پیامدهای دامنهدار منع کشت خشخاش طالبان
درحالیکه 16 روز از قرن جدید خورشیدی میگذرد، فرمان منع کشت خشخاش طالبان مهمترین خبر در حوزه مخدری جهان به حساب میآید. در این فرمان که از سوی ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، منتشر شد، آخوندزاده تاکید کرده است که استعمال و انتقال، خرید و فروش، واردات و صادرات و فعالیت کارخانههای تولید هر گونه مواد نشئهآور الکلی و مخدر همچون شراب، هروئین، شیشه، قرصهای روانگردان، حشیش وغیره، از تاریخ صدور این فرمان ممنوع است و با متخالفان براساس احکام «شریعت اسلامی» برخورد خواهد شد. رهبر طالبان همچنین خطاب به کشاورزان خشخاشکار گفته است که کشت آنها پیش از برخورد بر پایه احکام شریعت اسلامی، تخریب خواهد شد. مجاهد، به خبرنگاران گفت که پیشتر در خصوص فرمان رهبر طالبان با نمایندگان کشورهای خارجی گفتگو شده است و جامعه جهانی وعده اعطای کمکهایی را به کشاورزان فقیر این کشور با هدف جایگزینی محصولات دیگر داده است. او تاکید کرد که تا فراهم شدن شرایط کشت محصولات جایگزین نباید در مورد زندگی کشاورزان سختگیری شود.
مروی بر سابقه فرمان منع کشت خشخاش طالبان
طالبان در دوره پیشین سلطه بر افغانستان نیز کشت خشخاش را منع کرد که منجر به کاهش محسوس سطح زیر کشت خشخاش در سال ۲۰۰۱ شد، ولی پس از آن، بار دیگر کشت خشخاش در این کشور روندی صعودی گرفت و از ۸ هزار هکتار به ۳۲۸ هزار هکتار در سال ۲۰۱۷ رسید. سطح زیر کشت خشخاش در افغانستان طی سالهای اخیر در مقایسه با متوسط سالهای میانی دهه ۱۹۹۰ نزدیک به چهار برابر شده است. این در حالی است که گزارش سال ۲۰۱۸ میلادی بازرس ویژه ایالات متحده در افغانستان نشان میدهد که این کشور از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷ در مجموع حدود ۸.۶ میلیارد دلار(۷.۴ میلیارد یورو) برای مبارزه با تجارت مواد مخدر در افغانستان و توسعه کشت گندم و زعفران هزینه کرده است.
اگرچه فرمان منع کشت خشخاش برای طالبان در سطح بینالمللی اعتبار آفرید، اما در سطح داخلی موجب واگرایی گروههای بزرگی از مردم افغانستان نسبت به اهداف سیاسی طالبان شد. در این میان، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد طالبان از سوی برخی گروههای قبیلهای سرشناس برای کنارگذاشتن فرمان منع کشت بهشدت تحتفشار بوده است و این مسئله موجب کشمکشهای زیادی در میان خود طالبان شده بود. چهبسا باید اذعان کرد که حمله آمریکا به افغانستان و سقوط طالبان سبب رضایت کسانی شد که از فرمان منع کشت آسیبدیده بودند.
همانطور که گفتیم، بعد از طالبان، کاشت خشخاش دوباره به سطوح قبل بازگشت و این بار حتی از میزان سابق نیز فراتر رفت. در این رویداد جدید، کاشت خشخاش در مناطقی اتفاق افتاد که پیشتر هرگز انجام نشده بود. دیوید منسفیلد که یکی از باسابقهترین کارشناسان مسئله کشت در افغانستان است در توضیح این گسترش جغرافیایی کشت خشخاش به این دلایل جدید اشاره میکند: مناطق دوردست، پراکنده شدن کارگران ماهر مزارع خشخاش بعد از اجرای گسترده فرمان منع کشت خشخاش طالبان، باور عمومی کشاورزان افغانستان به قوتبخشی خشخاش به خاک زراعی، رفع سختگیریهای دولت بعد از سال ۲۰۰۱ و شرایط مناسب آبوهوایی نیمه اول دهه ۲۰۰۰. دلایل عمومی و شناختهشده این پدیده نیز شامل ضعف حاکمیت دولت، شبکههای دلال مواد، بالارفتن قیمت محصولات، فساد کارگزاران و البته مهمتر از همه اینها، نبود امنیت غذایی و فقر عمومی و مسئله بدهیهای سالهای گذشته بر دوش خانوارهای افغانستانی است. نیمه اول دهه ۲۰۰۰ را «سالهای جشن خشخاش» یا «انقلاب خشخاش» مینامند. حاصلخیزی در کنار مجموع شرایط مساعد موجب اوجگیری کشت در مناطق جدید هم شده است.
تحقیقات منسفیلد بر چند اصل استوار است؛ اول اینکه سیاستهای امحای کشت، ناموفق، ناپایدار و دارای پیامدهای پیچیده منفی بوده است. از آن مهمتر، هر نوع سیاستگذاری برای افغانستان باید بر اساس توسعه همهجانبه، کنارگذاشتن باورهای سادهلوحانه که با عوضکردن بذر و جایگزینکردن کشت میتوان به مسئله خشخاش بهراحتی پایان داد، پیگیری شود. مسئله بعدی این است که کشت خشخاش در سالهای پس از طالبان فقط با تروریسم گره نخورده است، بلکه به مفری برای بقای کشاورزان بی زمین و کارگران بیکار شهرها تبدیل شده است. به دلیل محدودیت در این نوشتار نمیتوان به همه ابعاد کشت خشخاش در افغانستان پرداخت، اما در آینده، زیرمجموعهای از تحقیقات دیوید منسفیلد با هدف روشنشدن چرایی تداوم صنعت تریاک در افغانستان میآوریم. کلیدواژه منسفیلد برای مبارزه با خشخاش به شکل مؤثر «امنیت معیشت» است و نه کشت جایگزین.
پیامدهای فرمان منع کشت خشخاش طالبان
از یکسو، این فرمان میتواند به کاهش چشمگیر میزان مواد اوپیوئیدی (تریاک، هروئین و مورفین) در جهان بینجامد، که طبیعتا پیامد مثبتی به شمار میآید. زیرا هرچه دسترسی به مواد مخدر بیشتر باشد، میزان مصرف آن نیز بیشتر خواهد شد. اما در عین حال باید برای تحلیل دقیق این وضعیت به همه ابعاد و پیامدهای آن توجه کنیم؛ با توجه به هممرز بودن ایران با افغانستان و نیز با توجه به این واقعیت که حدود 50 درصد از مصرفکنندگان مواد مخدر در کشورما تریاک مصرف میکنند، قطع شدن روند عرضه مواد مخدر در عین حال که می تواند میزان مصرف را پایین بیاورد، ممکن است مصرف کنندگان این ماده را به فکر تغییر ماده مصرفیشان بیندازد.
همچنین ممکن است پس از ایجاد اختلال در زنجیره عرضه این ماده مخدر، برخی از گروهها و چه بسا خود طالبان به سراغ انبارکردن تریاک رفته باشند و با وارد کردن اندک اندک آن به بازارها موجبات گرانی آن را فراهم کنند. از سوی دیگر، به جز گرانی این ماده، کمیاب شدن آن باعث خواهد شد در بلندمدت میزان خلوص تریاکی که به دست مصرف کننده میرسد کاهش یابد و در نتیجه، زمینه برای بحران سلامتی نیز فراهم شود.
راهکارها و جمعبندی
بدین ترتیب، لازم است سیاستگذاران برنامهریزی لازم را به نحوی انجام دهند که مصرف کننده سیاست منع کشت خشخاش طالبان به گذر از تریاک به سوی مواد پرخطرتر منتهی نشود. از سوی دیگر، احتمال ایجاد مراکز جدید تولید تریاک و کشف انبارهای تریاک در درون کشور نیز با قطع تولید در افغانستان افزایش خواهد یافت. بهطور کلی، سیاست مخدری ایران باید به نحوی تنظیم گردد که در سال جدید تحت تأثیر تحولات سیاست افغانستان، بحران مخدری در کشور ایجاد نشود.
منسفیلد مجموع شرایط ذکرشده در این مطلب را در رونق کشت و اقتصاد تریاک در افغانستان دخیل میداند. او ناامنی را نهتنها به امنیت نظامی، که مهمتر از آن به امنیت غذایی و مسئله بقای خانوادههای روستایی، بهویژه خانوادههایی که وابستگی زیادی به کشت خشخاش دارند، مرتبط میداند. مارک شاو افزایش کشت خشخاش و تولید تریاک را پس از دوره طالبان اینگونه توصیف میکند: «پس از طالبان کشت خشخاش به سطوح قبلی بازگشت و حتی افزایش پیدا کرد. این بار کشت خشخاش در سراسر کشور نیز پراکنده شد. گذار سیاسی از ۲۰۰۱ در افغانستان پیامدهای مهمی برای تبدیلشدن قاچاق مواد به مسئلهای کنترلشده و سازمانیافته داشته است.»
منابع
https://www.ecoi.net/en/file/local/1231617/1002_1225125226_afghanistan-poppy.pdf
https://areu.org.af/wp-content/uploads/2016/01/822E-Counter-Narcotics-in-Afghanistan-BP-2008.pdf
https://areu.org.af/wp-content/uploads/2016/01/722E-Evidence-from-the-Field-BP.pdf