Cudras

Tag: خانواده

  • اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر یافته‌های علمی به دست آمده و مدل‌های جدیدی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطر و حفاظت کننده اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که کودکان و نوجوانانی که در معرض عوامل خطرساز بیشتری مانند، مشکلات مربوط به خانواده، نگرش‌ها و رفتارهای والدین به مواد و اختلافات خانواداگی قرار بگیرند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند. همچنین تقویت عوامل محافظتی مانند تقویت مهارت‌های زندگی مانند مهارت تاب‌آوری، دلبستگی و پیوند عاطفی قوی با والدین، ارتباط قوی بین والدین و فرزندان و غیره نیز می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به اعتیاد داشته باشد.

    از این رو تجربیات موفق جهانی در حوزه پیشگیری از اعتیاد نشان می‌دهد، با فراگیری و به کار بستن اصول اولیه پیشگیری از اعتیاد می‌توان امیدوار به کاهش نرخ شیوع اعتیاد در جوامع بود؛ این اصول عبارتند از:

    اصل اول در برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد عبارت است از تقویت عوامل محافظتی و تضعیف عوامل خطر در زندگی کودکان و نوجوانان است:

    • خطر تبدیل شدن به یه سوء مصرف کننده مواد مخدر بر اساس فرمول رابطه بین تعداد و نوع عوامل خطر (مثل نگرش‌ها و رفتارهای انحرافی) و عوامل محافظتی ( مثل، حمایت والدین) بسیار محتمل است؛
    • تاثیر بالقوه عوامل خطر و عوامل محافظتی با متغییر سن رابطه تنگاتنگی دارد؛ بدین معنا که عوامل خطر و محافظتی با افزایش سن نیز تغییر می‌کنند. به عنوان مثال، وجود عوامل خطر در خانواده تاثیر بیشتری بر کودک خردسال دارد، در حالی که ارتباط با همسالان دارای سوء مصرف مواد ممکن است یک عامل خطر قابل توجه میان نوجوانان باشد؛
    • مداخله زودهنگام در بروز عوامل خطر مانند رفتار پرخاشگرانه و عدم کنترل بر نوجوان، اغلب با تغییر مسیر زندگی او به سمت رفتارهای مثبت تاثیر بسیار بیشتری بر مداخلات بعدی خواهد داشت. باید گفت اگرچه عوامل خطر و حفاظتی می‌توانند افراد مختلف را تحت تاثیر قرار دهند اما این عوامل بسته به سن، جنس، نژاد، فرهنگ و محیط خانوادگی و اجتماعی فرد می‌تواند تاثیر متفاوتی داشته باشد.

    اصل دوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید همه اشکال سوء مصرف انواع مواد مانند مصرف مواد غیرقانونی مانند ماری جوانا و هروئین و مصرف نادرست و نامناسب مواد و داروهای قانونی مانند داروهای آرام‌بخش  و حتی داروهای اعتیادآور مانند مصرف زیر سن قانونی تنباکو و الکل را تحت پوشش قرار دهد.

    اصل سوم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید به نوع مشکل سوء مصرف مواد در جامعه محلی بپردازد، عوامل خطر قابل توجه را اصلاح و عوامل محافظتی مشخص شده را تقویت کند.

    اصل چهارم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد باید متناسب با مخاطرات و اختلالات خاص جمعیت یا ویژگی‌های مخاطبان خود مانند سن، جنسیت و قومیت طراحی شوند تا اثربخشی آنها تقویت شود.

    اصل پنجم: برنامه های پیشگیری از اعتیاد باید به طور ویژه برای خانواده نیز تدوین شوند، به نحوی که پیوندهای خانوادگی را تقویت کرده و این امر با تقویت مهارت‌های فرزندپروری والدین مانند تمرین، بحث و اجرای سیاست‌های خانواده در مورد سوء مصرف مواد و آموزش در زمینه آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی نسبت به مواد مخدر و مضرات آن امکان‌پذیر است.

    اصل ششم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد را می‎‌توان با هدف مداخله در دوره‌های آموزشی اوایل دوره پیش دبستانی برای آشنایی با عوامل خطر و تقویت آنها مانند پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه، حل مشکلات تحصیلی و ارتباطی ضعیف طراحی کرد.

    اصل هفتم: طراحی برنامه‌های پیشگیرانه با هدف اجرای آنها میان گروه‌ها و مقاطع مهم مانند دوره گذر از دبستان به راهنمایی می‌تواند اثرات مفیدی حتی میان خانواده‌ها و کودکان در معرض خطر اعتیاد ایجاد کند. چنین مداخلاتی، گروه‌های در معرض خطر اعتیاد را از دیگر گروه‌ها جدا نمی‌کند و بنابراین انگ برچسب‌گذاری را کاهش می‌دهد و پیوند میان مدرسه و جامعه را تقویت می‌کند.

    اصل هشتم: برنامه‌های پیشگیری از اعتیادی که با ترکیب دو یا چند جامعه هدف بوده و در واقع برنامه‌ای است که با ترکیب برنامه‌های خانواده محور و مدرسه محور اجرا می‌شود، بسیار موثرتر از یک برنامه واحد  و متمرکز است.

    اصل نهم: برنامه‌ای پیشگیری از اعتیاد در سطح اجتماع زمانی که در چندین جامعه هدف مانند مدارس، دانشگاه‌ها و نهادهای مذهبی ارائه شود، بسیار موثرتر خواهد بود.

  • آموزش های پیشگیرانه والدین به کودکان

    اگر پدر و مادر هستید به احتمال زیاد در مورد چگونگی آموزش آشنایی با مواد و مضرات آن با فرزند خود فکر کرده‌اید. اگر در خانه‌ای رشد و پرورش داشتید که فقط منع مصرف آموزش داده شده و در مدارس تنها برنامه آموزش « مقاومت در برابر سوء مصرف مواد»[۱] آموخته باشید، خوب می‌دانید تجربه شما از مواد درباره آنچه به شما گفته شده یا آنچه آموخته‌اید بسیار متفاوت است.

    داشتن اطلاعات و باور غلط در مورد مواد در بهترین حالت آزار دهنده و در بدترین حالت کشنده است. کودکی را تصور کنید که به او گفته می‌شود فقط به هروئین و بنزودیازپین‌ها نه بگویید. در ادامه برای آن کودک چه اتفاقی می‌افتد اگر خود را یک روز در یک مهمانی یا در جمع دوستانش پیدا کند در حالی که مصرف زاناکس و اکسی‌کدین به او پیشنهاد می‌شود؟ آنها از کجا می‌دانند مصرف ترکیبی این دو دارو خطر مرگ را برای او به همراه خواهد داشت؟ امروزه در بسیاری از جوامع به دلیل عدم آموزش کافی در مورد داروهای اعتیادآور و طراحی برنامه‌های ناقص، مشاهده شده مشکلات بسیاری در خانواده و جامعه به ویژه برای نوجوانان در حال ظهور است.

    کودکان اغلب از والدین خود سوالاتی در مورد مصرف کنندگانی از مواد که در رسانه ها و تلویزیون می‌بینند، می‌پرسند. برای والدین این سوالات باید به مثابه فرصتی برای گفتگو درمورد چگونگی درک منفی جامعه از افراد مصرف کننده مواد مخدر باشد. این مکالمات در خانواده معمولاً توسط فرزندان با دیدن تصویری از شخصی که اخبار نادرست در مورد او وجود دارد یا با انگ و طرد اجتماعی روبرو شده است، شروع می‌شود؛ در این شرایط والدین باید توضیحاتی دقیق و صحیح در مورد مشکلی که فرد با آن درگیر است، بدهند.

    در این شرایط از آنجا که خود والدین هم آگاهی و آموزش دقیق از این حوزه ندارند، معمولاً با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اگر والدین کودک دارای تحصیلات و ارتباطات مرتبط با افراد معتاد باشند، مجموعه‌ای از روش‌ها را فرا خواهد گرفت که با استفاده از آنها می‌تواند اطلاعات خود را تکمیل کند. در مقابل اگر والدین کودکی آگاه نباشند و در عین حال والدین او معتاد نیز باشند، به او احساس ریاکاری از رفتار والدین دست می‌دهد، چرا که اکثر والدین در این شرایط سعی دارند تا اعتیاد خود را پنهان کنند یا اینکه در مورد مضرات و پیامدهای مصرف مواد به صورت منع‌گرایانه صحبت می‌کنند که نتیجه آن بی‌اعتمادی فرزندان به والدینشان است. در واقع فرزندان با دریافت اطلاعات متناقض و گیج کننده از والدین، معلمان، رسانه ها، همسالان و فرهنگ عامه جامعه خودشان را در برابر چالشی می‌بینند که نگرش دقیق در مورد اعتیاد و مواد برای آنها حاصل نشده است.

     

     

    والدین چگونه با فرزندانشان درباره محافظت از خود در برابر مصرف مواد سخن بگویند:

    همانطور که به فرزندان خود درباره نحوه دوچرخه سواری، درست غذا خوردن و نحوه استفاده از کلاه ایمنی آموزش می‌دهید، به آنها نیز در مورد انواع مواد و داروهای اعتیادآور آموزش دقیق بدهید.
    از آنجا که ریسک‌پذیری بخشی از زندگی کودکان و نوجوانان است، اغلب آنچه را آنها نیاز دارند بیان نمی‌کنند و تنها درصدد تامین آن برمی‌آیند، آنها از قضاوت هراس دارند. از این رو نباید طوری رفتار کرد تا فرزندان مخفیانه کارهای خود را انجام دهند، به کودکان باید این اطمینان را داد که بدون اینکه مجازات شوند می‌توانند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند.
    باید دانست بحث در مورد اعتیاد و مواد مخدر با هر فردی به ویژه کودکان ممکن است خودمختاری، استقلال و رضایت شخصی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید در مورد مصرف مواد یا نوشیدن الکل به نحوی صحبت کرد که تاثیر مصرف آنها بر زندگی کودکان مجسم شود. به عنوان مثال لازم است تا آنها اطلاعاتی در مورد نالوکسون و زاناکس داشته باشند و بدانند چه میزان از مصرف ممکن است به اعتیاد یا مرگ منجر شود.
    والدین زمانی که می‌خواهند در مورد مضرات مصرف مواد سخن گویند، بهتر است با استفاده از سوالاتی از فرزندان به او کمک کنند تا رفتار و دیدگاهش را با ارزش‌ها و اهداف خود در زندگی مطابقت دهد؛ به نحوی که عدم مصرف مواد برای او امری درونی شود.

    [۱] DARE: Drug Abuse Resistance Education

    بازنشر مطلب با ذکر منبع «MasireRahai» بلامانع است.

  • خانواده و آموزش پیشگیرانه کودکان

    اگر پدر و مادر هستید به احتمال زیاد در مورد چگونگی آموزش آشنایی با مواد و مضرات آن با فرزند خود فکر کرده‌اید. اگر در خانه‌ای رشد و پرورش داشتید که فقط منع مصرف آموزش داده شده و در مدارس تنها برنامه آموزش « مقاومت در برابر سوء مصرف مواد»[1]  آموخته باشید، خوب می‌دانید تجربه شما از مواد درباره آنچه به شما گفته شده یا آنچه آموخته‌اید بسیار متفاوت است.

    داشتن اطلاعات و باور غلط در مورد مواد در بهترین حالت آزار دهنده و در بدترین حالت کشنده است. کودکی را تصور کنید که به او گفته می‌شود فقط به هروئین و بنزودیازپین‌ها نه بگویید. در ادامه برای آن کودک چه اتفاقی می‌افتد اگر خود را یک روز در یک مهمانی یا در جمع دوستانش پیدا کند در حالی که مصرف زاناکس و اکسی‌کدین به او پیشنهاد می‌شود؟ آنها از کجا می‌دانند مصرف ترکیبی این دو دارو خطر مرگ را برای او به همراه خواهد داشت؟ امروزه در بسیاری از جوامع به دلیل عدم آموزش کافی در مورد داروهای اعتیادآور و طراحی برنامه‌های ناقص، مشاهده شده مشکلات بسیاری در خانواده و جامعه به ویژه برای نوجوانان در حال ظهور است.

    کودکان اغلب از والدین خود سوالاتی در مورد مصرف کنندگانی از مواد که در رسانه ها و تلویزیون می‌بینند، می‌پرسند. برای والدین این سوالات باید به مثابه فرصتی برای گفتگو درمورد چگونگی درک منفی جامعه از افراد مصرف کننده مواد مخدر باشد. این مکالمات در خانواده معمولاً توسط فرزندان با دیدن تصویری از شخصی که اخبار نادرست در مورد او وجود دارد یا با انگ و طرد اجتماعی روبرو شده است، شروع می‌شود؛ در این شرایط والدین باید توضیحاتی دقیق و صحیح در مورد مشکلی که فرد با آن درگیر است، بدهند.

    در این شرایط از آنجا که خود والدین هم آگاهی و آموزش دقیق از این حوزه ندارند، معمولاً با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اگر والدین کودک دارای تحصیلات و ارتباطات مرتبط با افراد معتاد باشند، مجموعه‌ای از روش‌ها را فرا خواهد گرفت که با استفاده از آنها می‌تواند اطلاعات خود را تکمیل کند. در مقابل اگر والدین کودکی آگاه نباشند و در عین حال والدین او معتاد نیز باشند، به او احساس ریاکاری از رفتار والدین دست می‌دهد، چرا که اکثر والدین در این شرایط سعی دارند تا اعتیاد خود را پنهان کنند یا اینکه در مورد مضرات و پیامدهای مصرف مواد به صورت منع‌گرایانه صحبت می‌کنند که نتیجه آن بی‌اعتمادی فرزندان به والدینشان است. در واقع فرزندان با دریافت اطلاعات متناقض و گیج کننده از والدین، معلمان، رسانه ها، همسالان و فرهنگ عامه جامعه خودشان را در برابر چالشی می‌بینند که نگرش دقیق در مورد اعتیاد و مواد برای آنها حاصل نشده است.

    والدین چگونه با فرزندانشان درباره محافظت از خود در برابر مصرف مواد سخن بگویند:

    • همانطور که به فرزندان خود درباره نحوه دوچرخه سواری، درست غذا خوردن و نحوه استفاده از کلاه ایمنی آموزش می‌دهید، به آنها نیز در مورد انواع مواد و داروهای اعتیادآور آموزش دقیق بدهید.
    • از آنجا که ریسک‌پذیری بخشی از زندگی کودکان و نوجوانان است، اغلب آنچه را آنها نیاز دارند بیان نمی‌کنند و تنها درصدد تامین آن برمی‌آیند، آنها از قضاوت هراس دارند. از این رو نباید طوری رفتار کرد تا فرزندان مخفیانه کارهای خود را انجام دهند، به کودکان باید این اطمینان را داد که بدون اینکه مجازات شوند می‌توانند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند.
    • باید دانست بحث در مورد اعتیاد و مواد مخدر با هر فردی به ویژه کودکان ممکن است خودمختاری، استقلال و رضایت شخصی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین باید در مورد مصرف مواد یا نوشیدن الکل به نحوی صحبت کرد که تاثیر مصرف آنها بر زندگی کودکان مجسم شود. به عنوان مثال لازم است تا آنها اطلاعاتی در مورد نالوکسون و زاناکس داشته باشند و بدانند چه میزان از مصرف ممکن است به اعتیاد یا مرگ منجر شود.
    • والدین زمانی که می‌خواهند در مورد مضرات مصرف مواد سخن گویند، بهتر است با استفاده از سوالاتی از فرزندان به او کمک کنند تا رفتار و دیدگاهش را با ارزش‌ها و اهداف خود در زندگی مطابقت دهد؛ به نحوی که عدم مصرف مواد برای او امری درونی شود.

    [1] DARE: Drug Abuse Resistance Education

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • زنان و اعتیاد

    در گذشته اعتیاد به مواد مخدر به عنوان مسئله‌ای اجتماعی عموماً مردان را تحت تاثیر قرار می‌داد. اما امروزه با رشد مناسبات جامعه مدرن در ایران نظیر افزایش تحصیلات، رشد شهرنشینی، پدیده مهاجرت و تغییر جایگاه و موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان، اعتیاد از امری مردانه به حوزه زنان نیز گسترش یافته است. از سوی دیگر پدیده اعتیاد از این جهت که مبانی اخلاقی، روحی و روانی، اجتماعی و حتی اقتصادی یک جامعه را سست می کند، پیامدهای رفتاری، اجتماعی و فرهنگی آن مانند، اختلال در شخصیت، آسیب به نقش‌های خانوادگی و اجتماعی، تکدی‌گری، تن فروشی و کودک فروشی و.. به خصوص میان زنان که نقش مهمی در خانواده و جامعه به عهده دارند را بسیار مهم کرده است. نکته مهم این است که بحران اعتیاد در کشور امروزه به عنوان امری اجتماعی از حوزه قدرت و سیاست رسمی خارج شده و تمامی حوزه‌ها و زندگی افراد جامعه را تحت تاثیر قرار داده است و غلبه نگاه مشارکتی و فعال تمامی شهروندان در کنترل آن امری اجتناب‌ناپذیر است.

    در حالی که مصرف و قاچاق مواد میان مردان بسیار بیشتر از زنان است اما در عین حال زنان در کنار مردان به عنوان نقش‌های کلیشه‌ایی و تعریف شده‌ای را در این حوزه برای خود ایجاد کرده‌اند. به گونه‌ای که حتی با اندکی جستجو می‌توان مناسبات قدرت جنسیتی را در حوزه قوانین و سیاست‌های مبارزه با مواد مخدر دید. بر اساس گزارش دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۵، از هر سه نفری که در جهان مواد مصرف کرده، یک نفر آنها زن بوده است. در حالی‌که از هر ۵ نفر که به مراکز درمانی برای ترک مواد مخدر مراجعه می کنند، تنها یک نفر آنان را زنان تشکیل می‌دهند. این گزارش نشان می دهد که در حالی که زنان فعالانه در چرخه مصرف و قاچاق مواد مخدر حضور دارند، اما از  امکانات اجتماعی و قوانین و سیاست های مناسب برای درمان برخوردار نمی‌باشند. از این رو ضرورت بازنگری در قانون مبارزه با مواد مخدر به صورتی که زنان و نیازمندی‌های آنان لحاظ شود، ضرورتی انکارناپذیر است.

    استفان بروان[۱] در زمینه اعتیاد زنان، به بررسی سازوکار کسب قدرت از سوی زنان و نقش آن بر اعتیاد زنان پرداخته است. بروان معتقد است « زنان در کشمکش برای به دست آوردن قدرت در برابر مردان هستند و برای اینکه ثابت کنند که آنها برنده‌های قدرتمندی همانند مردان و حتی در بعضی مواقع قدرتمند‌تر از آنها هستند، ممکن است مواد مصرف کنند و بخواهند اراده و کنترل خود را در حو.زه‌ای که مردان بر آن کنترل ندارند به اثبات برسانند.» اما این کسب قدرت از نظر او، در ذات خود یک تناقض را خلق می‌کند؛ بدین معنا که زنان در فرایند مبارزه برای کسب قدرت در مقابل مردان  و گرفتاری در دام مواد، دچار نوعی تضاد خواهند شد: از یک سو حاضر به پذیرش شکست در مقابل مواد و احساس ضعف نشان دادن نیستند و از سوی دیگر برای رهایی از این درد، چاره‌ای جز پذیرش این شکست ندارند د این امر منجر به ادامه برچسب بی‌قدرتی بر زنان خواهد شد.

    گفتنی است، روند افزایشی اعتیاد با چنین شیب تندی، توجه ویژه به مسئله اعتیاد زنانه را ضروری ساخته و لازم است ویژگی‌های متفاوت جنسیتی مؤثر در ابتلا به وابستگی به مواد مخدر مشخص شده و مداخلات پیشگیرانه، متناسب با جنسیت زنانه بر اساس ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی طراحی و اجرا شود. مطالعات یکی دهه اخیر نشان می‌دهد نسبت زنان معتاد در مجموع افزایش یافته است و با وجود روند رو به افزایش تعداد معتادان در کشور، سرعت رشد اعتیاد زنان نگران کننده است. البته بیشتر صاحبنظران معتقدند آمارهای منتشر شده درباره اعتیاد زنان نمی‌تواند واقعی باشد، چرا که بسیاری از زنان به خاطر ترس از ابرو و انگ اجتماعی تا حد ممکن اعتیادشان را پنهان می‌کنند.

    زنان مصرف کننده مواد از نظر زمینه‌های ایجاد کننده اعتیاد، دلایل مصرف مواد و نیازهای روانی- اجتماعی خود با مردان معتاد تفاوت دارند. به ویژه از آنجا که نگاه جامعه به زنان معتاد در مقایسه با مردان معتاد، متفاوت است، احتمال بیشتری وجود دارد که زنان وابسته به سوء مصرف مواد بیشتر از مردان دارای اختلالات مصرف مواد در معرض برچسب‌های اجتماعی قرار گیرند. این امر به‌ویژه زمانی اهمیت دوچندان می‌یابد که بدانیم به‌لحاظ فیزیولوژیک که مرتبط با جنس است، زنان مقاومت کمتری نسبت به مردان در برابر آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر دارند و همچنین مدت زمان اعتیاد و وابستگی کامل آنان از اولین مصرف بسیار کوتاه‌تر از مردان است. در عین حال به‌دلیل ویژگی‌های جنسیتی مثل مشکلات جسمی و عدم حمایت همسر و خانواده آنها، درمان بسیار دشوارتر است. 

    کلی بودن قوانین مبارزه با مصرف مواد مخدر در ایران یکی از مهمترین مشکلاتی است که همواره مطرح بوده است، بدین معنا که نیاز است تا قوانین، سیاست‌ها و راهبردهای متناسب با ملاحظات جنسیتی برای پیشگیری از افزایش نرخ اعتیاد میان زنان در نظر گرفته شود؛ در واقع آسیب‌شناسی این حوزه نشان می‌دهد با توجه به تفاوت های جنسیتی میان زن و مرد قوانین و سیاست هایی که بتواند ملاحظات جنسیتی را در این حوزه در نظر بگیرد، مردمحور نباشد و به تفاوت های بنیادی خاص زنان معتاد برای بازگشت به زندگی عادی توجه نماید، بسیار کم است.


    [۱] Stephan Brown

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • هشدار پلیس به والدین در مورد مصرف قرص‌های روان‌گردان درمحیط‌های آموزشی

    رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی به والدین در ارتباط با مصرف انواع قرص‌های روانگردان و ماده مخدر گل در محیط‌های آموزشی هشدار داد و گفت: خانواده‌ها فقط به مصرف شیشه در قشر جوان متمرکز نشوند، چرا که ممکن است، مصرف این قرص‌ها به دلیل ریز بودنشان، از چشم والدین پنهان بماند.

    سردار مجید کریمی روز جمعه درباره هشدارهای لازم نسبت به مصرف انواع مواد مخدر صنعتی در قشر جوان جامعه، افزود: والدین نباید تنها در مورد موادمخدر صنعتی مثل شیشه متمرکز شوند، مصرف قرص های روانگردان از دغدغه های پلیس است که به دلیل ریز بودنشان، فرزندان می توانند آن ها از  چشم والدین پنهان کنند.

    وی ادامه داد: دغدغه دیگر پلیس مصرف گل است که در محیط های آموزشی وجود دارد و ممکن است در میهمانی های دوستانه مورد مصرف قرار گیرد باید فرهنگ نه گفتن را به فرزندان خود آموزش دهیم، ایرانی ها فرهنگی دارند که اهل تعارف هستند و خیلی راحت نمی توانیم نه بگوییم این در حالی است که باید فرهنگ نه گفتن در فرزندان نهادینه شود چراکه در بسیاری از مکان ها لازم است، فرزندان به دوستشان و حتی بزرگترشان نه بگویند، زمانی که به او مواد مخدر را تعارف می کنند چه در مدرسه،  دانشگاه و محیط کار، فرقی نمی کند باید یاد بگیرد خودش را مدیریت کنند، البته نظارت والدین نیز شرط اصلی و اساسی در این زمینه است.

    رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر گفت: اگر خانواده را به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی که شخصیت فرزندان در آن شکل می گیرد، بدانیم به گونه ای که جامعه شناسان به این مساله تاکید دارند که خانواده مهم ترین نهاد و بنیاد اجتماعی است براین اساس تعلیم و تربیت باید در نهاد خانواده نهادینه شود.

    سردار کریمی با اشاره به پاک سازی منطقه هرندی تهران افزود: به عنوان مثال منطقه آلوده ای در تهران داریم به نام دروازه غار در شوش که محل و پاتوق مصرف مواد مخدر بود از دغدغه های مردم، یکسالی است که پلیس آن جا را پاکسازی کرده است و ۷۰ تا ۸۰ درصد موفقیت حاصل شده و تا پایان سال قطعا پاکسازی آن به اتمام می رسد، در این منطقه آلوده خانواده هایی زندگی می کنند که جزء خانواده های مومن، معتقد، شریف و جزء خانواده شهدا بوده و فرهنگ و تربیت خوبی دارند اما شاهد آن هستیم که فرزندان این خانواده ها نه تنها دچار آلودگی و مصرف مواد مخدر نشده اند بلکه جزء اقشار با فرهنگ منطقه به شمار می روند.

    وی ادامه داد: اما سئوال این است که چرا عده ای در این محله جلب و جذب مواد مخدر می شوند؟  این مساله بر می گردد به پایه های اعتقادی، تعلیمی و تربیتی که در یک کوچه می بینیم تعدادی از فرزندان می‌روند برای کشور جانفشانی می کنند و شهید و جانباز می شوند اما در همان کوچه دیده می شود که یک نفر  کنارجوی آب افتاده و در اثر مصرف شیشه و سایر مواد مخدر جان باخته است یا عده ای مواد مخدر را خرید و فروش می کنند،  این جا است که نقش خانواده را در پیشگیری از گرایش مصرف مواد مخدر می توانیم، ببینیم که چقدر نقش خانواده حائز اهمیت است.

    رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر به وظائف پلیس در این زمینه اشاره کرد و گفت: ما به عنوان پلیس چه اقداماتی باید انجام دهیم؟  پلیس وظیفه دارد دسترسی به مواد مخدر را کاهش دهیم که البته در این جا باز خانواده و نهادهای اجتماعی می توانند به کمک پلیس بیایند به ویژه در حوزه اطلاع رسانی به موقع به پلیس، ما وظیفه داریم آگاه سازی و و اطلاع رسانی لازم را به مردم ارائه دهیم و با کمک رسانه های دیداری،  شنیداری و نوشتاری این آگاهی و  هشدارها را به مردم اعلام کنیم.

    مصرف شیشه برگشت پذیر نیست

    سردار کریمی اضافه کرد: باید مردم بدانند که مصرف شیشه برگشت پذیر نیست، فردی که دچارش شود، گرفتار می شود و دیگر نمی تواند به جامعه باز گردد علاوه بر شیشه همان طور که گفته شد در قشر جوان گرایش به قرص های روانگردان از دغدغه های پلیس است،  ما نمی توانیم کنار هر نفر یک افسر پلیس بگذاریم که از جوانان مراقبت کند. فقط جمعیت ۱۳ تا ۱۴ میلیونی شهر تهران را در نظر بگیرد که آیا امکانش است پلیس در همه نقاتط با کمبود امکانات و نفرات حضور داشته باشد؟

    وی ادامه داد: پلیس به سمت و سو هوشمندسازی می رود،  هوشمندسازی پلیس در دستور کار قرار دارد که توسط فرمانده نیروی انتظامی ابلاغ شده است براین اساس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز به این سمت و سو رفته تا دیگر لازم نباشد فقط استقرار فیزیکی داشته باشیم، در همه مکان ها کارهای اطلاعاتی انجام می شود که همکاران ما این اقدام را انجام می‌دهند. جمع آوری اطلاعات و برخورد اطلاعاتی با این جرائم از دیگر وظائف این پلیس است، همچنین آگاهی رسانی مهمترین اقدامی است که در اقشار مختلف کارگری، در محلات و محیط های کاری و آموزشی برنامه ریزی شده تا همکاران ما حضور یافته تا در مورد پیامدهای مصرف مواد مخدر اطلاع رسانی کنند که در این راستا با  کمک رسانه ها به عنوان همیار پلیس و سایر نهادها که تاثیرگذار هستند، می توان این نقش را به خوبی ایفا کرد.

  • پیشگیری موثرترین روش کنترل اعتیاد

    برنامه‌های مبارزه با اعتیاد و قاچاق مواد در کشور عموماً تحت تاثیر دو جریان اصلی است: اول، «مبارزه بی‌امان با قاچاق انواع مواد در مرزها و داخل کشور» که همواره یکی از مهمترین استراتژی‌های کلان ملی مبارزه با عرضه مواد و استفاده از موقعیت جغرافیایی ایران به عنوان مسیر ترانزیت جهانی مواد است. دوم، با افزایش شیوع اعتیاد در کشور از اواخر دهه ۷۰ ، «درمان و بازپروری معتادان» به اولویت اصلی سیاستمداران و درمانگران ایرانی تبدیل شد. در این میان همواره طرح‌های متعددی مطرح و بعد از اجرایی شدن نتایج نشان دهنده آن بود که نواقص‌شان بیشتر از فوایدشان بوده است. از طرح توزیع دولتی تریاک و حتی کاشت دولتی تریاک قبل از انقلاب تا توزیع انواع داروهای نگهدارنده مانند متادون و شربت تریاک و حتی پیشنهاد طرح توزیع تریاک جهت مدیریت مصرف مواد بعد از انقلاب از جمله اقدامات متعددی است که برخی انجام و برخی در حد طرح باقی مانده‌اند. نگاهی اجمالی به روند تاریخی اقدامات انجام شده در حوزه درمان، کاهش آسیب و کنترل اعتیاد در کشور نشان از مغفول ماندن حوزه پیشگیری دارد.

    بر اساس آمارهای مستند موجود، در کشور ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار مصرف‌کننده مستمر مواد و بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار مصرف‌کننده تفننی وجود دارد و ۵٫۴ درصد جمعیت فعال درگیر مصرف انواع مواد هستند و هر ساله این آمارها با توجه به رشد جمعیت در کشور روند افزایشی دارد. آمارها حکایت از افزایش نرخ شیوع مصرف مواد در کشور، به ویژه میان اقشار آسیب‌پذیر مانند نوجوانان، جوانان و زنان است؛ هرچند اقدامات بسیاری در حوزه مبارزه با عرضه صورت گرفته و برای ایران نیز ضروری است، اما سوال اصلی این است که مشکل کنترل و مبارزه با اعتیاد در داخل چیست که به رغم مبارزه قابل ستایش نیروهای نظامی و انتظامی با قاچاقچیان، همچنان آمار اعتیاد در کشور صعودی است؟ چرا درمان‌های نگهدارنده در کشور چندان موفقیت‌آمیز نیست و پس از گذشت سال‌ها از اجرای آنها، ضعف‌ها و کاستی‌های این طرح‌ها بیشتر از فوایدشان است؟ چرا به جای تدوین برنامه‌های دقیق برای گروه‌های خطر در معرض اعتیاد و پیشگیری از افزایش آمار اعتیاد و در واقع کنترل معضل اعتیاد در کشور که می تواند تمامی گروه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد، عمده دغدغه مسئولان و متولیان امر معطوف به درمان معتادان و تنها اقشار درگیر اعتیاد در کشور است؟

    وضعیت موجود اعتیاد در کشور نشان از چند نکته مهم دارد: اول، افزایش شیوع اعتیاد سالانه و به دنبال آن کاهش سن شروع اعتیاد در کشور؛ دوم، تغییرات الگوی مصرف مواد از مواد مخدر سنتی به سوی مواد روان‌گردان و محرک؛ سوم، افزایش تولید تریاک در کشورهای همسایه وگسترش قاچاق مواد از مسیر ترانزیتی ایران و همچنین تولید بی‌سابقه مواد صنعتی مانند شیشه که ذائقه مصرف بسیاری از مصرف‌کنندگان ایرانی است؛ چهارم، گسترش طرح‌های حوزه درمان و کاهش آسیب در مقابل طرح‌های حوزه پیشگیری. تمامی موارد بالا نشان می‌دهد وضعیت موجود نیاز به بازنگری در سیاست‌ها و برنامه‌ها دارد. هرچند برنامه‌های حوزه درمان و به‌ویژه مبارزه با عرضه باید ادامه یابد. اما آسیب‌شناسی این برنامه‌ها نشان داد، اگر در حوزه پیشگیری طرح‌ها و برنامه‌های جدی انجام می‌شد، وضعیت موجود بسیار بهتر بود. به ویژه پیشبرد برنامه‌های پیشگیرانه در خانواده‌ها و مدارس می‌تواند برای افراد در معرض اعتیاد بسیار کارساز باشد. تجربه ثابت کرده بسیاری از افرادی که در نوجوانی روی به مصرف تفنیی مواد  وسیگار می‌آورند، دارای خانواده‌های ناکارآمد یا والد معتاد بوده‌اند، انجام برنامه‌های پیشگیرانه برای این دسته می‌تواند در پیشگیری از اعتیاد در آینده بسیار مفید باشد. غفلت از حوزه پیشگیری به ویژه پیشگیری اولیه از مصرف مواد سبب شده تا شیوع مصرف مواد در دهه هشتاد از نیم درصد به ۲٫۱ درصد در دهه نود برسد. از این رو پیشنهاد می‌شود، متولیان، سیاستگذاران و برنامه‌ریزان اولویت را در تدوین و اجرای برنامه‌های پیشگیرانه قرار دهند.

    سیاستگذاری‌ها در حوزه اعتیاد در کشور نیاز به توجه به چند نکته مهم و ضروری دارد:

    • مهمترین علل و عوامل افزایش شیوع اعتیاد در کشور در وجود مشکلات ساختاری، اقتصادی و اجتماعی به ویژه وجود انواع نابرابری‌ها، بیکاری و فقر است. به نظر می‌رسد مدیریت مصرف مواد توسط دولت به دلیل مشکلات ساختاری و تعدد مراکز تصمیم‌گیری و قدرت مراکز درمانی در نهایت بسیار پرهزینه و دشوار خواهد بود. تجربه توزیع دولتی متادون و شربت تریاک در کشور نشان از افزایش دسترسی آسان‌تر به مواد و در نتیجه شیوع بالای اعتیاد، افزایش قاچاق و نشت این داروها در بازار آزاد داشته است، مسئله‌ای که باعث شده حتی مصرف‌کنندگان تفننی نیز به مصرف متادون روی آورند.
    • به نظر می‌رسد بهتر است متخصصان، پژوهشگران و دستگاه‌های دولتی و غیردولتی بیش از این‌که به دنبال تدوین و اجرای طرح‌های جدید در حوزه درمان و کاهش آسیب باشند، به حوزه پیشگیری بپردازند. در واقع اگر به جای صرف زمان و هزینه در حوزه درمان به حوزه پیشگیری، به جای کنترل و مدیریت و توزیع مواد دولتی به مدیریت و برنامه‌ریزی در حوزه پیشگیری پرداخته میشد، اکنون وضعیت کنترل اعتیاد در کشور بسیار بهتر بود. هر چند نمی‌توان برنامه‌ها و سیاست‌های اعمال شده در حوزه پیشگیری در کشور را نادیده گرفت اما حجم این برنامه‌ها در مقابل حوزه درمان بسیار کمتر است. امروزه با برخی تغییرات ساختاری و بینشی طرح‌هایی توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر در حوزه پیشگیری در حال انجام است در این میان می‌توان به طرح یاریگران ستاد اشاره کرد که امید می‌رود در آینده در کنترل و پیشگیری از اعتیاد به ویژه در دانش‌آموزان و جوانان موثر باشد.
  • رهیافت بازاریابی اجتماعی تحولی در پیشگیری از اعتیاد

    بازریابی به مفهوم اولیه و تجاری در ابتدای قرن بیستم با تاکید بر امر فروش تولد یافت و به تدریج به عنوان جزئی ضروری از فعالیت‌های اقتصادی بخش خصوصی توسعه پیدا کرد. بازاریابی تجاری مفهومی شناخته شده در این حوزه است که تاکید دارد باید فروش افزایش داشته باشد اما به گونه‌ای که نیازها و خواسته‌های مشتریان در آن لحاظ شود. اما ظهور مفهوم بازاریابی اجتماعی به مقاله فیلیپ کاتلر و جرالد زالتمن با عنوان «بازاریابی اجتماعی: رویکردی به تغییر اجتماعی برنامه‌ریزی شده» منتشر شده در ۱۹۷۱ باز می‌گردد، سوال اساسی مطرح شده در این مقاله این بود که آیا مفاهیم و تکنیک‌های بازاریابی می‌توانند به طور موثر در تحقق اهداف اجتماعی نظیر برادری، رانندگی ایمن و برنامه‌های آموزشی و مهارتی مربوط به خانواده به کار گرفته شوند؟ پاسخ آنها این بود که روش‌های بازاریابی اجتماعی به طرز موفقیت‌آمیزی می‌توانند با تلاش برای تغییر رفتار به رفع مسائل و آسیب‌های اجتماعی کمک کنند.

    در طی نزدیک به نیم قرن گذشته بازاریابی اجتماعی به مثابه رویکردی علمی و قابل قبول سعی در یافتن گریزهای کاربردی به منظور اثرگذاری بر رفتارهای انسانی با استفاده از گزاره‌های مفهومی بازاریابی تجاری داشته است. در واقع بازاریابی تجاری رویکردی است که به منظور توسعه فعالیت‌هایی با هدف تغییر یا تثبیت رفتار مردم در جهت منافع افراد و جامعه به صورت یک کل به کار برده می‌شود. به عبارتی بازاریابی اجتماعی، طراحی، اجرا و کنترل برنامه‌هایی است که به منظور اثرگذاری بر قابلیت پذیرش ایده‌های اجتماعی با دربرگیری ملاحظات برنامه‌ریزی، قیمت‌گذاری، ارتباط‌گیری، توزیع و تحقیقات بازاریابی تهیه می‌شوند. بنابراین، بازاریابی اجتماعی روشی قدرتمند در تحت تاثیر قرار دادن تغییرات نگرشی و رفتاری با استفاده از رویکرد تعاملی در ارائه اطلاعات و به کارگیری ابزارهای تغییر رفتار مبتنی بر تحقیقات علوم اجتماعی بوده و به تسهیل پذیرش، رد، اصلاح، ترک یا ادامه یک رفتار خاص در افراد و گروه‌ها کمک می‌کند.

    سه عنصر پراهمیت در تعریف بازاریابی اجتماعی عبارتند از:

    • فرایندی بودن آن؛
    • منافع بازاریابی اجتماعی برای مردم و جامعه؛
    • معطوف شدن فرایند بازاریابی اجتماعی به رفتار در مقابل صرف تغییر شیوه تفکر یا آگاهی به موضوع.

    نکته مهم این است که رهیافت بازاریابی اجتماعی می‌تواند در سیاستگذاری‌های مرتبط با رویکرد تغییر رفتار به خوبی مورد استفاده سیاستگذاران قرار گیرد. اگر بازاریابی اجتماعی را رویکردی برای سیاست‌های بهبودی یا تغییر رفتار و ارتقاء سلامت شهروندان بدانیم، موفقیت این رویکرد، به شناخت کافی از نیازها، دیدگاه‌ها، ترجیحات، ارزش‌ها و محدودیت‌های جامعه هدف بستگی دارد. در واقع بازاریابی اجتماعی می‌تواند به نحوی به انتقال و بیان ارزش‌ها بپردازد که در نهایت به نفع مصالح عمومی جامعه نظیر بهداشت، سلامت، ایمنی، کنترل آسیب‌ها و  … باشد. اثربخشی این رویکرد در طراحی و اجرای برنامه‌های نهادینه‌سازی رفتار نظیر تغذیه سالم، پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، کاهش مصرف سیگار و مواد به اثبات رسیده است.

    بهره‌گیری از دانش بازاریابی اجتماعی در طراحی و تولید بسته‌های پیشگیری از اعتیاد بسیار موثر است و هر بسته پیشنهادی پیشگیری از اعتیاد اگر مبتنی بر شناخت مخاطب و مقتضیات جامعه هدف نباشد، موفقیت در اجرای آن با چالش روبرو خواهد بود. به عبارتی اینکه بگوییم «بهتر است رفتار خود را اصلاح کنی تا معتاد نشوی»، کافی نیست. هرچند اقدامات پیشگیری از اعتیاد، حاوی هشداری در مورد خطرات اعتیاد برای سلامتی است، اما روشن است که ارائه این اطلاعات به تنهایی کافی نیست.

    با آسیب‌شناسی برنامه‌های اجرا شده در حوزه پیشگیری از اعتیاد در مدارس و خانواده‌ها غالباً با ادبیات بسیار سنگین و علمی روبرو می‌شویم که متناسب با سلیقه و فهم مخاطب این برنامه‌ها نمی‌باشند. در واقع در اجرای این برنامه‌ها به ادبیات متناسب و سطح دانش به ویژه دانش‌آموزان کمتر توجه می‌شود و تنها کلیاتی به صورت الگوی شناختی مطرح می‌شود که برای دانش‌آموز جذابیت چندانی ندارد و حتی در مواقعی در نتیجه آموزش نادرست، نتیجه معکوسی حاصل شده است. این مورد به خوبی نشان می‌دهد که ضرورت توجه به بازاریابی اجتماعی یعنی توجه به ذائقه و خوراک فکری مخاطب می‌تواند برنامه‌های پیشگیرانه از اعتیاد را به سمت مناسبی سوق دهد.

    بر اساس گزارشات بین‌المللی ایران یکی از کشورهای دارای بالاترین میزان مصرف مواد افیونی در دنیا است و. در عین حال تغییرات مربوط به الگوی مصرف مواد از مواد مخدر به مواد صنعتی و شیمیایی زنگ خطری جدی است که بیش از همه قشر جوان و تحصیل‌کرده را مورد حمله قرار داده است. به نظر می‌رسد اگر موانع اجرایی سیاست‌های جمعوری اسلامی در پیشگیری اولیه از اعتیاد مرتفع شود، می‌توان در بلند مدت امیدوار به کنترل اعتیاد بود. در طول اجرای برنامه ششم توسعه در کشور هدف قانونگذار کاهش ۲۵ درصدی آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد بوده است که تحقق آن نیازمند ارائه بسته‌های پیشگیرانه از اعتیاد مبتنی بر بازاریابی اجتماعی، طراحی برنامه عملیاتی منسجم با در نظر گرفتن اقتضائات سنی، جنسی، زمانی و مکانی، بازنگری ساختار سازمانی موجود و تقویت همکاری بین بخشی در عرصه پیشگیری اولیه از اعتیاد است.

    همچنین فقدان آمادگی لازم برای مواجهه با خطر در عرصه پیشگیری، عدم بهره‌گیری مناسب از ظرفیت‌ لایه‌های مختلف جامعه در عرصه پیشگیری، سطح پوشش ناکافی برنامه‌های پیشگیری، ضعف برنامه‌های اجتماع محور محلی و کمرنگ بودن استفاده از ظرفیت و حضور سمن‌ها و ناکارآمدی ساختار پیشگیری چند نهادی از جمله مهترین موانع برای تحقق اهداف سیاستی در عرصه پیشگیری از اعتیاد در ایران است.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • پیشگیری از اولین مصرف مواد

    مصرف زود هنگام انواع مواد، شانس گرایش فرد به اعتیاد را افزایش می‌دهد. چرا که مصرف مواد عملکرد مغز را تغییر می‌دهد و همین امر شکل‌گیری تفکر اعتیادآور را در فرد تقویت می‌کند. بنابراین، پیشگیری از مصرف زود هنگام انواع مواد و نوشیدنی‌های الکلی ممکن است در کاهش خطرات ناشی از مصرف انواع مواد بسیار موثر باشد. در نوجوانان طلاق و جدایی والدین و مشکلات اقتصادی خطر مصرف مواد را افزایش می‌دهد و مهمترین عوامل خطری که می‌تواند موجبات گرایشات آنها به مصرف مواد را فراهم کند، عبارتند از: طلاق والدین و جابجایی و تغییر مدرسه.

    تغییر مقطع آموزشی موقعیت‌های اجتماعی، خانوادگی و آموزشی جدیدی روبروی نوجوان می‌گشاید که نقطه شروع آن می‌تواند ورود به مقطع راهنمایی باشد، چرا که اغلب در این دوره فرد در معرض موادی مانند سیگار و الکل قرار می‌گیرد. هنگامی که نوجوان وارد دبیرستان می‌شود، ممکن است با همسالانی آشنا شود که او را در معرض مستقیم مصرف مواد مخدر قرار دهند. وقتی افراد به پایان دوره دبیرستان می‌رسند، مستقل‌تر زندگی می‌کنند با ورود آنها به دانشگاه، به طور کامل از ساختار محافظتی خانواده و حتی مدرسه جدا و وارد دنیای جدیدی می‌شوند که تنها ایستارها و مهارت‌های آموزش دیده در آنها می‌تواند راهگشا باشد.

    باید گفت، میزان مشخصی از ریسک‌پذیری امری طبیعی در پروسه رشد به سوی بزرگسالی است. میل به تجربه چیزهای جدید  و حرکت به سوی مستقل شدن امری سالم و پذیرفته شده است، اما همین امر هم می‌تواند فرد را به سوی مصرف مواد کشانده و برای او جذابیت ایجاد کند. بر اساس مطالعات، قسمت‌هایی از مغز انسان که قسمت قضاوت و تصمیم‌گیری را کنترل می‌کنند، تا زمانی که افراد در اوایل و حتی اواسط دهه ۲۰ زندگی خود نباشند به طور کامل توسعه و تکامل نمی‌یابند و همین امر توانایی یک نوجوان را در ارزیابی دقیق خطرات مصرف مواد را محدود خواهد کرد و باعث می‌شود فرد در برابر فشار همسالان مصرف کننده مواد آسیب‌پذیرتر باشد. در نتیجه گرایش به اعتیاد در این مقطع از آنجا که هنوز قسمت‌هایی از مغز در حال توسعه و تکامل است، توانایی بیشتری برای اختلال و حتی تخریب عملکرد مغزی به ویژه در مناطقی که وظیفه ایجاد انگیزه، حافظه، یادگیری و قضاوت دارد را ایجاد می‌کند.

    امروزه در بسیاری از کشورها در تدوین برنامه‌های پیشگیرانه از اعتیاد توجه ویژه‌ای به طراحی و تدوین برنامه‌های پیشگیری از اولین مصرف مواد و مصرف زودهنگام می‌شود. شاید این موضوع امری بدیهی باشد اما در بسیاری از کشورها در برنامه‌های پیشگیرانه چندان مورد توجه نیست. در واقع وقتی سخن از مصرف مواد یا الکل می‌شود این تصور که « من فقط یک بار مواد مصرف خواهم کرد » ممکن است بسیار خطرناک باشد و برای کسانی که برای اولین بار مواد مصرف می‌کنند این تصور که بگویند « من می‌توانم هر وقت اراده کنم، مصرف مواد را متوقف کنم » بسیار خطرناک‌تر است. این امکان وجود دارد که درصد کمی از افراد مصرف ‌کننده مواد بتوانند مصرف خود را متوقف کنند ، اما تعداد بسیار زیادی وجود دارند که بعد از اولین مصرف به وابستگی دائمی  و ابتلای به اختلال مصرف مواد برسند.

    تجربه مصرف مواد و حتی الکل می‌تواند به اعتیاد منجر شود به گونه‌ای که سلامت روحی و جسمی فرد را در معرض تهدید جدی قرار دهد. به نظر می‌رسد دوری از مصرف انواع مواد و الکل تنها راه پیشگیری موثر از اعتیاد به انواع مواد است. از طرفی، هر فردی که مواد مصرف می‌کند بدان وابسته نمی‌شوند؛ بسیاری از افراد مشروبات الکلی و مواد را به صورت تفریحی مصرف می‌کنند و بدان هم وابسته نمی‌شوند. اما برخی از افراد دارای فاکتورهای مهمی مانند ژنتیک، اختلالات سلامت روان و غیره هستند که مصرف مواد و الکل در آنها به عنوان محرکی برای دریافت روزانه انواع مواد عمل می‌کند به گونه‌ای که برای سپری کردن زندگی بدن و روح آنها وابسته به مصرف می‌شود. در ادامه چهار روشی که برای پیشگیری از ابتلای به این شرایط وجود دارد، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    • بیاموزید که با فشارهای زندگی مقابله کنید

    عدم توانایی در مواجهه با فشارهای زندگی یکی از مهمترین دلایلی است که افراد را به سمت مصرف مواد و الکل سوق می‌دهد. در واقع عدم یادگیری و آموزش مهارت تاب‌آوری باعث می‌شود تا افراد برای فرار از واقعیت‌های تلخ  و سخت زندگی خود به اعتیاد روی آورند.

    • تحت فشار همسالان و دوستان قرار نگیرید

    برخی از افراد به ویژه نوجوانان و جوانان تنها برای ترسیم تصوری قوی و مستقل در مقابل دوستان و همسالان خود، مصرف انواع مواد را امتحان می‌کنند، در واقع برخی از افراد روی به مصرف مواد می‌آورند تا در جمع دوستان خود قرار گیرند و از فشار آنها رها شوند؛ چرا که معتقدند مصرف مواد موجب می‌شود تا نزد دوستان و همسالان خود قوی‌تر و مورد قبول‌تر واقع شوند. توانایی مقابله با فشار همسالان و مهارت مدیریت قرارگیری در چنین شرایطی از راهکارهای موثر پیشگیری از اعتیاد به شمار می‌رود.

    • روابط خانوادگی خود را تقویت کنید

    تحقیقات نشان می‌دهد، افرادی که رابطه نزدیک و گرمی با خانواده خود دارند، احتمال کمی دارد معتاد شوند. راهنمایی و پشتیبانی از جانب خانواده باعث می‌شود فرد بتواند با فشارهای زندگی مقابله کند و از مصرف انواع مواد پرخطر و غیرقانونی دوری کند. در مورد رابطه با دوستان مسئولیت‌پذیر و قابل اعتماد همین امر نیز صادق است.

    • پرورش عادات سالم

    رژیم غذایی متعادل و ورزش منظم یکی از روش‌های مهم پیشگیری از اعتیاد به مواد و الکل است. وجود سلامت جسمی و روحی، برخورد افراد با استرس‌های زندگی را آسان‌تر می‌کند و همین امر وسوسه گرایش به اعتیاد برای مقابله با استرس را کاهش می‌دهد.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • نقش شخصیت فرد و خانواد در گرایش به اعتیاد

    روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی از آغاز تاریخ بشر برای اعضای جامعه امری روشن بوده است. محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده‌ها است. بر اساس قدیمی‌ترین نوشته‌های اخلاقی، جامعه هنگامی نیروی خود را از دست می‌دهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند. مثلاً کنفوسیوس اعتقاد داشت که خوشبختی و ترقی از آن جامعه‌ای است که افراد به عنوان یک عضو خانواده، رفتاری صحیح و کامل داشته باشند، بدین معنی که هیچ کس از وظایف خود نسبت به فرزندانش روگردان نباشد. زیرا خانواده پایه اساسی و سازنده مهم‌ترین ساخت اجتماع است و وجود همه نظام‌های دیگر اجتماعی بستگی به مشارکت در نظام خانوادگی دارد. رفتار ناشی از نقشی که در خانواده آموخته می‌شود، نمونه رفتار در سایر قسمت‌های جامعه خواهد بود.

    یکی از نتایج سودمند روان‌کاوی فروید این است که محققان و مردم را با تاثیر عظیمی که حوادث کودکی و زندگی خانوادگی در شخصیت انسان دارد، آشنا کرد. طبق نظریه او شخصیت کودک طی شش سال اول زندگی فرم اصلی خودرا می‌یابد و روابط موجود در خانواده مثل، خشونت، میزان محبت، میزان استقلال کودک در تصمیم‌گیری‌هایش و سازگاری یا عدم سازگاری والدین عواملی هستند که شخصیت کودک را می‌سازند. باید به خاطر داشت که هر کودک از مراحل خاص رشد زیستی  و عاطفی می‌گذرد و طی این مراحل احساسات  و صفات منفی از قبیل تنفر، دشمنی، ترس، پرخاشگری، اضطراب و گناه به وجود می‌آید. این حالات در یک محیط خانوادگی تقلیل می‌یابد. بنابراین سال‌های اولیه زندگی یک فرد، سال‌های تکوین و تاثیرپذیری است. اگر در خانواده هیجانات و طغیان‌های مکرر عاطفی روی دهد، رشد عاطفی کودک به آسانی متوقف می‌شود. کودک گرفتار این مشکل می‌شود که از یک طرف احتیاجات عاطفی خود را ارضاء کند و از طرف دیگر خود را روبرو با مشکل می‌بیند و در مورد هدایت خویش یعنی نقش خود، هم به عنوان فرد و هم به عنوان عضو خانواده و اجتماع دچار ابهام و پشیمانی می‌شود. علاوه بر دوران کودکی، نوجوانی  و بلوغ نیز از دوره‌های بسیار مهم زندگی است. با شروع سال‌های نخست دهه دوم زندگی، تحول شگفت‌انگیز بلوغ آغاز می‌شود که دارای جنبه‌های گوناگون جسمی، روانی و اجتماعی است که خود زمینه‌ساز بسیاری از مشکلات می‌باشد.

    یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد جوانانی که سازگاری کم‌تری دارند با مشکلات بسیاری رو‌به‌رو هستند و غالباً مورد خشونت، خصومت، آزار و اذیت و بی‌اعتنایی قرار گرفته و از پذیرش همراه با احترام، اعتماد و محبت محروم بوده‌اند. یکی از جنبه‌های مهم رفتار پدر و مادر، اقتدار و کنترل صحیح در مقابل خودمختاری است. والدینی که از قاطعیت همراه با محبت و اعتماد برخوردارند، در هدایت، نظارت و تربیت فرزندان موفق‌ترند. یک نوجوان در سن بحرانی عمیقاً به راهنمایی، حمایت و همکاری، اعتماد، انضباط، درک متقابل، دلسوزی، محبت و احترام نیازمند است و کوتاهی پدر و مادر در هریک از جنبه‌ها موجب گرایش فرزندان به گروه‌های ناسالم یا وابستگی به دوست و همسالان نامناسب خواهد شد.، وابستگی‌هایی که آغاز بسیاری از ناهنجاری‌هاست. والدین آگاه و عاقل با رفتار همدلانه و صمیمانه خود سعی می‌کنند از بروز ناهنجاری‌ها پیشگیری کنند.

    تقریباً در تمام پژوهش‌ها نقش موثر روابط خانوادگی در پدید آمدن اعتیاد و تداوم آن یا درمان اعتیاد و پیشگیری از آن مورد تایید قرار گرفته است. همه افراد شخصیت و رفتار مبارز ندارند که بتوانند هنگام بروز مشکلات با موفقیت عمل کنند و بحران‌های زندگی را به خوبی پشت سر بگذارند. بعضی از انسان‌ها در برابر موقعیت‌های استرس‌زا به شدت احساس درماندگی می‌کنند، در چنین موقعیت‌هایی خانواده دارای روابط خوب و عاطفی رضایت‌بخش می‌تواند تکیه گاه مطمئنی برای فرد باشد. افزایش حضور والدین در منزل، تقویت ارتباط‌های عاطفی میان اعضای خانواده، توجه به ارزش‌های اخلاقی و معنوی در زندگی و اهمیت قائل شدن پدر و مادر برای مبانی اعتقادی، ارزشی و مذهبی کمک می‌کند که فرد با به کارگیری راه‌کارهایی از جانب خانواده، بتواند زندگی خویش را کنترل کند.

    هر نوع کمبود عاطفی یا روابط آشفته در خانواده، فرد را به دنبال عامل تسکین‌دهنده می‌کشاند و این خطر بزرگ به ویژه وقتی جدی می‌شود که گروه‌های سودجو به آسانی مواد مخدر را توزیع می‌کنند و باندهای قاچاق به این فاجعه دامن می‌زنند. در خانواده‌های امن، آرامش دهنده و اطمینان بخش، نوجوان می‌آموزد که هر خطری را نباید در زندگی تجربه کرد و می‌پذیرد که تحت هیچ شرایطی و حتی در اوج مشکلات، مواد را تجربه نکند. بنابراین خانواده را می‌توان جایگاهی دانست که اعضای آن در یک تعامل پیچیده بسیاری از الگوهای رفتاری، عاطفی و هیجانی خود را با یکدیگر مبادله نموده و به انتقال حالات و نشانه‌ها و حساسیت‌های خود می‌پردازد. بر اساس دیدگاه‌های غالب در روان‌شناسی خانواده، سازمان روانی و شخصیتی فرد در درون خانواده شکل گرفته و به رشد  و کمال می‌رسد. از این نظر خانواده را جایگاه اولیه یادگیری‌ها و خاستگاه بسیاری از تنش‌ها، ناکامی‌ها، موفقیت‌ها و انحرافات دانست و یکی از عمده عوامل موثر در شرایط اعتیادزا قلمداد می‌نمایند. با توجه به اینکه اعتیاد به عنوان یک مشکل  و یک آسیب اجتماعی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده است به موازات افزایش دانش انسان، اعتیاد نیز گسترش یافته و از پیچیدگی بیشتری برخوردار شده است.

    خصوصیات روانی – شخصیتی معتادان به مواد مخدر، صرفاً ناشی از مصرف مواد نیست، بلکه معتادان قبل از اعتیاد دارای نارسایی‌های روانی  و شخصیتی عدیده‌ای بوده‌اند که بعد از اعتیاد به صورت مخرب‌تری ظاهر و تشدید شده و لذا مسئله معتاد، تنها مصرف مواد نیست بلکه در اصل رابطه متقابل شخصیت او و اعتیاد مطرح است.از طرفی عوامل متعددی در سطح خانواده و جامعه به این امر کمک می‌کنند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است
  • خانواده ها مهمترین عامل انگیزه بخش به معتادان

    ستاندار اردبیل خانواده ها را مهمترین عامل انگیزه بخش به معتادان برای ترک اعتیاد و بازگشت به خانواده و جامعه معرفی کرد وگفت: برای اشتغال معتادان بهبود یافته برنامه ریزی هایی شده است.

    اکبر بهنام جو در جلسه ساماندهی معتادان متجاهر که در محل استانداری اردبیل برگزار شد با بیان اینکه بررسی‌ها و ارزیابی جهت شناسایی معتادین متجاهر باید دقیق انجام شود عنوان کرد: در حال حاضر تعداد ۲۰۰ نفر از این معتادان به صورت پایلوت در شهرستان اردبیل شناسایی شده و درمان می‌شوند که در راستای درمان آنان، خانواده‌ها باید نهایت همکاری را داشته باشند.

    وی شناسایی و درمان معتادان را ضامن امنیت جامعه و کاهش سرقت‌های خرد دانست و افزود: با توجه به اینکه استان اردبیل یکی از استان‌های گردشگری کشور است لذا باید امنیت و ظاهر شهر شرایط یک شهر توریستی را داشته باشد.

    استاندار اردبیل خانواده‌های معتادین را عاملی مؤثر در بازگشت آنان به زندگی عادی قلمداد کرد و گفت: خانواده‌ها به عنوان اصلی ترین عامل انگیزش بخشی، می‌توانند معتادان را در مراحل ترک تشویق کرده و به زندگی امیدوار کنند که در این راستا تمهیداتی برای اشتغال این قشر پس از ترک مواد مخدر اتخاذ شده است.

    بهنام جو ایجاد اشتغال را عاملی مهم در بازتوانی معتادان قلمداد کرد و گفت: بعد از مراحل شناسایی معتادان تمهیدات و اقدامات ضروری جهت حرفه آموزی و مهارت با همکاری سازمان‌ها و ادارات فنی و حرفه‌ای، کمیته امداد و بهزیستی به عمل می‌آید که حین سپری شدن دوره ترک و پاکسازی، این افراد حرفه و شغلی نیز فرا گرفته و پس از خروج از کمپ در محل‌های لازم مشغول به کار خواهند شد.