Cudras

Tag: کارگران

  • پاندمی کروناویروس و بازار مواد در افغانستان

    اولین مورد از بیماری کووید 19 در افغانستان در 22 فوریه 2020 در شهر هرات شناسایی شد. وزارت صحت عامه افغانستان عامل اصلی خطر شیوع کرونا ویروس را در نتیجه بازگشت مسافران خارجی به این کشور اعلام کرد؛ هر چند افغانستان تلاش‌های پیشگیرانه از شیوع ویروس کرونا را اوایل ژانویه آغاز کرده بود اما ظرف یک ماه پس از شناسایی اولین مورد مشکوک به کرونا، در سایر ولایات مانند بلخ، سمنگان، قندهار و کابل تعداد افراد مبتلا به کووید 19 افزایش یافت. در 14 مارس، دولت افغانستان تمام مدارس را برای مدت 4 هفته تعطیل کرد، افغانستان در پایان ماه فوریه 2020 (اول سال 1399) مرزهای خود را به روی جمهوری اسلامی ایران بست و در پایان ماه مارس (اواسط فروردین 99) مرزهای مشترک با پاکستان را نیز بست. همچنین از همان زمان در داخل این کشور محدودیتهای شدیدی بر آمد و شد شهروندان اعمال شده است. گذر از مرز نیز تنها برای محموله‌های کالن و ترافیک تجاری امکان پذیر بوده است. با توجه به اینکه فصل برداشت بهارانه تریاک افغانستان در بازه ماههای مارس و اواسط فروردین ماه تا اواسط خرداد ماه قرار دارد، اعمال محدودیت‌های کرونایی در این برهه زمانی، تأثیر بسزایی بر تولید و سپس قاچاق مواد افیونی از منشأ این کشور داشته است.

    بررسی روندها نشان از آن دارد که بحران کووید – 19 تأثیر مستقیم بر روند تولید تریاک و هروئین گذاشته است؛ اولاً با توجه به محدودیت‌های اعمال شده بر تجمع و حضور فیزیکی در بیشتر کشورهای جهان، کارگران کمتری در دسترس کشاورزان برای برداشت صمغ تریاک قرار دارند. از سوی دیگر تبدیل تریاک برداشت شده در آزمایشگاهها نیز به دلیل کاهش تجارت و کنترل شدیدتر مرزها دشوارتر شده است. همچنین آزمایشگاه‌های مذکور با کمبود مواد شیمیایی وارداتی روبرو شده‌اند که به عنوان کاتالیزور در فرایند تولید هروئین به کار می‌روند. البته کاهش دسترسی خریداران بالقوه مواد به مناطقی که در آن افیون‌های به فروش می‌رسد نیز در این زمینه بی‌تأثیر نبوده است.

    همچنین باید درنظر گرفت که بیش از 95 درصد افیون‌های[1] غیرقانونی جهان (تریاک، مورفین و هروئین) در سه کشور افغانستان (82 درصد)، مکزیک (8درصد) و میانمار (7 درصد) تولید می‌شود. در هر سه کشور مذکور فرایند کشت تریاک غیرقانونی امری زمان‌بر و به شدت وابسته به فعالیت کارگران بر روی زمین‌های کشاورزی است. به عبارت دیگر وقتی گل خشخاش می‌رسد، کشاورزان باید کارگران بیشتری را برای تیغ زدن آنها (که در ادبیات تخصصی کشت تریاک به آن خش کردن گل خشخاش گفته می‌شود) به‌کار گیرند و گفته می‌شود این کار دست‌کم بین 10 تا 14 روز به درازا می‌انجامد و نیازمند نیروی کار قابل توجهی است. برای مثال در سال 2018 طبق گزارش سازمان ملل 190.700 کارگر تمام وقت در افغانستان برای وجین کردن و برداشت تریاک به کار گرفته شده که رقم بالایی است. وقتی تریاک برداشت شد، محتویات فعال آن مثل مورفین جدا شده و با مواد شیمیایی که تحت نظارت بین‌المللی تولید شده و قانونی به حساب می‌آید (مانند استیک انیدرید) به هروئین تبدیل می‌شود.

    بررسی روندها نشان از آن دارد که بحران کووید – ۱۹ تأثیر مستقیم بر روند تولید تریاک و هروئین گذاشته است؛ اولاً با توجه به محدودیت‌های اعمال شده بر تجمع و حضور فیزیکی در بیشتر کشورهای جهان، کارگران کم‌تری در دسترس کشاورزان برای برداشت صمغ تریاک قرار دارند. از سوی دیگر تبدیل تریاک برداشت شده در آزمایشگاه‌ها نیز به دلیل کاهش تجارت و کنترل شدیدتر مرزها دشوارتر شده است. همچنین آزمایشگاه‌های مذکور با کمبود مواد شیمیایی وارداتی روبه‌رو شده‌اند که به عنوان کاتالیزور در فرایند تولید هروئین به کار می‌روند. البته کاهش دسترسی خریداران بالقوه مواد به مناطقی که در آن افیونی‌ها به فروش می‌رسد نیز در این زمینه بی‌تأثیر نبوده است.

    طبق گزارش سازمان ملل در همه ولایت‌های کشت خشخاش، محدودیت آمد و شد برقرار شده است.  از آنجاکه برداشت محصول به شدت به کارگران فصلی و البته مهاجرت از ولایت و نیز کشورهای همسایه مانند پاکستان متکی است، به نظر می‎‌رسد محدودیت‌های مذکور تأثیر زیادی بر تولید تریاک و مشتقات آن در سال ۱۳۹۹ (۲۰۲۰) گذاشته است.

    در پی این اوضاع نیروی کار لازم برای برداشت تریاک در ولایت‌های غربی و جنوبی افغانستان کمیاب شد و کارگران پاکستانی نیز امکان حضور در این کشور را نیافتند. پیامد مشخص این وضعیت روی آوردن به نیروی کار زنان از یکسو برای جبران این کمبود و افزایش حقوق کارگران این حوزه از سوی دیگر بوده است. بنا به گزارش سازمان ملل این افزایش حقوق بین یک ششم تا یک سوم متغیر بوده است.[2]

    تولید هروئین نیز در افغانستان به شدت تحت تأثیر بحران کرونا قرار گرفته است. نیاز شدید به کاتالیزورهایی مانند استیک انیدریک برای تولید هروئین که به صورت قانونی در اختیار کشاورزان قرار ندارد امر قابل تأملی است. البته در زمینه تغییر قیمت استیک انیدرید در افغانستان شواهد ضد و نقیضی به دست آمده که در برخی مناطق نشان از افزایش قیمت دارد. نتیجه مستقیم آن افزایش محدودیت‌های تولید هروئین است. البته در برخی مناطق افغانستان نیز اعلام شده که قیمت این ماده شیمیایی کاهش یافته است.

    البته باید افزود با توجه به ضعف نسبی دولت افغانستان که همیشه در زمره یکی از دولت‌های شکننده جهان قرار دارد، اعمال حاکمیت بر پهنه وسیعی از این کشور امر دشواری برای حکومت کابل است و لذا اجرا سیاست‌‎های منع آمد و شد در گروه همکاری بازیگران غیردولتی و قدرت‌‍‌های محلی نظیر طالبان است. طبق گزارش رسانه‌ها طالبان در سطح قابل توجهی از اعمال محدودیت‌های کرونایی استقبال کرده و در این راه از جمله اجرای سیاست قرنطینه مهاجران و حتی پخش دستکش و ماسک و اطلاعات لازم برای جلوگیری از انتشار ویروس کمک شایانی کرده است. همچنین طالبان در اجرای سیاست فاصله‌گذاری اجتماعی نیز کمک کرده و در حد توان مردم را از اجتماعات عمومی و عروسی منع کرده و از آنان خواسته تا نماز را نیز به صورت فرادا بخوانند نه در مساجد.

    این عوامل مجموعاً باعث شده تا تولید تریاک، هروئین و مورفین در خود افغانستان نیز دچار افت جدی شود. این وضع مستقیماً بر قاچاق نیز تأثیر گذاشته و باعث کاهش مقادیر قاچاق مواد شده است. در نتیجه مواد کم‌تری به مرزهای کشورمان که نزدیک به ۴۰ درصد محصولات افیونی افغانستان بدان صادر شده است.

    از آنجا که ماه‌های اصلی برداشت تریاک در افغانستان از ماه مارس تا ژوئن است، برداشت تریاک در سال 2020 همزمان با همه‌گیری کرونا و اعمال محدویت‌ها همزمان شد. در ابتدای برداشت کمبود کارگر برای تیغ زدن خشخاش‌ها در استان‌های غربی و جنوبی افغانستان مشاهده شده که دلیل اصلی آن بسته بودن گذرگاه مرزی افغانستان با پاکستان است. با این حال، به نظر می‌رسد زنان و افرادی که در نتیجه شیوع کرونا کار خود را از دست داده‌اند، به طور فزاینده‌ای درگیر فرایند تیغ‌زنی خشخاش در مزارع کشت خشخاش شده‌اند و گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که برداشت خشخاش تا حد زیادی بدون وقفه ادامه دارد. کاهش تجارت بین‌المللی ناشی از بیماری کووید-19، منجر به کمبود تامین استیک انیدرید ( پیش‌ساز حیاتی تولید هروئین)  در داخل افغانستان  شده است.[3]

     

    پی‌نوشت‌ها

    [1] Opiates

    [2]  UNODC field office assessment

    [3] United Nation Office in Drugs and Crime, World Drug Report 2020, Booklet 1, page 24

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.
  • فقر و کشت خشخاش در افغانستان

    خشخاش به این دلیل که سهم قابل ملاحظه‌­ای در اقتصاد افغانستان ( ۴٫۱ تا ۶٫۶ میلیارد دلار) دارد امنیت شغلی و معیشت بسیاری از کشاورزان و کارگران در این کشور را تأمین می‌کند. این ماده، منبع تأمین مالی خانوارهای روستایی فقیر و تهیدست به‌ویژه در مناطق روستایی است و همچنین معیشت حداقلی بسیاری از کارگران مهاجر بی‌بضاعت فاقد زمین را که به‌نوعی تنها در فصل برداشت از این محل تحصیل درآمد می‌کنند تأمین می‌نماید. به‌نظر می‌رسد تعداد انگشت‌شماری از روستاها در اقصی نقاط این کشور باشند که از کشت خشخاش به‌طور کامل مصون و در امان بوده باشند. سهم درآمد کشاورزان افغان حدود ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور و حدود ۳۰ درصد از ارزش بخش کشاورزی قانونی در افغانستان است. به‌نظر می‌رسد تقویت و رشد کشت غیرقانونی تریاک در این کشور به‌ویژه در دهه‌های اخیر جدی‌ترین صدمات و ضربه‌ها را به بدنه اقتصادی این کشور از طریق تضعیف سرمایه‌گذاری در بخش اقتصاد قانونی وارد آورده است و چرخه‌ اقتصاد بیمار و حاکمیت معیوب را تقویت بخشیده است. تریاک و مشتقات آن چنان در دل جوامع روستایی ریشه دوانده است که استقلال معیشیتی بسیاری را از آن‌ها ربوده و وابسته خود ساخته است. تنها محل مواجهه با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی برای جمعیت روستایی مستضعف از درآمد تریاک حاصل می‌شود. از آن‌جایی که اقتصاد نامشروع و غیرقانونی منجر به تقویت خشونت، ناامنی و شورش می‌گردد، یکی از مهمترین پیامدها و هزینه‌های این روند تضعیف سرمایه‌گذاری خصوصی و عمومی است. این چنین شرایطی چرخه‌ معیوبی را بازمی‌آفریند که شکستش بسیار دشوار است.

     

    فقر، شاخصی پیچیده در تحولات کشت خشخاش

     این موضوع که افغانستان، به لحاظ اقتصادی و سطح کیفی زیستن[۱] یکی از فقیرترین کشورهای جهان است بدیهی می‌نماید، اما مسئله کلیدی این است که ایا فقر مهمترین عامل رانشی در سیر صعودی کشت و تولید تریاک به‌عنوان یک صنعت نامشروع در این کشور است یا خیر. به‌نظر پدیده کشت و تولید بی‌رویه تریاک در این کشورچندبعدی است و از پیچیدگی بسیاری برخوردار است. عواملی نظیر فقر، ناامنی، عدم حضور حاکمیت در سطوح مختلف، چندپارگی و چنددستگی قومیتی و عدم یکپارچگی اجتماعی از جمله این عوامل هستند. از سوی دیگر ارزیابی فقر به‌عنوان یکی از علل برجسته در افزایش میزان تمایل و گرایش کشاورزان به کشت غیرقانونی بسیار سخت می‌نماید. بر اساس پیمایش وضعیت زندگی افغانستان[۲] (ALCS)2016 تا ۲۰۱۷ که توسط سازمان آمار این کشور در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است، وضعیت سطح رفاه جمعیت کشور افغانستان به‌ویژه در دو سال اخیر به شدت رو به وخامت گذاشته است. میزان جمعیت زیر خط فقر از ۳۴ درصد در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ به ۵۵ درصد در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ رسیده است. افزایش نرخ فقر در سراسر کشور، چه در نواحی شهری و چه در نواحی روستایی مشاهده شده است. بنابر آمار ارائه‌شده در گزارش پیش‌گفته، در زمان اجرای پیمایش، نزدیک به ۱۶ میلیون افغانی زیر خط فقر زندگی می‌کردند. نمودار خطی ذیل، سیر جمعیت زیرخط فقر را نمایان می‌سازد.

    به‌نظر می‌رسد با یک تحلیل روساختی می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که رابطه‌های میان افزایش فقر و گرایش کشاورزان و کارگران به فعالیت در حوزه کشت خشخاش و حصول معیشت از این راه وجود دارد، چرا که در دو سال گذشته (۲۰۱۶ و ۲۰۱۶) شاهد روندی مشابه در میزان کشت خشخاش (بالاترین میزان کشت خشخاش و افزایش سطوح زیر کشت) بودیم[۳]. هرچند، برای ارائه تحلیلی متقن در باب ارتباط پیچیده میان فقر و گرایش به کشت خشخاش باید به بررسی دقیق توزیع استانی کشت خشخاش در افغانستان و ارتباط آن با توزیع فقر پرداخت. بر اساس گزارش‌های پیمایش تریاک افغانستان در دو سال گذشته[۴]، هم‌چنان مناطق جنوبی افغانستان بالاترین سطح زیر کشت و تولید (۶۹ درصد) را به‌خود اختصاص دادهاند. استان‌ هلمند در صدر تولید‌کننده‌های تریاک قرار دارد و پس از آن قندهار و ارزگان در رتبه‌های بعدی قرار دارند . پس از منطقه جنوب، در منطقه غربی افغانستان با ۱۲ درصد بیشترین کشت خشخاش رخ می‌دهد. با در نظر گرفتن شاخص‌های ثروت، از جمله تجمیع و تخمین دارایی‌ها این‌گونه برداشت می‌شود که در استان‌های جنوبی به ویژه استان هلمند، نه‌تنها به نسبت میانگین ثروت در نقاط دیگر افغانستان شاهد فقر بیشتری نیستیم، که این استان به لحاظ شاخص دارایی‌های خانگی (وسیله نقلیه، تراکتور، کامیون، موتور سیکلت و…) وضعیت به مراتب بهتری به نسبت دیگر استان‌های کشور افغانستان دارد.[۵] البته این وضعیت شاید به دلیل این واقعیت باشد که تریاک ارزشی معادل محصول نقدی دارد، و پر واضح است که معیشت مردم این منطقه به نوعی وضعیت بهتری داشته باشد. از این روی، با بهره‌گیری از روش‌های کمی محض شاید نتوان به ارتباط مستقیم فقر و سطوح و میزان کشت خشخاش  پی برد. بنابراین به‌نظر می‌رسد عوامل دیگری نیز به عنوان پیش‌ران در رونق کشت خشخاش دخیل هستند.

    بر اساس گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، یازده درصد از کشاورزان برای نخستین بار در سال ۲۰۱۷ مبادرت به کشت خشخاش در این کشور کردند. بیشترین میزان تازه‌واردان به این فعالیت در مناطق شمالی این کشور رخ داده است[۶] که به نوعی حکایت از فعال شدن محور شمالی قاچاق مواد در از مبدأ افغانستان دارد ( برای اطلاعات بیشتر ر. ک. قاچاق تریاک افغانستان از مسیر شمالی، ۲۰۱۸)[۷]. شاید به‌طور قطعی نتوان شواهدی مبنی بر ارتباط مستقیم فقر با گرایش به کشت خشخاش ارائه داد، اما می‌توان اثبات کرد میان کشت خشخاش با فرصت‌های محدود توسعه ارتباط برقرار است؛ به بیان دیگر کشت خشخاش در نواحی با فرصت‌های اندک و محدود توسعه محتمل‌تر بوده است.

    پی‌نوشت‌ها

    [۱]  به لحاظ شاخص نرخ میرایی در نوزادان در سال ۲۰۱۸ این کشور با نرخ ۱۰۸٫۴۶ مرگ در هر هزار بالاترین آمار را به خود اختصاص داده‌است و پس از آن کشورهای نیجر، مالی و سومالی قرار دادند. همچنین به لحاظ شاخص متوسط طول عمر، با متولد ۶۲٫۷ سال، این کشور جایگاه ۱۵۷ را در دنیا دارد.

    http://www.geoba.se/population.php?pc=world&type=19

    [۲] Islamic Republic of Afghanistan Central Statistics Organization (2018). Afghanistan Living conditions survey 2016 – ۲۰۱۷٫

    [۳]  UNODC/MCN (2017/2018) Afghanistan Opium Poppy Cultivation Survey. Vienna; UNODC

    [۴] ibid

    [۵] NRVA (2007). The National Risk and Vulnerability Assessment 200.Afghanistan: Ministry of Rural Rehabilitation and Development.

    [۶]  ۲۵ درصد از مصاحبه‌شوندگان در پیمایش سال ۲۰۱۷ در منطقه شمالی برای نخستین بار اقدام به کشت خشخاش کردند

    گزارش پیمایش تریاک افغانستان: چالش‌هایی برای توسعه پایدار، صلح و امنیت (۲۰۱۷)، صفحه ۷

    [۷] UNODC Research (2018). Afghan Opiate Trafficking along the Northern Route. Vienna: UNODCپ

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.