تغییر الگوی مصرف مواد و عوامل آن
امروزه الگوی مصرف مواد در ایران و جهان دائما در حال تغییر است؛ تغییری که متناسب با موقعیت و محیط، ادامه پیدا میکند. عرضه کنندگان مواد نیز بسته به وضعیت و میزان تقاضای مشتریان، پیوسته محصولات جدیدی به بازار عرضه میکنند. این تغییرات مداوم الگوی مصرف و ظهور انواع مواد طراحیشده جدید، اجرای سیاست مخدری ایران و کشورهای دیگر را با مشکل جدی روبهرو کرده است.
تغییر الگوی مصرف مواد از کمخطر به پرخطر
یکی از چالشهای مهم بحران اعتیاد در جهان و ایران، تغییر الگوی مصرف مواد از مواد کمخطر به پرخطر است. منظور از تغییر الگو، تغییر ماده مصرفی و روش مصرف است که از مواد کمخطر و سنتی به سوی مواد پرخطر صنعتی (مصنوعی) پیش میرود.
مواد پرخطر این ویژگیها را دارند:
- قدرت اعتیادآوری بیشتر و زمان وابستگی کوتاهتر (کراک، اکستازی، شیشه)؛
- روش مصرف تزریقی (کوکائین، مورفین و حتی متادون)؛
- تولید مصنوعی در آزمایشگاه ( LSD ، فنتانیل)؛
- تولید نیمهمصنوعی از گیاهان اعتیادآو یا ترکیب با مواد دیگر (کراک تولیدشده با کانابیس).
امروزه برخلاف گذشته، تغییر الگوی مصرف مواد دیگر تکبعدی تلقی نمیشود، بلکه پدیدهای چندوجهی به حساب میآید و با توجه به پیامدهای تخریبی مصرف مواد به ویژه مواد صنعتی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی در کنار بعد اقتصادی آن جایگاه ویژهای دارد.
عوامل تغییر الگوی مصرف مواد در ایران
به نظر میرسد نتوان آمار رسمی دقیقی از تعداد مصرف کنندگان و نوع ماده مصرفی مواد صنعتی و شیمیایی در کشور ارائه داد اما روند کلی مصرف نشان از افزایش مصرف این مواد، به ویژه در میان نوجوانان و جوانان دارد. امروزه اتفاقات گوناگونی روند مصرف را نسبت به گذشته متفاوت کرده است که میتوان به کاهش سن مصرف کنندگان و ظهور مواد صنعتی جدید اشاره کرد. علت تمایل به مصرف مواد را نیز میتوان در فراگیر شدن قوانین تشدید مجازات در قبال ورود و عرضه مواد در دنیا و گرانی و محدود شدن دسترسی به آنها و همچنین سهولت ساخت و دسترسی و مصرف انواع مواد محرک، ناآگاهی والدین از پیامدهای منفی آنها برای و جامعه و ناکافی بودن تلاشها برای طراحی و اجرای برنامههای پیشگیرانه جستوجو کرد. بر اساس تحقیقات، حدود ۱۱ درصد جوانان ایرانی که مواد روانگردان مصرف میکنند، باور ندارند این مواد اعتیادآورند یا اثرات مخربشان بیشتر از مواد سنتی است.
کلوب و جانسون در مطالعهای با عنوان تفاوتها در روش وابستگی به مواد مخدر درباره مراحل اعتیاد مصرف کنندگان کوکائین و هروئین دو نتیجه را برشمردهاند:
- مصرف اولیهای که در دوران نوجوانی آغاز میشود، ماهیت تجربی دارد؛
- افراد پس از ۲۵ سالگی به ندرت شروع به مصرف هروئین و کوکائین میکنند، مگر اینکه هیچ گونه موادی در دسترس آنها نباشد.
تغییر الگوی مصرف مواد در ایران چه روندی دارد؟
تغییر الگوی مصرف مواد بدین صورت است که افراد از مصرف الکل به ماریجوانا گرایش مییابند و سپس به سایر مواد غیرقانونی مانند هروئین و کوکائین میروند. هرچه زمان شروع مصرف مواد در سن پایینتری باشد، احتمال وابستگی فرد بیشتر است. افرادی که الکل مصرف نمیکنند احتمال مصرف ماریجوانا در آنها بسیار کمتر است و کسانی که ماریجوانا مصرف نمیکنند معمولا به مصرف مواد خطرناکتر هم نمیرسند.
نظریات جامعهشناختی چه میگویند؟

در بررسی دلایل تغییر الگوی مصرف مواد باید به عوامل زمینه ساز و متغیرهای اثرگذار بر اعتیاد افراد توجه ویژه کرد. نظریاتی که در چارچوب آن میتوان این عوامل را بررسی کرد و به شناسایی تغییرات مداوم الگوی مصرف انواع مواد پرداخت، شامل نظریه فشار اجتماعی، نظریه آنومی، نظریه فقر فرهنگی و نظریه کنترل اجتماعی است.
بر اساس نظریه فشار اجتماعی، افراد تحت تاثیر این فشارها به کجروی گرایش مییابند. رابرت مرتون این فشار را ناشی از ناتوانی شخص در دستیابی به اهداف مقبول اجتماعی میداند. فقر اقتصادی، بیکاری و فشارهای ناشی از مهاجرت، متغیرهایی است که بر اساس این نظریه، بسترساز اعتیاد میشوند. در واقع، این عوامل به محرومیت از حمایتروانی، اجتماعی و فرهنگی میانجامد که نتیجه آن آمادگی فرد برای تغییر الگوی مصرف مواد است.
دورکیم برای توصیف وضعیت اجتماعی از اصطلاح آنومی یا ناهنجاری استفاده میکند؛ در این وضعیت، انسجام اجتماعی توسط بحرانهایی از قبیل رکود اقتصادی ضعیف میشود. در نتیجه این بحرانها، فرد بدون در نظر گرفتن جامعه به دنبال منافع شخصی خود خواهد بود. هرچه یکپارچگی هنجاری خانواده ضعیفتر شود، تنش بین اعضای خانواده بیشتر و تعهد و پیوند بینشان ضعیفتر میشود و فرد را مستعد حضور در محیطهای آلوده و پذیرش الگوهای جدید مصرف مواد میکند. در واقع، بر اساس نظریه آنومی، پایین بودن سطح همبستگی و وجود آنومی به افزایش تنش میان خانواده و کاهش تعهدات خانوادگی منجر میشود که نتیجه آن، آمادگی برای تغییر الگوی مصرف مواد است.
نظریه فقر فرهنگی از دیگر نظریاتی است که عوامل زمینهساز گرایش به مصرف مواد پرخطر را توضیح میدهد. جیمز کلمن فقر فرهنگی را ناشی از نداشتن ارتباط متقابل و مستمر با خانواده و نیز منزلت اجتماعی پایین میداند که از نبود احساس امنیت در اثر کم توجهی خانواده، طلاق والدین، کم سوادی و ناآگاهی والدین و … روی میدهد. بنابراین، نداشتن اطلاعات کافی از عوارض مواد از یک سو و تصورات نادرست درباره فواید انواع مواد و تبلیغات گسترده در مورد اعتیادآور نبودن برخی از آنها از سوی دیگر موجب گرایش به مصرف مواد پرخطر میشود. در واقع، ناآگاهی یا پنداشت نادرست از عوارض مواد پرخطر نیز به آمادگی برای تغییر الگوی مصرف مواد میانجامد.
جمعبندی
تغییر الگوی مصرف مواد از مواد کمخطر سنتی به مواد پرخطر صنعتی (مصنوعی) با تغییر ماده مصرفی و روش مصرف، از چالشهای مهم امروز در ایران و جهان است. ظهور مواد صنعتی جدید، فراگیر شدن قوانین تشدید مجازات عرضه مواد، افزایش قیمت، کاهش خلوص و کاهش دسترسی به مواد کمخطر، سهولت تولید و دسترسی و مصرف انواع مواد محرک و پرخطر، ناآگاهی افراد از پیامدهای آنها و ناکافی بودن تلاش دولتها در طراحی و اجرای برنامههای پیشگیرانه از عوامل مهم این تغییرات است.
بر اساس نظریات جامعهشناختی نیز فقر اقتصادی، بیکاری و فشارهای ناشی از مهاجرت با ایجاد فشار اجتماعی و کاهش انسجام اجتماعی و خانوادگی با ایجاد ناهنجاری یا آنومی، فرد را مستعد تغییر الگوی مصرف مواد میکند. فقر فرهنگی خانواده و منزلت اجتماعی نامناسب نیز از مهمترین عوامل زمینهساز اعتیاد از نظر جامعهشناسان است.
منابع
صدیق سروستانی، (۱۳۸۶): آسیب شناسی اجتماعی، تهران، انتشارات سمت، ص ۷۰-۷۵
کلمن، ج . (۱۳۷۷): بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمع منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، ص ۹۵-۹۸