امنیتیسازی پرونده مواد مخدر ایران؛ از ادعای کارخانه مواد تا بازتعریف روایت جنگ
در سالهای اخیر، پرونده ایران در ادبیات سیاسی و امنیتی آمریکا عمدتا حول چند محور اصلی شکل گرفته است؛ برنامه هستهای، توان موشکی، فعالیتهای منطقهای و شبکههای وابسته به ایران. اما دونالد ترامپ روز دهم مهر امسال در همایشی انتخاباتی در اوکلاهما، ناگهان مدعی شد که بخشی از انگیزه او برای حمله به تأسیسات هستهای ایران در خردادماه 1404، فعالیت ایران در «کارخانههای مواد مخدر»، یعنی «تولید یا کار با مواد مخدر» در این مراکز بوده است. این اولینبار است که آمریکا موضوع مواد مخدر را در ارتباط با تأسیسات هستهای ایران مطرح میکند؛ مسئلهای که از منظر جنگ روایتها و فرایند امنیتیسازی اهمیت بسیاری مییاید، بهویژه آنکه این ادعا ماهها پس از حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران و مدتها بعد از آغاز درگیری مستقیم مطرح شده است.
در این گزارش به بررسی دو مقاله سیانان و نیوریپابلیک میپردازیم؛ رسانههایی که رویکرد سیاسی یکسانی ندارند، اما این بار بر یک واقعیت مشترک متمرکز شدهاند و محور یکسانی را بررسی میکنند: امنیتیسازی پرونده مواد مخدر و جرایم سازمانیافته ایران.
امنیتیسازی پرونده ایران: بازنویسی یک روایت
دونالد ترامپ روز دهم مهر امسال (اول اکتبر 2026) در یک سخنرانی انتخاباتی در اوکلاهما برای نخستینبار مدعی شد که تأسیسات هستهای ایران علاوه بر فعالیت هستهای، درگیر «تولید مواد مخدر» نیز بودهاند. او در توصیف عملیات چکش نیمهشب (Operation Midnight Hammer) که خرداد 1404 (ژوئن ۲۰۲۵) توسط بمبافکنهای رادارگریز ارتش آمریکا علیه تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان انجام شد، گفت که بمبهای آمریکایی به تأسیسات «هستهای و مواد مخدر» اصابت کردهاند. وبسایت خبری- تحلیلی The New Republic در مقاله خود، این ادعا را تلاش برای افزودن یک توجیه جدید به دلایل حمله به ایران تفسیر کرده است. سیانان نیز این ادعا را فاقد شواهد معتبر و ناشی از خستگی یا اشتباه احتمالی ترامپ دانسته است.
با این حال، باید واقعیت ادعای مطرحشده را از شواهد موجود و تحلیلهای سیاسی پیرامون آن تفکیک کرد؛ مقالات منتشرشده میگویند که هیچ سند مستقلی ارائه نشده است که نشان دهد تأسیسات هستهای ایران محل تولید مواد مخدر بودهاند. بنابراین، نمیتوان صرفا بر اساس این گزارشها نتیجه گرفت که یک طرح سازمانیافته آمریکایی برای متهم کردن ایران به تولید مواد مخدر و امنیتیسازی پرونده ایران در جریان است. این مقالهها تنها فرصتی فراهم میکنند تا ورود «مواد مخدر» به روایت امنیتی مربوط به ایران و پیامدهای احتمالی آن را بررسی کنیم.
ادعای جدید ترامپ؛ تأسیسات هستهای یا کارخانه مواد مخدر؟
ترامپ در سخنرانی روز اول اکتبر خود در اوکلاهما هنگام توصیف حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران ناگهان از عبارت کارخانههای مواد مخدر (factory drug ) استفاده کرد. او گفت بمبهای آمریکایی از مسیرهای تهویه به داخل تأسیسات اصابت کردهاند و سپس تأکید کرد که این مراکز هم فعالیت هستهای داشتهاند، هم فعالیت مرتبط با مواد مخدر.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که تا پیش از آن، ترامپ در روایت عمومی خود درباره حمله به ایران، عمدتا برنامه هستهای تهران را دلیل اصلی درگیری معرفی کرده بود. مقاله نیوریپابلیک نیز تأکید میکند که این نخستین بار بود که ترامپ جنگ با ایران را به موضوع مواد مخدر مرتبط میکرد.
فقدان شواهد برای ادعای تولید مواد مخدر در فردو

مهمترین بخش مقاله سیانان بررسی صحت ادعای ترامپ است. جیمز اَکتون، مدیر مشترک برنامه سیاست هستهای در بنیاد صلح بینالمللی کارنگی در واکنش به این ادعا اعلام کرد که تا آنجا که میداند، تأسیسات فردو برای تولید مواد مخدر مورد استفاده قرار نمیگرفته است و حتی پیش از این نیز ادعای معتبر یا غیرمعتبری درباره چنین فعالیتی در این مرکز نشنیده است.
جیمز اَکتون حتی یک توضیح احتمالی برای سخنان ترامپ مطرح میکند و میگوید که ممکن است رئیسجمهور آمریکا رادیوداروها (Radiopharmaceuticals) را با مواد مخدر اشتباه گرفته باشد؛ داروهایی که ایران گاهی اشاره کرده است برای تشخیص و درمان برخی بیماریها به کار میروند و در راکتورهای هستهای تولید میشوند. البته خود اکتون بلافاصله این توضیح را نیز رد میکند، زیرا فردو یک مرکز غنیسازی است و رآکتور ندارد. بنابراین حتی این تفسیر نیز نمیتواند ادعای گمراهکننده ترامپ را توضیح دهد.
از این منظر، مقاله سیانان به یک نتیجه مشخص نزدیک میشود: محتملترین توضیح، اشتباه لفظی ترامپ است که پس از بیان آن به جای اصلاح، چند بار دیگر تکرار شده است سیانان مینویسد: «بهنظر میرسد ترامپ مرتکب اشتباهی ساده شده است و سپس، به روال عادت سالیان، بهجای اصلاح اشتباهش، بر حرف خود پافشاری کرده است. طبیعتا حتی پذیرش یک خطای کلامی جزئی نیز برای رئیسجمهوری که خود را در «همه مسائل محق» میداند، کاری بسیار دشوار و بعید است.»
فراتر از یک لغزش لفظی
مقاله منتشرشده در نیوریپابلیک (TNR) زاویه دید متفاوتی دارد؛ این مقاله، ادعای ترامپ را در چارچوب تلاش برای بازتعریف دلیل حمله به ایران بررسی میکند. نویسنده معتقد است ترامپ با افزودن ناگهانی موضوع مواد مخدر، مؤلفهای جدید به روایت مربوط به عملیات نظامی علیه ایران اضافه کرده است.
اهمیت این برداشت در آن است که اگر ادعای مواد مخدر صرفا یک اشتباه لفظی تلقی شود، مسئله در سطح یک خطای گفتاری باقی میماند؛ اما اگر این ادعا در ادامه تکرار شود و در سخنان رسمی دولت یا رسانههای همسو با آن بازتاب پیدا کند، میتواند به تدریج به بخشی از روایت توجیهی درباره ایران تبدیل شود. دقیقا همین نقطه اینجا که مفهوم «امنیتیسازی» اهمیت پیدا میکند؛ در فرایند امنیتیسازی، یک موضوع خاص از سطح یک مسئله عادی سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی خارج میشود و به عنوان تهدیدی امنیتی معرفی میشود که مقابله فوقالعاده با آن ضروری است. مواد مخدر، تروریسم، جرایم سازمانیافته و شبکههای فراملی از جمله موضوعاتی هستند که ظرفیت بالایی برای قرار گرفتن در چارچوب امنیتیسازی دارند.
امنیتیسازی: بررسی زمینه یک ادعا
یکی از نکات مهم مقاله سیانان این است که ادعای ترامپ درباره کارخانههای مواد مخدر ناگهان مطرح نشد؛ ترامپ درست پیش از صحبت درباره ایران، پیرامون مبارزه با قاچاق مواد مخدر در منطقه کارائیب و ملیات نظامی آمریکا برای دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور وقت ونزوئلا صحبت کرده بود. به همین دلیل، سیانان احتمال میدهد که عبارت کارخانههای مواد مخدر (Drug factories) تحت تأثیر بحث قبلی درباره مواد مخدر و ونزوئلا وارد سخنان او شده باشد.
همچنین مقالهنویس سیانان معتقد است از آنجا که ترامپ ادعای مربوط به کارخانههای مواد مخدر را در ساعات پایانی یک روز پرکاری طولانی بیان میکرد، ممکن است به دلیل خستگی دچار اشتباه شده باشد؛ او اول از کاخ سفید برای برگزاری مراسمی به تگزاس رفته بود و سپس با حدود دو ساعت تأخیر به گردهمایی اوکلاهما رسیده بود؛ چون شرایط نامساعد جوی مجبورش کرده بود مسیر را بهجای پرواز با خودرو طی کند.
اما نکته مهمتر این است که ترامپ پس از بیان عبارت اولیه، آن را اصلاح نکرد و چند بار دیگر نیز از ترکیب «کارخانههای مواد مخدر/هستهای» استفاده کرد. بنابراین، حتی اگر منشأ اولیه این عبارت یک لغزش بوده باشد، تکرار آن به ادعا، وزن سیاسی بیشتری میدهد.
سیانان و نقشش در بهچالشکشیدن روایت ترامپ
نقش سیانان نیز در این ماجرا قابل توجه است؛ مقاله دانیل دیل اساسا یک گزارش راستیآزمایانه و انتقادی درباره ادعای ترامپ است. سیانان برای بررسی ادعا به سراغ یک متخصص شناختهشده در حوزه سیاست هستهای میرود و فقدان شواهد درباره استفاده فردو برای تولید مواد مخدر را برجسته میکند. همچنین، این شبکه اشاره کرده است که از کاخ سفید درباره ادعای رئیسجمهور توضیح خواسته است، اما کاخ سفید از ارائه توضیح خودداری کرده است و پاسخ داده است: «به اظهارات رئیسجمهور مراجعه کنید».
بنابراین، میتوان گفت سیانان در این مورد در جایگاه رسانهای منتقد روایت ترامپ قرار گرفته است. با این حال، نمیتوان نتیجه گرفت که سیانان یا رسانههای آمریکایی بهطور کلی ایران را به تولید سازمانیافته مواد مخدر متهم میکنند. چون محتوای همین مقاله نشان میدهد که سیانان در این مورد مشخص، ادعای رئیسجمهور آمریکا را زیر سؤال برده است.
نقطه پیوند مواد مخدر و جرایم سازمانیافته
اما اهمیت موضوع امنیتیسازی صرفا به عبارت «کارخانه مواد مخدر» در سخنان ترامپ محدود نمیشود؛ اگر موضوع مواد مخدر در کنار ادبیات مربوط به شبکههای فراملی، قاچاق، پولشویی، تأمین مالی و جرایم سازمانیافته قرار گیرد، ظرفیتش برای تبدیل شدن به یک پرونده امنیتی افزایش مییابد.
در چنین چارچوبی، یک کشور میتواند نه فقط به دلیل برنامه هستهای یا توان نظامی، بلکه به عنوان یک بازیگر مؤثر در شبکههای فراملی جرم معرفی شود. این تغییر چارچوب از «تهدید نظامی» به «تهدید ترکیبی» منتهی میشود؛ یعنی آن کشور دیگر بهعنوان ترکیبی از تهدید هستهای، موشکی، منطقهای، تروریستی، جرایم سازمانیافته و مواد مخدر بازنمایی میشود.
باز هم باید تأکید کرد که مقالات مورد بررسی ثابت نمیکنند ایران در تأسیسات هستهای خود مواد مخدر تولید میکرده است یا شبکهای سازمانیافته برای تولید مواد مخدر در این مراکز وجود داشته است. آنچه نشان میدهند این است که چنین ادعایی بهطور ناگهانی از سوی ترامپ وارد روایت مربوط به جنگ با ایران شده است.
امنیتیسازی: از پرونده هستهای تا پرونده مواد مخدر
از منظر تحلیلی، ورود مواد مخدر به ادبیات مربوط به ایران را میتوان بخشی از گسترش دامنه پروندههای مورد استفاده برای تعریف تهران بهعنوان یک «تهدید چندلایه» دانست.
در این چارچوب میتوان پنج محور را از یکدیگر تفکیک کرد:
- ۱. پرونده هستهای: ایران بهعنوان تهدید مرتبط با اشاعه و توسعه ظرفیت هستهای؛
- ۲. پرونده موشکی: توان موشکی ایران بهعنوان تهدید علیه آمریکا و متحدان آن در منطقه؛
- ۳. پرونده منطقهای: فعالیت ایران و گروههای همسو با آن در خاورمیانه؛
- ۴. پرونده شبکههای فراملی و جرایم سازمانیافته: نسبت دادن فعالیتهای فرامرزی، شبکههای مالی و سایر فعالیتهای غیرقانونی به ساختارهای مرتبط با ایران؛
- ۵. پرونده مواد مخدر: پیوند دادن ایران با تولید، قاچاق یا تسهیل تجارت مواد مخدر.
چهار محور نخست سابقه بیشتری در ادبیات سیاست خارجی آمریکا دارند؛ اما ادعای اخیر ترامپ درباره «کارخانههای مواد مخدر» در تأسیسات هستهای، در صورت تداوم و گسترش، میتواند ابعاد جدیدی به پرونده پنجم علیه ایران بدهد.
آیا میتوان از «پروژه امنیتیسازی ایران» سخن گفت؟
در این مرحله، پاسخ به این سوال باید محتاطانه باشد. این مقالات بهتنهایی برای اثبات وجود یک پروژه هماهنگ و سازمانیافته در دولت آمریکا یا میان رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی کافی نیستند. اما اتفاق اخیراز منظر تحلیل گفتمان، قابل توجه است، زیرا یک موضوع جدید، یعنی مواد مخدر ناگهان در کنار مهمترین پرونده امنیتی ایران یعنی پرونده هستهای قرار گرفته است.
بنابراین، بهتر است به جای بیان قطعی «وجود پروژه امنیتیسازی»، از عبارت «گسترش ظرفیت امنیتیسازی پرونده ایران» استفاده شود. این تعبیر از نظر تحلیلی دقیقتر است و با شواهد موجود نیز سازگاری بیشتری دارد.
پاسخ ایران
هیئت نمایندگی دائم ایران نزد سازمانهای بینالمللی در وین دیروز طی واکنشی، ادعای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر تولید مواد مخدر در تأسیسات هستهای ایران را رد کرد و آن را دروغی بزرگ خواند. این هیئت اعلام کرد که تأسیسات هستهای ایران بهصورت شبانهروزی تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) قرار داشتهاند و آژانس میتواند ادعاهای مطرحشده درباره این تأسیسات را بررسی و روشن کند.
نمایندگی ایران همچنین با اشاره به نقش تهران در مقابله با قاچاق جهانی مواد مخدر اعلام کرد عملکرد ایران در این زمینه از طریق دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) و هیئت بینالمللی کنترل مواد مخدر (INCB) قابل بررسی است. این هیئت در ادامه، اتهامات مطرحشده را توجیهی برای اقدامات نظامی آمریکا دانست و مدعی شد هدف اصلی این اقدامات، تسلط بر منابع راهبردی ایران، از جمله نفت و گاز، و محدودکردن استقلال کشور بوده است.
گزارش تأکید میکند که آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیش از آغاز اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل، تأسیسات هستهای ایران را در چارچوب توافقهای پادمانی نظارت میکرده است و تاکنون گزارشی عمومی درباره تولید مواد مخدر غیرقانونی در این تأسیسات منتشر نکرده است. گزارش همچنین به نبود واکنش علنی آژانس به ادعای اخیر ترامپ اشاره میکند.
حرف آخر
بررسی ها نشان میدهد که موضوع مواد مخدر برای نخستین بار بهصورت مستقیم به روایت ترامپ درباره حمله نظامی به ایران وارد شده است. ترامپ در سخنرانی خود تأسیسات هستهای ایران را «کارخانههای مواد مخدر/هستهای» توصیف کرد؛ ادعایی که بر اساس ارزیابی جیمز اکتون و بررسی رسانههایی چون سیانان و نیوریپابلیک، شواهد شناختهشدهای برای آن وجود ندارد و حتی با ویژگیها و ساختار تأسیسات فردو نیز سازگار نیست.
مقاله سیانان این ادعا را عمدتا بهعنوان یک خطای لفظی احتمالی بررسی کرده است، در حالی که نیوریپابلیک آن را در سطحی سیاسیتر قرار داده است و ورود مواد مخدر به روایت جنگ را بهنوعی افزودن دلیل جدید به توجیه حمله میداند.
از این منظر، اهمیت ماجرا بیش از آنکه در صحت ادعای «تولید مواد مخدر در سایتهای هستهای» باشد، در تغییر دامنه روایت امنیتی درباره ایران است. اگر پرونده هستهای، موشکی و منطقهای را محورهای اصلی فشار امنیتی علیه تهران بدانیم، ورود موضوع مواد مخدر و جرایم سازمانیافته میتواند ظرفیت ایجاد یک لایه جدید از اتهامات فراملی علیه ایران و امنیتیسازی از جنبهای جدید را فراهم کند.
با این حال، برای اثبات اینکه این روند بخشی از یک پروژه هماهنگ آمریکایی برای امنیتیسازی ایران است، باید شواهد بیشتری را در سخنان مقامهای دولتی، اسناد رسمی، گزارشهای اندیشکدهها و پوشش رسانهای در یک بازه زمانی گستردهتر بررسی کرد. آنچه دو مقاله حاضر بهروشنی نشان میدهند، نه اثبات چنین پروژهای، بلکه ظهور یک روایت جدید است: پیوند دادن ایران، تأسیسات هستهای و موضوع مواد مخدر در گفتمان سیاسی آمریکا. اگر این پیوند در آینده تکرار و نهادینه شود، میتواند از یک ادعای جنجالی به صورت یکی از مؤلفههای جدید روایت امنیتی علیه ایران درآید.
منابع
https://newrepublic.com/post/216159/donald-trump-iran-nuclear-weapons-drugs
https://edition.cnn.com/2026/10/03/politics/trump-drug-factories-claim-iran