آسیب‌شناسی مصرف مواد در میان زنان ایرانی

آسیب‌شناسی مصرف مواد در میان زنان ایرانی

مصرف مواد در میان زنان ایرانی همگام با تغییرات اجتماعی روی‌داده در قرن اخیر افزایش یافته است. یکی از این تغییرات، تحول الگوی تبلیغات و فروش کالا و خدمات است. ظهور شبکه‌های اجتماعی و تغییر شکل رسانه‌ها به ارتباطات غایب اما گسترده، تبلیغات را از شکل سنتی به شکلی جدید تبدیل کرده است. نتیجه این تحولات، از یک سو، دسترسی آسان و گسترش کسب و کار و تجارت بوده است و از سوی دیگر، مخاطراتی جدی که منجر به گسترش برخی آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد شده است. الگوی جدید تبلیغات انواع مواد طی سال‌های اخیر، الگوی جنسیتی مصرف مواد، به ویژه انواع مواد محرک و روان‌گردان را تحت تاثیر خود قرار داده است. تغییرات الگوی جنسیتی مصرف مواد به این معنا است که اگر تا چند سال پیش عموماً در ذهن ما فرد معتاد دارای جنسیت مردانه بود، امروزه رشد آمار اعتیاد زنان و مصرف مواد در میان زنان ایرانی همه تصورات گذشته را به چالش کشیده است.

آمار مصرف مواد در میان زنان ایرانی

بر اساس گزارش دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل متحد، نسبت زنان در جمعیت مصرف‌کننده مواد از ۱۰ درصد در کشورهای آسیایی تا ۴۰ درصد در کشورهای اروپایی تخمین زده شده است. بیشترین اطلاعات درباره آمار مصرف مواد در میان زنان ایرانی مربوط به گزارش‌های آماری سازمان بهزیستی در سال‌های اخیر است که اطلاعات تمامی مراجعه‌کنندگان به مراکز درمانی سراسر کشور را شامل می‌شود. در این گزارش‌ها، زنان ۶ درصد مراجعه‌کنندگان را تشکیل می‌دهند. مراکز درمانی مهم‌ترین مکان دسترسی به معتادان است و بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان در این مراکز جمع‌آوری می‌شود، اما شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده می‌شود و نادیده گرفتن و توجه اندک به بحث اعتیاد زنان در آینده‌ای نه چندان دور عواقب ناگواری را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

در دو دهه گذشته شاهد تغییر ناگهانی در تعداد زنان معتاد ایران بوده‌ایم؛ به گونه ای که  در سال ۱۳۸۰ ، حدود سی و پنج هزار زن معتاد وجود داشت که متاسفانه در سال ۱۳۸۵ این رقم دو برابر شد.  در سال ۱۳۹۲ و پس از بررسی‌های کارشناسی، تعداد معتادان زن نسبت به سال ۸۰ چهار برابر و نسبت به سال ۸۵ دو برابر شده است. این روند افزایش دو برابری به هر پنج سال ختم نشده است و در آماری نگران‌کننده که در سال ۱۳۹۳ اعلام شد، تعداد معتادان زن در جامعه به صد و سی و هشت هزار نفر رسید که این خود یک فاجعه بزرگ به حساب می‌آید.

پیامدهای مصرف مواد در میان زنان ایرانی

زنان یکی از گروه‌های اجتماعی مهم جامعه‌اند که ارتباط موثری با دیگر گروه‌های اجتماعی دارند و علاوه بر وظایف شخصی و خانوادگی خود، نقش فعالی در پیشرفت‌های اجتماعی و توسعه پایدار ایفا می‌کنند. به دلیل این نقش بسیار مهم زنان در جامعه، سیاست‌مداران بسیاری از کشورها ایجاد جامعه سالم را در گروی وجود زنان فعال و سالم می‌دانند. در این میان، آموزش زنان و مشارکت آنان نقش مهمی در توسعه کشورها دارد.

امروزه حدود نیمی از جمعیت شاغلان را زنان تشکیل می‌دهند. این حضور گسترده پیامدهای مهمی همچون افزایش سطح درآمد خانواده، کاهش بار سرپرستی مردان در خانواده، بالا رفتن عرضه نیروی کار و رشد اقتصادی داشته است. اما از سوی دیگر، با تغییر جایگاه سنتی زنان و آگاهی یافتن آن‌ها از شیوه‌های متفاوت نقش‌آفرینی فردی و اجتماعی، سبک زندگی جدیدی برای آن‌ها تعریف شده است. حضور اجتماعی بیشتر زنان، افزایش زنان تحصیل‌کرده و شاغل، افزایش درآمد، پذیرش‌های نقش های جدیدی که تا پیش آز آن مردانه محسوب می‌شد و حتی برخی تغییرات هویتی ویژگی‌های این سبک جدید است. در این میان، هویت به‌عنوان حوزه‌ای که به رابطه فرد با خود و دیگران معنا می‌دهد، اهمیت ویژه‌ای دارد.

امروزه زنان نیز همچون مردان در معرض مخاطرات جدی‌ای مانند اعتیاد قرار دارند. رشد آمار اعتیاد زنان در سال‌های اخیر همراه با بروز پدیده‌ای به نام زنانه‌شدن اعتیاد، در بسترهای اجتماعی و اقتصادی جدید رقم خورده است. گزارش‌های اخیر بیانگر افزایش تعداد زنان معتاد و رشد مرگ و میر آنان در اثر سوءمصرف مواد است. اکنون چند الگوی مشخص در مصرف مواد در میان زنان ایرانی و اعتیاد زنان مانند کاهش سن اعتیاد، شروع خطرناک مصرف مواد، کاهش شکاف جنسیتی و تغییر الگوی مصرف از مواد سنتی به مواد محرک و روان‌گردان برجسته شده است.

سیر تاریخی اعتیاد زنان ایرانی

بررسی سیر تاریخی اعتیاد زنان ایرانی در سه دهه اخیر نشان می‌دهد که نسل اول زنان مصرف‌کننده مواد مخدر به واسطه باور غلط تسکین‌بخشی و خاصیت درمانی برخی مواد مخدر، نسل دوم بیشتر به واسطه همراهان خود مانند همسران، شرکای جنسی و پدران و نسل سوم زنان مصرف‌کننده مواد هم‌زمان با گسترش حضور زنان در فضاهای عمومی شکل گرفته‌اند. این روند با معرفی برخی مواد تحت عنوان مواد زنانه و تبلیغ آن‌ها به ‌عنوان مواد غیراعتیادآور موجب گسترش گرایش مصرف مواد در میان زنان ایرانی شده است. از این رو، می‌توان گفت الگوهای رایج اعتیاد زنان در حال دگرگونی است و شامل این موارد می‌شود:

  • افزایش گرایش زنان به مصرف برخی از مواد به حضور آن‌ها در برخی محیط‌ها مانند آرایشگاه‌ها، باشگاه‌ها، استخر و جمع‌های زنانه مرتبط است.
  • حضور بیشتر زنان در این مکان‌های اجتماعی و عمومی موجب شده است تا مافیای مواد با معرفی مواد در این محیط‌ها و تبلیغ مبنی بر اعتیادآور نبودن و خاصیت کاهش وزن، زنان را بیشتر به مصرف مواد تشویق کند؛
  • برخی زنان با مشکلات روحی و روانی شدیدی دست‌به‌گریبان‌اند و مصرف خودسرانه برخی از مواد تسکین‌دهنده و آرام بخش از دلایل اصلی گرایش آنان به اعتیاد به شمار می‌رود.

با تاکید بر تفاوت‌های جنسیتی زنان و مردان باید گفت وضعیت زنان در بحث گرایش به انواع مواد و حتی فرایند ترک آن به مراتب دشوارتر و خطرناک‌تر ازمردان است. سازگاری بیشتر برخی مواد با هورمون‌های زنانه احتمال افزایش اعتیاد در شرایط یکسان برای زنان را ۱۹ برابر مردان کرده است. علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌دهد، زنانی که مواد محرک مصرف می‌کنند خیلی زود مهارت‌های اجتماعی و توان بدنی خود را از دست می‌دهند. از طرفی، ناهنجاری‌های مصرف مواد در زنان مانند تغییر زودهنگام چهره، از دست دادن شغل و موقعیت اجتماعی و خانوادگی، طرد شدگی، اجبار به روسپی‌گری برای تأمین هزینه‌ها از مشکلاتی است که مانع درمان مصرف مواد در زنان ایرانی می‌شود.

منابع

https://nida.nih.gov/sites/default/files/substanceuseinwomenrr_final_09162016.pdf