Cudras

Tag: پیشگیری غیرکیفری

  • چالش پیشگیری وضعی از جرایم مواد مخدر

    پیشگیری از جرم همواره از مهمترین دغدغه های جرم شناسان و متخصصان علوم جنایی بوده است. طبق بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی یکی از وظایف قوه قضائیه «اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم…» است. برابر ماده۱ قانون پیشگیری از وقوع جرم مصوب ۲۱/۰۶/۱۳۹۴ مجمع تشخیص مصلحت نظام،پیشگیری از وقوع جرم عبارت است از پیش‌بینی، شناسایی و ارزیابی خطر وقوع جرم و اتخاذ تدابیر و اقدامات لازم برای از میان بردن یا کاهش آن. برابر ماده۳ این قانون، در اجرای وظایف زیر، شورای عالی پیشگیری از وقوع جرم تشکیل می‌شود:

    ۱ـ تقسیم کار ملی در چهارچوب وظایف و مأموریت‌های قوای سه‌گانه کشور و اتخاذ تدابیر مناسب برای هماهنگی و توسعه همکاری بین دستگاههای مسؤول در امر پیشگیری؛

    ۲ـ تعیین راهبردها، سیاست‌های اجرائی و برنامه‌های ملی پیشگیری از وقوع جرم در چهارچوب قوانین و سیاست‌های کلی نظام؛

    ۳ـ بررسی و تصویب برنامه‌های کلان برای گسترش فرهنگ، ایجاد زمینه‌های مشارکت مردم و نهادهای دولتی و غیردولتی در امر پیشگیری از وقوع جرم و حمایت از آنها؛

    ۴ـ بررسی و اتخاذ تصمیم جهت شناسایی زمینه‌ها و علل وقوع جرم، کاهش آسیبهای اجتماعی و ارزیابی نتایج اجرای طرحها و برنامه‌های ملی پیشگیری، سنجش و پیگیری عملکرد نهادهای مسؤول در این زمینه؛

    ۵ ـ اتخاذ سیاست‌های موردنیاز در جهت حمایت از بزه‌دیدگان و محکومان و خانواده آنان و اصلاح و جامعه‌پذیری محکومان و برخورداری آنان از زندگی شرافتمندانه.

    از جنبه علمی، محققان پیشگیری را به دو دسته پیشگیری کیفری و پیشگیری غیرکیفری طبقه بندی می کنند و پیشگیری کیفری نیز به دو نوع پیشگیری عام (بازدارندگی عمومی) و پیشگیری خاص (پیشگیری از تکرار جرم) تقسیم می شود. پیشگیری غیر کیفری که پیشگیری به معنای مصطلح در جرم شناسی فنی و حقوقی است خود به دو نوع پیشگیری وضعی (وضعیت مدار یا موقعیت مدار) و پیشگیری اجتماعی یا خِرَدمدار تقسیم می گردد.[۱]

    پرسش این است که آیا اشکال مختلف پیشگیری وضعی در مورد جرایم مواد مخدر که از جرایم بدون بزه دیده توأم با تراضی طرفین است قابل اعمال است یا خیر؟

     

    امکان سنجی پیشگیری وضعی از جرایم مواد مخدر

    از چند دهه قبل، رهیافت جدیدی سیاست جنایی در بعد پیشگیری از جرم را تحت تأثیر قرار داده که محور اصلی آن توجه و تکیه بر بزه دیده و به عبارت دقیق تر آماج و هدف جرم است؛ زیرا گفته شده که در وقوع یک جرم، همگرایی و تقارن سه عنصر لازم و واجب است و در غیر این صورت وقوع جرم مورد نظر ممتنع خواهد بود. این سه عنصر عبارتند از : وجود یک مرتکب با انگیزه، نبودن مانع و رادع مؤثر، و وجود یک آماج و هدف مستعد و محافظت نشده.[۲] این رهیافت جدید که سعی دارد با اتکا بر این جنبه یا ضلع از مثلث اشاره شده، یعنی بزه دیده، به تبیین پیشگیری از جرم بپردازد در آثار جرم شناسان زبان فارسی تحت عنوان «پیشگیری وضعی از جرم»[۳] معرفی شده و یکی از اشکال آن، ایجاد مانع بر سر راه برقراری تماس بین «بزهکار بالقوه و بزه دیده بالقوه» است.

    بنابراین پیشگیری وضعی شیوه ای است که با تغییر وضعیت فردِ در معرض بزهکاری و بزه دیدگی و یا تغییر شرایط محیطی مانند زمان و مکان، در صدد است از ارتکاب جرم توسط فرد مصمم به انجام جرم، جلوگیری کند. به بیان دیگر، همانگونه که گفته شده، در این روش، شرایط و اوضاع و احوال ماقبل جنایتی مطمح نظر قرار می گیرد خواه با اعمالی برای تقلیل موقعیت های ارتکاب جرم، خواه با اعمالی به منظور افزایش بیم خطر برای بزهکاران.[۴] در واقع گاه با حمایت از فرد یا چیزی که در معرض بزه دیدگی قرار گرفته از تحقق جرم جلوگیری می شود و گاه با تغییر شرایط محیطی امکان تحقق جرم منتفی یا دشوار می شود.[۵]

    از کارآمدترین اشکال پیشگیری وضعی، ایجاد مانع  در سر راه برقراری تماس بین بزهکار بالقوه و بزه دیده بالقوه است.[۶] چرا که آسیب پذیری بزه دیده یا آماج های جرم از عوامل موثر در بزهکاری است. با وجود این، پیشگیری وضعی، در مرحله عمل نیازمند قصد جدی بزه دیده بالقوه و همکاری او جهت اجرایی کردن شیوه های پیشگیری است. این امر در جرایم بدون بزه دیده – خصوصاً در خرید و فروش و مصرف مواد مخدر – با چالش جدی روبروست چون به عنوان نمونه معاملات مواد مخدر با تراضی طرفین صورت می گیرد و در واقع هر دو طرف جرم، کنشگری فعال در ارتکاب جرم دارند و هیچ یک از دو طرف نه تنها قصد و انگیزه ای برای پذیرش و اجرای تدابیر پیشگیرانه ندارند، بلکه با همکاری یکدیگر موانع سر راه برقراری تماس با یکدیگر را خنثی کرده و اقدام به ایجاد جاذبه می کنند. به عنوان نمونه زمان و مکانی را برای انجام معامله و رد و بدل کردن پول و مواد مخدر انتخاب می کنند که شهروندان یا پلیس به آن مشکوک نشده و جرم آنها کشف نشود. بالاتر از این حتی اگر اقدامات مداخله ای از جانب نیروهای مسئول هم انجام گیرد، طرفین سعی در خنثی سازی این اقدامات و گرفتار نشدن در آن وضعیت خواهند داشت.

     

    نتیجه

    بنابراین، روش های پیشگیری وضعیت مدار کارآیی چندانی در مورد مواد مخدر ندارد و در این خصوص باید از سایر روش های پیشگیری از جرم مانند پیشگیری اجتماعی استفاده کرد. پیشگیری اجتماعی مجموعه اقدام‌های پیشگیرانه است که بر کلیۀ محیط‌های پیرامون فرد که در فرایند جامعه‌پذیری نقش داشته و دارای کارکرد اجتماعی هستند تأثیر می‌گذارد. این روش پیشگیری از جرم با تمرکز بر برنامه‌های تکمیلی، سعی در بهبود بهداشت زندگی خانوادگی، آموزش، مسکن، فرصت‌های شغلی و اوقات فراغت دارد تا محیطی سالم و امن ایجاد نماید. در حقیقت پیشگیری اجتماعی به طور مستقیم یا غیرمستقیم هدف تأثیرگذاری بر شخصیت افراد است تا از سازماندهی فعالیت خود، حول محور انگیزه‌های بزهکارانه پرهیز کنند.

    بی تردید اتخاذ تدابیری که در سیر فرایند رشد اطفال و نوجوانان زمینه جامعه پذیری فرد را فراهم کند، بهترین و مطمئن ترین روش پیشگیری از جرایم مواد مخدر بویژه اعتیاد است که بیشترین زمینه گرایش افراد به سمت مصرف مواد مخدر هم ناسازگاری با جامعه و وجود خلأهای شخصیتی و تعاملات اجتماعی است.

     

    پی‌نوشت‌ها

    صفاری، علی، مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی، ۱۳۸۰ ، شماره ۳۳ و۳۴

    گسن، ریموند، جرم شناسی کاربردی، ترجمه مهدی کی نیا، تهران، ناشر: مترجم، ۱۳۷۰

    میرخلیلی، سید محمود، پیشگیری وضعی از نگاه آموزه های اسلام، فصلنامه فقه و حقوق، شماره ۱، ۱۳۸۳

    رزن بام، دنیس و دیگران، پیشگیری وضعی از جرم، ترجمه موسی الرضا پرویزی، مجله حقوقی و قضایی دادگستری، شماره ۳۲، ۱۳۷۹

    روزنامه رسمی، شماره ۲۰۶۱۲ ، سال هفتاد و یک، مورخ ۲۰/۰۷/۱۳۹۴

    Choen, L.& Felson, M.,“Social Change and Crime Rate Trends: A Routine Activity approach”. American Sociological Review, 1979, no.44

    [۱] . صفاری، علی، « مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم » مجله تحقیقات حقوقی، ۱۳۸۰ ، شماره ۳۳ و۳۴ ، ص ۲۷۷ تا ۲۸۴

    [۲].  Choen, L.& Felson, M.,“Social Change and Crime Rate Trends: A Routine Activity approach”. American Sociological Review, 1979,no.44, P: 588-608

    [۳] . prevention crime situational

    [۴] . ریموند گسن، جرم شناسی کاربردی، ترجمه مهدی کی نیا، تهران، ناشر: مترجم، ۱۳۷۰، ص ۱۳۰

    [۵] . سید محمود میرخلیلی، پیشگیری وضعی از نگاه آموزه های اسلام، فصلنامه فقه و حقوق، شماره ۱، ۱۳۸۳، ص ۶۰

    [۶] . رزن بام، دنیس و دیگران، پیشگیری وضعی از جرم، ترجمه موسی الرضا پرویزی، مجله حقوقی و قضایی دادگستری، شماره ۳۲، ۱۳۷۹، ص ۱۷۲

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • از سیاست جنایی مشارکتی تا پیشگیری از اعتیاد

    در ابتدای قرن بیستم با گسترش مصرف و تجارت مواد مخدر، ظهور انواع مواد جدید، گسترش مسیرهای ترانزیت و سازمان‌یافتگی قاچاق مواد، فرایند مبارزه  و کنترل مواد در حوزه گفتمان قضایی و برخورد کیفری و جنایی خلاصه می‌شد؛ با گذشت زمان نتایج این سیاست نشان داد به تنهایی با به کارگیری استراتژی کاهش عرضه نمی‌توان، فرایند اعتیاد را که دائماً در حال تغییر است را کنترل کرد؛ از این رو طیفی از استراتژهای مبارزه و کنترل اعتیاد و مواد تجویز و به کار برده شد. یکی از موثرترین این استراتژی‌ها، حوزه کاهش تقاضا و پیشگیری است. به گونه‌ای که امروزه حتی در سیاست‌های جنایی و قضایی سعی بر به کارگیری روش‌های پیشگیرانه در وقوع جرم می‌شود.

    از سویی دیگر، در دوره معاصر رشد روز افزون پدیده مجرمانه، همراه با ظهور اشکال و حجم‌های نوین و متنوع بزه و بزهکاری، بحران ناتوانی و ناکارآمدی و عدم موفقیت نظام عدالت کیفری در به‌کارگیری صرف ضمانت اجرای کیفری در زمینه پیشگیری از وقوع جرم و مقابله با بزهکاری، لزوم افزایش و تقویت عملکرد برنامه‌های سیاست جنایی و سایر عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جرم‌شناختی باعث جلب توجه به واقعیت مشارکت جامعه مدنی در برنامه‌های سیاست جنایی شده است و گرایش جدیدی از سیاست جنایی بر پایه مشارکت جامعه مدنی هر چه وسیع‌تر  و فعال ارکان جامعه مدنی اعم از بزهکار، بزه‌دیده و به ویژه مردم در مراحل مختلف تدوین و اجری سیاست جنایی، خصوصاً در مرحله اجرای آن یعنی، مرحله پیشگیری از وقوع جرم و مرحله واکنش به پدیده مجرمانه در دیدگاه‌های کیفری مطرح نموده است که از آن به عنوان «سیاست جنایی مشارکتی» نام برده می‌َشود. باید تاکید کرد، لایه اولیه سیاست جنایی یک کشور را سیاست جنایی تقنینی تشکیل می‌دهد. در ایران با توجه به مقررات جرایم مواد مخدر می‌توان گفت متولی و مرجع اصلی سیاستگذاری در این خصوص مجمع تشخیص مصلحت نظام است. سیاست جنایی تقنینی در کشور تا قبل از اصلاحات سال ۱۳۸۹ و ۱۳۹۶ مبتنی بر شدت مجازات‌ها نظیر اعدام و حبس ابد بود. اما با اعمال اصلاحات علاوه بر اینکه فرد معتاد را با شرایطی مشخص یک بیمار دانسته و به او فرصت ترک و بازگشت به جامعه را می‌دهد؛ در اصلاحیه سال ۱۳۹۶ تعدیل‌هایی در مجازات اعدام نیز لحاظ شد.

    بنابراین، امروزه به نظر می‌رسد استفاده از سیاست جنایی در معنای وسیع خود می‌تواند در حوزه کنترل مواد مخدر و اعتیاد بسیار راهگشا باشد. در واقع سیاست جنایی، مجموعه روش‌هایی است که دولت و جامعه با توسل به آنها پاسخ‌های خود را به پدیده مجرمانه سازمان می‌بخشد. سیاست جنایی مجموعه تدابیر متنوع کیفری و غیرکیفری است که دولت  و جامعه مدنی به طور مستقل یا با مشارکت یکدیگر(سیاست جنایی مشارکتی)، در برخورد با جرم و انحراف در پیش می‌‌گیرند. می‌توان گفت، دولت‌ها با توجه به مبانی سیاسی، حقوقی، فرهنگی و ارزشی خود، مدل‌های مختلف سیاست جنایی را ترسیم می‌کنند؛ به این معنا که دولت‌ها اساساً پاسخ‌های متفاوتی به سیاست‌های جنایی خود در برابر پدیده‌های مجرمانه اتخاذ می‌کنند. مواد مخدر، اعتیاد و جرایم مرتبط با آن یکی از مسائل « وخیم» جهان است که دائماً در حال تغییر و فرایندشدگی است. از این رو دولت‌ها  جهت کنترل و اعمال سیاست در این حوزه نیاز به مشارکت تمامی نهادها و آحاد جامعه دارند.

    به طور کلی قوانین داخلی تمام کشورها در حوزه جرم و بزه بر پایه سیاست جنایی تقنینی بنا شده است. در حوزه مواد مخدر و اعتیاد نیز در کشور ما سیاست جنایی قانونگذار در قانون مبارزه با مواد مخدر و اصلاحیه‌های آن مبتنی بر جرم بودن عمل اعتیاد فرد و سیاست کیفری و سرکوب به ویژه در حوزه قاچاق مواد است. به عنوان مثال، موادی از سیاست‌های کلی مبارزه با مواد مخدر و  اصلاحیه سال ۱۳۸۹ در ادامه ذکر می‌شود که نشان از این رویکرد کیفری دارد:

    • مبارزه فراگیر و قاطع علیه کلیه فعالیت‌ها و اقدامات غیرقانونی مرتبط با مواد مخدر و روان‌گردان.
    • جرم‌انگاری مصرف مواد مخدر و روان‌گردان و پیش‌سازهای آن.
    • تاکید بر این امر که فرد معتاد بیمار است، و در صورت مراجعه جهت ترک و اخذ گواهی ترک اعتیاد، به عنوان یک فرد عادی و بدون سابقه کیفری می‌تواند به جامعه بازگردد.

    در عین حال مواردی از سیاست‌های کلی مبارزه با مواد مخدر سال ۱۳۸۵ ناظر بر سیاست جنایی غیرکیفری، نظیر پیشگیری از اعتیاد است. به عنوان مثال بند ۴ این سیاست، اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه در مقابله با تهدیدات و آسیب‌های ناشی از مواد مخدر با بهره‌گیری از امکانات دولتی و غیردولتی با تاکید بر باورهای دینی مردم و اقدامات فرهنگی، آموزشی و هنری را ضروری دانسته است. همچنین بند ۹ از سیاست‌های کلی مبارزه با مواد مخدر مبتنی بر اتخاذ تدابیر لازم برای حضور و مشارکت جدی آحاد مردم و خانواده‌ها و حمایت از تشکل‌های مردمی در زمینه پیشگیری و کاهش آسیب است.

    باید تاکید کرد قبل از اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر، ماده ۱۵ آن اعتیاد را جرم می‌دانست، ولی به کلیه معتادان اجازه درمان و بازپروری داده می‌َشد. اما قانونگذار در بند ۶ و ۱۷ اصلاحیه با الحاق مواد ۱۵ و ۱۶ به قانون، با تلقی اعتیاد به عنوان یک بیماری، معتادان را مکلف به درمان و ترک اعتیاد خود با مراجعه با مراکز مجاز دولتی، غیردولتی یا خصوصی و یا سازمان‌های مردم نهاد نموده است. به نظر می‌رسد، پیشگیری غیر کیفری از اعتیاد و وقوع جرایم مرتبط با مواد با اینکه در دو ماده ۴ و ۹ سیاستهای کلی مبارزه با مواد  سال ۱۳۸۵ در زمینه‌های پیشگیری، کاهش آسیب و درمان معتادان آمده است. اما در اصلاحیه سال ۱۳۸۹، قوانین خاصی در مورد پیشگیری غیرکیفری از جرایم مواد مخدر ملاحظه نمی‌‌شود.

    بر اساس مطالعات و برنامه‌های انجام شده در ایران، مداخلات درمانی و ارائه خدمات و کمک به درک معتادان در اولویت قرار دارد. در حالی که تجربه جهانی نشان داده هزینه در حوزه برنامه‌های پیشگیرانه از آنجا که تمام افراد در معرض خطر جامعه را در نظر دارد، موثرتر خواهد بود. از این رو به می‌توان با اتخاز رویکردی پیشگیرانه بر اساس سیاست جنایی که در آن با اجتماعی کردن مبارزه با مواد و اعتیاد، دولت سیاست جنایی در قبال اعتیاد و مواد را تنها امری حاکمیتی که بعد از وقوع جرم باید بدان رسیدگی کند، نیبیند. بلکه با استفاده از سیاست جنایی مشارکتی،  علاوه بر استفاده از مشارکت مردم و سازمان‌های مردم نهاد، قبل از وقوع جرم به امر پیشگیری و اصلاح امور بپردازد.

    می‌توان گفت امروزه با تحولاتی که در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد رخ داده، سیاست جنایی مشارکتی که جلوه‌ای از مشارکت مردم در مراحل مختلف کشف، تعقیب، محاکمه، اجرای حکم و پیشگیری از جرم و بزه است، حرکت می‌کند. سیاست جنایی مشارکتی با گذر از پاسخ‌های سرکوبگر صرف به پاسخ‌های توسعه محور، توجه همزمان به پیشگیری در کنار مجازات‌های رسمی و پاسخ‌های غیرکیفری و سرانجام ایجاد و ترویج سازوکارهای غیرکیفری بدون توسل به فرایندهای قضایی است. به کارگیری این سیاست بدین معناست که همراه با مشارکت جامعه مدنی  و در کنار دیگر نهادها و اهرم‌ها مانند پلیس و دستگاه قضایی، پاسخ به پدیده مجرمانه و بزه اجتماعی مانند، اعتیاد را سامان داده و از این طریق ظرفیت جامعه را در اصلاح رفتار مجرمانه تقویت شود.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.