Cudras

Tag: کابل

  • اقتصاد غیررسمی و مخاطرات تجارت سیاه در افغانستان

    افغانستان به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود در قلب آسیا و شرایط سیاسی و امنیتی ناپایدار، به یکی از کانون‌های اصلی تجارت سیاه و اقتصاد غیررسمی تبدیل شده است. این پدیده‌ها نه تنها اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار داده‌اند، بلکه به تقویت و گسترش فعالیت‌های غیرقانونی و خطر تروریسم کمک کرده‌اند. تجارت سیاه خارج از چارچوب قوانین و مقررات رسمی انجام می‌پذیرند و اغلب شامل قاچاق مواد مخدر، اسلحه، انسان و کالاهای ممنوعه است. این نوع تجارت معمولاً توسط شبکه‌های سازمان‌یافته و با استفاده از فساد اداری و نهادهای ضعیف دولتی صورت می گیرد و تأثیرات عمیقی بر امنیت جهانی نیز دارد. . نوشتار حاضر به بررسی ابعاد مختلف تجارت سیاه در افغانستان، از جمله تجارت مواد مخدر و اسلحه، و تأثیرات آن بر جامعه و امنیت بین‌المللی خواهد پرداخت.

     

    چالش های اقتصاد غیر رسمی در افغانستان

    اقتصاد غیررسمی: به بخشی از اقتصاد گفته می‌شود که خارج از قوانین رسمی فعالیت می‌کند و شامل کارهای غیررسمی، بازارهای غیرقانونی، و فعالیت‌هایی است که در آمارهای رسمی اقتصادی ثبت نمی‌شوند. این نوع اقتصاد در کشورهای در حال توسعه و به‌ویژه در مناطقی با حکومت ضعیف، شیوع بیشتری دارد. اقتصاد غیرقانونی و غیررسمی کشور افغانستان بخش بزرگی از اقتصاد این کشور را در بر گرفته است. با اینکه در دهه های گذشته دولت های مختلف بر سر کار آمده اند اما هیچکدام توانایی خروج از اقتعصاد غیررسمی و سامان بخشی اقتصاد رسمی را نداشته اند. در حال حاضر طالبان برای کسب مشروعیت و جلب توجه جامعه بین المللی کشت تریاک را ممنوع کرده است اما نمی تواند به سادگی اقتصاد خشخاش خود را برای همیشه حذف کند.  در درجه اول، چنین ممنوعیتی درآمد فرماندهان لایه میانی طالبان را از بین می برد. یافتن شغل برای بسیاری از کشاورزان و فعالان این بخش که امروز بیکار شده اند به یک بحران بزرگ تبدیل شده است. فشار اقتصادی ناشی از این اقدام  اراده این گروه ها را  سست خواهد کرد و  به مرور زمان، برای تامین خود به راهزني يا ملحق شدن به شبه نظاميان روی آورند. بنابراین، چالش های اقتصاد غیر رسمی همچنان گریبان افغانستان را گرفته است. از جمله مشکلات اقتصاد غیر رسمی و موازی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

     

    ۱. تولید و قاچاق مواد مخدر

    افغانستان به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر جهان، به ویژه تریاک و هروئین، شناخته می‌شود. عوامل مختلفی از جمله فقر، ضعف دولت، و فساد اداری به گسترش این صنعت کمک کرده است. تولید تریاک در مناطق دورافتاده و غیرقابل دسترسی، و قاچاق آن از طریق شبکه‌های پیچیده بین‌المللی، باعث شده است که افغانستان در مسیر تجارت جهانی مواد مخدر قرار گیرد. تجارت مواد مخدر نه تنها باعث مشکلات بهداشتی و اجتماعی در افغانستان می‌شود، بلکه اقتصاد این کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزایش اعتیاد در جامعه، کاهش تولیدات کشاورزی قانونی و رشد فساد از جمله پیامدهای منفی این تجارت است. همچنین، نهادهای مختلف بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد و نهادهای دولتی کشورهای مختلف به دنبال یافتن راهکارهایی برای کاهش تولید و قاچاق مواد مخدر هستند.

    ۲. تجارت اسلحه

    تجارت غیرقانونی اسلحه در افغانستان یکی دیگر از ابعاد تجارت سیاه است. درگیری‌های داخلی، ضعف نهادهای دولتی، و نبود نظارت مناسب، باعث شده است که بازار سیاه اسلحه در این کشور رونق یابد. اسلحه‌ها عمدتاً از کشورهای همسایه و بازارهای جهانی قاچاق می‌شود و به گروه‌های مسلح غیرقانونی و نیروهای شورشی منتقل می‌شود. افزایش دسترسی به اسلحه در افغانستان باعث تشدید درگیری‌ها و افزایش خشونت‌ها در این کشور شده است. گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیان از این اسلحه‌ها برای فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند، که باعث بروز ناآرامی‌های بیشتر در سطح منطقه و جهان می‌شود. علاوه بر این، تجارت اسلحه موجب بی‌ثباتی در کشورهای همسایه نیز شده است.

     

    عوامل مؤثر بر گسترش تجارت سیاه و اقتصاد غیررسمی در افغانستان

     

    • نامنی و بی‌ثباتی سیاسی: دهه‌ها جنگ و نزاع داخلی باعث تضعیف نهادهای دولتی و افزایش ناامنی در سراسر کشور شده است. این وضعیت به شکل‌گیری و تقویت شبکه‌های غیرقانونی کمک کرده است که از خلأ قدرت و ناامنی بهره‌برداری می‌کنند.

     

    • فساد اداری: فساد گسترده در نهادهای دولتی، از جمله نیروهای امنیتی و قضایی، یکی از مهم‌ترین عوامل گسترش تجارت سیاه و اقتصاد غیررسمی در افغانستان است. این فساد امکان فعالیت‌های غیرقانونی را فراهم می‌کند و مانع از پیگیری و مجازات افراد و گروه‌های دخیل در این فعالیت‌ها می‌شود

     

    • فقر و بیکاری: سطح بالای فقر و بیکاری در افغانستان، بسیاری از مردم را به سمت فعالیت‌های غیررسمی و غیرقانونی سوق داده است. در بسیاری از مناطق، قاچاق مواد مخدر یا فعالیت در بازارهای غیررسمی به عنوان منبع اصلی درآمد خانوارها تلقی می‌شود

     

    • زیرساخت‌های ضعیف و کنترل ناکافی مرزها: افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی و مرزهای طولانی و غیرقابل کنترل، به یکی از مسیرهای اصلی قاچاق کالا و مواد مخدر تبدیل شده است. ضعف در زیرساخت‌های مرزی و نظارت ناکافی بر مرزها به گسترش این پدیده کمک کرده است.

     

    پیامدهای اقتصادی و اجتماعی

     

    • تضعیف بیشتر اقتصاد رسمی: اقتصاد غیررسمی و تجارت سیاه به شدت به تضعیف اقتصاد رسمی و کاهش درآمدهای دولتی منجر می‌شود. این وضعیت باعث کاهش توانایی دولت در ارائه خدمات عمومی و توسعه زیرساخت‌ها می‌شود.
    • تقویت گروه‌های مسلح: درآمدهای حاصل از تجارت سیاه و اقتصاد غیررسمی به گروه‌های مسلح و شبه‌نظامیان امکان می‌دهد که فعالیت‌های خود را گسترش دهند و به تهدیدی برای امنیت ملی تبدیل شوند.
    • افزایش فقر و نابرابری: گسترش اقتصاد غیررسمی و تجارت سیاه به افزایش فقر و نابرابری‌های اجتماعی دامن می‌زند، زیرا این فعالیت‌ها اغلب به سود گروه‌های کوچک و قدرتمند ختم می‌شود و توده‌های مردم از مزایای اقتصادی آن بهره‌مند نمی‌شوند.تلاش‌های بین‌المللی برای مقابله با تجارت سیاه

     

    سیاست‌ها و برنامه‌ها

    طالبان آگاه است که بدون مشروعیت و به رسمیت شناختن مناسب خارجی، نمی‌تواند به طور مؤثر برای جلب حمایت افغان‌ها یا ایجاد یا پیوستن به ترتیبات همکاری با سایر دولت‌ها برای رسیدگی به طیف وسیعی از مسائل دفاعی و اقتصادی مانور دهد. این فقدان مشروعیت در افغانستان با فشارهای بین المللی و منطقه ای برای جلوگیری از یک بحران انسانی در حال پیشروی که منطقه را بی ثبات می کند، همراه است. قدرت های منطقه ای، چین، روسیه و پاکستان سازمان ملل را تحت فشار قرار داده اند تا کارمندان خود را به افغانستان بازگرداند تا بحران را کاهش دهد. کشورهای منطقه بیشتر نگران تأثیرات احتمالی یک بحران انسانی هستند که امنیت منطقه را بدتر می کند و منافع استراتژیک فردی آنها را به خطر می اندازد. از آن جایی که طالبان به تحکیم قدرت در افغانستان ادامه می‌دهد، دولت‌ها و نهادها برای دسترسی افغان‌ها به کمک‌های بشردوستانه مجبور به تعامل با طالبان هستند.اما باید توجه داشت که تعامل صرفاً منعکس کننده درک قدرت است، نه مشروعیت. بر این اساس، تعامل با طالبان اگر به اهداف خاص منطقه محدود شود، فقط یک اهرم موقتی است. به ابن ترتیب، کشورهای مختلف و سازمان‌های بین‌المللی برای مقابله با تجارت سیاه در افغانستان، برنامه‌های متعددی را اجرا خواهندکرد. این برنامه‌ها شامل مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر، تقویت نهادهای دولتی، و ارائه کمک‌های اقتصادی  فنی به افغانستان است. سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و دیگر نهادهای بین‌المللی در این زمینه نقش مهمی ایفا می‌کنند.

     

    نتیجه‌گیری

    اقتصاد افغانستان قبل از به قدرت رسیدن طالبان ،گرفتار ناامنی، فساد، تمرکز بیش از حد دولت و سوءمدیریت، کاهش درآمدها و خشکسالی شده بود. با بازگشت طالبان به قدرت و مسدود شدن ذخایر ارز خارجی وکمک ها توسط جامعه بین المللی یک اقتصاد موازی بر چالش های اقتصادی این کشورافزوده شده است. این وضعیت به بزرگ تر شدن اقتصاد غیر رسمی و گسترش تجارت سیاه در افغانستان منجر شده است. به ویژه، در زمینه‌های مواد مخدر و اسلحه. بنابراین، اقتصاد موازی و تجارت غیرقانونی یکی از چالش‌های اصلی این کشور و جامعه جهانی به شمار می‌رود. از سوی دیگر، افزایش فعالیت های مجرمانه با شرایط نابسامان اقتصادی با سقوط بیشتر خدمات عمومی و گسترش فقر همراه شده است. برای مقابله مؤثر با این بحران ها، نیاز به تلاش‌های هماهنگ و جامع در سطح ملی و بین‌المللی است. تقویت نهادهای دولتی، بهبود سیستم قضایی و امنیتی ،کاهش فقر و فساد، و همکاری بین‌المللی می‌تواند به کاهش این معضلات کمک کند و به امنیت و ثبات منطقه و جهان کمک نماید. در حالت کلی، طالبان در افغانستان  تا زمانی که نتواند آشتی ملی را جایگزین ترس کند، جنگ پایان نیافته و صلح هنوز تثبیت نشده است. بنابراین، طالبان برای حمایت جامعه بین المللی  نیاز به مشروعیت داخلی دارد. یکی از موارد کسب مشروعیت وفاداری به تعهدات مبارزه با مواد مخدر، تروریسم و احترام به حقوق بشر است.

     

     

    ویدا یاقوتی، کارشناس مسائل افغانستان

  • شفیعی: طالبان ملی گرا شده است

    • آیا طالبان دوم نسبت به طالبان اول تغییر کرده است؟

    طالبان نسل اول، دولتی آرمان گرا، جهان گرا و جهاد گرا بود. آنها استقرار حکومت در افغانستان را بخشی از خلافت اسلامی در افغانستان می دانستند. خلافتی که بخش های وسیعی از جهان، از خاورمیانه و شمال آفریقا تا آسیای مرکزی و جنوب و جنوب شرق آسیا و حتی برخی از کشورهای آفریقایی را در برمی گرفت. به عبارت دیگر، طالبان اول خود را بخشی از شبکه ی جهانی القاعده تفسیر می‌کرد.

    اما طالبان دوم، یک طالبان ملی گرا است، بدین معنی که افغانیت برایش اهمییت دارد.  همچنین اسلام گرا نیز هست، البته اسلام گرایی را خلاصه در سنت پشتون والی کرده که منجر به محدود شدن دامنه ی قلمرو حکومت آنها می شود. طالبان دوم در عین حال جهادگراست نیز هست، البته جهاد را محدود در مرزهای افغانستان دانسته و از نظر ایشان جهاد یعنی ساقط کردن حکومت دست نشانده و جایگزین کردن آن با یک نظام اسلامی و توحیدی که قلمرو و دامنه ی فعالیت آن در افغانستان می باشد. به عبارتی دیگر، آیین نامه حکمرانی طالبان دوم عبارت است از اسلام و سنت پشتون والی، که بخشی از این سنت متاثر از شریعت و بخشی از آن متاثر از سنت دیرینه قوم پشتون می باشد.

     

    • آیا نوع نگاه طالبان دوم به مسئله فرهنگ و حکمرانی، نسبت به طالبان اول تغییر داشته است؟

    برای فهم این مسئله که آیا در اندیشه و ایدئولوژی طالبان تغییر ایجاد شده است یا خیر، می بایست به رفتارهای این گروه در سال های اخیر توجه داشت. یک پارامتر مهم در تغییر یا عدم تغییر طالبان جدید در امر حکمرانی، عنصر زمان  است. زمان خیلی از مسائل را تغییر می دهد و جدا از طالبان، بسیاری از حکومت ها نیز در گذر زمان و متناسب با شرایط جدید، نوع رفتارشان متفاوت می شود. نمی توان انتظار داشت که یک تفکر ایدئولوژیک و دگم، در فاصله دوسال یا پنج سال به یک باره تغییر کند. فرآید تغییر در حوزه فرهنگ به کندی اتفاق می افتد. من در زمان حکمرانی طالبان اول، در افغانستان بودم، آن زمان نه می توانستیم دوربین داشته باشیم و نه عکس بگیریم. چرا که آنها معتقد بودند که گرفتن عکس دخالت در کار خداست. این شرایط اکنون تغییر کرده است. البته من قبول دارم که بخشی از این تغییر رویکرد، تاکتیکی است. ولی به هر حال بسیاری از مسائل روزی برای طالبان اصل بود و امروز دیگر نیست. در واقع اینطور می بایست گفت که از دو عنصر افغانیت و اسلامیت، که پایه های حکمرانی طالبان را تشکیل می دهد، عنصر افغانیت غلبه پیدا کرده است.

     

    3-تفاوت نوع نگاه طالبان اول و دوم به مسئله سیاست خارجی چیست؟

    سیاست خارجی طالبان اول یک سیاست خارجی تهاجمی بود، به این معنی که به بیرون از مرزها توجه داشته و به نیروهای خارجی همچون القاعده که دامنه فعالیتشان خارج از مرزهای این کشور بود، اجازه اقامت می داد و به صراحت از تضاد و تعارض با کشورهای مختلف اعم از ایران، روسیه و آمریکا صحبت می کرد. آنها در عین حال به دنبال صدور ارزش هایشان به خارج از مرزها و تعامل با شبکه های اسلامی بین المللی بودند.

    اما طالبان امروزی سیاست خارجی اش عمدتا تدافعی، و تا حدودی انطباقی است . یعنی تحت تاثیر فشارهای داخلی، برخی از اصلاحات را پذیرفته که از جمله آن می توان به مبارزه با مواد مخدر و محدود کردن دامنه ی فعالیت های گروه های خارجی اشاره نمود. ولی در عین حال، آنها کماکان روی بعضی از ارزش هایشان همچون اجرای شریعت در افغانستان تاکید دارند. طالبان دوم در نوع نگاه به زنان، حقوق بشر، جامعه مدنی و احزاب سیاسی تفاوت چندانی با طالبان اول ندارد.

     

    4-  چه تفاوتی در نوع نگاه طالبان اول با طالبان دوم نسبت به مسئله مبارزه با مواد مخدر وجود دارد ؟

    به نظر می رسد که نگاه طالبان به مسئله مواد مخدر، یک نگاه اقتضائی است. به این معنی که در طالبان اول، کشت مواد مخدر جایز بود، به این دلیل که اقتصاد جنگی طالبان را تغذیه می کرد. اما در شرایط جدید، طالبان با مواد مخدر مبارزه می کند. علت آن این است که دیگر نیازی به تامین اقتصاد جنگی خود توسط مواد مخدر ندارد. البته آنها برای هر دو نگاه، توجیه شرعی نیز می آورند. به عبارت دیگر کشت و استفاده از مواد مخدر از نظر طالبان حرام است، مگر جایی که به تحقق یک ایده برتر همچون افزایش توان رزم طالبان جهت استقرار یک حکومت اسلامی کمک کند .

     

  • برگزاری نشست علمی «بررسی اقتصاد سیاسی افغانستان و تغییرات مخدری در دوران طالبان»

    برگزاری نشست علمی

    موسسه هم‌اندیشی جهانی راه برتر (کادراس) با همکاری پژوهشکده ی مطالعات پیشرفته خاورمیانه برگزار می نماید :

    جلسه دوم :
    «بررسی اقتصاد سیاسی افغانستان و تغییرات مخدری در دوران طالبان»

     

    سخنرانان؛

    دکتر سید عسکر موسوی
    استاد مهمان در دانشگاه علامه طباطبایی

    دکتر امین پرتو
    پژوهشگر مهمان پژوهشکده مطالعات پیشرفته خاورمیانه

    دکتر ویدا یاقوتی
    دبیر گروه افپاک پژوهشکده مطالعات پیشرفته خاورمیانه

    سعادت شریفی پور
    کارشناس مسائل شبه قاره
    زمان: چهارشنبه ٢۴ مرداد ماه ۱۴۰۳ – ساعت ۱۷ الی ٢٠

    مکان: تهران، بلوار کشاورز، خیابان نادری، نرسیده به ایتالیا، پلاک شش، پژوهشکده مطالعات پیشرفته خاورمیانه

    ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

     

  • بازتاب نشست «مقایسه طالبان اول و دوم در برخورد با پدیده‌های داخلی و بین‌المللی» در روزنامه اعتماد

    روزنامه اعتماد– پس از توافق دوحه و فتح کابل توسط گروه طالبان در آگوست 2021، بسیاری از رسانه‌های منطقه‌ای مانند الجزیره سعی کردند تا تصویر متفاوتی میان طالبان ملاعمر در مقایسه با دوران رهبری هبت‌الله آخوندزاده به نمایش بگذارند. در این روایت طالبان دوم در موضوعاتی همچون «حقوق زنان»، «فعالیت رسانه‌ها و مطبوعات»، «برخورد با اقلیت‌های دینی- قومی»، «اجرای شرع و سنت پشتون والی»، «مبارزه با تروریسم» و درنهایت «ریشه‌کن کردن کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر» دارای رویکرد «عمل‌گرایانه‌تری» در مقایسه با طالبان اول است. به بیان دیگر طالبان جدید قواعد حکمرانی مدرن را در دوران استقرار در دوحه قطر به تدریج آموخته و در تلاش است تا شیوه جدیدی در حکمرانی داخلی و بین‌المللی در پیش بگیرد. در نگاه به مساله تغییر یا عدم تغییر طالبان، در میان کارشناسان اختلاف‌نظر وجود داشته و برخی قائل به آن هستند که طالبان تغییر نکرده است و برخی معتقدند که به واسطه شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای و همچنین تغییر شرایط در خود افغانستان، طالبان متناسب با شرایط امروز، در برخی از رفتارهای گذشته خود تجدید نظر كرده است. موسسه هم‌اندیشی جهانی راه برتر (کادراس) با برگزاری نشستی تخصصی با عنوان «مقایسه طالبان اول و دوم در برخورد با پدیده‌های داخلی و بین‌المللی» در محل خانه اندیشه‌ورزان، به بررسی این مساله پرداخت. سخنرانان و صاحب‌نظران این نشست «محسن روحی‌صفت» دیپلمات پیشین ایران در افغانستان، «نوذر شفیعی» دانشیار گروه مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران، «سمیه مروتی» پژوهشگر حوزه افغانستان و پاکستان، «محمدتقی جهانبخش» پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه بودند و نقطه نظرات خود را در این موضوع بیان نمودند.

    محسن روحی‌صفت، با اشاره به اینکه طالبان به دنبال سیطره قوم پشتون بر سایر اقوام حاضر در افغانستان است، عنوان داشت که اقوام دیگر همچون تاجیک‌ها و هزاره‌ها وضعیت خوبی در افغانستان تحت سیطره طالبان نداشته و این اقوام تنها در صورتی می‌توانند در افغانستان زندگی کنند که مطیع طالبان باشند. وی بیان داشت که طالبان ریشه در مکتب دیوبندیه داشته و می‌خواهد این تفکر روستایی جنوبی را بر همه جای افغانستان حاکم نماید.

    این دیپلمات پیشین ایران در افغانستان با اشاره به اینکه تفاوت چندانی میان طالبان اول و دوم قائل نیست، بیان داشت که طالبان نسبت به گذشته تغییر نکرده است. وی همچنین با اشاره به سیاست خارجی افغانستان، عنوان داشت که معتقد است طالبان سیاست خارجی نداشته، بلکه دارای روابط خارجی است.  نوذر شفیعی در این نشست با اشاره به اینکه تفکرات و اندیشه‌ها در برخورد با شرایط فیزیکی و میدانی شکل می‌گیرد، عنوان داشت که اگر از ریشه‌های تفکری طالبان عبور کنیم و فرض کنیم که طالبان در پاییز 1373 ظهور پیدا کرده است، باید بدانیم که در آن زمان نزاع و درگیری در افغانستان بیداد می‌کرد و امنیت اقتصادی و آموزشی در افغانستان وجود نداشت. وی اشاره داشت که از دیدگاه رهبران طالبان در آن دوره، تغییرات فقط از طریق ابزارهای مسلحانه ممکن بود و آنها به دنبال ساقط کردن حکومت و حذف احزاب بودند. لذا اگر امروز نیز، طالبان حکومت فراگیر را نمی‌پذیرد، به این علت است که با اصل وجود احزاب مشکل دارد و نمی‌پذیرد که بخواهد قدرت را با سایر گروه‌ها تقسیم نماید.

    این نماینده سابق مجلس با اشاره به اینکه معتقد است طالبان رویکردی عملگرایانه دارد، عنوان داشت که از نظر طالبان، زمانی که مواد مخدر اقتصاد جنگی طالبان را تغذیه می‌کند مشروع است و در زمانی که نظم مطلوب استقرار یافته است، دیگر تولید مواد مخدر حرام می‌شود، لذا می‌بایست در نوع نگاه طالبان به مواد مخدر در زمانی که تسلیحات دارد و می‌تواند اقتصاد جنگی خود را تامین کند، با طالبانی که نیاز به پول حاصل از فروش مواد مخدر، برای تامین اقتصاد جنگی‌اش دارد، تفاوت قائل شد.
    وی در انتها اشاره کرد که طالبان مطابق شرایط و بحران‌های موجود، ایده‌های خود را تنظیم می‌کند. لذا امروزه در نوع نگاه به پدیده‌های جاری، همچون نوع روابط با همسایگان و غرب، تحصیل بانوان، مواد مخدر و… در میان رهبران طالبان اختلاف‌نظر وجود داشته و این شکاف‌ها در نوع نگاه رهبران طالبان در حال بروز است.

    سمیه مروتی در این نشست با اشاره به پرداختن به موضوع تغییر یا عدم تغییر طالبان از آگوست 2021 در میان پژوهشگران، بیان داشت که علاوه بر اینکه طالبان امروز طالبان گذشته نیست، افغانستان امروز نیز افغانستان گذشته نیست. افغانستانی که در دهه 90، طالبان موفق شد که قدرت را در آن به دست بگیرد، چینش بازیگران داخلی و خارجی و همچنین شرایط میدانی‌اش بسیار متفاوت از امروز بوده است. وی بیان داشت که واقعیت‌های نظام بین‌الملل و منطقه، طالبان را مجبور به تغییر در بسیاری از سیاست‌ها نموده است و ویترین امروز طالبان، برای کشورهای منطقه و همسایگان بسیار جذاب‌تر از گذشته است. وی همچنین با اشاره به مساله مواد مخدر عنوان داشت که مواد مخدر برای طالبان تنها یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه از این موضوع برای پیشبرد اهداف و گسترش سیاست‌هایش بهره می‌برد و از این مساله به عنوان اهرم فشاری برای تهدید جامعه جهانی استفاده می‌کند .

    این پژوهشگر حوزه افغانستان در انتها با اشاره به شکاف میان‌نسلی، تفاوت میان طالبان تحصیلکرده و طالبان روستایی، تفاوت طالبان دانشگاه‌دیده و طالبان خشونت‌ورز، اشاره کرد که نوع نگاه طالبان نسل سوم یا فرزندان رهبران طالبان تغییر کرده و در آینده شاهد این خواهیم بود که هسته  تغییرپذیر طالبان، قدرت بیشتری خواهند گرفت.

    محمدتقی جهانبخش در این نشست با اشاره به مساله ایدئولوژی، عنوان داشت که طالبان یک گروه ایدئولوژیک بوده و از آنجا که ایدئولوژی تغییر نمی‌کند، معتقد است که طالبان امروز نسبت به گذشته تغییر نکرده است. وی بیان داشت که هر چند در سه سال گذشته شاهد تغییر در برخی رفتارهای طالبان هستیم، اما این تغییرات به معنای تغییرات معنادار در بنیان‌های ایدئولوژیک این گروه نیست و به ‌طور مثال اگر می‌بینیم که نگاه طالبان به رسانه‌ها تغییر کرده، بدین واسطه است که می‌تواند از رسانه‌ها در جهت اهداف خود استفاده ابزاری نماید. همچنین طالبان امروز تا حدی با ادبیات بین‌المللی آشنا شده و می‌داند که برای بقا در شرایط فعلی باید با همسایگان و سایر کشورها رفتاری معقول داشته باشد.

  • واکاوی تهدیدات افغانستان جدید علیه امنیت ملی ایران

    محمد بیات پژوهشگر ارشد موسسه کادراس در مطلبی برای ایرنا نوشت؛ در جریان فتح والسوالی‌های افغانستان توسط نیروهای طالب، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ موضع «میانجی‌گری»، حمایت از تشکیل دولت فراگیر ملی و احترام به اراده اکثریت مردم افغانستانی به بحران داخلی در این کشور جنگ‌زده کمک موثری انجام داد.

    با وجود نقش‌آفرینی مثبت تهران در خاموش‌شدن آتش جنگ داخلی در افغانستان اما امارت اسلامی افغانستان تاکنون اقدام جدی برای تامین ملاحظات امنیتی، سیاسی و اقصادی تهران انجام نداده است. این بی‌اعتنایی تا آنجا ادامه پیدا کرد که رئیسان قوه مجریه و مقننه ایران با دادن هشدار به کابل، خواستار اجرای توافق آبی ۱۹۷۲ شدند و «حسین امیر عبدالهیان» وزیر امور خارجه کشورمان اعلام کرد طالبان را به عنوان دولت رسمی افغانستان به رسمیت نمی‌شناسد.

    در این بزنگاه تاریخی، موسسه پژوهشی کادراس با برگزاری نشست علمی با موضوع «افغانستان جدید و امنیت ملی ایران؛ ابزارهای فشار طالبان علیه جمهوری اسلامی ایران» در خانه اندیشه‌ورزان، از کارشناسان و صاحبان اندیشه خواست به واکاوی ابزارهای فشار حاکمیت جدید افغانستان علیه امنیت ملی ایران بپردازند.

    «حق‌آبه هیرمند»، «نا امن‌سازی مرزهای شرقی ایران»، «مواد مخدر و جرائم سازمان یافته»، «شیعیان هزاره‌های افغانستان» و «کاهش سهم ایران در بازار افغانستان» از جمله‌های ابزارهای فشار امارت اسلامی افغانستان علیه ایران در این جلسه برشمرده شدند که ممکن است با تشدید تنش‌ها یا ورود دو کشور به جنگ مستقیم، بر ضد منافع جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار بگیرد.

     

    حق‌آبه هیرمند
    تهران با تاکید بر اجرای معاهده آبی ۱۹۷۲ و تامین حق‌آبه هیرمند برای مردم استان سیستان‌وبلوچستان، این موضوع را به عنوان «خط قرمز» روابط با طالبان اعلام کرده است. براساس این معاهده، ایران سالانه ۸۲۰ میلیون مترمکعب از آب‌های جاری در سرزمین افغانستان سهم دارد[۱].

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

    با وجود تعهد شفاهی دولتمردان طالبان به نمایندگان ایران در خصوص تامین حق‌آبه هیرمند اما به گفته امیرعبدالهیان، کابل برای اجرای این دو تعهد، اقدامی به غیر از انتشار بیانیه‌های دیپلماتیک انجام نداده و اجازه بازدید از سدهای افغانستان به کارشناسان ایرانی داده نشده است. البته به فاصله چند روز «حسن کاظمی قمی» نماینده ویژه رئیس‌جمهوری در امور افغانستان از صدور مجوز برای بازدید کارشناسان ایرانی از سد کجکی خبر داد.

    تصاویر ماهواره‌ خیام نشان می‌دهد افغانستان با ساخت سد «کمال خان» و سایر شاخه‌های آبی از هیرمند به سمت گودزره، به دنبال منحرف‌کردن مسیر طبیعی آب استبراساس تصاویر ماهواره‌ خیام به نظر می‌رسد افغانستان با ساخت سد «کمال خان» و سایر شاخه‌های آبی از هیرمند به سمت گودزره، به دنبال منحرف‌کردن مسیر طبیعی آب است. براین اساس، رئیس‌جمهوری در جریان سفر به چابهار با یادآوری بحران حق‌آبه هیرمند گفت، به حاکمان افغانستان اخطار می‌کنم، حق‌آبه مردم سیستان و بلوچستان را به فوریت بدهند. در شرایطی که تهران نهایت همکاری را با طالبان برای بازگشت آرامش به افغانستان، جلوگیری از فاجعه اقتصادی و پایان جنگ داخلی انجام داده اما در ظاهر حکام کابل تصمیم ندارند به معاهده ۱۹۷۲ پایبند باشند. به عبارت دیگر افراد حاکم بر کابل همانند حکام قبلی این کشور قصد دارند موضوع حق‌آبه هیرمند را تبدیل به «مساله ملی» با هدف ایجاد وفاق داخلی در برابر تهدید (جعلی) خارجی یعنی همسایه بزرگ غربی کنند.

     

    نا امن‌سازی مرزهای شرقی
    تنش‌های مرزی، دیگر نقطه بحران در روابط کابل_تهران است. اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ نیروهای طالبان اقدام به انجام عملیات راه‌سازی در مرز مشترک ایران و افغانستان کردند. این اقدام بدون هماهنگی و توجه به اصول و قواعد مرزی صورت گرفت. پس از این اقدام «غیر حرفه‌ای»، به صورت موقت نقاط مرزی «دوغارون» و گذرگاه «اسلام قلعه» فعالیت خود را متوقف کردند.
    بعد از این رخداد، تماس‌های سیاسی میان دو طرف برای بازشدن مرزها افزایش یافت. سرانجام «عنایت‌الله خوارزمی» سخنگوی وزارت دفاع ملی طالبان با «سوء‌تفاهم» خواندن این واقعه، از باز شدن مرز مشترک ایران و افغانستان خبر داد. چندی پیش نیز هنگامی که ماموران مرزی ایران قصد کشیدن دیوار در مرز «اسلام قلعه» را داشتند، نیروهای طالبان در انجام این پروژه ایجاد اخلال کردند.

    در جدیدترین دور از برخورد مرزی میان دو کشور، شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲ مرزبانان ایرانی به کاروان حامل بار قاچاق، اجازه عبور به خاک کشورمان را ندادند و همین موضوع موجب آغاز درگیری میان طرفین شد[۲]. پس از این حادثه، نیروهای طالب که به ظاهر از موضوع بی‌اطلاع بودند؛ اقدام به تیراندازی به طرف ایرانی کردند که به وقوع درگیری میان مرزبانان دو کشور منجر شد. متاسفانه در جریان این درگیری دو تن از مرزبانان کشورمان به شهادت رسیدند و در طرف مقابل تعداد زیادی کشته و زخمی شدند[۳].

    عدم تثبیت فرماندهی واحد در کابل و امکان فعالیت گروه‌های تروریستی همچون شاخه خراسان داعش در هنگام تنش احتمالی میان تهران_کابل می‌تواند استان‌های شرقی ایران همچون خراسان بزرگ و سیستان‌وبلوچستان را با مشکلات همچون حملات تروریستی، انفجارهای کور و گروگان‌گیری مواجه سازد.

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

    مواد مخدر و جرائم سازمان یافته
    با افزایش تنش‌های مرزی_آبی میان ایران و طالبان بیم آن می‌رود تا کابل به سمت گزینه «استفاده ابزاری» از مواد مخدر در برابر ایران حرکت کند. پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت، «هبت‌الله آخوندزاده» در فرمانی هرگونه کشت، تولید، مصرف و تجارت مواد مخدر، روان گردان و مشروبات الکلی را ممنوع اعلام کرد.

    پس از صدور این حکم، بسیاری از کارشناسان امیدوار بودند آمارهای سال ۲۰۰۰- ۲۰۰۱ میلادی در زمینه کاهش کشت خشخاش (۹۱ درصد) در افغانستان تکرار شود اما وجود بحران مالی، نبود جایگزین معیشتی برای کشاورزان افغانستان و تداوم بلوکه‌ماندن دارایی‌های مردم افغانستان نزد بانک‌های آمریکایی سبب شده طالبان توان کافی را برای اجرای این سیاست نداشته باشد.

    پس از صدور فتوای ممنوعیت هرگونه کشت،‌ تولید، مصرف و تجارت مواد مخدر در افغانستان، نه فقط تولید کاهش نیافته بلکه قیمت هر کیلو گرم تریاک نیز رشد یافته استبراساس گزارش دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل متحد، پس از صدور این فتوا نه فقط تولید مواد در افغانستان کاهش نیافته بلکه قیمت هر کیلو گرم تریاک نیز رشد یافته است. خشخاش در سال ۲۰۲۲ بزرگ‌ترین محصول بزرگ زیرکشت از زمان سلطه طالبان بر افغانستان بوده است. قیمت هر کیلوگرم تریاک ۲ برابر شده و از ۱۱۶ دلار در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۳ دلار در سال ۲۰۲۲ رسید[۴].

    در آوریل(فروردین_اردیبهشت) ۲۰۲۲ پس از اعلام ممنوعیت کشت تریاک، قیمت این ماده افزایش یافت؛ البته گزارش‌های متفاوتی از سوی برخی نهادهای بین‌المللی همچون «الکیس» از کاهش ۸۰ درصدی کشت تریاک در افغانستان خبر می‌دهد[۵].

    پس از اعلام کاهش کشت خشخاش در افغانستان؛ به ویژه ولایت هلمند، خبرنگاران بی‌بی‌سی اجازه یافتند از نزدیک «جنگ با مواد مخدر» طالبان را پوشش داده و به اصطلاح شیوه اجرای این سیاست را «راستی‌آزمایی» کنند. در این روایت طالبان موفق‌شده به وعده خود عمل کرده و جلوی افزایش کشت خشخاش در میان کشاورزان افغانستانی را بگیرد. البته کارشناسان حوزه مواد مخدر معتقدند برای «صحت‌سنجی» این گزارش باید منتظر گزارش سالانه دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل و نهادهای پژوهشی مشابه در سال جاری میلادی باشیم.

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

    در فضایی که وضعیت تولید مواد مخدر در افغانستان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، کارشناسان حوزه امنیت ملی معتقدند طالبان می‌تواند با رها کردن یا تغییر مسیرهای قاچاق مواد به سمت ایران، هزینه‌های شناسایی، رصد و مقابله با قاچاق مواد مخدر را برای تهران افزایش دهد.
    پیش از این، «محمدمسعود زاهدیان» معاون امور بین‌الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر در اسفندماه ۱۴۰۱، از مذاکره ایران و طالبان برای جلوگیری از قاچاق و تولید مواد مخدر خبر داده بود. با وجود این مذاکرات اما پس از تشدید تنش‌های دیپلماتیک_رسانه‌ای میان ایران و طالبان، به نظر می‌رسد امکان استفاده ابزاری طالبان از این نقطه تهدید در کوتاه‌مدت وجود ندارد، زیرا درآمدهای ناشی از کشت، تولید، مصرف و قاچاق مواد بخشی از منبع درآمدی دولت و کشاورزان افغانستانی محسوب می‌شود.

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

    شیعیان و هزاره‌های افغانستان
    در جغرافیای افغانستان با آنکه اهل سنت (حنفی) اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دهند اما درصد قابل توجهی از مسلمانان این کشور پیرو مذهب شیعه امامی و اسماعیلی هستند. براساس برآوردهای جمعیت‌شناختی، نزدیک به ۳۰ درصد جمعیت افغانستان اهل تشیع هستند. هزاره‌ها، سادات، هراتی‌ها، قزلباش‌ها و بخش‌هایی از پشتون‌ها، تاجیک‌ها و بلوچ‌ها بزرگ‌ترین قومیت شیعه در همسایه شرقی ایران را تشکیل می‌دهند.

    با آنکه اهل سنت حنفی و شیعیان، قرن‌ها زیست مسالمت‌آمیزی را تجربه کردند اما نیروهای طالب تحت تاثیر آموزه‌های مکاتب پاکستان، سخت‌گیری بسیار بیشتری نسبت به اهل تشیع و مراسم‌های مذهبی همچون عزاداری‌های محرم و صفر دارند. تجربه‌های تاریخی مانند مقاومت مردم مزار شریف و قیام هزاره‌ها در دوران «طالبان اول» سبب ایجاد ذهنیت منفی میان این دو بازیگر تاثیرگذار در تحولات سیاسی افغانستان شده است.

    در صورت افزایش تنش‌ها میان ایران و طالبان، یکی از گزینه‌های کابل برای اعمال فشار بر تهران، سخت‌گیری نسبت به شیعیان و فارسی‌زبانان خواهد بود. به عنوان مثال با آنکه در دو سال اخیر طالبان تلاش کرده با ایجاد فضای لازم برای عزاداری محرم، نوعی تعامل را با شیعیان و جمهوری اسلامی به نمایش بگذارد اما پس از تشدید تنش‌های آبی_مرزی میان دو کشور، زمزمه‌هایی از سوی مقام‌های طالب مبنی بر محدودکردن عزاداری‌های حسینی به گوش می‌رسد.

    علاوه بر این، در صورت وقوع هر نوع درگیری میان تهران_کابل، امکان درگیری میان شیعیان و فارسی‌زبانان شمال افغانستان با نیروهای طالبان قوت خواهد گرفت؛ همچنین ممکن است نیروهای امنیتی طالب با توقف مبارزه با شاخه خراسان داعش، زمینه افزایش حملات تروریستی و انتحاری به مجالس عزا و حسینیه‌ها را تسهیل کنند.

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

    کاهش سهم ایران در بازار افغانستان
    حکومت نوپای طالبان با مشکلات فزاینده اقتصادی مانند کاهش ارزش پول ملی، کمبود نقدینگی، افزایش بیکاری، تحریم‌های اقتصادی و تورم فزاینده دسته‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر فعال در بازار همسایه شرقی یکی از پایه‌های حفظ ثبات اقتصادی در این کشور جنگ زده محسوب می‌شود. در بازار ۷ میلیارد دلاری افغانستان، ایران دارای سهم ۴۰ درصدی (۲.۵ تا ۳ میلیارد دلار) است.

    با این حال اگر قرار باشد مسائل مربوط به حق‌آبه هیرمند و تنش‌های مرزی میان ایران_افغانستان به صورت دومینووار ادامه یابد،‌ آنگاه احتمال سایه‌افکندن اختلاف‌های سیاسی و مسائل امنیتی بر روابط اقتصادی میان دو کشور افزایش پیدا خواهد کرد.
    در حال حاضر دولت‌های چین، ترکیه، امارات عربی متحده و پاکستان با تشویق شرکت‌های داخلی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و کسب امتیاز استخراج منابع طیبعی در افغانستان، رقیب و جایگزین جدی برای بازار ایران هستند. با درک فضای جدید حاکم بر افغانستان و پیدا شدن رقبای جدی برای تولیدکنندگان و تجار ایرانی، تهران باید نسبت به تاثیر افزایش تنش‌های سیاسی روی بازار اقتصادی ایران در افغانستان حساس باشد.

    رویکرد ایران در برابر همسایه شرقی؛ طالبان به کدام سو می‌رود؟

     

     

    پایان سخن
    وجود مرز مشترک ۹۴۵ کیلومتری میان ایران_افغانستان یادآور سیاست همسایگی، وابستگی متقابل و لزوم حفظ روابط دوستانه میان دو کشور است. بی‌شک در هنگامه خطر، طالبان از برخی ابزارهای برای ایجاد موازنه در برابر همسایه غربی برخوردار است اما این مساله به معنای خالی‌بودن دست ایران یا آسیب‌پذیر نبودن طالبان نیست.

    در نگاه کارشناسان، نقش حیاتی ایران در اقتصاد افغانستان، کریدور ارتباطی چین_افغانستان_ایران، جبهه مقاومت ملی پنجشیر، حوزه تمدنی شیعی_فارسی ایران در شمال افغانستان، تاخیر در به رسمیت شناختن حکومت طالبان، تسریع در روند بازگشت مهاجران غیرقانونی و … از جمله ابزارهای فشار ایران علیه امارت اسلامی افغانستان است.

    با این حال به نظر می‌رسد اراده رهبران عالی دو کشور بر حفظ روابط برادرانه میان ملت‌های ایران و افغانستان و پرهیز از هرگونه افزایش تنش میان دو همسایه مسلمان باشد. با درک این نکته لازم است تا دولتمردان، فرماندهان نظامی و نیروهای امنیتی ایران و افغانستان به سمت کاهش تنش‌ها و بازطراحی روابط دوجانبه مبتنی بر توسعه افغانستان و امنیت مشترک گام بردارند.

     

     

    منابع:

    [۱] https://iramcenter.org/en/background-of-irans-sensitivity-regarding-the-hirmand-river_en-۲۳۸۳

    [۲] https://www.nytimes.com/۲۰۲۳/۰۵/۲۸/world/asia/afghanistan-iran-border-clashes.html

    [۳] https://www.aljazeera.com/news/۲۰۲۳/۵/۳۰/what-caused-deadly-afghan-iran-border-clashes-what-happens-next

    [۴] https://www.unodc.org/unodc/data-and-analysis/world-drug-report-۲۰۲۲.html

    [۵] https://www.geospatialworld.net/prime/how-alcis-research-team-unveiled-the-scale-of-afghanistans-undeclared-economy

  • رد گزارش دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل توسط وزارت امور داخله افغانستان

    ماه گذشته میلادی دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل متحد در گزارشی ویژه به وضعیت کشت خشخاش در کشور افغنستان پرداخت. این نهاد بین‌المللی در گزارش خود مدعی شده بود که از زمان روی کارآمدن طالبان، کشت خشخاش در این کشور رشدی معنادار داشته است. به عبارت دیگر با وجود فرمان حکومتی امارت اسلامی افغانستان مبنی بر ممنوعیت تولید و کشت خشخاش و هرگونه ماده مخدری نوپدید، اما روند بازار و میزان کشت کشاورزان آماری متفاوت را نشان می‌دهد. در واکنش به این گزارش وزارت امور داخله افغانستان این گزارش را مطلبی «دور از حقیقت»، «بر خلاف تمام موازین بین‌المللی» و «بدون هماهنگی حکومت مرکزی» دانست. در ادامه این گزارش سعی می‌کنیم تا ضمن بررسی مناقشه دولت جدید افغانستان با این سازمان مللی، به بررسی آخرین وضعیت حاکم بر کشت خشخاش و قیمت تریاک در این کشور بپردازیم.

     

    براساس آمارهای بین‌المللی منتشر شده، اقتصاد غیرقانونی موادمخدر در افغانستان کاهش ۵ میلیارد دلار (۲۱ درصد) را در مقایسه با سال ۲۰۲۰ نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۲ درآمد کشاورزان افغانستانی از تریاک تنها ۲۹ درصد از ارزش کل تولیدات کشاورزی در این سال بوده است. تبدیل تریاک به مورفین و هروئین، به همراه قاچاق این مواد به خارج از افغانستان، در مقایسه با میزانی که کشاورزان به دست می‌آورند، درآمد بسیاری بالایی ایجاد می‌کند. ارزش کل اقتصاد اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر زمانی محسابه می‌شود که داده‌های سال ۲۰۲۲ به صورت جامع در دسترس قرار بگیرد.

     

    دفتر مبازره با مواد و جرم سازمان ملل متحد در نوامبر 2022، در گزارشی خبر از افزایش 32 درصدی کشت خشخاش و رسیدن سطح زیر کشت به 23300 هکتار رسید. این آمار در سال 2021 به 177000 هکتار بوده است. براساس این گزارش کشت خشخاش عمدتا در بخش‌های جنوب غربی کشور (73 درصد کل مساحت زیر کشت) بوده است. در ولایت هلمند یک پنجم زمین‌های قابل به کشت خشخاش اختصاص داده شده بود. نکته جالب توجه آن است که پس از اعلام ممنوعیت کشت خشاش در افغانستان هم سطح زیر کشت این ماده و هم قیمت تریاک افزایش پیدا کرده است.

     

    در سال ۲۰۲۲ تولید تریاک ۶۲۰۰ تن یعنی ۱۰ درصد کمتر از تولید سال قبل آن تخمین زده می‌شود. از این مقدار حدود ۳۵۰ الی ۵۸۰ هروئین صادراتی تولید می‌شود. دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل به دلیل محرومیت از بازرسی میدانی، بررسی تصاویر ماهواره‌ای را در دستور کار خود قرار داده است. براساس اطلاعات به دست آمده از تصاویر ماهواره‌ای نوعی عدم قطعیت را در خصوص تخمین بازه کشت تریاک ایجاد کرده است.

     

    برداشت تریاک در سال ۲۰۲۲ به سودآورترین محصول از ۲۰۱۷ تاکنون تبدیل شد. با این حال مهلت دو ماهه داده شده و برداشت محصول امسال تا حد زیادی تحت تاثیر این ممنوعیت قرار نگرفت، اگرچه برخی برخوردها و انهدام محصولات تریاک گزارش شده است. این ممنوعیت‌ها سبب شد تا قیمت‌ها به شکل چشم گیری افزایش یابد و قیمت هر کیلوگرم مواد دو برابر شود. این قیمت از ۱۱۶ دلار در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۳ دلار در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. به عبارت دیگر قوانینی که از سوی دولت جدید افغانستان وضع شده است تاثیر محدودی بر روی میزان تولید تریاک گذاشته است و در مقابل سبب افزایش قیمت این ماده مخدر در سطح بازارهای منطقه‌ای و جهانی شده است.