Cudras

Tag: FATF

  • نقاط مثبت و منفی پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو

    کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فراملی، معروف به کنوانسیون پالرمو، یکی از اسناد کلیدی بین‌المللی است که در سال ۲۰۰۰ در شهر پالرمو ایتالیا به تصویب رسید و از سال ۲۰۰۳ اجرایی شد. این کنوانسیون با هدف تقویت همکاری‌های جهانی برای مقابله با جرایمی نظیر قاچاق انسان، پول‌شویی، فساد مالی، قاچاق اسلحه و مواد مخدر طراحی شده است. ایران پس از سال‌ها بحث و بررسی اخیرا با تصویب مشروط این کنوانسیون توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام، گام مهمی در مسیر همسویی با استانداردهای بین‌المللی برداشت. در ادامه محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، مطابق اصل ۱۲۳ قانون اساسی «قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به معاهده (کنوانسیون) سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فراملی» را برای اجرا ابلاغ کرد. به دنبال این مسئله گروه ویژه اقدام مالی (FATF) پس از ۶ سال، رسماً از هادی خانی، دبیر شورای عالی پیشگیری و مقابله با جرایم پولشویی و تأمین مالی تروریسم، برای مذاکرات حضوری دعوت کرد. پیوستن ایران به پالرمو موافقان و مخالفانی دارد و هر کدام استدلال هایی در این زمینه مطرح می کنند. در این مطلب نقاط قوت و ضعف پیوستن ایران به این کنوانسیون بررسی خواهد شد.

    نقاط قوت پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو

    اول: بهبود دسترسی به نظام مالی بین‌المللی:یکی از مهم‌ترین مزایای پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو، تسهیل تعاملات مالی و بانکی با جهان است. گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، که استانداردهای جهانی مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم را تعیین می‌کند، کنوانسیون پالرمو را یکی از پیش‌نیازهای کلیدی برای خروج از فهرست سیاه خود می‌داند. حضور ایران در این فهرست از سال ۲۰۰۷، محدودیت‌های شدیدی بر تعاملات بانکی بین‌المللی تحمیل کرده و هزینه‌های مبادلات تجاری را افزایش داده است. تصویب پالرمو، به‌ویژه با توجه به دعوت اف ای تی اف (FATF) از ایران برای مذاکرات حضوری پس از 6 سال، نشانه‌ای از کاهش این محدودیت‌ها است. این امر می‌تواند به بانک‌ها و شرکت‌های ایرانی امکان دسترسی به سیستم‌های مالی جهانی، از جمله سوئیفت، را بدهد و هزینه‌های تراکنش را ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش دهد که برای اقتصاد تحت تحریم ایران یک دستاورد قابل‌توجه است.

    دوم: جذب سرمایه‌گذاری خارجی: پیوستن به پالرمو پیام مثبتی به سرمایه‌گذاران خارجی ارسال می‌کند، مبنی بر اینکه ایران در حال حرکت به سمت شفافیت مالی و همسویی با استانداردهای جهانی است. این موضوع می‌تواند ریسک اعتباری کشور را کاهش دهد و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) را افزایش دهد. بر اساس برآوردها، انطباق با استانداردهای اف ای تی اف (FATF)  می‌تواند FDI ایران را از حدود یک میلیارد دلار در سال به بیش از ۵ میلیارد دلار برساند. این افزایش سرمایه‌گذاری، به‌ویژه برای صنایعی مانند خودروسازی، پتروشیمی و انرژی‌های تجدیدپذیر که نیازمند فناوری و منابع مالی خارجی هستند، حیاتی است. به عنوان مثال، مذاکرات متوقف‌شده با شرکت‌های بین‌المللی در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر ممکن است با این تحول از سر گرفته شود.

    سوم: تقویت شفافیت اقتصادی و مبارزه با فساد: کنوانسیون پالرمو کشورها را ملزم می‌کند تا اقداماتی برای جرم‌انگاری پول‌شویی، فساد مالی و قاچاق انجام دهند. اجرای این استانداردها می‌تواند به کاهش فعالیت‌های غیرشفاف و رانت‌زا در اقتصاد ایران کمک کند. این امر نه‌تنها اعتماد عمومی به نظام اقتصادی را افزایش می‌دهد، بلکه محیط کسب‌وکار را برای شرکت‌های قانونی از جمله در بخش‌های تولیدی و تجاری، بهبود می‌بخشد. به عنوان نمونه، کاهش جریان‌های مالی غیرقانونی می‌تواند رقابت عادلانه‌تری در بازارهای داخلی ایجاد کند و از اختلال در بازارهایی مانند ارز و طلا جلوگیری کند.

    چهارم: تقویت همکاری‌های قضایی بین‌المللی: پالرمو بر همکاری قضایی میان کشورها تأکید دارد که می‌تواند به ایران در پیگیری جرایم فراملی مانند قاچاق انسان، مواد مخدر و پول‌شویی کمک کند. این همکاری‌ها می‌توانند به تقویت جایگاه ایران در مبارزه با جرایم سازمان‌یافته در منطقه منجر شده و به بهبود تصویر بین‌المللی کشور کمک کنند. همچنین این امر می‌تواند در مذاکرات سیاسی و اقتصادی با کشورهای همسایه و شرکای غیرغربی مانند چین و روسیه اثر مثبت بگذارد، زیرا این کشورها نیز به‌طور فزاینده‌ای خواستار انطباق با استانداردهای    اف ای تی اف (FATF)  هستند.

    پنجم: گامی به سوی تکمیل الزامات اف ای تی اف (FATF) : تصویب پالرمو یکی از چهار کنوانسیون کلیدی مورد تأکید اف ای تی اف (FATF) است. ایران پیش‌تر به دو کنوانسیون دیگر پیوسته بود و پالرمو گام مهمی برای نزدیک شدن به خروج از فهرست سیاه اف ای تی اف (FATF) محسوب می‌شود. این امر می‌تواند زمینه‌ساز بررسی کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم (CFT) باشد که تکمیل‌کننده فرآیند انطباق با اف ای تی اف (FATF) است. این پیشرفت می‌تواند به کاهش انزوای مالی ایران و بهبود روابط با نهادهای بین‌المللی منجر شود.

    نقاط ضعف و چالش‌های پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو

    اول: نگرانی‌های امنیتی و حاکمیتی: یکی از اصلی‌ترین انتقادات مخالفان پیوستن به پالرمو، احتمال افشای اطلاعات حساس مالی و قضایی به کشورهای متخاصم است. منتقدان معتقدند که همکاری‌های قضایی پیش‌بینی‌شده در پالرمو ممکن است به تحویل اطلاعات یا حتی متهمان به کشورهایی منجر شود که با ایران روابط خصمانه دارند. این نگرانی به‌ویژه در مورد تعریف متفاوت ایران و کشورهای غربی از مفاهیمی مانند «تروریسم» و «پول‌شویی» برجسته است. به عنوان مثال، حمایت ایران از گروه‌هایی مانند حزب‌الله که از نظر ایران قانونی است ممکن است توسط برخی کشورها به‌عنوان فعالیت غیرقانونی تلقی شود.

    دوم: محدودیت‌های ناشی از شروط مشروط: ایران پالرمو را با شروطی به تصویب رساند که اجرای آن را در چارچوب قانون اساسی و قوانین داخلی قرار می‌دهد. اگرچه این شروط برای حفاظت از منافع ملی طراحی شده‌اند، اما ممکن است از نظر اف ای تی اف (FATF) یا سایر کشورها به‌عنوان تضعیف‌کننده تعهدات کنوانسیون تلقی شوند. این موضوع می‌تواند باعث شود که ایران نتواند به‌طور کامل از مزایای خروج از فهرست سیاه اف ای تی اف (FATF) بهره‌مند شود. به گفته کارشناسان این شروط در واقع تکرار مفاد خود کنوانسیون هستند که بر رعایت قوانین داخلی تأکید دارند، اما همچنان خطر تفسیر متفاوت از سوی نهادهای بین‌المللی وجود دارد.

    سوم: پیچیدگی‌های سیاسی و داخلی: تصویب پالرمو پس از سال‌ها بحث و اختلافات سیاسی در ایران صورت گرفت. این فرآیند نشان‌دهنده وجود مقاومت‌های داخلی به‌ویژه از سوی گروه‌هایی است که معتقدند این کنوانسیون‌ها ابزارهایی برای سلطه کشورهای غربی هستند. این اختلافات می‌توانند در آینده، به‌ویژه در بررسی کنوانسیون CFT، چالش‌هایی ایجاد کنند. برخی منتقدان معتقدند که الحاق به پالرمو با قانون اساسی مغایرت دارد و استقلال کشور را تهدید می‌کند. این دیدگاه ممکن است به کاهش اعتماد عمومی یا ایجاد دوقطبی‌های سیاسی منجر شود.

    چهارم: وابستگی به تصویب CFT: هرچند پالرمو گام مهمی است، اما بدون تصویب کنوانسیون CFT، انطباق کامل با الزامات اف ای تی اف (FATF) محقق نمی‌شود. این موضوع می‌تواند اثرات مثبت پالرمو را محدود کند. به عنوان مثال، بانک‌های خارجی همچنان به دلیل نگرانی‌های مربوط به تأمین مالی تروریسم ممکن است از همکاری با ایران خودداری کنند. این وابستگی نشان‌دهنده آن است که پالرمو به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات اقتصادی ایران را به‌طور کامل حل کند.

    پنجم: ریسک‌های ژئوپلیتیکی: پیوستن به پالرمو ممکن است ایران را در معرض فشارهای سیاسی بیشتر، از سوی کشورهای غربی قرار دهد. منتقدان معتقدند که اجرای کامل این کنوانسیون می‌تواند ابزارهایی برای اعمال فشار بر سیاست‌های منطقه‌ای ایران فراهم کند. به عنوان مثال، اتهامات آمریکا علیه ایران در زمینه‌هایی مانند قاچاق یا حمایت از گروه‌های خاص ممکن است با استفاده از مکانیسم‌های پالرمو تشدید شود. این ریسک‌ها نیازمند مدیریت دقیق و دیپلماسی هوشمندانه است.

    ششم: هزینه‌های اجرایی و قانونی: اجرای پالرمو مستلزم اصلاح قوانین داخلی، تقویت زیرساخت‌های قضایی و افزایش نظارت بر فعالیت‌های مالی است. این فرآیند می‌تواند هزینه‌بر و زمان‌بر باشد و فشارهایی بر نهادهای داخلی، به‌ویژه در شرایط اقتصادی کنونی ایران، وارد کند. همچنین، جرم‌انگاری برخی فعالیت‌ها ممکن است با مقاومت‌های اجتماعی یا سیاسی مواجه شود.

    نتیجه

    پیوستن ایران به کنوانسیون پالرمو، تصمیمی استراتژیک با پیامدهای دوگانه است. از یک سو، این اقدام می‌تواند به بهبود جایگاه ایران در نظام مالی جهانی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، کاهش هزینه‌های تجاری و تقویت شفافیت اقتصادی کمک کند. این مزایا، به‌ویژه در شرایطی که ایران با تحریم‌های گسترده و التهابات اقتصادی مواجه است حیاتی هستند.  از سوی دیگر، نگرانی‌های امنیتی، احتمال سوءاستفاده کشورهای متخاصم از اطلاعات مالی و قضایی، و پیچیدگی‌های سیاسی داخلی، چالش‌های قابل‌توجهی ایجاد می‌کنند. شروط مشروط ایران، هرچند برای حفاظت از منافع ملی ضروری هستند ممکن است اثربخشی کامل این کنوانسیون را از نظر نهادهای بین‌المللی محدود کنند. علاوه بر این، وابستگی به تصویب CFT و تأثیر تحریم‌های خارجی نشان می‌دهد که پالرمو به‌تنهایی نمی‌تواند تمام مشکلات اقتصادی ایران را حل کند. برای بهره‌برداری حداکثری از مزایای پالرمو، ایران نیاز به یک استراتژی جامع دارد که شامل مدیریت دقیق ریسک‌های امنیتی، تقویت دیپلماسی اقتصادی و ایجاد اجماع داخلی برای ادامه مسیر انطباق با اف ای تی اف (FATF) باشد.

     

     

  • الزامات اجرای FATF از سوی ایران

    شاید پس از پرونده مناقشه اتمی ایران و غرب، پیوستن یا نپیوستن تهران به گروه ویژه اقدام مالی موسوم به FATF دومین مسئله مورد اختلاف میان جمهوری اسلامی و نهادهای مطابق با استانداردهای غرب به شمار رود. موافقان پیوستن به رژیم مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم معتقدند ایران برای جذب سرمایه و شرکت‌های خارجی چاره‌ای جز پذیرفتن (حتی ظاهری) قواعد این پیمان ندارد. در نگاه این گروه حتی اگر برجام احیا شود یا تهران به عضویت کامل نهادهای اقتصادی پیمان بریکس همچون «بانک توسعه جدید[1]» یا «قرارداد اندوخته احتیاطی[2]» درآید اما اگر گامی برای خروج از لیست «سیاه» یا »خاکستری» گروه اقدام ویژه مالی برندارد، آنگاه نباید انتظار جدی برای تغییر شاخص‌های اقتصادی یا سرمایه گذاری خارجی داشته باشد. در سوی مقابل مخالفان این طرح پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی را به معنای پایان حمایت ایران از محور مقاومت و جنبش‌های آزادی بخش در سراسر جهان می‌دانند. در این نگاه غرب با افزایش فشار اقتصادی به کشور سعی دارد تا در روند «تصمیم سازی» و «تصمیم گیری» مسئولان ارشد نظام به صورت مستقیم و غیرمستقیم تاثیر گذاشته و آنها را از حمایت مالی- لجستیکی از گروه‌های مقاومت باز دارد.

     

    طی روزهای اخیر برخی منابع خبری به نقل از وزیر اقتصاد اعلام کردند که ایران استانداردهای FATF را پذیرفته و قصد دارد تا قوانین مبارزه با پولشویی کشور را بر اساس قواعد بین‌المللی به‌روز رسانی و تنظیم کند. تنها به فاصله چند ساعت وزارت امور اقتصاد و دارائی ضمن رد این خبر مدعی شد که تحول جدی در خصوص پیوستن ایران به گروه ویژه اقدام مالی صورت نگرفته و تصمیم‌گیری در این مورد بر عهده شورای عالی امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

     

    در جریان نشست «گروه- 7» در سال 1989، قدرت‌های غربی برای مقابله تامین مالی گروه‌های تروریستی[3] تصمیم گرفتند تا بنیاد «گروه ویژه» اقدام مالی را در پاریس بنا بگذارند. این اتحادیه با دستور العملی چهل ماده‌ای سعی دارد تا با ایجاد قواعد واحد، دولت‌ها را مجبور به پیروی از شاخص‌های این نهاد بین‌المللی در زمینه مبارزه با پولشویی کند. یکی از قواعد FATF انتشار لیست سیاه و اسامی کشورهای است که از نظر این نهاد بین‌المللی قواعد مبارزه با پولشویی را مطابق با استانداردهای غرب رعایت نمی‌کنند. از سال 2015 تاکنون این نهاد مالی ایران و کره شمالی را در «لیست سیاه» خود قرار داد با این حال با آغاز مذاکرات طرف ایرانی با نمایندگان گروه ویژه اقدام مالی از سال 2016، حضور ایران در این لیست به مدت یکسال به حال تعلیق درآمد. با این حال به دلیل عدم جمع‌بندی نظام برای پیوستن به این گروه بار دیگر نام ایران در فهرست کشورهای غیرهمکار این نهاد بازگشت.

     

    قرار گرفتن نام کشورها در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی دارای پیامدهای تحریمی نیست اما بانک‌ها، موسسات مالی- اعتباری برای برقراری ارتباط با نهادهای مشابه در کشورهای به اصلاح «پر ریسک» با احتیاط بالا عمل کرده و گاها از انجام تراکنش مالی با این دولت‌ها خودداری می‌کنند. این موضوع به آن معنا است که کشورهای غیرهمکار با FATF اگرچه مشمول تحریم‌های خارجی نمی‌شوند اما عملا تحت فشار مالی قرار گرفته و مجبور می‌شوند برای انجام تراکنش‌های عادی مالی با سایر کشورها یا شرکت‌های بین‌المللی دست به انتخاب‌های سخت بزنند. معمولا در چنین شرایطی کشورهای ضعیف یا غیرایدئولوژیک خیلی سریع تن به خواسته‌های گروه ویژه اقدام مالی داده و سعی ‌می‌کنند تا وضعیت مالی خود را شفاف کنند. به عنوان مثال پس از آغاز بحران اوکراین، امارت‌نشین‌های دبی و ابوظبی بدل به محل انتقال سرمایه و اموال الیگارش‌های روس شدند. به فاصله چندماه FATF امارات را به دلیل افزایش تراکنش‌های مشکوک مالی در لیست خاکستری خود قرار داد. پس از این اقدامات کارشناسان اماراتی بلافاصله اقدام به برگزاری جلسه با نمایندگان این نهاد مالی کرده و خواستار افزایش همکاری با گروه ویژه اقدام مالی شدند.

     

    جمهوری اسلامی ایران با وجود پذیرش بیشتر بندهای مبارزه گروه ویژه اقدام مالی اما همچنان نگاه بدبینانه‌ای نسبت به تعریف این نهاد بین‌المللی نسبت به گروه‌های تروریستی دارد. برهمین اساس دولت‌های قبلی ایران اقدام به تدوین قانون بومی مبارزه با پولشویی در سطح کشور کردند. به عنوان مثال تهران طی چهاردهه اخیر یکی از حامیان مادی- معنوی مقاومت اسلامی در جنوب لبنان بوده است. در تعریف تهران حزب‌الله گروهی ملی- مذهبی می‌باشد که سال‌ها با حضور اشغال‌گران خارجی مبارزه کرده و سبب عقب‌نشینی اسرائیلی از خاک این کشور شده است. طی دو دهه اخیر نیز حزب الله همواره یکی از گروه‌های فعال در زمینه مبارزه با سلفی‌گری و فعالیت‌های تروریستی در منطقه غرب آسیا شناخته می‌شود. با این حال گروه ویژه اقدام مالی تحت تاثیر قرائت کارشناسان و سیاست مداران آمریکایی و اسرائیلی، حزب الله را به عنوان گروه تروریستی شناسایی کرده است.

     

    گروه دیگر با وجود تایید اصالت مناقشه میان ایران و گروه ویژه اقدام مالی اما نوعی رویکرد عمل‌گرایانه را به مسئولان پیشنهاد می‌دهند. در این ابتکار ایران برای خروج از لیست سیاه FATF تمام شروط این نهاد بین‌المللی را پذیرفته و بدل به بازیگر عادی در عرصه تبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی شود. در عین حال تهران نیز به مانند دولت‌هایی همچون امارات، قطر و ترکیه ظاهرا خود را ملزم به قواعد FATF نشان دهد اما در عمل تامین مالی گروه‌های مقاومت در سراسر خاورمیانه عربی و سایر جنبش‌های ملی در نقاط مختلف جهان را ادامه دهد. این سیاست «عمل‌گرایانه» به تهران کمک می‌کند تا قدرت مانور و چانه زنی بیشتر در مذاکرات بین‌المللی داشته باشد و از لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی خارج شود.

     

     

    [1] NDB

    [2] CRA

    [3]  برای تعریف گروه‌های تروریستی برداشت یکسانی میان واحدهای سیاسی وجود ندارد، با این حال دولت‌های غربی سعی دارند تا ایجاد نهادها و رژیم‌های بین‌المللی قرادت خاص خود را به عنوان «استاندارد» جهانی به سایر کشورهای جهان دیکته کنند.