پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته: رازهای یک همگرایی خطرناک
رابطه تروریسم و جرایم سازمانیافته در سالهای اخیر از همکاریهای منفعتمحور موردی فراتر رفته است و در برخی مناطق دنیا به پیوندی عملیاتی تبدیل شده است.
گروههای تروریستی معمولا برای تأمین مالی، دسترسی به سلاح، جابهجایی نیروها و بهرهگیری از شبکههای قاچاق به تشکیلات جرایم سازمانیافته نزدیک میشوند. در مقابل، گروههای تبهکار نیز از توانایی گروههای مسلح در ایجاد خشونت، ارعاب و کنترل سرزمینی استفاده میکنند. نتیجه این همکاری، شکلگیری یک تهدید ترکیبی است که نمیتوان آن را با ابزارهای سنتی مبارزه با تروریسم یا جرایم سازمانیافته مهار کرد. از این رو، سازمان ملل و نهادهای بینالمللی برای مقابله با این روندهای خطرناک دست به اقدامات گوناگونی زدهاند.
در این مطلب به رابطه تروریسم و جرایم سازمانیافته، سطوح و مصادیق آن میپردازیم و از عوامل زمینهساز این همگرایی خطرناک حرف میزنیم.
منافع متقابل دستاندرکاران تروریسم و جرایم سازمانیافته
گروههای تروریستی با قاچاق انسان و قاچاق اسلحه، مواد مخدر و حتی آثار باستانی، از جرایم سازمانیافته بهعنوان منبع تأمین مالی بهرهمند میشوند و از تشکیلات آن پشتیبانی تدارکاتی میگیرند. تروریستها از روشهای دیگری مانند تجارت غیرقانونی منابع طبیعی و حیات وحش، سوءاستفاده از شرکتهای تجاری مشروع، کمکهای مالی و درآمد حاصل از فعالیتهای مجرمانه، از جمله آدمربایی برای باجگیری، اخاذی، سرقت از بانک و دزدی دریایی نیز بهره میبرند. در مقابل، باندهای تبهکار برای استفاده از توانایی سازمانهای تروریستی در ایجاد خشونت، ارعاب و کنترل قلمروهای مختلف به سراغ آنها میروند.
البته ردیابی منابع مالی تروریسم بسیار پیچیده و دشوار است، چه مستقیما از طریق جرایم سازمانیافته به دست آمده باشند و چه به روشهای دیگر؛ چون شبکههای تروریستی و تبهکار پیوسته میکوشند ردپای خود را با کلاهبرداری آنلاین، باجگیری، تجارت غیرقانونی، ترفند پانزی، سوءاستفاده از داراییهای رمزارزی و دیگر انواع جرایم سایبری پاک کنند.
سه سطح شکلگیری پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته
رابطه تروریسم و جرایم سازمانیافته در سه سطح یا مرحله شکل میگیرد: همزیستی، همکاری و همگرایی. در مرحله اول، گروههای تروریستی و تبهکاران سازمانیافته در یک محیط فعالیت میکنند، اما لزوما با یکدیگر ارتباط مستقیم ندارند یا ارتباطشان محدود است. در مرحله دوم، منافع مشترک باعث شکلگیری همکاری میشود؛ برای مثال، تروریستها از مسیرهای قاچاق یا خدمات تبهکارانه برای تأمین مالی و جابهجایی استفاده میکنند. در مرحله سوم، یعنی همگرایی، تفاوتهای این دو نوع شبکه تا حدی کمرنگ میشود، طرفین از روشها، نیروها، مسیرها، منابع مالی و شبکههای یکدیگر استفاده میکنند و گاهی حتی در هم ادغام میشوند.
اهمیت مطالعه این سطوح در این است که نشان میدهد تروریسم و جرایم سازمانیافته را نمیتوان دو پدیده کاملا جدا از یکدیگر در نظر گرفت؛ چون هر دو گروه ممکن است از اخاذی، آدمربایی، قاچاق، پولشویی و شبکههای فرامرزی بهره بگیرند و تفاوت اصلیشان در انگیزه اولیه فعالیتهای آنها است؛ گروههای تروریستی معمولا اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک دارند، درحالیکه گروههای تبهکار عمدتا با هدف کسب درآمد و سود فعالیت میکنند. بااینحال، در محیطهایی که دولت کنترل محدودی بر قلمرو خود دارد، این تفاوتها در سطح عملیاتی بسیار کمرنگ میشود و به همگرایی شبکههای جرایم سازمانیافته و تروریستها میانجامد.
قلمروهای بیثبات؛ بستر همگرایی تروریسم و جرایم سازمانیافته
یکی از مهمترین عوامل تقویت پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته، وجود مناطق دورافتاده و فاقد کنترل و محافظت مؤثر دولتی است. برای نمونه، در بخشهایی از منطقه ساحل آفریقا، گروههای افراطی با بهرهگیری از این ضعف حکمرانی، ناامنی و فقدان خدمات عمومی، کنترل بخشی از روستاها را به دست گرفتهاند. آنها با دریافت مالیات و عوارض از فعالیتهای اقتصادی، برای خود منابع مالی ایجاد میکنند و در برخی مناطق حتی شیوه و میزان دسترسی مردم به مواد غذایی، مسیرهای جادهای و خدمات اساسی را نیز تعیین میکنند. این گروههای تروریستی آموختهاند که برای دستیابی به اهداف خود با شبکههای تبهکار همکاری کنند؛ همکاریای که بهتدریج به هر دو گروه، توانایی داده است تا اقتصاد را در داخل و بیرون از مرزها مختل کنند.
بوکوحرام (در نیجریه) و جماعت نصرت الاسلام والمسلمین (JNIM، از شاخههای القاعده در مالی) دو سازمان تروریستی فعال اصلی درآفریقا هستند که با تبهکاران سازمانیافته همکاری دارند و از الگوی کنترل مناطق روستایی استفاده میکنند. آنطور که دکتر سرجیو آلتونا، پژوهشگر ارشد برنامه افراطگرایی دانشگاه جورج واشنگتن به نشریه ADF میگوید، همکاری این دو گروه تروریستی با تبهکاران سازمانیافته در آفریقا ماهیتی عملگرایانه و نامتقارن دارد و اشکال گوناگونی به خود میگیرد.
آلتونا معتقد است این گروهها نه نماینده مشروع مردماند، نه توان تأمین نیازهای ابتدایی آنان را، از جمله سوخت و ارائه خدمات عمومی دارند. به همین دلیل، نتیجه این پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته، هرگز جایگزین حکمرانی واقعی نمیشود.

پیوند تبهکاران و تروریستها
تبهکاران و تروریستها از یکدیگر میآموزند. پیشتر هم اشاره کردیم که این دو با هم روابط و منافع متقابل دارند؛ تروریستها از گروههای جرایم سازمانیافته بهعنوان منبع درآمد استفاده میکنند و از تجربه مجرمانه افرادی که به خدمت میگیرند بهره میبرند. در مقابل، گروههای جرایم سازمانیافته نیز میتوانند تکنیکها، تاکتیکها و زنجیرههای تأمین مورد استفاده تروریستها را به کار بگیرند.
فعالیتهای روزمره برخی گروههای تروریستی شباهت زیادی به اقدامات مرتبط با جرایم سازمانیافته دارد؛ بهعنوان مثال، بسیاری از تروریستها سابقه آدمربایی، تجارت آثار باستانی، قاچاق سلاح، تصرف بانکها، کارخانهها و دیگر تأسیسات، اخاذی و ارعاب و همچنین مشارکت در فحشا و قاچاق انسان دارند.
یکی از ریشههای پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته، تعامل شبکههای تبهکارانه و تروریستی در زندان است. ممکن است تبهکاران در زندان گرایشهای تروریستی پیدا کنند و از آنها برای توجیه فعالیتهای تبهکارانه خود سود جویند. البته مهارتهای تروریستها برای آنها نیز کاربرد دارد. از سوی دیگر، انگ اجتماعی ناشی از سابقه تروریستی، بازگشت افراد آزادشده از زندان به جامعه را دشوار میکند و در نتیجه، ارتکاب جرم به تنها گزینه پیش روی آنها تبدیل میشود.
در این میان، دو عرصه مهمی که تلاقی و پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته فراوان در آنها روی میدهد، بازار مواد مخدر و بازار سلاح قاچاق است.
بازار مواد مخدر؛ تلاقیگاه تروریسم و جرایم سازمانیافته

قاچاق مواد مخدر از مهمترین نقاط اتصال تروریسم و جرایم سازمانیافته است. نمونه بارز، گروههای افراطی منطقه ساحل آفریقا است که برای تأمین هزینههای عملیاتی خود، از قاچاقچیان مواد مخدر در مسیرهای تحت کنترلشان عوارض میگیرند. در برخی موارد، که گروههای تروریستی و شبکههای تبهکارانه استفاده مشترک این دو گروه از مسیرهای قاچاق مواد مخدر، مرز میان انگیزههای ایدئولوژیک و انگیزههای سودمحور را از بین میبرد. گسترش سوءمصرف موادی مانند ترامادول و مواد افیونی مصنوعی (اوپییتها) نیز به پیچیدهتر شدن این اقتصاد غیرقانونی کمک میکند.
ارتباطاتی که در رابطه با توزیع مواد مخدر بین باندهای جرایم سازمانیافته و گروههای تروریستی شکل میگیرد با تثبیت همکاریها و رسیدن به مرحله همگرایی به نارکوتروریسم یا تروریسم مخدری در مقیاسی بیسابقه میانجامد.
بازار سلاح؛ حلقه اتصال دیگر

یکی دیگر از پیامدهای نگرانکننده پیوند تروریسم و جرایم سازمانیافته، گسترش قاچاق و فروش سلاحهای غیرقانونی است. تروریسم به سلاح نیاز دارد و به همین دلیل، تعامل شبکههای تروریستی و تبهکاران اجتنابناپذیر است.
بر اساس اعلام مجمع جهانی مقابله با تروریسم (GCTF)، در حال حاضر سلاحهای کوچک و سبک به کالایی سودآور در تجارت قاچاق تبدیل شدهاند و شبکههای جرایم سازمانیافته فراملی آنها را در همکاری با گروههای تروریستی به سراسر دنیا قاچاق میکنند. گزارش این نهاد نشان میدهد که اکنون بیش از یک میلیارد قبضه سلاح گرم در جهان در گردش است. پایگاهداده اینترپل نیز بیش از دو میلیون سابقه مربوط به سلاحهای مفقود، سرقتشده یا قاچاقشده را ثبت کرده است. این ارقام گویای آن است که مقابله با تروریسم بدون کنترل زنجیره تأمین تسلیحات، با محدودیت جدی مواجه خواهد شد.
مقابله با همکاری تروریسم و جرایم سازمانیافته در جهان
دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد با اجرای پروژههای مختلف از کشورهای عضو در مقابله با ارتباط تروریسم و جرایم سازمانیافته حمایت میکند. این پروژهها شامل ابتکاراتی در زمینه بهبود مدیریت مرزی، مثلا شناسایی مسافران و محمولههای پرخطر، تسهیل همکاریهای بینالمللی و مبارزه با تأمین مالی تروریسم است.
مؤسسه بینمنطقهای تحقیقات جرم و عدالت سازمان ملل

سازمان ملل ارتباط تروریسم و جرایم سازمانیافته را از طریق فعالیتهای مؤسسه بینمنطقهای تحقیقات جرم و عدالت سازمان ملل متحد (UNICRI) نیز دنبال میکند. این مؤسسه سال ۱۹۶۸با هدف تحقیق درباره پیشگیری از جرم و نظام عدالت کیفری راهاندازی شد. این نهاد اخیرا بهطور ویژه هشدار داده است که «در سراسر آفریقا در اثر ارتباطات پیچیده میان تروریسم و جرایم سازمانیافته، تهدیدی فزاینده در حال شکلگیری است. پیوندهای مخرب این دو پدیده، صلح، امنیت و توسعه اجتماعی- اقتصادی را به خطر انداخته است و ثبات سیاسی و تابآوری جوامع را تضعیف کرده است.»
عملیات کاتالیست: نمونه اقدامات مقابلهای نهادهای بینالمللی
عملیات کاتالیست (Catalyst) که از جولای تا سپتامبر ۲۰۲۵ اجرا شد، برنامهای ضربتی با هدف شناسایی و مختلسازی جریانهای مالی و طرحهایی بود که با تأمین مالی تروریسم و جرایم سازمانیافته و شبکههای حامی این دو ارتباط داشتند. این عملیات با همکاری اینترپل و آفریپُل (سازمان همکاریهای پلیسی قاره آفریقا) انجام شد و نتیجه آن، بازداشت ۸۳ نفر در شش کشور آفریقایی بود؛ از مجموع بازداشتها، ۲۱ نفر به جرایم مرتبط با تروریسم، ۲۸ نفر به کلاهبرداری مالی و پولشویی، ۱۶ نفر به کلاهبرداریهای سایبری و ۱۸ نفر به استفاده غیرقانونی از رمزارزها مرتبط بودند.
در جریان این عملیات دوماهه، مقامات کشورهای شرکتکننده وضعیت بیش از ۱۵ هزار فرد و نهاد مشکوک را بررسی کردند و ازشناسایی نزدیک به ۲۶۰ میلیون دلار (شامل ارزهای رایج و مجازی) خبر دادند که احتمالاً با فعالیتهای تروریستی مرتبط است. تاکنون حدود ۶۰۰ هزار دلار از این مبالغ توقیف شده است و تحقیقات تکمیلی برای ردیابی و بازیابی سایر داراییها در جریان است.

مشکل اصلی: ضعف اجرا و حکمرانی
یکی از مهمترین نتایج این تحلیل آن است که در بسیاری از موارد، قوانین و سازوکارهای حقوقی لازم و کافی برای مقابله با قاچاق، پولشویی، تأمین مالی تروریسم و جرایم سازمانیافته وجود دارد، یعنی مشکل لزوما کمبود قانون نیست. در واقع، ضعف اجرای قانون، فساد، ناامنی، مرزهای نفوذپذیر و مناطق خارج از کنترل مؤثر دولت باعث میشود این قوانین کارایی عملی لازم را نداشته باشند.
به همین دلیل، مبارزه با این تهدید باید از سطح عملیات مقطعی فراتر رود. ازبینبردن یک گروه مسلح یا دستگیری تعدادی از اعضای یک شبکه قاچاق، بدون مختل کردن منابع مالی، مسیرهای انتقال، شبکههای پشتیبان و ساختارهای محلی به حذف تهدید منجر نمیشود. شبکههای تبهکار و تروریستی توانایی بازسازی خود را دارند، مگر آنکه زیرساختهای اقتصادی و ارتباطی آنها نیز هدف قرار گیرد.
راهکار: تقویت همکاری و تغییر رویکرد اطلاعاتی
در چنین شرایطی، همکاری اطلاعاتی میان کشورها اهمیت بیشتری پیدا میکند. بهعنوان مثال، فرایند نواکشوت اتحادیه آفریقا که در سال ۲۰۱۳ شکل گرفت، سازوکاری برای همکاری بهمنظور بهبود تبادل اطلاعات و همکاریهای امنیتی در منطقه ساحل و سایر مناطق، با هدف مقابله با تروریسم و جرایم سازمانیافته فراملی ایجاد کرد.
مؤثربودن چنین سازوکارهایی به اعتماد میان کشورها، تبادل سریع اطلاعات، گشتهای مشترک مرزی و شناسایی همزمان شبکههای تبهکار و گروههای افراطی تروریستی وابسته است. در واقع، اگر دستگاههای امنیتی تنها به دنبال شناسایی تروریستها باشند و شبکههای قاچاق، تأمینکنندگان مالی و واسطههای آنها را نادیده بگیرند، بخش مهمی از زنجیره تهدید همچنان فعال باقی خواهد ماند.
جمعبندی
در این مطلب خواندید که رابطه تروریسم و جرایم سازمانیافته ازهمزیستی ساده به همکاری فعال و همگرایی تغییر یافته است و شامل تاکتیکها، منابع مالی و شبکههای مشترک شده است. به همین دلیل، دولتها دریافتهاند که نمیتوانند راهبردهای اطلاعاتیشان را صرفا در چارچوبهای سنتیِ تفکیک جرم از تروریسم پیش ببرند و به اتخاذ رویکردهای جدید نیازمندند.
مبارزه مؤثر با این تهدید ترکیبی، مستلزم هدف قراردادن کل زنجیره است؛ از قلمرو و مسیرهای قاچاق گرفته تا منابع مالی، بازار سلاح، شبکههای سایبری و بازیگران واسطه.
اکنون لازم است همکاری برای مقابله با پیوند تهدیدآمیز تروریسم و جرایم سازمانیافته به اولویت جامعه بینالمللی بدل شود و جهانیان تلاشهای بیشتری برای هدف قراردادن شیوههای تأمین مالی تروریسم از طریق این جرایم انجام دهند.
منابع
https://adf-magazine.com/2026/05/the-crime-and-terrorism-nexus/