیمی نو دارد. یکی از اصطلاحاتی که امروزه در هر حوزه‌ای می‌توان ردپای آن را دید، «سبک زندگی[۱]» است. در واقع  اصطلاح سبک زندگی معرف زندگی مدرن است، چرا که انسان باید از میان سبک‌های متفاوت زندگی انتخابی با توجه به شرایط روز خود داشته باشد. از سوی دیگر هم تمامی مسیرها برای انتخاب سبکی مناسب فراهم و هموار نیست و همین منجر به عارضه عصر مدرن شده است.

    در زندگی سنتی کار و مصرف معنایی متفاوت داشت، به‌ ویژه مفهوم مصرف امروزه با هویت گره خورده و مصرف مدرن از بسیاری جهات دارای اهمیت شده است. در واقع مصرف باعث شده تا فرایندهای شکل‌گیری هویت و ساختار سبک زندگی سنتی به کلی دگرگون شود و به دنبال تغییر فرایندهای مصرف، هویت نیز معنایی متفاوت یافته است. از این رو بروز و گسترش آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد در کشور نشان از یک مسئله اجتماعی مهم دارد و آن توجه به سبک زندگی است.

    آنتونی گیدنز[۲]، سبک زندگی را « مجموعه‌ای نسبتاً هماهنگ از همه رفتارها و فعالیت‌های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره می‌داند که مستلزم مجموعه‌ای از عادت‌ها و جهت‌گیری‌ها و بنابراین، برخوردار از نوعی وحدت است.[۳] در واقع می‌توان سبک زندگی را با مشخصات زیر برشمارد:

    • سبک زندگی الگوهایی از رفتارها و واکنش‌ها است که بین افراد تمایز ایجاد می‌کند؛
    • علاوه بر الگوهای رفتاری، سبک زندگی مجموعه‌ای از نگرش‌ها، باورها و جهت‌گیری‌های فردی است؛
    • سبک زندگی فعالیتی انتخابی و روزمره است، یعنی دارای اختیار و توان کنشگری است و فرد می‌تواند آن را در جریان زندگی خود عملی سازد؛
    • سبک زندگی دارای وحدت است، چرا که مجموعه‌ای از عادات و رفتارها را دربرمی‌گیرد که نیاز به انسجام و هماهنگی دارد؛
    • سبک زندگی می‌تواند فردی و جمعی باشد، بدین معنی که می‌توان هم می‌توان در سطح فردی ملاحظه کرد و هم در سطح اجتماعی، فرد می‌تواند سبکی متفاوت از جمع داشته باشد؛

    زمانی که سخن از سبک زندگی می‌شود، تمامی نمادهای جامعه مدرن را می‌توان بر اساس آن تعریف و آسیب‌شناسی کرد. اعتیاد به عنوان یکی از ابر معضل‌های جامعه مدرن برای زندگی امروز انسان‌ها به عنوان یک تهدید بالقوه شناخته شده است؛ اما به دلیل سیال بودن این مفهوم ظهور و بروز آن در جوامع مختلف با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متفاوت است. سبک زندگی نیز معرف همین مفهوم از اعتیاد است، آنچه باعث شده مبارزه و کنترل اعتیاد و مواد به دغدغه‌ایی جهانی تبدیل شود، گره خوردن آن با سبک زندگی افراد است.

    بنابراین، طرح مفهوم سبک زندگی بدون مفاهیمی مانند مصرف و فرهنگ مصرفی بی‌معناست، چرا که اهمیت این مفهوم در ابتلای امروز جوامع به عصر فراونی، انباشت کالاها و در واقع شکل‌گیری فرهنگ مصرفی، منجر شده تا مصرف به بخش اصلی جوامع تبدیل شود. در این میان شیوع مصرف انواع مواد و پیامدهای آن خود یکی از عناصر سبک زندگی مدرن محسوب می‌شود.

    منظور از سبک زندگی مدرن، تغییر جوامع از فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن، عبور از تابوها و باورهای فرهنگ سنتی به فرهنگ مدرن است. به عنوان مثال در فرهنگ سنتی اعتیاد زنان به عنوان امری قبیح شناخته و فرد از خانواده خود طرد می‌شد، اما امروزه با تحولات صورت گرفته نه تنها شاهد افزایش شیوع اعتیاد در زنان هستیم، بلکه به دلیل نقش‌آفرینی بیشتر زنان در جامعه، و شکست بخشی از تصورات و نقش‌های کلیشه‌ای گذشته، نگاه به زن معتاد نیز در حال دگرگونی است. هر چند تا رسیدن به جایگاه برابر با مردان بر اساس این تصور که اعتیاد یک بیماری است، فاصله زیادی وجود دارد؛ اما زنان معتاد امروز فرصت‌هایی برای بهبودی و بازگشت به جامعه را به دست آورده‌اند.

    یکی از مهمترین مصادیق سبک زندگی مدرن، نقش رسانه‌ها و فضای مجازی است. فضای مجازی ارتباطات را تسهیل و به عنوان اثرگذارترین حوزه ارتباطی امروز بشر به ویژه در نوجوانان و جوانان شناخته می‌شود. اما از سوی دیگر مخاطراتی همچون، انسان اجتماعی تنها، دسترسی به فضاهای غایب و مخفی که در گذشته به سختی در اختیار افراد بود، تغییر شکل شهرها و روابط انسان‌ها و تغییر ساختار اقتصادی و گسترش سرمایه را به همراه داشته است. فضای مجازی دسترسی به مواد مخدر را تسهیل کرده، در واقع قاچاق سنتی مواد را دگرگون و دسترسی مجازی به انواع مواد به عنوان بخشی از بازار فروش و قاچاق را تسهیل کرده است.

    همچنین سلامت روان، به عنوان یکی از مهمترین حوزه‌های که بستر شیوع اعتیاد است، در نتیجه سبک زندگی مدرن با وجود امکانات و ابزارهای مادی فراوان به چالش جدی کشیده شده است. اگر چه مدت های مدیدی است که انسان ها به مصرف مواد اعتیادآور روی آورده اند و شیوع و گسترش مصرف مواد چه در زنان و چه در مردان در جامعه مدرن را می توان با دلایلی مثل، ناهنجاری‌ها و نابرابری های اجتماعی، نابرابری اقتصادی، اختلالات شخصیتی و روانی، ضعف در فرایند جامعه پذیری در خانواده و حتی شکل خانواده عنوان کرد؛ نگاه به امر اعتیاد براساس تقدم زمانی از امری شخصی و فردی شروع و امروزه به عنوان امری اجتماعی تبدیل شده است؛ به همین دلیل سبک زندگی به عنوان نماد زندگی جمعی بشر با مفهوم اعتیاد نیز گره خورده است.

     بر اساس نظریه «آبراهام مازلو[۴]»، سلامت روانی در گرو تحقق نیازهایی مانند، نیاز به محبت و دوستی، نیاز به شناخت و احترام و نیاز به تحریک و چالش  و عدم تحقق این نیازها، جوامع را به مرز از هم پاشیدگی اجتماعی می رساند[۵]؛ و خطر اختلال های روانی را افزایش می دهد. جوامعی که دچار آنومی اجتماعی و روانی هستند، رشد روانی متناسبی با رشد جسمانی ندارند. بنابراین اختلال های روانی پیچیده ای ظهور می کند که اولین بروز آن تاب نیاوردن در مقابل مشکلات است. چنین افرادی بیشتر در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر و داروهای روان گردان قرار د ارند. در واقع اعتیاد باعث می شود فرد نقش های اجتماعی، معنوی و عاطفی خود در سطح جامعه و خانواده را به درستی ایفا نکند، و علاوه بر زندگی فردی، زندگی اجتماعی او به شدت آسیب می بیند. به نظر می‌رسد سبک زندگی مدرن بیش از همه حوزه سلامت روان افراد را با مشکل فراوانی روبرو کرده است. بشر امروز بیش از هر زمان دیگری با استرس، اختلا‎های فکری و وسواسی، رفتار اعتیادآور، اختلال‌های هیجانی، اضطراب، آشفتگی روحی روبرو است، و عدم تاب‌آوری در برابر مشکلات در برخی افراد منجر به ظهور اعتیاد شده است.

     

    پی‌ نوشت‌ها :

    [۱] Life Style

    [۲] Anthony Giddens

    [۳] نگاه کنید به کتاب: آنتونی گیدنر، تجدد و تشخص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمه ناصر موفقیان، نشر نی، ۱۳۹۰٫

    [۴] Abraham Maslow

    [۵]  D. Rowe, How to Improve youe Mental Well-being. London: Mind, 2002

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • مسیرهای ورودی و خروجی قاچاق مواد در روسیه

    قاچاق غیرقانونی و سوء مصرف مواد افیونی و امروزه مواد صنعتی و شیمیایی از نگرانی‌های گسترده روسیه است  و حتی به موضوعی امنیتی تبدیل شده است. در هر منطقه روسیه، انواع مواد به راحتی و با هزینه‌ای نسبتاً کم در دسترس است. تخمین زده می‌شود بیش از ۹۰ درصد مواد افیونی موجود در بازار روسیه از افغانستان و سایر کشورهای آسیای میانه به این کشور قاچاق می‌شود.

    به طور کلی در دسترس بودن مواد و قاچاق آن در روسیه با چند موضع مهم منطقه‌ای و جهانی گره خورده است:

    • مرزهای درهم تنیده ( به ویژه مرز میان روسیه و قزاقزستان)، باعث افزایش فزاینده حمل و نقل بار و مسافر شده است و به عبارتی مرزبانان به شدت تحت فشار این شرایط قرار دارند؛
    • سطح بالای فقر در افغانستان به عنوان بزرگترین تولیدکننده مواد افیونی در دنیا و همچنین کشورهای آسیای میانه، قاچاق مواد را برای مردمان این نواحی جذاب و پرسود کرده است؛
    • قاچاقچیانی که مشغول قاچاق مواد افیونی از افغانستان و کشورهای آسیای میانه به روسیه هستند، بازار روسیه را بسیار جذاب‌تر و سودآورتر از بازارهای محلی و داخلی می‌دانند، زیرا قیمت هروئین در روسیه ۱۵ تا ۲۰ برابر بالاتر و عموماً قاچاق هروئین بیشتر توسط گروه‌های سازمان‌یافته حوزه جرایم مواد مخدر انجام می‌شود.

    هروئین سودآورترین ماده قاچاق به روسیه است که هر روز به تعداد قاچاقچیانی که در چارچوب گروه‌های سازمان‌یافته فعالیت می‌کنند، افزوده می‌شود. به عنوان یک قاعده، با توجه به اینکه تشکیلات بسیاری از این گروه‌ها به صورت خانوادگی و در ارتباط نزدیک با دیگر اتباع مانند تاجیک‌ها، اتباع آذری و حتی کولی‌های روسی فعالیت می‌کنند؛ همین امر مانع عمده‌ای در تشخیص هویت واقعی این افراد برای ماموران مرزی و انتظامی شده است. در این رابطه یکی از نگرانی‌های عمده، بدتر شدن وضعیت امنیت در مرز تاجیکستان و افغانستان است، چرا که در سال‌های اخیر مرزبانان روسی از تأمین امنیت مرزی بین این دو کشور عقب‌نشینی کرده‌اند. همچنین، نگرانی مهم دیگر وضعیت مرزی فدراسیون روسیه با قزاقزستان است؛ زیرا، مهمترین مسیر قاچاق مواد افیونی از افغانستان به روسیه مسیر قزاقزستان است که با توجه به ناکافی بودن تعداد نگهبانان مرزی و عدم امنیت کافی در این مسیر، مقابله با قاچاقچیان سخت است.

    گفتنی است، از قاچاق گسترده کانابیس در این منطقه نیر کاسته نشده است؛ دلیل اصلی این امر هم رشد خودرو و طبیعی کانابیس در برخی از مناطق روسیه و قزاقستان است که این دو کشور را تبدیل به بزرگترین مناطق جهان در رشد خودرو و طبیعی کانابیس کرده است. بر اساس تخمین مقامات روسی حدود یک میلیون هکتار کانابیس خودرو در این کشور تولید می‌شود. از سال ۱۹۹۲ کشفیات کانابیس به طور پیوسته سالانه حدود ۸ درصد افزایش داشته و امروزه کانابیس دومین ماده پرمصرف در روسیه به شمار می‌رود.[۱]

    یکی از ویژگی‌های وضعیت مخدری فعلی فدراسیون روسیه روند رو به رشد قاچاق مواد غیرقانونی از چندین مرز به داخل این کشور است. هر چند تعداد دستگیری‌ها و مجازات خرده‌فروشان در داخل روسیه افزایش داشته، اما شبکه‌های بین‌المللی قاچاق مواد روز به روز قدرتمندتر و فعال‌تر شده‌اند؛ گویی بازیگران اصلی قاچاق مواد همچنان به صورت ناپدید و پنهان بازی خود را ادامه و سود خود را هر سال افزایش می‌دهند.

    بخش اعظم فعالیت‌های قاچاق تریاک از مسیر شمالی از طریق زمینی و از افغانستان به سوی آسیای مرکزی و سپس از آسیای مرکزی به فدراسیون روسیه انجام می‌شود. مسیر شمالی تأمین کننده تریاکی است که عمدتاً به صورت هروئین به مقصد فدراسیون روسیه قاچاق می‌شود، حال آن‌که کشورهای حوزه آسیای مرکزی سهم کمتر و کوچکتری در مسیر ترانزیت و بازار این ماده دارند. بر اساس تخمین‌ و ارزیابی‌ های صورت گرفته میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، سالانه حدود ۴۲٫۵ تا ۷۴٫۵ تن هروئین خالص از افغانستان وارد مسیر شمالی شده است.  مسیر عمده قاچاق هروئین از افغانستان به فدراسیون روسیه از طریق تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان است که این مسیر موسوم به « مسیر شمالی» است. مسیر مهمی دیگری نیز وجود دارد که کمتر مورد بهره‌برداری قرار می گیرد و آن «مسیر مرکزی» یعنی افغانستان- تاجیکستان- ازبکستان- قزاقستان است. البته گوناگونی‌هایی در مسیر قاچاق نیز وجود دارد، به عنوان نمونه برخی قاچاقچیان به طور مستقیم از افغانستان بدون عبور از تاجیکستان به کشورهای واقع در آسیای مرکزی تردد می کنند. مسیر سوم موسوم به مسیر «شمال غربی» است که از افغانستان به ترکمنستان می‌رود. به رغم نبود اطلاعات و داده هایی مرتبط با کشف مواد در این مسیر برای تأیید قاچاق مواد اما ممکن است این مسیر هم چنان فعال باشد.

    نقشه ۲) مسیرهای اصلی قاچاق مواد از افغانستان به روسیه و اروپا

    شبکه های حمل و انتقال پیشرفته که از هزاران کیلومتر مسیر ریلی و زمینی تشکیل شده‌اند، آسیای مرکزی را به فدراسیون روسیه متصل می‌کنند. تمامی کشورهای حوزه آسیای مرکزی روابط تجاری نزدیکی با فدراسیون روسیه دارند، که به شکل سنتی مقصد نهایی برای کالاهای قانونی متنوعی از جمله محصولات کشاورزی است یا کشور عمده ترانزیتی به بندرگاه‌های دریای سیاه و بالتیک است. از همین زیرساخت که برای انتقال و حمل کالاهای قانونی استفاده می‌ شود از سوی شبکه های قاچاق در تجارت و قاچاق مواد به‌ویژه هروئین مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

    در سال‌های اخیر به دلیل بهسازی و بهبود وضعیت راه‌ها و مسیرهای مواصلاتی میان ترکمنستان، جمهوری اسلامی ایران، تاجیکستان، افغانستان، قزاقستان، قرقیزستان و چین، منطقه آسیای مرکزی کاملاً به آسیا و خاورمیانه متصل شده است. در نتیجه، حدود ۸۵ درصد از محموله های هروئین توقیف شده در آسیای مرکزی در طول دوره چهار ساله ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ از طریق مسیر زمینی و به وسیله وسایل نقلیه شخصی صورت گرفته است. این در حالی است که قاچاق از طریق مسیر هوایی، پست و مسیر دریایی به نسبت ناچیز و حاشیه‌ای بوده است. بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، اکثر موارد کشفیات (۸۶ درصد) در آسیای مرکزی از طریق مسیرهای زمینی، مسیر جاده ای و یا مسیر ریلی رخ داده است. عملیات کشفیات قاچاق پستی و هوایی تنها سهم کوچکی از کشفیات در این دوره را به خود اختصاص داده است.

    نمودار ۸) کشفیات هروئین در آسیای مرکزی، از حیث شیوه حمل و نقل و تعداد موارد

    مهم ترین روش به کار گرفته شده در انتقال تریاک از طریق مسیر زمینی به فدارسیون روسیه عبارتست از استفاده از حمالان مواد مخدر، وسیله‌های نقلیه شخصی و کامیونت‌ها. طبق ارزیابی‌ها، وسایل نقلیه نظیر ماشین و کامیونت وظیفه ترانزیت نیمی از مواد مخدر را بر عهده دارند، مقداری که از سال ۲۰۱۱ ثابت مانده است. خشخاش تقریباً در اکثر اوقات به صورت زمینی در فدراسیون روسیه قاچاق می شود به ویژه پس از تحلیل روندهای موجود در زمینه میزان مصرف و قاچاق این ماده در کشورهای آسیای مرکزی. در میان سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، تعداد ۳۳ مورد عملیات کشف کاه (بوته خشک شده) خشخاش مجموعاً به وزن ۱٫۲ تن گزارش شد که از طریق مسیرهای زمینی (جاده) و در وسایط نقلیه شخصی قاچاق شده است. این در حالی است که تنها دو مورد کشفیات این ماده به وزن کمتر از ۳ کیلوگرم، در مسیر ریلی (راه آهن) در همین دوره گزارش شده است.[۲]

    همجواری روسیه با کشور تولیدکننده دوسوم مشتقات تریاک دنیا، این کشور را به یکی از بزرگترین مصرف کنندگان هروئین دنیا بدل نموده است. موادمخدر افغانستان از مسیر کشورهای آسیای مرکزی به سمت روسیه قاچاق می‌شود. تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان از جمله کشورهای ترانزیت موادمخدر به روسیه و پس از آن به سمت اروپای شرقی و کشورهای غرب اروپا هستند. امروزه نگرانی عمده برای مقامات روس، ورود انواع مواد صنعتی نظیر آمفتامین‌ها و متامفتامین‌ها از دولت‌های حوزه بالتیک، هلند، آلمان و کشورهای حوزه شرق اروپاست. مسیرهای سنتی تجارت در این منطقه همچون «جاده ابریشم» به منظور قاچاق مواد مخدر نیز استفاده می‌شود. بیشترین حجم تجارت غیرقانونی هروئین به سمت مسکو از کشورهای آسیای مرکزی از منطقه ولگا و سیبری صورت می‌گیرد.[۳]

    بر اساس گزارش سازمان ملل متحد مصرف سالیانه هروئین این کشور حدود ۷۵ تن است. تریاک قاچاق از مسیرهای زمینی و ریلی از طریق کشورهای آسیای مرکزی، حوزه بالتیک و دریای سیاه وارد روسیه می‌شود. دیگر مواد همچون کوکائین از طریق بندر سن‌پترزبورگ به روسیه وارد می‌شود. نیروهای اجرای قانون در نیمه اول سال ۲۰۱۵ میزان ۱۴ تن کشفیات موادمخدر داشته‌اند که از این مقدار ۳۴/۱ تن آن تریاک بوده است.مسیر ترانزیت موادمخدر تولیدی از افغانستان به سمت روسیه، در سال ۲۰۱۴ درآمدی بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار نصیب قاچاقچیان نموده است.[۴] علاوه بر این، موقعیت ژئوپلتیک روسیه، فضای مناسبی را برای فعالیت گروه‌های کوچک محلی گنگستری و نیز ارتباط آنان با شبکه‌های بزرگتر منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای فراهم آورده است. در این روابط گروه‌های محلی روس که تعداد آن بین ۱۰-۱۴ گروه فعال در روسیه هستند، ارتباطات را با و برای دیگر گروه‌ها ایجاد می‌کنند. این شبکه‌ها اغلب در قاچاق هروئین به بازار مصرف بزرگ اروپای غربی فعال هستند.

    [۱] Illicit Drug Trends in the Russian Federation, UNITED NATIONS Office on Drugs and Crime, Regional Office for Russia and Belarus, 2008

    [۲]. United Nation Office on Drugs and Crime, “Afghan Opiate Trafficking along the Northern Route. Vienna: Austria ”, ۲۰۱۸٫ https://www.unodc.org/documents/publications/NR_Report_21.06.18_low.pdf

    [۳]. Illicit Drug Trends in the Russian Federation, UNITED NATIONS Office on Drugs and Crime, Regional Office for Russia and Belarus, 2008

    [۴]. http://www.interfax.com/newsinf.asp?id=505009

  • اعتیاد به مثابه آسیبی در حوزه امنیت اجتماعی

    سوء مصرف مواد، موضوعی بسیار پیچیده، چند وجهی و با ابعاد جهانی است. اعتیاد بیشتر بیماری و رفتار روانی عود کننده‌ای است که همراه با اختلال در رفتار فرد بروز و شدت می‌گیرد. بر طبق گزارش منتشر شده توسط دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۰ ، ۲۶۹ میلیون نفر در سراسر جهان حداقل یکبار در سال گذشته انواع مواد را مصرف کرده‌اند. این آمار دربرگیرنده ۵٫۴ درصد جمعیت جهانی بین ۱۵ تا ۶۴ است و تقریباً از هر ۱۹ نفر ۱ نفر تجربه مصرف مواد را داشته است. از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸، تعداد تقریبی مصرف‌کنندگان مواد از ۲۱۰ میلیون به ۲۶۹ میلیون رسیده است، به عبارتی بیش از یک‌چهارم یا ۲۸ درصد افزایش آمار مبتلایان در این فاصله زمانی بوده که البته باید عامل رشد جمعیت جهانی را هم در نظر گرفت. در نتیجه آمار مصرف کنندگان مواد در جهان بیش از ۱۲ درصد رشد داشته و از ۴٫۸ درصد جمعیت بزرگسالان مصرف کننده مواد در سال ۲۰۰۹ به ۵٫۴ درصد در سال ۲۰۱۸ رسیده است.

    به دلایل مختلف  از جمله دلایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مصرف مواد بیش از دیگر رفتارهای پرخطر مورد توجه عموم قرار دارد. تجارت آن به یکی از سودآورترین تجارت‌ها در سطح جهان تبدیل شده  و این امر در حالی است که تقریباً در همه کشورها خرید و فروش و مصرف آن غیرقانونی است. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این آسیب اجتماعی زمانی عمیق‌تر درک می‌شود که بدانیم سازمان ملل متحد، پدیده اعتیاد را از جرایم سازمان یافته تلقی  و اقدام به صدور کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های مختلف برای مقابله با آن کنوانسیون‌های ۱۹۷۱، ۱۹۶۱، پروتکل اصلاحی ۱۹۷۲ و کنوانسیون ۱۹۸۸ نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد در سطح جهان و نقش مافیای منطقه‌ای و جهانی این موضوع را بسیار قابل تامل کرده است.

    اما سوء مصرف مواد، به عنوان یک آسیب اجتماعی هنگامی مطرح شد که پدیده‌های اجتماعی مانند شهرنشینی و صنعتی شدن به وقوع پیوست. ملزومات ناشی از صنعتی شدن موجب تنش‌هایی در سطوح شخصی  و اجتماعی گردید. زندگی شهری نه تنها از نقش نظارتی خانواده کاست بلکه موجب کاهش نقش نظارتی مذهب به عنوان عامل محکم معنادهی به زندگی افراد نیز شد؛ این امر منجر به از خود بیگانگی انسان شد. در واقع خواسته‌های سیری ناپذیر انسان باعث تنش ها و محرومیت‌های بیشتر شده و همین امر موجب شده تا انسان‌ها به دنبال عاملی برای آرامش و خروج از تنش زندگی شهری باشند و هنگامی که مشکلات تحمل‌ناپذیر می‌شوند به اعتیاد روی آورند. افزایش آمار اعتیاد و به دنبال آن جرم و جنایت‌های وابسته بدان باعث این آگاهی فزاینده شده که کشورها در حوزه مواد و اعتیاد با یک مسئله امنیت اجتماعی عمده روبرو هستند. امنیت اجتماعی یکی از مولفه‌های مهم امنیت ملی است که متاثر از متغییرهایی چون کنترل اعتیاد، جرم و جنایت، رشد بهداشت و افزایش سطح بهداشت سلامت جسم و روان و غیره است.

    برخی از صاحب‌نظران، امنیت اجتماعی را توانمندی جامعه برای مراقبت از خصوصیات و ویژگی‌های بنیادین خود در شرایط تغییر و تهدیدات عینی و احتمالی تعریف و برای ارتباط نزدیک میان هویت جامعه و امنیت تاکید می‌کنند. امنیت اجتماعی را می‌توان از حیث شمول و فراگیری امنیت عمومی قلمداد کرد که حوزه‌های امنیت جمعی و گروهی را می‌تواند پوشش دهد. بی‌تردید هیچ عنصری برای پیشرفت، توسعه و تکامل یک جامعه و همچنین شکوفایی استعدادها مهم‌تر از عنصر امنیت و تامین آرامش در جامعه نبوده و توسعه اجتماعی، خلاقیت و فعالیت ارزشمند، بدون امنیت امکان‌پذیر نخواهد بود.

    امروزه امنیت از جنبه‌های مختلف اجتماعی، اساسی‌ترین و کلیدی‌ترین بحث جوامع انسانی است و این امنیت می‌تواند در زمینه‌های اجتماعی، قضایی و حتی تغذیه جامعه و خانواده مطرح شود. امنیت اجتماعی از دو بعد ذهنی و عینی برخوردار است؛ در بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنی عدم تهدید برای ارزش‌های کسب شده است و در بعد ذهنی مشتمل بر نبود هراس در این است که آن ارزش‌ها مورد حمله قرار گیرد.

    وابستگی و اختلال مصرف مواد یکی از چالش‌های اساسی اکثر کشورهای جهان از جمله ایران است که به رشد اقتصادی آسیب ‌می‌زند. توسعه پایدار را ناممکن می‌سازد، پیامدهای اجتماعی و نابسامانی خانوادگی بسیار به همراه دارد و بار زیادی را بر نظام بهداشت و درمان کشورها تحمیل می‌کند. از این رو در اسناد بین‌المللی و قوانین جاری بسیاری از کشورها، ضرورت انجام اقدامات همه‌جانبه، فراگیر و قاطع با این معضل اجتماعی – بهداشتی مورد توجه قرار گرفته است.

    همچنین، نظریه‌هایی که به تببین سوء مصرف مواد پرداخته‌اند، از رویکردهای زیست‌شناختی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی استفاده کرده‌اند. از دیدگاه زیست‌شناختی، افراد از نظر فیزیولوژیکی مستعد اعتیاد هستند. برخی از افراد از نظر فیزیولوژیک استعدادی دارند که موجب می‌شود از سوء مصرف مواد لذت بیشتری ببرند و همین استعداد باعث اعتیاد آنها می‌شود. به بیان دیگر، سیستم عصبی مرکزی که عمدتاً از مغز و نخاع تشکیل شده مواد مخدر را طوری توسط انتقال دهنده‌های عصبی پردازش می‌کند که برای فرد تجربه لذت‌بخش نادری تولید می‌شود. از دیدگاه روان‌شناختی، افرادی که دارای عزت نفس پایینی بوده و مضطرب هستند، به منظور آرامش و کسب اعتماد به نفس و رهایی از تنش‌ها به مواد مخدر روی می‌آورند. افراد وابسته، بیشتر به مواد آلوده می‌شوند. این نظریه‌ها بیشتر بر تقویت‌کننده‌های مثبت و تضعیف‌کننده‌های منفی سوء مصرف مواد نیز تاکید می‌کنند. تقویت‌کننده مثبت زمانی بروز می‌کند که سوء مصرف مواد به تجارب خوشایندی مانند هیجان، لذت و تایید همسالان منتهی شده باشد. تضعیف‌کننده‌های منفی زمانی به وجود می‌آید که سوء مصرف مواد به بروز تجارب ناخوشایندی مانند درد، اضطراب، خستگی و تنهایی ختم شده باشد.

    از دیدگاه جامعه‌شناختی، ساختار فرهنگی نقش مهمی در گرایش یا عدم گرایش به اعتیاد بر عهده دارد. زمانی که هنجارهای اجتماعی تضعیف شوند، گرایش افراد به سوی مصرف مواد افزایش می‎یابد. با پیچیده‌تر شدن جامعه و تحولات اجتماعی سریع‌تر، ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی مبهم‌تر شده، به بی‌هنجاری کشیده می‌شود. در واقع ناهمسازی هنجاری، از عوامل مهم تضعیف هنجارهاست، زیرا با هشدار دادن مسئولان بهداشت و سلامت در مورد خطرات و مضرات مصرف این مواد، به دلیل تبلیغات گسترده تولیدکنندگان مواد، تعرض ساختاری پدیدار شده و افراد را به سوی مصرف تشویق می‌کند. آنومی و بی‌هنجاری فردی نیز از عوامل دیگری است که بستر مناسبی برای هدایت فرد به سمت مواد ایجاد می‌کند. متلاشی شدن ساختار خانواده‌ها به دلیل طلاق و جدایی والدین، جدایی از دوستان به دلیل جابه‌جایی  و عواملی از این دست افراد را در برابر مواد آسیب‌پذیر می‌کند. تضعیف وفاق جمعی در مورد هنجارهای پدیرفته شده اجتماعی، در این رویکرد مهمترنی عامل گرایش افراد به سمت مواد است.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است