مقدمه
در جوامع امروزی، پدیده اراذل و اوباش به یکی از چالشهای عمیق اجتماعی، فرهنگی و امنیتی بدل شده است. این گروهها معمولاً فاقد یک سیستم ارزشمند ارزشی هستند و رفتارهایشان اغلب بر پایه منافع زودگذر، هیجانات ناپایدار و تأثیرپذیری از محیط پیرامون شکل میگیرد. شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، از جمله عواملی است که بستر مناسبی برای شکلگیری و گسترش این پدیده فراهم آورده است. برای مقابله با این معضل، نیازمند شناخت دقیق و همهجانبه علل بروز آن و طراحی راهکارهای مؤثر هستیم.
علل بروز و گسترش اراذل و اوباش
۱. فروپاشی طبقه متوسط جامعه
یکی از مهمترین دلایل رشد پدیده اراذل و اوباش، از بین رفتن طبقه متوسط به دلیل مشکلات اقتصادی است. طبقه متوسط، ستون فقرات پایداری اجتماعی و فرهنگی یک جامعه به شمار میآید. با تضعیف این طبقه، افراد بیشتری به سوی حاشیه رانده میشوند و به جای دستیابی به موفقیت از طریق مسیرهای مشروع، جذب رفتارهای پرخطر و گروههای بزهکار میشوند. افزایش شکاف طبقاتی، بیثباتی اقتصادی و احساس محرومیت نسبی، جوانان را مستعد جذب در شبکههای اراذل میکند.
۲. فقر اقتصادی و معیشتی
فقر گسترده، بیکاری و نبود فرصتهای اقتصادی مناسب، از دیگر عوامل تسهیلکننده گرایش به خشونت و بزهکاری هستند. جوانانی که فاقد امید به آینده بهتر هستند، بیشتر در معرض جذب توسط گروههای تبهکاری قرار میگیرند که وعده درآمد سریع و قدرت اجتماعی به آنها میدهند. وپس از کسب درآمد از راههایی مانند کیف قاپی و گوشی زنی و سرقت های خرد دیگران به کارهای کارگری و کارمندی نخواهد داد و به نوعی به پول کارهای پر خطر اما آسان روی میآورد که در مصاحبه های تلویزیونی با اراذل و اوباشی که برای سرقت دستگیر شده اند بخوبی مشهود است
۳. فقدان نظام ارزشی پایدار
اراذل و اوباش معمولاً فاقد نظام ارزشمند اخلاقی و اجتماعی هستند. رفتارهایشان مبتنی بر اصل منافع آنی و هیجانی است و کمتر به عواقب بلندمدت اعمال خود میاندیشند. در این میان، نهادهای تربیتی سنتی مانند خانواده، مدرسه و نهادهای دینی، نقش مؤثر خود را در آموزش ارزشهای پایدار تا حدودی از دست دادهاند.
۴. فقدان توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی
یکی دیگر از ریشههای عمیق بروز این پدیده، ضعف شدید فرهنگ مطالعه و کتابخوانی است. جامعهای که مطالعه و تفکر عمیق را ترویج نکند، بهناچار مستعد شکلگیری رفتارهای سطحی، هیجانی و ناهنجار خواهد بود. عدم دسترسی مناسب به کتابخانهها، گرانی کتاب، و نبود برنامههای فرهنگی مؤثر، به تشدید این وضعیت کمک کرده است. در مقایسه با کشورهایی که فرهنگ کتاب و کتابخوانی رایج است سطح گرایش به تمایلات بزهکارانه و فرهنگ اراذل و اوباش کاهش چشمگیری دارد
۵. آموزش نادرست یا ناکافی در دوران کودکی و نوجوانی
بسیاری از نوجوانان در خانوادههایی رشد میکنند که خود فاقد مهارتهای زندگی، کنترل هیجانات و تفکر انتقادی هستند. نبود الگوهای سالم، ترک تحصیل و رهاشدگی عاطفی در نوجوانی، بستر مناسبی برای جذب در شبکههای بزهکاری فراهم میکند. عدم موفقیت سیستم آموزشی کشور در ترویج تفکر ایثار و همکاری و احترام متقابل و احترام به قوانین در دوران رشد کودکان از دلایل گرایش به حوزه بزهکاری و تمایل به خشونت است
۶. تأثیر منفی فضای مجازی
در سالهای اخیر، رشد بیرویه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، ابعاد جدیدی به پدیده اراذل و اوباش افزوده است. ظهور و گسترش پیجهایی مانند «لاتهای تهران»، «خوبهای تهران» و «سلاطین تهران» که قهرمانسازی از چهرههای مجرم میکنند، باعث شده تا بسیاری از نوجوانان، خشونت و بیقانونی را به عنوان ارزشهای مثبت بپذیرند. الگوسازی از افرادی که رفتارهای خشن و قانونشکنانه دارند، نه تنها موجب عادیسازی این رفتارها شده، بلکه بهنوعی جایگزین الگوهای موفق مشروع اجتماعی گشته است.
۷. محیطهای اجتماعی ناسالم
محلههای جرمخیز، ضعف نظارت اجتماعی، ناکارآمدی نهادهای حمایتی و نبود فرصتهای سالم تفریحی و فرهنگی، همه عواملی هستند که سبب میشوند جوانان به سمت گروههای اراذل جذب شوند.برای پایش میدانی میتوانیم به مناطقی مانند منطقه شهید هرندی – خیابان های اطراف میدان شوش و دولت آباد و خیابان اتابک و…مراجعه گر
ویژگیهای شخصیتی اراذل و اوباش
– تمایل شدید به قدرتنمایی و خشونتورزی
– نداشتن احساس مسئولیت اجتماعی
– جلب توجه از طریق رفتارهای پرخطر و خلاف عرف
– استفاده ابزاری از خشونت برای دستیابی به منافع شخصی
– بیثباتی هیجانی و ضعف در برنامهریزی بلندمدت
– جذب سریع به گروههای بزهکار و احساس تعلق به جمعهای معارض اجتماعی
– تمایل به دیده شدن در فضای مجازی و کسب «شهرت» از طریق تخلف و خشونت
راهکارهای پیشگیرانه و مقابلهای
۱. تقویت بنیان خانواده
حمایت از خانوادهها در ابعاد اقتصادی، آموزشی و روانی میتواند نقش مؤثری در کاهش گرایش جوانان به رفتارهای ضد اجتماعی داشته باشد. آموزش مهارتهای فرزندپروری به والدین و افزایش آگاهی آنها نسبت به مخاطرات اجتماعی، امری ضروری است.بالا رفتن سطح آمار طلاق در سالهای اخیر که به اضمحلال کانون خانواده منتج میشود باعث میشود فرزندان طلاق بخصوص در مناطقی که از سطح اقتصادی در رابه پایین تری قرار دارند به نوعی دچار عقده های شوند که به دیلی عدم حمایت کافی و راهنمایی و مشاوره مناسب متاسفانه لمپن بازی و لات بازی را بعنوان رفتاری برای پوشش کمبودهای خود قرار میدهند
۲. توسعه آموزشهای مهارتهای زندگی در مدارس
آموزش مهارتهایی چون کنترل خشم، مدیریت هیجان، حل مسئله، تصمیمگیری صحیح و تفکر نقادانه، میتواند نوجوانان را در برابر جذب به گروههای بزهکار مقاومتر کند. اصولا آموزش و پرورش کشور ما با نادیده گرفتن حقایق اجتماعی هیچ رویکرد مناسبی برای دعوت نوجوانان و جوانان به کارهای خیر و آشنایی با فرهنگ اصیل ندارد
۳. بازسازی اقتصاد خرد و حمایت از طبقه متوسط
توسعه فرصتهای شغلی پایدار، حمایت از کسبوکارهای کوچک، و فراهمسازی بسترهای عدالت اقتصادی، در درازمدت میتواند مهمترین عامل پیشگیری از گسترش این معضل باشد.زیرا فقر اقتصادی باعث فقر فرهنگی و چرخه بی فرهنگی و بزهکاری ی را تشکیل میدهند
۴. مقابله با الگوسازی منفی در فضای مجازی
با راهاندازی کمپینهای آگاهسازی، تولید محتوای مثبت و معرفی قهرمانان واقعی در فضای مجازی، میتوان روند الگوسازی از افراد بزهکار را شکست. همچنین، قانونمند کردن فضای مجازی و برخورد قاطع با ترویج خشونت ضروری است. ایجاد آزادانه صفحات در شبکه های مجازی بخصوص اینستاگرام مانند خوبی تهران – سلاطین تهران – طرفدران امین آقا فرزانه – وحید مرادی و هانی کرده میتواند بستر بصری و شنیداری برای جوانان مستعد را فراهم آورد که برای مقابله با ترویج فرهنگ لمپن بازی و لات بازی پلیس فتا بایسی وسواس بیشتری فراهم آورد
۵. حمایت اجتماعی هدفمند
ارائه خدمات مشاورهای، ایجاد مراکز بازتوانی اجتماعی و برگزاری کارگاههای ارتقاء مهارتهای زندگی برای گروههای آسیبپذیر، گامی اساسی در مسیر پیشگیری و اصلاح خواهد بود. در مناطق جرم خیز تشکیل کانون های مشاوره ای و راهنمایی مذهبی و اجتماعی میتوان پناهگاهی فکری برای نوجوانان و جوانان این مناطق فراهم نمود
۶. ایجاد فضاهای فرهنگی و تفریحی سالم
ساخت کتابخانههای عمومی، ایجاد مراکز فرهنگی در محلات، توسعه ورزشهای همگانی و فراهم آوردن بسترهای تفریحی سالم، باعث کاهش گرایش جوانان به محافل ناسالم میشود.با ایجاد اماکنی که میتواند باعث تخلیه هیجانات دوران نوجوانی و جوانی شود میتوان از ایجاد هیجانات کاذب و چالش بر انگیز برای جامعه جلوگیری نمود
۷. اقدامات انتظامی و پیشگیرانه
افزایش حضور مؤثر نیروهای انتظامی در محلههای حساس، اجرای طرحهای نظارت هوشمند و کنترل جدی بر تحرکات مشکوک، برای جلوگیری از شکلگیری شبکههای اراذل ضرورت دارد.همچنین مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه نیز بایستی در قوانین فعلی که از سطح بازدارندگی کمی برخوردار است تجدید نظر نمایند
نتیجهگیری
مقابله مؤثر با پدیده اراذل و اوباش، نیازمند یک رویکرد ترکیبی است که شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انتظامی باشد. اصلاح زیرساختهای اقتصادی و بازسازی طبقه متوسط، تقویت فرهنگ کتابخوانی، مقابله هوشمندانه با محتوای مروج خشونت در فضای مجازی، و آموزش مهارتهای زندگی به نسل جوان، میتواند مسیر گسترش این پدیده مخرب را سد کند. آیندهای روشن تنها در صورتی امکانپذیر است که جامعه بتواند الگوهای سالم موفقیت را جایگزین الگوسازیهای مخرب کند و فرصتهای واقعی برای رشد و پیشرفت را برای همه اقشار، به ویژه جوانان، فراهم آورد.