Cudras

Tag: پیشگیری از اعتیاد

  • الزامات سیاست مخدری ایران؛ پیشگیری در رسانه ها

    یکی از ابعادی که برای گذار به سیاست پیشگیری از اعتیاد و کاهش تقاضا در سیاست مخدری ایران مغفول مانده، عبارت از الزامات پیشگیری در حوزه رسانه ای است. در واقع سیاست مخدری رسانه ای پیشگیرانه به طور کلی در رسانه‌های کشور بسیار مهجور مانده و عمده فعالیت‌های رسانه‌های کشور به سایر ستون‌های سیاست مخدری همچون «مقابله با عرضه»، «درمان» و «کاهش آسیب» محدود شده که البته چندان نیز نمی‌توان از آن خرده گرفت. زیرا در هر کشور رسانه‌ها بازتاب دهنده واقعیت‌های آن جامعه به شمار می‌آیند و از آنجاکه در شرایط فعلی عمده توش و توان و ظرفیت سیاست مخدری کشور به موضوع مقابله با عرضه و درمان اختصاص یافته طبیعتاً اخبار این حوزه‌ها به شدت بیش از مسائل مربوط به پیشگیری در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد.

    اما این همه ماجرا نیست و ظرفیت رسانه‌ها تنها به سطح بازنمودی محدود نمی‌شود و از آنها به طور کلی انتظار می‌رود در سطح «افق گشایی» نیز بیش از پیش به سیاست پیشگیری از اعتیاد بپردازند. بدین معنا که بازتاب دادن اخبار رویدادهای کشور به تنهایی برای رسانه‌ها (اعم از دولتی و غیر دولتی، تصویری و مکتوب و شبکه‌های اجتماعی) تنها یک روی سکه از فعالیت رسانه‌ایست. طبیعتاً در این زمینه انتقاد چندانی نسبت فعالیت رسانه‌ها نمی‌توان داشت، اما با توجه به اینکه رسانه‌ها در جریان رسالت خود، تنها ماهیت بازنمودی و منفعل ندارند و در تأثیرگذاری اجتماعی و آموزش افکار عمومی نیز از ظرفیت بالایی برخوردارند، نیازمند دو اقدام مهم اولاً از سوی نهادهای سیاست‌گذار و ثانیاً از سوی خود رسانه‌ها هستیم؛

     

    • تدوین استراتژی رسانه‌ای سازمان یافته

    در این سطح نیازمند تدوین یک استراتژی کلان رسانه‌ای از سوی «ستاد مبارزه با مواد مخدر» و دیگر نهادهای سیاست‌گذار هستیم که در راستای پیشگیری از اعتیاد رسانه‌ها را مکلف به تولید محتوای علمی، کارآمد، آسان فهم و تأثیرگذار کند. همچنین لازم است تناسبی میان تولیدات رسانه‌ای در حوزه‌های مختلف سیاست مخدری نیز برقرار شود. برای مثال در کشورهایی که در عرصه پیشگیری از اعتیاد پیشرو به حساب می آیند (مانند سنگاپور و بریتانیا) شمار اخبار و تولیدات رسانه‌ای معطوف به پیشگیری هم از نظر کمی و هم از لحاظ کیفی نسبت به دیگر ستون های سیاست مخدری در این کشورها برتری محسوسی دارد.

    همچنین در این کشورها اخبار رسانه‌ها اگرچه گاه از سیاست مخدری رسمی انتقاد کرده و نقاط ضعف آن را برمی‌شمارند، اما در این زمینه که سیاست‌های پیشگیرانه راهکار نهایی حل و فصل بحران مواد مخدر و اعتیاد در کشورهای مختلف است، هیچگونه تردیدی وجود ندارد. اما چنین اجماعی در ایران هنوز به دست نیامده و لذا بسیاری از رسانه‌های کشور ناخواسته و بدون اطلاع دقیق از پیامدهای این امر گاه از لزوم کاهش محدودیت‌ها در زمینه مصرف مواد مخدر و یا وارد شدن ایران به مسیر جرم‌زدایی و یا قانونی سازی مصرف مواد مخدر سخن به میان می‌آورند. اگرچه لازم است در این زمینه نیز آزادی بیان به اعلی درجه مورد حراست و حفاظت قرار گیرد ولی، به نظر می‌رسد مشکل اساسی در این زمینه‌ها عدم وجود برداشت علمی و اطلاعات کافی در خصوص پیشگیری از اعتیاد است. همچنین در رسانه‌های کشور و نیز فضای مجازی و نیز در واقعیت با «پزشکی شدگی مفرط» پدیده اعتیاد و نگاه به آن روبه‌رو هستیم. بدین معنا که نگاه افراطی «بیمار پنداری» معتادان منجر بدان شده که هرگونه مسئولیتی از عهده آنان در ذهن برخی اقشار برداشته شده است. اما حتی معروف ترین لیبرال دموکراسی‌های غربی نیز چنین فرضی را دنبال نمی کنند.

    امروزه در غرب دادگاه‌هایی تحت عنوان «دادگاه سلامت» شکل گرفته و افراد به دلیل اعتیاد، محاکمه می‌شوند. در واقع صفت بیمار در این جوامع به معتادانی گفته می‌شود که درصدد ترک اعتیاد باشند، نه افرادی که آزادانه و با اعتیاد در جامعه زندگی می‌کنند و خواسته یا ناخواسته دیگران را نیز در معرض آسیب‌های خود قرار می‌دهند. به همین منظور نیاز به توجیه رسانه‌‎ها و تدوین یک سیاست مخدری رسانه ای سازمان یافته در ایران به شدت احساس می‌شود.

     

    • فعالیت رسانه‌ها در سطح افق گشایی

    دومین سطحی که رسانه‌های کشور می‌توانند، حتی در غیاب یک استراتژی مدون در حوزه پیشگیری بدان اقدام کنند، عبارتست از افق گشایی. این امر شامل تولید محتوای آموزشی در حوزه پیشگیری از مواد مخدر است. به عنوان مثال «رابرت مک فیلد»، پژوهشگر آمریکایی معتقد است: «از در و دیوار رسانه‌ای که استراتژی پیشگیری از اعتیاد را مبنای کار خود قرار داده باید مطالب پیشگیرانه ببارد نه اینکه اخبار مربوط به قانونی سازی مصرف و ترک اعتیاد در آن بیش از پیشگیری باشد.» رسانه‌های ایرانی باید در این زمینه اقدام به فعالیت در سه سطح «آگاهی بخشی»، «آموزش» و «مشاوره» بنمایند. در مطلب آینده این سه سطح را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

  • وقتی زور «مبارزه با عرضه» بر «پیشگیری» می‌چربد

    معاون پژوهشی موسسه کادراس ضمن تشریح تاثیر مراکز «کاهش آسیب» بر کاهش خطرات موجود در سبک زندگی و نیز مخاطرات مصرف مواد میان معتادان متجاهر، به سیاست مخدری اشاره می‌کند و می‌گوید: کشورهای پیشرو از جمله سنگاپور، ایسلند و نیز اتحادیه اروپا به عنوان یک نهاد بین‌المللی، امروزه در سیاست مخدری، به متوازن سازی ابعاد سیاست مخدری خود پرداخته‌اند و حدود ۴۰ درصد از ظرفیت خود را به سیاست‌های پیشگیری اختصاص داده‌اند. ​

    منصور براتی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه امروزه در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران شاهد شکل‌گیری مراکزی تحت عنوان مرکز فعال در حوزه «کاهش آسیب» هستیم، اظهار کرد: منظور از کاهش آسیب، تلاش برای کاستن از مضرات و آسیب‌های وضعیت یا بیماری افراد مانند مصرف موادمخدر است. به این معنا که افراد گرفتار این پدیده شوم با مراجعه به برخی مراکز می‌توانند امکانات مشخصی نظیر سرنگ‌های سالم و غیرآلوده، برخی خدمات بهداشتی، محیط‌هایی گرم و تمیز برای خواب و… را دریافت کنند.

    وی افزود: هدف از ارائه این خدمات این است که خطرات موجود در سبک زندگی و نیز مخاطرات مصرف مواد برای افرادی که از سطح یک شهروند مصرف‌کننده مواد یا عضو خانواده به سطح یک معتاد کارتن خواب و یا متجاهر رسیده‌اند، کاهش یابد.

    معاون پژوهشی موسسه کادراس با اشاره به «برنامه‌های تعویض سرنگ و سوزن» و با بیان اینکه این برنامه افرادی را در برمی‌گیرد که از طریق تزریق، موادمخدر مصرف می‌کنند، تصریح کرد: مراکز موجود برای اجرای این برنامه اقدام به در اختیار گذاشتن سرنگ‌های سالم به معتادان به صورت رایگان برای جلوگیری از استفاده چند باره از سرنگ‌ها و شیوع بیماری‌های خونی از جمله هپاتیت سی و اچ آی وی می‌کنند. در واقع در این برنامه با درنظر گرفتن خطر آنی‌تر و کشنده‌تر شیوع این بیماری‌ها که از مصرف مواد مخدر هم خطرناک‌تر هستند، این مراکز سعی می‌کنند امکاناتی را در اختیار مصرف‌کنندگان قرار دهند که از شکل‌گیری زمینه خطرات شدیدتر جلوگیری شود.

    براتی با اشاره به اینکه در ایران نیز از دهه ۱۳۷۰ موضوع کاهش آسیب در دستور کار دولت قرار گرفت و طی یک دهه، امکانات وسیعی در این زمینه در کشور ایجاد شد، گفت: امروزه می‌توان از شبکه فعال کاهش آسیب در کشور سخن گفت.

    وی در ادامه به صحبت‌های «وحید قبادی دانا»، رئیس پیشین سازمان بهزیستی در تیر ماه ۱۴۰۰ مبنی بر اینکه «با برنامه‌ریزی منسجم، ظرفیت‌سازی و تامین امکانات درمان، بازتوانی و حمایتی در کشور به تدریج تعداد خدمت گیرندگان در سطوح مختلف افزایش قابل توجهی یافته است تا جایی که هم اینک جمهوری اسلامی ایران با تاسیس و راه اندازی بیش از ۹ هزار مرکز ارائه خدمات متنوع درمان، بازتوانی، توانمندسازی، جامعه پذیری و صیانت در کنار مراکز کاهش آسیب و با تحت پوشش قرار دادن سالیانه حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر، توانسته است به بزرگترین شبکه درمان و کاهش آسیب در منطقه دست پیدا کند.» اشاره کرد.

    حلقه مفقوده سیاست مخدری ایران

    براتی معتقد است که با وجود اینکه مراکز کاهش آسیب خدمات ارزنده و مهمی را به مصرف‌کنندگان مواد مخدر در کشور ارائه می‌کنند و از یکسو باعث جلوگیری از مخاطرات شدیدتری که هزینه‌های مادی جامعه را شدیداً افزایش می‌دهد، می‌شوند و از سوی دیگر نیز هزینه‌های روانی و معنوی خانواده‌های دارای عضو مصرف‌کننده را کاهش می‌دهند، اما نکته بسیار مهم این است که به منظور اثربخشی حداکثری و نیز روبه بهبودی این اقدامات نیازمند بازگشت به مفهوم «سیاست مخدری» هستیم.

    به گفته معاون پژوهشی موسسه کادراس، از هنگامی که حکومت‌ها به صورت نظام‌مند به مهار بحران مصرف و تولید و ترانزیت مواد مخدر بیندیشند و بخواهند برنامه‌هایی را برای این منظور در دستور کار خود قرار دهند مفهوم «سیاست مخدری» (Drug policy)  متولد می‌شود. این مفهوم امروزه در ادبیات سیاسی و اجتماعی و علمی جهان رایج شده و به کار می‌رود و دارای ستون‌هایی مشخص است. در واقع در حالت ایده‌آل سیاست مخدری دولت‌ها باید شامل دست کم چهار ستون «مقابله با تقاضا» (پیشگیری)، «مقابله با عرضه»، «کاهش آسیب» و «درمان» باشد. در صورتی که این ابعاد چهارگانه در سیاست مخدری کشورها لحاظ و به صورت همزمان اجرا شود، می‌توان گفت سیاست مخدری کشورها به سوی حل و فصل نسبی پدیده گام برمی‌دارد و اصطلاحاً متوازن است.

    براتی یادآور شد: منظور از مقابله با تقاضا یا کاهش تقاضا همان سیاست پیشگیری است. امروزه و با گذشت سال‌ها تلاش برای مقابله با مواد مخدر کشورهای پیشرو در جهان، به این نتیجه رسیده‌اند که با هر یک دلار سرمایه‌گذاری در حوزه پیشگیری از اعتیاد، از ۷ تا ۱۰ دلار هزینه‌های اجتماعی بعدی ناشی از شیوع اعتیاد جلوگیری می‌شود. از سوی دیگر از آنجا که در همه کشورهای جهان جمعیت مصرف‌کنندگان تنها اقلیتی مطلق را تشکیل می‌دهند و اکثریت ۹۰ درصدی جوامع افراد سالم در نظر گرفته می‌شوند، مهم‌ترین سیاست که باید اولویت همه کشور قرار گیرد «پیشگیری» است. نهادهای سیاست‌گذار کشورمان در این زمینه باید به سوی تحقیق و توسعه در حوزه پیشگیری از اعتیاد حرکت کنند و پژوهش‌های جدیدی در این حوزه تعریف کنند که در عین استفاده از دانش روز جهان بتوانیم به بومی ‌سازی مدل‌های اجرایی آن نیز دست یابیم.

    وی در ادامه به دومین سیاست مهم و پرکاربرد در سطح جهان یعنی «مقابله با عرضه مواد مخدر» که به معنای کلیه اقدامات نظامی، انتظامی و قضایی برای مجازات قاچاقچیان و عناصر فعال در حوزه تولید و ترانزیت این دست از مواد است اشاره کرد و افزود: تا چند سال پیش از این سیاست به گستردگی به «جنگ با مواد» یاد می‌شد. به طور کلی این سیاست در خصوص کشورهایی که قاچاق مواد از مرزهای آن بیشتر است، مصداق بیشتری پیدا می‌کند (مانند ایران که با افغانستان هم مرز است یا آمریکا که شاهد قاچاق کوکائین از مکزیک و آسیای مرکزی است).

    معاون پژوهشی موسسه کادراس در ادامه به ستون چهارم یا همان «درمان اعتیاد» اشاره کرد و گفت: تجربه کشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد که ستون‌های چهارگانه مذکور باید به تناسب وضعیت مخدری کشورها و همزمان اجرا شود؛ در واقع اگر سیاست‌های حوزه پیشگیری به اندازه کافی تدوین و اجرا نشده باشد، توسعه مفرط امکانات حوزه کاهش آسیب و درمان ممکن است اثربخشی لازم را نداشته باشد. همچنانکه امروزه شاهد رشد شمار مصرف‌کنندگان متجاهر در کشور هستیم و همچنین طبق آمار مراجع رسمی ۹۰ درصد متقاضیان ترک اعتیاد دچار معضل عود اعتیاد و بازگشت به مصرف می‌شوند.

    بنابر اظهارات وی، موضوع توازن در سیاست مخدری از اهمیت بالایی برخوردار است و امروزه در سیاست مخدری، کشورهای پیشرو از جمله سنگاپور، ایسلند و نیز اتحادیه اروپا به عنوان یک نهاد بین‌المللی، به متوازن سازی ابعاد سیاست مخدری خود پرداخته‌اند و حدود ۴۰ درصد از ظرفیت خود را به سیاست‌های پیشگیری اختصاص داده‌اند. مقابله با عرضه امروزه در این کشورها تنها ۳۰ درصد ظرفیت کشورها را تشکیل می‌دهد و درمان و کاهش آسیب مجموعاً ۳۰ درصد ظرفیت را مشغول به خود کرده است.

    براتی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر پنجمین بعد سیاست مخدری کشورها را می‌توان عبارت از «دیپلماسی مخدری» و همکاری‌های بین‌المللی دانست.

    وی افزود: باتوجه به مطالب مذکور، در ایران از چهار ستون اصلی «سیاست مخدری»، سه ستون «مقابله با عرضه»، «کاهش آسیب» و «درمان» به خوبی گسترش یافته، اما سیاست پیشگیری با وجود تأکیدات نهادهای بالادستی نتوانسته مسیر خود را باز کند. البته از اوایل دهه ۱۳۹۰ شمسی، این سیاست نیز در دستورکار بسیاری از نهادهای سیاست‌گذار ایران قرار گرفت، اما هنوز این میزان به سطح مطلوبی نرسیده است.

    معاون پژوهشی موسسه کادراس معتقد است: به نظر می‌رسد اگر سیاست پیشگیری از اعتیاد به سیاست مخدری اصلی و رسمی کشور مبدل شود و همه خط مشی‌های لازم برای آن در حوزه‌های مختلف، از جمله آموزش والدین، آموزش دانش‌آموزان، دانشجویان و افراد در محل کار و نیز اجرای دقیق این سیاست توسط صدا و سیما و نیز رسانه‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی قرار گیرد، می‌توانیم از وضعیت موجود که با افزایش بی‌رویه امکانات حوزه ترک اعتیاد و کاهش آسیب و «پزشکی‌شدگی مفرط» نگاه به اعتیاد همراه است به سوی وضعیتی مطلوب‌تر حرکت کنیم. سیاست مخدری رسانه‌ای نیز حتماً باید مورد تأکید قرار گیرد و رسانه‌های کشور در درجه نخست به سوی رویکرد پیشگیری حرکت کنند. وی عنوان کرد: موسسه پژوهشی کادراس، رسالت اصلی خود را توسعه رویکرد پیشگیری می‌داند و بخش مهمی از فعالیت‌های خود را در این زمینه تعریف می‌کند. یکی از اصلی‌ترین پروژه‌های کادراس، بررسی الزامات سیاست مخدری ایران است که عمدتاً بر جای خالی پیشگیری تأکید می‌کند.

  • الزامات سیاست مخدری ایران؛ استراتژی جامع پیشگیری

    در زمینه لزوم گذار به سیاست پیشگیری در مطالب قبلی به کرات نکات مقدماتی مطرح شد، در این نوشتار قصد داریم مقدمات این امر را شرح دهیم. به طور کلی به نظر می‌رسد پیش از هرچیز  برای گذار به «سیاست مخدری» با محوریت پیشگیری در ایران نیازمندی نگاهی جامع الاطراف و کلان هستیم. به بیان دیگر لازم است یک استراتژی جامع که شامل همه ابعاد این سیاست در کنار یکدیگر است، تدوین شود و در زمینه‌های مختلف محتوای مناسبی برای آن تولید و ارائه شود.

    حوزه‌های اصلی این سیاست عبارت خواهد بود از سیاست‌گذاری چند سطحی در نهادهای مسئول، تدوین آموزش‌های پیشگیرانه سیستمی مداوم (در خانواده، مدرسه، دانشگاه، محل کار، محله‌‎ها و …)، ابتنای محتوای رسانه‌ای و فضای مجازی بر اصل پیشگیری، استفاده موثر، کاربردی و همه‌فهم از خواهد بود.

    در واقع ایران نیازمند این است که در حوزه‌های چهارگانه فوق استراتژی منسجم و مدونی را تدوین کرده و به اجرا دربیاورد. اولین راه برای پیشگیری از اعتیاد آگاه کردن و مطلع کردن والدین درباره رفتار فرزندان، تربیت و کنترل درست آن ها در جامعه و آشناییشان با عوارض اعتیاد با استفاده از رسانه های گروهی، مخصوصا صدا و سیما است. ایجاد تحول در آموزش و پرورش و توسعه دادن کادر آموزشی و مربی های پرورشی به خصوص در روش ها و ساخت یک محیط آموزشی که از طریق آن بتوان مضرات مواد مخدر را عنوان کرد. فراهم کردن مراکز فرهنگی مناسب مثل کتابخانه ها، مراکز هنری، پارک ها، محیط های ورزشی و تربیتی، فنی و حرفه ای، برای پیشرفت دادن سطح فرهنگی نوجوانان و جوانان و همینطور گذراندن اوقات فراغت که البته این امکانات و مراکز نسبت به رشد جمعیت و همینطور پراکنده بودن روستاها تعداد بسیار کمی دارند که همین یک دلیل بسیار مهم برای جلوگیری از اعتیاد به مواد مخدر است.

     

    بسیاری از افراد معتاد که امروزه با آن ها برخورد کرده اید، یا پدر و یا مادرشان بیسواد یا کم سواد بودند. تمام معلمان، مسئولان تعلیم و تربیت باید بکوشند تا سواد مردم را افزایش داده و سطح آگاهی آن ها را برای روبرو شدن با اعتیاد بالا ببرند. گاهی ایجاد کردن اشتغال نیز در زمینه صنایع دستی و روستایی و همینطور سرمایه گزاری و فراهم کردن امکانات و دادن امتیازات برای رفع مشکل بیکاری که یکی از اصلی ترین دلایل اعتیاد و گرویدن به سمت قاچاق هست را از بین می‌برد. تبلیغات نقش بسزایی در در دنیای امروزی داشته و میتوان با استفاده از قدرت تبلیغات و رسانه های گروهی، عقاید متنوعی را بین جمعیت زیادی از مردم انداخته و آن ها را با واقعیت اعتیاد آشنا کرد.

    پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر را می توان به سه دسته کلی تقسیم بندی نمود:

    • آگاهی:

    عواملی مانند کمبود محبت، تجربه های غم انگیز، مشکلات خانوادگی، مشکلات ارتباطی و اجتماعی، همسالان، دوستان و اطرافیان معتاد، کمبود عزت نفس، اضطراب و افسردگی می توانند سبب گرایش فرد به اعتیاد شوند. شناختن این عوامل و تلاش برای رفع آن ها تا حد زیادی در پیشگیری از اعتیاد عزیزانمان موثر است.

    اعتیاد به مواد مخدر به تدریج رخ می دهد نه به صورت ناگهانی. بیشتر افراد مصرف مواد را به عنوان سرگرمی و کنجکاوی یا رهایی موقت از یک درگیری ذهنی آغاز می کنند. به تدریج و با مصرف مرتب به مرور زمان مقدار و دفعات مصرف افزایش یافت فرد در دام اعتیاد گرفتار می شود. با پیشرفت اعتیاد فرد معتاد از انجام مسئولیت های روزمره خود باز مانده و ارتباطاتش دچار اختلال می شود. آگاهی و باور به سرعت و روند پیشرفت اعتیاد می تواند عاملی بازدارنده برای ورود به اعتیاد باشد.

    برای پیشگیری از اعتیاد باید تلاش کرد همه افراد جامعه از مضرات و عواقب سوء هر یک از مواد اعتیاد آور مطلع شوند. بسیاری از افراد به این دلیل معتاد می شوند که تبلیغات سوداگران در زمینه اعتیادآور نبودن برخی مواد را باور می کنند. اطلاع رسانی و آگاه سازی فرزندان و افراد جامعه راجع به عوارض، پیامد‌ها و تبعات سوء مصرف موادمخدر سنتی و شیمیایی باید به صورت آرام، مستمر، عمیق و تاثیر گذار باشد.

    • آموزش برای جلوگیری از اعتیاد

    برای پیشگیری از اعتیاد به انواع مواد مخدر آموزش هم نقش مهمی را ایفا می کند. پس توصیه های زیر را درنظر داشته باشید:

    عزت نفس و اعتماد به نفس پایین ریشه در تجربیات دردناک کودکی و اتفاقات بد یا بیماری در بزرگسالی دارد. عزت نفس پایین باعث گرفتار شدن افراد در دام هایی مانند اعتیاد دارد. بهتر است برای افزایش اعتماد به نفس با خود مهربان بوده و با انجام فعالیت های ورزش و هنری احساس رضایت نسبت به خود را بالا برد.

    قرار گرفتن در جمع افراد مصرف کننده و اصرار و فشار برای مصرف علت اصلی سوء مصرف مواد مخدر است. افراد به ویژه در سنین پایین بیشتر توسط گروه همسالان به مصرف مواد تشویق و ترغیب می شوند. با آموزش مهارت نه گفتن در چنین شرایطی می توان از اعتیاد پیشگیری کرد.

    بیکاری و عدم اشتغال، زندگی بی هدف و سبک زندگی ناسالم موجب سوق یافتن فرد به سمت اعتیاد می شود. در مقابل زندگی هدف دار، رضایت بخش و سالم موجب پیشگیری از اعتیاد خواهد شد.

  • الزامات سیاست مخدری ایران

    جمهوری اسلامی ایران از سال‌های اولیه پس از انقلاب اسلامی، درصدد رویارویی موثر با پدیده شوم مواد مخدر و اعتیاد برآمده است؛ در این میان اما در دوره‌های مختلف رویکردهای متفاوتی در سیاست مخدری کشور اتخاذ شده است. مهم‌ترین سیاستی که در ایران پس از انقلاب اسلامی در این زمینه به اجرا درآمده «مبارزه با عرضه» بوده است به طوری که ایران از این حیث در جهان جایگاهی ممتاز و دست‌نیافتنی به‌دست آورده است. در همین راستا امروز «اسکندر مومنی»، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره وضعیت مخدری کشورمان گفت: «ما فقط در دهه ۶۰ کاهش شیوع مصرف مواد مخدر را داشته‌ایم و در سال‌های بعد متأسفانه افزایش مصرف مواد مخدر داشته‌ایم. در راه مقابله با مواد مخدر در چهار دهه گذشته بیش از ۴ هزار نفر به شهادت رسیدند. ۹۰ درصد تریاک، ۷۰ درصد مورفین و ۲۰ درصد هروئین جهان در ایران کشف و در سال گذشته حدود هزار و ۲۰۰ تن مواد مخدر در کشور کشف شده است. وی همچنین گفت: «در حوزه پیشگیری همگام با مبارزه پیش نرفتیم و کمی هم غفلت کردیم و عقب ماندیم.»

    این درحالیست حرکت به سوی سیاست‌های پیشگیرانه از اعتیاد در ایران به قبل از دهه 1390 باز‌می‌گردد. مقام معظم رهبری در سال 1385 سیاست‌های کلی مبارزه را ابلاغ کردند. در نوشتار حاضر به بررسی این سیاست‌‎ها به طور کلی می‌پردازیم و در مقالاتی که از این به بعد به صورت پیوسته منتشر می‌شود، الزامات گذار به سیاست پیشگیری را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

    ۱ – مبارزه فراگیر و قاطع علیه کلیه فعالیت‌ها و اقدامات غیرقانونی مرتبط با مواد مخدر و روانگردان و پیش سازهای آن‌ها از قبیل کشت، تولید، ورود، صدور، نگهداری و عرضه مواد.

    ۲ – تقویت، توسعه، تجهیز و استفاده فراگیر از امکانات اطلاعاتی، نظامی، انتظامی و قضایی برای شناسایی و تعقیب و انهدام شبکه‌ها و مقابله با عوامل اصلی داخلی و بین‌المللی مرتبط با مواد مخدر و انواع روان‌گردان‌ها و پیش سازهای آن‌ها.

    ۳ – تقویت، تجهیز و توسعه یگان‌ها و مکانیزه کردن سیستم‌های کنترلی و تمرکز اطلاعات به منظور کنترل مرزها و مبادی ورودی کشور و جلوگیری از اقدامات غیرقانونی مرتبط با مواد مخدر، روانگردان و پیش سازهای آن‌ها و تقویت ساختار تخصصی مبارزه با مواد مخدر در نیروی انتظامی و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط.

    ۴ – اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه در مقابله با تهدیدات و آسیب‌های ناشی از مواد مخدر و روانگردان با بهره گیری از امکانات دولتی و غیردولتی با تأکید بر تقویت باورهای دینی مردم و اقدامات فرهنگی، هنری، ورزشی، آموزشی و تبلیغاتی در محیط خانواده، کار، آموزش و تربیت و مراکز فرهنگی و عمومی.

    ۵ – جرم انگاری مصرف مواد مخدر و روانگردان و پیش سازهای آن‌ها جز در موارد علمی، پزشکی، صنعتی و برنامه‌های مصوب درمان و کاهش آسیب.

    ۶ – ایجاد و گسترش امکانات عمومی تشخیص، درمان، بازتوانی و اتخاذ تدابیر علمی جامع و فراگیر باهدف:

    ۱ – درمان و بازتوانی مصرف کنندگان

    ۲ – کاهش آسیب‌ها

    ۳ – جلوگیری از تغییر الگوی مصرف از مواد کم خطر به مواد پرخطر

    ۷ – اتخاذ تدابیر لازم برای زمینه سازی حمایت‌های اجتماعی پس از درمان مبتلایان به مواد مخدر و انواع روانگردان در زمینه اشتغال، اوقات فراغت، ارائه خدمات مشاوره و پزشکی و حمایت‌های حقوقی و اجتماعی برای افراد بازتوانی شده و خانواده‌های آن‌ها و نیز فراهم نمودن امکانات خدمات در مانی و نیازهای حمایتی افراد مذکور.

    ۸ – تقویت و ارتقاء دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط با مواد مخدر و روانگردان با:

    ۱ – هدفمند نمودن مناسبات

    ۲ – مشارکت فعال در تصمیم‌سازی‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات مربوط

    ۳ – بهره‌برداری از تجارب و امکانات فنی، پشتیبانی و اقتصادی کشورهای دیگر و سازمان‌های بین‌المللی

    ۴ – فراهم نمودن زمینه اقدام مشترک در جلوگیری از ترانزیت غیر قانونی مواد مخدر

    ۹ – اتخاذ تدابیر لازم برای حضور و مشارکت جدی آحاد مردم و خانواده‌ها و حمایت از تشکل‌های مردمی در زمینه‌های پیشگیری، کاهش آسیب و درمان معتادان.

    ۱۰ – توسعه مطالعات و پژوهش‌های بنیادی، کاربردی و توسعه‌ای در امر مبارزه با مواد مخدر و روان گردان و پیشگیری و درمان معتادان با تکیه بر دانش روز دنیا و استفاده از ظرفیت‌های علمی و تخصصی ذی‌ربط در کشور.

    ۱۱ – ارتقاء و اصلاح ساختار نظام مدیریت مبارزه با مواد مخدر و روانگردان به منظور تحقق سیاست‌های کلی نظام و سرعت بخشیدن به فعالیت‌ها و هماهنگی در اتخاذ سیاست‌های عملیاتی و کلیه اقدامات اجرایی و قضایی و حقوقی.

  • حلقه مفقوده سیاست مخدری ایران

    روز پنج‌شنبه 18 آذرماه 1400 جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر با حضور «سید ابراهیم رئیسی»، رئیس جمهور برگزار شد. رئیس جمهور در این نشست با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر افزود: « تقدیم ۳ هزار و ۸۰۰ شهید و ۱۲ هزار جانباز، نشان ‌دهنده عزم راسخ جمهوری اسلامی ایران برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر است.» وی همچنین به اهمیت راهبردی تلاش‌های ایران در مقابله با مواد مخدر برای جهانیان و به ویژه قاره اروپا اشاره کرد و خواستار همکاری میان کشورهای مختلف جهت مبارزه بهینه با این پدید شد. در این میان بخش مهمی از سخنان رئیس جمهور به موضوع «مقابله با عرضه» و تشدید اقدامات اطلاعاتی، قضایی و انتظامی در این زمینه اختصاص پیدا کرده است. رئیس جمهور در این بخش از سخنان خود تصریح کرده: «باید اقدامات اطلاعاتی، قضایی و انتظامی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر تشدید شود تا شاهد کاهش قاچاق و مصرف مواد مخدر باشیم.» آقای رئیسی همچنین با تاکید بر اینکه باید از ورود پول‌های ناپاک حاصل از تولید، خرید و فروش مواد مخدر در شبکه پولی و مالی کشور جلوگیری شود، گفت: «ضربه زدن به بنیان‌های اقتصادی شبکه‌های قاچاق مواد مخدر یک وظیفه است و حتما باید با معاملات مشکوک و پولشویی حاصل از فروش مواد مخدر مبارزه شود.»

    به نظر می‌رسد با توجه به افزایش حجم فعالیت‌‌ گروه‌های سازمان‌یافته مخدری و نیز قرار گرفتن ایران در امتداد مسیر بالکان که یکی از مسیرهای سنتی قاچاق اپیوئیدها به اروپا به حساب می‌آید، خواسته رئیس جمهور رهیافتی درست و به‌جاست، اما از سوی دیگر باید در نظر گرفت که سیاست «مقابله با عرضه» و رویکرد کشفیات محور، در نهایت یک ضلع از مجموعه اقدامات لازم برای مقابله با مواد مخدر است. از اواخر دهه 1380 نهادهای بالادستی در کشور و نیز مقام معظم رهبری بر لزوم گذار سیاست مخدری کشور از صرف مبارزه با عرضه و نیز پزشکی شدگی مفرط در حوزه ترک اعتیاد به «رویکرد پیشگیری از اعتیاد» تأکید کردند. در این راستا سند جامع پیشگیری از اعتیاد در سال 1389 تصویب شد و نیز مقام معظم رهبری در سال 1396 در مجموعه سیاست های ابلاغی مبارزه با مواد مخدر خواستار توسعه سیاست های پیشگیرانه شدند.

    اهمیت پیشگیری از اعتیاد امروزه در حدی است که گفته می‌شود هر یک دلار هزینه ای که برای پیشگیری از اعتیاد هزینه شود، از 7 تا 10 دلار هزینه اجتماعی اعتیاد را کاهش می‌دهد. به نظر می‌رسد رویکرد پیشگیری که راهکار نهایی کنترل و مهار اعتیاد است، همچنان در ایران مغفول مانده به قول کارشناسان چیزی حدود 5 درصد از سیاست مخدری کشور، مبتنی بر پیشگیری از اعتیاد است و همچنان بخش عمده آن با وجود تأکیدات نهادها و اسناد بالادستی همچنان به مقابله با عرضه می‌پردازد. با توجه به بازار مصرف حدود 3 میلیونی طبق آمار رسمی معتادان کشور، لازم است سیاست‌گذاران بخش مهم‌تری از سیاست مخدری کشور را به رویکرد پیشگیری اختصاص دهند.

    سه هسته اساسی که می‌تواند جامعه سالم را در برابر اعتیاد مصون نگه دارد و احتمال معتاد شدن شهروندان را پایین بیاورد در هر کشور، عبارت از خانواده (و محله)، مدرسه و محل تحصیل و محیط کار است.

    به دلیل حضور مداوم فرد در خانواده و روابط عاطفی وی با اعضای خانواده خود، خانواده مهم‌ترین بستر اجتماعی (به ویژه در سال‌های اولیه زندگی) است. از این رو لازم است برنامه‌ای برای آموزش پیشگیرانه والدین در دستور کار قرار گیرد. بدون شک نمی‌توان از والدین آموزش ندیده انتظار داشت در زمینه آموزش پیشگیرانه و کمک به کودکان خود در این زمینه موفقیت چندانی به دست بیاورند.

    دومین واحد اجتماعی بسیار مهم در این زمینه مدرسه است. از آنجاکه مدرسه محل آموزش علوم مختلف و اطلاعات به‌روز و کارآمد است، بهترین محلی است که می‌توان دانش‌آموزان را در آن آموزش پیشگیرانه داد. گفتنی است در 10 سال گذشته البته پاره ای اطلاعات مفید درباره انواع مواد مخدر و تأثیر مصرف آن وارد کتاب‌های درسی شده که اگرچه گامی لازم است، اما هرگز کافی نیست. الگوهای موفق جهانی عبارت از اختصاص ساعات مشخصی از برنامه آموزشی ماهانه به امر پیشگیری از اعتیاد است. همچنین کشورهای عضو اتحادیه اروپا امروزه واحد درسی متمایزی تحت این عنوان ابداع کرده اند. بدیهی است، نوع اطلاعات بسته به سن و جنسیت دانش‌آموزان متفاوت خواهد بود.

    محیط کار نیز یکی دیگر از بسترهای اجتماعی است که در انتقال آموزه‌های مصونیت بخش به ذهن کارکنان حوزه‌های مختلف موثر است. گفتنی است بخش بزرگی از کارکنان فعلی به دلیل عدم وجود آموزش‌های پیشگیرانه لازم از زمان کودکی تا بزرگسالی در مدرسه و دانشگاه، بدون دانستن این آموزه‌ها وارد بازار کار شده اند و در نتیجه در برابر اعتیاد و لغزش‌های منتهی به آن مصون نیستند. از این رو لازم است برنامه‌ای برای آموزش پیشگیرانه در محیط‌های کاری (اداره های دولتی در گام نخست) تدوین شود و همه ادارات ملزم به اجرای آن شوند.

    البته گفتنی است در سال‌های اخیر با توسعه شتابناک اینترنت و فضای مجازی، نیاز به ارائه آموزش‌‎های پیشگیرانه در این زمینه نیز به شدت افزایش یافته است. بدین ترتیب به نظر می‌رسد اگر برنامه‌ای مدون و کل‌نگرانه برای این بخش‌های جامعه تدوین شود و راهکارهایی برای پایش روند پیشرفت آن به صورت مداوم وجود داشته باشد، می‌توان به زودی بخش‌هایی از جمعیت کشور را در برابر اعتیاد مصون ساخت. از این طریق هزینه‌های بسیار زیادی از دوش نظام اجتماعی و سلامت کشور برداشته می‌شود و چرخه باطل افزایش شمار مصرف کنندگان مواد مخدر، افزایش سیاست‌ها و هزینه های مبارزه با عرضه شکسته خواهد شد.

  • کتاب سال 1394 ستاد مبارزه با مواد مخدر

    انتشارات: ستاد مبارزه با مواد مخدر,

    سال نشر: 1394

     

    اطلاعات، آمار و تحلیل‌های موجود در این کتاب ترسیم‌کننده آخرین وضعیت جهانی، منطقه‌ای و ملی بوده و محصول عملکرد سطوح مختلف حاکمیتی، مدیریتی و اجرایی کشور در امر خطیر مبارزه همه جانبه با موادمخدر و روان‌گردان‌ها طی سال‌های مورد نظر می‌باشد. کتاب حاضر ضمن ارائه اولویت‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1394، در قالب پنج فصل عملکرد ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1393، اسناد قانونی، حاکمیتی و اجرایی مبارزه همه‌جانبه با مواد مخدر و روان‌گردان‌ها، تصویر جهانی مبارزه با مواد مخدر، عملکرد ستاد مبارزه با مواد مخدر طی سال‌های 92-1391 و سالنامه آماری سال 1392 ستاد مبارزه با مواد مخدر، تهیه و تدوین شده است. به استناد بند «7» یکصد و بیست و یکمین و تبصره بند «2» یکصد و بیست و پنجمین جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر، دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر به عنوان مرجع رسمی اعلام آمار مربوط به عرصه‌های مختلف مبارزه با مواد مخدر تعیین شده است و ضروری است در اعلام آمارهای مرتبط با این حوزه صرفاً بر اساس مصوبات فوق اقدام شود.

  • نقش والدین در پیشگیری از اعتیاد در خانواده ها

    بر اساس گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹ میزان مصرف مواد بین جوانان بیشتر از افراد مسن بوده است. شروع دوره نوجوانی به عنوان دوره‌ای خطرناک و آسیب‌پذیر در شروع مصرف مواد به شمار می‌رود. از سوی دیگر آمار بالای شیوع مصرف در بین جوانان و نوجوانان به ویژه مصرف کانابیس زنگ خطر جدی محسوب می‌شود که همراه خود پیامدهای منفی زیادی از نظر اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و امنیتی  و همچنین افزایش خطر ابتلاء به بیماری‌هایی مانند ایدز، انواع هپاتیت را به دنبال دارد.

    از این رو در حال حاضر پیشگیری از اعتیاد در اولویت بوده و خانواده به عنوان خاستگاه اول تربیت و پرورش نوجوانان نقش مهمی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی اعضای خود دارد. نوجوانی مرحله‌ای از زندگی افراد است که با تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی زیادی برای فرد همراه است؛ آنها به دلیل رشد سریع جسمی و روانی نیازهای متفاوتی نیز دارند. نیاز به استقلال فردی مقاوم‌ترین خواسته هر نوجوان برای استقلال و ورود به جامعه است و گاهی منجر به مقاومت در مقابل والدینش نیز می‌شود. بر اساس نتایج مطالعات، فقدان نزدیکی عاطفی و عدم مشارکت والدین در فعالیت‌های فرزندان با آغاز مصرف مواد در نوجوانان مرتبط است. پیوند عاطفی خانواده می‌تواند مانع درگیر شدن نوجوان با مواد شود. در واقع دلبستگی عاطفی به خانواده می‌تواند به درونی‌سازی هنجارها و رفتارهای سنتی توسط کودک کمک کرده و باعث شود نوجوان کمتر با همسالان مصرف کننده مواد معاشرت کند.

    وجود پیوند عاطفی قوی بین نوجوان و والدین به ویژه مادر باعث رشد شخصیتی مناسب و سازش‌یافته در نوجوان می‌شود و می‌تواند به عنوان نیرویی قوی از نوجوان در برابر مصرف مواد محافظت کند. والدینی که ارزش‌های مشخصی ندارند و مهربانی و عطوفت کمتری دارند یا مادرانی که آرامش روانی کافی ندارند و کنترل کمی بر کودکانشان دارند، فرزندانی تربیت می‌کنند که ممکن است در دوره نوجوانی در معرض مشکلات متفاوتی قرار گیرند. بنابراین فقدان حمایت والدین  و نظارت آنها منجر به پیوند خانوادگی ضعیف، مشکلات شخصیتی، ارتباط با همسالان مصرف کننده مواد و سوء مصرف مواد می‌شود.

    فرزندان و مخصوصاً نوجوانان به شدت به نظارت والدین وابسته‌اند؛ تحقیقات نشان داده است نظارت ضعیف والدین، ساعت‌های طولانی تنها در خانه ماندن به شدت با مصرف مواد در ارتباط است. اما نظارت زمانی می‌تواند موثر باشد که زمینه ارتباطی مناسب والدین با فرزندان فراهم شده باشد. زمانی نظارت می‌تواند مفید باشد که روابط گرم و صمیمانه‌ای بین والدین و فرزندان وجود داشته باشد. اعمال نظارت در غیر این شرایط نتیجه مناسبی نخواهد داد و منجر به عکس‌العمل‌های شدیدی در نوجوان می‌َشود. نظارت بر رفتار فرزندان، یکی از مهارت‌های ارتباطی است که والدین متناسب با رشد فرزندان به کار می‌برند تا با آنها در مورد نگرانی‌های خود از بعضی رفتارها صحبت و از رفتار و فعالیت‌های فرزندشان آگاه باشند. اما نظارت به مفهوم مراقبت از فرزندان است، مراقبت از اینکه فرزندشان با چه کسی در ارتباط است و در طی روز چه کارهایی انجام می‌دهد، در این معنا نظارت مهارتی است که دربردارنده‌ی ارتباطات و نظم خانوادگی صحیح است. این کار شامل تبادل اطلاعات، شفاف سازی انتظارات از فرزندان، تعیین حد و حدود در مواقع لازم و انتخاب شیوه‌ی صحیح برای نگه داشتن آن حد و حدود می‌باشد.

    والدین باید از چنان مهارتی برخوردار باشند تا به فرزندانشان بیاموزند، دلیل نظارت، کمک به آنها برای سالم ماندن است. والدین می‌توانند با دانستن جزئیات زندگی فرزندشان مانند، اطلاع از اینکه فرزندشان کجاست، دوستان او چه کسانی هستند و اینکه آیا والدین دوستانشان ارزش‌هایی مشابه با آنها دارند یا نه و حصول اطمینان از اینکه در هر زمان امکان نظارت بیشتر و بزرگتری وجود دارد، می‌تواند فرزندشان را از مواد دور نگه دارد.

    ساختار خانواده نیز در پیشگیری از اعتیاد نوجوانان بسیار مهم است. در ساختار خانواده مهم است که مرز مشخصی بین والدین و فرزندان وجود داشته و بین والدین اختلافی از نظر قدرت وجود نداشته باشد. معمولاً در چنین شرایطی والدین با همکاری و مشورت یکدیگر به مدیریت خانواده می‌پردازند، مشکلاتی مانند، ناسازگاری و اختلاف خانوادگی، تضاد و تناقض در فرزندپروری، ضعف در مدیریت خانواده و خانواده غیرمستحکم می‌تواند محیطی نامناسب برای رشد نوجوانان محسوب شود. معمولا فرزندانی که در خانواده‌های دارای مشکل در ساختار رشد می‌کنند با چند مشکل عمده روبرو هستند که نتیجه آن در بسیاری از مواقع علاوه بر مشکلات سلامت روان و جسم، گرایش به اعتیاد است:

    • بسیاری از این فرزندان شاهد صحنه‌های خشونت باری هستند که می‌تواند باعث صدمه روانی آنان شود؛
    • احساس گناه،درماندگی؛ ناامیدی و سرزنش خود به دلیل ناتوانی در پیشگیری از خشونت؛
    • استرس‌های متعدد فراتر از استرس‌های زندگی خانوادگی معمولی را تجربه می‌کنند؛
    • در بسیاری از مواقع فرزندان مستقیماً قربانی همان خشونت نسبت به همسر نیز قرار می‌گیرند.

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع و لینک «کادراس» بلامانع است.
  • سیاست پیشگیری از اعتیاد در ترکیه

    براساس نقشه راه ملی مبارزه با مواد ترکیه به طور کلی «وزارت خانواده و خط مشی های اجتماعی»، «وزارت سلامت»، «وزارت کشور»، «بخش تماس ملیِ مرکز اروپایی نظارت بر مواد و مصرف کنندگان موادمخدر[1]» و نیز «جامعه صلیب سبز ترکیه» مسئول اجرای فعالیت های معطوف به پیشگیری از مواد در این کشور هستند. همچنین در سطح محلی نیز «کمیته های راهبردی استانی» که توسط معاونان استانداران مدیریت می شود، راه اندازی شده تا برنامه های محلی را همراستا با نیازهای آن استان تدوین و اجرا نماید[2].

    مداخلات پیشگیری طیف گسترده ای از رویکردهای تکمیلی را دربر می گیرد. در حالیکه استراتژی های زیست محیطی و جهانشمول کل جمعیت را هدف می گیرد، پیشگیری گزینشی عمدتاً گروه های آسیب پذیری که در معرض خطرات بزرگتر مصرف مواد هستند را هدف می گیرد.

    در ترکیه فعالیت های معطوف به پیشگیری بر آگاهی بخشی در میان عامه مردم متمرکز است. برخی ابتکارات نیز با هدف ارتقای مهارت های فردی و اجتماعی جوانان و حمایت از محیط های بازدارنده از مصرف مواد میان اقشار آسیب پذیر اخیراً در این کشور در پیش گرفته شده است.

    فعالیت های پیشگیرانه محیطی نیز عبارتند از تلاش برای تأثیرگزاری بر فرایند تصمیم سازی در قبال مصرف مواد و محدود ساختن دسترسی به مواد. در ترکیه همچنین بازرسانی مسئول ممانعت از مصرف تنباکو در محیط های سرپوشیده عمومی شده اند و به همراه تیمی متشکل از 60 بازرس در 6 شهر مختلف در این زمینه فعالیت می کنند. «نظام قیمت و مالیات» اقدام به وضع مقررات مالیاتی بر نوشیدنی های الکلی براساس میزان الکل آن می کند. اقدام دیگر محدود کردن تبلیغات و دسترسی به مواد است که از سوی مرجع تنظیم مقررات تنباکو و الکل و نیز شرکت رادیو و تلویزیون ترکیه انجام می گیرد.

    همچنین وزارت آموزش ملی مستقیماً مسئول اجرای برنامه های جامع پیشگیری از مواد در مدارس ترکیه است. مداخلات پیشگیرانه با هدف جوانان همچنین از سوی سازمان های غیر دولتی نیز حمایت می شود. روشی که عمدتاً در این زمینه مورد استفاده قرار می گیرد، پشتیبانی مشاوره ای، برگزاری همایش ها، پنل های گفت‌وگویی و نیز کنفرانس های مختلف است.

    از سوی دیگر مداخلات گزینشی پیشگیرانه مبتنی بر آگاهی بخشی و تولید اطلاعات هستند، در حالیکه مراکز خدمات اجتماعی اقدام به ارائه خدمات مددکاری اجتماعی و نیز ارجاع کودکان و جوانان بی خانمان به نهادهای درمانی می کنند. پیشگیری شاخص گذاری شده هنوز در ترکیه جایی ندارد. مرکز مشاوره ای صلیب سبز نیز خدمات متفاوتی را به افرادی که دارای معضل سوء مصرف مواد هستند و یا خانواده های آن ها ارائه می دهند.

     

    پی‌نوشت‌ها

    [1] EMCDDA

    [2]http://www.emcdda.europa.eu/countries/drug-reports/2018/turkey/prevention_en

     

    بازنشر این مطلب صرفاً با ذکر منبع «کادراس» بلامانع است.

  • پیشگیری از اعتیاد در خانواده و محیط‌های آموزشی

    دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۱ جهانیان را با شعار «برای نجات زندگی، حقایق درباره مواد مخدر را به اشتراک بگذاریم.» به مبارزه با مواد مخدر دعوت کرده است. به این معنا که حقایق و واقعیت واقعی در مورد مواد مخدر را ار منابع مورد اعتماد کسب کرده و سپس جامعه جهانی آنها را به اشتراک گذارد. در همین راستا ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران نیز روز یک‌ شنبه 6 تیر ماه به عنوان دومین روز هفته مبارزه با مواد مخدر با نام «یاریگران زندگی- خانواده و محیط‌های آموزشی- پیشگیری از اعتیاد» انتخاب شده است. موسسه کادراس نیز سومین مقاله ویژه خود برای هفته مبارزه با مواد مخدر را تحت عنوان « پیشگیری از اعتیاد در خانواده  و محیط‌های آموزشی» به انتشار می‌رساند.

    یکی از مهم‌‌ترین سوالات در حوزه اعتیاد این است که «خانواده چه نقشی در گرایش فرد به سوی اعتیاد دارد؟»؛ شواهد نشان می دهد خانواده می‌تواند نقش  مهمی در شکل‌گیری الگوهای ذهنی که منجر به رفتار و تفکر اعتیادآور می‌شود،داشته باشد. چرا که این  الگوها در ذهن فرد بر اساس تجارب گذشته شکل گرفته و حاوی  پیام‌هایی از والدین، خواهر، برادر، همسر یا حتی دوستان است. برخی از این الگوها به عنوان افکار و الگوهای تحریف شده ذهنی هستند که می‌توان به آن تفکر اعتیادآور گفت، در واقع با ابتلاء فرد به سوء مصرف مواد یا وابستگی به هر رفتار اعتیادآوری مانند، پرخوری، اینترنت، بازی های رایانه ای، قمار و… نوعی از سبک خاص تفکر در او درونی می‌شود که می توان از زمان کودکی  و نحوه ارتباط فرد با خانواده آن را دنبال کرد.

    اخیراً نتیجه تحقیقات نشان داده، مشکلات بیولوژیکی والدین و اعتیاد والدین، به خصوص والدین مصرف کننده الکل، نقش مهمی در شکل گیری مشکلات کودکان و وابستگی آنها به الکل دارد. موضوع قابل توجه وجود والدین معتاد یا والدینی که مستعد اعتیاد هستند. اگر فرد در خانواده‌ای رشد یابد که یکی از والدین او معتاد باشد احتمال اینکه او به اعتیاد روی آورد نسبت به دیگران افزایش می‌یابد. والدین درگیر با اعتیاد اغلب فرزندانی را بزرگ می‌کنند که شاخص‌های تفکر اعتیادآور در آنها دیده می شود. برخی معتقدند، اعتیاد، طرز تفکر مختص به آن را دارد و شکل گیری شخصیت اعتیادآور از والدین به فرزندان منتقل می شود. به گونه ای که منطق  و تفکر اعتیادآور از کودکی در این خانواده‌ها آموزش داده می‌شود و فرد در دوران مهم زندگی خود یعنی کودکی ثانویه و نوجوانی مستعد ارتباط با افراد معتاد می شود.

    بر این اساس، اهداف اصلی برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد معمولا به دو موضوع مهم مربوط می‌شود: اول تاخیر در شروع مصرف مواد؛ دوم، کاهش دفعات و میزان مصرف مواد میان کسانی که شروع به مصرف کرده‌اند. مصرف زود هنگام انواع مواد، شانس گرایش فرد به اعتیاد را افزایش می‌دهد. چرا که مصرف مواد عملکرد مغز را تغییر می‌دهد و همین امر شکل‌گیری تفکر اعتیادآور را در فرد تقویت می‌کند. بنابراین، پیشگیری از مصرف زود هنگام انواع مواد و نوشیدنی‌های الکلی ممکن است در کاهش خطرات ناشی از مصرف انواع مواد بسیار موثر باشد. در نوجوانان طلاق و جدایی والدین و مشکلات اقتصادی خطر مصرف مواد را افزایش می‌دهد و مهمترین عوامل خطری که می‌تواند موجبات گرایشات آنها به مصرف مواد را فراهم کند، عبارتند از: طلاق والدین و جابجایی و تغییر مدرسه.

    طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در زمینه پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر یافته‌های علمی به دست آمده و مدل‌های جدیدی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های مبتنی بر عوامل خطر و حفاظت کننده اشاره کرد. مهمترین جنبه مثبت این مدل‌ها در ارزش پیش‌بینی آنها است. به این معنا که کودکان و نوجوانانی که در معرض عوامل خطرساز بیشتری مانند، مشکلات مربوط به خانواده، نگرش‌ها و رفتارهای والدین به مواد و اختلافات خانوادگی قرار دارند، احتمال تجربه مصرف مواد و سایر مشکلات مرتبط در آنها افزایش پیدا می‌کند. همچنین تقویت عوامل محافظتی مانند تقویت مهارت‌های زندگی مانند مهارت تاب‌آوری، دلبستگی و پیوند عاطفی قوی با والدین، ارتباط قوی بین والدین و فرزندان و غیره نیز می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به اعتیاد داشته باشد.

    همچنین، تغییر مقطع آموزشی موقعیت‌های اجتماعی، خانوادگی و آموزشی جدیدی روبروی نوجوان می‌گشاید که نقطه شروع آن می‌تواند ورود به مقطع راهنمایی باشد، چرا که اغلب در این دوره فرد در معرض موادی مانند سیگار و الکل قرار می‌گیرد. هنگامی که نوجوان وارد دبیرستان می‌شود، ممکن است با همسالانی آشنا شود که او را در معرض مستقیم مصرف مواد مخدر قرار دهند. وقتی افراد به پایان دوره دبیرستان می‌رسند، مستقل‌تر زندگی می‌کنند با ورود آنها به دانشگاه، به طور کامل از ساختار محافظتی خانواده و حتی مدرسه جدا و وارد دنیای جدیدی می‌شوند که تنها ایستارها و مهارت‌های آموزش دیده در آنها می‌تواند راهگشا باشد.

    باید گفت، میزان مشخصی از ریسک‌پذیری امری طبیعی در پروسه رشد به سوی بزرگسالی است. میل به تجربه چیزهای جدید  و حرکت به سوی مستقل شدن امری سالم و پذیرفته شده است، اما همین امر هم می‌تواند فرد را به سوی مصرف مواد کشانده و برای او جذابیت ایجاد کند. بر اساس مطالعات، قسمت‌هایی از مغز انسان که قسمت قضاوت و تصمیم‌گیری را کنترل می‌کنند، تا زمانی که افراد در اوایل و حتی اواسط دهه ۲۰ زندگی خود نباشند به طور کامل توسعه و تکامل نمی‌یابند و همین امر توانایی یک نوجوان را در ارزیابی دقیق خطرات مصرف مواد را محدود خواهد کرد و باعث می‌شود فرد در برابر فشار همسالان مصرف کننده مواد آسیب‌پذیرتر باشد. در نتیجه گرایش به اعتیاد در این مقطع از آنجا که هنوز قسمت‌هایی از مغز در حال توسعه و تکامل است، توانایی بیشتری برای اختلال و حتی تخریب عملکرد مغزی به ویژه در مناطقی که وظیفه ایجاد انگیزه، حافظه، یادگیری و قضاوت دارد را ایجاد می‌کند.

    افسردگی، عدم موفقیت در مدرسه، بیکاری، روابط ناخوشایند با همسالان و اعضای خانواده و اعتما به نفس پایین در دوره بلوغ و حتی بزرگسالی به ویژه در گروه‌های پرخطر مانند مهاجران، افراد بی خانمان و نوجوانان تحت درمان دارویی و یا مبتلا به اختلالات روانی از عوامل مهمی است که آنها را به سوی مصرف مواد  و الکل سوق می‌دهد.

    بر این اساس، خانواده به عنوان نهادی که زمینه و بستر آموزش  و رشد روانی و اجتماعی فرزندان را فراهم می‌سازد نقش مهمی در وضعیت روانی فرزندان دارد و از اعضایی تشکیل شده که به یکدیگر وابسته‌اند و رفتارشان به صورت کاملاً مجزا از کل سیستم خانواده قابل بررسی نیست. همچنین والدین به عنوان قوی‌ترین عوامل موثر بر الگوهای تعاملی خانواده به شمار می‌آیند. آنها با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش تعاملات صحیح و شیوه‌های برخورد مناسب می‌توانند بهترین و موثرترین شیوه اجتماعی شدن و مبنای یک تربیت صحیح را فراهم آورند. از طرفی، ریشه بسیاری از نابهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتامعی را می‌توان در روابط اعضای خانواده و روش‌های تربیتی والدین جستجو کرد. اکثر مشکلات رفتاری فرزندان در خانواده منعکس‌کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به ویژه والدین است. به عبارتی، وجود مشکلات رفتاری فرزندان به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و به روش‌های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنان با فرزندان ارتباط دارد.آمارها نشان از آن دارد که بخش مهمی از افرادی که گرایشات مصرف مواد و رفتارهای پرخطر در آنها بیشتر است از ناکارآمدی خانواده و روابط خانوادگی رنج می‌برند. بررسی دلایل شروع مصرف مواد و همچنین الگوهای درمانی موجود حکایت از نقش بالای خانواده  و ارتباط والدین در فرزندان دارد. تا جایی که امروزه تحت از خانواده درمانی در درمان بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد استفاده می‌شود.

    امروزه مدل خانواده درمانی در افراد مبتلاء به اعتیاد کمک می‌کند تا چرخه اعتیاد به ویژه در افرادی که با یک خانواده معتاد روبرو هستند، به نوعی قابل درمان باشد. چرا که بر اساس تحقیقات، چرخه نسبی اعتیاد از والدین به فرزندان و سپس از فرزندان به دوستان و اطرافیان، همان جامعه نزدیک فرد، شکل می گیرد. در این چرخه اعضای خانواده «زبان اعتیاد» را یاد گرفته و هنگامی که آنها روابط خود را به خارج از خانواده گسترش می دهند، با افرادی که با زبان آنها آشنا هستند و به گونه ای آنها را درک می‌کنند، ارتباط برقرار می‌کند. نکته مهم در این است که جستجوی افرادی که دارای این زبان مشترک هستند انتخابی آگاهانه نیست، بلکه یک رابطه عمیق عاطفی است. به عنوان مثال وقتی از شخص پرسیده می شود، چرا با فرد معتاد ارتباط برقرار می کنی؟ پاسخ این است: او با همان زبان من صحبت می کند. زبان او، همان جهان ذهنی فرد است که تفکر اعتیادآور از دوران کودکی به واسطه والدین در او شکل گرفته است.

    خانواده درمانی موثر می‌تواند به عنوان یک رویکرد انگیزشی در درمان افراد وابسته با مواد به کار رود، به گونه‌ای که باعث ایجاد انگیزه و آمادگی لازم برای تغییر در رفتار فرد مصرف‌کننده مواد شود. در سه دهه گذشته مداخلات مبتنی بر خانواده در درمان سوء مصرف مواد گسترش چشمگیری داشته است. هدف اصلی خانواده درمانی این است که حل مشکلات موجود را تسهیل نموده و رشد سالم خانواده را با تمرکز بر ارتباط بین فردی و اعضای مهم خانواده و شبکه اجتماعی بهبود بخشد.

    با توجه به اینکه جوانان در این دوره از زندگی علاقه زیادی به تجربه‌ی هیجانات جدید و احتمالاً خطرناک دارند؛ این احتمال وجود داردکه زندگی آنها تحت تاثیر عوامل آسیب‌زای اجتماهی و محیطی قرار گیرد. از این رو آموزش مهارت‌های زندگی شامل، مهارت‌های مدیریت خود و مهارت‌های اجتماعی می‌تواند بسیار موثر باشد. مهارت‌های خود مدیریت انفرادی شامل، قدرت تصمیم‌گیری و حل مسئله، آگاهی از تاثیرهای اجتماعی و مقاومت در برابر آنها، مقابله با اضطراب، افسردگی، خشم و ناکامی، مشخص نمودن هدف، خود رهبری و تقویت خویشتن می‌باشد. به نظر می‌رسد آموزش مهارت‌های زندگی تاثیر مثبت در پیشگیری از گرایش به مصرف انواع مواد به ویژه میان جوانان و نوجوانان داشته باشد. به نحوی که با افزایش دانش درباره مضرات مواد و کسب مهارت‌های مناسب، مقابله با مواد به امری ضروری در زندگی تبدیل می‌شود. آموزش مهارت‌های زندگی برای مقابله در برابر مشکلات زندگی، به ویژه کاهش مصرف مواد که از برنامه‌های پیشگیری اولیه از اعتیاد است، لازم و ضروری است. کسانی که رضایت را به دست نمی‌آورند و کیفیت زندگی خود را نامطلوب می‌دانند، مطمئناً از روابط اجتماعی و دوستانه خود با دیگران در بیشتر محیط‌های کاری ناراضی و زمینه را برای مصرف مواد مساعد می‌کنند.

    آموزش مهارت‌های زندگی، توانایی لازم برای کسب مهارت بالا را از طریق فنونی مانند، خودآگاهی، مثبت‌اندیشی، ابراز وجود، رشد و افزایش اعتماد به نفس و عزت به نفس، مهار و پایش خشم، حل مسئله و تصمیم‌گیری، مدیریت تنش، ایجاد محیطی مثبت و انعطاف‌پذیری در اختیار افراد قرار داده است. توانایی در کسب مهارت‌های زندگی در برابر مشکلات و رضایت مندی از زندگی به فرد کمک می‌کند تا از عهده مشکلات به خوبی برآید. به این معنا که، در بستری سالم  و مثبت، بسیاری از مشکلات کوچک به خودی خود برطرف می‌شود و به تعارض‌ها نیز به عنوان یک مسئله نگاه می‌شود که افراد می‌توانند این مشکلات  و ناراحتی‌ها را با کم کردن توقعات خود برطرف نمایند. تاثیر مستقیم مولفه‌های مهارت زندگی در پایش شرایط ناخوشایند زندگی و بحران‌زا باعث ارائه راهکارهای موثر در هنگام وقوع مشکل و در نتیجه بهبود عملکرد خانواده می‌شود.

  • اشتراک ‌گذاری حقایق و سواد سلامت در حوزه مواد مخدر

    دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۱ جهانیان را با شعار «برای نجات زندگی، حقایق درباره مواد مخدر را به اشتراک بگذاریم.» به مبارزه با مواد مخدر دعوت کرده است. به این معنا که حقایق و واقعیت واقعی در مورد مواد مخدر را ار منابع مورد اعتماد کسب کرده و سپس جامعه جهانی آنها را به اشتراک گذارد. در همین راستا ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران نیز روز شنبه 5 تیر ماه مصادف با 26 ژوئن و روزجهانی مبارزه با اعتیاد را به عنوان دومین روز هفته مبارزه با مواد مخدر با نام «یاریگران زندگی- همکاری‌های فرابخشی وبین‌المللی- پیشگیری از اعتیاد» انتخاب شده است. موسسه کادراس نیز دومین مقاله ویژه خود برای هفته مبارزه با مواد مخدر را تحت عنوان « اشتراک ‌گذاری حقایق و سواد سلامت در حوزه مواد مخدر» به انتشار می‌رساند.

    امروز 26 ژوئن و روز جهانی مبارزه با مواد مخدر است، روزی که از سوی سازمان ملل متحد تمامی کشورها دعوت به همکاری بین‌المللی برای جهانی عاری از مواد مخدر شده‌اند. هر ساله دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل با توجه به شرایط و نیازهای جهانی با شعار و نامگذاری ویژه‌ای به استقبال این روز می‌رود؛ امسال نیز این دفتر روز جهانی مبارزه با مواد مخدر را به موضوع «برای نجات زندگی، «حقایق درباره مواد مخدر را به اشتراک بگذاریم.» اختصاص داده است. امری که نشان از اهمیت اشتراک حقایق در مورد مواد مخدر و پیامدهای فردی و اجتماعی مصرف آن دارد.

    انتحاب این عنوان از سوی دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل نشان از نیاز واقعی بشر امروز از شناخت واقعیت و ماهیت واقعی مواد و تاثیری که می‌تواند بر زندگی فرد داشته باشد، دارد. چرا که در نتیجه تبلیغات سوء انجام شده مصرف برخی از مواد قبح چندانی ندارد و حتی ادعای عدم اعتیادآور دارد، در حالی که با بررسی‌های جدی می‌توان حقایق بیشماری از پیامدهای منفی مصرف مواد مانند ماری‌جوانا به جامعه جهانی و به ویژه نسل جوان ارائه داد. بر این اساس دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل به همگان دو توصیه مهم دارد: واقعیت‌ها درباره مواد مخدر را بدانید و اطلاعات را تنها از منابع تایید شده مانند دفتر مقابله با جرم و مواد به اشتراک گذارید. اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه در برنامه‌های جهانی مبارزه با مواد درک حقایق در حوزه مواد را با مفهوم سواد سلامت گره زده‌اند؛ بدین معنا که هر فردی با ارتقای سواد سلامت خود می‌تواند از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد از خود محافظت کند.

    مفهوم سواد سلامت برای اولین بار در سال 1974 در رابطه با آموزش بهداشت و اهمیت تدوین حداقل استانداردهای سواد سلامت در محیط مدرسه ظاهر شد. سواد سلامت مجموعه اطلاعاتی در مورد سلامتی مربوط به منابع و خدمات موجود، پردازش، درک  و استفاده از آنها است و ظرفیت فرد برای کسب، تفسیر و درک اطلاعات خدمات سلامتی برای تصمیم‌گیری مناسب در مورد سلامتی ضروری می‌باشد. برخورداری از سواد سلامت با به کارگیری مهارت‌های خواندن، شنیدن، تجزیه و تحلیل و تصمیم‌گیری در موقعیت‌های سلامتی مرتبط بوده و لزوماً به سال‌های تحصیل یا توانایی خواندن عمومی باز نمی‌گردد.

    سازمان بهداشت جهانی در گزارشی، سواد سلامت را به عنوان یکی از بزرگترین تعیین‌کننده‌های امر سلامت معرفی نمود. همچنین به کشورهای جهان توصیه کرد که انجمنی متشکل از تمامی افراد متاثر از این امر را جهت پایش و هماهنگی فعالیت‌های استراتژیک، در خصوص ارتقای سطح سواد سلامت در جوامع مختلف ایجاد شود.

    نتایج مطالعات نشان از آن دارد که افراد دارای سواد سلامت پایین با وضعیت‌های سلامتی ضعیف‌تر، نابرابری‌های گسترده‌تر و هزینه‌های بالاتر سیستم‌های سلامتی همراه می‌باشند و در نتیجه سواد سلامت پایین با نتایج بهداشتی ضعیف‌تر و استفاده ضعیف از خدمات بهداشتی ارتباط دارد و مجموعه‌ای از عوامل مانند جنسیت، سطح تحصیلات، محل زندگی و وضعیت اقتصادی از مهمترین عواملی است که می‌توان در مقوله سواد سلامت در نظر گرفت. شواهد نشان از آن دارد که سواد سلامت پایین ممکن است با رفتارهای خطرپذیر سلامتی مانند سیگار کشیدن و مصرف مشروبات الکلی یا مصرف مواد همراه باشد.

    بهبود سواد سلامت عاملی تاثیرگذار در افزایش کیفیت رفتارهای بهداشتی مانند اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه از اعتیاد است، چرا که سواد سلامت پایین با پیامدهایی چون انجام کمتر رفتارهای پیشگیری کننده، انجام کمتر فعالیت بدنی و مصرف دخانیات در ارتباط است. بنابراین می‌توان گفت گرایش به اعتیاد با کیفیت زندگی و سطح سواد سلامت در ارتباط است. به این معنا که آمادگی به اعتیاد با میزان سواد سلامت و مولفه‌های آن مانند دسترسی، مهارت، خواندن، فهم، ارزیابی، تصمیم‌گیری و کاربرد اطلاعات رابطه مستقیمی دارد. به عنوان مثال آگاهی از حقایق واقعی مضرات مصرف سیگار  و مواد مخدر و خطراتی که مصرف آن می‌تواند برای زندگی فرد داشته باشد دارای ارتباط معناداری با سواد سلامت است، همچنین نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان از آن دارد زنان با سواد سلامت بالاتر، گرایش کمتری به اعتیاد دارند و آسیب‌پذیری آنها از تنش‌هاس محیطی کمتر است. به عبارتی می‌توان گفت سواد سلامت به افراد کمک می‌کند تا اطلاعات در این حوزه را راحت‌تر به دست آورده و پردازش و درک کنند و در نتیجه تصمیم‌گیری آگاهانه‌تری نیز داشته باشند.