Cudras

Tag: والدین معتاد

  • پیشگیری از مصرف مواد در دوران کودکی

    نتایج مطالعات نشان می دهند که مداخلات پیشگیرانه از دوران کودکی عوامل خطر بروز اعتیاد را برای خانواده ها و همچنین کودکان کاهش می دهد. به عنوان مثال، مادران کم درآمدی که برای اولین بار تحت مداخله‌ی کمک‌های ملی قرار گرفتند و هم در دوران بارداری و هم دو سال اول زندگی کودک تحت حمایت بودند، بدرفتاری کمتری با کودکان خود نشان می‌دهند. همچنین مشخص شده است که برخی از این مداخلات اولیه از طیف گسترده ای از سایر رفتارهای منفی پیشگیری می کنند و باعث ترویج طیف گسترده ای از رفتارهای مثبت که به طور خاص هدف برنامه های پیشگیرانه نبوده، می‌شوند. در برخی موارد، مطالعات نشان داده‌اند که مداخله اولیه در دوران کودکی حتی بر عملکرد بیولوژیکی کودکان، مانند حساسیت آن‌ها به استرس، تأثیر می‌گذارد.

    ویژگی های خاص مداخلات پیشگیرانه از اعتیاد در اوایل دوران کودکی، به طور کلی به دوره رشد کودک، خطر خاصی است که باید مورد توجه قرار گیرد و افرادی که کودک در محیط های نزدیک خود با آنها تعامل دارد، مرتبط است. معمولاً مداخلات همزمان با انتقال میان دوره‌های زندگی است، زیرا تغییراتی که در داخل و اطراف کودک در طول این انتقال‌ها رخ می‌دهد، عوامل خطر خاص و همچنین فرصت‌هایی را برای افزایش عوامل مصونیت بخش ایجاد می‌کند. باید گفت، مداخلات پیشگیرانه برای دوره قبل از تولد و نوزادی معمولاً بر روی مادران بسیار جوان و خانواده هایی متمرکز می شود که به دلیل فقر در معرض خطر اعتیاد هستند. هدف این است که شرایطی فراهم شود تا با بارداری سالم، رشد سالم مادران و فرزندانشان و رابطه سالم والدین و فرزند همراه باشد. برنامه‌ها متفاوتند اما معمولاً مادران از نظر مصرف مواد غربالگری می‌شوند، به آنها آموزش داده می شود تا اقدامات درمانی و آموزشی را انجام دهند که چگونه و چطور به خدمات اجتماعی مناسب متصل شوند. برنامه ها معمولاً بر پیوند مادر و کودک، استفاده از نظم و انضباط دائمی، ارائه نمونه ای از رفتار اجتماعی و آمادگی کودک برای ورود به دوره پیش دبستانی متمرکز است.

    نتیجه پژوهشی تحقیقاتی در دانشگاه هاروارد نشان داده است، کودکانی که والدین معتاد دارند، سه برابر بیشتر در معرض آزار جسمی، جنسی و عاطفی و چهار برابر بیشتر از همسالان خود مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند. چرا که اولویت والدین معتاد، تأمین مواد مصرفی است و برآورده کردن نیازهای اساسی فرزندان برای آنان چندان محلی از اعراب ندارد. کودکانی که زیر سایه اعتیاد والدین خود رشد می‌کنند عمدتاً دچار تأخیر در عملکرد رشد روانی و جسمی می‌شوند و این امر نشان می‌دهد کودکان معتاد، قربانی شرایط خانوادگی و سپس محیطی خود هستند. یک مطالعه نشان می‌دهد ۲۳ درصد از کودکانی که مادرانشان از اعتیاد رنج می‌برند، در طول دو سال اول زندگی خود خدمات بهداشتی معمول را دریافت نمی‌کنند و گرایش این کودکان به اعتیاد به طرز چشمگیری بالاتر از کودکانی است که شرایط عادی دارند. زیرا این کودکان در محیطی سرشار از استرس، آشفتگی، بحث و دعوا، مشکلات مالی، احساسات متغییر و محبت ناکافی زندگی می‌کنند که والدین آنها ناتوان از ارائه راهنمایی، دلسوزی، محبت و عشق  مورد نیاز برای رشد کودک خود هستند. در نتیجه ممکن است آنها برای ایجاد دوستی و جبران کمبودهای زندگی خود روابط عمیقی با دوستان خارج از خانواده خود برقرار کنند. در چنین شرایطی از آنجا که کودکان مذکور مهارت‌های موثر در زندگی مانند تاب‌آوری، حل مسئله و نه گفتن را فرا نگرفته‌اند، ممکن است رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد، بزهکاری و غیره از خود بروز داده و در واقع چنین رفتاری را واکنشی نسبت به سبک از زندگی خود بدانند.

    دوره پیش دبستانی زمانی است که بسیاری از کودکان در معرض خطر افزایش مشکلات متعدد در اوایل زندگی می شوند. بنابراین برخی از مداخلات به طور خاص والدین و فرزندان را هدف قرار می دهند. یکی از اهداف مهم برنامه های پیشگیرانه ایجاد پیوندهای مشترک قوی بین خانواده ها و مدارس است .شواهد نشان می دهد که چنین پیوندهایی سازگاری کودکان با مدرسه، پیشرفت تحصیلی، دوستی های طرفدار اجتماعی با همسالان و خودتنظیمی را تسهیل می کند. ویژگی قابل توجه برنامه هایی که این دوره از توسعه را هدف قرار می دهند، استفاده از تکنیک های تعاملی مانند ایفای نقش، جلسات بازی هدایت شده و تمرین گروه های کوچک است.

    تعدادی از برنامه‌ها بر بهبود ارتباطات بین والدین و معلمان و ارائه اطلاعات و استراتژی‌هایی برای والدین برای کمک به فرزندشان جهت مقابله با ساختار و انتظارات رفتاری کلاس و چگونگی تسهیل تعاملات مثبت با همسالان تمرکز دارند. تحقیقات نشان می‌دهد که در این دوره والدین می‌توانند به فرزندان خود کمک کنند مهارت‌ها، شایستگی‌ها و دانش ویژه دوران گذار مدرسه را توسعه دهند و در نتیجه موفقیت کودک در مدرسه را ارتقا دهند.

    دوره ابتدایی نیز کانون شکل گیری مداخلاتی برای توسعه شایستگی ها و توانایی های کودکان است. در قلب این برنامه ها فعالیت هایی وجود دارند که مجموعه ای از مهارت های تحصیلی، خودتنظیمی و اجتماعی مثبت را فراهم و رشد می دهند. برنامه ها ممکن است شامل تدریس خصوصی به خصوص در خواندن باشد، زیرا مشکلات خواندن در ابتدای دبستان یک عامل خطر برای پیدایش مشکلات تحصیلی مداوم و احتمالاً ناکامی تحصیلی در سال های بعد و مصرف مواد مخدر باشد.

    معلمان نیز کانون مداخلات برای این مرحله از رشد هستند. در چنین برنامه هایی، معلمان اغلب در مورد استراتژی های مدیریت کلاس درس آموزش می بینند. عناصر اصلی مداخله دوران کودکی مبتنی بر مدرسه شامل آموزش معلمان برای ایجاد قوانین و پاداش های واضح برای رعایت نظم، آموزش تعاملی و ترویج یادگیری مشارکتی در گروه های کوچک است.چنین رویکردی با هدف آموزش مهارت های مدیریت رفتار توسط معلمان و مدیریت احساسات و رفتارها توسط کودکان طراحی شده است. در حالی که بیشتر کودکان و خانواده‌ها از مداخلات پیشگیرانه سود می‌برند اما کودکانی که به دلیل عواملی مانند رفتارهای پرخاشگرانه اولیه، کنترل عاطفی ضعیف یا فقر شدید، در معرض خطر بیشتری برای سوء مصرف مواد قرار دارند، معمولاً بیشترین سود را از مداخلات اولیه دوران کودکی می‌برند. علاوه بر کودکان، شواهدی وجود دارد که مادران از مداخلات پیشگیرانه برای کودکان‌شان نیز سود می برند. به عنوان مثال، چندین مطالعه اثرات مثبت مداخلات پیشگیرانه را بر کاهش افسردگی مادر، کاهش مصرف مواد، پیشرفت تحصیلی و شغلی نشان داده‌اند.

  • گمشده های سیاست مخدری

    با گسترش اعتیاد به انواع مواد، ظهور جرایم مرتبط با آن و قاچاق به شکل گسترده، جامعه جهانی  و کشورهایی که به طور مستقیم درگیر هم مصرف و هم قاچاق آن بودند، به دنبال راه‌هایی برای مهار  و کنترل آن از استراتژی‌ها و روشهای مختلفی بهره جسته‌اند. اولین و مهمترین رویکرد در این حوزه مقابله با عرضه و برخورد نظامی و انتظامی بوده، امری که بسیاری از کشورها به ویژه آنهایی که در مسیر ترانزیت مواد بودند، به کار برده و ادامه دارد. اما شیوع گسترده اعتیاد در سطح جهان و ظهور انواع مواد جدید نشان داد، کنترل اعتیاد و قاچاق آن نیاز به استراتژی متوازن دارد. استژاتژی که در کنار رویکرد مقابله با عرضه، به برنامه‌های کاهش تقاضا به همان اندازه و حتی بیشتر نیز توجه کند. به طور کلی دو رویکرد اساسی در برابر مواد اعتیادآور و به طور کلی مبارزه و کنترل با اعتیاد، یکی اقدامات «کاهش عرضه» است که متوقف ساختن تولید و توزیع غیرقانونی  و قاچاق مواد را نشانه می‌گیرد و ماهیتی انتظامی و قضایی دارد؛ و دیگری رویکرد کاهش تقاضا است. بر اساس تعریف ارائه شده توسط سازمان ملل متحد، اقدامات کاهش تقاضا، تمامی عرصه‌ها از پیشگیری اولیه از مصرف مواد تا درمان مبتلایان به سوء مصرف مواد و نیز کاهش پیامدهای بهداشتی و اجتماعی ناشی از مصرف مواد را شامل می‌شود.[1] بر اساس تحقیقات و تجربیات حاصل شده، رویکرد کاهش تقاضا، طبیعتی بهداشتی و فرهنگی دارد. و این دو رویکرد مکمل یکدیگرند. چرا که اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های کاهش تقاضا، تعداد متقاضیان مواد کاهش و به تدریج از سودآوری بازار کاسته می‌شود. همچنین با کاهش ابعاد مصرف، جرائم مرتبط کاهش و در نتیجه امکان تمرکز بیشتر بر فعالیت‌های کاهش عرضه فراهم می‌شود.از سوی دیگر، اقدامات کاهش عرضه موجب کم شدن مواد در بازار شده، فشار حاصل بر مصرف‌کنندگان آنان را به سوی درمان سوق می‌دهد. نکته بسیار مهم این است که عدم دسترسی به مواد از مهمترین عوامل کمک‌کننده به پیشگیری اولیه است.

    نتایج برخی بررسی‌ها با ملاحظه رویکرد کاهش تقاضا نشان می‌دهد، در بین کشورهای اروپایی میانگین سن شروع مصرف مواد طی سال‌های اخیر کاهش داشته است و اکثر مصرف‌کنندگان از سنین 17-16 سالگی مصرف خود را آغاز کرده‌اند. این امر نشان می‌دهد، آموزش و مهارت‌های زندگی به دانش‌آموزان در معرض خطر، موجب افزایش نگرش منفی آنان نسبت به مصرف انواع مواد، سیگار، الکل و.. خواهد شد. در واقع برنامه‌های کاهش تقاضا کلیه سطوح و حوزه‌های پیشگیری، از ناپسند نشان دادن مصرف اولیه تا کاهش عواقب منفی بهداشتی و اجتماعی سوء مصرف مواد را در برمی‌گیرد. این برنامه‌ها باید با سیاست‌های جامعه در خصوص ارتقاء مهارت‌های زندگی سالم، ترویج بهداشت، بهبود رفاه و تامین اجتماعی، آموزش مهارت‌های شغلی، ایجاد اشتغال و بهبود فعالیت‌های اقتصادی، توسعه فعالیت‌های ورزشی و.. تکمیل شوند تا بتوان به اثربخشی آنها در کاهش تقاضای مواد امیدوار بود. استراتژی کاهش تقاضا به شدت به مبانی فرهنگی و اجتماعی وابسته است و از این رو جلب مشارکت مردم و نهادهای مدنی در کاهش تقاضا از همیت بالایی برخوردار است. در برنامه‌های کاهش تقاضا تلاش می‌گردد تا شیوه‌های منفی و تهدیدآمیز سبک‌های زندگی گروه‌های مهم و در معرض آسیب مانند جوانان و زنان، شناسایی و به موازات آن هوشیاری عمومی در زمینه خطرات سوء مصرف مواد افزایش داده شود. به طور کلی برنامه‌های کاهش تقاضا باید دربرگیرنده تمامی جوانب پدیده مواد باشد و از منع اولین مصرف مواد تا کاهش پیامدهای سوء اجتماعی و بهداشتی اعتیاد، پیامدهای جانبی آن و بازگشت فرد به جامعه و خدمات آموزشی، درمانی و بازپروری را در برگیرد.

    بیشتر تلاش‌ها در زمینه کاهش تقاضا در کشورهای صنعتی، یعنی کشورهای اروپای غربی، امریکا و استرالیا صورت گرفته است. سرمایه‌گذاری مربوط به برنامه‌های کاهش تقاضا از مطالعات، پیشگیری و درمان، برابر 20 دلار به ازای هر نفر در ایالات متحده آمریکا بوده است که رقم بسیار بالایی است، از سوی دیگر این رقم یک سوم کل هزینه‌هایی است که در زمینه مبارزه با مواد در این کشور صورت می‌گیرد.

    بنابراین آموزش و پیشبرد برنامه‌های پیشگیرانه می‌تواند نقش بسیار مهمی در کنترل اعتیاد داشته باشد. والدین و به طور کلی خانواده‌ها، نقش بسیار مهمی در این حوزه در بین جوانان و نوجوانان برعهده دارند. در اغلب کشورها والدین به ندرت برای این نقش مهم آموزش می‌بینند. این امر به‌ویژه زمانی مهم می‌شود که اغلب مطالعات به عمل آمده، تاثیر مثبت والدین و خانواده‌ها که از عوامل مهم تاثیرگذار بر سوء مصرف مواد  وسایر رفتارهای خطرناک جوانان را نشان می‌دهد. بین خانواده و اعتیاد از طریق وجود شاخص‌هایی در خانواده رابطه وجود دارد. در خانواده‌های گسیخته، کم‌سواد و با والدین معتاد، اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری به شکل کامل صورت نمی‌گیرد و نظم خانواده مختل می‌شود و کنترل اجتماعی چندان قوی نیست؛ بنابراین به افزایش اعتیاد منجر می‌شود.[2] البته تجربه به خصوص در سال‌های اخیر در ایران نشان داده، اعتیاد می‌تواند در خانواده‌هایی به ظاهر سالم و بدون مشکل هم بروز کند و یا برعکس در برخی خانواده‌های آسیب‌زا، فرزندان با توجه به ویژگی‌های فردی و با تکیه‌گاه‌هایی غیر از خانواده به اعتیاد آلوده نشوند.

    برنامه‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد از طرف والدین لازم است در مراحل مختلف رشد کودکان به عمل آید:

    • برنامه‌های آموزشی و حمایتی در زمان نگهداری از کودکان می‌تواندد در پیشگیری بسیار موثر باشند. حتی زمانی که برنامه‌های پیشگیری با هدف بهبود فعالیتهای والدین در آموزش و نگهداری فرزندان صورت می‌گیرند.
    • برنامه‌های پیشگیری می‌توانند در طول دوران کودکی و نوجوانی با ارائه اطلاعات با روش صحیح به گونه‌ای که نتیجه معکوس نداشته باشد و دسترسی والدین به مشورت‌های لازم، موجب بهبود ارتباط آنها می‌شود.
    • برنامه‌های پیشگیرانه بهتر است در سطح جوامع محلی و در طول سال انجام شوند تا به صورت بخشی از زندگی روزمره جامعه درآمده و به شکل یکباره و بدون تداوم انجام نگیرد. با توجه به پیچیدگی‌ها و ارتباط مشکلات مواد مخدر با سایر مشکلات اجتماعی، گنجاندن فعالیتهای پیشگیری از اعتیاد در برنامه‌هایی که برای سایر مشکلات اجتماعی طراحی شده‌اند نیز مناسب خواهد بود.

    مدارس نیز در کنار خانواده‌ها یکی از ستون‌های امر پیشگیری به حساب می‌آیند. شروع مصرف مواد برای اغلب مصرف‌کنندگان به سال‌های مدرسه باز می‌گردد.به همین دلیل ضرورت دارد، این برنامه‌ها با تغییراتی در کلیه سطوح آموزشی طراحی شوند. با توجه به ضعف آموزشهای پیشگیرانه از اعتیاد در نظام آموزش کشور به نظر می‌رسد، وجود زیرساخت‌هایی برای انجام این امر ضروری است. این زیرساخت‌ها عبارتند از:

    الف) تعهد سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان ارشد در امر آموزش کشور برای حمایت از برنامه‌ها؛

    ب) تخصیص اعتبار و امکانات لازم؛

    ج) همکاری ارگانها و نهادهای مرتبط؛

    د) مشارکت سازمان‌های غیردولتی در امر پیشگیری از اعتیاد در مدارس؛

    ه)پیش‌بینی فعالیت‌های فوق برنامه برای تقویت برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد در مدارس؛

    و)ایجاد فضای صمیمی و با نشاط با توجه به نیازهای عاطفی و روانی دانش آموزان؛

    ی) جلب مشارکت والدین، افراد نیکوکار بازنشسته و سازمان‌ها و انجمن‌های غیردولتی در برنامه‌های جلب همکاری بین بخشی به ویژه رسانه‌های عمومی برای ارائه پیام‌های پیشگیری از اعتیاد در کشور.

    [1] UN Reference Group on the Prevention and Care of HIV/AIDS among Injecting

    Drug Users (2003).

    [2] مدنی، سعید (1381): خانواده و اعتیاد، مجموعه مقالات اولین همایش آسیب‌های اجتماعی در ایران در حوزه اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، انجمن جامعه شناسی ایران.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • مهارت محافظتی تاب‌آوری در برابر مصرف مواد

    به زبان ساده تاب‌آوری به معنای تطابق مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است. شرایط ناگوار به وسیله دو گروه از عوامل خطرزا مشخص می‌شود: شرایط چالش برانگیزی مانند مصرف مواد توسط والدین و ضربه مانند تجربه خشونت در خانواده یا جامعه یا مرگ عزیزان. در شرایط چالش‌برانگیر تاب‌آوری مهارتی مناسب برای پشت سر گذاشتن مشکلات زندگی حتی وقتی که شرایط نامطلوب  و سخت وجود دارد، است. بنابراین مهارت تاب‌آوری به انسان کمک می‌کند تا به طور موفقیت‌آمیز شرایط نامطلوب را پشت سر گذاشته  و با آنها تطابق یابد؛ به نحوی که در مواجهه با مشکلات زندگی توانایی تحلیل و حل آن را داشته باشد.

    گفتنی است تاب‌آوری ویژگی یا خصلتی نیست که برخی دارای آن باشند و برخی آن را نداشته باشند، در واقع تاب‌آوری روابط تعاملی بین انسان و محیط است. تاب‌‌آوری اشاره به ایستادگی در برابر خطر دارد اما یک پدیده تدریجی است و انباشت خطر می‌تواند حتی تاب‌آورترین افراد را در معرض آسیب قرار دهد. بنابراین توانایی درونی فرد برای پاسخ به عوامل و شرایط خطرآفرین مانند اعتیاد و دیگر آسیب‌های اجتماعی تاب‌آوری است. وجود عوامل محافظتی پیشگیری از اعتیاد در زندگی به ویژه جوانان مانند ارتباط قوی خانواده بر رفتارهای فرزند، نظارت موثر خانواده بر رفتارهای فرزند، پیوند عاطفی قوی با والدین، وجود قوانین و استانداردهای مشخص خانوادگی در خصوص عدم مصرف مواد، مهارت‌های قوی فرزندپروی و … می‌تواند نقش بسیار مهمی در کاهش مصرف مواد و پیشگیری اولیه از آن داشته باشد. به کارگیری و آگاهی از عوامل محافظتی مصرف مواد در خانواده باعث رشد تاب‌آوری در جوانان می‌شود. کودکان و نوجوانان تاب‌آور در مقابله با عوامل فشار زا در زندگی‌شان از توان و تاب بالاتری برخوردارند، زیرا که آنها برای به حداقل رساندن تاثیرات منفی  و حفظ اعتماد به نفس  و دسترسی بیشتر به فرصت‌ها و امکانات از توانایی بیشتری برخوردارند.

    عوامل موثر در تاب‌آوری نوجوانان در مقابل مصرف مواد عبارتند از:

    دلبستگی و پیوند: توانایی کودک و نوجوانان جهت برقراری رابطه صمیمی و قابل اعتماد با فرد دیگری و از جمله والدین خود، عامل مهم تاب‌آوری به شمار می‌رود. در نبود ایجاد فرصتی برای دلبستگی فرد با والدین  یا وابستگی‌های شدید والد / فرزند، احتمال گرایش جوانان به مصرف مواد افزایش می‌یابد.

    داشتن هدف در زندگی: بررسی نشان داده‌اند که داشتن آرزو، تعهد به طرح و برنامه‌ای بلندمدت  و توانایی به تاخیر انداختن خواسته‌ها نیز در تاب‌آوری جوانان مهم است. چنین به نظر می‌رسد که توانایی پیشبرد اهدافی بلند مدت در محافظت جوانان در برابر تصمیمات فاجعه‌آمیز زندگی بسیار با اهمیت است. داشتن هدف در زندگی از عوامل مهم تاب‌آوری در برنامه‌ریزی موفقیت‌آمیز زندگی برای دانشجویان است.

    روابط عمیق با والدین: داشتن یک رابطه‌ی بین فردی مثبت با یکی از والدین، عامل اصلی محافظتی در برابر مصرف مواد است. در بیشت مواقع والد مواقب از فرزندان مادر است. بنابراین ویژگی های مادرانه مهم و جدی است. بر اساس نتایج تحقیقات مادران شایسته‌ای که مهربان و با اعتماد به نفس هستند، دست به تنبیه نمی‌زنند و از مهارت‌های رهبری برخوردارند، فرزندانی تربیت می‌کنند که احتمال بزه‌کار شدن یا مصرف مواد در آنها بسیار کمتر است.

    قوانین و استانداردهای سوء مصرف مواد والدین: نارضایتی والدین از مصرف مواد فرزندان و تعیین استانداردهای روشن برای عدم مصرف مواد، عامل محافظتی مهمی به شمار می‌رود. بر اساس نتایج مطالعات، نوجوانان دوازده ساله‌ای که از 10 یا 11 سالگی والدینشان به آنها اجازه دادند در خانه الکل بنوشند، در محیط‌های بدون نظارت بیشتر الکل مصرف می‌کنند، تا جوانانی که والدینشان به آنها اجازه‌ی نوشیدن الکل در خانه را نمی‌دادند.

    توقع زیاد والدین یا خانواده درباره‌ی عملکرد فرزند: توقعات زیاد از فرزندان از سوی والدین از جوانان، عامل محافظتی مهمی در برابر مصرف مواد است. جوانانی که والدینشان این نگرش را در آنها به وجود آورده‌اند که هر چه برای موفقیت نیاز دارند، در اختیار آنهاست، احتمال مصرف الکل و مواد دیگر در آنها کمتر است. هرچند انتظارات باید متناسب با سطح رشد باشد، در غیر اینصورت ممکن است فرزند با عدم اعتماد به نفس و بحران شکست در زندگی روبرو شود.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • خانواده و آموزش پیشگیرانه کودکان

    اگر پدر و مادر هستید به احتمال زیاد در مورد چگونگی آموزش آشنایی با مواد و مضرات آن با فرزند خود فکر کرده‌اید. اگر در خانه‌ای رشد و پرورش داشتید که فقط منع مصرف آموزش داده شده و در مدارس تنها برنامه آموزش « مقاومت در برابر سوء مصرف مواد»[1]  آموخته باشید، خوب می‌دانید تجربه شما از مواد درباره آنچه به شما گفته شده یا آنچه آموخته‌اید بسیار متفاوت است.

    داشتن اطلاعات و باور غلط در مورد مواد در بهترین حالت آزار دهنده و در بدترین حالت کشنده است. کودکی را تصور کنید که به او گفته می‌شود فقط به هروئین و بنزودیازپین‌ها نه بگویید. در ادامه برای آن کودک چه اتفاقی می‌افتد اگر خود را یک روز در یک مهمانی یا در جمع دوستانش پیدا کند در حالی که مصرف زاناکس و اکسی‌کدین به او پیشنهاد می‌شود؟ آنها از کجا می‌دانند مصرف ترکیبی این دو دارو خطر مرگ را برای او به همراه خواهد داشت؟ امروزه در بسیاری از جوامع به دلیل عدم آموزش کافی در مورد داروهای اعتیادآور و طراحی برنامه‌های ناقص، مشاهده شده مشکلات بسیاری در خانواده و جامعه به ویژه برای نوجوانان در حال ظهور است.

    کودکان اغلب از والدین خود سوالاتی در مورد مصرف کنندگانی از مواد که در رسانه ها و تلویزیون می‌بینند، می‌پرسند. برای والدین این سوالات باید به مثابه فرصتی برای گفتگو درمورد چگونگی درک منفی جامعه از افراد مصرف کننده مواد مخدر باشد. این مکالمات در خانواده معمولاً توسط فرزندان با دیدن تصویری از شخصی که اخبار نادرست در مورد او وجود دارد یا با انگ و طرد اجتماعی روبرو شده است، شروع می‌شود؛ در این شرایط والدین باید توضیحاتی دقیق و صحیح در مورد مشکلی که فرد با آن درگیر است، بدهند.

    در این شرایط از آنجا که خود والدین هم آگاهی و آموزش دقیق از این حوزه ندارند، معمولاً با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اگر والدین کودک دارای تحصیلات و ارتباطات مرتبط با افراد معتاد باشند، مجموعه‌ای از روش‌ها را فرا خواهد گرفت که با استفاده از آنها می‌تواند اطلاعات خود را تکمیل کند. در مقابل اگر والدین کودکی آگاه نباشند و در عین حال والدین او معتاد نیز باشند، به او احساس ریاکاری از رفتار والدین دست می‌دهد، چرا که اکثر والدین در این شرایط سعی دارند تا اعتیاد خود را پنهان کنند یا اینکه در مورد مضرات و پیامدهای مصرف مواد به صورت منع‌گرایانه صحبت می‌کنند که نتیجه آن بی‌اعتمادی فرزندان به والدینشان است. در واقع فرزندان با دریافت اطلاعات متناقض و گیج کننده از والدین، معلمان، رسانه ها، همسالان و فرهنگ عامه جامعه خودشان را در برابر چالشی می‌بینند که نگرش دقیق در مورد اعتیاد و مواد برای آنها حاصل نشده است.

    والدین چگونه با فرزندانشان درباره محافظت از خود در برابر مصرف مواد سخن بگویند:

    • همانطور که به فرزندان خود درباره نحوه دوچرخه سواری، درست غذا خوردن و نحوه استفاده از کلاه ایمنی آموزش می‌دهید، به آنها نیز در مورد انواع مواد و داروهای اعتیادآور آموزش دقیق بدهید.
    • از آنجا که ریسک‌پذیری بخشی از زندگی کودکان و نوجوانان است، اغلب آنچه را آنها نیاز دارند بیان نمی‌کنند و تنها درصدد تامین آن برمی‌آیند، آنها از قضاوت هراس دارند. از این رو نباید طوری رفتار کرد تا فرزندان مخفیانه کارهای خود را انجام دهند، به کودکان باید این اطمینان را داد که بدون اینکه مجازات شوند می‌توانند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند.
    • باید دانست بحث در مورد اعتیاد و مواد مخدر با هر فردی به ویژه کودکان ممکن است خودمختاری، استقلال و رضایت شخصی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید در مورد مصرف مواد یا نوشیدن الکل به نحوی صحبت کرد که تاثیر مصرف آنها بر زندگی کودکان مجسم شود. به عنوان مثال لازم است تا آنها اطلاعاتی در مورد نالوکسون و زاناکس داشته باشند و بدانند چه میزان از مصرف ممکن است به اعتیاد یا مرگ منجر شود.
    • والدین زمانی که می‌خواهند در مورد مضرات مصرف مواد سخن گویند، بهتر است با استفاده از سوالاتی از فرزندان به او کمک کنند تا رفتار و دیدگاهش را با ارزش‌ها و اهداف خود در زندگی مطابقت دهد؛ به نحوی که عدم مصرف مواد برای او امری درونی شود.

    [1] DARE: Drug Abuse Resistance Education

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • بهبود زنان مصرف کننده در پرتو عدالت ترمیمی

    در بیشتر جوامع برخی از گروه‌های اجتماعی، امکان آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به دیگر گروه‌ها دارند. دلایل این امر گاهی سن این گروه‌ها مانند کودکان و نوجوانان؛گاهی نوع طبقه اجتماعی مانند فرادست و فرودست و حتی گاهی جنسیت مانند «زن بودن» است که می‌تواند عامل مهم آسیب‌پذیری بیشتر و قرارگیری در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی باشد. این امر به ویژه در ساختارهای اجتماعی  و فرهنگی تبعیض‌آمیز و وجود نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی بسیار بیشتر دیده می‌شود. از این رو ارائه خدمات اجتماعی جهت ترمیم و بهبودی به ویژه زنان مصرف کننده امری ضروری است. باید گفت زنان مصرف‌کننده مواد غیرقانونی، در فرایند درمان و پیشگیری از عود مجدد مصرف، وضعیت یکسانی ندارند، اما همه‌ی آنها برای ادامه زندگی فردی و اجتماعی و جذب در جامعه شدن، نیاز به حمایت‌های اجتماعی دارند. حمایت‌های اجتماعی از جمله مفاهیم کلیدی عدالت ترمیمی است که نقش وجود حمایتهای اجتماعی را بر تغییر رفتار زنان مصرف کننده مواد در جهت سلامت روان  و بازگشت به جامعه بسیار مهم می‌داند.

    در نوشتار قبل با عنوان «اعتیاد و نظام عدالت ترمیمی» به پنج اصلی پرداخته شد که محوریت همه مشارکت و اجماع همه افراد جامعه در کنار دولت جهت بهبود و ترمیم آسیب‌های اجتماعی است. مسئله بهبود، ترمیم و حمایت زنان مصرف کننده مواد یکی از اهداف عدالت ترمیمی در درمان و پیشگیری از اعتیاد است. چرا که تجربه نشان داده، خطر ابتلای کودکان به انواع مواد در خانواده‌های دارای والد معتاد بسیار بیشتر است. از این رو کمک به بهبودی و بازگشت زنان مصرف کننده به جامعه یکی از مهمترین محورهای کاهش شیوع اعتیاد به شمار می‌رود.

    برای تغییر رفتارهای پرخطر زنان مصرف‌کننده مواد و بازگشت آنان به زندگی سالم و بدون ننگ اجتماعی، علاوه بر امکانات بهداشتی و درمانی، به عوامل اجتماعی نیز نیاز است. سلامتی و بهبود زنان مصرف کننده مواد در گرو چندین عامل مهم است که مهمترین آنها عبارتند از:

    • درآمد و پایگاه اجتماعی: یکی از مهمترین محورهای عدالت ترمیمی، حمایت از افراد معتاد پس از درمان و فراهم کردن شرایط زندگی مناسب و بدون طرد اجتماعی است. به نظر می‌رسد این امر در مورد زنان مصرف کننده بسیار مهمتر باشد. میزان درآمد، تامین مسکن، مواد غذایی خوب و کافی، دسترسی به پزشک و پرداخت هزینه‌های درمانی موجبات بهبودی زندگی زنان را فراهم می‌کند.
    • سواد و آموزش: به نظر می‌رسد وضعیت سلامت زنان با ارتقای سطح آموزش آنان بهبود می‎یابد؛ زیرا توانایی آنها را برای دسترسی به اطلاعات و فهم آنها افزایش داده و به حل مشکلات آنان کمک و امکان یافتن شغل بهتر و درآمد بیشتر را فراهم می‌کند.
    • فرایند رشد دوران کودکی: رشد جسمی و روانی فرد تحت تاثیر ویژگی‌های محیطی مانند سطح سواد پدر و مادر، تغذیه خوب، میزان درآمد خانواده و امکان دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی است که در آن رشد یافته است.
    • ژنتیک: یکی از عوامل مهم تعیین‌کننده سلامت، ژنتیک است. چرا که عوامل ژنتیکی زمینه‌ساز برخی بیماری‌ها است.
    • محیط اجتماعی: محیطی که زنان در آن زندگی می‌کنند، وجود انجمن‌ها و تشکلات زنان برای حمایت از یکدیگر و ارزشها و هنجارهای موجود و تلاش در جهت کاستن از تبعیض‌ها در سلامت زنان بسیار مفید است.
    • جنسیت: نقش‌ها و مسئولیت‌هایی که زنان در جایگاه همسر و مادر بر عهده می‌گیرند بر سلامت و دسترسی آنها در خدمات درمانی و برخورداری از سلامت کامل تاثیر می‌گذارد.

    تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت برای زنان و به ویژه زنان مصرف کننده مواد از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا زنان نقش‌ها و مسئولیت‌های متفاوتی بر عهده دارند. و همین امر مولفه‌های بهبودی زنان مصرف کننده را با مشکل روبرو کرده است. بر اساس مطالعات انجام شده، غالباً زنان برای حل مشکلات عاطفی به مصرف مواد روی می‌آورند. همچنین زنان به خاطر فرزندشان، ورود به دوره درمان و بهبودی را نسبت به مردان به تاخیر می‌اندازند و دیرتر از مردان خود را از جمع مصرف‌کنندگان مواد جدا می‌کنند. این مشکلات نشان از وجود تفاوت‌ها میان زنان و مردان  و همچنین میان خود زنان در حوزه آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد دارد.

    در بررسی‌های انجام شده وجود موانعی در بسیاری از جوامع مانع بهبودی و ترمیم وضعیت زنان مصرف‌کننده مواد شده است. بخشی از این عوامل مربوط به تفاوتهای زیستی و جنسی دو جنس زن و مرد می‌شود و بخشی مربوط به موانع ساختاری است. وجود خدمات و حمایت‌ها در جامعه غالباً تحت تاثیر عواملی است که در اختیار زنان نیست. گاه به دلیل ضعف مشارکت و ارتباط میان دولت و جامعه اطلاعات کاملی از نیازهای زنان به ویژه در حوزه سلامت جهت سیاستگذاری و برنامه‌ریزی وجود ندارد. در نتیجه برنامه‌ها در جهتی حرکت می‌کنند که بیشتر نگاه مردانه دارند و زنان در دسترسی به خدمات مورد نیاز با محدودیت‌هایی روبرو هستند.

    همچنین عوامل فرهنگی – اجتماعی مانند وابستگی زنان به مردان در تامین هزینه‌های زندگی ترسی را در مورد از دست دادن شریک زندگی در زنان رشد می‌دهد که گاه موجب می‌شود برای غلبه بر آن، مصرف مواد را شروع و ادامه دهند. ترس از دست دادن فرزندان یکی دیگر از مشکلات روانی مادران است. حتی گاهی زنان به دلیل مصرف مواد خود را سزاوار سرزنش می‌دانند و اعتماد به نفس پایین آنها  درکنار انگ مادر یا زن خود نبدون توسط خانواده و جامعه، باعث پنهان کردن مصرف مواد از سوی زنان شود و همین زنان حمایت خانواده را برای تامین هزینه‌های، نگه‌داری فرزندان و حمایت‌های عاطفی برای درمان را از دست دهند.

     

    در چارچوب عدالت ترمیمی جهت گسترش بهبود  و ترمیم وضعیت زنان مصرف کننده مواد، به نظر می‌رسد توجه به اصول زیر در ارائه حمایت‌های اجتماعی توسط دولت و موسسات خصوصی و غیردولتی ضروری است:

    • توجه به تفاوت‌های میان زنان و مردان؛
    • در اولویت قرار دادن مشکلات مربوط به سلامت زنان؛
    • اهمیت روابط شخصی در زندگی زنان، به ویژه زنان دارای شوهران معتاد؛
    • انتظارات و نگاه جامعه به زنان؛
    • توجه به توانمندی‌های زنان در درمان و پیشگیری از اعتیاد؛
    • آموزش زنان و دختران در مورد موضوعات و مشکلات مخصوص زنان.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
    
    برای مطالعه مقاله قبلی با موضوع  «اعتیاد و نظام عدالت ترمیمی» کلیک کنید