ارزیابی تأثیر رویکرد نظامی آمریکا بر قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب
حملات نظامی آمریکا علیه شناورهای مشکوک به قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب را نمیتوان صرفاً مجموعهای از عملیات برای انهدام چند قایق قاچاقچی تلقی کرد. آنچه از تحولات ماههای اخیر برمیآید، تغییر محسوس در رویکرد واشنگتن نسبت به مبارزه با قاچاق مواد مخدر است؛ این تغییر از الگوی سنتی مبتنی بر همکاری اطلاعاتی، عملیات پلیسی، توقیف محموله و پیگیری قضایی به سمت استفاده مستقیمتر از قدرت نظامی بوده است.
نخستین حمله در سپتامبر ۲۰۲۵ علیه یک شناور در نزدیکی سواحل ونزوئلا انجام شد و ۱۱ سرنشین آن کشته شدند. پس از آن، حملات دیگری نیز صورت گرفت و شمار کشتهشدگان تا دوم آوریل به ۶۱ نفر رسید. همزمان، آمریکا حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی و یک ناوگان بزرگ را به منطقه اعزام کرد. این تحولات در نهایت با دستگیری شبانه نیکلاس مادورو در ژانویه به یکی از مهمترین مقاطع فشار آمریکا بر ونزوئلا تبدیل شد.
در این یادداشت، مقاله اینسایتکرایم پیرامون حملات نظامی آمریکا بر وضعیت قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب را مرور میکنیم.
اختلال در مسیرها: موفقیت تاکتیکی، نه راهبردی
تأثیر حملات آمریکا عمدتاً در سطح مسیرهای مشخص و روشهای خاص انتقال مشهود بوده است و در سطح کل بازار قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب دیده نمیشود.
پس از آغاز حملات، استفاده از قایقهای تندرو برای انتقال کوکائین از سواحل ونزوئلا به جزایر نزدیک کارائیب به میزان زیادی کاهش یافت. برخی منابع محلی حتی از توقف موقت فعالیت قاچاق در نقاطی از سواحل ونزوئلا خبر دادند. مسیرهای بین فالکون و جزایر آروبا، کوراسائو و بونیر و همچنین مسیر بین سوکره و ترینیداد و توباگو از جمله مناطقی بودند که تحتتأثیر قرار گرفتند.
اما نکته مهم این است که کاهش فعالیت در یک کریدور به معنای کاهش تقاضا یا ازبینرفتن شبکه قاچاق نیست؛ قاچاقچیان در واکنش به افزایش خطر، مسیر و وسایل حمل را تغییر دادند. بهبیان دیگر، حمله نظامی توانست «هزینه فعالیت» را در برخی مسیرها بالا ببرد، اما نتوانست «منطق اقتصادی قاچاق» را تغییر دهد.
این تفاوت برای ارزیابی عملکرد عملیات آمریکا بسیار مهم است؛ اگر معیار موفقیت، متوقفکردن چند مسیر مشخص باشد، عملیات موفق ارزیابی میشود؛ اما اگر معیار، کاهش پایدار جریان کوکائین در منطقه باشد، شواهد موجود چنین نتیجهای را تأیید نمیکند.
شبکه قاچاق چگونه خود را با فشار نظامی تطبیق داد؟
واکنش شبکههای قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب، این حقیقت را نشان میدهد که این شبکهها برخلاف یک ساختار متمرکز و آسیبپذیر، ماهیتی انعطافپذیر و چندلایه دارند. منابع مورد استناد اعلام کردهاند که محمولهها پس از افزایش فشار آمریکا، به مسیرهای دریایی با گشتزنی کمتر، سواحل دورافتادهتر یا از طریق نقاط انتقال زمینی در کشورهای کوچک جزیرهای منحرف شدهاند. پس از آغاز حملات، در شهر گویان افزایش پروازهای ثبتنشده مشاهده شد که میتواند نشانه تغییر مسیر به سمت شرق و برزیل باشد.
همزمان، استفاده از مسیرهای رودخانهای و هوایی منطقه آمازون، کشتیهای باری، قایقهای ماهیگیری، قایقهای تفریحی خصوصی و شناورهای نیمه غوطهور موردتوجه قاچاقچیان قرار گرفته است. این الگو نشان میدهد که شبکههای قاچاق در برابر فشار، لزوماً از بین نمیروند، بلکه خود را بازآرایی میکنند.

اینفوگرافی: اختلال مسیرهای قاچاق مواد مخدر از شمال ونزوئلا. ترجمه از کادراس
بنادر تجاری همچنان مسیر اصلیاند
یکی از مهمترین بخشهای مقاله، توجه ویژه به بنادر تجاری است؛ مسیری که شاید در نگاه اول کمتر موردتوجه قرار گیرد. در همین حال، تمرکز آمریکا بر حمله به قایقهای تندرو، تأثیر قابلتوجهی بر جریان مواد مخدر از طریق بنادر تجاری که گلوگاههای اصلی کارائیب برای انتقال حجم بالای کوکائین به حساب میآیند، نداشته است.
مخفیکردن مواد مخدر در میان محمولههای قانونی همچنان روش اصلی برای رساندن مواد مخدر به بازارهای مصرف در آمریکا، اروپا و سایر نقاط جهان است. قاچاقچیان محمولهها را از طریق بنادری در کشورهایی مانند جمهوری دومینیکن منتقل میکنند. این مسیرها به قایقهای تندرویی که از ونزوئلا حرکت میکنند وابسته نیست، زیرا کوکائین از طیف گستردهای از مبدأها به بنادر میرسد و اغلب توسط کشتیهای کانتینری دیگر حمل میشود.
از این منظر، حمله به قایقهای کوچک بیشتر شبیه قطع یک شاخه از یک شبکه بزرگتر است. تا زمانی که شبکههای تأمین، واسطهها، بنادر، شرکتهای پوششی و سازوکارهای انتقال پول دستنخورده باقی بمانند، ظرفیت اصلی قاچاق پابرجا خواهد ماند.
چرا حذف افراد حاضر در قایقها ضربه تعیینکنندهای به سازمانهای بزرگ قاچاق نیست؟
مقاله یک نکته اساسی درباره ساختار سازمانی قاچاقچیان مطرح میکند؛ افرادی که قایقهای تندرو را هدایت میکنند، لزوماً رهبران سازمانهای بزرگ قاچاق نیستند. آنها اغلب از جوامع ماهیگیری محلیاند که توسط شبکههای لجستیکی میانردهای برای انتقال کوکائین به کار گرفته میشوند.
بنابراین، حذف خدمه یا حتی یک شبکه محلی الزاماً به معنای ضربه به سازمان اصلی نیست، چون سازمانهای بزرگتر میتوانند شبکه دیگری را در نقطهای دیگر استخدام کنند و مسیر خود را تغییر دهند. این موضوع، تفاوت بین «ضربه عملیاتی» و «ضربه راهبردی» را روشن میکند.
این موضوع، تفاوت بین «ضربه عملیاتی» و «ضربه راهبردی» را روشن میکند؛ در این دو سطح اثرگذاری، منظور از ضربه عملیاتی، توقف موقت یک محموله، کشته یا دستگیرشدن خدمه و انهدام قایق است. اما ضربه راهبردی بهترتیب اینگونه پیش میرود: محدودکردن بنادر و مسیرهای اصلی، کنترل شبکه لجستیک، ضربه به واسطهها، اختلال در تأمین مالی و در نهایت، افزایش پایدار هزینه قاچاق.
آنطور که نویسندگان مقاله میگویند، عملیات آمریکا بیشتر در سطح اول موفق بوده است و هنوز نشانه روشنی از موفقیت پایدار در سطح دوم مشاهده نمیشود.
مسئله ونزوئلا؛ مادورو رفت، اما ساختار باقی ماند
شاید مهمترین نتیجه سیاسی و امنیتی مقاله مربوط به ونزوئلا باشد. خروج مادورو از قدرت، بهخودیخود به معنای پایان ساختارهای تبهکارانهای نیست که طی سالها شکلگرفتهاند.
مقاله ساختار دوران مادورو را نوعی «حکمرانی تبهکارانه ترکیبی» توصیف میکند که در آن برخی مقامات از درآمدهای فعالیتهای تبهکارانه منتفع میشدند و در مقابل وفاداری سیاسی خود را حفظ میکردند. در چنین شرایطی، فساد تنها یک رفتار فردی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار حفظ قدرت است.
از همین رو، تغییر رئیس دولت لزوماً ساختار اقتصادی و امنیتی قاچاق را از بین نمیبرد. باقیماندن برخی چهرههای مرتبط با ساختار قبلی نشان میدهد که پاکسازی کامل شبکههای فساد و قاچاق هنوز اتفاق نیفتاده است.
پیامد ناخواسته: تضعیف همکاری بینالمللی
رویکرد نظامی آمریکا یک پیامد دیگر نیز داشته است: افزایش فاصله بین واشنگتن و برخی شرکای سنتی آن.
کلمبیا نسبت به حملات آمریکا موضع انتقادی گرفت و گوستاوو پترو آنها را اقدامی استبدادی توصیف کرد. مکزیک نیز حملات را محکوم کرد و با عملیات نظامی آمریکا در خاک خود مخالفت کرد. در اروپا نیز نگرانیهایی درباره نحوه استفاده آمریکا از اطلاعات به وجود آمد.
این مسئله از منظر مبارزه با جرایم سازمانیافته اهمیت زیادی دارد، زیرا مقابله با شبکههای فراملی بدون اشتراک اطلاعات، همکاری قضایی، کنترل مرزی و عملیات هماهنگ بسیار دشوار است. بنابراین، ممکن است یک تناقض شکل بگیرد: آمریکا برای افزایش فشار بر قاچاقچیان از قدرت نظامی استفاده میکند، اما همین رویکرد میتواند همکاری اطلاعاتی موردنیاز برای مقابله بلندمدت با شبکههای قاچاق را تضعیف کند.
جمعبندی و ارزیابی نهایی
تصویری که مقاله ارائه میدهد، نه شکست کامل عملیات آمریکا است و نه موفقیت آن. واقعیت از این پیچیدهتر است؛ حملات نظامی توانستهاند برخی مسیرهای مشخص را مختل کنند و خطر فعالیت برای قاچاقچیان را افزایش دهند. اما شبکههای قاچاق بهسرعت مسیرهای جایگزین ایجاد کردهاند. انتقال مواد مخدر به مسیرهای دریایی کمتر تحت کنترل، آسمان، رودخانهها و مسیرهای زمینی منتقل شده و استفاده از روشهای پیچیدهتر حمل نیز افزایشیافته است.
از این منظر، مسئله اصلی این نیست که آیا حمله به یک قایق قاچاقچی مؤثر است یا خیر؛ پاسخ در سطح تاکتیکی مثبت است. مسئله اصلی این است که آیا میتوان با انهدام قایقها، یک اقتصاد زیرزمینی چندلایه و انعطافپذیر را از بین برد؟ شواهد این مقاله پاسخ منفی میدهد.
شبکههای قاچاق مواد مخدر برخلاف ارتشهای کلاسیک، با ازدستدادن یک واحد یا یک مسیر فرونمیپاشند. آنها میتوانند مسیر، وسیله، واسطه و حتی جغرافیای فعالیت خود را تغییر دهند. بنابراین، راهبرد مؤثرتر احتمالاً باید ترکیبی از فشار امنیتی، اقدامات اطلاعاتی، مقابله با فساد، کنترل بنادر و زنجیرههای مالی، همکاری منطقهای و هدف قراردادن لایههای مدیریتی و مالی شبکهها باشد.
در نهایت، مهمترین هشدار مقاله این است که فشار نظامی در یک نقطه، ممکن است قاچاق را از بین نبرد، بلکه آن را به نقطهای دیگر منتقل کند. نویسندگان تأکید میکنند که سازگاری برای شبکههای قاچاق یک واکنش موقت نیست، بلکه بخشی از مدل فعالیت آنها است. نتیجه کلیدیای که میتوان از مقاله گرفت این است که آمریکا توانسته مسیرهای قاچاق را مختل کند، اما هنوز نتوانسته خودِ شبکه قاچاق را مختل کند.
منابع
https://insightcrime.org/investigations/did-us-military-strikes-impact-caribbean-drug-trafficking