تشدید تنش آمریکا و ونزوئلا؛ بازآرایی مهره‌های شطرنج ژئوپلیتیک در آمریکای لاتین

در دریای کارائیب، آمریکا به بهانه مبارزه علیه قاچاقچیان ادعایی مواد مخدر، ونزوئلا را در آستانه یک بحران جدید قرار داده است. از ابتدای سپتامبر ۲۰۲۵، منطقه آمریکای لاتین دستخوش تحولات زیادی شده است. در ۲ سپتامبر، پنتاگون نابودی یک قایق تندرو را اعلام کرد که ادعا می‌شود متعلق به باند «ترن دی آراگوا» بوده و منجر به کشته شدن ۱۱ نفر گردید. پس از آن ضربات دیگری در ۱۵ سپتامبر رخ داد که سه نفر دیگر را به کام مرگ کشاند و سرانجام در ۳ اکتبر گزارش‌ها از کشته شدن چهار نفر خبر دادند. این عملیات‌ها که ترامپ آن‌ها را «ضربات پیشگیرانه» توصیف کرده به هدف‌گیری دریایی محدود نشدند؛ واشنگتن هفت ناو جنگی، یک زیردریایی هسته‌ای و هزاران سرباز را به پورتوریکو همراه با استقرار ۱۰ جنگنده اف-۳۵ و هواپیماهای جاسوسی فرستاد. پاسخ ونزوئلا فوری بود: بسیج ۴.۵ میلیون نفر از گردان‌های مردمی بولیواری، اعلام وضعیت آماده‌باش نظامی و پرواز  جنگنده‌های اف-۱۶ بر فراز یک ناوشکن آمریکایی در رویدادی که «تحریک مستقیم» نامیده شد. در این گزارش به بررسی لایه‌های پنهان این تنش می پردازیم.

میراث چاوز و چالش مادورو

این تشدید رویدادی گذرا نیست، بلکه ادامه‌ای از درگیری تاریخی است و رقابت بر سر منابع را با ایدئولوژی درهم می‌آمیزد. ونزوئلا با مساحت  ۹۱6 هزار کیلومتر مربعی نه تنها یک کشور نفتی است بلکه نمادی از مقاومت آمریکای لاتین در برابر «امپریالیسم شمالی» به شمار می‌رود. از زمان هوگو چاوز در ۱۹۹۹ که قانون اساسی را تحت شعار «جمهوری بولیواری» بازنویسی کرد و از میراث سیمون بولیوار الهام گرفت، کاراکاس به کانونی برای ائتلاف‌های ضدآمریکایی بدل شد. چاوز از درآمدهای نفت که تولید آن در دهه ۱۹۷۰ به ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسید  برای تأمین برنامه‌های اجتماعی استفاده کرد که فقر را ۵۰ درصد کاهش داد، بی‌سوادی را ریشه‌کن ساخت، و کوبا را با نفت ارزان حمایت کرد. اما این رویکرد خشم واشنگتن را برانگیخت که آن را تهدیدی برای نقش خود به عنوان «پلیس قاره» می‌دید. با مرگ چاوز در ۲۰۱۳، نیکولاس مادورو به قدرت رسید و میراثی سنگین را به ارث برد. فشارها بر ونزوئلا از سوی امریکا تشدید شد و بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول فقر به ۸۲.۸ درصد رسید و تورم افسارگسیخته ۷ میلیون ونزوئلایی را به مهاجرت واداشت. واشنگتن از بحران بهره برد و تحریم‌های خشن اعمال کرد: ممنوعیت دسترسی به بازارهای مالی در ۲۰۱۷، توقیف دارایی‌ها در ۲۰۱۹ و توقف صادرات نفت به آمریکا که پیشتر ۷۰۰ هزار بشکه در روز بود. این اقدامات که کاراکاس آن‌ها را «جنگ اقتصادی» نامید، به اقتصاد محدود نماندند؛ بلکه به اتهامات جنایی گسترش یافتند، جایی که مادورو در ۲۰۲۰ با پاداش دستگیری ۱۵ میلیون دلاری برای قاچاق کوکائین روبرو شد و سپس در اوت ۲۰۲۵ به ۵۰ میلیون دلار افزایش یافت!

روایت مواد مخدر: بهانه یا واقعیت؟

در شرایط کنونی واشنگتن عملیات خود را با «جنگ علیه مواد مخدر» توجیه می‌کند و ادعا می‌دارد که ونزوئلا مرکز عبور ۵۰۰ تن کوکائین در سال استف به علاوه فنتانیل که سالانه ۱۰۰ هزار آمریکایی را می‌کشد. «کارتل خورشیدها» (شبکه ونزوئلایی) و «ترن دی آراگوا» (باند چندملیتی) با اتهام رهبری مادورو بر آن‌ها به عنوان سازمان‌های تروریستی طبقه‌بندی شده‌اند. مارکو روبیو وزیر خارجه، مادورو را «رهبر کارتل تروریستی» می‌خواند و خواستار «منفجر کردن و نابود کردن آن‌ها» است. این روایت جدید نیست؛ ادامه‌ای از ارزیابی‌های وزارت خارجه آمریکا از ۲۰۰۶ است که ونزوئلا را به عدم همکاری در مبارزه با تروریسم متهم می‌کند. نکته کلیدی آن است که در «جنگ با مواد» آمریکایی‌ها نام از تولیدکنندگان و توزیع کنندگان اصلی مواد یعنی مکزیک و کلمبیا دیده نمی‌شود.

اهداف پنهان: نفت، نفوذ و سیاست داخلی

اما فارغ از این اهداف و بهانه های ظاهری مرتبط با مواد مخدر، اهداف استراتژیک عمیق‌تری نهفته است که فراتر از قاچاق به قلب درگیری ژئوپلیتیک می‌رسد. نخست، کنترل نفت: ونزوئلا ۱۷ درصد ذخایر جهانی را دارد و هدفی تاریخی برای واشنگتن است.

دوم، مقابله با نفوذ خارجی: ائتلاف‌های مادورو با روسیه (قراردادهای تسلیحاتی ۱۱ میلیارد دلاری از ۲۰۰۱-۲۰۱۳ و حمایت از تهاجم به اوکراین)، چین (واردات ۵۰۰ هزار بشکه نفت در روز) و ایران (همکاری در پهپادها و سوخت)، «حیاط خلوت» آمریکایی را تهدید می‌کند. تصمیم اخیر پارلمان ونزوئلا برای معاهده استراتژیک با مسکو و توصیف مادورو از «اقتصاد جهانی بدون قوانین»، این نگرانی را تشدید می‌کند.

 سوم، فشار داخلی: ترامپ از بحران با پیوند مهاجرت به تروریسم و استناد به قانون «دشمنان خارجی» ۱۷۹۸ برای اخراج مهاجران برای تقویت تصویر خود به عنوان «رهبر قدرتمند» استفاده می‌کند.

پاسخ کاراکاس و چالش‌های حقوقی

از دیدگاه ونزوئلا، این تحرکات چیزی جز «بهانه‌های جنایتکارانه» برای «حمله امپریالیستی» نیستند. معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، واشنگتن را متهم به تلاش برای «تصاحب ثروت‌های نفتی به منظور احیای اقتصادهای غیرقانونی‌اش» کرد. مادورو ضربات را «تجاوز نظامی» می‌نامد و از «مبارزه مسلح سازمان‌یافته» در صورت تشدید هشدار داده در حالی که به گفتگو دعوت می‌کند: «ونزوئلا همیشه آماده گفتگو است، اما احترام می‌خواهیم». از منظر حقوقی، واشنگتن به «قوانین درگیری‌های مسلحانه» استناد می‌کند تا قتل بدون محاکمه را توجیه کند و ادعای «درگیری مسلح غیربین‌المللی» با کارتل‌ها به عنوان «مبارزان غیرقانونی» را مطرح می‌سازد. اما کارشناسان حقوق بین‌الملل، مانند مایکل بیکر از کالج ترینیتی دوبلین، آن را نقض منشور سازمان ملل می‌دانند که استفاده از زور را جز در دفاع از خود ممنوع می‌کند. در ایالات متحده، دموکرات‌هایی مانند آدم شیف و جمهوری‌خواهانی مانند رند پال این عملیات را نقد می‌کنند و خواستار فعال‌سازی «قانون اختیارات جنگی» هستند که موافقت کنگره را الزامی می‌داند. دادگاه تجدیدنظر فدرال استفاده از قانون ۱۷۹۸ برای اخراج‌ها را ممنوع کرد و اظهار داشت که «تهاجمی» واقعی وجود ندارد. کشورهای منطقه مانند مکزیک، برزیل و کلمبیا، مداخله خارجی را رد می‌کنند.

نتیجه

سناریوهای آینده میان تشدید و آرامش در نوسان است. ضعیف‌ترین آن‌ها جنگ فراگیر است: هزینه تهاجم به ونزوئلا با خطرات منطقه‌ای شامل سرریز خشونت به کلمبیا و شورش‌های داخلی هنگفت خواهد بود. سناریوی محتمل تر عملیات محدود است: ضربات موشکی به زیرساخت‌های نظامی برای برانگیختن ناآرامی‌های داخلی با تکیه بر «دیپلماسی ناوها» برای فشار بر نخبگان ونزوئلایی. سناریوی سوم: بازگشت به تحریم‌ها و فشار اقتصادی، حمایت‌شده با ۲۵ درصد تعرفه گمرکی بر واردکنندگان نفت ونزوئلایی، برای پیشبرد انتقال دموکراتیک بدون درگیری نظامی است. بلوک «سلاک» که کشورهای چپ‌گرایی مانند برزیل را در بر می‌گیرد، موقعیت کاراکاس را تقویت می‌کند و واشنگتن را وادار به بازاندیشی در استراتژی‌اش می‌سازد. در نهایت این تشدید تنش تلاشی آشکار برای بازآرایی مهره‌های شطرنج ژئوپلیتیک در آمریکای لاتین به شمار می‌رود.