دولت مخدری چیست و چگونه کار میکند؟
دولت مخدری واژهای است مانند بسیاری از مفاهیم علوم سیاسی، برساخته و حاصل مناسبات سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی دوران جدید. دولت مخدری یا Narco-state (نارکو استیت) به واحدهای سیاسیای اطلاق میشود که تحت نفوذ شبکه قدرت و ثروت کارتلهای تولید و قاچاق مواد مخدر قرار دارند. سازمانهای غیرقانونی فعال در حوزه قاچاق مواد مخدر از طریق «زور»، «رشوه» یا «باج گیری» نهادهای قانونی را کنترل و هدایت میکنند. در تعریف دولت مخدری گاه بر اتکای دولت بر بازار مواد مخدر، گاه به موضوع فساد نهادی و در برخی تعاریف به مسئله سطوح ناامنی در واحدهای سیاسی اشاره میشود. مسئله مشترکی که در تمامی این تعاریف وجود دارد آن است که قاچاق مواد مخدر به عنوان منبع قدرت سیاسی و سود اقتصادی محسوب میگردد که عامل شکلگیری روابط پیچیده میان بازیگران دولتی و قاچاقچیان مواد مخدر است.
تاریخچه ابداع اصطلاح دولت مخدری
اصطلاح دولت مخدری نخستینبار در سال 1980 برای توصیف وضعیت کودتای لوئیس گارسیا مزا در بولیوی ابداع شد. این دیکتاتور کودتاگر با کمکهای مالی قاچاقچیان کوکائین موفق شد دولت مشروع بولیوی را کنار بزند و با استفاده از عنصر زور به قدرت برسد. در ادبیات سیاسی از کودتای ژوئیه 1980 بولیوی به عنوان کودتای کوکائین نیز یاد میشود. نکته قابل ذکر در مورد حکومت گارسیا مزا آن است که وی دیکتاتوری دست راستی و تحت حمایت آمریکا بود که بلافاصله پس از رسیدن به قدرت، تمامی احزاب را غیرقانونی اعلام کرد و به سرکوب اتحادیه های کارگری دست زد.
واژهشناسی دولت مخدری
فرهنگ لغت آکسفورد در کتاب « A Dictionary of Human Geography» به تعریف مفهوم «دولت مخدری» پرداخته است. در این تعریف، دولت مخدری «به کشوری اطلاق میشود که دولت، قوه قضائیه و ارتش در آن تحت نفوذ کارتلهای مواد مخدر یا تجارت غیرقانونی مواد مخدر قرار گرفته باشند». همچنین این مفهوم به منطقه تحت کنترل گروههای تبهکاری اطلاق میشود که از خلأ حضور اقتدار دولت برای تولید و قاچاق مواد مخدر استفاده میکنند. البته ذکر این نکته لازم است که این واژه بیشتر یک کلیدواژه ژورنالیستی است تا عبارتی مندرج در کتب حقوق بینالملل. در تعریف دیگر، دولت مخدری به منطقهای گفته میشود که توسط کارتلهای مخدری کنترل میشود و در حوزه آن عملا حکومت قانون وجود ندارد.
چالشهای کاربرد اصطلاح دولت مخدری
باید توجه داشت که برخی متخصصان، کاربردهای اخیر این مفهوم و استفاده گسترده آن را زیر سؤال بردهاند؛ مثلا، تعمیم مفهوم دولت مخدری به کشور گینه بیسائو مورد انتقاد کسانی قرار گرفته است که معتقدند برای اطلاق درست این مفهوم، تجارت مواد مخدر باید دولتی باشد و از سوی دیگر باید عمده تولید ناخالص (GDP) کشور نیز از پول مواد غیرقانونی به دست آمده باشد.
«پییر آرنواد چووی»، پژوهشگر فرانسوی در مقاله افسانه دولت مخدری معتقد است: «مفهوم دولت مخدری با وجود کاربرد مکرر در متنهای مختلف، هیچگاه بهدرستی تعریف نشده است. در واقع، موجودیت دولتهای مخدری همواره بدون داشتن برهان قاطع، مفروض گرفته میشود.» آنواد چووی نیز میافزاید که کاربرد این مفهوم به پنهانسازی برخی از واقعیتهای سیاسی و اقتصادی کشور مورد نظر یا سادهسازی آنها میانجامد.
مهمترین مصادیق دولت مخدری در جهان
یکی از نمونههای مشهور و قدرتمند دولت مخدری به آمریکای لاتین برمیگردد: فعالیتهای کارتل مدلین تحت هدایت پابلو اسکوبار در مدلین کلمبیا و مناطق اطراف آن. در دهههای 1970 و 1980، پابلو توانسته بود با توسل به زور و عمدتا از طریق پرداخت رشوه به نیروهای پلیس مدلین و مناطق پیرامون این ایالت، زمینه تولید کوکائین و قاچاق محصولات خود به آمریکا را تسهیل کند.
گینه بیسائو
مقامات دولتی در این کشور غرب آفریقا از قاچاقچیان رشوههای هنگفتی برای نادیدهگرفتن تجارت غیرقانونی دریافت میکنند و به همین دلیل است که گینه بیسائو از چند سال پیش، دولت مخدری نامیده میشود. کارتلهای کلمبیایی مواد، سواحل غرب آفریقا مانند جامائیکا و پاناما را به کانون فعالیتهای فزاینده خود مبدل کردهاند. روزنامه گاردین دراینخصوص مینویسد: کمبود زندان، نیروهای پلیس و فقر گسترده در گینه بیسائو باعث جذب قاچاقچیان شده است.
معمولا به دلیل سود مالی بالای تجارت مواد مخدر برخی دولتهای توسعهنیافته سعی میکنند با همکاری فعال یا چشم پوشی از تولید، ترانزیت و مصرف انواع مواد مخدر، درآمد خود را افزایش دهند و کسری بودجهشان را جبران کنند. در بررسی مفهوم دولت مخدری به اصطلاح تسخیر دولت نیز برمیخوریم؛ وقتی دولت مخدری آنقدر توان مالی و قدرت سیاسی به دست آورد که عملا وارد حوزه مسئولیتهای دولت مانند تأمین امنیت یا اداره برخی نهادها شود، پدیده «تسخیر دولت» رخ خواهد داد. به عنوان مثال در کشور گینه بیسائو بیشتر نهادهای دولتی توسط قاچاقچیان مواد مخدر کنترل و اداره میشود. در سال 2008، دفتر مبارزه با جرم و مواد سازمان ملل از گینه بیسائو به عنوان نخستین دولت مخدری آفریقا یاد کرد.
در غرب آفریقا کشورهای دیگری همچون نیجریه و غنا نیز به شکل مستقیم از شریان انتقال کوکائین آمریکای لاتین به اتحادیه اروپا نفع مالی میبرند و حکومت آنها به دولت مخدری بدل شده است.
مکزیک
فساد دولتی در مکزیک سالها است که از بزرگترین معضلات این کشور به حساب میآید. امروزه دیگر تردیدی وجود ندارد که گروههای تبهکار کارتل مکزیک با فعالیت در زمینه مواد مخدر، نفوذ زیادی بر سیاست و جریان پول در این کشور یافتهاند. سیاست مدارا با کارتلهای مخدری در مکزیک به قرن بیستم باز میگردد؛ در سال ۱۹۲۹، حزب حاکم یعنی حزب انقلابی-نهادی بهمنظور تقویت نفوذ سیاسی خود روابطش را با گروههای مختلف افزایش داد که در میان آنها قاچاقچیان مواد نیز دیده میشدند. در مدتی کوتاه، روابط این حزب با عمدهفروشان مواد بهقدری گسترش یافت که به طور رسمی ائتلاف تشکیل دادند و این گروهها مجوزهایی برای فعالیت قانونی دریافت کردند.
این وضعیت در مکزیک تا اوایل سده بیست و یکم میلادی ادامه یافت و تنها از سال ۲۰۰۶ سیاست جنگ با مواد تحت رهبری رئیسجمهور، فیلیپه کالدرون در دستور کار قرار گرفت.
سورینام
این کشور واقع در شمال آمریکای جنوبی نیز به دلیل اقدامات «دسی بوترسه»، رئیسجمهور و ورود خانواده او به قاچاق مواد، لقب دولت مخدری گرفته است. یوروپل، بوترسه را در سال ۲۰۱۵ به دلیل قاچاق ۴۷۴ کیلوگرم کوکائین در دادگاهی غیابی در هلند به ۱۱ سال زندان محکوم کرد، اما او به دلیل برخورداری از مصونیت قضایی در کشورش تاکنون دستگیر نشده است. پسر او نیز تا امروز دو بار در کشورهای مختلف دستگیر شده است و دادگاه ایالات متحده او را به جرم قاچاق مواد به ۱۶ سال زندان محکوم کرده است.
افغانستان
تجربه حمله دو ابرقدرت شرق و غرب و ظهور یک دولت تروریستی بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، افغانستان را به یکی از قطبهای تولید مواد مخدر جهان تبدیل کرد. افغانستان در حال حاضر ۹۰ درصد تریاک و هروئین جهان را تولید میکند و دولت مرکزی آن تاکنون از مقابله مؤثر با کشت، تولید و قاچاق مواد در این کشور ناتوان بوده است.
انواع دولت مخدری

در تعاریف معمول، دولتهای مخدری بسته به میزان وابستگیشان به تجارت مواد مخدر و تهدیدات ناشی از آن به پنج دسته ابتدایی یا اولیه، در حال توسعه، قوامیافته یا جدی، بحرانی و پیشرفته تقسیم میشوند. در کنار مفهوم دولت مخدری، همواره دو کلیدواژه دولت شکستخورده (Failed state) و دولت شکننده (Fragile state) نیز دیده میشود؛ هرگاه یک سامان سیاسی نتواند کارویژههای اصلی خود مانند امنیت، امکانات پایه اقتصادی، نظم قانونی و ایجاد زیرساختها را دنبال کند، به آن دولت شکستخورده میگوییم. در تعریف دولت شکننده هم آمده است که وقتی دولتی دچار فساد و ناکارآمدی شود، با بیماری هلندی دست به گریبان باشد و به سراغ حکمرانی سیاسی پیشامدرنی (قبیلهای، گروهی، فرقهای و قومی) برود، با دولت شکننده مواجهایم. از دل این دو مدل دولت است که دولت مخدری متولد میشود.
البته هر دولت شکستخورده یا ورشکسته یا شکنندهای لزوما به دولت مخدری تبدیل نمیشود، اما این وضعیتها پتانسیل بسیار زیادی برای نفوذ سیاسی- اقتصادی کارتلهای مواد مخدر دارند. به بیان دیگر، گروههای مرتبط با جرایم سازمانیافته در این شرایط، بسیار آسانتر میتوانند به دولتهای ملی نفوذ کنند و زمینه استخدام «قانون» و «زور مشروع» را به نفع اهداف خود فراهم آورند. البته برای تحقق این چرخه لازم است بستر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی لازم برای قدرتگیری گروههای مخدری و سپس نفوذ آنها در ساختارهای سیاسی وجود داشته باشد.
ممکن است گاهی مشاهده شود که کارتلهای مخدری در دولتهای قدرتمند مانند مکزیک نیز نفوذ و قدرت زیادی دارند، اما بهطور کلی، پدیده دولت مخدری در میان دولتهای ضعیف با اقتصاد ملی آسیبدیده و درآمد سرانه پایین شیوع بسیار بالاتری دارد. میزان این نفود با توجه به متغیرهایی همچون وجود سایر گروههای صاحبنفوذ، مقاومت دولت، فرهنگ عمومی، جبر جغرافیایی و بازیگران خارجی تغییر میکند.
دولت مخدری در غرب آسیا
در منطقه غرب آسیا، بیشتر کشورهایی که در مسیر قاچاق تریاک و متآمفتامین از مبدأ افغانستان قرار دارند بهنوعی با فشارهای ناشی از شبکه قاچاق مواد مخدر دستوپنجه نرم میکنند. افغانستان، ترکیه، پاکستان، سوریه و لبنان از جمله دولتهای این منطقهاند که تحت تأثیر شبکه قدرت و ثروت کارتلهای قاچاق مواد قرار دارند. بهعنوان مثال، با اوج گیری جنگ داخلی و تضعیف دولت مرکزی در دمشق، واحدهای نظامی- انتظامی این کشور از امکانات کافی برای مقابله با کارتلهای مخدری در مسیر تولید و قاچاق کپتاگون به منطقه خلیج فارس و قاره اروپا برخوردار نبودند. علاوهبر این، عدم کنترل دولت سوریه بر 30 درصد از خاک این کشور زمینه برای فعالیت گروههای تروریستی در زمینه تولید این قرص ممنوعه را تسهیل کرده است. در چنین شرایطی، حجم قدرت و ثروت گروههای مرتبط با جرایم سازمان یافته میتواند به جریان «مبارزه با مواد مخدر» در سوریه ضربه جدی وارد کند. براساس گزارشهای منتشرشده از سوی اتحادیه اروپا، گردش مالی تجارت کپتاگون رقمی بالغ بر 50 میلیارد دلار است. البته در بازنمایی وضعیت مخدری در سوریه نوعی نگاه غیر واقعی از سوی دولتهای غربی وجود دارد که سبب میشود دولت اسد مقصر وضعیت فعلی در خصوص تولید و قاچاق کپتاگون معرفی شود. این در حالی است که در این گزارشها اندک اشارهای به نقش معارضان و گروههای تروریستی در تضعیف حاکمیت مرکزی و مسئله نارکوتروریسم نمیشود.
حرف آخر
تولید، ترانزیت و قاچاق مواد مخدر در جهان امروز پرسودترین تجارت پس از تجارت اسحله است؛ سود سالانه تجارت مواد مخدر 600 میلیارد دلار معادل 8 درصد کل تجارت جهانی است. این رقم قابل توجه سبب میشود بسیاری از کارتلهای مواد مخدر منابع مالی چشمگیری به دست آورند و اینگونه، بر سیاستگذاری و عملکرد دولتهای شکننده و دولتهای شکست خورده تاثیر بگذارند و حتی اداره امور را به دست بگیرند. این دولتها به دلیل مشکل دائمی در تامین منابع مالی تمایل زیادی به برقراری ارتباط با کارتلها و افزایش درآمد خود دارند. چنین نیاز دوطرفهای زمینه خلق دولت مخدری را بهعنوان یکی از آسیبهای بزرگ قرن اخیر فراهم کرده است.
منابع
Language Matters: Is My Country a “Narco-state”?
https://www.oxfordreference.com/display/10.1093/acref/9780199599868.001.0001/acref-9780199599868-e-1236
https://www.vocabulary.com/dictionary/narco-state