عوامل ظهور و فعالیت گروه‌های تروریسم مخدری در کوزوو

تروریسم مخدری در کوزوو

تروریسم مخدری در کوزوو از معضلات این کشور منطقه بالکان است که به دلیل بی‌ثباتی، تنش‌های شدید بین کشورهای منطقه، موقعیت استراتژیک برای ترانزیت مواد مخدر و فعالیت گروه‌های جرایم سازمان‌یافته تشدید شده است. البته بررسی این پدیده بدون شناخت تاریخ این سرزمین امکان‌پذیر نیست.

عوامل شکل‌گیری تروریسم مخدری در کوزوو

تروریسم مخدری (نارکوتروریسم) حاصل پیوند تروریسم و قاچاق مواد مخدر، سلاح و انسان است. این واژه را نخستین‌بار رئیس‌جمهور پرو در سال 1983 برای شرح حملات گروه‌های جرایم سازمان‌یافته علیه پلیس مبارزه مواد مخدر به‌کار برد. اعمال خشونت این گروه‌های تروریستی حربه‌ای در جهت فشار و تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولتی است. البته اعمال خشونت نیز پیامد بی‌ثباتی، ناامنی، جنگ و نزاع میان گروه‌های سیاسی – اجتماعی مختلف است. اساسا ناآرامی و تشدید تنش‌ها فرصتی طلایی برای پیوند تروریسم و جرایم سازمان‌یافته ایجاد می‌کند.

شدت‌گرفتن فعالیت‌های تروریسم مخدری در کوزوو و به‌طور کلی، منطقه بالکان حاصل پیوند چند عامل است؛ نخست، ویژِگی ژئواستراتژیک منطقه بالکان که همواره یکی از مسیرهای ترانزیت مواد مخدر و مبادی ورود مواد به اروپا بوده است. درواقع، بالکان در کنار مسیر شمالی و جنوبی ترانزیت تریاک افغانستان، همواره یکی از اصلی‌ترین مسیرهای قاچاق مواد مخدر صنعتی و انواع پیش‌سازها از اروپا به شرق و خاورمیانه نیز بوده است. خاویر سولانا منطقه بالکان را دروازه ورود جرایم سازمان‌یافته به اروپا و منطقه فعالیت سازمان‌های تروریستی و گروه‌های جرایم سازمان‌یافته، به‌ویژه قاچاق مواد مخدر می‌داند. به همین دلیل، چندان شگفت‌آور نیست که در این منطقه با تجمع گروه‌های مافیایی جرایم سازمان‌یافته و قاچاق مواد روبه‌رو باشیم.

عامل دوم در شکل‌گیری تروریسم مخدری در کوزوو، بروز تنش، خشونت و ناآرامی است. نکته اصلی این است که هرگاه اقتدار مرکزی دولت‌ها مخدوش می‌شود یا ناآرامی جدیدی امنیت ملی را به چالش بکشد، باید کم‌وبیش منتظر افزایش فعالیت‌های گروه‌های قاچاق مواد و اقدامات مجرمانه بود. به‌عبارت‌دیگر، بین کاهش شاخص‌های امنیت ملی و افزایش ارتکاب جرم ارتباط مستقیم و تنگاتنگی وجود دارد.

 اگر این اصل اساسی را در مورد ناآرامی‌های کوزوو، صربستان، مونته‌نگرو به کار ببریم و در کنار ویژگی ذاتیِ این منطقه که همواره مسیر ترانزیت مواد بوده است قرار دهیم، خواهیم دید که چه بحرانی از دل آن متولد می‌شود: تروریسم مخدری. درواقع می‌توان گفت پدیده تروریسم مخدری در کوزوو حاصل پیوند نامیمون موقعیت ژئواستراتژیک بالکان برای ترانزیت مواد و بروز ناامنی و فقدان شاخصه‌های امنیت ملی است. به بیان دقیق‌تر، تشکیلات جرایم سازمان‌یافته‌ای که از پیش به دلیل تجارت مواد در این منطقه فعال بودند، اکنون با گروه‌های تروریستی برآمده از ناامنی و تنش در آمیخته‌اند.

موقعیت استراتژیک این منطقه از لحاظ قرارگیری بین خاورمیانه و اروپای غربی، بُعد جدیدی از پیوند با تروریسم، به‌ویژه در کشورهای آلبانی، کوزوو و مونته‌نگرو را به نمایش می‌گذارد. همچنین گفتنی است در سال‌های اخیر حضور گروه‌های تروریستی مرتبط با القاعده و نیز فعالیت افراد مرتبط با گروه تروریستی داعش نیز در کوزوو روند روبه‌رشد داشته است.

نقش ارتش آزادی‌خواه در تروریسم مخدری در کوزوو

تشدید تروریسم مخدری در کوزوو با فعالیت ارتش آزادی‌خواه

 ارتش آزادی‌خواه کوزوو  (KLA) نمونه‌ای است از گروه‌های تروریستی که عمدتا از منابعی همچون تجارت غیرقانونی مواد مخدر،  قاچاق سلاح، قاچاق انسان و نیز قاچاق کالاهای مختلف تأمین مالی می‌شود. این نیرو به‌نوعی مسیر بالکان را که از افغانستان و پاکستان به قلب اروپای مرکزی و شمالی متصل می‌شود، مدیریت می‌کند. موقعیت ژئواستراتژیک منطقه به این آلبانی‌های آزادی‌خواه رادیکال فرصت داده است تا این درآمدها را صرف فعالیت‌های تروریستی، حمایت از آن‌ها و اقدامات تبهکارانه کنند.

بر اساس گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در سال 2014، اکنون نگرانی‌ها مبنی بر تصرف مسیرهای قاچاق آمفتامین‌های محرک و مت‌آمفتامین‌ها و نیز مسیرهای قاچاق کوکائین از آفریقای غربی توسط گروه‌های جرایم سازمان‌یافته بالکان فزونی یافته است.

دگردیسی تروریسم مخدری در کوزوو

در اینجا باید به مسئله دگردیسی ذاتیِ تروریسم مخدری اشاره کنیم؛ سازمان‌های تروریستی تشکیلات سازمانی و نظامی خود را با اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک به راه می‌اندازند؛ درحالی‌که باندهای جرایم سازمان‌یافته از تشکیل سازمان‌های تجاریِ مافیایی اهداف اقتصادی دارند. نقطه اتصال این گروه‌ها از یک‌سو، بروز ناآرامی و تنش در یک منطقه و از سوی دیگر، اهداف کوتاه‌مدت و تجهیزات نظامی مشترک است. این پیوند تروریسم و جرایم سازمان‌یافته یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دولت‌های ملی در مناطق مستعد خشونت و یا ناآرام است.

ارتش آزادی‌بخش کوزوو نیز در ابتدای شکل‌گیری، اهدافی آزادی‌خواهانه و سیاسی را دنبال می‌کرد؛ اما به‌تدریج برای حفظ ساختار قدرت، بقا و دستیابی به اهداف و حوزه نفوذ خود ناگزیر از تأمین مالی و لجستیکی با توسل به قاچاق، تبهکاری و جرایم دیگر شد و اکنون خود به تروریسم مخدری در کوزوو دامن می‌زند.

برای شناخت بهتر، در ادامه مروری خواهیم داشت بر تاریخ کوزوو.

تاریخ کوزوو: از قبل از میلاد تا حاکمیت عثمانی

کوزوو در حال حاضر مساحتی برابر با 10908 کیلومترمربع، جمعیتی نزدیک به دو میلیون و دویست هزار نفر دارد و بیش از 90 درصد جمعیت آن، آلبانیایی‌تبارند. این سرزمین در سال 160 قبل از میلاد به تصرف امپراتوری رم درآمد. در قرون ششم و هفتم میلادی، اقوام اسلاو به بالکان مهاجرت کردند و در سال 850 میلادی، سرزمینشان در امپراتوری بیزانس ادغام شد.

در سال 1389 میلادی، جنگی خونین میان صرب‌ها و نیروهای عثمانی در سرزمین کوزوو درگرفت که در تاریخ به نبرد کوزوو (Battle of Kosovo) شهرت یافته است. در این جنگ، صرب‌ها توانستند عثمانی را شکست دهند و از این‌رو، سرزمین کوزوو نزد ملی‌گرایان صرب نماد پیروزی شد. البته نیروهای عثمانی پس از درگیری فراوان توانستند در سال 1455 بر صرب‌ها تفوق یابند و کوزوو را به اشغال خود درآورند. از آن تاریخ تا سال 1912، حاکمیت عثمانی بر این سرزمین ادامه داشت و این حاکمیت طولانی باعث شد که ساکنان کوزوو به‌تدریج مسلمان شوند.

در سال 1912، جنگ اول بالکان با شرکت صرب‌ها، بلغارها، یونانی‌ها و اهالی مونته‌نگرو علیه عثمانی آغاز شد که درنتیجه، سلطه عثمانی بر سرزمین کوزوو پایان یافت و بخش قابل‌توجهی از آن به تصرف پادشاهی صربستان درآمد و بخش کمتری  به قلمرو پادشاهی مونته‌نگرو ملحق شد. آلبانیایی‌تبارهای ساکن کوزوو ناخشنود از اشغال مجدد سرزمین خود، از آنجا مهاجرت کردند و صربستان نیز صرب‌ها را به جای آنان در کوزوو اسکان داد.

تشکیل یوگسلاوی بزرگ

پس از جنگ جهانی اول، کشور جدیدی با عنوان پادشاهی صربستان، کرواسی و اسلوونی به وجود آمد. صرب‌ها به این دلیل که از یک‌سو فرماندهی جنگ استقلال‌طلبانه علیه اتریش را برعهده داشتند و از سوی دیگر، 39 درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، از جایگاه برتری برخوردار بودند. تفوق صرب‌ها منجر به توسعه‌طلبی آن‌ها شد و به همین دلیل، خواهان تشکیل کشوری وسیع‌تر و متمرکز شدند. براین‌اساس، الکساندر پادشاه صربستان در سال 1929 قانون اساسی را لغو کرد و تحت عنوان کشور یوگسلاوی بزرگ تشکیل حکومت داد.

جنگ جهانی دوم و خودمختاری کوزوو

آغاز جنگ جهانی دوم و تهاجم آلمان نازی به یوگسلاوی به فروپاشی این کشور در سال 1941 منجر شد و کوزوو به اشغال ایتالیایی‌ها درآمد، اما یوگسلاوها به رهبری مارشال تیتو در برابر اشغالگران آلمانی به‌پا خواستند و با اخراج متجاوزان از کشور، پس از جنگ دولتی فدرال و کمونیست ایجاد نمودند. سیاست دولت کمونیستی  با دولت ملی‌گرای قبل از جنگ، متفاوت بود و علاوه بر صربستان، اسلوونی و کرواسی، دیگر ایالت‌های متمایز قومی کشور نیز همچون مقدونیه و بوسنی و هرزگوین به‌عنوان جمهوری، شخصیتی مستقل و برابر در اداره کشور فدرال یافتند. در راستای این سیاست، در دهه 1950 به سرزمین‌های کوزوو و وودینا نیز در چارچوب جمهوری صربستان، خودمختاری اعطا گردید و بدین ترتیب نفوذ و اعتبار پیشین صرب‌ها در ساختار قدرت کشور کاهش یافت.

دوران پس از جنگ و افزایش نفوذ آلبانیایی‌تبارها

 در دوران پس از جنگ به صورتی روزافزون بر جمعیت آلبانیایی‌تبار کوزوو افزوده گشت؛ به‌این‌ترتیب، جمعیت آنان از 733 هزار نفر در سال 1948 به یک میلیون و سیصد هزار نفر در سال 1981 رسید. این موضوع، نگرانی صرب‌ها نسبت به گسترش نفوذ و تسلط آلبانیایی‌تبارها در این ناحیه تاریخی را افزایش داد. درعین‌حال، رهبران آلبانیایی‌تبار نیز وضعیت موجود را ایدئال نمی‌دانستند و خواهان ارتقای وضعیت اداری و سیاسی کوزوو به سطح یک جمهوری مستقل (همانند شش جمهوری دیگر) در چارچوب کشور یوگسلاوی شدند.

انحلال خودمختاری کوزوو توسط میلووسویچ

مرگ تیتو در دهه 1980 میلادی، فرصتی طلایی برای ملی‌گرایان صرب پدید آورد تا خودمختاری کوزوو را محدود سازند. میلووسویچ به بهانه آزار و اذیت صرب‌ها در کوزوو و تلاش رهبران آلبانیایی‌تبار برای جداسازی کوزوو از صربستان، اختیارات حکومت محلی کوزوو را بسیار محدود ساخت، تا آنجا که در جولای  199پارلمان این ایالت منحل گردید و روزنامه آلبانی‌زبان «ریدیلین» و رادیو و تلویزیون محلی «برشتینا» تعطیل شدند و نهایتا به‌موجب قانون اساسی جدید صربستان، خودمختاری کوزوو از بین رفت.

استقلال کوزوو

 در واکنش به اقدامات دولت مرکزی و پس از صدور بیانیه استقلال از سوی اسلوونی و کرواسی در ژوئن 1991 و هجوم ارتش صرب به این جمهوری‌ها، پارلمانِ در تبعید کوزوو اعلام کرد که کوزوو به یک جمهوری مستقل تبدیل شده است و انجام رفراندومی را دراین‌ارتباط به تصویب رساند. در این رفراندوم در سال 1991، میزان مشارکت 87 درصد بود که 91 درصد از مجموع آرا از استقلال کوزوو حمایت می‌کرد. در مقابل نیز اسلووبودان میلووسویچ، رهبر ملی‌‌گرایان افراطی صرب در دسامبر 1992 با کسب 55 درصد آرا به ریاست‌جمهوری رسید و فشارها بر آلبانیایی‌تبارها شدت یافت.

درگیری ارتش صرب و ارتش آزادی‌بخش کوزوو

 وقوع درگیری در بوسنی و هرزگوین و دخالت ارتش صرب در آنجا سبب شد تا چندی اعمال فشار صرب‌ها بر آلبانیایی‌تبارها کاهش یابد اما پس از انعقاد صلح دیتون و خاتمه درگیری‌ها در بوسنی، بار دیگر توجه صرب‌ها به کوزوو معطوف گردید و ملی‌گرایان صرب باتوجه‌به شکست در حفظ کشور یوگسلاوی و ناکامی در جلوگیری از استقلال جمهوری‌های تشکیل‌دهنده کشور بیش از گذشته مصمم به حفظ کوزوو شدند.

 این موضوع باعث شد که میان ارتش صرب و ارتش آزادی‌بخش کوزوو در سال 1996 جنگی خونین رخ دهد که در زمستان 1998 منجر به آوارگی بیش از 300 هزار تن شد. ارتش آزادی‌بخش کوزوو درواقع یک سازمان نظامی جدایی‌طلب، متشکل از ملی‌گرایان آلبانیایی‌تبار بود که در دهه 1990 با هدف استقلال کوزوو از جمهوری فدرال یوگسلاوی تشکیل شده بود.

 این جنگ باعث شد مردم کوزوو علاوه بر تلفات جانی با کمبود مواد اولیه از جمله غذا روبه‌رو شوند و بحران انسانی پدیدار گردد. کشورهای غربی و به‌ویژه ناتو تحت‌فشار افکار عمومی و پس از ناکامی در دریافت مجوز شورای امنیت، روز 24 مارس 1999 برای پایان‌بخشیدن به رنج مردم آلبانیایی‌تبار کوزوو مداخله کردند؛ مداخله‌ای که تا روز دهم ژوئن همان سال، یعنی 77 روز به طول انجامید و بر اساس آن، اداره کوزوو از سوی شورای امنیت به هیئت مأموریت سازمان ملل جهت اداره موقت کوزوو  (UNMIK) واگذار شد.

در مقدمه این قطعنامه، تعهد تمام دولت‌های عضو سازمان ملل به رعایت احترام حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری فدرال یوگسلاوی و دیگر کشورهای منطقه آن‌گونه که در بیانیه نهایی هلسینکی و ضمیمه دوم قطعنامه اخیر ذکر شده است، دوباره موردتأیید قرار گرفت. علاوه‌برآن، قطعنامه‌های پیشین شورا در خصوص لزوم رعایت خودمختاری قابل‌توجه و حق تعیین سرنوشت معنادار برای کوزوو را یادآور می‌کرد.

جمع‌بندی

هرچه ضعف زیرساخت‌های اقتصادی، نهادهای قانون‌گذار و نهادهای مجری قانون در انجام وظایف ذاتی دولت بیشتر باشد، فرصتی بهتر برای اقدامات مجرمانه، تاخت‌وتاز گروه‌های جرایم سازمان‌یافته و فعالیت گروه‌های تروریستی فراهم می‌شود و در مواقع ناامنی شدید به بروز پدیده تروریسم مخدری می‌انجامد. بر همین اساس، دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر سازمان ملل در گزارش سال 2008 اشاره می‌کند که در سال‌های پس از پایان منازعه شرق و غرب و نبود اقتصاد کارآمد، زمینه‌های بروز و ظهور جرایم سازمان‌یافته در منطقه جنوب شرقی اروپا فراهم شده است. طی منازعات یوگسلاوی سابق علاوه بر این موارد، کنترل ضعیف مرزها و به‌طورکلی وجود فضای جنگی منجر به تجارت غیرقانونی سلاح، قاچاق انسان، قاچاق مواد مخدر در منطقه بالکان و تشدید تروریسم مخدری در کوزوو شده است.

منابع

https://www.researchgate.net/publication/374972832_The_ideology_of_’Greater_Kosovo’_in_the_vision_of_Albanian_narco-terrorist_clans

https://www.unodc.org/unodc/en/press/releases/2008-05-29.html